خبرگزاری دفاع مقدس مدعی تامین مالی کافههای اطراف دانشگاه تهران از سوی اروپاییها شد
انتشار نامهای از سوی محمد مقیمی، رییس دانشگاه تهران در مورد تعطیلی کافههای اطراف این دانشگاه، واکنشهای زیادی در پی داشته است. خبرگزاری دفاع مقدس، وابسته به ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، نوشت این کافهها از طرف «سفارتخانههای اروپایی» حمایت مالی میشدند.
این خبرگزاری روز شنبه ۸ مهر اعلام کرد از مجموع ۱۵۰ کافه موجود در اطراف دانشگاه تهران، بلوار کشاورز و پارک هنرمندان، بیش از نیمی از آنها «صرفه اقتصادی نداشتند».
بنا بر ادعای این گزارش، دلیل ادامه فعالیت این کافهها علیرغم نداشتن سودآوری، این بوده است که «تمامی اینها از یک منبع مالی تامین میشدند».
خبرگزاری دفاع مقدس، «سفارتخانههای اروپایی» را متهم کرد که بخشی از بودجه این کافهها را تامین میکردهاند.
این گزارش همچنین نوشت این کافهها به «مراکزی برای شبکهسازی علیه امنیت ملی» و «پاتوقی برای اعمال خلاف امنیت و شرع» تبدیل شده بودند.
در روزهای گذشته نامهای از محمد مقیمی در فضای مجازی منتشر شد که در آن رییس دانشگاه تهران از تعطیلی «کلیه کافههای اطراف دانشگاه» در طول یک سالونیم گذشته خبر داد.
مقیمی نوشت از میان مجموعه کافهها، تنها «کافه گدار» که فعالیت آن «مغایر با ارزشهای اسلامی و سیاستهای علمی و پژوهشی دانشگاه» است، همچنان به کار خود ادامه میدهد.
او پیشبینی کرد با توجه به تلاشهای انجام شده از سوی دانشگاه تهران، به زودی این کافه نیز تعطیل شود.
نیکا شاکرمی، از کشتهشدگان خیزش انقلابی شهروندان علیه جمهوری اسلامی، تا پیش از کشته شدن در روز ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ در این کافه کار میکرد.
مقیمی دلیل تعطیلی این کافهها را «جلوگیری از اشاعه فرهنگ غیرخودی» اعلام کرد.
او این نامه را در روز یکم شهریور ماه سال جاری و در پاسخ به نامه رییس کمیسیون فرهنگی مجلس نوشته بود.
سایت تابناک اما انتشار این نامه در فضای مجازی را نتیجه هک شدن وبسایت وزارت علوم، تحقیقات و فنآوری جمهوری اسلامی دانست.
وبسایت وزارت علوم روز اول مهر به دلیل «حملات سایبری» گروه هکری «قیام تا سرنگونی»، نزدیک به سازمان مجاهدین خلق از دسترس خارج شد.
گروه قیام تا سرنگونی اعلام کرد ۵۰۰ سرور، کامپیوتر، سایت و سامانه وزارت علوم را هک و به بیش از ۲۰ هزار سند دسترسی پیدا کرده است.
از سوی دیگر اما حسن نوروزی، عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس با دفاع از تعطیل کردن کافههای اطراف دانشگاه گفت: «اطراف دانشگاه باید دارای محیط امنی برای تحصیل باشد نه برای کسب و کارها.»
او در واکنش به این موضوع که تمامی این کافهها دارای مجوز قانونی فعالیت بودهاند، تاکید کرد: «۱۰ بار دیگر هم بپرسید میگویم اطراف دانشگاه باید محل تحصیل علم و دانش باشد».
همزمان روزنامه هممیهن در یادداشتی در روز چهارم مهر با انتقاد از تعطیلی این کافهها، این تصمیم را مشابه اقدامات حکومت طالبان در افغانستان دانست.
بنیاد کلونی برای عدالت، یک نهاد حقوقی وابسته به خانواده کلونی، جایزه سالانه خود را در زمینه «عدالت برای زنان» به نیلوفر حامدی و الهه محمدی، روزنامهنگاران زندانی ایرانی اهدا کرد. اهدای این جایزه در حالی است که بیش از یک سال از بازداشت موقت این دو میگذرد.
این بنیاد یک نهاد حقوقی وابسته به خانواده جرج کلونی، بازیگر سینمای آمریکا و همسرش امل کلونی، وکیل حقوق بشر است.
بنیاد کلونی که برای دفاع از آزادی بیان و مطبوعات پایهگذاری شده، جایزه امسال خود را به این دو خبرنگار زندانی اهدا کرد و یگانه رضائیان، روزنامهنگار ایرانی ساکن آمریکا به نمایندگی از آنان این جایزه را دریافت کرد.
این دو روزنامهنگار به دلیل اطلاعرسانی درباره جان باختن و تشییع مهسا ژینا امینی تحت فشار و هدف اتهامزنی نهادهای امنیتی قرار گرفتند و به فاصله یک هفته از هم، بازداشت شدند.
روز جمعه هفتم مهر یکسالگی بازداشت موقت الهه محمدی بود و به همین مناسبت، شماری از کاربران شبکههای اجتماعی از او و نیلوفر حامدی یاد کردند. از جمله حساب کاربری روزنامه هممیهن که با انتشار ویدیویی، به وضعیت او در این مدت اشاره کرد.
