سازمان عفو بینالملل خواستار آزادی بی قید و شرط توماج صالحی شد
سازمان عفو بینالملل در نامهای با اشاره به نقض حکم اعدام توماج صالحی از سوی دیوان عالی ایران، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط و لغو اتهامهای مطرحشده علیه این رپر معترض زندانی شد. این نهاد حقوق بشری تاکید کرد که باید درباره شکنجه صالحی تحقیقات مستقل و موثر انجام شود.
عفو بینالملل در نامهای که خطاب به غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی منتشر شد، نوشت که صالحی پیشتر در یک محاکمه بهشدت ناعادلانه از سوی دادگاه انقلاب اصفهان به اعدام محکوم شد و پروندهاش پس از نقض در دیوان عالی کشور، برای بررسی مجدد به شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان ارجاع شده است.
به نوشته این نهاد حقوق بشری بینالمللی، صالحی در ایام بازداشت پیشین خود به شیوههای مختلف از جمله ناپدیدسازی قهری یک ماهه، نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، ضربوشتمهای پیدرپی که منجر به شکستگی در دست و پای او و از دست دادن هوشیاری به مدت دو روز شد و محرومیت از دسترسی به مراقبتهای پزشکی، شکنجه شده است.
عفو بینالملل در بخشی از نامهاش با اشاره به اینکه صالحی در یک پروندهسازی جدید با اتهاماتی تازه مواجه شده، خواستار دسترسی منظم او به ملاقات با خانواده و وکلای خود، محافظت در در برابر شکنجههای بیشتر و دیگر بدرفتاریها، انجام تحقیقات سریع، مستقل، موثر و بیطرفانه در مورد شکنجههای وارد شده و آزادی بی قید و شرط او شد.
صفحه ایکس صالحی نیز روز جمعه ۲۹ تیر با تایید خبر تشکیل پروده تازه برای او نوشت که با وجود نقض احکام صادره در پرونده نخست صالحی و صدور قرار وثیقه، مقامهای قضایی با پروندهسازی تازه، قرار بازداشت جدید برای او صادر و از آزادیاش جلوگیری کردند.
طبق این گزارش، صالحی در این پرونده با اتهامهای «توهین به مقدسات، دعوت به خشونت و کشتار، تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» مواجه است.
صفحه ایکس توماج صالحی، روز ۱۷ تیرماه امسال نیز از کارشکنی نهادهای امنیتی و عوامل قضایی دادگاه انقلاب استان اصفهان در روال اداری پرونده این خواننده رپ خبر داده و نوشته بود: «درحالیکه دو هفته از نقض حکم اعدام صادرشده علیه توماج صالحی از سوی دیوانعالی میگذرد، مسئولان قضایی دادگاه انقلاب استان اصفهان از اعلام وصول پرونده سر باز میزنند تا توماج را بیشتر در حبس نگهدارند.»
امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، روز پنجم اردیبهشت از محکوم شدن این خواننده زندانیبه اعدام خبر داد و در گفتوگو با روزنامه شرق اقدام شعبه یک دادگاه انقلاب اصفهان در اجرایی نکردن حکم دیوان عالی کشور را درباره پرونده سال ۱۴۰۱ توماج صالحی، «بیسابقه» خواند.
او اضافه کرد که دادگاه انقلاب اصفهان با «ارشادی» خواندن این حکم و تاکید بر استقلال دادگاه بدوی، توماج صالحی را «به اتهام افساد فیالارض»، به اشد مجازات یعنی اعدام محکوم کرد.
به گفته وکیل صالحی، دادگاه انقلاب اصفهان او را به «معاونت در بغی، اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام و دعوت به آشوب» متهم کرده و این موارد را از مصادیق افساد فیالارض دانسته است.
صالحی علاوه بر اعدام به مجازاتهایی چون دو سال ممنوعیت از فعالیتهای هنری، دو سال ممنوعالخروجی و شرکت در کلاسهای مدیریت رفتار نیز محکوم شده است.
این وکیل دادگستری روز دوم تیر از نقض حکم اعدام موکلش در شعبه ٣٩ دیوان عالی کشور خبر داد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت چنان که انتظار میرفت دیوان عالی کشور از یک خطای غیرقابل جبران قضایی جلوگیری کرد.
توماج صالحی روز ۲۷ آبان پس از تحمل بیش از یک سال حبس که ۲۵۲ روز آن در انفرادی بود، با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.
ماموران امنیتی نهم آذر ماه در خیابانی در شهر بابل، دوباره او را بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل کردند.
صالحی در حالی آبان ۱۴۰۱ و در میانه خیزش انقلابی بازداشت شد که با پیامهایش در رسانههای اجتماعی از اعتراضات مردمی حمایت قاطع کرد.
این خواننده معترض پیشتر و در شهریور ۱۴۰۰ بعد از خواندن آهنگ «سوراخ موش بخر» در اصفهان بازداشت و پس از مدتی آزاد شد.
