بازگشت بنزین پتروشیمی پس از ۱۰ سال و خطر روزهای آلودهتر
پس از اظهارات جواد اوجی، وزیر نفت، در تاریخ ۱۲ اردیبهشت درباره آغاز تولید بنزین پتروشیمی از متانول، حمیدرضا حاجیبابایی، رییس کمیسیون تلفیق بودجه ۱۴۰۳ هم انعقاد قرار داد ۲/۷ میلیارد دلاری با پتروشیمیها برای تولید بنزین را تایید کرد.
جواد اوجی گفته بود: «در خصوص تولید بنزین در مجتمعهای پتروشیمی، با شرکتهای ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی و صنایع پتروشیمی برنامهریزیهایی شده است.»تولید بنزین پتروشیمی به دلیل آلایندگی هوا در دهه ۹۰ متوقف شده بود.حاجیبابایی روز یکشنبه ۱۶ اردیبهشت به منظور تامین منابع هدفمندی یارانه و جبران کسری انرژی، دولت با پتروشیمیها برای تامین بنزین کشور در سال جاری قرارداد دو میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلاری منعقد کرده است.
این عضو کمیسیون تلفیق با اشاره به مصرف روزانه ۱۲۳ تا ۱۲۴ میلیون لیتر بنزین در سال گذشته افزود: «سال گذشته هم برای تامین بنزین کشور، دولت دو میلیارد دلار بنزین وارد کرده که احتمالا ناچار است در سال جاری هم همین مقدار بنزین وارد کند.»
بازگشت به دوران آلوده احمدی نژاد؟
با توجه به صحبتهای وزیر نفت و این نماینده مجلس به نظر میرسد جمهوری اسلامی عزم خود را برای استفاده از بنزین پتروشیمی جزم کرده است.
تولید بنزین پتروشیمی به حدود ۱۲ سال قبل بر میگردد. بعد از تحریم صادرات بنزین به ایران در سال ۱۳۸۹، دولت محمود احمدینژاد برای تامین نیاز بنزین در طرحی موسوم به طرح ضربتی افزایش تولید بنزین، از تولیدات پتروشیمی به جای بنزین استفاده کرد. بنزین تولیدی پتروشیمیها، در واقع مواد اکتان افزا یا همان بنزین ریفرمیت بود و در شرکتهای پتروشیمی شازند، جم، برزویه، امیرکبیر،بندر امام و بوعلی سینا، تولید میشد.
هر چند با این طرح ظاهرا مشکل تحریم بنزین برطرف شد، اما خسارتهای سنگینی به جا گذاشت. حدود سه سال پس از آغاز این طرح و در زمان ریاست جمهوری حسن روحانی، هنوز استفاده از بنزین پتروشیمیها ادامه داشت.
رحمتالله حافظی، رییس کمیسیون وقت سلامت شورای شهر تهران، در بهمن ماه ۱۳۹۲ با اشاره به افزایش روزانه ۲۲ نفری مرگ و میر در تهران، در روزهای آلوده گفت: «سوخت پتروشیمی غیراستاندارد ۳۵ برابر از حد نرمال بنزن در هوا ایجاد میکند و پس از تولید سوخت پتروشیمی شاهد آن بودیم، شهرهایی مثل قم و کاشان نیز آلوده شدند.»
حدودا ۱۰ سال پس از طرح ضربتی احمدینژاد برای افزایش تولید بنزین، حمید حسینی، رییس هیات مدیره اتحادیه صادرکنندگان فرآوردههای نفت، گاز و پتروشیمی در مصاحبهای ماجرای بنزین پتروشیمی ها را افشا کرد و گفت: «ما هیچوقت بنزین پتروشیمی نداشتهایم. برخی شرکتهای پتروپالایشی مثل نوری، بوعلی، شازند و اصفهان ظرفیت تولید فراوردههایی شبیه بنزین را دارند و یا اینکه نفتایی تولید میکنند که قابلیت استفاده در تولید بنزین را دارند، زمان دولت احمدینژاد از ترکیباتی برای تبدیل به بنزین استفاده میشد، اما رعایت نکردند و بنزن زیادی مورد استفاده قرار گرفت.»