الهه محمدی هفتم مهر ۱۴۰۱ در حالی به دلیل تهیه گزارش از مراسم خاکسپاری مهسا ژینا امینی بازداشت شد که با مجوز روزنامه هممیهن به سقز رفته بود.
او وقتی به تهران برگشت به صورت تلفنی احضار شد و به همین دلیل به سوی محل بازجویی در حال حرکت بود که در مسیر بازداشت شد.
الناز محمدی، خواهر دوقلوی الهه، با انتشار ویدیویی به مناسبت یک سال زندانی بودن خواهرش ضمن ابراز دلتنگی برای او نوشت: «۳۶۵ روز از بازداشت خواهرم گذشت ...»
کاربران در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) با استفاده از هشتگهایی چون «روزنامهنگاری جرم نیست» خواهان آزادی او و نیلوفر حامدی شدند.
برخی نیز یادآور شدند که بر اساس قانون جمهوری اسلامی باید در جلسات دادگاه روزنامهنگاران هیات منصفه حضور داشته باشد اما در محاکمه نیلوفر و الهه، خبری از همان هیات منصفه نمایشی هم نبود و جلسه دادگاهشان «پنهانی» و غیر علنی برگزار شد.
موارد متعدد نقض قانون در رسیدگی به پرونده این روزنامهنگاران
آخرین جلسه دادگاه این دو روزنامهنگار حدود دو ماه پیش برگزار شد اما هنوز خبری از صدور رای نیست.
این در حالی است که به گفته حقوقدانان، ماده ۳۷۴ آیین دادرسی کیفری تصریح کرده نهایتا ظرف یک هفته، رای باید صادر و ابلاغ شود.
موضوعی که شهاب میرلوحی، وکیل الهه محمدی نیز به آن اشاره کرد و در پستی به موارد متعددی از نقض قانون در این پرونده پرداخت.
او توضیح داد که وقتی بعد از اتمام جلسه اول رسیدگی نسبت به ادامه «بازداشت موقتِ بدون توجیه قانونی» اعتراض کرده، به او پاسخ «قاطع و مصممی» مبنی بر این دادهاند که دادگاه در این مرحله با تکلیفی مواجه نیست.
این وکیل دادگستری یادآوری کرد که از همان ابتدا، رویههای غیرقانونی در جریان بود بهطوریکه وقت اول رسیدگی به پرونده این دو روزنامهنگار به صورت «کاملا اتفاقی ابتدا در یک نشست خبری به اطلاع وکلای پرونده رسید» و نهایتا هم به شکل تلفنی و تنها به یکی از وکلا ابلاغ شد.
میرلوحی ادامه داد: «در یک اقدام شگفتآور دیگر و باز هم بدون منظور، فاصله قانونی بین ابلاغ وقت و روز رسیدگی کمتر از یک هفته در نظر گرفته شد و این اتفاقات غیرعامدانه ادامه یافت ...»
به گفته او، حتی پس از پایان وقت رسیدگی دوم و با وجود تکلیف صریح قانونی برای «انشای رای در ظرف یک هفته» این اتفاق نیفتاد و اکنون با گذشت بیش از یک ماه همچنان دادنامهای از سوی شعبه رسیدگی کننده صادر نشده است.
روزنامه هممیهن نیز در گزارشی در همین زمینه، با اشاره به اظهارات متناقض سخنگوی قوه قضاییه درباره پرونده نیلوفر حامدی و الهه محمدی یادآور شد که ۱۰ مرداد، مسعود ستایشی، سخنگوی قوه قضاییه گفت پرونده در مرحله انشای رای است.
همین فرد اما در جلسه چهارم مهر گفت «به یاد ندارم» که در جلسه گذشته گفته باشم پرونده در شرف رای است.
ستایشی در نشست خبری مرداد ماه خود همچنین مدعی شده بود اتهام این دو نفر ارتباطی با تهیه گزارش درباره مهسا ژینا امینی و حرفه خبرنگاری آنها «ندارد» و این اشخاص در مقاطعی با «دولت متخاصم آمریکا» همکاری داشتهاند.
موضوعی که از سوی وکلای نیلوفر حامدی و الهه محمدی رد شد و میرلوحی گفت فقط در قرار جلب به دادرسی و کیفرخواست «بیش از ۱۰ بار از خانم مهسا امینی اسم برده شده است».
دومین و آخرین جلسه دادگاه بدوی نیلوفر حامدی و الهه محمدی به ترتیب در روزهای سوم و چهارم مرداد امسال برگزار شد و آنها در این جلسه از عملکرد خود به عنوان خبرنگار دفاع کردند.
نیلوفر حامدی در تاریخ ۳۱ شهریور سال گذشته به دلیل گزارشگری درباره وضعیت مهسا ژینا امینی از بیمارستان، به وسیله نیروهای حکومتی در خانه خود بازداشت شد.
یک هفته بعد هم الهه محمدی، خبرنگار روزنامه هممیهن، به دلیل انتشار گزارشهایی از مراسم خاکسپاری مهسا امینی در شهر سقز بازداشت شد.
