شکاف ارگاسم، ضرورت بازتعریف رابطه جنسی در پژوهشهای علمی
در دنیایی که برابری جنسیتی یکی از مهمترین مباحث روز است، همچنان تفاوتهای قابل توجهی در تجربیات جنسی زنان و مردان دیده میشود و از جمله تحقیقات جدید نشان میدهد که «شکاف ارگاسم» میان زنان و مردان همچنان پابرجا است، اما آیا این مطالعات تصویر کاملی از واقعیت را نشان میدهند؟
فرانکی کوکنی، روزنامهنگار متخصص در حوزه جنسیت و سیاستهای جنسیتی، در مطلبی در روزنامه گاردین به بررسی نتایج جدیدترین پژوهشها در این زمینه پرداخته و نوشته است تعریف محدود از «رابطه جنسی» در این مطالعات، منجر به نادیده گرفتن واقعیتهای مهمی در تجربیات جنسی زنان میشود.
بر اساس این گزارش، جدیدترین مطالعه منتشر شده در مجله پزشکی جنسی که بر روی ۲۴ هزار آمریکایی مجرد ۱۸ تا ۱۰۰ ساله انجام شده، بار دیگر وجود «شکاف ارگاسم» را تائید میکند.
کوکنی نوشته است: «به عنوان روزنامهنگاری که نزدیک به یک دهه در حوزه جنسیت و روابط جنسی نوشتهام، باید بگویم که این نتایج چندان تعجبآور نیستند. با این حال، آنچه در این میان اهمیت دارد، نحوه طرح پرسشها و تعریف "رابطه جنسی" در این پژوهشها است.»
بنا بر مطالعه اخیر، میزان ارگاسم در مردان بین ۷۰ تا ۸۵ درصد گزارش شده، در حالی که این رقم برای زنان بین ۴۶ تا ۵۸ درصد است.
نکته قابل تامل اینجاست که نرخ ارگاسم زنان در تمام گروههای سنی، ۲۲ تا ۳۰ درصد کمتر از مردان باقی مانده است. این آمار نشان میدهد که حتی با افزایش سن و تجربه، این شکاف همچنان پابرجا است.
اما آیا این آمار تصویر کاملی از واقعیت را نشان میدهد؟
کوکنی در پاسخ به این پرسش، نوشته به عنوان کسی که سالها در این حوزه تحقیق و گزارش کرده، معتقد است این برآورد دقیق نیست: «مشکل اصلی در این پژوهشها، در نحوه طرح پرسش و تعریف محدود از "رابطه جنسی" نهفته است.»
در پژوهش اخیر، از شرکتکنندگان پرسیده شده که «هنگام آمیزش جنسی» هر چند وقت یکبار به ارگاسم میرسند.
این نحوه پرسش، تعریفی محدود از رابطه جنسی ارائه میدهد که به صورت عمده بر دخول متمرکز است. این در حالی است که تحقیقات متعدد نشان دادهاند اکثر زنان برای رسیدن به ارگاسم به تحریک کلیتوریس نیاز دارند.
لوری مینتز، روانشناس آمریکایی، در کتاب خود با عنوان «کلیتریت شدن» تاکید کرده باید از استفاده از واژه «رابطه جنسی» تنها به معنای دخول خودداری شود.
این روانشناس هشدار داد این تصور نادرست ایجاد شده که دخول، رویداد اصلی در رابطه جنسی برای مردان و زنان است، در حالی که چنین نیست.
در فرهنگ عمومی و حتی در برخی مطالعات علمی، فعالیتهایی که با استفاده از دستها، زبان و یا ابزارهای جنسی انجام میگیرند، اغلب به عنوان «پیشنوازی» طبقهبندی میشوند و نه بخشی از «رابطه جنسی اصلی».
این دیدگاه محدود، منجر به نادیده گرفتن روشهایی میشود که احتمال ارگاسم را در زنان افزایش میدهند.
نکته جالب توجه دیگر در این مطالعه، تفاوت قابل ملاحظه در نرخ ارگاسم زنانی است که با همجنسان رابطه جنسی دارند.