دخل و خرج بنزین
با توجه به ارقام اعلامی از سوی حاجیبابایی مصرف سالانه بنزین کشور حدود ۴۵ میلیارد لیتر برآورد میشود.
فروردین ماه ۱۴۰۳ جلیل سالاری مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآوردههای نفتی ایران، تولید بنزین در کشور را بدون اشاره به جزییات، روزانه ۱۰۴ تا ۱۱۲ میلیون لیتر اعلام کرده بود. وزارت نفت و سازمانهای تابعه مدتهاست انتشار آمار را متوقف کردند.
طبق گزارشهای فعالیت پالایشگاههای تولیدکننده بنزین در سال گذشته، پالایشگاه نفت لاوان ۷۴۲، پالایشگاه نفت تبریز ۹۲۵، پالایشگاه نفت تهران یک میلیارد و ۶۸۵ میلیون، پالایشگاه نفت بندرعباس ۳ میلیارد و ۱۲۴میلیون و پالایشگاه نفت اصفهان ۳ میلیارد و ۳۳۸ میلیون لیتر بنزین تولید کردند. مجموع تولید ۵ پالایشگاه نسبت به سال ۱۴۰۱، حدود ۳ درصد کاهش داشته است.
آخرین آمار تولید بنزین در پالایشگاه نفت شازند اراک مربوط به سال ۱۴۰۱ است که برابر سه میلیارد و ۷۴۰ میلیون لیتر بوده است. آمار تولید بنزین پالایشگاه نفت آبادان هم مربوط به سال ۱۴۰۰ است که برابر یک میلیارد و ۹۶۷ میلیون لیتر بوده و در نهایت اصلیترین تولیدکننده بنزین ایران یعنی ستاره خلیج فارس که آمارش را از سال ۱۴۰۰ به این سو به روز نکرده، طبق آخرین آمار، این مجتمع در سال ۱۴۰۰ بیش از ۹ میلیارد لیتر بنزین تولید کرده است.
جمع این ارقام چیزی حدود ۲۴ میلیارد و ۵۷۷ میلیون لیتر است که حدود ۲۰ میلیارد لیتر کمتر از مقدار مصرف سالانه کشور است.
اختلاف دو میلیارد دلاری
گزارش عملکرد پنج پالایشگاه لاوان، تبريز، اصفهان، بندرعباس و تهران صحبتهای حاجیبابایی که گفته در سال ۱۴۰۲ شرکتها نتوانستند بنزین صادر کنند را تایید میکند. اما او در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: «سال گذشته دو میلیارد دلار بنزین وارد و امسال هم باید ۲ میلیارد دلار دیگر بنزین وارد کنیم. واردات ۲ میلیارد دلاری سال گذشته در کجا ثبت شده است؟»
این آمار مجموع ۶۶ میلیارد و ۲۰۴ میلیون دلار واردات ایران در سال ۱۴۰۲ است و هیچ اثری از دو میلیارد واردات بنزین در آمار گمرک نیست. دو میلیارد دلار واردات بنزین حدود ۳ درصد این رقم میشود و بر اساس همین رقم تراز تجاری اعلام میشود.
از طرفی وزارت نفت و شرکت ملی پخش هم سالهاست انتشار آمار خود را متوقف کردند. بر این اساس، هیچ منبع دیگری برای بررسی ادعای واردات دو میلیارد دلاری بنزین وجود ندارد، اما سه میلیارد بنزین صادراتی سال ۱۳۹۹در آمار گمرک وجود دارد.
این عدم شفافیت و پنهان کردن آمار، یک اختلاف آماری دو میلیارد دلاری هم به وجود آورده است. از طرفی حاجیبابایی میگوید سال گذشته دو میلیارد بنزین وارد شده، اما ناصر عاشوری، دبیر انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پالایش میگوید پارسال سه میلیارد دلار بنزین وارد شده است.