روزنامه شرق پیشتر با اشاره به گذشت یک سال حقوقی از بازداشت موقت نیلوفر حامدی، ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری را یادآوری کرده بود که تاکید دارد مدت زمان قرار این نوع بازداشتها «حداکثر یک سال» است.
با اینحال در این مدت نه حکم دادگاه بدوی صادر شده و نه قرار نیلوفر حامدی و الهه محمدی تبدیل به وثیقه شده است.
در جریان خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی، بر اساس گزارش فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران، دستکم ۱۰۰ روزنامهنگار در ایران بازداشت و بیش از ۲۱ نفر آنان در مجموع به ۷۷ سال زندان محکوم شدند.
شش روزنامهنگار از جمله نیلوفر حامدی و الهه محمدی هم از یک سال پیش تاکنون همچنان در زندان هستند.
مردم زاهدان، سوران، خاش، راسک و تفتان روز جمعه هفتم مهر به خیابانها آمده و با سر دادن شعارهایی علیه جمهوری اسلامی راهپیمایی کردند. گزارشها از تیراندازی عوامل حکومت به سمت معترضان در زاهدان و زخمی شدن دهها شهروند، از جمله هشت کودک، و بازداشت دهها نفر دیگر حکایت دارد.
سایت حالوش گزارش داد در جریان حمله ماموران امنیتی به قصد سرکوب تظاهرات مسالمتآمیز مردم زاهدان، دستکم ۲۹ نفر، از جمله هشت کودک، با شلیک گلولههای ساچمهای زخمی شدهاند.
این منبع همچنین شمار بازداشتشدگان را دستکم ۵۱ نفر اعلام کرد.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، ماموران امنیتی مناطق مختلف زاهدان از جمله شیرآباد، بعثت و مشترک را محاصره کرده و با حمله به منزل چند شهروند، آنها را بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل کردند.
حالوش پیش از این تعداد شهروندان بازداشت شده روز جمعه در زاهدان، خاش و میرجاوه را دستکم ۳۱ نفر اعلام کرده بود.
سرکوب خشونتبار معترضان در استان سیستان و بلوچستان در روز جمعه هفتم مهر با محکومیت جهانی همراه شد.
کلودیا تنی، عضو مجلس نمایندگان آمریکا، با ابراز تاسف درباره حمله ماموران حکومتی به سوی معترضان در زاهدان، با مردم «شجاع» ابراز همبستگی کرد.
او در حساب ایکس خود نوشت: «این خشونت سپاه پاسداران نفرتانگیز است. از آنها میخواهم فورا حمله به مردم خود را پایان دهند.»
هانا نیومن، نماینده آلمان در پارلمان اروپا نیز با انتشار ویدیویی از تیراندازی ماموران جمهوری اسلامی به سوی معترضان در زاهدان نوشت: «رژیم [ایران] در تاریکی میکشد. بیایید آنچه را که انجام میدهد روشن کنیم.»
زاهدان
با وجود انکار مقامهای حکومتی، ویدیوها و گزارشهای منتشر شده از زاهدان، از تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی به سوی شهروندان در مناطق مختلفی از شهر و ایستادگی معترضان در مقابل ماموران حکایت دارند.
مهدی شمسآبادی، دادستان زاهدان مدعی شد هیچگونه تیراندازیای در استان سیستان و بلوچستان «رخ نداده است».
خبرگزاری ایرنا به نقل از او نوشت که شرایط در زاهدان «عادی» است و نمازگزاران بدون هیچ اتفاقی مصلای شهر را ترک کردهاند و به سمت خانههای خود رفتهاند.
این اظهارات در حالی مطرح شده است که پیشتر خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران، با تایید حمله مسلحانه نیروهای امنیتی به مردم نوشت: «عدهای قلیل اقدام به تجمع و سنگاندازی به سمت نیروهای امنیتی کردند که ماموران نیز با تیراندازی هوایی و پرتاب گاز اشکآور صحنه را مدیریت کردند.»
این خبرگزاری همچنین مدعی شد معترضان «بعد از دقایقی پراکنده شدند» و اکنون «هیچ مشکل خاصی» در سطح شهر زاهدان وجود ندارد.
با این حال ویدیوهای منتشر شده نشان میدهند ماموران نظامی برای سرکوب مردم تیربار به همراه دارند.
یک ویدیوی منتشر شده در کمپین «فعالین بلوچ» هم نشان میدهد کودکی خردسال در جریان تیراندازیها مجروح شده است.
تعدادی از معترضان مجروح به درمانگاه مسجد مکی زاهدان منتقل شدهاند و در حال مداوا هستند.
در ویدیوهایی نیز شلیک گاز اشکآور از سوی ماموران حکومتی به سمت مردم زاهدان دیده میشود.
ویدیوهایی در شبکههای اجتماعی منتشر شده که نشان میدهند ماموران پس از حمله به مردم از سوی معترضان عقب رانده شده و فرار کردهاند.
مردم شهر زاهدان پس از نماز جمعهای که یک روز پیش از سالگرد کشتار این شهر در جمعه خونین برگزار شد، به خیابانها آمده و شعارهایی چون «تجاوز، جنایت، مرگ بر این ولایت» سر دادند.
