مقام آمریکایی به ایراناینترنشنال: گروههای نیابتی ایران ۴۰ بار به مواضع آمریکا حمله کردند
یک مقام وزارت دفاع آمریکا به ایراناینترنشنال گفت از زمان آغاز جنگ حماس و اسرائیل، ۴۰ حمله از سوی گروههای شبهنظامی متحد جمهوری اسلامی علیه مواضع آمریکا و ائتلاف بینالمللی در منطقه انجام شده که تعدادی از آنها خسارتهای مالی در پی داشته است.
او افزود نیروهای آمریکایی و ائتلاف مجموعا ۲۲ بار در عراق و ۱۸ بار در سوریه هدف قرار گرفتند.
این مقام وزارت دفاع ایالات متحده تاکید کرد اکثر این حملات موفقیتآمیز نبودهاند و از سوی نیروهای آمریکایی دفع شدهاند.
پیشتر رسانهها گزارش داده بودند در حملات گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، تاکنون ۴۶ سرباز آمریکایی زخمی شدهاند.
از آغاز درگیریهای حماس و اسرائیل،پایگاه الاسد در عراق، التنف در جنوب سوریه، یک پایگاه پشتیبانی نظامی در شمال شرقی سوریه در استان دیرالزور، پایگاه هوایی اربیل و یک پایگاه در جنوب اقلیم کردستان عراق، پایگاه پشتیبانی فرات در سوریه، و پایگاههای الشداده، رمیلان و تل بیدر در شمال شرقی سوریه از جمله پایگاههایی بودند که نیروهای مورد حمایت ایران به آنها حمله کردهاند.
به گزارش سیانان، نیروهای وابسته به ایران در فاصله جمعه تا دوشنبه، هشت حمله راکتی و پهپادی علیه پایگاههای آمریکا در عراق و سوریه انجام دادهاند.
با وجود افزایش تعداد حملهها به پایگاههای آمریکا، مقامهای پنتاگون از مرتبط خواندن این حملهها با درگیریهای حماس و اسرائیل خودداری کردهاند و آنها را به تلاشهای مداوم ایران برای بیرون کردن نیروهای آمریکا از منطقه مرتبط دانستهاند.
با این حال، آمریکا از آغاز درگیریها در ۱۵ مهر، دو ناو هواپیمابر خود را به همراه ناوگروهها و هواپیماهای جنگنده خود وارد خاورمیانه کرده است.
ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا همچنین اعلام کرده که در آخر هفته گذشته یک زیردریایی موشکانداز آمریکا نیز وارد خاورمیانه شده است.
سیانان به تازگی به نقل از یکی از سخنگوهای شورای امنیت ملی آمریکا خبر داد واشینگتن هیچ پیامی در زمینه برقراری آتشبس در نوار غزه برای جمهوری اسلامی ارسال نکرده است.
حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی روز ۱۵ آبان با انتقاد از سیاستهای آمریکا در منطقه گفت حرف و عمل واشینگتن در قبال مناقشه خاورمیانه با هم یکی نیست.
امیرعبداللهیان افزود: «در سه روز گذشته از طرفی آمریکاییها به ما پیام دادند که ما به دنبال آتشبس هستیم ... اما در عمل فقط از کشتار جمعی و نسلکشی در غزه حمایت کردند.»
سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا اعلام کرد اظهارات وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی «کاملا نادرست» است.
به گفته این مقام آمریکایی، ایالات متحده به طور علنی و خصوصی خواستار آزادی گروگانهای حماس شده است.
او تاکید کرد واشینگتن مشخصا به جمهوری اسلامی هشدار داده است از گسترش دامنه درگیریها بپرهیزد چون در غیر این صورت، عواقب آن متوجه تهران خواهد بود.
آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا روز ۱۴ آبان در حاشیه دیدار با محمد شیاع السودانی، نخستوزیر عراق در بغداد به خبرنگاران گفت: «ارسال یک پیام بسیار واضح به هر کسی که ممکن است به دنبال سوء استفاده از درگیری در غزه برای تهدید نیروهای ما در اینجا یا هر جای دیگر در منطقه باشد، بسیار مهم است: این کار را نکنید!»
بلینکن افزود: «من خیلی واضح گفتم که حملات یا تهدیدهای شبهنظامیان متحد با ایران کاملا غیرقابل قبول است.»
