حذف فرماندهان ارشد و خلاء قدرت: آیا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی آتش به اختیار شدهاند؟
ترکیه و جمهوری آذربایجان تازهترین کشورهایی هستند که هدف حملات جمهوری اسلامی قرار گرفتهاند. تهران پیشتر مسئولیت حملات به سایر کشورهای منطقه را پذیرفته، اما از پذیرش نقش مستقیم خود در هدف قرار دادن ترکیه و جمهوری آذربایجان خودداری میکند.
به نظر میرسد حذف شماری از فرماندهان ارشد نظامی جمهوری اسلامی به نوعی سردرگمی راهبردی عمیق در سطوح میانی و پایینتر ساختار نظامی انجامیده است؛ وضعیتی که میتواند به اقدامهای پراکنده و بدون هماهنگی کامل در میدان منجر شود.
ناظران معتقدند در چنین شرایطی برخی نیروها عملا به شکل «آتش به اختیار» عمل میکنند؛ رویکردی که سالها مورد تایید علی خامنهای، دیکتاتور کشتهشده ایران، بود و در ادبیات رایج در جمهوری اسلامی از آن بهعنوان استراتژی جنگهای نامتقارن یاد میشود.
با این حال، گسترش چنین رفتاری، مدیریت تصمیمهای عملیاتی و کنترل پیامدهای آن را برای حکومت، و بهویژه ساختار نظامی آن، دشوارتر کرده است.
جمهوری اسلامی و حمله به دستکم ۱۲ کشور
جمهوری اسلامی از زمان آغاز مناقشه کنونی دستکم ۱۲ کشور منطقه را هدف قرار داده است: امارات متحده عربی، عربستان سعودی، بحرین، کویت، اردن، قطر، عراق، عمان، اسرائیل، قبرس، ترکیه و جمهوری آذربایجان.
تهران اغلب این حملات را با استناد به فعالیت پایگاههای نظامی آمریکا در این کشورها توجیه میکند. علی خامنهای، رهبر سابق جمهوری اسلامی، پیش از آغاز حملات اسرائیل و آمریکا هشدار داده بود که اگر جنگی دربگیرد، این جنگ منطقهای خواهد بود.
با توجه به حضور پایگاهها و تاسیسات نظامی کشورهایی چون بریتانیا، فرانسه و استرالیا در منطقه، میتوان گفت پیامدهای حملات جمهوری اسلامی عملا منافع این کشورهای غربی را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
حمله پهپادی به جمهوری آذربایجان
صبح پنجشنبه ۱۴ اسفند، در حمله پهپادی جمهوری اسلامی به منطقه نخجوان آذربایجان دو نفر زخمی شدند.
طبق اعلام رسمی باکو، یک پهپاد ساختمان ترمینال فرودگاه نخجوان را هدف قرار داد و پهپاد دیگر در نزدیکی ساختمان مدرسهای در روستای شکرآباد سقوط کرد.
الهام علیاف، رییس جمهوری آذربایجان، با اشاره به این حمله گفت: «افراد بیشرف که این اقدام تروریستی را انجام دادهاند، پشیمان خواهند شد.»
او تاکید کرد مقامهای حکومت ایران باید در این زمینه توضیح دهند و عذرخواهی کنند.
علیاف افزود باکو در هیچ عملیاتی علیه جمهوری اسلامی مشارکت نکرده و نخواهد کرد.
او ادامه داد: «جمهوری آذربایجان به تخلیه کارکنان سفارت جمهوری اسلامی در لبنان کمک کرده، اما در مقابل به شکلی ناجوانمردانه به ما ضربه میزنند.»
انکار جمهوری اسلامی
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، در گفتوگو با همتای خود در جمهوری آذربایجان، نقش حکومت ایران در حمله پهپادی به نخجوان را تکذیب کرد و گفت تهران در حال انجام تحقیقات در این باره است.
ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نیز مسئولیت حمله پهپادی به جمهوری آذربایجان را نپذیرفت و اعلام کرد اسرائیل این عملیات را برای «متهمسازی» تهران انجام داده است.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، نقش جمهوری اسلامی یا «جبهه مقاومت» را در حمله پهپادی به جمهوری اسلامی تکذیب کرد و نوشت: «هدف قرار دادن خاک کشورهای منطقه، از جمله جمهوری آذربایجان، جزو خطوط قرمز راهبردی ایران محسوب میشود.»
این رسانه حکومتی هم اسرائیل را مسئول این حمله معرفی کرد و افزود اسرائیل در پی «گسترش دایره جنگ» است.