حاجی بابایی میگوید در سال ۱۴۰۳ باید دو میلیارد دلار بنزین وارد شود، اما بررسی بخش دوم لایحه بودجه ۱۴۰۳ نشان دهنده واردات ۴/۱ میلیارد دلار بنزین در سال جاری است. اختلاف این ارقام با هم صد هزار یا یک میلیون دلار نیست و در مقابل هیچ مرجعی هم برای دست یافتن به رقم واقعی از جمله گمرک وجود ندارد.
بنزین متانولی، آزمونی قدیمی
وزیر نفت مشخص نکرده فناوری مد نظرش برای تولید بنزین از متانول چیست. اما این موضوع جدیدی نیست. اواخر سال ۱۳۹۱ هم دولت احمدینژاد این طرح را داشت، در آن زمان احمد نعمتبخش، دبیر انجمن خودروسازان، با اشاره به طرح دولت وقت برای تولید بنزین از متانول گفته بود: «مصرف بنزین با روش تولیدی ۳۵ درصد متانول خطر کوری به همراه دارد.»
در همان دوران، محمد بیاتیان، نماینده مجلس گفت مجلس از توليد بنزين حاوی متانول جلوگيری میكند
به نظر میرسد تولید بنزین از متانول در شرایط فعلی ایران چند هدف را با یک تیر میزند. شرکتهای پتروشیمی که در دهه ۹۰ افتتاح شدند، سهامداران مهمی دارند، از صندوقهای بازنشستگی گرفته تا شرکتهای شبه خصوصی و حاکمیتی. متانول ۱۴ برابر نیاز کشور که در این پتروشیمیها تولید میشود، میتواند به قیمت بالایی به شکل بنزین به دولت فروخته شود و از طرفی، بنزین پالایشگاهی که سال گذشته صادرات آن به صفر رسیده، میتواند دوباره صادر شود؛ حتی اگر صادر هم نشود، جلوی خروج دو میلیارد دلار ارز گرفته میشود.
در این میان، جان و سلامت شهروندان است که شاید مثل سالهای پایانی دولت احمدینژاد دوباره در خطر بیافتد و چند سال بعد، نمایندهای از شورای شهر فاش کند آلودگی ناشی از سوختی که به اسم بنزین سوخته شده، باعث افزایش چند ده نفری روزانه مرگ و میر شده است.
اطلاعات رسیده به ایران اینترنشنال و همچنین گزارش رسانههای ایران حاکی است که بازار طلای مشهد به دلیل اعتصاب طلافروشان در اعتراض به سیاستهای مالیاتی جدید جمهوری اسلامی تعطیل شده و برخی مغازهها نیز پلمب شده است.
ویدیوهای ارسالشده از مشهد به ایراناینترنشنال نشان میدهند روز یکشنبه ۱۶ اردیبهشتماه، مغازههای طلافروشی در اعتراض به ثبتنام در سامانه «جامع تجارت» دست به اعتصاب زدند.
کانال تلگرامی اخبار مشهد به نقل از یوسف تقیزادگان، رییس اتحادیه طلا و جواهر مشهد، نوشت که روز چهارشنبه گذشته اعلام شد که طلافروشان موجودی طلای خود را در سامانه ملی تجارت ثبت کنند.
او افزود روز پنجشنبه و شنبه اعتراضات شروع شد و طلافروشان مغازههایشان را بستند.
هنوز سرنوشت مغازههایی که پلمب شدهاند مشخص نیست و تقیزادگان از صاحبان مغازههایی که پلمبشده خواست درخواست رفع پلمب بدهند.
شبکه شرق وابسته به روزنامه شرق روز دوشنبه گزارش داد اعتصاب طلافروشان همچنان ادامه دارد و «هر لحظه دلیل تازهای برای آن ذکر میشود».
به نوشته این رسانه، علاوه بر مسائل مالیاتی، دلیل دیگر اعتراض طلافروشان موضوع سامانه تجارت است.