«بسیجی، سپاهی، داعش ما شمایی» از دیگر شعارهای معترضان بود.
معترضان زاهدان در راهپیماییهای یک سال گذشته خود بارها به خشونت و جنایات سپاه و بسیج، دو نهاد نظامی و شبهنظامی جمهوری اسلامی اشاره کردهاند.
«خدانور ما رو بردن، جنازهاش رو آوردن» و «کشته شده خدانور، به دست چندتا مزدور» از دیگر شعارهای معترضان در زاهدان بود.
خدانور لجهای، جوان ۲۷ سالهای بود که یک روز پس از جمعه خونین زاهدان، ماموران به کلیه او شلیک کردند و به دلیل خودداری کادر پزشکی از درمانش، در بیمارستان جان باخت.
تصویر شکنجه او از سوی ماموران انتظامی هنگام بازداشت در یک سال پیش از قتلش، در شبکههای اجتماعی بسیار مورد توجه قرار گرفت. در این عکس، دستهای او به میله پرچم وسط حیاط بسته شده است.
شهروندان زاهدانی اما در راهپیمایی اعتراضی خود شعار «بلوچ میمیرد، ذلت نمیپذیرد» نیز سر دادند.
علاوه بر این شعارها، ویدیوهای متعددی از زاهدان منتشر شده است که حاکی از تیراندازی ماموران امنیتی به سمت مردم است.
نیروهای امنیتی علاوه بر محوطه اطراف مسجد مکی، در مناطق بازار مشترک، شیرآباد، کشاورز و خیام زاهدان نیز به سمت مردم شلیک کردند.
بر اساس گزارش حالوش و گفتههای شاهدان عینی، نیروهای نظامی مستقر مقابل مصلای زاهدان، چند بار رگبار هوایی زده و داخل آن گاز اشکآور انداختند.
با ادامهدار شدن این درگیریها بین معترضان و ماموران، شهروندان شعارهایی چون «نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم» سر دادند.
راهپیماییکنندگان همچنین شعار دادند: «برادر شهیدم، خونت رو پس میگیرم ...»
بر اساس گزارش منابع محلی، مسجد مکی زاهدان همچنان در محاصره نیروهای امنیتی است و درگیری بین ماموران و مردم ادامه دارد.
علاوه بر زاهدان، گزارشها و ویدیوهایی نیز از راهپیماییهای اعتراضی مردم در دیگر شهرهای استان سیستان و بلوچستان منتشر شده است.
سوران
مردم سوران با وجود جو شدید امنیتی این شهر به خیابان آمده و شعارهایی از جمله «بسیجی، سپاهی، داعش ما شمایی» سر دادند.
خاش
بر اساس ویدیوهای منتشر شده، مردم معترض در خاش روز هفتم مهر در راهپیمایی اعتراضی خود با حمله ماموران حکومتی مواجه شده و توانستند آنها را عقب برانند.
این معترضان در راهپیمایی خود فریاد «مرگ بر خامنهای» سر دادند.
بر اساس ویدیوهای منتشر شده، معترضان همچنین شعارهایی علیه بسیج و سپاه سر دادند.
راسک و تفتان
در شهرهای راسک و تفتان نیز شهروندان روز جمعه به خیابانها آمده و علیه جمهوری اسلامی شعار دادند.
بر اساس گزارشها، ماموران سعی کردند معترضان را متفرق کنند.
همزمان با این راهپیماییها و درگیریها، نتبلاکس، سازمان نظارت بر اینترنت جهانی، بر اساس معیارهای فنی اتصال به اینترنت گزارشها درباره اختلال شدید و قطع سیستماتیک اینترنت زاهدان را تایید کرد.
این سازمان اعلام کرد مقامهای جمهوری اسلامی با هدف سرکوب اعتراضات در زاهدان، اینترنت را به صورت سیستماتیک قطع کردهاند.
راهپیمایی اعتراضی شهروندان در زاهدان و دیگر شهرهای استان سیستان و بلوچستان در حالی یک روز پیش از نخستین سالگرد جمعه خونین برگزار شد که مولوی عبدالحمید اسماعیلزهی، در خطبههای نماز جمعه امروز خود از رسیدگی قانونی به جنایات رخ داده از سوی حکومت اظهار ناامیدی کرد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبههای نماز جمعه امروز، کشتار هشتم مهر سال گذشته را برای هر کسی که «وجدانی بیدار دارد» حادثهای تلخ توصیف کرد و گفت چنین حملاتی با بیش از ۱۰۰ کشته و ۳۰۰ مجروح در هیچ کجای دنیا پیش نمیآید.
به گفته مولوی عبدالحمید، مصلای زاهدان همیشه مکانی محوری در زمینه «وحدت و امنیت» بوده و کسی انتظار نداشت کشتار جمعه خونین در چنین محلی رخ دهد.
او گفت: «به قاضیانی که پرونده را رسیدگی میکنند شناخت داریم. آدمهای خوبی هستند اما در کشور ما، قضات استقلال لازم را ندارند و بر همین اساس، اطلاع داریم که از جاهای مختلف بر این قاضیها فشارهای زیادی وارد میشود.»
مولوی عبدالحمید تاکید کرد که دیگر به اینکه قاضی پرونده جمعه خونین بتواند حکمی [به نفع قربانیان] صادر کند، امیدی ندارد.