این یافته که از سال ۱۹۵۳ تاکنون در تحقیقات متعددی به دست آمده، نشان میدهد زنان در روابط همجنسگرایانه به طور مداوم نرخ ارگاسم بالاتری را در مقایسه با روابط دگرجنسگرایانه تجربه میکنند.
بر اساس مطالعه اخیر، زنان دوجنسگرا و لزبین بیشتر درگیر رابطه جنسی دهانی هستند و این نوع رابطه اغلب طولانیتر از آنچه در روابط دگرجنسگرا رایج است، ادامه مییابد.
این یافته میتواند نشاندهنده اهمیت گسترش تعریف رابطه جنسی و توجه به انواع مختلف فعالیتهای جنسی باشد.
کوکنی که همچنین میزبان پادکست «The Second Circle» نیز است، گفتوگوهای صریح و صادقانه درباره این موضوعات را راهی برای درک بهتر و بهبود روابط جنسی میداند و معتقد است که تکرار این نوع مطالعات بدون تغییر در نحوه طرح پرسشها و تعریف رابطه جنسی، کمک چندانی به رفع «شکاف ارگاسم» نخواهد کرد.
به نوشته کوکنی، ایجاد تغییر واقعی در این زمینه، نیازمند تعریف گستردهتری از رابطه جنسی در مطالعات علمی است که در برگیرنده انواع مختلف فعالیتهای جنسی باشد.
کوکنی تاکید کرده هدف از طرح این موضوع، نه ایجاد رقابت بین جنسیتها، بلکه تلاش برای درک بهتر نیازهای متفاوت افراد و ایجاد روابط سالمتر و رضایتبخشتر برای همه است: «به عنوان اعضای یک جامعه، بهتر است به سمتی حرکت کنیم که در آن رضایت و سلامت جنسی همه افراد، فارغ از جنسیت و گرایش جنسیشان، مورد توجه قرار گیرد.»
این مسیری است که نه تنها به بهبود روابط جنسی، بلکه به ایجاد جامعهای برابرتر و سالمتر منجر خواهد شد.
محققان در پژوهشی جدید اعلام کردند هوش مصنوعی میتواند به شناسایی کودکان نوپای مبتلا به اوتیسم کمک کند.
اوتیسم به عنوان اختلالی که هنوز ناشناختههای بسیاری دارد، موضوع بحثهای گستردهای در جامعه علمی و پزشکی است.
این اختلال عصبی-رشدی که با تفاوتهایی در نحوه عملکرد مغز همراه است، طیف گستردهای از نشانهها را در بر میگیرد و بر نحوه تعامل، ارتباط و درک افراد از محیط اطرافشان تاثیر میگذارد.
بر خلاف باور عمومی، اوتیسم یک بیماری نیست، بلکه تفاوت در نحوه پردازش اطلاعات و واکنش به محیط است.
پژوهشگران گفتند رویکرد جدید آنها که بر نوعی هوش مصنوعی به نام «یادگیری ماشینی» مبتنی است، میتواند مزایایی به همراه داشته باشد.
به گزارش گاردین، یافتههای این تحقیق که در مجله «جاما نتورک اوپن» منتشر شده، نشان میدهد این سیستم غربالگری میتواند با دقتی حدود ۸۰ درصد، کودکان زیر دو سال مبتلا به اوتیسم را شناسایی کند.
دکتر کریستینا تامیمیس، یکی از نویسندگان این پژوهش از موسسه کارولینسکا سوئد، در این خصوص گفت: «با استفاده از مدل هوش مصنوعی، میتوان از اطلاعات موجود بهره برد و افراد با احتمال بالای ابتلا به اوتیسم را زودتر شناسایی کرد تا سریعتر تشخیص داده شوند و کمکهای لازم را دریافت کنند.»
او افزود این الگوریتم قادر به تشخیص قطعی اوتیسم نیست و این امر همچنان باید با روشهای بالینی استاندارد انجام شود.
این پژوهش با استفاده از دادههای مطالعه اسپارک در ایالات متحده که اطلاعات ۱۵ هزار و ۳۳۰ کودک مبتلا به اوتیسم و ۱۵ هزار و ۳۳۰ کودک بدون اوتیسم را شامل میشود، انجام شده است.