نادر بذرافشان، رییس اتحادیه طلا و سکه، در گفتوگو با رسانهها درباره علت اعتراضها گفت: «طلافروشان هیچ مشکلی با سامانه مودیان ندارند. اعتراض طلافروشان به سامانه جامع تجارت این بود که مقرر شده اطلاعات سرمایه و موجودی آنها در این سامانه ثبت شود.»
به گفته او، طلافروشان اعلام کردهاند که چرا باید سرمایه خودشان که چند نسل گشته تا به آنها رسیده را در سامانه جامع تجارت ثبت کنند.
بر اساس آمارهای اتحادیه طلا و سکه ایران، ۵۰۰ هزار نفر در صنعت طلای ایران مشغول به کارند و ۷۰ هزار نفر فعال صنفی در این عرصه وجود دارد.
بذرافشان گفت که پیگیری فعالان صنفی طلا برای حل مشکل و برآورده شدن مطالباتشان تاکنون نتیجهای نداده است.
این اولین بار نیست که طلافروشان ایرانی اعتصاب میکنند.
در ماههای گذشته شهرهای مختلف ایران صحنه اعتصاب فروشندگان طلا بوده است.
ارومیه، اصفهان، قم، تهران، بندرعباس، و تبریز، از جمله شهرهایی بودهاند که برخی طلافروشان مغازههایشان را تعطیل یا نیمهتعطیل کردند.
بر اساس مصوبات مالیاتی دولت ابراهیم رئیسی و همچنین طرح «مالیات بر سوداگری و سفتهبازی» مجلس، اخذ مالیات از طلافروشان افزایش یافته است.
اواخر آذر سال گذشته سازمان امور مالیاتی اطلاعیهای صادر کرد و درباره الزام صدور صورتحساب الکترونیکی طلافروشان در سامانه مودیان هشدار داد.
در پی این اطلاعیه، خبری مبنی بر وضع مالیات ۲۵ درصدی بر فروش طلا و جواهر منتشر و بلافاصله تکذیب شد، اما مجموعه این رویدادها، اعتصاب گسترده فروشندگان طلا در ایران را در پی داشت.
بذرافشان در واکنش به این رویدادها گفته بود اطلاعیه سازمان امور مالیاتی ابهام دارد و بهطور مثال مشخص نیست اگر کد ملی خریدار طلا هم هنگام معامله ثبت شود، آیا شهروندان در آینده گرفتار مشکلات مالیاتی خواهند شد یا نه.
او به نقل از طلافروشان درباره «امنیت» این سامانه اظهار تردید کرده بود.
به گفته آنان، در جریان راهاندازی و اجرای این سامانه در مقطعی از سال ۱۴۰۲ حسابهای بانکی برخی فعالان صنف طلا بسته شده بود.
دی سال گذشته و پس از اعتصاب یک هفتهای طلافروشان، احسان خاندوزی، وزیر امور اقتصادی و دارایی تایید، کرد دولت از ثبت اطلاعات طلافروشان در سامانه جامع تجارت عقبنشینی کرده است.
او گفت که این سامانه به وسیله وزارت صنعت، معدن و تجارت (صمت) مدیریت میشود و وزیر مربوطه میتواند در این زمینه توضیح دهد.
خاندوزی واکنشها به سیاستهای جدید مالیاتی دولت در حوزه طلا را «موج خبری کاذب» خوانده و وعده داده بود: «با توجه به تفاهمهای انجام گرفته، در روزهای آینده شاهد حل شدن این موضوع خواهیم بود.»
ماهان مهرابی، خواهر محمود مهرابی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام در گفتوگو با ایراناینترنشنال از مردم خواست «صدای» برادرش و خانوادهاش باشند. مهرابی که در زندان دستگرد اصفهان بهسر میبرد با اتهام افسادفیالارض به اعدام محکوم شده است.
ماهان مهرابی در گفتوگوی خود با ایراناینترنشنال حکم اعدام برادرش را ناعادلانه خواند و گفت این حکم روز شنبه پس از اعزام برادرش از زندان به دادگاه انقلاب اصفهان به او ابلاغ شده است.