در روزهای گذشته گزارشهای متعددی درباره تشدید جو امنیتی زاهدان و دیگر شهرهای سیستان و بلوچستان در آستانه سالگرد کشتار هشتم مهر منتشر شده است.
بر اساس این گزارشها، شمار زیادی نیروی امنیتی از استانهای همجوار به سیستان و بلوچستان گسیل و شهر زاهدان محاصره شده و نیروهای نظامی در روزهای هفتم و هشتم مهر در حالت آمادهباش قرار گرفتهاند.
هشتم مهر ۱۴۰۱ که به جمعه خونین زاهدان مشهور است، تجمعی از سوی نمازگزاران در اعتراض به تجاوز یک فرمانده نیروی انتظامی به یک دختر ۱۵ ساله بلوچ در چابهار شکل گرفت.
در واکنش، ماموران نظامی و عوامل جمهوری اسلامی از جمله با تکتیراندازهای مستقر بر پشتبامها با گلولههای جنگی تجمعکنندگان و البته شهروندان دیگر را در مصلای زاهدان هدف قرار دادند.
بر اساس جدیدترین آمار حالوش که اخبار سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، در جریان این حمله وحشیانه دستکم ۱۰۵ شهروند شامل ١٧ کودک و نوجوان کشته و دهها تن دیگر قطع نخاع، نابینا، مجروح و نقص عضو شدند.
حدود یک ماه بعد و در روز ۱۳ آبان حمله مرگبار دیگری این بار در شهر خاش رخ داد و با شلیک گلولههای جنگی ماموران امنیتی به نمازگزاران این شهر، دستکم ۱۸ نفر کشته و دهها نفر دیگر مجروح شدند.
واشینگتن فری بیکن از آغاز تحقیقات کمیته خدمات مسلح سنا درباره استخدام آرین طباطبایی در یک سمت کلیدی در پنتاگون خبر داد و گفت ۳۱ سناتور جمهوریخواه آمریکا در واکنش به مقاله ایراناینترنشنال درباره شبکه نفوذ ایران در آمریکا، از وزیر دفاع خواستند دسترسی امنیتی او را لغو کند.
به این ترتیب تحقیق و تفحص هر دو صحن کنگره آمریکا درباره چگونگی استخدام آرین طباطبایی در دولت بایدن به جریان افتاده است. پیشتر نیز کمیته خدمات مسلح مجلس نمایندگان تحقیقات خود را در این مورد آغاز کرد.
این ۳۱ سناتور در نامه به وزیر دفاع آمریکا ادامه فعالیت آرین طباطبایی در سمتی حساس در پنتاگون را با وجود اتهام حضور او در عملیات اطلاعاتی حکومت ایران، غیرقابل درک خواندند.
گزارش منتشر شده در ایراناینترنشنال نشان میدهد سه تن از دستیاران رابرت مالی، نماینده ویژه وزارت امور خارجه آمریکا در امور ایران در دولت جو بایدن، رابطهای «نزدیک» و «نامتعارف» با حکومت جمهوری اسلامی داشتهاند.
این گزارش تحقیقی بر پایه هزاران ایمیلی است که بین دیپلماتهای ایرانی و اعضای این شبکه رد و بدل شده است.
در این گزارش علاوه بر آرین طباطبایی به نام علی واعظ و دینا اسفندیاری به عنوان عضو شبکه تحت هدایت وزارت خارجه ایران اشاره شده است و اسنادی از مرادوات آنها با دیپلماتهای جمهوری اسلامی افشا شده است.
در حالی که پنتاگون روز سهشنبه چهارم مهر از فرایند استخدام آرین طباطبایی دفاع کرده بود، کریس مایر، دستیار وزیر دفاع، روز پنجشنبه ششم مهرماه در اظهاراتی متفاوت در نشست توضیحی کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا گفت پنتاگون دارد بررسی میکند که آیا همه قوانین و خط و مشیها در روند استخدام طباطبایی رعایت شده یا نه.
نامه سناتورها به وزیر دفاع خاطرنشان کرده که واکنش اولیه پنتاگون در دفاع از آرین طباطبایی نشان میدهد که وزارت دفاع ممکن است در حال لاپوشانی یک اشتباه امنیتی باشد. این سناتورها تاکید کردند نگرانیها درباره آرین طباطبایی چیز جدیدی نبوده است.
سناتورهای جمهوریخواه اطلاعات افشا شده را نشانگر این احتمال دانستند که روابط آرین طباطبایی با جمهوری اسلامی ممکن است فراتر از موارد مورد انتقاد کنونی باشد.
این نامه از پنتاگون خواست اطلاعات مربوط به بررسی سوابق آرین طباطبایی را ارائه کرده و مشخص کند که آیا قبل از انتشار گزارش سمافور و ایراناینترنشنال، آیا از تماسهای او با مقامهای جمهوری اسلامی خبر داشته است یا نه.
این سناتورها همچنین از پنتاگون خواستند توضیح دهد آیا آرین طباطبایی در فرمهای امنیتی استخدام در پنتاگون، اطلاعات مربوط به مکاتباتش با مقامهای ایران را ارائه کرده یا نه.