او در آثار خود به موضوعاتی چون فساد در جمهوری اسلامی، اعتصابات کارگری، اعدام و زندانی کردن مخالفان پرداخته است.
تصمیم جوزپ بورل، دیپلمات ارشد اتحادیه اروپا، برای اعزام معاونش به ایران برای شرکت در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم ایران، خشم قانونگذاران اروپایی را برانگیخته است.
جمعه، ۲۹ تیر، یک مقام ارشد اتحادیه اروپا به والاستریت ژورنال گفت با توجه به اینکه روابط جمهوری اسلامی و اتحادیه اروپا در پائینترین سطح خود رسیده است، جوزپ بورل در این مراسم حاضر نخواهد شد اما معاون خود انریکه مورا را به تهران خواهد فرستاد.
در چند سال گذشته، جمهوری اسلامی و اتحادیه اروپا بر سر مسائل مختلفی، بهویژه برنامه هستهای تهران و سابقه طولانی نقض فاحش حقوق بشر در این کشور دچار تنش شدهاند.
در ماههای اخیر، این رابطه به دلیل بحثهای مداوم در کشورهای اروپایی بر سر احتمال افزودن سپاه پاسداران به لیست تروریستی اتحادیه اروپا، وخیمتر هم شده است.
روزنامه سوددویچه سایتونگ خبر داد بخش حقوقی سرویس اقدام خارجی اتحادیه اروپا درخواست آلمان را برای تروریستی خواندن سپاه پاسداران پذیرفته و روند رسمی بررسی قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروهها و سازمانهای تروریستی در این اتحادیه آغاز شده است.
بر اساس این گزارش، وزارت امور خارجه آلمان با حمایت سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا، در بروکسل درخواستی را برای قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی ارائه کرده است.
اوایل خرداد، رسانههای آلمانی گزارش داده بودند چندین کشور اتحادیه اروپا از جمله آلمان میخواهند سپاه پاسداران را بر اساس حکم دادگاه عالی منطقهای دوسلدورف به عنوان یک سازمان تروریستی طبقهبندی کنند.
بر خلاف قبل، وکلای اتحادیه اروپا در حال حاضر درخواست آلمان را مبنایی میدانند که الزامات قانونی را برای تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران برآورده میکند.
از آنجا که جوزپ بورل، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرده است برای تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران به رای دادگاه نیاز دارد، دولت آلمان این رویه را بر اساس رای دادگاه عالی دوسلدورف آغاز کرده است.
این نخستین بار نیست که بورل معاونش را به ایران میفرستد، اما بسیاری از منتقدان سیاست اتحادیه اروپا در قبال ایران، صرف نرفتن او و اعزام یک مقام پائینتر را ناکافی میدانند و خواستار ارسال پیامی قویتر از نارضایتی به ایران هستند.
هانا نویمان، عضو پارلمان اروپا از آلمان، در شبکه ایکس نوشت که «ما برای تغییر در بالاترین سطوح و برخی سطوح پایینتر کاملا آماده هستیم»، متنی که به وضوح به نزدیک شدن به پایان دوره بورل به عنوان ، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اشاره دارد.
کایا کالاس نخستین زن نخستوزیر در استونی، در پائیز سال جاری به عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا جایگزین جوزپ بورل میشود. او که در دوران نخستوزیری به نقض حقوق بشر در ایران و سرکوب معترضان در پاییز ۱۴۰۱ اعتراض کرد، از حامیان جدی اوکراین به شمار میرود. او قرار است اواخر سال جاری میلادی به عنوان رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا منصوب شود.
بارت گروتهویس، عضو دیگر پارلمان اروپا، با بازنشر گزارش والاستریت ژورنال درباره سفر مورا به ایران در حساب کاربری خود رد شبکه ایکس، این تصمیم را «غیرقابل قبول» خوانده است.
مراسم تحلیف در دو بخش برگزار میشود. حکم ریاست جمهوری مسعود پزشکیان ابتدا از سوی علی خامنهای تنفیذ میشود و سپس او در پارلمان در یک مراسم عمومی سوگند یاد خواهد کرد.
رسانههای حکومتی جمهوری اسلامی و مقامات تمایل دارند حضور هیاتهای خارجی را در چنین مراسمهایی برجسته کنند تا نشان دهند جمهوری اسلامی منزوی نشده است.
پزشکیان در کارزار انتخاباتی خود در ماه گذشته وعده داد روابط دیپلماتیک جمهوری اسلامی را بهبود بخشد و حتی تلاش کند توافق هستهای برجام ۲۰۱۵را که با خروج یکجانبه آمریکا از آن، از هم پاشید، دوباره احیا کند.
ناظران میگویند برای سیاست خارجی، دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی خارج از دفتر رییسجمهور و در بیت رهبر جمهوری اسلامی تصمیمگیری میشود.