به گفته او، قاضی در زمان ابلاغ حکم به برادرش گفته هیچ ندامت و پشیمانی در چهره تو نمیبینم و برای همین حکم اعدام برای تو صادر کردهام.
او به نقل از وکیلان پرونده برادرش افزود حکم به صورت شفاهی به محمود ابلاغ شده و قاضی دادگاه گفته برای امنیت ملی حاضر نیستیم حکم را به صورت کتبی به شما بدهیم.
مهرابی از برادرش به عنوان کسی که در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ «صدای مردم معترض کشتهشده در خیابانها و زندانیان سیاسی بود و با دست خالی شجاعانه ایستاد و حرف خود را زد» یاد کرد و از مردم خواست صدای او باشند.
او از فشارهای امنیتی و قضایی بر خانوادهاش هم خبر داد و گفت: «در زمان زندانیکردن برادرم، یکی از خواهرانم را صرفا به این خاطر که صدای برادرم بود را زندانی کردند و مادرم که هر روز با عکس برادرش جلوی در مینشست را تهدید کردند و عکس برادرم را از او گرفتند.»
ماهان مهرابی ساعاتی پیش از این گفتوگو در ویدیویی گفته بود ماموران برادرش را شکنجه کرده و او را در دادگاهی غیرعلنی محکوم به اعدام کردهاند.
مریم مهرابی، خواهر دیگر محمود مهرابی که در ایران زندگی میکند هم در ویدیویی تاکید کرد برادرش برای فعالیت در فضای مجازی در خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازداشت و به اعدام محکوم شده، از مردم خواست از او حمایت کنند.
محمود مهرابی روز ۱۲ بهمن ۱۴۰۱ به دست نیروهای امنیتی در اصفهان بازداشت و ۲۵ اسفند همان سال با تودیع وثیقه از زندان دستگرد اصفهان آزاد شد.
او ساعاتی پس از آزادی، بار دیگر به دست نیروهای امنیتی در منزل شخصیاش در اصفهان بازداشت و به زندان بازگردانده شد.
قرار جلب به دادرسی این زندانی سیاسی، مهرماه ۱۴۰۲ با اتهامات «افساد فیالارض از طریق نشر اکاذیب، تبلیغ علیه نظام در فضای مجازی، تحریک غیرموثر نیروهای نظامی و انتظامی به عدم اجرای وظایف و تسلیم در فضای مجازی، تحریک مردم به جنگ و کشتار به قصد برهم زدن امنیت و توهین به مقام علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی و روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی در فضای مجازی» در شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان مبارکه صادر شد.
مهرابی در دیماه ۱۴۰۲ هم در این شعبه بازپرسی با گشایش پرونده جدیدی علیه خود مواجه شد و طی آن اتهاماتی همچون «انتشار محتوای مجرمانه در رسانهها و توهین به امامان و مقدسات» به پروندهاش اضافه شد.
بابک فارسانی، یکی از وکیلان مهرابی، روز ۱۶ اردیبهشت از صدور حکم اعدام برای موکلش در شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان با اتهام افساد فیالارض خبر داد.
این وکیل دادگستری در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که دادگاه از ابلاغ رسمی حکم در سامانه ثنا خودداری کرده و کاظمی، وکیل دیگر مهرابی، با حضور در شعبه صادرکننده و خواندن متن حکم از مفاد آن گاهی پیدا کرده است.
جمهوری اسلامی از آغاز روی کار آمدن خود همواره فعالان مدنی و سیاسی منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه و زندانی کرده است.
از زمان آغاز اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» در شهریور ۱۴۰۱، سرکوب فعالان مدنی، سیاسی و معترضان از سوی حکومت شدت گرفته و همچنان ادامه دارد.