«محور مقاومت» عنوانی است که مقامها و رسانههای جمهوری اسلامی برای گروههای مسلح مورد حمایت تهران در منطقه، نظیر حماس، جهاد اسلامی، حزبالله، حشد شعبی و حوثیهای یمن، استفاده میکنند.
سیاست تکذیب
۱۳ اسفند شلیک یک موشک از ایران به سوی ترکیه و انهدام آن از سوی سامانههای دفاعی ناتو خبرساز شد.
در پی این اقدام، ترکیه سفیر جمهوری اسلامی را احضار کرد. واکنش حکومت ایران اما باز هم چیزی جز انکار نبود.
ستاد کل نیروهای مسلح در واکنش به این رویداد اعلام کرد «به حاکمیت کشور همسایه و دوست، ترکیه، احترام میگذارد» و شلیک موشک به سوی این کشور را تکذیب میکند.
تسلیحات در دست آتش به اختیارها
عمان در ماههای اخیر تلاش کرده بود با بهکارگیری ظرفیتهای دیپلماتیک خود از وقوع جنگ علیه جمهوری اسلامی جلوگیری کند. مسقط نقش میانجی میان تهران و واشینگتن را بر عهده داشت و در عمل میکوشید مانع از تشدید تنشها در منطقه شود.
این تلاشها ناکام ماند. در نهایت حملات آمریکا و اسرائیل آغاز و دیکتاتور تهران کشته شد؛ رخدادی که معادلات منطقه را وارد مرحلهای تازه کرد.
در چنین شرایطی، کمتر کسی انتظار داشت عمان نیز در فهرست اهداف جمهوری اسلامی قرار گیرد. اما حتی این کشور که در سالهای گذشته بهعنوان یکی از معدود شرکای نزدیک تهران شناخته میشد، از حملات در امان نماند و بندر الدقم عمان هدف قرار گرفت.
شاید بتوان سرنخ حملات اخیر به ترکیه و جمهوری آذربایجان را در واکنش عراقچی به حمله به عمان جستوجو کرد.
عراقچی ۱۰ اسفند گفت: «آنچه در عمان رخ داد، انتخاب ما نبود.»
او افزود: «ما قبلا به نیروهای مسلح خود دستور دادهایم که در انتخاب اهداف دقت کنند. در واقع، نیروهای نظامی ما اکنون عملا بهصورت مستقل و تا حدی جدا از یکدیگر عمل میکنند. آنها بر اساس دستورالعملهای کلی که از پیش به آنها داده شده، اقدام میکنند.»
معنایی چنین رویکردی این است که نیروهای مستقل و جدا از هم، تنها در چارچوب دستورالعملهای کلی و حتی در مواردی بدون اطلاع عالیترین سطوح فرماندهی، دست به اقدام میزنند. در نتیجه این تشتت و سردرگمی، جمهوری اسلامی در برابر برخی از حملات نیروهای خود ناچار به تکذیب میشود، هرچند بسیاری از بازیگران منطقهای همچنان تهران را مسئول فضای بیثباتکننده موجود میدانند.
به باور تحلیلگران، سیاست بقا براساس اقدامات پرخطر، انتحاری و شتابزده را میتوان نشانهای از فرسایش انسجام در سازوکار تصمیمگیری و تضعیف عقلانیت راهبردی در ساختار حکمرانی جمهوری اسلامی دانست.
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی ویدیویی گفت: «همانطور که پس از هلاکت خامنهای تاکید کردم، هرگونه جانشینسازی برای او از پیش شکستخورده است. هر نامی که معرفی شود، چه مجتبی باشد یا حسن، فاقد مشروعیت است و در کارنامه خونین این رژیم و رهبران جنایتکارش، خمینی و خامنهای، شریک خواهد بود.»
او افزود: «رژیم در حال سقوط جمهوری اسلامی مشروعیتی ندارد. تنها جایگزین این رژیم، سامانه گذار است که چارچوب آن از طریق کتابچه مرحله اضطراری پروژه شکوفایی ایران به اطلاع شما رسیده است.»
شاهزاده رضا پهلوی خطاب به کارگزاران پیشین و کنونی جمهوری اسلامی که به گفته او «دستشان به خون ملت آغشته نیست»، گفت: «به اراده ملت احترام بگذارید، بیدرنگ و بدون خشونت قدرت را واگذار کنید، پیوستن خود به انقلاب شیروخورشید را اعلام کنید و در گذار باثبات و امن ایران به یک دولت منتخب ملی سهیم شوید.»
