واکنشها به خالصسازی دانشگاهها؛ «اخراجها مرگ دانشگاه و نزول سیاسی کشور را در پی دارد»
واکنشها به موج فراگیر اخراج استادان دانشگاهها ادامه دارد. اتحاد بازنشستگان در بیانیهای اخراج استادان و معلمان را «ظالمانه» خواند و خواهان بازگشتشان به کار شد. روزنامه اطلاعات هم در مطلبی با انتقاد از رویکرد حکومت، یادآور شد پژمردگی جامعه ارتباط مستقیم با اعتبار دانشگاه دارد.
جایگزینی استادها با مهرههای حکومتی
اتحاد بازنشستگان صبح روز سهشنبه ۱۴ شهریور با انتشار بیانیهای به احکام اخراج معلمها و استادها طی ماههای اخیر واکنش نشان داد و نوشت: «اکنون نیروهای امنیتیِ وزارتخانه با ترفند جدیدی پا را فراتر گذاشته و دست به بازنشستگی پیش از موعد، اخراج و انفصال از خدمت معلمان استخدامی زدهاند.»
این تشکل صنفی یادآور شد: «این روزها شاهد اخراج اساتید دانشگاهها به جرم حمایت از دانشجویان خود نیز هستیم و جایشان را مهرههای حکومتی، فارغ از میزان سوادشان اشغال کردهاند.»
اتحاد بازنشستگان این اعمال «ظالمانه» را محکوم کرد و خواهان آزادی فوری معلمان زندانی و بازگشت به کار هر چه زودتر استادان و معلمان اخراجی شد.
روزنامه اطلاعات: آزادی بحث و جدل و استقلال علم ویژگیهای ذاتی دانشگاه است
روزنامه اطلاعات نیز روز سهشنبه در یادداشتی به اخراج استادان در ماههای گذشته پرداخت و با تاکید بر پیش آمدن «استفهام و اضطراب در اخبار دانشگاه و احوال استادان» نوشت: «شکوفایی دانشگاه موجب شکفتگی جامعه خواهد بود و پژمردگی جوانان و مردمان یک مملکت رابطهای مستقیم و بیواسطه با افسردگی و واژگونگی ابتکار و اعتبار دانشگاه دارد.»
این روزنامه همچنین با اشاره به ویژگیهای ذاتی دانشگاه که هویت و حقیقت آن را ساختهاند، «آزادی بحث و جدل» را یکی از این ویژگیها برشمرد و بر ضرورت ضمانت کردن «استقلال» علم و فرهنگ و فکر و پژوهش و آزادی در پردازش و جویش و اشاعه علم و پرسش و فرهنگ و ... تاکید کرد.
خبرگزاری دولت اخراج استادها را ر«والی طبیعی» خواند
با وجود تعدد واکنشهای منفی نسبت به پاکسازی دانشگاهها، ایرنا، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی، استفاده از کلمه «اخراج» را برای حذف استادهای منتقد از فضای آموزش عالی «دروغی بزرگ برای موجسواری مخالفان دولت» توصیف کرد.
این خبرگزاری مدعی شد «قطع همکاری» با برخی استادان به دلایل «علمی و آموزشی» بوده اما «اظهارنظرهای غیرواقع» را در جامعه گسترش داده است.
ایرنا همچنین به نقل از حسن مسلمی نائینی، رییس جهاد دانشگاهی، قطع همکاری با استادها را «روال معمول و طبیعی» دانشگاهها دانست.
محمد مقیمی، رییس دانشگاه تهران هم در گفتوگو با خبرگزاری دولت مدعی شد که در دو سال اخیر «حتی یک استاد» هم از این دانشگاه اخراج نشده است.
او اخبار مرتبط با قطع همکاری دانشگاه با استادان را «فضاسازی برخی استادان در بسترهای مجازی و اوج بیاخلاقی» خواند.
اخراج استادها، زمینهساز نزول سیاسی است
در مقابل، روزنامه اعتماد ضمن گفتوگو با بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه، به نقل از او نوشت که تداوم روند موجود باعث «رکود و مرگ دانشگاه» و تصمیمها و حرکتهای اخیر در خالصسازی استادان «آخرین تازیانهها بر پیکر رنجور» فضای آموزش عالی است.