با این حال، به نظر میرسد برخی از مقامات اتحادیه اروپا امیدوارند پزشکیان بتواند بر این سیاستها تاثیر بگذارد و موضع تهاجمی حکومت ایران را به ویژه در مورد فعالیتهای هستهای و اقدامات نیروهای نیابتی منطقهای آن، نرمتر کند.
بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، یک مقام ارشد اتحادیه اروپا به این روزنامه گفته است رییسجمهور آینده ایران «نسبتا معقول» به نظر میرسد و تحلیف یک رییسجمهور «اصلاحطلب»، رویداد مهمی است.
موضعی که به باور تحلیلگران آگاه به مسائل سیاسی ایران و ساختار قدرت در این کشور، خبر از ناآگاهی عمیق مقامات اروپایی درباره جمهوری اسلامی میدهد، ناآگاهی که ریشه در عدم شناخت آنان از بازیگران سیاسی در ایران و برداشت نادرست از معنای خاص مفاهیم و اصطلاحات در جمهوری اسلامی دارد.
مسعود پزشکیان بارها تاکید کرده و تعهد داده مهمترین برنامه کار دولت او اجرای «سیاستهای کلی نظام ابلاغی از سوی علی خامنهای» است که سالهاست با بدبینی عمیق به غرب و دشمنی دائمی با آمریکا گره خورده و در سال اخیر هم با وابستگی پیچیده و یک سویه به روسیه و چین توام شده است.
پزشکیان هفته گذشته در یادداشتی به زبان انگلیسی که با عنوان «پیامی به دنیای جدید» در تهران تایمز منتشر شد، نوشت پکن و مسکو «در دورانهای چالشبرانگیز همواره در کنار ما بودهاند.»
او در همین یادداشت، ایالات متحده و اتحادیه اروپا را عمدتا از رهگذر تحریمها، مسئول «وارد کردن صدها میلیارد دلار خسارت» به اقتصاد ایران و تحمیل «رنج، مرگ و ویرانی بیشمار بر مردم ایران» معرفی کرد.
پزشکیان در همین یادداشت با اشاره به اینکه منتظر «گفتگوی سازنده با کشورهای اروپایی» است، هشدار داده بود که آنها «باید بدانند» حقوق و کرامت ایرانیان «دیگر نمیتواند نادیده گرفته شود.»
یک نفتکش بزرگ چینی، که بر اساس گزارشها حامل نفت ایران بود، روز جمعه پس از برخورد با یک نفتکش سنگاپوری در نزدیکی بزرگترین بندر سوختگیری کشتیهای باری جهان در سنگاپور، آتش گرفت.
بنا بر اعلام اداره دریانوردی و بندر سنگاپور، نفتکش چینی «سرس آی» با پرچم کشور کوچک آفریقایی سائوتومه و پرنسیپ و نفتکش سنگاپوری «هافنیه نیل» در حدود ۵۵کیلومتری شمالشرق جزیره پدرا بلانکای این کشور و در مسیر شرقی تنگه سنگاپور با هم برخورد کردند.
سنگاپور بزرگترین مرکز تجارت نفت آسیا و بزرگترین بندر سوختگیری کشتیهای باری جهان است. آبهای اطراف سنگاپور مسیرهای تجاری حیاتی بین آسیا و اروپا و خاورمیانه هستند و از پرترددترین مسیرهای دریایی جهانی هم به شمار میآیند.
آبهای مالزی و سنگاپور نیز محل انتقال غیرقانونی محمولههای نفت ایران از کشتی به کشتی و سپس به چین، خریدار عمده نفت تحت تحریم ایران، هستند.
پیشتر در ۲۲ اردیبهشت سال جاری، سازمان اتحاد علیه ایران هستهای با استناد به تصاویر ماهوارهای اعلام کرد دو نفتکش «هکات» (HECATE) با پرچم کومور و «الوا» (ELVA) با پرچم سائوتومه و پرنسیپ در بندر دانگجیاکو در شرق چین در حال تخلیه نفت تحریم شده ایران هستند.
طبق این گزارش، کشتی هکات ششم فرودین این نفت را از کشتی ایرانی «داور» بارگیری کرد و کشتی الوا نیز در ۱۶ فروردین محموله نفت ایران را از جزیره خارک تحویل گرفت.
اداره دریانوردی و بندر سنگاپور خبر داده که هیچ کدام از ۲۲خدمه «هافنیه نیل» و ۴۰خدمه «سرس آی» آسیب ندیدهاند و تصاویری هم که نیروی دریایی سنگاپور منتشر کرده نشان میدهد دود سیاه غلیظی از یکی از نفتکشها بلند میشود و همزمان خدمه این نفتکشها از قایقهای نجات تخلیه شده و به بیمارستان منتقل میشوند.
مقامات محیط زیست در کشور مالزی که همسایه سنگاپور است اعلام کردهاند که آنها نگران احتمال نشت نفت هستند و خود را برای آن آماده کردهاند.
در همین حال، شرکت بیمه گارد نروژ، یکی از بیمهگران هافنیه نیل، به رویترز گفت برای ارزیابی اثرات زیستمحیطی این حادثه هنوز زود است.