نخستوزیر عراق یک روز پس از دیدار با بلینکن به تهران سفر و با علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی و ابراهیم رئیسی، رییسجمهوری دیدار کرد.
ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی روز دوشنبه ۱۵ آبان در پاسخ به سوالی در مورد دیدار سودانی با بلینکن و سپس سفر او به ایران و اینکه آیا حامل پیامی از سوی واشینگتن برای تهران بوده است، گفت: «من هنوز اطلاعی در این ارتباط ندارم.»
جنگ اسرائیل و حماس که پس از تهاجم مرگبار این گروه به اسرائیل در روز ۱۵ مهر آغاز شد تاکنون منجر به کشته و زخمی شدن هزاران تن شده است.
در یکی از تلاشهای جامعه بینالمللی برای جلوگیری از افزایش تنشها در منطقه، وزیران امور خارجه گروه جی-۷ از روز سهشنبه ۱۶ آبان در توکیو، پایتخت ژاپن گرد هم آمدند تا دو جنگ حماس و اسرائیل و روسیه و اوکراین را بررسی کنند.
قتلعام صدها اسرائیلی به دست جوخههای مرگ حماس نشان دهنده فروپاشی فاجعهبار استراتژی امنیتی اسرائیل است. این کشور باید بپذیرد مدل قدیمی «بازدارندگی دفاعیاش» مرده است. فارین پالیسی و فارین افرز در گزارشهایی به بررسی چگونگی روند جنگ اسرائیل و حماس و آینده پیش رو در غزه پرداختند.
بنا بر گزارش فارین افرز، وزیران دفاع و اطلاعات اسرائیل مسوولیت خود را پذیرفته و مطمئنا پس از پایان جنگ استعفا خواهند داد اما بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، تاکنون از پذیرفتن مسوولیت فاجعهای که تحت رهبری او رخ داده، خودداری کرده است.
نخستوزیر اسرائیل به مانور دادن میان انحراف و انکار ادامه و وعده «پاسخ پس از جنگ» را میدهد.
دکترین امنیتی اسرائیل
فارین افرز نوشت طی سالها درگیری میان حماس و اسرائیل، مشخص بود قدرت نظامی این گروه در حال افزایش است. از جمله دسترسی به سلاحهای بهتر مانند راکتهایی با برد بالا و مجهز به کلاهکهای بزرگتر، همراه پهپادهایی که از هوا و دریا میتوانند اسرائیل را تهدید کنند.
همچنین آشکار بود که حماس در حال ساخت شبکهای بزرگ و پیچیده از تونلهای زیرزمینی است. در طول هر درگیری، حماس تمام تلاش خود را به کار میبرد تا نیروهای دفاعی اسرائیل را بکوبد و به مناطق اطراف مرز غزه برسد.
اسرائیل هم در این میان توان دفاع ضد موشکی و ضد تونل خود را افزایش داد و در نتیجه عملیاتهای حماس تا قبل از حمله هفتم اکتبر عمدتا با شکست مواجه شدند.
این شکستها با وجود تواناییهای رو به رشد حماس، اسرائیل را متقاعد کرد که استراتژی دفاعیاش کارآمد است.
مقامهای اسرائیلی به این نتیجه رسیدند که تلاش برای نابودی کامل نیروهای حماس بسیار پرهزینه خواهد بود و ممکن است مشکلات خطرناک جدیدی ایجاد کند.
درگیریهای قبلی اسرائیل با حماس از نظر دامنه محدود میماند، معمولا بین چند روز تا چند هفته به طول میانجامید و سرانجام با نوعی آتشبس با میانجیگری مصر، همراه با تحریمهای اقتصادی پایان مییافت.
درگیریهای محدود، همراه با پذیرش ضمنی حکومت حماس در غزه از سوی اسرائیل با هدف نتانیاهو برای تجزیه نظام فلسطین همراستا بود. اسرائیل میتوانست با اجازه دادن به حماس برای حفظ کنترل نوار غزه، تشکیلات خودگردان فلسطین را در کرانه باختری تضعیف کند.
این رویکرد اسرائیل به حماس اجازه داد منابع مورد نیاز خود را برای تبدیل شبهنظامیانش به گروهی بسیار توانمند به دست آورد.