او در ادامه خطاب به جامعه جهانی گفت: «در کنار ملت ایران بایستید، نامشروع بودن جمهوری اسلامی را اعلام کنید و سامانه گذار را بهعنوان نماینده اراده ملت به رسمیت بشناسید. پیروزی نزدیک است. ملت ایران آزاد خواهد شد و به یاد خواهد سپرد چه کسانی در دوران سختی در کنارش ایستادند.»
مجتبی خامنهای، دومین پسر علی خامنهای، شامگاه یکشنبه ۱۷ اسفند بهعنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی معرفی شد. چهرهای که سالها یکی از بانفوذترین بازیگران غیررسمی قدرت در حکومت ایران بود و نقشی مهم در هسته سخت قدرت ایفا میکرد، اکنون بهطور رسمی جانشین پدرش شده است.
او هرچند در فضاهای عمومی ظاهر نمیشد و در تمام سالهای گذشته کوشید چهرهای مرموز و پشت پرده بماند، اما گرهگاهی اصلی در ساختار شبکهای بود که بیت، نهادهای امنیتی و پروژه انتقال قدرت را به هم متصل میکرد؛ گرهی که سالها «در سایه» عمل کرد، اما اثرش در لحظههای بحران، از انتخابات مناقشهبرانگیزسال ۸۸ تا جنگ ۱۴۰۳ قابل ردیابی بود.
از مشهد تا بیت رهبری
مجتبی حسینی خامنهای در سال ۱۳۴۸ در مشهد به دنیا آمد و دومین پسر علی خامنهای بود؛ خانوادهای روحانی که با انقلاب ۱۳۵۷ از حاشیه حوزه و سیاست به قلب قدرت جمهوری اسلامی راه یافت.
پس از انقلاب، خانواده خامنهای به تهران مهاجرت کردند و مجتبی در مدرسه علوی، یکی از پایگاههای مهم تربیت نخبگان مذهبی-سیاسی نزدیک به نظام، تحصیل کرد؛ مدرسهای که بعدها بسیاری از مدیران و مسئولان جمهوری اسلامی از دل آن بیرون آمدند.
در سالهای جنگ ایران و عراق، او در «گردان حبیب» حضور داشت؛ واحدی که علاوه بر وجه نظامی، به هستهای برای شکلگیری شبکهای از روابط سپاهی و امنیتی تبدیل شد و شمار قابل توجهی از فرماندهان امروز نظامی-اطلاعاتی، همرزمان همان دورهاند.
ارتقای علی خامنهای به رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۸ نقطه عطف زندگی مجتبی بود؛ از فرزند یک رییسجمهور و خطیب شناختهشده، به فرزند رهبر تبدیل شد. در همان سالها مسیر تحصیلات حوزوی خود را در تهران و قم ادامه داد و بهعنوان روحانیای در حد علمی «حجتالاسلام» شناخته شد.
نفوذ سیاسی بدون جایگاه رسمی
مجتبی خامنهای هرگز در دولت و ساختار حاکمیت جممهوری اسلامی مقام رسمی نداشت؛ نه وزیر بود، نه نماینده و نه فرمانده علنی سپاه.
بااینحال، رسانههای غربی او را «سختگیر»، «شبکهگردان پشت پرده قدرت» و «یکی از بانفوذترین چهرههای روحانیت حاکم» توصیف کردهاند؛ کسی که با وجود حضور بسیار محدود در انظار عمومی، از طریق حلقههای درونی بیت رهبری بر فرآیند تصمیمسازی اثر میگذاشت.
در یک تلگراف دیپلماتیک آمریکا در سال ۱۳۸۶ که بعدها افشا شد، سه منبع ایرانی از مجتبی خامنهای بهعنوان «مسیر دسترسی» به علی خامنهای نام بردند. این تعبیر پس از آن در گزارشهای رسانهای تکرار شد.
در ادبیات تحلیلی، او نماد نوعی «کارگزار بیتمحور» بود: چهرهای بدون امضای رسمی، اما با مجموعهای از «کلیدها» در دست؛ کلیدهایی برای گشودن قفل دسترسی به رهبر، قفل هماهنگی میان بیت و نهادهای امنیتی و قفل پیامرسانی در بزنگاههای حساس.
بیت رهبری: از خانه تا نهاد حکمرانی
در جمهوری اسلامی، بیت رهبری بهتدریج از یک دفتر و خانه شخصی به یک نهاد حکمرانی تبدیل شد؛ نهادی که کنار شورای نگهبان، سپاه پاسداران، قوه قضاییه و شبکهای از بنیادهای اقتصادی، وزن مستقل در توازن قدرت پیدا کرد.