عبدالکریمی با هشدار درباره افت کیفیت دانشگاههای مرجع در پی «خالصسازی استادان کاربلد» گفت: «با خروج افرادی چون شریفی زارچی، محمد فاضلی و ...، افرادی نزدیک به جبهه پایداری و برخی طیفهای رادیکال مانند امیرحسین ثابتی، عباس موزون و ... جایگزین آنها میشوند و دیروز هم خبر رسید یکی از مداحان قرار است وارد دانشگاه تهران شود.»
او ادامه داد: «این اوج نیهیلیسم و بیاعتقادی به حقیقت و ارزشهای فرهنگی و اوج خودبنیادی و اوج این تصور باطل است که ما میتوانیم حقیقت را تولید کنیم! عبدالکریمی اگر اهل تفکر و فرهنگ نباشد اگر همه پول نفت هم خرجش شود، چهره ماندگار فلسفه نمیشود.»
این استاد فلسفه با تاکید بر اینکه خودش را «در کنار نیروهای انقلاب میبیند» و از موضع اپوزیسیون و براندازانه سخن نمیگوید، به حکومت هشدار داد: «این راهها، کشور را با بحرانهای شدیدی روبهرو خواهد کرد که زمینههای نزول سیاسی را فراهم میکنند.»
توضیح دانشگاه شریف درباره وضعیت استخدامی شریفی زارچی
در حالی که واکنشها به «اخراج» علی شریفی زارچی از دانشگاه صنعتی شریف شدت گرفته و روزنامه کیهان نیز اخیرا خواهان «بازداشت و محاکمه» او شده بود، روابط عمومی این دانشگاه اطلاعیهای صادر و درباره قطع همکاری با این استاد ادعاهایی را مطرح کرد.
بر اساس اطلاعیه دانشگاه شریف، هیات جذب دانشگاه رای به خاتمه همکاری با شریفی زارچی داده است چون او برای تبدیل وضعیت استخدامیاش از قرارداد «پیمانی» به «رسمی آزمایشی» تقاضای رسمی «نداده است».
در این اطلاعیه آمده است که دانشگاه پیگیر وضعیت استخدامی شریفی زارچی بوده و اصلا «صلاحیت علمی یا عمومی او» در هیات جذب دانشگاه «بررسی نشده است».
روزنامه کیهان که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی فعالیت میکند به تازگی نوشته بود که شریفی زارچی «از سوی مراجع ذیربط فاقد صلاحیت علمی برای تدریس در دانشگاه شریف شناخته شده است».
کیهان در حالی مدعی شد که او به دلیل «عدم صلاحیت علمی» از مسند استادی دانشگاه کنار گذاشته شده که رییس دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف به تازگی از «نیاز جدی» گروه بیوانفورماتیک و هوش مصنوعی دانشکده به «دانش و تخصص» این استاد اخراج شده خبر داده بود.
علاوه بر شریفی زارچی، دهها استاد دیگر نیز به دلیل رویکرد انتقادی خود و حمایت از دانشجویان و مردم معترض در هفتهها و ماههای گذشته از دانشگاه اخراج شدهاند و هر روز خبر جدیدی درباره حذف استادان و جایگزین کردن افراد دیگر نزدیک به نهادهای امنیتی بهجای آنها منتشر میشود.
در روزهای گذشته عبدالرضا سیف، رییس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران خبر داد که «حاج سعید حدادیان» قرار است مانند هفت سال گذشته «ادبیات پایداری، آشنایی با دفاع مقدس و آشنایی با ادبیات انقلاب اسلامی» را در دانشکده ادبیات و علوم انسانی و دیگر دانشکدههای دانشگاه تهران تدریس کند.
شوراهای صنفی دانشجویان نیز اخیرا خبر داد که در دانشگاه «علامه طباطبایی»، پس از حذف مهدی خویی، زمزمههایی از جذب میثم مهدیار شنیده میشود. استادی که سابقه بازجویی از دانشجویان و آزار آنها در کلاس و معرفیشان به نیروهای امنیتی را دارد.