از سوی دیگر، جانی ارنست، سناتور جمهوریخواه، در اشاره به اطلاعات مقاله ایراناینترنشنال درباره شبکه نفوذ جمهوری اسلامی در آمریکا گفت از آنجا که آرین طباطبایی در زمان فعالیتش در وزارت خارجه آمریکا، روابط خود را با رژیم ایران فاش نکرده، باید دسترسی امنیتی او به حالت تعلیق درآید.
جانی ارنست در نشست سنا برای تایید صلاحیت درک شالت، مشاور وزارت خارجه آمریکا، برای انتقالش به پنتاگون، او را درباره همکاری با آرین طباطبایی مورد پرسش قرار داد.
او گفت از اینکه دولت بایدن همچنان با استراتژی سازش با جمهوری اسلامی، زندگی شهروندان آمریکایی بیشتری را در معرض خطر قرار میدهد، بسیار نگران است. این رویکرد دولت بایدن ایران را در تجاوزگری گستاختر کرده است.
سناتور ارنست از مشاور وزیر خارجه آمریکا پرسید با توجه اینکه قرار است با انتقال به سمت جدید خود در پنتاگون بر آرین طباطبایی که هماکنون رییس دفتر دستیار وزیر دفاع است، نظارت داشته باشد، آیا عاقلانه است فردی مانند آرین طباطبایی در چنین سمت حساسی حضور داشته باشد.
طباطبایی اکنون رییس دفتر معاون وزیر دفاع آمریکا در امور عملیات ویژه است. تحقیقات ایران اینترنشنال نشان میدهد که از زمان تماس آرین طباطبایی با یکی از مقامهای ارشد ایرانی تا انتصاب او در وزارت امور خارجه تنها یک دوره شش سال و هفت ماهه وجود داشته است.
رابرت مالی، آرین طباطبایی را در سال ۱۳۹۹ به تیم خود در وزارت خارجه آمریکا آورد تا به مذاکرات با ایران کمک کند.
آرین طباطبایی در ایمیلی به تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۳ (۲۷ ژوئن ۲۰۱۴) به مصطفی زهرانی، مدیرکل سابق امور راهبردی وزارت خارجه ایران و مشاور محمدجواد ظریف اطلاع داد که با شاهزاده سعودی، ترکی بن فیصل، سفیر سابق عربستان سعودی در آمریکا، در ترکیه ملاقات کرده و ترکی بن فیصل از او برای سفر به عربستان دعوت کرده و به همکاری علاقه نشان داده است. طباطبایی در ادامه پرسید: «مايلم نظر شما را بدانم كه آيا چنین كارى جالب است برایتان؟»
او همچنین اشاره کرد که دانشگاه بن گوریون در اسرائیل، او را به یک کارگاه آموزشی در مورد کنترل تسلیحات و برنامه هستهای ایران دعوت کرده است. آرین طباطبایی پرسید: «خواستم نظر شما را هم بپرسم و ببينم اگر شما فكر میكنيد دعوت را بپذيرم و بروم.»
آرین طباطبایی از زمان انتشار گزارش ایران اینترنشنال، واکنشی به آن نشان نداده است.
گزارش ایراناینترنشنال و نشریه آمریکایی سمافور درباره عملیات نفوذ جمهوری اسلامی در دولت و مراکز تصمیمگیریهای کلان در ایالات متحده آمریکا خشم و عصبانیت نمایندگان کنگره این کشور را در پی داشته است.
پیشتر رییس کمیته خدمات مسلح مجلس نمایندگان آمریکا و رییس کمیته فرعی اطلاعات نظامی این مجلس در نامه به وزیر دفاع ایالاتمتحده حضور آرین طباطبایی در سمت رییس دفتر معاون وزیر دفاع آمریکا را به دلیل رابطه نزدیک او با جمهوری اسلامی و عضویتش در طرح کارشناسان ایران بسیار هشداردهنده خواندند.
این دو عضو مجلس نمایندگان آمریکا از لوید آستین، وزیر دفاع، خواستند تا ۱۱ مهر به پرسشهایی از جمله چگونگی تایید صلاحیت و ارائه دسترسی امنیتی به آرین طباطبایی و آگاهی احتمالی پنتاگون از ارتباطات او با حکومت ایران توضیح دهد.
مت میلر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در فرآیند تحقیقات ایران اینترنشنال پیش از انتشار گزارش درباره این ایمیلها و مراودات بین آرین طباطبایی و دیپلماتهای جمهوری اسلامی گفته بود که دولت بایدن، آرین طباطبایی را «به خاطر تخصص او در مسائل هستهای و سایر مسائل سیاست خارجی» برای ایفای نقشهای مختلف در دولت ایالات متحده منصوب کرده و آنها «به خدمات او افتخار میکنند.»
احمد صمدی - نشریه دی ولت آلمان به مقاله ایراناینترنشنال درباره شبکه نفوذ ایران در دولت و مراکز تصمیمگیری آمریکا پرداخت و نوشت که ردی از شبکهسازی تهران به برلین هم منتهی میشود. شماری دیگر از رسانههای این کشور هم به ارتباطات عدنان طباطبایی با وزارت امور خارجه آلمان پرداختند.