برنامهریزی حماس برای هفت اکتبر
بر اساس گزارش فارین افرز، در این بین حماس از سال ۲۰۱۸ سازماندهی به اصطلاح راهپیماییهای «بازگشت» را آغاز و تعداد زیادی از فلسطینیها را به تجمع در نزدیکی حصار مرزی با اسرائیل تشویق کرد.
حماس جنگجویان مسلح خود را در میان جمعیت معترض پنهان و از معترضان بهعنوان پوششی برای رسیدن به حصار مرزی استفاده میکرد.
این گروه سعی میکرد از این طریق، حملاتی را علیه واحدهای نیروهای دفاعی و شهرهای اسرائیلی در نزدیکی غزه انجام دهد.
ارتش اسرائیل توانست با متفرق کردن جمعیت، هدف قرار دادن رهبران و کشتن صدها نفر در طول چندین ماه، مهاجمان را دفع و از شکستن خط مرزی جلوگیری کند.
با این حال راهپیماییها راه را برای جنگجویان حماس در حمله هفتم اکتبر به خاک اسرائیل آماده کردند.
در هفتههای قبل از کشتار، حماس بار دیگر تجمعات گستردهای را در نزدیکی حصار مرزی شکل داد. همچنین تراکتورهایی به بهانه کارهای کشاورزی و آمادهسازی برای تظاهرات به منطقه مرزی آورده شدند.
حماس در روز هفتم اکتبر از این تراکتورها برای خراب کردن حصار مرزی و باز کردن راه جوخههای مرگ خود استفاده کرد.
آیا اسرائیل واقعا میتواند حماس را نابود کند؟
مقامات اسرائیلی هدف خود را از جنگ، از بین بردن آخرین ردپای حماس تعیین کردهاند؛ نه تنها از بین بردن تاکتیکی سر حماس، بلکه از بین بردن تواناییهای این گروه برای داشتن هر گونه توانایی نظامی یا قضایی در غزه.
فارین پالیسی در گزارشی به تحلیل هدف اسرائیل برای نابود کردن کامل حماس پرداخت و نوشت پیشبینیها برای آنچه در غزه پیش خواهد آمد، نیازمند گذر زمان است.
تهاجم زمینی ارتش اسرائیل به نوار غزه با انبوهی از ساختمانهای بلند متراکم، با نبرد علیه دولت اسلامی (داعش) در موصل عراق طی سال ۲۰۱۶ مقایسه شده است. نبردی که یکی از سنگینترین جنگهای شهری جهان از زمان جنگ جهانی دوم بود. هر چند در حال حاضر شدت عملیات بمباران اسرائیل از شدیدترین حملات هوایی در نبرد ائتلاف تحت رهبری آمریکا در موصل، فراتر رفته است.
فرانک لوونشتاین، فرستاده ویژه سابق وزارت امور خارجه آمریکا در مذاکرات اسرائیل و فلسطین به فارین پالیسی گفت: «در واقع هدف نظامی اسرائیل تنها با بمباران بخش قابل توجهی از غزه قابل دستیابی است.»
نیروهای دفاعی اسرائیل به قصد کاهش تلفات غیر نظامیان، بارها از یک میلیون شهروند شمال غزه خواستهاند این مناطق را تخلیه کنند و هشدار دادهاند هر کسی که بماند «همدست» حماس در نظر گرفته خواهد شد.
بر اساس برآوردهای اسرائیل حدود ۳۵۰ هزار غیرنظامی در غزه باقی ماندهاند. برخی از آنها برای جابهجایی خیلی پیر یا بیمار هستند. بعضی دیگر میترسند هرگز اجازه بازگشت به خانههایشان را پیدا نکنند.
کسانی که به جنوب گریختهاند نیز همچنان در معرض بمباران قرار دارند زیرا حملات هوایی اسرائیل سراسر نوار غزه را هدف گرفته است.
ماهها، نه هفتهها
فارین افرز در گزارش خود نوشت از آنجایی که اسرائیل عملیات زمینی را در مقیاس بزرگ در غزه آغاز میکند، بسیار مهم است بدانیم شکست سریع حماس غیرممکن خواهد بود.
بر خلاف اکثر عملیاتهای قبلی اسرائیل از زمان جنگ اول لبنان در سال ۱۹۸۲، این کشور به یک کمپین طولانی برای تخریب، انزوا و ریشهکن کردن حماس در غزه نیاز دارد.