محققان بر روی ۲۸ معیار که به راحتی پیش از ۲۴ ماهگی قابل ارزیابی هستند، تمرکز کردند.
این معیارها شامل مواردی مانند سن اولین لبخند و اطلاعات گزارش شده توسط والدین از پرسشنامههای پزشکی و زمینهای است.
تیم تحقیقاتی با استفاده از این دادهها، مدلهای «یادگیری ماشینی» را ایجاد کردند که هدف آنها یافتن الگوهای مختلف در ترکیبی از این ویژگیها در میان کودکان اوتیستیک و غیر اوتیستیک است.
پس از ساخت، تنظیم و آزمایش چهار مدل مختلف، امیدوارکنندهترین مدل انتخاب و بر روی مجموعه داده دیگری شامل ۱۱ هزار و ۹۳۶ شرکتکننده آزمایش شد.
یافتهها نشان داد این مدل توانسته است ۷۸.۹ درصد از شرکتکنندگان با یا بدون اختلال طیف اوتیسم را بهدرستی شناسایی کند.
دقت مدل برای کودکان تا دو سال ۷۸.۵ درصد، برای دو تا چهار سال ۸۴.۲ درصد و برای کودکان چهار تا ۱۰ ساله ۷۹.۲ درصد بود.
در آزمایشی دیگر، مدل «یادگیری ماشینی» با استفاده از مجموعه دادهای شامل دو هزار و ۸۵۴ فرد اوتیستیک، توانست ۶۸ درصد از افراد را بهدرستی شناسایی کند.
تامیمیس تاکید کرد عملکرد پایینتر در این مجموعه داده به دلیل تفاوت در ساختار خانوادهها و از دست رفتن برخی پارامترها بوده است.
پژوهشگران در این مطالعه به نتایج مهمی دست یافتند. آنها متوجه شدند که برخی عوامل در تشخیص احتمال اوتیسم از سوی مدل هوش مصنوعی بسیار تاثیرگذار هستند.
این عوامل مواردی مانند مشکلات تغذیهای کودک، زمان آغاز صحبت کردن با جملات کاملتر، سن شروع انجام فعالیتهای دقیقتر حرکتی و زمان اولین لبخند کودک را در برمیگیرد.
به عبارت دیگر، این نشانههای رفتاری و رشدی، نقش کلیدی در پیشبینی احتمال اوتیسم داشتند.
علاوه بر این، بررسیهای دقیقتر نشان داد این سیستم هوشمند، بیشتر قادر به تشخیص اوتیسم در کودکانی است که علائم واضحتر و مشکلات رشدی گستردهتری دارند.
این یافتهها میتواند به متخصصان یاری برساند تا با دقت بیشتری به این نشانههای اولیه توجه کنند.
با این حال، برخی از کارشناسان در خصوص این یافتهها هشدار دادند. آنها خاطرنشان کردند که توانایی مدل در شناسایی صحیح افراد غیر اوتیستیک تنها ۸۰ درصد بوده، به این معنی که ۲۰ درصد به اشتباه به عنوان اوتیستیک علامتگذاری شدهاند.
پروفسور جینی راسل، متخصص دانشگاه اکستر گفت تشخیص دقیق در مورد کودکان نوپا کار بسیار پیچیدهای است.
به گفته او، برخی کودکان ممکن است در ابتدا علائمی شبیه به اوتیسم نشان دهند، اما با گذشت زمان رشد طبیعی خود را از سر بگیرند.
راسل افزود: «تشخیص این دو گروه از هم در سنین پایین بسیار دشوار است؛ به همین دلیل، نباید عجولانه و تنها بر اساس چند نشانه مانند نحوه غذا خوردن، برچسبهای روانپزشکی به کودکان زیر دو سال بزنیم.»
این پژوهش نشان میدهد هوش مصنوعی میتواند در تشخیص زودهنگام اوتیسم به متخصصان کمک کند؛ هرچند محققان معتقدند که این فنآوری نباید جایگزین روشهای استاندارد تشخیصی شود و باید با احتیاط مورد استفاده قرار گیرد.
