تشنج در مترو تئاتر شهر؛ تجمع حکومتی برای مقابله با زنان مخالف حجاب اجباری
به دنبال اعمال محدودیتهای گسترده در مترو تئاتر شهر تهران در راستای اعمال حجاب اجباری، گزارشها حاکی از آن است که در روز شنبه ۲۷ آبان، تجمعی حکومتی در این ایستگاه مترو علیه زنان و دختران مخالف حجاب اجباری برگزار شد.
کانال تلگرام خبرنامه امیرکبیر نوشت ظهر شنبه نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی تجمعی در حمایت از گروه شبهنظامی حماس که از سوی اسرائیل، آمریکا و اتحادیه اروپا گروهی تروریستی شناخته میشود، در حد فاصل چهارراه ولیعصر تا میدان انقلاب برگزار کردند.
بر اساس این گزارش، در جریان این تجمع عملا امکان حضور و تردد در دو ایستگاه مترو میدان انقلاب و تئاتر شهر میسر نبوده و قطارها در این دو ایستگاه توقف نکردهاند.
این کانال تلگرامی نوشت که فضای مترو تئاتر شهر «بسیار متشنج» شده، عدهای از «نیروهای آتش به اختیار» با مردم درگیر شدهاند و شعارهایی علیه زنان بدون حجاب اجباری دادهاند.
این تجمع در حالی برگزار شده است که نهادهای امنیتی در یک ماه اخیر تمرکز شدیدی بر مسیر تردد در چهارراه ولیعصر تا میدان انقلاب داشتهاند.
خبرنامه امیرکبیر نوشت یکی از اهداف غیرمستقیم تجمع روز شنبه، «تشدید برخوردها» با پوشش زنان مخالف حجاب اجباری بوده است.
مترو تئاتر شهر در مرکز تهران از ابتدای خیزش سراسری علیه جمهوری اسلامی یکی از ایستگاههای مترو بود که مردم بارها در آن شعارهایی علیه حکومت سر دادند.
پیش از این ویدیویی منتشر شد که نشان میدهد روز یکشنبه ۲۲ آبان برخی معترضان در متروی تئاتر شهر تهران علیه علی خامنهای و سپاه پاسداران شعار میدهند.
شهرداری تهران و نیروهای انتظامی ماموران بسیاری را در این مترو برای تذکر حجاب اجباری گماشتهاند.
روزنامه فرهیختگان به تازگی در گزارشی با عنوان «در متروی تئاترشهر چه خبر است؟» نوشت: «نکته قابل توجه بیشتر شدن نیروهای فراجا در محوطه مترو، روبهروی گیتها و کنار حجاببانان است.»
یکی از شهروندان با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال، پلهبرقی خراب ایستگاه متروی تئاتر شهر را نشان داده و میگوید: «شهرداری به جای استخدام نیرو برای ترویج حجاب، پلهبرقیها را درست کند.»
پس از قتل حکومتی آرمیتا گراوند که طبق گزارشها بر اثر درگیری فیزیکی یک تذکردهنده حجاب با او رخ داد، حجاببانها برای مدتی در مترو حضور نداشتند.
اواسط مهر امسال روزنامه همشهری، ارگان مطبوعاتی شهرداری تهران مدعی شد ماموران مترو در بحث تذکرات حجاب هیچگونه دخالتی ندارند و مسوولیت این موضوع بر عهده ماموران انتظامی است.
این ادعا در حالی مطرح شد که محمدامین توکلیزاده، معاون شهردار تهران، ۱۸ مرداد ماه به کارگیری ماموران حجاببان را برای تحمیل حجاب اجباری در مترو تایید کرد.
پیش از آن و در روز ۱۵ مرداد، نشریه اینترنتی فراز در گزارشی تعداد این نیروها را ۴۰۰ نفر اعلام کرده بود.
بر اساس این گزارش، این نیروها از سوی یگان حفاظت شهرداری تهران گزینش شده و «کلاسهای آموزشی» مربوط به این کار را گذراندهاند.
