روزانه ۲۰ تا ۵۰ میلیون لیتر بنزین چگونه قاچاق میشود؟
هر روز ۲۰ تا ۵۰ میلیون لیتر بنزین از ایران قاچاق میشود. برای قاچاق این حجم بنزین، به کاروانی از نیسانهای سوختبر به طول مسافتی برابر تهران تا چالوس نیاز است. آیا این بنزین را سوختبران قاچاق میکنند یا پای قاچاق سیستماتیک در میان است؟
برای سالهای طولانی روایت غالب در زمینه قاچاق بنزین در ایران، روزانه ۲۰ میلیون لیتر بود. این ۲۰ میلیون لیتر حداقل طی پنج سال اخیر به طور مکرر و از زبان کارشناسان و رسانهها بیان شده تا این که مهر ماه ۱۴۰۳، موسی غنینژاد، اقتصاددان، آمار جدیدی ارائه کرد.
او با اشاره به آمار توزیع روزانه ۱۲۰ میلیون لیتر بنزین در کشور گفت: «از این عدد، فقط ۷۰ میلیون لیتر مصرف واقعی است و مابقی به صورت قاچاق از کشور خارج میشود.»
این یعنی بنا بر نظر غنینژاد، حجم قاچاق فعلی بنزین چیزی حدود روزانه ۵۰ میلیون لیتر است. عددی که جابهجایی آن از عهده تمام سوختبرانی که جمهوری اسلامی مدعی است سوخت را قاچاق میکنند، خارج است.
ظرفیت حمل و نقل ۲۰ تا ۵۰ میلیون لیتر بنزین روزانه
مخازنی که سوختبران خردهپا عموما برای جابهجایی بنزین از آنها استفاده میکنند، «مخزن نیسانی» است که روی خودروهای نیسان سوار میشود. این مخزنها دو هزار تا دو هزار و ۵۰۰ لیتر گنجایش دارند. به این ترتیب برای جابهجایی ۵۰ میلیون لیتر، به حداقل ۲۰ هزار خودروی نیسان سوختبر نیاز است.
هر نیسان حدود چهار متر طول دارد. در واقع اگر این نیسانها به صورت کاروان با فاصله سه متری از هم قرار بگیرند، کاروانی به طول ۱۴۰ کیلومتر خواهند ساخت. چیزی حدود فاصله تهران تا چالوس، یا حدود سه و نیم برابر فاصله تهران تا کرج.
مشخص است که چنین ظرفیتی برای سوختبران خردهپا وجود ندارد. حتی اگر روایت قدیمی ۲۰ میلیون لیتر در روز را هم مبنا قرار دهیم، باز هم باید حدود هشت هزار نیسان سوختبر با حداکثر ظرفیت در کار باشند که بتوانند این حجم بنزین را جابهجا کنند.
حتی انتقال روزانه این حجم از بنزین با کشندههای تانکردار هم کار آسانی نیست. ظرفیت تریلیهای تانکردار بزرگ نهایتا چیزی حدود ۴۰ هزار لیتر است و برای جابهجایی ۵۰ میلیون لیتر روزانه به هزار و ۲۵۰ تریلی تانکردار بزرگ نیاز است.
طبق آمار سازمان راهداری، در پایان سال ۱۴۰۱ چیزی حدود هزار و ۶۵۵ تانکر ۱۰ چرخ در کل کشور بارگیری ثابت داشتهاند. برای جابهجایی ۲۰ میلیون لیتر هم به ۵۰۰ تانکر ۱۰ چرخ نیاز است که آن هم با توجه به ظرفیت ناوگان کل کشور، عدد بزرگی به نظر میرسد.
قاچاق سیستماتیک
حتی اگر عددی را که غنینژاد بر اساس آمارهای رسمی برآورد کرده است مبنا قرار ندهیم، بهطور میانگین روزانه چیزی حدود ۳۵ میلیون لیتر بنزین قاچاق میشود. قاچاقی که مهمترین بهانه مقامهای جمهوری اسلامی برای افزایش قیمت بنزین است.
اما چه کسی میتواند روزانه این حجم از بنزین را قاچاق کند؟
خروج ۳۵ میلیون لیتر بنزین از نازل جایگاهها در کشوری با ابعاد ایران و از طریق کارت سوخت شخصی و جایگاه ممکن نیست.
در سالهای گذشته باندهای قاچاق سوخت در مراکز دولتی شکل گرفتهاند.
آذر ماه ۱۴۰۲، عارف اکبری، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان هرمزگان، از دستگیری شش دهیار، سه کارمند اداره صنعت، معدن و تجارت (صمت) و دو عضو نظام مهندسی به اتهام همکاری با قاچاقچیان سوخت خبر داد.
به گفته اکبری، این افراد از طریق صدور تاییدیه خلاف واقع برای دارندگان ماشینآلات راهسازی، امکان دریافت سوخت بدون هیچگونه فعالیتی را فراهم میکردند.