این کمپین برای دستیابی به نتایج پایدار باید شامل تلاشهای دیپلماتیک، اطلاعاتی، حقوقی و اقتصادی باشد و مورد تایید شرکای منطقهای و بینالمللی قرار بگیرد.
بنابراین اسرائیل نمیتواند کارزار کنونی خود علیه حماس را از عملیاتهای قبلی در غزه الگوبرداری کند. در عوض، استراتژیستهای اسرائیلی باید از درگیریهای طولانیتر تاریخ اسرائیل از جمله جنگ استقلال ۱۹۴۸ تا ۱۹۴۹، جنگ فرسایشی ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۰ و عملیات سپر دفاعی در سال ۲۰۰۲ الهام بگیرند.
البته باید در نظر داشت پارادایم جنگ طولانی مشکلات خاص خود را دارد. برای مثال جنگ طولانی اسرائیل در لبنان حکایت هشداردهندهای به همراه داشت. این عملیات که در سال ۱۹۸۲ با نابودی موفقیتآمیز سازمانهای مسلح فلسطینی در لبنان و اخراج یاسر عرفات، رهبر فلسطینی از بیروت آغاز شد، اسرائیل را به باتلاق لبنان کشاند و وارد جنگ طولانی با حزبالله کرد. این جنگ عملا تا عقبنشینی اسرائیل در سال ۲۰۰۰ ادامه یافت.
این میراث، بخش اعظم منطق رویکرد مناقشه محدود با غزه و بیمیلی اسرائیل را برای انجام عملیاتهای زمینی گسترده و تعیینکننده در دو دهه گذشته توضیح میدهد.
جبهههای دیگر
فارین افرز نوشت اسرائیل باید به موازات عملیات غزه، طبق یک استراتژی دفاعی قوی برای خنثی کردن همه تهدیدات وارد عمل شود.
حلقههای ترور تهران در اطراف اسرائیل، دیر یا زود و مطمئنا قبل از تلاش جمهوری اسلامی برای تبدیل شدن به یک قدرت مجهز به سلاح هستهای باید از بین برود.
جمهوری اسلامی در حال انجام جنگی چند جانبه علیه اسرائیل از عراق، لبنان، سوریه، یمن و همچنین از داخل جمعیت فلسطینی در کرانه باختری است و تهدید نیروهای تروریستی نیابتیاش نیز افزایش یافته. بنابراین اسرائیل باید مقابله با «محور مقاومت» ایران را به بالاترین اولویت ملی در سالهای آینده تبدیل کند.
شکست حماس چه معنایی دارد؟
تعیین معنای شکست حماس از سوی اسرائیل مهم است. فراتر از شکست نظامی و پایان دادن به حکومت حماس در غزه، اسرائیل باید قدرت حماس را در ابعاد دیگر مورد توجه قرار دهد.
ریشهکن کردن این گروه بهعنوان یک جنبش ایدئولوژیک و اجتماعی که اکنون در جامعه فلسطین نفوذ عمیقی دارد، مهمتر از در هم شکستن آن در میدان جنگ است.
به نوشته فارین افرز، باید با ایدئولوژی و روایتهای رادیکال حماس که تهدیدی برای کشورهای عربی میانهرو و اسرائیل است، با اتحاد صداهای محلی و منطقهای مقابله شود.
به عبارت دیگر، اسرائیل باید راهکاری برای گردهم آوردن طرفهای فلسطینی و منطقهای برای ایجاد راهحلی پایدار پیدا کند.
غزه جدید، اسرائیل جدید
زمانی که اسرائیل به اهداف نظامی خود در برابر حماس دست یافت، باید با مسایل بزرگتری مقابله کند. اولین مورد، چگونگی تثبیت غزه است.
اسرائیل نمیتواند حکومت در غزه را به عهده بگیرد چون دولت باید مسوولانه عمل کند و به طرفهای ذینفع و شرکا اجازه دهد نیازهای مردم غیرنظامی فلسطین را تامین و از ظهور مجدد تهدیدات تروریستی جلوگیری کنند.
به گفته فارین افرز، حمایت شرکای جهانی و منطقهای اسرائیل از تشکیل یک دولت میانهرو، قانونی و مسوولانه فلطسطینی در غزه حیاتی خواهد بود. این شرکا شامل کشورهای حاشیه خلیج فارس و اعضای «پیمان ابراهیم» و شرکای منطقهای قدیمیتر اسرائیل مانند مصر و اردن هستند.