به گفته این رسانه، بودجه ماهانه اختصاص یافته برای استخدام نیروهای سازمانیافته «امر به معروف و نهی از منکر» در متروی تهران «پنج میلیارد تومان» است.
ماشاالله کرمی، پدر محمدمهدی کرمی، جوان معترض اعدام شده، با گذشت ۸۸ روز از زمان بازداشت همچنان به بلاتکلیف در زندان مرکزی کرج زندانی است. ماشاالله کرمی ۳۱ مرداد امسال با یورش نیروهای وزارت اطلاعات به خانهاش در کرج بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر منتقل شد.
ماموران در زمان بازداشت کرمی شماری از لوازم الکترونیکی از جمله لپتاپ و تلفن همراه او و اعضای خانوادهاش را ضبط کرده و با خود بردند.
بر اساس گزارشهای منتشر شده، کارتهای بانکی ماشاالله کرمی و خانوادهاش مسدود شدهاند.
ماشاالله کرمی در تاریخ ششم آبان از بازداشتگاه اداره اطلاعات کرج به زندان مرکزی این شهر منتقل شد.
اکنون با گذشت نزدیک به سه ماه از بازداشت این پدر دادخواه، او همچنان به صورت بلاتکلیف در این زندان به سر میبرد و از اتهامهای طرح شده از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی علیه او اطلاعی در دست نیست.
۲۰ آبان ماه، خسرو علیکردی، وکیل دادگستری، در حساب اینستاگرام خود از ادامه بازداشت امیرحسین کوهکن، وکیل خانواده محمدمهدی کرمی با وجود گذشت بیش از دو ماه خبر داد.
کوهکن پیشتر در ویدیویی که قبل از ورود او به اداره اطلاعات کرج ضبط شده است، احضار و بازداشت خود را غیرقانونی خواند.
ماشاالله کرمی نمادی از جنبش دادخواهی در ایران
ماشاالله کرمی که به یکی از نمادهای دادخواهی پس از خیزش انقلابی ۱۴۰۱ در میان مردم بدل شده، بعد از اعدام فرزندش تصاویری از حضور خود را بر آرامگاه پسرش و محمد حسینی، دیگر معترض اعدام شده منتشر کرد.
این پدر دادخواه در نوروز ۱۴۰۲ به دیدار خانواده مهسا ژینا امینی رفت. پس از آن تصویری از او و امجد امینی بر مزار ژینا منتشر شد که نشان میداد آنها به نشانه اتحاد و همبستگی دست در دست هم گذاشتهاند.
از دیگر اقدامات او این بود که بستههای غذایی را با نام جانباختگان خیزش انقلابی در میان مردم پخش میکرد.
اعدام محمدمهدی کرمی و محمد حسینی
محمدمهدی کرمی همراه با محمد حسینی در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شدند.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مدعی شد آنان همراه با ۱۴ نفر دیگر در مرگ یک بسیجی به نام «روحالله عجمیان» در درگیریهای مراسم چهلم حدیث نجفی نقش داشتند.
این ادعای قوه قضاییه در حالی مطرح شد که حسین عجمیان، برادر روحالله عجمیان روز چهارشنبه ۱۷ آبان در گفتوگو با «اعتماد» گفت در این پرونده دو «آدم بیخانواده» (محمدمهدی کرمی و محمدحسینی) را بهجای «اصل کاری» که دکتر بود اعدام کردند.
او صحبتهای پدرش، میرزا ولی عجمیان را درباره نفوذ و دخالت علیاکبر ولایتی در «پرونده کرج» تکرار کرد و مدعی شد چون حمید قرهحسنلو «پولدار و دکتر» بود با او برخورد نکردند.
اعدام این دو معترض جوان، خشم افکار عمومی در ایران و جهان را به دنبال داشت و وکلایشان گفتند قوه قضاییه حکم آنها را چنان با شتاب اجرا کرد که فرصتی برای پیگیری قانونی روند پروندهها باقی نماند.