در این ساختار، مدیریت «دسترسی» به رهبر، خود به ابزار قدرت بدل شد: اینکه چه کسی در چه زمانی و با چه دستورکاری بتواند با علی خامنهای دیدار کند، بر نتیجه بسیاری از تصمیمها اثر داشت. گزارشها حاکی از آن است که مجتبی خامنهای در مدیریت این دسترسیها و هماهنگیهای پشت پرده نقش پررنگی داشت.
او در کنار چهرههایی مانند محمد محمدی گلپایگانی و وحید حقانیان، بخشی از «شبکه سایه» دفتر رهبری به شمار میرفت؛ شبکهای از روحانیون و مدیران امنیتی-اداری که بسیاری از خطوط اصلی سیاست داخلی و خارجی از کانال آنها میگذشت.
همین جایگاه موجب شد در بسیاری از روایتها، او با نقشی که احمد خمینی، پسر بنیانگذار جمهوری اسلامی مشهور به یادگار امام، در ۱۰ سال نخست شکلگیری حکومت ایفا کرد، مقایسه شود. احمد خمینی نیز به ایفای نقش بهعنوان حلقه واسط بیت با نهادهای امنیتی و سیاسی شهرت داشت البته آنچه ساخت از لحاظ ساختارمند بودن و درهمتنیدگی با نهادهای نظامی و اقتصادی به قوت آنچه مجتبی خامنهای ساخت، نبود.
پیوند با سپاه و نهادهای امنیتی
تقریبا همه مطالب معتبر درباره مجتبی خامنهای یک نقطه مشترک دارند: پیوند نزدیک، عمیق و بلندمدت او با سپاه پاسداران و بهویژه شاخههای امنیتی آن. او طی دو دهه، روابط مستحکمی با فرماندهان سپاه، از نیروی قدس تا بسیج و اطلاعات سپاه، ایجاد کرد و همین پیوند، نفوذ او را در ساختار سیاسی و امنیتی کشور بهشدت افزایش داد.
وزارت خزانهداری آمریکا هنگام تحریم او در سال ۱۳۹۸ اعلام کرد که علی خامنهای بخشی از مسئولیتهای خود را به مجتبی سپرده و او «به نمایندگی از رهبر» عمل میکند. در متن رسمی به همکاری او با فرمانده نیروی قدس و بسیج برای پیشبرد «اهداف بیثباتکننده منطقهای و اهداف سرکوبگرانه داخلی» اشاره شده بود.
یک گزارش تحلیلی از اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسیها نیز تاکید میکند که مجتبی خامنهای بههمراه چند چهره دیگر، از سوی وزارت خزانهداری آمریکا بهعنوان بخشی از یک «شبکه سایه» در «دایره درونی» رهبر معرفی شدند؛ شبکهای که طراحی و اجرای بخش مهمی از سیاستهای امنیتی را بر عهده داشت.
انتخابات، رقابتهای درون حاکمیت و پرونده ۱۳۸۸
نام مجتبی خامنهای از میانه دهه ۱۳۸۰ با انتخابات ریاستجمهوری و رقابتهای درون حاکمیت گره خورد.
او بهطور گسترده بهعنوان یکی از عوامل پشتپردهای دیده میشد که در صعود غیرمنتظره محمود احمدینژاد در انتخابات ۱۳۸۴نقش داشت. مهدی کروبی، نامزد اصلاحطلب، در نامهای رسمی به علی خامنهای از نقش مجتبی در حمایت از احمدینژاد شکایت کرد؛ ادعایی که رهبر وقت رد کرد، اما در حافظه سیاسی منتقدان باقی ماند.
در انتخابات مناقشهبرانگیز ۱۳۸۸ و سرکوب جنبش سبز، برخی گزارشهای رسانهای، عمدتا مبتنی بر منابع ناشناس، مدعی شدند مجتبی در هماهنگی با سپاه و بسیج نقش فعالی در مدیریت برخورد با معترضان داشت. هرچند این ادعاها هرگز در قالب سند رسمی داخلی تایید نشد، اما یکی از محورهای ثابت روایت مخالفان در سال ۱۳۸۸ و پس از آن بود. در آن اعتراضات مردم شعار میدادند: مجتبی بمیری/ رهبری رو نبینی.