یک سخنگوی سازمان بینالمللی دریانوردیهم در پاسخ به رویترز درباره اثرات این حادثه بر ناوبری دریایی با اشاره به اینکه هنوز هیچ مشاهده و نظارت هوایی در این باره انجام نشده اما فعلا ترافیک دریایی تحت تاثیر قرار نگرفته است.
این سخنگوی سازمان بینالمللی دریانوردی با اشاهر به اینکه یک تیم نجات برای این حادثه تعیین شدهاند و در راه رفتن به منظقه هستند، گفت هنوز زود است ارزیایی دقیقی از میزان آلودگی و یا تاثیر این حادثه بر وضعیت کشتیرانی در منطقه به دست داد،.
به گفته این مقام سازمان بینالمللی دریانوردی، گفت مالکان این دو کشتی، از امکانات نجات و اطفای حریق این دو نفتکش برای کمک به تلاشهای اطفای حریق و پس از آن یدککشی این نفتکشها به نقطهای ایمن استفاده میکنند.
دادههای ردیابی کشتیهای شرکت کاپلر نشان میدهد نفتکش هافنیه نیل، با ظرفیت ۷۴ هزار تن، نزدیک به ۳۰۰ هزار بشکه نفت تصفیه شده حمل میکرد.
اگرچه مشخص نیست نفتکش چینی سرس آی، چه مقدار نفت حمل میکرده است اما آخرین دادههای رهگیری کشتیها مربوط به این سوپر تانکر بسیار بزرگ نشان میدهد نزدیک به ۲ میلیون بشکه نفت خام ایران را حمل کرده است.
مت استنلی، یکی از مدیران شرکت کاپلر با اشاره به اینکه برخی وقتها، کشتیها فرستندههای ردیابی خود را خاموش میکنند، گفت: «سرس آی یکی از کشتیهایی است که در طول سالها بارها از رادار خارج شده است.»
به گفته استنلی، آخرین سیگنال ردیابی که این نفتکش ارسال کرده بود مروبط به ماه مارس است که نشان میداد در حال حمل نفت خام ایران است. ایالات متحده از جمله از طریق اعمال تحریمها بر بندرها، کشتیها و پالایشگاههایی که در این تجارت دخیل هستند، میکوشد مانع صادرات نفت ایران شود.
مت استنلیگفت: «نفتکش سرس آی روز جمعه در لنگرگاه بود. ما میتوانیم با درجه بالایی از اطمینان میگوئیم که این نفتکش، نفت خام ایران را حمل میکرده و در راه رفتن به چین بود.»
ریسکهای ناوگان سایه
ماه مه سال جاری، برایان نلسون، معاون امور تروریسم و اطلاعات مالی در وزارت خزانهداری ایالات متحده، به سنگاپور و مالزی سفر کرد تا مقامات این کشورها را متقاعد کند برای مقابله با تامین مالی و درآمدزایی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی، نظارت بیتری بر تجارت نفت در معابر دریایی خود داشته باشند.
نلسون در جریان این سفر تائید کرد ایالات متحده معتقد است تهران برای جابهجایی نفت خود به خدمات دهندگان مستقر در مالزی متکی است و محمولههای نفتی خود را از گذرگاههای نزدیک سنگاپور منتقل میکند.
جمهوری اسلامی از اوایل سال ۲۰۲۱میلادی، صادرات نفت خام خود به چین را حداقل پنج برابر افزایش داده و اکنون حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز به این کشور میفروشد.
باور عمومی بر این است که دولت بایدن به امید رسیدن به توافقی برای محدود کردن برنامه هستهای جمهوری اسلامی، اعمال تحریمهای ایالات متحده بر نفت ایران را تسهیل کرده است.
پیشتر در تیر ۱۴۰۲ رویترز گزارش داده بود گارد ساحلی اندونزی یک نفتکش با پرچم ایران که مظنون به انتقال غیر قانونی نفت در دریای «ناتونا شمالی» بوده را توقیف کرده است
رویترز نوشت که نفتکش «آرمان ۱۱۴» در حال انتقال غیرقانونی نفت به نفتکش «اس تینوس» با پرچم کامرون بوده است
به گزارش ماه آوریل موسسه اسپی گلوبال، چین اغلب با قیمتهای پائینتر از بازار نزدیک به ۹۰درصد از صادرات نفت خام ایران را میخرد.
بر اساس دادههای موسسه الاساییجی، نفتکش سرس آی از ۱۱ژوئیه سال جاری لنگر انداخته و جابهجا نشده است و میشل ویزه، تحلیلگر موسسه فهرست لویدز میگوید این منطقه که سرس آی در آن لنگر انداخته به عنوان منطقهای شناخته شده است که نفتکشهای موسوم به ناوگان تاریک برای انتقال نفت ایران در جریان نقض تحریمهای ایالات متحده از آن استفاده میکنند.