محمدمهدی کرمی: بابا حکم من اعدامه، به مامان چیزی نگو ...
محمدمهدی کرمی، وزشکار کُرد ۲۲ ساله یارسان و اهل بیجار در استان کردستان بود که خانوادهاش به شهرستان نظرآباد مهاجرت کرده بودند.
او به صورت حرفهای در رشته کاراته فعالیت داشت و در سال ۱۳۹۶ با بیش از ۱۰ عنوان قهرمانی کشوری و استانی به اردوی تیمهای ملی کاراته جمهوری اسلامی ایران دعوت شده بود.
محمدمهدی با کارگری و به گفته خودش «نانِ حلال» به معاشِ خانوادهاش کمک میکرد.
صدای محمدمهدی کرمی در حافظه تاریخی مردم ثبت شده است که در تماسی با پدرش به او گفت: «بابا حکمها رو دادن، حکم من اعدامه، به مامان چیزی نگو ...»
شماری از بیماران مبتلا به اسایام و خانوادههایشان روز شنبه ۲۷ آبان مقابل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تجمع کرده و خواهان تامین داروی مورد نیاز خود از سوی دولت شدند.
طی دو سال گذشته این بیماران بارها در اعتراض به وارد نشدن داروهایشان به کشور یا جلوگیری وزارت بهداشت از توزیع آن تجمع کردهاند.
بیماری اسامای (SMA) یک بیماری عصبی عضلانی است که آن را با نامهای بیماری آتروفی عضلانی نخاعی و وردینگ هافمن نیز میشناسند.
این بیماری یک بیماری ژنتیکی پیشرونده به شمار میرود که با گذشت زمان شدت آن افزایش مییابد.
تجمعکنندگان امروز خواهان تعیین تکلیف «مکتوب» اثربخشی داروی اسپینرازا شدند و گفتند دولت باید اولویتهای بعدی را مشخص و درمان سایر بیماران را آغاز کند.
اسپینرازا و ریسدیپلام از جمله داروهای تایید شده برخی کشورها برای بهبود وضعیت بیماران اسامای است.
بر اساس گزارش پایگاه خبری-تحلیلی دارو و سلامت (فانا)، این داروها تا سال ۱۴۰۰ به دلیل آنچه عدم اثبات هزینه-اثربخشی نامیده میشد، در فهرست رسمی دارویی ایران قرار نمیگرفت اما اواخر شهریور سال گذشته و پس از تجمع دو روزه بیماران از جمله کودکان مبتلا به بیماری عصبی اسامای در تهران، دولت ابراهیم رئیسی وعده داد داروی مورد نیاز این بیماران تامین شود.
این وعده پیش از این هم داده شده بود اما عزمی جدی برای عمل به آن وجود نداشته است.
پیشتر حیدر محمدی، رییس سازمان غذا و دارو گفته بود قرار است اثربخشی دارو در بیمارانی که آن را دریافت کردهاند بررسی شود و واردات محمولههای بعدی منوط به اثبات نتیجه است.
بر اساس گزارش فانا نتایج اثربخشی این دارو در بیماران مبتلا به اسامای همچنان به صورت عمومی اعلام نشده است و برخی بیماران از عدم واردات و توزیع دوزهای بعدی گلایه دارند.
وزارت بهداشت در حالی اعلام نتایج را بین بخشهای مختلف دولت پاسکاری میکند که به گفته سعید اعظمیان، مدیرعامل سابق انجمن اسامای، این اولین باری نیست اسپینرازا و ریسدیپلام در جهان استفاده میشوند.
به گفته اعظمیان، اثربخشی و ارتقای کیفیت زندگی بیمار به دلیل استفاده از این داروها در برخی کشورهای دیگر ثابت شده است.
با ادامه این مشکلات، هشتم آبان امسال خانوادههای دارای فرزند مبتلا به بیماری اسامای مقابل ساختمان وزارت بهداشت تجمع کردند.