در اعتراضات ۱۴۰۱ پس از کشتهشدن مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشتارشاد، او بار دیگر به نماد «بیت-سپاه-سرکوب» در شعارها و تحلیلهای منتقدان تبدیل شد و شخصیسازی نقد ساختار قدرت، بهویژه علیه او، شدت گرفت.
تحریمهای آمریکا و رسمیت یافتن نقش غیر منتخب
در پاییز ۱۳۹۸، وزارت خزانهداری آمریکا در چارچوب فرمان اجرایی ۱۳۸۷۶، شبکهای از نزدیکان علی خامنهای را تحریم کرد؛ شبکهای که در بیانیه رسمی «یک شبکه سایه از مشاوران نظامی و سیاست خارجی رهبر» توصیف شد.
در این بیانیه، نام مجتبی خامنهای در کنار چهرههایی مانند محمدی گلپایگانی، وحید حقانیان و چند فرمانده ارشد سپاه قرار داشت؛ همگی در قالب «دایره درونی» و «شبکه سایه» معرفی شدند که «دههها مردم ایران را سرکوب کرده و سیاستهای بیثباتکننده را پیش بردهاند».
مجتبی خامنهای در کنار وحید حقانیان
درباره مجتبی بهروشنی گفته شد که او هرچند هرگز هیچ سمت دولتی بر عهده نگرفته و در منصبهای انتخابی و انتصابی مسئولیتی نداشته، اما «به نمایندگی از رهبر» عمل میکند و بخشی از وظایف علی خامنهای به او محول شده است، از جمله همکاری نزدیک با نیروی قدس و بسیج.
این زبان حقوقی، چنین تصویری از او تثبیت کرد: نه یک روحانی عادی و نه صرفا پسر رهبر، بلکه بازیگری محوری در «شبکه سایه» دفتر رهبری.
جانشینی و معضل «ولیعهدی»
سالها پیش از مرگ علی خامنهای، سناریوی جانشینی او در مرکز توجه تحلیلگران قرار گرفت و نام مجتبی در صدر فهرست گزینهها تکرار شد؛ بهویژه پس از مرگ ابراهیم رئیسی در سانحه سقوط هلیکوپتر در سال ۱۴۰۳ که موازنه میان چهرههای محتمل را تغییر داد.
رویترز، نیویورکتایمز و ایراناینترنشنال او را یکی از جدیترین نامزدهای رهبری معرفی کردند؛ نامزدی که برای هسته سخت حاکمیت، بهویژه سپاه، دو مزیت داشت: «تداوم» بهعنوان فرزند رهبر و ادامه شخصیسازی قدرت و «کنترل» بهدلیل پیوندهای امنیتی و آشنایی با شبکههای درون نظام.
اما همین ویژگیها، معضل دیگری را پررنگ میکرد: اتهام «ولیعهدی» در نظامی که با شعار ضد سلطنت شکل گرفته است.
مساله رتبه حوزوی نیز در کنار این حساسیت سیاسی قرار داشت؛ او عمدتا بهعنوان «حجتالاسلام» شناخته میشد و هرچند برخی رسانههای حوزوی در سالهای پایانی از عنوان «آیتالله» برای او استفاده کردند، این عنوان در میان بخشی از روحانیت و افکار عمومی محل مناقشه بود؛ مشابه همین جدلها درباره مرجعیت علی خامنهای در سال ۱۳۶۸ نیز وجود داشت.
پس از کشته شدن دیکتاتور تهران در حملات آمریکا و اسرائیل، ایراناینترنشنال گزارش داد که مجلس خبرگان، زیر فشار سپاه پاسداران و در بحبوحه جنگ، مجتبی را بهعنوان رهبر جدید برگزیده است.
همان زمان، منتقدان در داخل و خارج، این روند را نشانهای از «سلطنتی شدن» جمهوری اسلامی میخواندند و آن را ضربهای دیگر به مشروعیت انقلابی نظام تعبیر میکردند. گزارش اختصاصی ایراناینترنشنال در این مورد در ۱۴ اسفند منتشر شد.
مجتبی خامنهای در راهپیمایی حکومتی
چرا مجتبی خامنهای مساله ماندگار سیاست ایران است؟
مجتبی خامنهای در معماری قدرت جمهوری اسلامی، نمونهای از بازیگران «بیسِمَت و پرنفوذ» است؛ بازیگرانی که نامشان روی هیچ تابلو و سردری دیده نمیشود، اما کلید بسیاری از قفلهای قدرت را در دست دارند.