در همین حال در دانشگاه تهران، همزمان با حذف حسین مصباحیان، استاد برجسته فلسفه، خبر بازگشت محمود خاتمی به این گروه و تدریس در مقطع ارشد و دکتری مطرح شده است.
خاتمی سابقه سرقت گسترده علمی دارد و سال گذشته انجمن علمی دانشجویان فلسفه در نامه به ریاست دانشگاه تهران خواستار پاسخگویی درباره سرقت گسترده علمی او شده بودند.
دیوید جونز، نماینده کنونی پارلمان و وزیر پیشین بریتانیا، خواستار آن شد که اقدام علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فراتر از تحریمهای کنونی برود و لندن این نهاد نظامی-ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک سازمان تروریستی خارجی بشناسد.
جونز در مقالهای که روز دوشنبه در روزنامه تلگراف بریتانیا منتشر شد، نوشت که چندین سال است نمایندگان پارلمان بریتانیا از جمله او، خواستار تحریم سپاه پاسداران به عنوان یک «سازمان تروریستی خارجی» بودهاند.
او افزود سوئلا براورمن، وزیر کشور بریتانیا که از گزارشهای اطلاعاتی مبنی بر افزایش فعالیتهای سپاه در بریتانیا و همکاری با گروههای تبهکار برای هدف قرار دادن مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی نگران است، ظاهرا به این فراخوان نمایندگان توجه کرده است.
اشاره این نماینده پارلمان بریتانیا به اظهارات اخیر براورمن است که بر پایه گزارشهای منتشر شده، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بزرگترین تهدید برای امنیت ملی بریتانیا میداند.
اواسط مرداد، روزنامه ساندیتایمز لندن در گزارشی نوشت که وزیر کشور بریتانیا در پی شواهد تازهای از نفوذ سپاه پاسداران در این کشور، معتقد است که سپاه بزرگترین تهدید برای امنیت ملی بریتانیا است و همچنین از احتمال افزایش فعالیتهای سپاه در بریتانیا و گزارشهای اطلاعاتی درباره استخدام باندهای سازمانیافته تبهکاری از سوی جاسوسان ایران برای هدف قرار دادن مخالفان جمهوری اسلامی در بریتانیا نگران است.
در مقاله دیوید جونز آمده است که آمریکا به دلیل نگرانیهای مشابه، سپاه را در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ در فهرست گروههای تروریستی قرار داد اما با توجه به فعالیتهای تروریستی سپاه از همان روزهای اولیه جمهوری اسلامی، این اقدام واشینگتن هم «بسیار دیر بود».
او به اعتراضات سراسری در ایران در آبان ماه چهار سال پیش اشاره کرد که پس از افزایش شدید و ناگهانی قیمت بنزین در کشور به راه افتاد.
این نماینده پارلمان بریتانیا نوشت که بر اساس آمارها طی چند روز هزار و ۵۰۰ معترض کشته شدند اما با وجود محکومیت این کشتار از سوی دولتهای غربی و سازمانهای حقوق بشری، افزایش قابل توجهی در فشار بینالمللی علیه حکومت تهران صورت نگرفت.
جونز با اشاره به گزارشها از تلاش سپاه برای انجام حملات تروریستی در داخل خاک بریتانیا نوشت: «اکنون سپاه یک تهدید بزرگ برای منافع بریتانیا چه در داخل و چه در خارج است.»
او تاکید کرد: «سپاه نه تنها برای مردم ایران بلکه برای امنیت بریتانیا یک خطر آشکار است و دولت باید بدون تاخیر بیشتر فعالیتهای آن را محدود کند.»
پیشتر و در خرداد ماه، پارلمان بریتانیا در جلسهای به بررسی سیاست دولت در قبال جمهوری اسلامی پرداخت.
در آن زمان تعدادی از نمایندگان بار دیگر با برشمردن اقدامات تروریستی سپاه و تهدیدهای این نیروی نظامی در منطقه خاورمیانه، سراسر جهان و حتی داخل خاک بریتانیا، خواستار تروریستی خوانده شدن سپاه پاسداران شدند.