بر اساس نتایج یک مطالعه جدید، ممکن است تعداد سیارات فراخورشیدی شبیه به زمین که قابلیت زندگی دارند، کمتر از حد انتظار باشد. به طور خاص، از ۳۰ منظومه بررسیشده، ۱۱ منظومه دارای منطقه قابل سکونتی هستند که بهشدت تحت تاثیر حضور سیارات غولپیکر قرار دارند.
این موضوع یک چالش جدی برای ماموریت برنامهریزیشده «رصدخانه جهانهای زیستپذیر» یا اچ.دبلیو.او (HWO) در دهه ۲۰۴۰ است.
هدف اصلی ماموریت رصدخانه جهانهای زیستپذیر، شناسایی سیارات فراخورشیدی شبیه به زمین در منطقه زیستپذیر ستارگانشان با استفاده از روش تصویربرداری مستقیم است.
این منطقه مکانی است که شرایط برای وجود آب مایع و احتمالا حیات مناسب باشد.
این رصدخانه قادر خواهد بود ترکیبات جوی سیارات فراخورشیدی مانند اکسیژن، متان و دیاکسید کربن را که ممکن است نشانگر وجود حیات باشد، با دقت بالا بررسی کند.
در این مطالعه منظومههای سیارهای که قرار است در فهرست اهداف اولیه رصدخانه جهانهای زیستپذیر قرار گیرند، در اطراف ۱۶۴ ستاره بررسی شدند.
تحلیل پایداری مدارهای این سیارات نشان میدهد که برخی از این منظومهها به دلیل حضور سیارات غولپیکر ممکن است قادر به حفظ مدارهای پایدار خود نباشند.
روش شناسایی سیارات فراخورشیدی
روش تصویربرداری مستقیم که در ماموریت رصدخانه جهانهای زیستپذیر مورد استفاده قرار میگیرد، یکی از روشهای متعدد برای شناسایی سیارات فراخورشیدی است.
دانشمندان برای شناسایی سیارات در منظومههایی که درخشش ستاره مانع مشاهده آنها میشود، با استفاده از تاجنگار نور ستاره را مسدود میکنند.
روشهای دیگری همچون گذر، سرعت شعاعی و میکرولنزینگ گرانشی هم برای شناسایی سیارات وجود دارد، اما تصویربرداری مستقیم امکان تحلیل دقیقتری از ترکیبات جوی و ویژگیهای سطحی سیارات فراهم میکند.
نتایج و آینده رصدخانه جهانهای زیستپذیر
این مطالعه نشان میدهد که فهرست فعلی اهداف رصدخانه جهانهای زیستپذیر نیاز به پالایش بیشتر دارد و ممکن است این رصدخانه به جای ستارگان نزدیک و روشن، بر اهداف دورتر و کمنورتر تمرکز کند.
این مساله ممکن است نیاز به تلسکوپهای بزرگتری را ایجاد کند تا اهداف مورد نظر به دقت بررسی شوند.
استفان کین، نویسنده اصلی این پژوهش، تاکید کرد که با یادگیری بیشتر درباره منظومههای سیارهای نزدیک، شانس موفقیت ماموریت رصدخانه جهانهای زیستپذیر به شدت افزایش خواهد یافت.
با توجه به یافتههای این مطالعه، ماموریت رصدخانه جهانهای زیستپذیر با چالشهای جدیدی روبرو است، اما همچنان یکی از ماموریتهای هیجانانگیز بشر در دهههای آینده محسوب میشود.
کره زمین پس از ۱۳ ماه متوالی ثبت دماهای بیسابقه، سرانجام از یک دوره طولانی گرمای شدید خارج شده است. گزارشهای اخیر نشان میدهند اگر چه رکوردشکنیهای پی در پی گرما متوقف شده، اما جهان همچنان با روند افزایشی دما روبهرو است.
وبسایت کانورسیشن بر اساس گزارش سرویس تغییرات آب و هوایی کوپرنیک اتحادیه اروپا نوشت که از ژوئن ۲۰۲۳ تا ژوئن ۲۰۲۴، میانگین دمای هوا در سطح اقیانوسها به طور متوسط ۰/۲۵ درجه سانتیگراد بالاتر از رکوردهای ثبت شده در سالهای قبل بوده است.