در اصل غزه باید در نهایت به وسیله شهروندان غزه و فلسطینیهای توانمندی اداره شود که از حمایت منطقهای و بینالمللی و همچنین نظارت دقیق برای جلوگیری از تجدید حیات تروریسم برخوردارند.
عربستان سعودی و قطر
حمله حماس ضربه بزرگی به تلاشها برای عادیسازی روابط بین تلآویو و ریاض وارد کرد. اگرچه احتمال پیشرفت رسمی و قابل توجه مذاکرات عادیسازی همزمان با وقوع جنگ بسیار کم است اما عربستان سعودی همچنان یک بازیگر مهم در کمک به شکلدهی آینده غزه و روابط اسرائیل و فلسطین است.
به نوشته فارین افرز، نقش قطر باید محدود باشد. این کشور میلیاردها دلار را برای حماس به منظور ساختن «ارتش تروریستی»اش فراهم کرده است.
قطر همچنین از طریق نفوذ قدرتمند شبکه الجزیره در سراسر جهان عرب از اهداف حماس و میزبانی از رهبری سیاسی حماس در دوحه حمایت کرده است.
تشکیلات خودگردان
در حالی که تشکیلات خودگردان فلسطین علاقهای به اداره غزه ندارد، رهبران عرب و غربی اصرار دارند بخشی از پایان بازی غزه باشد.
جو بایدن، رییسجمهوری آمریکا نیز امیدواری خود را برای «راهحل دو کشوری» ابراز کرده است اما در شرایط فعلی این چشمانداز دور از دسترس به نظر میرسد.
فارین افرز نوشت چنین چشماندازی با وجود اعضای دست راستی دولت فعلی اسرائیل که تشکیلات خودگردان را عامل ترور میدانند، همخوانی کمی دارد.
جنگ در خانه
اسرائیل برای بازیابی تعادل در وضعیت دفاعی خود به یک روند طولانی و دردناک نیاز دارد. اگر این کشور تزلزلناپذیر به وظایف اساسی خود متعهد نشود، به زودی ممکن است خود را در بحران وحشتناک دیگری بیابد.
انرژی وحدت ملی که پس از حملات حماس این کشور را گرد هم آورده است، نویدبخش رویارویی موفقیتآمیز اسرائیل با چالشهاست.
آمی آیالون، مدیر سابق شینبت به فارین پالیسی گفت: «ما میخواهیم دولت اسرائیل را امن و بدون از دست دادن هویتش بهعنوان یک دموکراسی یهودی ببینیم. این تنها مفهوم قابل قبول است زیرا در غیر این صورت ما یک دولت آپارتاید ایجاد کرده و هرگز امنیت نخواهیم داشت.»
بر اساس آمار سازمان پزشکی قانونی کشور، در شش ماه نخست سال جاری هزار و ۷۷ کارگر بر اثر حوادث کار جان خود را از دست دادند.
باشگاه خبرنگاران جوان، وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی اخیرا در گزارشی با استناد به آمار سازمان پزشکی قانونی کشور نوشت میزان فوتیهای ناشی از حوادث کار در شش ماه نخست امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۵/۷ درصد افزایش داشته است.
بر اساس این گزارش، در شش ماهه نخست سال جاری هزار و ۷۷ نفر در حوادث کاری جان خود را از دست دادند که این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل با آمار فوتی ۹۳۱ نفر، ۱۵/۷ درصد افزایش داشته است.
از میان کارگران فوت شده در حوادث کار طی شش ماه نخست امسال، هزار و ۶۶ مورد مرد و ۱۱ نفر زن بودند.
استانهای تهران با ۲۱۷، اصفهان با ۸۱ و مازندران با ۷۰ متوفی، بیشترین آمار مرگهای حوادث کار را در فاصله فروردین تا شهریور امسال داشتند.
بیشترین علت فوت در حوادث کار «سقوط از بلندی» بوده است، بهطوری که طی این مدت ۴۹۸ نفر بر اثر افتادن، جان خود را از دست دادند.
پس از آن «اصابت جسم سخت» با ۲۴۶ متوفی بیشترین آمار فوتی در حوادث کار را به خود اختصاص داده است.
«برقگرفتگی» با ۱۵۵، «سوختگی» با ۶۵ و «کمبود اکسیژن» با ۳۵ متوفی در رتبههای بعدی عوامل فوت بر اثر حوادث کار قرار دارند.