به گفته ویزه، سرس آی بارها در انتقال یا حمل نفت ایران و نقض تحریمهای ایالات متحده درگیر بوده است و منابع حوزه حمل و نقل هم تاکید دارند این نفتکش در سالهای اخیر همچنین در انتقال نفت ونزوئلا، که آن هم تحت تحریمهای ایالات متحده است، به چین دخیل بوده است.
مالک نفتکش سرس آی که مقیم چین است تاکنون در مورد این حادثه و گزارشها درباره دخیل بودن این نفتکش در دورزدن تحریمها اظهار نظر نکرده است. دولت چین هم بارها گفته است با تحریمهای یکجانبه مخالف است.
تخمین زده میشود نزدیک به ۸۵۰نفتکش در ناوگان سایه برای تجارت حمل نفت از کشورهایی مانند ایران و ونزوئلا و همچنین روسیه که محدودیتهای متعددی بر صادرات نفت آن اعمال شده، فعالیت میکنند.
جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا، در گفتگویی اختصاصی با ایراناینترنشنال گفت حکومت ایران گامهایی برای ترور دونالد ترامپ در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا برداشته است.
او به نگار مجتهدی، خبرنگار ایراناینترنشنال، گفت اگرچه هیچ نشانهای از دست داشتن جمهوری اسلامی در سوء قصد به ترامپ در پنسیلوانیا در روز شنبه وجود ندارد، اما همانطور که رسانههای آمریکایی فاش کردند، تهران در پی کشتن ترامپ است.
بولتون سکوت آشکار مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی در قبال تلاش برای ترور ترامپ را «تایید غیرمستقیم» عزم تهران برای ترور رییسجمهور پیشین آمریکا دانست. است که تهران به دنبال هدف قرار دادن رئیس جمهور آمریکا است.
در حالی که مقامهای مختلف جمهوری اسلامی در سالهای اخیر و پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران به دستور ترامپ، بارها از قصد خود برای گرفتن انتقام و کشتن دونالد ترامپ رییسجمهوری سابق، مایک پمپئو وزیر امور خارجه سابق و جان بولتون، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا سخن گفتهاند، پس از ترور نافرجام ترامپ در روز شنبه، سخنگوی وزارت امور خارجه و هیات نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل دست داشتن در هرگونه اقدام برای ترور او را رد کردند.
در پروندهای که در ماه اوت ۲۰۲۲ در وزارت دادگستری ایالات متحده گشوده شد، اعلام شد که سپاه پاسداران برای ترور جان بولتون دست به اقداماتی زده است.
شبکه سی بی اس نیوز آمریکا در اسفند ماه گذشته گزارش داد که هزینه محافظت از جان بولتون و رابرت او برایان، دو مشاور امنیت ملی سابق در دولت ترامپ، در مقابل تهدیدهای جمهوری اسلامی در طول یک سال بیش از ۱۲ میلیون و ۲۸۰ هزار دلار بوده است.
بولتون در گفتگوی خود با ایراناینترنشنال گفت:«ما از تهدید علیه ترامپ مطلع بودیم، اما این توطئه تعجبآور است. به نظر میرسد این اولین نشانهای است از اینکه رژیم تهران واقعا گامی برای ترور ترامپ برداشته و شروع به برنامهریزی برای این کار کرده است.»
او افزود:« احتمالا رژیم حاکم بر ایران تلاش است راههای خلاقانه جدیدی برای تهدید دشمنان بیابد. باید این تهدیدها را جدی بگیریم.»
بولتون پس از ترک کاخ سفید ابتدا هیچ حمایتی دریافت نکرد. او در دسامبر ۲۰۲۱، زمانی که فاش شد از سوی جمهوری اسلامی تهدیدی جانی دریافت کرفته است، مورد محافظت قرار گرفت.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری سابق آمریکا، به سرویس مخفی دستور داد تا پس از کنار رفتن او برایان از سمت خود، از او محافظت کند. بر اساس این گزارش، محافظت از رابرت او برایان تا پایان ماه سپتامبر ۲۰۲۱، بیش از یک میلیون و ۹۲۸ هزار دلار هزینه داشت. ترامپ سپس به سرویس مخفی آمریکا دستور داد تا حمایت از دو مشاور سابق امنیت ملی را افزایش دهد.
شبکه سی بی اس نیوز در گزارش خود تاکید کرده بود که این اسناد تا حدودی موضوعی را روشن می کند که عمدتاً از دید عموم دور مانده است: خسارت مالی ناشی از محافظت از مقامهای آمریکایی آمریکایی در برابر تهاجم فراملی دولتهای خارجی.
این شبکه به گزاش دیگری از خود استناد کرد که برای نخستین بار در ۱۲ نوامبر سال ۲۰۲۳ پخش شد و نشان داد که جمهوری اسلامی ایران، آشکارا اعضای سابق دولت دونالد ترامپ را هدف قرار داده و آنها را به ربودن و کشتن در تلاش برای گرفتن انتقام قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس سپاه پاسداران و مغز متفکر پشت توطئههای تروریستی در سراسر جهان، تهدید کرده است. قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ به دستور ترامپ و در یک حمله پهپادی در بغداد کشته شد.