این اعتراضات فورا به یک خیزش سراسری در ایران تبدیل شد و جمهوری اسلامی تا کنون دستکم ۹ معترض از جمله محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمد حسینی، محمدمهدی کرمی، مجید کاظمی، سعید یعقوبی، صالح میرهاشمی، میلاد زهرهوند و محمد قبادلو را در ارتباط با آن اعدام کرده است.
بنا بر آمار منتشر شده از سوی نهادهای حقوق بشری، در جریان این خیزش انقلابی دستکم ۵۵۱ نفر از جمله ۶۸ کودک کشته شده و صدها تن از ناحیه چشم و دیگر اعضای بدن آسیب دیدهاند.
محمدعلی علومی، نویسنده و طنزپرداز ایرانی روز یکشنبه ۱۶ اردیبهشت در زادگاه خود شهر بم در استان کرمان، در سن ۶۳ درگذشت.
خبرگزاری ایسنا روز دوشنبه ۱۷ اردیبهشت خبر درگذشت علومی را به نقل از یک نشریه محلی در شهر بم منتشر کرد.
علومی که سال ۱۳۴۰ به دنیا آمده بود، دانشآموخته علوم سیاسی دانشگاه تهران بود و از دهه شصت فعالیت روزنامهنگاری خود را در روزنامه اطلاعات آغاز کرد.
او از دهه هفتاد به طور جدیتر وارد حوزه ادبیات داستانی و ادبیات عامه شد.
تالیف دهها عنوان کتاب با موضوعات داستانی و پژوهشی و مقالههای مطبوعاتی و پژوهشی از جمله فعالیتهای او در این زمینه است.
از رمانهای معروف او میتوان به «سوگ مغان»، «آذرستان»، «ظلمات»، «اندوهگرد»، «پریباد»، «داستانهای غریب مردمان عادی»، «هزار و یک شب نو»، «خانه کوچک» و «عطای پهلوان» اشاره کرد.
رمان «آذرستان» نوشته او در سال ۷۷ کتاب برگزیده سال جمهوری اسلامی شد.
دو سال پیش، علیاصغر شیرزادی، داستاننویس و منتقد ادبی درباره علومی به ایسنا گفت: «محمدعلی علومی نه از دیدگاه من و نه با پسند ادبی من بلکه از دیدگاه وسیعتری و با متکی بر شناخت نسبی که از کارهای او دارم، نویسندهای یکه و یگانه است.»
شیرزادی افزود که علومی در دوران فعالیت ادبی خود وارد هیچ گروه ادبی مشخصی نشد.
احسان عباسلو، نویسنده و منتقد ادبی فروردین امسال به خبرگزاری کتاب گفته بود: «تکنیک برای محمدعلی علومی بسیار مهم است و او تلاش میکند در قالب تکنیکهای خیلی سخت داستانها را رقم بزند، چیزی که برای خیلی از نویسندگان ممکن نیست و توانایی آن را ندارند.»
علومی در یکی از آخرین گفتوگوهای خود، شهریور سال گذشته به خبرگزاری ایسنا گفت که «ادبیات فرمایشی» جهان را تاریک میکند.
این اظهارات در شرایطی بود که وضعیت سانسور کتاب در دوران ابراهیم رئیسی سختگیرانهتر شده است.
در سال ۱۴۰۰ نیز علومی در گفتوگوی دیگری با اشاره به افزایش مشکلات اقتصادی مردم گفت که طنز دیگر «جواب نمیدهد».
او گفت: «طنز با تمام محدویتهایش چطور میخواهد به پای واقعیتها برسد؟»
علومی در مقدمه رمان «ظلمات» که درباره اسطورههای جنوب ایران است و آن را به گذشتگان و فرزندان شهرستان بم تقدیم کرده بود، درباره زلزله بم نوشت که مردم این شهر «در صبح یک از روزهای زمستان ۱۳۸۲ شاهد عبور خونبارترین کاروان جهان از شهرشان و به غارت رفتن سرمایه فرهنگیشان بودند.»