پرونده او، از نقش در بیت و پیوند با سپاه تا تحریمهای آمریکا و بحث جانشینی، نشان داد که در نظامهای شخصیسازیشده، فهم شبکههایی که در سایه عمل میکنند، گاه برای تحلیل آینده، مهمتر از شناخت مقامهای رسمی است.
معرفی رسمی مجتبی خامنهای بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی، فارغ از قضاوت درباره کارنامه و نقش او، یک نکته را روشنتر میکند: در لحظههای بحران، آنچه تعیینکننده است فقط نامها نیستند، بلکه شبکههاییاند که این نامها به آنها تنیده شدهاند؛ شبکههایی که اکنون با قرار گرفتن یکی از گرههایشان در رأس هرم قدرت، میتوانند مسیر سیاست ایران را در سالهای پیشرو بازترسیم کنند.
البته همه اینها در صورتی معنا پیدا میکند که او و حکومتی که بر راس آن قرار گرفته است، از حملات آمریکا و اسرائیل جان سالم به در ببرد، بتواند از پناهگاه خارج شود و در عمل بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی ظاهر شود.
ارتش اسرائیل اعلام کرد که صبح روز پنجشنبه، موج دوازدهم حملات در تهران را تکمیل کرده و در حملات در استان البرز، مقر یگان ویژه هدف قرار گرفت.
صبح روز پنجشنبه انفجارهایی در بسیاری مناطق تهران و البرز به وقوع پیوسته بود.
ارتش اسرائیل اعلام کرد در حملات در استان البرز، مقر یگان ویژه رژیم تروریستی ایران که مسئول تمامی نیروهای انتظامی است، هدف قرار گرفت.
همچنین در مناطق دیگری در تهران، ارتش اسرائیل اهدافی متعلق به سپاه پاسداران و سازمان بسیج را به همراه یک مقر مرکزی نیروهای مسلح امنیت داخلی هدف قرار داده است.
ارتش اسرائیل گزارش داده دهها مقر و سایت دیگر که رژیم از آنها برای ذخیره و تولید انواع مختلف تسلیحات استفاده میکرد، مورد حمله قرار گرفتند.
در ششمین روز جنگ، حملات آمریکا و اسرائیل به اهداف نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی در تهران و چند شهر دیگر ادامه یافت؛ همزمان دامنه درگیری به کشورهای پیرامونی کشیده شد و اروپا از «صادر کردن جنگ» توسط تهران گفت.
در همین چارچوب، ارتش فرانسه نیز تایید کرد که حضور هواپیماهای آمریکا بهطور موقت در برخی پایگاههای این کشور در خاورمیانه مجاز شده است. 
تداوم حملات در ایران و تمرکز بر زیرساختهای امنیتی ـ نظامی امروز، ۱۴ اسفند، گزارشهای زیادی منتشر شد که از تداوم موج حملات در تهران و دیگر شهرها خبر داد؛ از جمله هدف قرار گرفتن ورزشگاه آزادی (سالن ۱۲ هزار نفری که بنا بر گزارشها محل تجمع بسیجیان بوده)، چیتگر و اتوبان حکیم. همزمان، ویدیوهای رسیده از تخریب یا آسیب به نقاطی مانند کلانتریها و مراکز مرتبط با سپاه (از جمله مرکز فناوری اطلاعات سپاه در حسینآباد/هروی) حکایت داشت.
گزارشهایی نیز از حمله به مواضع سپاه در تبریز (مقر سپاه عاشورا)، حملات در خرمآباد، سنندج (پادگان امامعلی سپاه بیتالمقدس)، کرج (از جمله حوالی میدان استاندارد و فرماندهی نیروی انتظامی) و همچنین شنیده شدن انفجار در سیرجان منتشر شد. در سطح نظامی، سخنگوی ارتش اسرائیل از آغاز موج تازه حملات گسترده در تهران خبر داد و در گزارشهای جداگانه، به هدف قرار گرفتن سایت زیرزمینی ذخیره موشکهای بالستیک و برخی سایتهای پرتاب موشک اشاره شد.
سرریز منطقهای جنگ: از خلیج فارس تا ترکیه، آذربایجان و قبرس در حوزه پیامدهای منطقهای، حمله موشکی جمهوری اسلامی به قطر گزارش شد و همزمان خبرهایی از شنیده شدن انفجار در دوحه منتشر شد. در پرونده ترکیه، پس از اعلام آنکارا درباره رهگیری موشکی که از ایران به سمت حریم هوایی ترکیه در حرکت بوده، ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی شلیک موشک به سوی ترکیه را انکار کرد.