دی ولت از اینکه نشریات مهم آمریکایی از جمله واشینگتنپست و نیویورکتایمز به چنین موضوع مهم و حساسی نمیپردازند ابراز تعجب کرد اما بیش و پیش از هر چیز به انتقاد از وزارت امور خارجه آلمان پرداخت.
بر اساس این گزارش که پس از انتشار گزارش تحقیقی ایراناینترنشنال درباه «ابعاد پنهان جنگ نرم تهران» منتشر شده است، موارد افشا شده سوالات جدیدی را در مورد عملکرد این وزارتخانه در موضوع ایران ایجاد میکند؛ به ویژه اینکه پروژههای یکی از این افراد یعنی عدنان طباطبایی از سوی وزارت امور خارجه تامین مالی شده است.
عدنان طباطبایی از بنیانگذاران و مدیر عامل مرکز تحقیقات کاربردی همکاری با شرق است که بر اساس گزارش ایراناینترنشنال، پس از توافق برجام به عنوان مشاور با «گروه بینالمللی بحران» کار میکرد و به مقامات ارشد ایران دسترسی داشت.
ارتباط عدنان طباطبایی با وزیر امور خارجه آلمان چیست؟
دی ولت در ادامه به ایمیل طباطبایی به وزیر امور خارجه سابق جمهوری اسلامی پرداخت که موضوع آن، نوشتن مقالات و انتشار آنها با نام مقامهای فعلی و سابق است.
این نشریه افزود چنین اقدامی یعنی اینکه کارشناسانی چون طباطبایی بهطور مستقیم با «دستکاری حقایق و تحت نام نویسندگان دروغین» در ایجاد تصویری مداخله میکنند که از ایران به خارج ارائه میشود.
روز سهشنبه چهارم مهر ایراناینترنشنال و سمافور گزارشهایی درباره عملیات نفوذ جمهوری اسلامی در دولت و مراکز تصمیمگیریهای کلان در ایالات متحده آمریکا منتشر کردند.
ایمیلهایی که در این دو گزارش به آنها استناد شده است بیانگر همکاری و هماهنگی مقامهای وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی و افرادی ایرانیالاصل هستند که حاضرند چشم، گوش و زبان رژیم در صحنههای بینالمللی باشند.
با این حال دی ولت و سایر رسانههای آلمان این را موضوعی عجیب خواندند که از میان افرادی که در گزارش ایراناینترنشنال نامشان فاش شده، فقط عدنان طباطبایی ادعای «جعلی بودن اسناد فاش شده» را مطرح کرده است.
از سوی دیگر از نظر مقالهنویس دی ولت، بدون در نظر گرفتن اصالت اسناد ارائه شده، این سوال پیش میآید که مرزهای تعیینکننده بین «کارشناس مستقل و موضوع تخصص» کجاست، چرا که به گفته این نشریه، مشخص است کارشناسان مذکور مساله حمایت از مسیر مذاکرات با ایران را مطرح کردهاند.
همچنین واضح است که کارشناسان میتوانند با مقامات ارشد سیاسی ارتباط داشته باشند اما حفظ این ارتباطات نباید به استقلال تخصص آنها لطمه وارد کند.
شریک وزارت امور خارجه آلمان و نویسنده در سایه آخوندها
نشریه برلین تسایتونگ هم در مطلبی یادآور شد که یکی از شرکای وزارت امور خارجه احتمالا «نویسنده در سایه» آخوندها در آلمان بوده است.
بر همین اساس، چنین افشاگریهایی میتواند برای آنالنا بربوک، وزیر امور خارجه آلمان شرمآور باشد.
این نشریه معتقد است جنجالهای مرتبط با عدنان طباطبایی برای بربوک بسیار ناخوشایند است زیرا این شبهه وجود دارد که وزارت امور خارجه آلمان از یک اتاق فکر نزدیک به دولت ایران حمایت کرده است.
به نوشته برلین تسایتونگ، طباطبایی بارها در کنار آنالنا بربوک ظاهر شده و اتاق فکر او نیز در گذشته بودجه چشمگیری از وزارت امور خارجه آلمان دریافت کرده است.
بر اساس این گزارش، تاکنون بیش از یک میلیون یورو پول مالیات مردم به «کارپو» بهعنوان شریک وزارت امور خارجه آلمان در زمینه پروژههای گفتوگو پرداخت شده است.
مشاور آلمان، جاسوس آخوندهاست؟
نشریات تاتس و بیلد هم در گزارشهایی بهطور مفصل به این موضوع پرداختهاند.
بیلد با انتشار عکسی از عدنان طباطبایی در کنار بربوک نوشت: «آیا این مشاور، یکی از جاسوسان ملاهاست؟ او با وزیر امور خارجه فدرال عکس سلفی میگیرد اما ظاهرا چیزی بیش از یک هوادار برای رژیم مستبد ایران است.»
این نشریه از آشکار شدن یک «سوءظن جدی» نوشت و یادآور شد که طباطبایی ظاهرا حتی «بهطور فعالانه به نفع آخوندها» اقدام کرده و کاری که میخواسته انجام بدهد هم شبیه جایگاه «روابطعمومی» در برنامه هستهای ایران بوده است.