زمینلرزه بم با بزرگی ۶٫۶ دهها هزار کشته برجای گذاشت که در میان آنان برخی از هنرمندان این شهر از جمله ایرج بسطامی خواننده مشهور ایرانی نیز بودند.
زندانیان سیاسی زن محبوس در زندان اوین، طی روزهای ۱۲ تا ۱۴ اردیبهشت مراسمهایی برای گرامیداشت روز جهانی کارگر برگزار کردند. آنها در برنامههای خود علاوه بر گفتوگو درباره تاریخچه روز جهانی کارگر، مطالبات کارگران و تشکلهای کارگری، به شعرخوانی و سرودخوانی و اجرای تئاتر پرداختند.
بنا بر اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، روز چهارشنبه در نخستین روز از این مراسمها یک گالری کارگری در بند زنان اوین برگزار شد و زندانیان پوسترهایی دستنویس که تعدادی از آنها حاوی نکاتی از قانون کار بودند و به خواننده حقوقش را یادآوری میکردند، به دیوارها چسباندند.
آنها در دیگر پوسترها هم به برخی از نقاط عطف جنبش کارگری در ایران طی صد سال گذشته پرداخته و کلاژی با استفاده از محتوای متنی و تصویری روزنامههای باطله که در آن مشکلات و مقاومت کارگران به تصویر کشیده شده، تهیه کردند.
اطلاعات رسیده حاکیست که در ساعتی که برای بازدید جمعی از این گالری مشخص شده بود، زنان زندانی به سرودخوانی پرداختهاند.
روز ۱۲ اردیبهشت امسال برابر با اول ماه می، روز جهانی کارگر بود.
ایراناینترنشنال روز ۱۱ اردیبهشت در گزارشی نوشت که شماری از تشکلهای کارگری صنفی در آستانه روز جهانی کارگر برای اول ماه می، فراخوانهایی برای اعتصاب و اعتراض سراسری منتشر کردند.
زنان زندانی، روز پنجشنبه در دومین روز این مراسم، به شعرخوانی پرداخته و درباره موضوعات مختلف از جمله تاریخچه روز جهانی کارگر در ایران و جهان، مسایل و مطالبات عمومی طبقه کارگر، تشکلهای کارگری و صنفی و سیاسی بودن این مطالبات، بحث و گفتگو کردند.
آنها طی این روز به وضعیت کارگران نفت و معدن پرداخته و در راستای توجه به سینمای کارگری در ایران تعدادی از مستندهای کارگری را معرفی کردند.
مردان زندانی سیاسی محبوس در بند چهار زندان اوین هم روز ۱۲ اردیبهشت مراسمی به مناسبت روز کارگر و روز معلم و مبارزه زنان علیه حجاب اجباری برگزار کردند.
در جریان این مراسم، زندانیان روز کارگر را به کارگران زندانی شادباش گفته و برای کارگران و تمام زندانیان سیاسی محبوس در زندان های کشور آرزوی آزادی کردند.
بنابه اطلاعات رسیده به ایراناینترننشال، روز جمعه در سومین روز مراسم بند زنان اوین سرودخوانی انجام شد و زنان زندانی بار دیگر درباره موضوعات مختلف مانند ستمهایی بر کارگران، زنان، افراد تحت ستم، جامعه الجیبیتیکیو، مهاجران و اقلیتهای دینی در ایران وجود دارد، به بحث و تبادلنظر پرداختند.
زنان زندانی سیاسی در اوین، در مورد کارگر بودن در زندانها هم صحبت کردند و به وضعیت رایکارها، رایبازها و محکومان به کار اجباری پرداخته و مشکلات بازنشستگان پس از سالها کار کردن را مرور کردند.
در این روز، تئاتری مستند به نام «گِلههای کارگری از چرخ ستمگری» با الهام از تئاتر «عباسآقا، کارگر ایرانناسیونال» اثر سعید سلطانپور، شاعر، نمایشنامهنویس و کارگردان ایرانی اجرا شد.