تجمعکنندگان گفتند ۴۰۰ دوز از داروی این بیماری وارد کشور شده اما با گذشت سه ماه هنوز به دست بیماران نرسیده است.
با تداوم این مشکلات تجمعها در روز ۲۷ آبان ادامه یافت و معترضان خواهان شروع مجدد مصرف داروی بیماران زیر ۱۱ سال و تزریق دارو با سه دوز شدند.
رییس سازمان غذا و دارو در مصاحبه اخیر خود از اولویتبندی بیماران برای دریافت دارو خبر داده و گفته بود در مرحله نخست بیماران زیر ۱۰ سال قرار دارند.
تاکنون حدود ۷۵۰ بیمار مبتلا به اسامای در ایران شناسایی و ثبت شدهاند که تنها حدود یکسوم آنها دارو دریافت کردهاند.
رضامراد صحرایی، وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی بار دیگر تاکید کرد برنامه درسی و آموزشی مدارس باید متناسب با جنسیت دانشآموزان طراحی شود.
صحرایی روز شنبه ۲۷ آبان در مصاحبه با شبکه آموزش، هویت جنسیتی را یکی از ابعاد مهم شخصیتی دانست و گفت:
پسرانگی و دخترانگی یک اقتضای جدی است و همه جا به این امر توجه شده است.
به گفته او، طرح تفکیک جنسیتی همه کتابهای درسی در دستور کار وزارت آموزش و پرورش قرار ندارد و تنها برخی کتب «به طور طبیعی تغییر میکنند».
صحرایی اضافه کرد مطالب کتابهای درسی «مهارتهای زندگی»، «تربیت اجتماعی» و «دینی» هماکنون بر اساس جنسیت دانشآموزان گردآوری شدهاند.
وزیر آموزش و پرورش دولت ابراهیم رئیسی هفته گذشته گفته بود بر اساس سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، کتب درسی را باید متناسب با جنسیت دختران و پسران متفاوت کرد:
باید فرهنگ حیا را در سراسر جامعه نهادینه کنیم.
او تاکید کرد جمهوری اسلامی نه «دیدگاه شرقی» نسبت به زن و دختر را قبول دارد و نه «دیدگاه فمینیسم» که به گفته او، «منحرف» است.
این سخنان در رابطه با لزوم تفکیک جنسیتی کتابهای درسی، واکنشهای منفی گستردهای را در میان صاحبنظران این حوزه و کاربران فضای مجازی به دنبال داشت.
ابراهیم سحرخیز، معاون پیشین متوسطه وزارت آموزش و پرورش، روز دوشنبه ۲۲ آبان در مصاحبه با وبسایت خبری انتخاب گفت:
مگر علم زنانه و مردانه دارد؟ مگر میشود علوم و ریاضی و ادبیات را زنانه و مردانه کرد؟
او با اشاره به حاکم شدن نگاهی افراطی به آموزش و پرورش در جمهوری اسلامی، ورود صحرایی به این موضوع را اشتباه توصیف کرد و افزود:
ما ۳۰۰ هزار معلم کم داریم که باید اول این مشکل را حل کنیم بعد سراغ مسایل جنسیتی دانش آموزان برویم.
سحرخیز با رد سخنان صحرایی گفت طرح تفکیک جنسیتی کتابهای درسی نه در سند تحول ذکر شده و نه اساسا چنین چیزی امکانپذیر است.
با وجود این وزیر آموزش و پرورش در مصاحبهای با شبکه آموزش تاکید کرد محیطهای آموزشی از جمله دبیرستانها باید برای دختران متناسبسازی شوند تا در آن راحت باشند:
این توقع دختران از ماست.
او با اشاره به اینکه «نیاز دختر خانمها یک چیز و نیاز آقا پسرها چیز دیگری است»، گفت:
در سراسر دنیا و حتی در تعلیم و تربیت غیراسلامی نیز به هویت دخترانه و پسرانه جداگانه توجه میشود.