با وجود این که سپاه از سوی وزارت امور خارجه آمریکا در فهرست گروههای تروریستی قرار گرفته است اما اتحادیه اروپا، کانادا و بریتانیا هنوز چنین اقدامی را انجام ندادهاند.
جوزپ بورل، مسوول دستگاه دیپلماسی اتحادیه اروپا، هویت یک شهروند سوئدی زندانی در ایران را که بیش از ۵۰۰ روز از بازداشتش میگذرد، به عنوان فردی که برای این اتحادیه کار میکرده، تایید کرد. وزارت امور خارجه سوئد در پاسخ به ایراناینترنشنال از تایید هویت این شهروندش خودداری کرده است.
بورل روز سهشنبه ۱۴ فروردین در جریان یک نشست غیررسمی وزیران توسعه اتحادیه اروپا در کادیز در جنوب اسپانیا، موضوع زندانی شدن این شهروند سوئدی در ایران را در روز هفدهم آوریل سال گذشته مطرح کرد.
او پیش از آغاز این نشست به خبرنگاران گفت که خودش و همکارانش «به طور خستگیناپذیر در حال تلاش برای آزاد کردن این دیپلمات زندانی» هستند.
این وزارتخانه در پاسخ به ایراناینترنشنال بدون اشاره به هویت یوهان فلودروس تایید کرد که یک تبعه سوئدی در ماه آوریل ۲۰۲۲ در ایران بازداشت شده اما تاکید کرد برای جلوگیری از پیچیده شدن موضوع و شکست خوردن تلاشها برای آزادی او، مایل نیست اطلاعات و جزییات بیشتری ارائه و نام این فرد را ذکر کند.
نیویورک تایمز فاش کرد که یوهان فلودروس، یک مقام سوئدی اتحادیه اروپا، از بیش از ۵۰۰ روز پیش در ایران زندانی شده است.
بازداشت فلودورس بار دیگر نگرانی کشورهای غربی را درباره بازداشتهای خودسرانه شهروندان اتحادیه اروپا در ایران افزایش داده است.
تابستان سال گذشته، جمهوری اسلامی با انتشار بیانیهای اعلام کرد که یک تبعه سوئدی را به اتهام «جاسوسی» بازداشت کرده است.
وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در این بیانیه که روز هشتم مرداد صادر شد، بدون ذکر هویت فرد بازداشت شده اعلام کرد که او سفرهای متعددی به ایران داشته و سفرهایش به شهرهای مختلف، خارج از مقاصد و رویههای گردشگری انجام شدهاند.
وزارت اطلاعات ادعا کرد فرد بازداشت شده در همه سفرهای قبلی، «با رعایت اصول حرفهای ارتباطی، حفاظتی و پنهانکاری» با افراد «مظنون اروپایی و غیراروپایی که در ایران تحت نظر قرار داشتند ارتباط برقرار میکرد».
اما پدر یوهان فلودروس به کانال ۴ تلویزیون سوئد گفته است که او بارها بدون هیچ مشکلی در چهارچوب شغلی در اتحادیه اروپا به ایران سفر کرده بوده و آخرین سفر او به ایران که منجر به بازداشت و زندانی شدنش شده است، یک سفر خصوصی و غیرشغلی، همراه دوستانش بود.
بازداشت این تبعه سوئد در جریان دادگاه بدوی رسیدگی به پرونده حمید نوری، متهم به دست داشتن در اعدامهای سال ۶۷ در زندانهای ایران از جمله زندان گوهردشت (رجاییشهر) در سوئد انجام شد.
نوری از سوی این دادگاه به حبس ابد محکوم شد و اکنون روند برگزاری دادگاه تجدیدنظر او در جریان است.
حدود یک ماه پس از اعلام احتمال انحلال قریبالوقوع سازمان نهضت سوادآموزی بر اساس مصوبه کمیسیون تلفیق لایحه برنامه هفتم توسعه، رسانههای داخلی آمار جدیدی از نرخ بیسوادی در ایران منتشر کردند که اعداد مطرح شده در آن، نسبت به آمارهای قبلی بیشتر است.
وبسایت اکوایران روز دوشنبه ۱۳ شهریور گزارش داد که بر اساس آخرین آمارهای منتشر شده، میزان بیسوادی در سال ۱۴۰۰، برابر با ۱۲ درصد جمعیت ایران بوده است.