در این گزارش به علت مرگ ۷۸ کارگر اشاره نشده است.
آمارهای متناقض حوادث ناشی از کار در ایران
طبق دادههای رسمی منتشر شده از سوی سازمان پزشکی قانونی، سال گذشته هزار و ۹۰۰ کارگر بر اثر حوادث ناشی از کار جان باختهاند.
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با ادعای اینکه شمار حوادث کار در ایران نسبت به میانگین جهانی «پایین» است، همواره تلاش کرده تا آمار کمتری از مرگهای کارگران ارائه دهد.
علیحسین رعیتیفرد، معاون روابط کار وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی، تعداد کارگران کشته شده در سال گذشته را «نصف آمار پزشکی قانونی» اعلام کرده و گفته بود ۷۱۱ کارگر در سال ۱۴۰۱ بر اثر حوادث ناشی از کار جان باختهاند.
خبرگزاری ایلنا روز هشتم شهریور در گزارشی «با تکیه بر حسابهای سرانگشتی و بررسی اخبار محدود کارگری» این ادعا را «بیاساس» خواند و تاکید کرد که آمار رسمی با آنچه در واقعیت اتفاق میافتد فاصله زیادی دارد.
ایلنا در گزارش خود اقدامات انجام شده از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای کاهش حوادث ناشی از کار را «غیر موثر» خواند.
۱۳ تیر ماه احسان سهرابی، عضو کارگری پیشین شورای عالی حفاظت فنی، ادعای وزارت کار را رد کرد و گفت در مورد حوادث کار دادههای یکدست و متقن وجود ندارد و بیش از هزار نفر اختلاف بین دادههای وزارتخانه و پزشکی قانونی دیده میشود.
سهرابی از تفاوت میان آمار پزشکی قانونی و وزارت کار انتقاد کرد و با معتبر دانستن آمار پزشکی قانونی گفت در ایران میزان حوادث و مرگ و میر حین کار از استانداردهای جهانی و دادههای مشابه در کشورهای مترقی و صنعتی «بسیار بیشتر» است.
به اعتقاد او، گواه این ادعا مرگ بیش از پنج کارگر در ایران در هر روز است.
ایران در زمینه رعایت مسایل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده که رتبه بسیار پایینی است.
رعایت نکردن استانداردهای ایمنی کار از سوی کارفرمایان، استفاده از لباس کار بیکیفیت در محیطهای کاری، ساعات کار طولانی که باعث خستگی کارگران میشود، دستمزد پایین و تاخیر در پرداخت دستمزدها که کارگران را با فشار روانی روبهرو میکند، از مهمترین دلایل افزایش آمار حوادث کار در ایران به شمار میروند.
گزارش تانکر ترکرز نشان میدهد صادرات روزانه نفت و میعانات گازی ایران در ماه گذشته میلادی با کاهش ۱۹۴ هزار بشکهای، به یک میلیون و ۴۳۰ هزار بشکه رسیده است. کاهش صادرات نفت دو ماه گذشته ایران از سوی این وبسایت ۳۵۶ هزار بشکه ارزیابی شد.
این سایت تخصصی ردیابی نفتکشها اعلام کرد پایین آمدن میزان صادرات نفت ایران در ماه سپتامبر ادامه یافته و نسبت به ماه قبل از آن ۱۶۲ هزار بشکه کاهش داشته است.
تحلیلگران کاهش رشد اقتصادی در شرق آسیا و افت تقاضا برای نفت در این منطقه را عامل اصلی کاهش صادرات نفت ایران عنوان کردهاند.
اوایل آبان امسال مرکز پژوهشهای مجلس پیشبینی کرد دولت به دلیل محقق نشدن درآمدهای پیشبینی شده از محل فروش و صادرات نفت و فرآوردههای نفتی، در پایان سال با کسری بودجه ۳۸۰ هزار میلیارد تومانی مواجه شود.
کاهش میزان صادرات نفت ایران و همچنین فروش آن زیر قیمتهای بازار، باعث شده تا درآمدهای نفتی در بودجه امسال با عدم تحقق همراه شود.
پیش از این داوود منظور، رییس سازمان برنامه و بودجه «بیش برآوردی ۴۰ درصدی درآمدهای نفتی» را عامل ناترازی بودجه اعلام کرده بود.