بند زنان اوین که اکنون دستکم ۶۵ زندانی را در خود جای داده، یکی از بندهای سیاسی در ایران است که جمهوری اسلامی در سالها گذشته همزمان با آزار و اذیت محبوسان در آن تلاش بسیاری کرده تا محیط آن را از زنان مبارز زندانی خالی کند.
ایراناینترنشنال، روز ۱۹ فروردین امسال در گزارشی به فشارهای امنیتی و قضایی بر ۶۵ زن زندانی سیاسی در زندان اوین پرداخت.
در بخشی از این گزارش آمده بود که شماری از زنان زندانی بارها به دلیل فعالیتهایشان در زندان از جمله تحصن اعتراضی، نوشتن نامه و امضای بیانیههای جمعی با محرومیتهایی همچون محرومیت از حق تماس تلفنی و ملاقات با خانواده مواجه شدهاند.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اعلام کرد که قصور مقامهای دولتی در حادثه آتشسوزی در یک منطقه گردشگری در استان گیلان در شمال ایران محزر شده است. صدها خانه و مغازه مردم در این آتشسوزی خاکستر شد.
صادقی نیارکی رئیس کل دادگستری استان گیلان روز یکشنبه ۱۶ارديبهشت گفت: «دستگاه قضایی با مدیرانی که ترک فعل کردهاند برخورد خواهد کرد.»
روستای امامزاده ابراهیم واقع در شهرستان شفت در استان گیلان روز پنجشنبه دوم اردیبهشت دچار آتشسوزی گسترده شد و تعداد زیادی از واحدهای مسکونی و بخشی از بازار این روستا بر اثر این آتشسوزی تخریب شد.
این روستای ییلاقی که در منطقهای جنگلی واقع شده، به دلیل داشتن ساختمانهایی چوبی با بالکنهای رنگارنگ که این روستا را به «روستای رنگینکمانی» معروف کرده بود، گردشگران بسیاری را به خود جذب میکرد.
آتشسوزی به بخش زیادی از این جاذبه گردشگری آسیب رسانده و آن را تخریب کرده است.
پیشتر اسدالله عباسی، استاندار گیلان از «خسارت سنگین آتشسوزی به ۱۰۰ واحد تجاری و مسکونی» در این روستای شهرستان شفت خبر داده بود.
این در حالی است که وبسایت رکنا که در زمینه حوادث فعال است، تعداد خانهها و مغازههای تخریب شده را «حدود ۳۰۰» واحد اعلام کرده است.
این وبسایت نوشت که آتشسوزی ابتدا از یک مغازه نانوایی آغاز شد و «در کمتر از چند دقیقه» به خانهها و مغازههای روستا سرایت کرد.
با وجود وقوع آتشسوزیهای مشابه در دهههای اخیر در این روستا، مقامهای جمهوری اسلامی نسبت به ایمنسازی همه ساختمانها اقدام نکرده بودند.
در ارزیابیهای اولیه کارشناسان مشخص شد که به واحدهایی که در سالهای قبل مقاومسازی شده بود آسیبی وارد نشده است.
رییس کل دادگستری استان گیلان گفت که پس از این آتشسوزی، دادستان شهرستان شفت در محل حاضر شد و در مرکز استان نیز با تشکیل جلسه بر ضرورت پیگیری و شناسایی علت حادثه و برخورد با عوامل آن تاکید شد.
بر اساس گزارش رکنا، زندگی و سرمایه بسیاری از ساکنان روستای امامزاده ابراهیم «به خاکستر تبدیل شده و حالا برخی از اهالی روستا به معنای واقعی خاکسترنشین شدهاند.»
این اولین بار نیست که آتشسوزیهایی به دلیل عدم ایمنسازی ساختمانها رخ میدهد.
کمتر از ده روز پیش، وقوع یک آتشسوزی گسترده در انبار کالاها در جنوب تهران، بار دیگر اعتراض سازمان آتشنشانی این شهر را نسبت به فقدان رسیدگی به موضوع ساختمانهای ناایمن در پایتخت و مانعتراشی در راستای ایجاد ایمنی در ساختمانها برانگیخت.