نرخ بیسوادی در ایران اما در همه استانها به یک اندازه نیست و بر اساس این گزارش، به عنوان نمونه از هر ۱۰۰ نفر که ساکن استان تهران هستند، حدود بین شش تا هفت نفرشان بیسواد هستند اما نرخ بیسوادی در استان کردستان حدودا سه برابر نرخ بیسوادی در استان تهران است.
همچنین بیسوادی تنها در چهار استان ایران تک رقمی است و در ۱۰ استان نرخ بیسوادی بیش از ۱۵ درصد است.
این آمارهای جدید در حالی است که در روزهای گذشته، یوسف نوری، وزیر سابق آموزش و پرورش با استناد به نتایج سرشماری سال ۱۳۹۵ گفته بود هشت میلیون و ۷۹۵ هزار فرد «بیسواد مطلق» در کشور وجود دارد.
افزایش آمار بیسوادی در ایران در حالی است که کمیسیون تلفیق مجلس شورای اسلامی به تازگی از انحلال سازمان نهضت سوادآموزی در آینده نزدیک خبر داده است.
علاوه بر آمارهای بیسوادی، به ویژه پس از شیوع کرونا، تعداد بازماندگان از تحصیل در ایران نیز افزایش یافته است.
مرداد سال گذشته، اصغر باقرزاده، معاون وزارت آموزش و پرورش، از شناسایی ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار دانشآموز بازمانده از تحصیل در کشور خبر داد.
رابطه مستقیم بیسوادی با فقر
اکوایران اضافه کرد که بر اساس بررسیهای این رسانه، «یک همبستگی منفی» میان سطح درآمد استانها و نرخ بیسوادیشان برقرار است و هر استانی که تعداد بیسواد بیشتری داشته باشد، درآمد کمتری دارد.
محاسبات این رسانه نشان میدهد در سال ۱۴۰۰ بین متوسط درآمد هر فرد در پردرآمدترین استان کشور با کمدرآمدترین استان، بالغ بر ۸۸ میلیون تومان اختلاف وجود داشته است.
اکوایران نوشت که یک خانواده شهری در استان تهران به عنوان برخوردارترین استان کشور، به طور متوسط سالانه نزدیک به ۱۶۰ میلیون تومان درآمد داشته اما همین رقم برای استان کرمان در حدود ۷۰ میلیون تومان بوده است.
به این ترتیب درآمد متوسط پردرآمدترین استان کشور در سال ۱۴۰۰ نزدیک به ۱۲۵ درصد بیشتر از درآمد فقیرترین استان کشور بوده است.
اکوایران نوشت که «البته در این میان استانهایی وجود دارند که وضعیت درآمدیشان با وضعیت آموزش و سوادشان اصلا همخوان نیست».
برای نمونه، استان سمنان سومین استان کشور از نظر نرخ باسوادی است اما همین استان در قعر جدول درآمدی قرار دارد.
محمدمهدی بهکیش، اقتصاددان، در سرمقالهای که برای روزنامه دنیای اقتصاد نوشته است، با اشاره به پیوستن ایران به «بریکس» (BRICS) تاکید کرد که بدون حل مشکل افایتیاف (FATF)، ایران نمیتواند حتی با اعضای بریکس هم فعالیت مشترک اقتصادی داشته باشد.
این اقتصاددان نوشت: «همان گونه که نتوانستیم پس از انعقاد قرارداد رابطه استراتژیک با چین، مبادلهای رو به گسترش با این کشور داشته باشیم و با روسیه هم همینگونه بوده است، در آینده نیز نمیتوانیم مبادلهای با کشورهای عضو بریکس داشته باشیم؛ مگر آن که مشکلات پیوستن به افایتیاف حل شود.»
او همچنین شرط دیگر استفاده از پیوستن به بریکس را عادی شدن رابطه با کشورهایی دانست که بهصورت بالقوه برای واردات یا صادرات مناسب هستند.