همچنین جمهوری آذربایجان اعلام کرد حملات پهپادی از خاک ایران به نخجوان به آسیب به ترمینال فرودگاه و سقوط یک پهپاد در نزدیکی مدرسه در روستای شکرآباد منجر شده و دو غیرنظامی زخمی شدهاند؛ باکو سفیر حکومت ایران را احضار و حق پاسخ را محفوظ دانست.
در جبهه شرق مدیترانه نیز از تهدیدهای امنیتی جدید در نزدیکی پایگاه آکروتیری قبرس خبر داده شد و وزیر دفاع بریتانیا در پی حمله پهپادی به این پایگاه، راهی قبرس شد. در همین راستا، پاریس از توافق فرانسه با ایتالیا و یونان برای اعزام کمک نظامی به قبرس خبر داد و گزارشهایی نیز از اعزام تجهیزات دریایی از سوی ایتالیا و چند کشور اروپایی برای حفاظت از قبرس منتشر شد.
مواضع اروپا و متحدان غربی: ایران جنگ را گسترش میدهد کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در اظهاراتی گفت تهران در حال «صادر کردن جنگ» و تلاش برای گسترش آن به کشورهای بیشتر است و اروپا در نشست اضطراری با وزیران خارجه اتحادیه اروپا و وزیران کشورهای خلیج فارس، بر ثبات، امنیت شهروندان، هماهنگی کنسولی و امنیت دریایی (بهویژه تنگه هرمز) تمرکز دارد. او همچنین به نگرانی کشورهای منطقه از احتمال جنگ داخلی در ایران اشاره کرد و گفت «هیچکس نمیتواند با قطعیت بگوید وضعیت چگونه پایان مییابد». 
در همین چارچوب، ارتش فرانسه تایید کرد که حضور هواپیماهای آمریکا بهطور موقت در برخی پایگاههای فرانسه در خاورمیانه مجاز شده و این هواپیماها «به حفاظت از شرکای فرانسه در خلیج فارس» کمک میکنند. 
همزمان، وزیر خارجه آلمان اعلام کرد برلین در هیچ اقدام مشخصی برای تغییر رژیم در ایران مشارکت نمیکند. از سوی دیگر، دبیرکل ناتو «حادثه موشکی ترکیه» را جدی خواند اما گفت ماده ۵ در دستور کار نیست.
تحولات سیاسی داخل ایران: جانشینی و شکاف در راس قدرت در کنار جنگ، پرونده جانشینی خامنهای همچنان یکی از نقاط کانونی خبرها بود. گزارش «اختصاصی» ایراناینترنشنال از فشار سپاه برای اعلام سریع رهبری مجتبی خامنهای و مخالفت برخی اعضای خبرگان با «موروثی شدن» رهبری خبر داد؛ از جمله طرح عدم مشارکت دستکم هشت عضو در جلسه اضطراری و هشدار مخالفان نسبت به «نامعتبر دانستن» روند انتخاب. همزمان، روایتهایی از واکنشهای اجتماعی و شکاف مشروعیت در راس قدرت برجسته شد.
وضعیت انسانی، ارتباطات و ایمنی غیرنظامیان: اینترنت، روایت مدرسه میناب، سفر و تخلیه قطع اینترنت در ایران طبق گزارش نتبلاکس از ۱۲۰ ساعت عبور کرد و از تهدید کاربران بابت «تلاش برای دسترسی» به نت خبر داده شد. در حوزه تلفات غیرنظامی، پس از گزارشهای ایران درباره کشته شدن گسترده دانشآموزان در حمله به مدرسه دخترانه در میناب، مشاور سیاست خارجی نتانیاهو در گفتوگو با سیانان مدعی شد این رخداد احتمالاً ناشی از خطای شلیک موشک ایرانی بوده است؛ در حالی که مقامهای جمهوری اسلامی پیشتر آمریکا و اسرائیل را مسئول معرفی کرده بودند.
در بخش سفر و خروج شهروندان، قطر ایرویز اعلام کرد پروازهای امدادی محدود برای مسافران سرگردان از مسقط و ریاض برقرار میکند و «هواپیمایی امارات» نیز از ادامه فعالیت با برنامه پروازی کاهشیافته خبر داد. 