علی سلک غفاری، رییس پردیس کیش دانشگاه صنعتی شریف در پی حضور بدون حجاب اجباری گروهی از دانشجویان این دانشگاه در مراسم فارغالتحصیلی، در نامهای به رییس دانشگاه و رییس هیات امنای پردیس کیش، از سمت خود کنارهگیری کرد. یک عضو هیات علمی مرکز کارگاههای دانشگاه شریف جایگزین او شد.
بر اساس گزارش خبرنامه امیرکبیر، سلک غفاری در نامه استعفای خود «از عدم رعایت مقررات و شئونات دانشگاهی برخی از دانشآموختگان این پردیس» ابراز تاسف کرد.
او تن ندادن دانشجویان دختر به حجاب اجباری را «رفتار خارج از عرف» خواند و «بهمنظور صیانت از ارزشهای نظام» از مقام خود کنارهگیری کرد.
در پی استعفای سلک غفاری، رضا یوسفی، عضو هیات علمی مرکز کارگاههای دانشگاه شریف به سرپرستی این پردیس منصوب شد.
خبرنامه امیرکبیر در گزارشی از «تشنج» در دانشگاه شریف خبر داد و نوشت: «جمعی از اعضای بسیج که از دست رییس دانشگاه در ارتباط با عدم رعایت حجاب اجباری در جشن فارغالتحصیلی دانشجوهای پردیس کیش گلهمند هستند، با چسباندن پولهای تقلبی در مقابل دفتر ریاست، اعتراض خود را نشان دادهاند.»
پیشتر ویدیویی در شبکههای اجتماعی منتشر شد که نشان میدهد برخی دانشجویان دختر روز پنجشنبه ۲۵ آبان بدون حجاب اجباری در مراسم جشن فارغالتحصیلان پردیس جزیره کیش دانشگاه صنعتی شریف حضور پیدا کردند.
به دنبال این حضور بدون حجاب اجباری دانشجویان، دانشگاه شریف اعلام کرد با مسببین این «ناهنجاری» برخورد میکند.
در بیانیه دانشگاه شریف آمده است رییس و معاون آموزشی و تحصیلات تکمیلی از مشارکت در اهدای بخشی از جوایز امتناع کرده و رییس دانشگاه، سالن همایش را ترک کرده است.
در جریان خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی با شعار «زن، زندگی، آزادی» به دنبال قتل حکومتی مهسا ژینا امینی در بازداشتگاه گشت ارشاد در تهران، دانشگاه شریف از کانونهای اصلی خیزش دانشجویی همسو با شهروندان بود.
ماموران امنیتی و لباس شخصیها عصر یکشنبه دهم مهر ماه ۱۴۰۱ دانشگاه شریف را به محاصره خود در آوردند و دانشجویانی را که قصد خروج از دانشگاه داشتند، هدف تیراندازی قرار دادند.
حکومت جمهوری اسلامی در پاسخ به خیزش انقلابی، دانشجویان معترض دیگر دانشگاهها را نیز سرکوب و برخی استادان را اخراج کرد.
ساعات ورود و خروج دانشجویان کارشناسی دانشگاه شریف محدود شد و ورود به دانشگاه پس از ساعت شش عصر نیازمند مجوز.
همزمان با موج اخراج استادان حامی خیزش انقلابی در دانشگاهها از جمله علی شریفزارچی، استاد دانشگاه شریف، کانال «روزنامه شریف» خبر داد این دانشگاه امیرحسین ثابتی، فعال پیشین بسیج و مجری صداوسیما و عباس موزون، دیگر مجری این رسانه حکومت را برای تدریس به کار گرفته است.
با رسیدن فصل سرما، آلودگی هوا در شهرهای مختلف ایران همچون سالهای گذشته شدت گرفته است. روز شنبه ۲۷ آبان شاخص کیفیت هوای شهر مشهد به وضعیت «بحرانی و خطرناک» رسید.