بریکس نام گروهی از کشورها به رهبری قدرتهای اقتصادی نوظهور است و عنوان اختصاری آن از به هم پیوستن حروف اول نام انگلیسی این کشورها یعنی برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی ساخته شده است. این گروه در ابتدا بریک نام داشت اما پس از پیوستن آفریقای جنوبی، به بریکس تغییر نام یافت.
در نشست اعضای بریکس در تاریخ ۲۴ اوت ۲۰۲۳، مقرر شد از اول ژانویه ۲۰۲۴ شش کشور آرژانتین، اتیوپی، امارات متحده عربی، ایران، عربستان سعودی و مصر نیز به این گروه اضافه شوند.
گروه ویژه اقدام مالی (افایتیاف) اما سازمانی بیندولتی است که در سال ۱۹۸۹ به ابتکار گروه هفت، با نگرش به سیاستهای توسعه برای مبارزه با پولشویی بنیاد نهاده شد.
این سازمان در سال ۲۰۰۱ به کارزار مبارزه با تامین مالی تروریسم پیوست.
افایتیاف بیانیهای دارد که در آن فهرست کشورهای دارای مقررات مالی و پولشویی نگرانکننده منتشر میشود. این سازمان از اعضای خود و دیگر کشورها میخواهد در فعالیتهای اقتصادی و مراودات مالی با این کشورها بیشترین دقت را بهمنظور جلوگیری از فعالیتهای تروریستی و پولشویی بهخرج دهد.
جمهوری اسلامی ایران از جمله کشورهایی است که در لیست سیاه افایتیاف قرار دارد.
محمدمهدی بهکیش اما در پاسخ به استدلال کسانی که نسبت به راهاندازی نظام پرداخت خاص بریکس در آینده امیدوار هستند، نوشت: «به نظرم این پیشبینی متکی بر واقعیات تجاری جهان نیست. چینیها که ۷۵۰میلیارد دلار در سال با آمریکا مبادله دارند و سالانه ۴۰۰ میلیارد دلار موازنه مثبت دارند و بخش عمدهای از ذخایر خود را به دلار نگهداری میکنند، حال چگونه میتوانند در بریکس به ارز دیگری فکر کنند؟»
در بخش دیگری از این سرمقاله، بهکیش تاکید کرد که اگر دولت نتیجه اقتصادی پیوستن به پیمان شانگهای را منتشر کند، روشن میشود که ایران نتوانست از حضورش در آن پیمان هم استفاده اقتصادی کند، همانگونه که در «اکو» هم موفق نبودیم.
به گفته این اقتصاددان، بنابراین مشکل در جایی دیگر است.
او در بخش دیگری از یادداشت خود تاکید کرد که باید هر چه زودتر از کوچکتر شدن اقتصاد کشور جلوگیری شود: «به افایتیاف بپیوندیم و مشکلات کشور را با بازارها حل کنیم تا جذب سرمایه و صادرات و واردات به حالت عادی برگردد و تولید کالا و خدمات مجهز به تکنولوژیهای جدید شود و اشتغال لازم برای جامعه به وجود بیاورد.»
از سوی دیگر اما وبسایت میدلایستآی نیز با انتشار مطلبی، بریکس را سکویی توصیف کرد که ایران و دیگر کشورهای عضو را به هم متصل میکند؛ هر چند که در غیاب توافقنامههای خاص یا استانداردهای تجاری، تهران نمیتواند انتظار داشته باشد بریکس در آینده نزدیک اقتصاد داخلی، تجارت خارجی یا معاملات مالی این کشور را بهطور اساسی تغییر دهد.
نویسنده میدلایستآی ادامه مذاکرات برای حذف یا کاهش تحریمهای غرب را همراه گفتوگو میان اعضای بریکس برای ایجاد سازوکارها و قوانین شفاف به منظور تراکنشهای مالی، پیشنیازهای ضروری ایران در تبدیل بریکس به بستری شکوفا جهت پیگیری اهداف تهران دانست.
همزمان با ادامه کنار گذاشته شدن و اخراج استادان برخی دانشگاهها، گزارشها حاکی از جایگزین کردن افراد نزدیک به نهادهای امنیتی به جای آنان است. در این میان سعید حدادیان، مداح مشهور نیز در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و در مقطع کارشناسی ارشد تدریس خواهد کرد.