اقتصاد و امنیت انرژی-کشتیرانی: از میادین نفتی عراق تا نااطمینانی بازار در عراق گزارش شد نیروهای امنیتی چند موشک را در بصره ضبط و چند نفر را بازداشت کردهاند؛ همچنین منابع نفتی از تخلیه کارکنان خارجی بیپی از میدان نفتی رمیله خبر دادند. در حوزه دریایی، گزارشهایی از آسیب به یک نفتکش در نزدیکی خورالزبیر عراق منتشر شد. در همین فضا، چین از اعزام فرستاده ویژه برای میانجیگری خبر داد و همزمان بر «پایان عملیات نظامی و بازگشت به گفتوگو» تاکید کرد.
در پی تشدید تنشها در خاورمیانه، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، جمهوری اسلامی را متهم کرد که در تلاش برای گسترش جنگ در منطقه است؛ همزمان فرانسه اعلام کرد به برخی هواپیماهای آمریکایی اجازه استفاده موقت از پایگاههای نظامی خود در خاورمیانه را داده است.
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرد وزیران خارجه اتحادیه اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس در نشستی فوقالعاده درباره تحولات خاورمیانه و راههای مهار گسترش درگیریها گفتوگو کردهاند. کالاس گفت [حکومت] ایران در تلاش است جنگ را به کشورهای بیشتری گسترش دهد.
او هدف از این اقدام جمهوری اسلامی را ایجاد بیثباتی در منطقه دانست و تاکید کرد که اتحادیه اروپا و شرکای منطقهای آن خواهان حفظ ثبات هستند.
به گفته این مقام اروپایی، یکی از اولویتهای اصلی اتحادیه اروپا تضمین امنیت شهروندان اروپایی در منطقه است و کشورهای اروپایی در حال هماهنگی برای ارائه خدمات کنسولی و سازماندهی خروج احتمالی شهروندان خود از منطقه هستند. کالاس همچنین با اشاره به اهمیت امنیت مسیرهای دریایی گفت اروپا نسبت به وضعیت تنگه هرمز و مسیرهای اصلی تجارت جهانی بسیار نگران است و به همین دلیل داراییهای دریایی اروپایی برای حفاظت از مسیرهای کشتیرانی به منطقه اعزام شدهاند.
او همچنین به افزایش استفاده از پهپادها در درگیریهای منطقه اشاره کرد و گفت همان پهپادهایی که در جنگ اوکراین علیه کییف استفاده میشوند اکنون در خاورمیانه نیز به کار گرفته شدهاند. به گفته او، تجربه اوکراین در توسعه سامانههای رهگیری و دفاع در برابر پهپادها میتواند به کشورهای حوزه خلیج فارس در مقابله با این تهدید کمک کند.
مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا همچنین تاکید کرد که با وجود تشدید فشارهای نظامی، تغییر حکومت در ایران معمولاً از درون رخ میدهد نه در نتیجه حملات خارجی، هرچند به گفته او حکومت ایران اکنون تضعیف شده و این وضعیت میتواند فرصتی برای مردم ایران باشد تا درباره آینده خود تصمیم بگیرند. او همچنین هشدار داد برخی کشورهای منطقه نسبت به احتمال بروز درگیریهای داخلی در ایران ابراز نگرانی کردهاند.
این مقام اروپایی در پایان گفت بحران خاورمیانه میتواند بر جنگ اوکراین نیز اثر بگذارد، زیرا بخشی از توانمندیهای دفاعی مورد نیاز اوکراین اکنون به خاورمیانه منتقل میشود و تحولات منطقهای میتواند بر بازار انرژی، قیمت نفت و روند تحریمها نیز تاثیر بگذارد.
از سوی دیگر، روبرتا متسولا، رییس پارلمان اروپا، اعلام کرد در تماس تلفنی با محمد بن زاید آل نهیان، رییس امارات متحده عربی، درباره تحولات بحران مرتبط با ایران گفتوگو کرده است. متسولا در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس حملات [حکومت] ایران به امارات و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس را «محکوم، غیرقابل قبول و غیرقابل توجیه» توصیف کرد و از نقش امارات در کمک به امنیت شهروندان اروپایی و تسهیل روند خروج آنها از منطقه قدردانی کرد.
در همین حال، ارتش فرانسه نیز پنجشنبه ۱۴ اسفند اعلام کرد که این کشور به برخی هواپیماهای نظامی ایالات متحده اجازه استفاده موقت از پایگاههای خود در خاورمیانه را داده است. به گفته سخنگوی ستاد کل ارتش فرانسه، این اقدام در چارچوب همکاریهای دفاعی با واشینگتن انجام شده و حضور این هواپیماها به حفاظت از شرکای غربی در کشورهای خلیج فارس کمک میکند.