بر این اساس، حدود ۲۵۰ هزار میلیارد تومان از درآمدهای نفتی پیشبینی شده در بودجه امسال محقق نخواهد شد.
این تحریمها شامل بندرها و پالایشگاههای خارجی واردکننده نفت ایران میشوند.
تصویب این طرح اگر با جدیت دولت آمریکا برای اجرای آن همراه شود، کار فروش و صادرات نفت ایران را دشوارتر از وضعیت فعلی میکند.
عمده مشتریان نفت ایران شرکتها و پالایشگاهای کوچک چینی موسوم به تیپاتها هستند. نفتی که به دلیل تحریمهای آمریکا علیه ایران مشتری چندانی ندارد و جمهوری اسلامی مجبور است محمولههای خود را با تخفیف قابل توجه به مشتریان چینی بفروشد.
خبرگزاری رویترز اخیرا در گزارشی مجموع ارزش تخفیف نفتی ایران به چین در ۹ ماهه سال جاری میلادی را بالغ بر ۴/۲ میلیارد دلار برآورد کرده بود.
از زمان اعمال مجدد تحریمهای آمریکا علیه جمهوری اسلامی در پنج سال پیش، نفت خام ایران با به اصطلاح «ناوگان تاریک» نفتکشهایی که فرستندهها را غیرفعال میکنند، برای معدود خریداران ارسال میشود.
مجلس شورای اسلامی با مصوبهای، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را مکلف به راهاندازی سامانه رصد و پایش مستمر سبک زندگی مردم کرد. غلامرضا نوری قزلچه، یکی از نمایندگان اخطار داد تصویب چنین قانونی امکان تجسس را در اطلاعات شخصی افراد فراهم میکند.
نام کامل این سامانه «رصد، پایش و سنجش مستمر شاخصهای فرهنگ عمومی، سبک زندگی مردم، مرجعیت رسانهای و وضعیت ارتباطات کشور» است و هدف از راهاندازی آن، «آیندهپژوهی روندهای سبک زندگی جامعه ایرانی» و «شناخت تحولات فرهنگی و ارتباطی» عنوان شده است.
نمایندگان مجلس در جلسه علنی نوبت صبح روز سهشنبه ۱۶ آبان و در جریان ادامه بررسی گزارش کمیسیون تلفیق لایحه برنامه هفتم توسعه، بند «ب» ماده ۷۵ آن را تصویب کردند که به این سامانه مرتبط است.
برنامه هفتم توسعه دستگاههای اجرایی و دارندگان پایگاههای داده موضوع این بند را موظف میکند اطلاعات مورد نیاز را به شکل مستمر و جامع به این سامانه ارائه کنند.
تجسس در اطلاعات شخصی افراد
در متن این ماده به صراحت بر لزوم رعایت اصل ۲۵ قانون اساسی مبنی بر حفظ حریم خصوصی شهروندان و ممنوعیت تفتیش و تجسس در حریم خصوصی تاکید شده است.
بر اساس این اصل، مواردی چون بازرسی و نرساندن نامهها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، استراق سمع، هر گونه تجسس و افشا یا سانسور مخابرات تلگرافی و تلکس و ... ممنوع است؛ مگر آن که قانون آن را مجاز بداند.
مرکز مشاوره و آموزش حقوقی دادبان در مطلبی از این مصوبه با عنوان «سرکشی نهادهای امنیتی به حریم خصوصی شهروندان» یاد کرد.
دادبان یادآور شد نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و وزارت ارشاد در «تحمیل سبک زندگی اجباری دینی و تعقیب کیفری شهروندان به دلیل سبک زندگی متفاوت»، سابقه دارند.
به همین دلیل نگرانیها درباره تبدیل این سامانه به ابزاری برای پروندهسازی و سرکوب بیشتر شهروندان شدت یافته است.
این نگرانی از سوی برخی نمایندگان مجلس نیز ابراز شده است؛ از جمله نوری قزلچه با اشاره به اینکه در اصل ۲۵ قانون اساسی رصد و پایش دادهها و اطلاعات افراد تنها با حکم قانون ممکن است، گفت: «اگر اکنون ما اینجا قانونگذاری کنیم، ممکن است امکان تجسس در اطلاعات شخصی افراد فراهم شود.»
به گفته او با تکیه بر «اطلاعات جمعی» نیز میتوان آیندهپژوهی انجام داد و بنابراین نباید بررسی لحظه به لحظه اطلاعات هر فرد اتفاق بیفتد.
محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به اخطار این نماینده گفت «ورود به احوالات شخصی افراد» بدون حکم قاضی نخواهد بود.
جلال رشیدی کوچی، دیگر نماینده مجلس پیش از این درباره تبعات چنین مصوبهای هشدار داده و آن را در کنار برخی دیگر از تکههای پازل، مصداق «رصد همه شئون زندگی خصوصی مردم» از سوی برخی افراد دانسته بود.
تجارتنیوز مدتی پیش گزارش داد با تصویب این بند، پلتفرمهای داخلی موظف خواهند بود جزییترین اطلاعات شخصی کاربران مانند رفتوآمدهای درون و برون شهری، خرید و فروش محصولات، سفارش غذا و محصولات سوپرمارکتی را به صورت مستمر به این سامانه گزارش کنند.
در ایران اپلیکیشنهای پرکاربرد خرید غذا، حمل و نقل و خرید و فروش محصولات، به اطلاعات خصوصی شهروندان دسترسی دارند.
پیش از این گزارشهایی درباره سوءاستفاده نهادهای امنیتی از اطلاعات این پلتفرمها برای شناسایی محل زندگی شهروندان معترض و کاربران مخالف جمهوری اسلامی منتشر شده است.
با ادامه فشار و تلاش حکومت برای سرکوب شهروندان معترض زاهدان، یکی از فیلمبرداران مسجد مکی، محل اقامه نماز جمعه این شهر بازداشت شد. سایت حالوش از پلمب چند مدرسه غیردولتی زاهدان خبر داد که از سوی «روحانیون اهل سنت» اداره میشدند.
حالوش که اخبار سیستان و بلوچستان را گزارش میکند، نوشت که روز ۱۵ آبان چند مدرسه مقطع ابتدایی خصوصی در مناطق محروم و حاشیهنشین زاهدان پلمب شدند.
یکی از این مدارس با دستکم ۴۰۰ دانشآموز بیبضاعت «ندای سعادت» نام دارد که در منطقه شیرآباد زیر نظر مکتب اهل سنت «سعد ابن ابی وقاص» اداره میشد.
یک منبع مطلع به حالوش گفت به بهانه تعمیرات، معلمان این مدرسه را تهدید به تعطیلی مدرسه در میان سال تحصیلی کردهاند.
چهار مدرسه پلمب شده دیگر هم به وسیله مردم و خیرین بومی تاسیس و اداره میشدند.
همزمان و در ادامه بازداشت شهروندان بلوچ، ابوبکر توحیدی (میربلوچزهی) که از فیلمبرداران و عکاسان مسجد مکی است، شامگاه دوشنبه ۱۵ آبان از سوی ماموران نظامی و امنیتی دستگیر و به مکانی نامعلوم منتقل شد.
بازداشت او به دلایلی نامشخص و در یکی از ایست بازرسیهای داخل شهر زاهدان انجام گرفته است.
کمپین «فعالین بلوچ» با انتشار این خبر یادآور شد پیش از این سه تن دیگر از تصویربرداران دارالعلوم مکی به نامهای عبدالنصیر شهبخش، اسامه شهبخش و محمدعلی نارویی بازداشت شدهاند که همچنان در شرایطی بلاتکلیف، زندانی هستند.
حالوش نیز به تداوم بازداشت و بیخبری از وضعیت مولوی عبدالمجید مرادزهی، مولوی امانالله سعدی، مولوی حمیدالله فاروقی، مولوی اکبر بیدل، مولوی هدایتالله قنبرزهی و مهدی خداشناس، از استادان و پرسنل دارالعلوم مکی زاهدان اشاره کرد.
پس از جمعه خونین زاهدان در روز هشتم مهر سال گذشته که کشته و زخمی شدن صدها نفر را در پی داشت، فضایی امنیتی بر این شهر حاکم شد.
با شکلگیری راهپیماییهای پی در پی که به جمعههای اعتراض زاهدان مشهور شد، تلاش حکومت برای سرکوب معترضان و شهروندان بلوچ شدت گرفت.
طی یک سال گذشته صدها شهروند به صورت گروهی یا فردی بدون دلیل مشخص بازداشت شدند که همچنان دهها تن از آنان در شرایطی بلاتکلیف در حبس به سر میبرند.