از دیگر مقامهای سابق آمریکا که مورد هدف جمهوری اسلامی بودهاند میتوان به مایک پمپئو، وزیر امور خارجه سابق، مارک اسپر وزیر دفاع سابق، ژنرال کنت فرانک مکنزی، فرمانده نیروهای سنتکام (فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا) و برایان هوک، نماینده ویژه در امور ایران، اشاره کرد.
به گفته چند سازمان اطلاعاتی و انتظامی داخلی و خارجی، تلاشهای جمهوری اسلامی برای هدف قرار دادن مقامهای آمریکایی در داخل و خارج از خاک آمریکا مکرر و جسورانهتر شده است. این تلاشها را وزارت اطلاعات، نیروی قدس و سازمان اطلاعات سپاه پاسداران سازمان میدهند.
آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، با انتقاد از اقدام دونالد ترامپ برای خروج از برجام گفت که جمهوری اسلامی احتمالا «یک یا دو هفته» تا دستیابی به مواد شکافتپذیر که برای تولید سلاح هستهای لازم است، فاصله دارد.
بلنکین روز جمعه در نشست امنیتی اسپن در ایالت کلرادو در آمریکا با اشاره به خروج این کشور از توافق هستهای با تهران در دوران ریاستجمهوری ترامپ، گفت: «وضعیت خوب نیست. ایران به دلیل پایان توافق هستهای به جای اینکه حداقل یک سال با زمان توانایی تولید مواد شکافتپذیر برای ساخت سلاح هستهای فاصله داشته باشد، اکنون احتمالا یک یا دو هفته تا انجام این کار فاصله دارد.»
با این حال او گفت که جمهوری اسلامی هنوز خود سلاح اتمی را تولید نکرده است و آمریکا از نزدیک فعالیتهای تهران، در این زمینه را زیر نظر دارد.
ترامپ در زمان ریاستجمهوری خود از برجام خارج شد و تحریمهای گستردهای را علیه جمهوری اسلامی اعمال کرد. هدف از برجام کاستن از فعالیتهای هستهای ایران در ازای کاهش تحریمهای بینالمللی علیه جمهوری اسلامی بود اما رییسجمهوری پیشین آمریکا که این توافق را توافق خوبی نمیدانست، در سال ۲۰۱۸ از این توافق خارج شد.
جمهوری اسلامی از آن زمان تاکنون، از تعهدات خود در چارچوب برجام شدیدا کاسته و سرعت و میزان غنیسازی اورانیوم را افزایش داده است.
بر اساس یک گزارش آژانس انرژی اتمی که روز هشتم تیرماه منتشر شد، ایران نیمی از سانتریفیوژهای پیشرفته خود را در سایت فردو نصب کرده است.
آیآر-۶ نسل ششم سانتریفیوژهای تولید ایران است و یکی از پیشرفتهترین ماشینهای مورد استفاده در غنی سازی در زیرساخت اتمی ایران بهشمار میرود.
دیپلماتها بر این باورند که نصب سانتریفوژهای نسل ششم واکنشی است به قطعنامه پنجم ژوئن (۱۶خرداد) شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه جمهوری اسلامی. در این قطعنامه بر ضرورت افزایش همکاری تهران با آژانس و لغو محدودیتهای موجود برای بازرسان خبره دتاکید شده بود.
جمهوری اسلامی در شهریور سال گذشته دسترسی تعدادی از بازرسان مجرب آژانس را به تاسیسات اتمی خود را قطع کرد.
وزیر امور خارجه آمریکا درباره رویکرد دولت بایدن در قبال جمهوری اسلامی گفت: «وقتی این دولت روی کار آمد، ما سعی کردیم دوباره دیپلماسی هستهای را با ایران دنبال کنیم، زیرا اگر بتوانید حداقل یک مشکل را از روی میز بردارید، اینکه ایران بالقوه دارای سلاح هستهای باشد، ذاتا چیز خوبی است.»
این در حالی است که تلاشهای دولت بایدن برای احیای برجام تاکنون ثمری نداشته و مذاکرات غیرمستقیم بین تهران و واشینگتن به بن بست خورده است.
وزیر امور خارجه آمریکا با اشاره به انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رییس جدید دولت در جمهوری اسلامی، گفت که چندان به دولت او خوشبین نیست، زیرا هنوز علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی تصمیمگیرنده اصلی است.
بلینکن در پاسخ به سوالی درباره انتظارات آمریکا از دولت آینده پزشکیان افزود: «واقعیت این است که رهبر جمهوری اسلامی همچنان در مورد همه چیز تصمیم میگیرد و بنابراین ما توقع زیادی نداریم، اما خواهیم دید که او [پزشکیان] و تیمش پس از روی کار آمدن چه خواهند کرد.»