نکته قابل توجه این است که دمای هوای ژوییه ۲۰۲۴ تنها ۰/۰۴ درجه سانتیگراد کمتر از ژوییه سال پیش ثبت شد.
این تفاوت ناچیز نشان میدهد هنوز کاهش چشمگیری در دمای کره زمین رخ نداده است.
بر اساس این گزارش، ژوییه ۲۰۲۳ خود ۰/۲۸ درجه سانتیگراد گرمتر از رکورد پیشین در ژوییه ۲۰۱۹ بود.
بالاترین دمای ثبتشده در تاریخ اندازهگیریهای جهانی به دسامبر ۲۰۲۳ تعلق دارد.
در این ماه، میانگین دمای کره زمین ۱/۷۸ درجه سانتیگراد بالاتر از میانگین دوران پیش از انقلاب صنعتی و ۰/۳۱ درجه سانتیگراد فراتر از رکورد پیشین به ثبت رسید.
این دادههای آماری گویای واقعیتی نگرانکننده است. اگرچه اکنون بازه زمانی ۱۳ ماهه ثبت دماهای بیسابقه به پایان رسیده اما روند کلی افزایش دمای کره زمین همچنان ادامه دارد و جهان با چالش فزاینده گرمایش مواجه است.
گرمایش زمین در دهههای اخیر بهطور مداوم رکوردهای میانگین دمای جهانی را شکسته اما شکستن این رکوردها به میزان یک چهارم درجه برای چندین ماه متوالی، پدیدهای نادر است.
عوامل ایجاد موج گرمای بیسابقه
عوامل متعددی در افزایش بیسابقه دمای زمین نقش داشتهاند اما مهمترین عامل، تغییرات آب و هوایی ناشی از سوزاندن سوختهای فسیلی است.
برای درک بهتر وضعیت کنونی، باید به ۱۵۰ سال قبل برگشت. دوره ۱۸۵۰ تا ۱۹۰۰ به عنوان دوره مرجع برای مقایسه گرمایش جهانی مدرن استفاده میشود. این دوره قبل از انتشار گسترده گازهای گلخانهای مرتبط با صنعتی شدن است.
بر اساس این مقیاس، ژوییه ۲۰۲۴ با ثبت ۱/۴۸ درجه سانتیگراد افزایش دما، گرمتر از دوره مشابه پیش از صنعتی شدن بود.
از این میزان، حدود ۱/۳ درجه سانتیگراد به روند کلی گرمایش جهانی در دهههای اخیر نسبت داده میشود.
پدیده النینو نیز نقش به سزایی در این افزایش دما داشته است.
این رخداد اقلیمی که در اقیانوس آرام اتفاق میافتد، توانایی بالا بردن دمای هوا در سراسر کره زمین را دارد.
اگر چه پدیده النینو سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ میلادی قدرتمند بود اما به تنهایی نمیتواند علت شکسته شدن چشمگیر رکوردهای دمایی در سال گذشته باشد و شدت این پدیده به حدی نبود که بتواند تمام این افزایش دما را توجیه کند.
پژوهشها نشان میدهند که خورشید نیز سهم کوچکی در این گرمایش دارد.
در حال حاضر، خورشید در مرحلهای از چرخه ۱۱ ساله لکههای خورشیدی قرار دارد که طی آن مقدار بیشتری انرژی به سمت زمین گسیل میکند.
از سوی دیگر، متان به عنوان یکی از گازهای گلخانهای مهم، نقش قابل توجهی در این روند دارد.
این گاز که از منابع متعددی از جمله صنعت سوختهای فسیلی، دامداری و تالابها تولید میشود، در دهه اخیر با سرعتی بیشتر از دهه پیش از آن در جو زمین انباشته شده است.
همچنین میتوان به تلاشها برای کاهش آلودگی هوا اشاره کرد. جالب اینکه این اقدامات زیستمحیطی گرچه با هدف بهبود کیفیت هوا انجام میشوند، میتوانند به شکلی غیرمستقیم به گرم شدن بیشتر جو زمین منجر شوند.
افزایش دما تاثیرات مخربی بر اکوسیستمهای جهان داشته است.