شوراهای صنفی دانشجویان خبر داد که در دانشگاه «علامه طباطبایی»، پس از حذف مهدی خویی، زمزمههایی از جذب میثم مهدیار شنیده میشود. استادی که سابقه بازجویی از دانشجویان و آزار آنها در کلاس و معرفیشان به نیروهای امنیتی را دارد.
در همین حال در دانشگاه تهران، همزمان با حذف حسین مصباحیان، استاد برجسته فلسفه، خبر بازگشت محمود خاتمی به این گروه و تدریس در مقطع ارشد و دکتری مطرح شده است.
خاتمی سابقه سرقت گسترده علمی دارد و سال گذشته انجمن علمی دانشجویان فلسفه در نامه به ریاست دانشگاه تهران خواستار پاسخگویی درباره سرقت گسترده علمی او شده بودند.
در همین حال قرار است سعید حدادیان در مقطع کارشناسی ارشد تدریس کند.
عبدالرضا سیف، رییس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران گفت: «حاج سعید حدادیان از سال ۹۷-۹۶ به صورت حقالتدریس در دانشکده ادبیات و علوم انسانی و دیگر دانشکدههای دانشگاه تهران تدریس میکند.»
او افزود: «دروس ادبیات پایداری، آشنایی با دفاع مقدس و آشنایی با ادبیات انقلاب اسلامی از دروسی است که توسط وی در مقاطع ارشد و کارشناسی تدریس میشود.»
پیش از این و همزمان با اخراج علی شریفزارچی، استاد دانشگاه صنعتی شریف نیز کانال «روزنامه شریف» خبر داد این دانشگاه امیرحسین ثابتی، فعال پیشین بسیج و مجری صداوسیما و همچنین عباس موزون، دیگر مجری این رسانه حکومت را برای تدریس به کار گرفته است.
همزمان با حضور افراد وابسته به نهادهای امنیتی در دانشگاه اما اخراج استادان به روشها و شیوههای مختلف ادامه دارد.
در یکی از تازهترین این موارد، بهروز چمنآرا، عضو هیات علمی گروه زبان و ادبیات کردی دانشگاه کردستان در صفحه مجازی خود از اخراجش با عنوان «رد صلاحیت عمومی» خبر داد.
مقامات دولتی اما در مصاحبههای مختلف در روز دوشنبه ۱۳ شهریور این اخراجها را توجیه کرده و «موضوعی طبیعی» خواندند.
از جمله حسن مسلمی نائینی، رییس جهاد دانشگاهی، گفت: «قطع همکاری با دانشگاه مسالهای نیست که دیروز و امروز اتفاق افتاده باشد. این روال معمول و طبیعی دانشگاهها است و کسانی که نتوانند پایه و رضایت دانشگاه را بگیرند و دچار رکود علمی شوند، با آنان قطع همکاری میشود.»
در همین حال فرهاد دانشجو، رییس دانشگاه تربیت مدرس، درباره اخراج سمیه سیما، استاد گروه مهندسی آب این دانشگاه گفت که او برای تبدیل وضعیت از پیمانی به رسمی آزمایشی، «تلاشی انجام نداده و در حال حاضر نیز بدون اطلاع دانشگاه به خارج از کشور رفته است».
همچنین علی شمسیپور، سخنگوی وزارت علوم، در توییتی با اشاره به برخورد دولت روحانی با بورسیههای غیرقانونی دولت احمدی نژاد نوشت که «امروز کسانی مدعی دفاع از حقوق اساتید هستند» که در دوره ریاست جمهوری خود، «حق قانونی ۳۰۰۰ نفر از جوانان» را «لگدمال کردند.»
در ادامه واکنشها به اخراج استادان دانشگاهها اما حزب ندای ایرانیان در نامهای به ابراهیم رئیسی نوشت: «آشِ اخراج اساتید غیرخودی چنان شور شد که وزارت علوم حتی نتوانست از لابهلای تفاسیرِ دل به خواهانه آییننامهها بهانهای دندانگیر پیدا کند و به ناچار در تقسیم کاری ناگفته و حیرتانگیز، وزارت کشور در توجیه این اقدامات بیانیه داد.»