شاخص لحظهای کیفیت هوای مشهد، مرکز استان خراسان رضوی، روز شنبه به عدد ۳۳۷ رسید که بیانگر وضعیت قرمز و بحرانی است.
این وضعیت هوایی از ۲۴ ساعت گذشته آغاز شد و امروز به نقطه اوج رسیده است.
بر همین اساس تمامی مراکز آموزشی مشهد در روز شنبه تعطیل یا غیرحضوری شدند.
رضا اسماعیلی، رییس مرکز پایش آلایندههای زیستمحیطی شهرداری مشهد دلیل آلودگی هوای این شهر را «ناپایداری جوی و خیزش گرد و غبار» خواند.
او منشا گرد و غبار را «نامشخص» و شناسایی آن را «نیازمند بررسیهای بیشتر» دانست.
خراسان شمالی، استان همجوار خراسان رضوی نیز روز شنبه برای گروههای حساس، ناسالم اعلام شد.
شامگاه جمعه این استان شاخص هوای خطرناک با عدد ۵۰۰ را تجربه کرده بود.
خبرگزاری ایسنا به نقل از حسین هراتی، معاون ادارهکل محیط زیست خراسان شمالی نوشت که علت این آلودگی ناگهانی هوا، ورود گرد و غبار از صحرای قره قوم کشور ترکمنستان به ایران است.
این استان در هفتهها و ماههای گذشته نیز دچار آلودگی شده بود به طوری که طی امسال تنها ۲۸ روز هوای پاک داشت.
هوای ناپاک خوزستان ادامه دارد
در استان خوزستان روز شنبه میزان غلظت آلایندههای جوی در شهرهایی چون اهواز، کارون، باوی و خرمشهر به ۱۵۶ رسید و در حالت ناسالم قرار گرفت.
میثم معزی، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز شامگاه پنجشنبه ۲۵ آبان از مراجعه دستکم ۵۰۰ نفر طی ۲۴ ساعت به بیمارستانهای خوزستان در اثر آلودگی هوا و «مشکل تنفسی پس از باران پاییزی» خبر داده بود.
او گفته بود بیمارستانهای اطفال اهواز هم به حالت آمادهباش در آمدهاند.
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال ویدیویی، آلودگی هوای اهواز را در روز ۲۷ آبان نشان داد و گفت: «این زندگی ماست که جمهوری اسلامی درست کرده.»
مقامات جمهوری اسلامی آلودگی هوای خوزستان را به صنایع، آتشسوزی بخش عراقی هورالعظیم، آتش زدن کاه و کلش مزارع کشاورزی و برنجکاری و نیشکر، مشعلهای چاههای نفت و آتشسوزیهای محل قدیمی پسماند نسبت میدهند.
بخشهایی از این استان طی هفته گذشته وضعیت حاد «بنفش» را نیز تجربه کردند.
بر اساس گزارش ادارهکل حفاظت محیط زیست خوزستان، شهر اهواز طی سال جاری حتی یک روز هم «هوای پاک نداشت».
آمارهای رسمی نشان میدهند سال گذشته دستکم هزار و ۲۴۷ نفر در اهواز به دلیل آلودگی هوا جان خود را از دست دادند.
اهواز و استان خوزستان علاوه بر ریزگردها و آلودگی شدید هوا با بحرانهای دیگری مانند بیآبی نیز مواجه شدهاند.
آلودگی هوا در سالهای اخیر به یک معضل محیط زیستی بزرگ در ایران تبدیل شده است.
به گفته داریوش گلعلیزاده، رییس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم، در نیمه دوم سال به دلیل وارونگی دمایی و پایداری هوا، شاخصها در شرایط ناسالم قرار میگیرند.
به گفته او، در این سالها منابع آلایندگی در کشور افزایش یافته؛ به طوری که ۹۴ درصد انرژی در ایران بر مبنای سوختهای فسیلی است.