بیلد تاکید کرد ایمیلهای فاش شده نشان میدهند رژیم ایران چگونه به طور خاص از ابتکار عمل برای تاثیرگذاری بر سیاست خارجی کشورهای غربی استفاده کرده است. این استراتژی به ویژه در ایالات متحده موفقیتآمیز بوده و برخی از کارشناسان حتی پستهای دولتی را به دست آوردهاند.
این گزارش در ادامه خاطرنشان کرد طباطبایی تنها کسی بوده که «همه چیز را انکار میکند»؛ در حالی که او در سالهای اخیر بارها و بارها برای «دفاع و سفیدشویی» جمهوری اسلامی در رسانهها حضور یافته است.
جوابیه وزارت امور خارجه آلمان: طباطبایی دسترسی اختصاصی خاصی نداشت
از سوی دیگر نشریه دی ولت در گزارش خود مدعی شد وزارت امور خارجه آلمان به سوالاتش درباره اتهامهای وارد شده به عدنان طباطبایی پاسخی نداده است.
با این حال وزارت امور خارجه آلمان پاسخ کوتاهی برای برلینر تسایتونگ ارسال کرده است.
در این جوابیه آمده که تامین [مالی] پروژههای پیشین هرگز منجر به «دسترسی اختصاصی و منحصر به فرد» یا مشاوره عدنان طباطبایی و کارپو به وزارت امور خارجه نشده است.
در روزهای گذشته شماری از سیاستمداران آمریکایی و رسانههای مطرح جهان به تعامل و مکاتبات اعضای شبکه نفوذ ایران در آمریکا با مقامهای جمهوری اسلامی پرداختند.
گزارشهای منتشر شده در ایراناینترنشنال و سمافور همچنین عصبانیت نمایندگان کنگره این کشور را در پی داشته است چرا که این گزارشها نشان میدهند سه تن از دستیاران رابرت مالی، نماینده ویژه معلق شده وزارت امور خارجه آمریکا در امور ایران در دولت جو بایدن، رابطهای «نزدیک» و «نامتعارف» با حکومت جمهوری اسلامی داشتهاند.
مالی هماکنون از مقام خود تعلیق شده و افبیآی در حال انجام تحقیقات در مورد نحوه استفاده او از اسناد محرمانه است.
حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تایید و اعتراف کرد که این نهاد در جریان خیزش انقلابی شهروندان علیه جمهوری اسلامی به دنبال قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، برای سرکوب معترضان مجبور به استفاده از نیروهای بازنشسته شده است.
او روز ششم مهر در جمع «وابستگان و بازنشستگان» سپاه پاسداران، خطاب به آنها گفت که این افراد با وجود «چین و چروک صورت و موهای سفید» هنوز در میدان هستند، «اغتشاش که میشود»، مراجعه میکنند، سازماندهی میشوند و به میدان میروند.
مهر ماه سال گذشته ایراناینترنشنال در گزارشی بر پایه اطلاعات اختصاصی از بحران کمبود نیرو در سپاه پاسداران خبر داد.
بر اساس این گزارش، سپاه پاسداران برای سرکوب اعتراضات مردمی از بازنشستگان، خانوادهها و وابستگان سپاه و بسیج خواسته بود تا خود را به این نیرو معرفی کنند اما با خودداری آنها مواجه شده بود.
سپاه برای بازنشستگان پیامکهایی فرستاده و از آنان خواسته بود «در شرایط حساس کنونی» در برنامههای سازماندهی شده برای سرکوب اعتراضات شرکت کنند.
این اما اولین بار نبوده است که سپاه پاسداران برای انجام عملیاتهای خود به بازنشستگان و خانواده سپاهیان و بسیجیان متوسل شده است.
چند ماه پیش از شکلگیری خیزش انقلابی نیز اخباری درباره این موضوع منتشر شد که نیروی قدس سپاه برای انجام عملیات برونمرزی خود از بازنشستگان سپاه پاسداران استفاده کرده است.
از سوی دیگر اوایل آذر ماه سال گذشته و با هک شدن خبرگزاری فارس، یک فایل صوتی از نشست گروهی از مدیران رسانههای وابسته به حکومت با قاسم قریشی، جانشین سازمان بسیج منتشر شد که در آن بر «خسته شدن نیروهای سرکوبگر» تاکید میشود.
به گفته یکی از حاضران در این جلسه، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در دیدار با حسین اشتری، فرمانده وقت انتظامی کشور گفته بود به نیروهای خود اعلام کند که «یک وقت خود را نبازند».
در این جلسه همچنین مدیران رسانههای وابسته به حکومت خواستار افزایش حقوق نیروهای یگان ویژه فرماندهی انتظامی شده و گفته بودند نیروهای ناجا «خسته شدهاند و خیلی ناراضیاند».
حاضران در آن جلسه همچنین اعتراف کرده بودند از اواخر شهریور تا اوایل آذر، دانشجویان در ۶۲ دانشگاه و دانشکده در ایران تجمع کرده و در روز ۲۴ آبان پیرو فراخوانهای اعتصاب، بازارهای ۲۲ استان کشور تعطیل شدند.
بر اساس گزارشها در جریان خیزش انقلابی دستکم ۵۵۱ شهروند معترض از جمله ۶۸ کودک کشته، صدها تن زخمی و هزاران نفر دستگیر شدند.