تابستان ۲۰۲۳ شاهد آسیبهای جدی به صخرههای مرجانی در دریای کارائیب و فراتر از آن بود و به دنبال آن، سفید شدن شدید مرجانها در سراسر دیواره مرجانی بزرگ استرالیا رخ داد.
اگرچه سالهای النینو به طور معمول با مرگ و میر گسترده در صخرههای مرجانی همراه است اما روند کلی تغییرات آب و هوایی، تهدید بلندمدتتری برای این اکوسیستمهای حساس محسوب میشود.
استراحت یک مرد در سواحل مونتهنگرو به دنبال گرمای کمسابقه ۴۰ درجه سانتیگرادی در این کشور، ۲۳ مرداد
پدیده لانینا
شواهد کنونی نشان میدهند اقیانوس آرام احتمالا در حال ورود به فاز «لانینا» است؛ پدیدهای که نقطه مقابل النینو به شمار میرود.
با توجه به این تغییر، کارشناسان پیشبینی میکنند دمای کره زمین روندی کاهشی در پیش بگیرد.
با این حال احتمال اینکه دما به سطح پیش از سالهای ۲۰۲۳-۲۰۲۴ میلادی بازگردد، چندان زیاد نیست.
یک سناریوی محتمل این است که دمای کره زمین برای چند سال در حدود ۱/۴ درجه سانتیگراد بالاتر از سطح پیش از صنعتی در نوسان باشد؛ تا زمانی که رویداد بزرگ بعدی النینو، احتمالا در اوایل دهه ۲۰۳۰، جهان را به بالای ۱/۵ درجه سانتیگراد برساند.
این مساله نگرانیهای جدی را در مورد «توافق پاریس» ایجاد میکند که هدف آن محدود کردن گرمایش زمین به ۱/۵ درجه سانتیگراد است.
انتظار میرود پیامدهای تغییرات آب و هوایی فراتر از این سطح به شدت افزایش یابد.
با این حال خبرهای امیدوار کنندهای نیز وجود دارد: گذار از سوختهای فسیلی در بخشهایی مانند تولید برق آغاز شده و انرژیهای تجدیدپذیر سهم فزایندهای از تقاضای انرژی را تامین میکنند.
این انتقال اما به اندازه کافی سریع نیست.
در حالی که انتظار میرود عناوین خبری مربوط به رکوردشکنی دمای جهانی در آینده به سر خط خبرها برگردند، این روند میتواند با اقدامات جدی برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای متوقف شود.
گزینههای متعددی برای تسریع گذار به اقتصاد کمکربن وجود دارد و پیگیری این راهکارها بیش از هر زمان دیگری ضروری به نظر میرسد.
در دنیای امروز، روابط زناشویی با چالشهای متعددی روبهرو میشود. متخصصان معتقدند شناخت بهتر ویژگیهای شخصیتی خود و شریک زندگیتان در زمینه روابط جنسی میتواند به حل برخی از این مشکلات کمک کند.
نشریه استایلیست در گفتوگو با برخی متخصصان حوزه روابط جنسی، به اهمیت درک «تیپ شخصیتی جنسی» در بهبود روابط زوجین پرداخته است.
آیا تا به حال فکر کردهاید به کدام دسته تعلق دارید و این شناخت چگونه میتواند به بهبود روابط شما کمک کند؟
استایلیست در این گزارش به نقل از عایشه پاریس اسمیت، مربی روابط جنسی، مینویسد: «نحوه برخورد افراد با رابطه جنسی اولین چیزی است که باید درک شود. بسیاری از مراجعهکنندگان من از پاسخ دادن به این پرسش که رابطه جنسی چه معنایی برایشان دارد، ناتوان هستند.»
میراندا کریستوفرز، رواندرمانگر روابط جنسی، توضیح میدهد که الگوی شخصیتی جنسی ما در سالهای شکلگیری زندگیمان با پیامهایی که در مدرسه، خانه و فرهنگ پیرامونمان دریافت میکنیم، شکل میگیرد. با این حال، این الگو میتواند در بزرگسالی تحت تاثیر نحوه برخورد ما با این روابط قرار گیرد.