او گفت: «آنچه در هفتهها و ماههای اخیر دیدهایم این است که جمهوری اسلامی در راستای برنامه هستهای خود پیش میرود.»
او بار دیگر تاکید کرد که آمریکا به جمهوری اسلامی اجازه دستیابی به سلاح اتمی را نخواهد داد، اما همچنان راه دیپلماتیک در این زمینه را به دیگر راهها ترجیح میدهد.
پزشکیان در جریان کارزار انتخاباتی خود وعده داد که برای برداشته شدن تحریمها با آمریکا مذاکره کند.
وزیر امور خارجه آمریکا گفت: اگر ایران در مورد تعامل جدی است، این است که در واقع از کاری که در برنامه هستهای خود انجام داده، عقبنشینی کند.»
بلنیکن افزود: «ما در سراسر جهان در حال به حداکثر رساندن فشار بر جمهوری اسلامی بودهایم. ما بیش از ششصد تحریم علیه افراد و نهادهای ایرانی اعمال کردهایم. ما حتی یک تحریم را لغو نکردیم.»
این در حالی است که جمهوریخواهان بهشدت از سیاستهای دولت بایدن در قبال جمهوری اسلامی انتقاد میکنند و میگویند اهمال در اجرای تحریمهای نفتی علیه جمهوری اسلامی موجب افزایش درآمدهای نفتی تهران شده است.
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در دو هفته اخیر روزهای خوبی نداشته و از دو طرف مورد حمله قرار گرفته است. در خارج از شورای شهر، اصلاحطلبان فاتح پاستور خواهان برکناری او هستند و در داخل شورای شهر، اصولگرایان حامی قالیباف به همراه دختر قاسم سلیمانی، میخواهند او را کنار بزنند.
اصلاح طلبان حکومتی از کارزاری حمایت میکنند که در فضای مجازی ایجاد شد و با درخواست برکناری شهردار تهران، حدود ۲۰۰ هزار امضا دارد.
کارزار طبق قانون نمیتواند شهردار تهران را برکنار کند اما موضوعی که احتمالا میتواند برای نامزد پوششی اصولگرایان در انتخابات ۱۴۰۳ دردسر ساز شود مخالفت گروهی از اعضای شورای شهر تهران است؛ گروهی از اصولگرایان که تقریبا همه آنها از یاران محمدباقر قالیباف در سپاه، نیروی انتظامی و دوران شهرداری هستند.
نرجس سلیمانی، دختر قاسم سلیمانی هم به این گروه اضافه شده و حالا ۱۰ نفر از ۲۱ نفر عضو شورا مخالف حضور زاکانی در شهرداری هستند؛ اگر چهار نفر هم به این گروه اضافه شود، دو-سوم اعضای شورا مخالف زاکانی هستند و در این صورت کار او در ساختمان خیابان بهشت تمام خواهد شد.
دعوا بر سر چیست؟
اخیرا ویدیویی منتشر شده که در آن، شخصی روند دریافت پست معاونت شهرسازی منطقه یک تهران را شرح میدهد. شخص حاضر در این ویدیو توضیح میدهد که مشاور زاکانی، شهردار تهران از او ۴۰۰ سکه طلا و ۴۵۰ هزار دلار برای انتصاب در این پست تقاضا کرده است.
این عدد به قیمتهای امروز یعنی چیزی حدود ۴۰ میلیارد تومان. این تنها قیمت یک پست از دهها پست در یک منطقه از ۲۲ منطقه تهران، پایتخت کشور است که بودجه شهرداری آن ۱۵۰ هزار میلیارد تومان است و حدود ۷۰ هزار کارمند دارد.
در جریان دعوای خودیها، هواداران قالیباف که در انتخابات ۱۴۰۳ بدترین شکست عمر سیاسی خود را متحمل شد، سعید جلیلی و حامیان مستقیم و غیر مستقیم او را ملامت میکنند. همین حالا هم شورشیان علیه زاکانی در شورای شهر، عموما از راههای مختلف به قالیباف میرسند.
۹ به علاوه ۱ و صف آرایی شورای شهر
شورای شهر تهران ۲۱ عضو دارد. تمامی آنها از جناح اصولگرای جمهوری اسلامی هستند. در سال ۱۴۰۰، زاکانی با ۱۸ رای به عنوان شهردار تهران انتخاب شد. برای برکنار شهردار تهران باید دو سوم از ۲۱ عضو شورای شهر رای عدم اعتماد بدهند، این یعنی ۱۴ رای. در حال حاضر ۱۰ نفر از اعضای شورای شهر تهران مخالف زاکانی و عمدتا از هواداران محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس فعلی، شهردار سابق تهران و یکی از دو نامزد اصلی جریان اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۳، هستند.