به گفته کریستوفرز آمارها نشان میدهند تفاوت قابل توجهی بین تجربه ارگاسم در زنان و مردان وجود دارد.
طبق این گزارش، ۳۹ درصد زنان در خودارضایی همیشه به ارگاسم میرسند در حالی که تنها شش درصد در رابطه با شریک زندگی چنین تجربهای دارند.
در مقابل، به طور معمول ۹۵ درصد مردان دگرجنسگرا گفتهاند همیشه در رابطه جنسی به ارگاسم میرسند.
نس کوپر، سکسولوژیست بالینی نیز با تاکید بر اهمیت درک انگیزههای واقعی در روابط جنسی، خاطرنشان میکند که این انگیزهها میتوانند در طول زمان تغییر کنند.
بر اساس این گزارش، همه ما یک «تیپ شخصیتی جنسی» داریم که انگیزههای ما را برای رابطه جنسی شکل میدهد.
درک این تیپ شخصیتی میتواند به بهبود زندگی جنسی و روابط ما کمک کند.
تیپ شخصیتی رابط
رابطها از رابطه جنسی برای ایجاد صمیمیت عاطفی و روانی استفاده میکنند. برای آنها، رابطه جنسی راهی برای ابراز عشق و نزدیکی است.
این افراد اغلب از گفتوگوهای صمیمانه قبل و بعد از رابطه جنسی لذت میبرند و ممکن است از رابطه جنسی برای حل اختلافات استفاده کنند.
در این نوع از رابطه تمرکز بر مراقبتهای پس از رابطه جنسی بسیار مهم است. زمانی را برای گفتوگو درباره احساسات، نیازها و خواستههای بعدی اختصاص دهید.
این کار میتواند به تقویت پیوند عاطفی و افزایش رضایت از رابطه کمک کند.
تیپ شخصیتی ماجراجو
افراد ماجراجو از تجربه چیزهای جدید در رابطه جنسی لذت میبرند. این میتواند شامل امتحان موقعیتهای جدید، کشف جنبههای مختلف هویت جنسی خود یا تجربه انواع مختلف روابط باشد.
در این گونه افراد، رابطه جنسی راهی برای خودشناسی و رشد شخصی است.
برای این نوع، نوشتن لیستی از علایق و کشفهای مورد نظر و به اشتراک گذاشتن آن با شریک زندگی میتواند بسیار مفید باشد.
این کار به ایجاد فضای امن برای کاوش و تجربه کمک میکند.
تیپ شخصیتی تاییدطلب
این افراد از رابطه جنسی برای کسب اعتماد به نفس و تایید گرفتن استفاده میکنند که این گاهی میتواند مفید باشد؛ برای مثال برای بهبود تصویر بدنی، اما وابستگی بیش از حد به تایید دیگران میتواند مشکلساز شود.
ممکن است اعتماد به نفس این افراد با عدم تمایل شریک زندگی به رابطه جنسی، کاهش یابد.
در این موارد تمایز بین نیاز سالم به تایید و وابستگی ناسالم بسیار مهم است.
تمرین خودشناسی و تقویت عزت نفس خارج از روابط جنسی میتواند مفید باشد.
در صورت لزوم، مشاوره با یک درمانگر میتواند به حل مشکلات زیربنایی کمک کند.
تیپ شخصیتی اجرا کننده
این افراد اغلب رابطه جنسی را وظیفهای برای راضی کردن شریک زندگی خود میدانند. آنها کمتر به لذت خود توجه میکنند و ممکن است در بیان خواستههایشان مشکل داشته باشند و نسبت به رابطه جنسی احساس وظیفه کنند.
تمرین ماساژ دست با شریک زندگی میتواند به یادگیری ارتباط بهتر و توجه به لذت شخصی کمک کند.
این تمرین ساده میتواند راهی برای کشف خواستهها و ترجیحهای شخصی باشد.
تیپ شخصیتی لذتگرا
تمرکز افراد لذتگرا در رابطه جنسی صرفا بر لذت جسمانی است. آنها معمولا میدانند چه چیزی برایشان خوشایند است و در بیان خواستههایشان راحت هستند.
این افراد ممکن است رابطه جنسی بدون درگیری عاطفی را ترجیح دهند.
بر اساس این گزارش در این موارد تمرکز بر حضور در لحظه و توجه به حواس پنجگانه میتواند لذت را افزایش دهد.
دکتر کوپر میگوید مهم است که این افراد با تجربیاتی جنسی که چندان هم عالی نیستند نیز کنار بیایند.
تیپ شخصیتی چالشگریز
این افراد از رابطه جنسی برای کاهش استرس یا فرار از مشکلات زندگی استفاده میکنند.
این نوع رفتار در مواردی میتواند مفید باشد زیرا رابطه جنسی باعث آزاد شدن هورمونهای کاهنده استرس میشود اما گاه منجر به بروز الگوهای ناسالم میشود.
گاهی هم ممکن است این افراد از رابطه جنسی برای اجتناب از مواجهه با مشکلات استفاده کنند.
برای این دسته از افراد، بررسی انگیزهها و ارزیابی سالم بودن یا نیاز به تغییر رفتار، اهمیت دارد.
چنانچه رابطه جنسی به تنها راهکار مقابله با استرس تبدیل شده باشد، توصیه میشود روشهای جایگزین مانند مدیتیشن یا ورزش در نظر گرفته شود.
متخصصان تاکید میکنند شناخت نوع شخصیت جنسی میتواند به درک بهتر نیازها و خواستههای افراد کمک کند.
این انواع شخصیتی ثابت نیستند و ممکن است در طول زمان یا در روابط مختلف تغییر کنند.
دکتر کریستوفرز در پایان تاکید کرد: «مهم است که به یاد داشته باشیم هر فردی منحصر به فرد است و ممکن است ویژگیهایی از چند نوع شخصیت جنسی را داشته باشد. هدف این است که خود و شریک زندگی خود را بهتر درک کنیم تا بتوانیم رابطه جنسی رضایتبخشتری داشتهباشیم.»
بیش از ۱۰۰ آتشنشان با ۲۰ خودروی آتشنشانی توانستند آتشسوزی گسترده در بنای تاریخی سامرست هاوس (خانه سامرست) در لندن را که یک مجموعه هنری بزرگ است و آثاری از جمله نقاشیهای بوتیچلی و سزان در آن قرار دارند، مهار کنند.
خبرگزاری رویترز روز شنبه ۲۷ مرداد گزارش داد که در پی این آتشسوزی، ابرهای دود در بالای شهر لندن قابل مشاهده بود.
آتشنشانی لندن اعلام کرد که حدود ۱۲۵ آتشنشان را پس از دریافت تماس وقوع حریق درست قبل از ظهر شنبه به محل حادثه اعزام کرده است.
این سازمان در بیانیهای نوشت: «خدمه در حال مهار شعلههای آتش واقع در بخشی از سقف ساختمان هستند.»
هنوز علت آتشسوزی مشخص نیست.
پلیس بریتانیا گفت که هیچ گزارشی از مجروح شدن کسی گزارش نشده است.
سامرست هاوس، واقع در ساحل رودخانه تیمز در مرکز لندن، پیشتر یک کاخ سلطنتی بوده که اکنون یک مرکز هنری، فرهنگی و سرگرمی است.
گالری کورتولد که شاهکارهای قرون وسطی تا قرن بیستم را در خود جای داده، در ضلع شمالی ساختمان قرار دارد.
حساب متعلق به سامرست هاوس در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «به دلیل آتشسوزی در بخش کوچکی از سامرست هاوس، این مرکر در حال حاضر بسته است.»
قدمت بنای سامرست هاوس به سال ۱۵۴۷ باز میگردد.
این کاخ محل سکونت پرنسس الیزابت قبل از تاجگذاری و دریافت عنوان ملکه الیزابت اول در سال ۱۵۵۸ بود.
در سال ۱۶۶۶ یک آتشسوزی بزرگ بسیاری از بناهای شهر لندن را ویران کرد، اما آتش درست در نزدیکی بنای سامرست هاوس متوقف شد.
در اواخر قرن بیستم، این ساختمان به مرکزی برای هنرهای تجسمی تبدیل شد.