یک- ناصر امانی، از نزدیکان قدیمی قالیباف است. او پیشتر رییس گزینش کل سپاه پاسداران و معاون نیروی انسانی نیروی زمینی سپاه بوده است. سال ۱۳۸۰، قالیباف که در آن زمان فرمانده نیروی انتظامی بود، امانی را به سمت معاون نیروی انسانی نیروی انتظامی منصوب کرد. امانی در دوران شهرداری قالیباف، قائم مقام، معاون اداری مالی و برنامهریزی و امور شورای شهر او بود. حالا امانی در صندلی شورای شهر، یکی از مخالفان جدی زاکانی است.
دو- جعفر تشکری هاشمی همشهری قالیباف است. او هم مثل امانی سابقه دیرینه آشنایی با قالیباف را در کارنامه دارد. تشکری هاشمی در سپاه پاسداران و نیروی انتظامی خدمت کرده است. در دوران شهرداری قالیباف، او معاون حمل و نقل و ترافیک قالیباف بود.
سه- دیگر مخالف زاکانی اصغر قائمی است. قائمی هم اصالتا مشهدی است، او رییس مرکز کامپیوتر سپاه پاسداران استان خراسان بود و در نیروی انتظامی، رییس مرکز اطلاعات و ارتباطات ناجا شد و سیستم ۱۱۰ را برای قالیباف راه اندازی کرد. در دوره شهرداری قالیباف هم رییس هیات مدیره شرکت رایانه شهر و موسسه فناوران شهر و مدیرعامل سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران بود.
چهار- مهدی عباسی از جمله شهرداران جوانی بود که قالیباف منصوب کرد. او تا پایان دوران شهرداری قالیباف شهردار منطقه ۱۷ تهران بود. او مسئول جذب ۲۲ نفر در شهرداری منطقه ۱۷ در دوره انتقال شهرداری از قالیباف به محمدعلی نجفی در سال ۱۳۹۶ بود. موضوعی که به استخدام دقیقه نودی مشهور شد و دستور آن را تشکری هاشمی- معاون وقت منابع انسانی شهرداری، صادر کرده بود.
پنج- دیگر مخالف زاکانی در شورای شهر، حبیب کاشانی است. کاشانی در سال ۱۳۸۴، رییس ستاد انتخاباتی محمود احمدینژاد در تهران بود، در انتخابات اخیر او به عنوان رییس ستاد انتخابات قالیباف منصوب شد. علاوه بر اینها کاشانی سابقه مدیرعاملی تیم فوتبال پرسپولیس را هم در کارنامه دارد.
شش- جعفر بندی شربیانی، در انتخابات ریاست جمهوری، رییس شورای هماهنگی ستادهای مردمی قالیباف بود، او از جمله مخالفان زاکانی است.
هفت- مهدی اقراریان که سخنرانیهای پرشوری در حمایت از قاسم سلیمانی و دخترش، همچنین در مخالفت با زاکانی انجام میدهد، سابقه مدیریتی چندانی ندارد. با این حال او عضو هیات مدیره موسسهای به نام «مرکز مطالعات فرهنگی و ارتباطات راهبردی آفاق جهان» بوده است. عضو دیگر این موسسه محمدحسن شیخ الاسلامی، از مدیران وزارت امور خارجه و عضو هیات ممیز و مدرس «دانشگاه امام باقر» وابسته به وزارت اطلاعات است. او در هیات امناء دانشگاه دفاع ملی هم به نمایندگی از وزارت امورخارجه حضور داشته است.
هشت و نه- سوده نجفی و زهرا شمس احسان، دو عضوی هستند که سابقه مدیریت یا ارتباط خاصی تا پیش از عضویت در شورای شهر تهران نداشتند. نجفی خودش را عضو اندیشکده حکمرانی تهران معرفی میکند، اما چنین موسسهای ثبت نشده است. شمس احسان هم سابقه مشاورت رییس فراکسیون مجلس را در کارنامه دارد.
به علاوه نرجس سلیمانی- تمام مخالفان زاکانی اقداماتی داشتند، اما مخالفت نرجس، دختر قاسم سلیمانی بیشتر مورد توجه رسانهها قرار گرفته است. حامیان زاکانی در جریان اصولگرا نمیتوانند پاسخ او را مثل سایر اعضای شورای شهر بدهند. روز ۲۴ تیر ۱۴۰۳، وقتی سلیمانی از شهردار تهران انتقاد کرد، محمد آقامیری، عضو حامی زاکانی در پاسخ به او گفت: «اینکه چشمان خود را ببندیم و دهان خود را باز کنیم در شأن فرزند شهید سلیمانی نیست.» همین یک جمله کافی بود تا امانی و اقراریان، به آقامیری به خاطر توهین به «حاج قاسم» حمله کنند و جلسه شورا به تنش کشیده شود.
پدر نرجس سلیمانی، دوست قدیمی قالیباف بود و سپاه هم در انتخابات از قالیباف حمایت کرد. بنابراین درگیریهای اخیر شورای شهر معنای دیگری هم میتواند داشته باشد؛ انتخابات ریاست جمهوری تمام شده، اما حساب اصولگرایان هنوز با هم تسویه نشده است.