اردیبهشت ۱۴۰۰ نیز سعید راشکی، دادستان عمومی و انقلاب ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان، از بازداشت رییس دفتر نماینده این شهر در مجلس به اتهام قاچاق سوخت خبر داد.
در این پرونده تقریبا تمام کارکنان شرکت نفت منطقه، به جز یکی-دو نفر بازداشت شدند.
تاکنون اخباری هم درباره صدور بارنامهها و اسناد جعلی از سوی مراکزی مثل نیروگاهها منتشر شده است. هر چند در این اخبار، اشارهای به نوع سوخت قاچاق نشده و حتی درباره نام و محل نیروگاه هم اطلاعاتی داده نشده است.
اردیبهشت ۱۴۰۳، محمد جعفری، معاون ستاد مبارزه با قاچاق کالا گفت: «برآورد ما این است که مجموعا ۲۵ درصد سوخت نیروگاهها قاچاق میشود.»
اینها تنها برخی از پروندههایی بودهاند که حضور کارکنان رده پایین دستگاههای دولتی در قاچاق سوخت را افشا کردهاند اما در هیچکدامشان، خبری از سوختبران خردهپا نیست که بتوانند سوخت را از طریق جایگاهها برای قاچاق تامین کنند.
به این ترتیب به نظر میرسد شبکهای مرتبط با دستگاههای نظارتی برای قاچاق میانگین ۳۵ میلیون لیتر بنزین در کشور وجود دارد.
از آنجا که کار نظارت بر شبکه حمل و نقل و مرزها عمدتا در دست نیروهای مسلح به خصوص سپاه پاسداران است، ممکن نیست این حجم از سوخت بدون هماهنگی این نیروها از کشور قاچاق شود.
حال سوال این است که اگر قاچاق سوخت در کشور سیستماتیک است، پس تغییرات سهمیه بنزین شهروندان یا افزایش قیمت آن، چه تاثیری روی این قاچاق سیستماتیک خواهد گذاشت؟
ویدیوهای منتشر شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد نیروهای اسرائیلی کنترل مارون الراس در نزدیکی مرز اسرائیل را به دست گرفتند و بر فراز جایی موسوم به «باغ ایران» که با حمایت مالی جمهوری اسلامی در آن منطقه ساخته شده، پرچم اسرائیل را به اهتزاز درآوردند.
هیات جمهوری اسلامی برای بازسای جنوب لبنان، باغ ایران را در چهارصد متری مانده به مرز اسرائیل در منطقه مرزی بوابه فاطمه در کفرکلا در جنوب لبنان واقع شده، با بودجه زیادی ساخت.
تصاویر منتشر شده نشان میدهد که در همین منطقه علاوه بر قاب تصاویر روحالله خمینی و علی خامنهای، مجسمهای از قاسم سلیمانی نصب شده بود که با دستش اسرائیل را نشان میداد.
هرچند در تصاویر منتشر شده اثری از مجسمه سلیمانی و قابهای بزرگ تصاویر خمینی و خامنهای دیده نمیشود، اما هنوز مشخص نیست این مجسمه هنوز آنجا قرار دارد یا تخریب شده است.
این باغ بزرگ بعد از پایان جنگ سال ۲۰۰۶ میان حزبالله و اسرائیل با حمایت مالی کامل جمهوری اسلامی و با پول ایران ساخته شد.
گروه حزبالله در هفتههای اخیر ضربات سنگینی متحمل شده و تسلط آشکار اسرائیل بر ارتفاعات روستای مارون الراس در روز سهشنبه یک شکست نمادین برای جمهوری اسلامی است.
آنچنان که در ویدیوهای منتشر شده از این باغ دیده میشود، سازههای موجود در دامنه تپه این باغ از جمله ماکتی بزرگ از مسجد الاقصی که بالای این سازهها نصب شده بود، تخریب شدهاند.
این باغ مجلل را که شامل محوطههای بازی کودکان و مکانهایی برای تفریح و پیکنیک خانوادگی بود محمود احمدینژاد، رئیسجمهور وقت ایران، در جریان بازدید از این منطقه در سال ۲۰۱۰ افتتاح کرد.
در این باغ همچنین آلاچیقهایی ساخته شده بود که در کنار هر کدام، نام یکی از استانهای ایران به همراه جزئیات مختصری از آن استان در یک قاب قید شده بود.
اسرائیل بارها رهبران حزبالله را در حملات هوایی هدف قرار داده و صدها عضو این گروه را با انفجارهایی که دستگاههای ارتباطی آنها را هدف قرار میدهد، کشته یا مجروح کرده است.
از زمان تشدید حملات اسرائیل در ماه گذشته، بیش از ۱۰۰۰ نفر لبنانی کشته شدهاند که این رقم از تلفات جنگ ۳۴ روزهای که آخرین بار در سال ۲۰۰۶ بین این دو طرف اتفاق افتاد، بیشتر است.
بحث حمله احتمالی اسرائیل و تاثیر آن بر سرنگونی جمهوری اسلامی، این روزها در میان ایرانیان به موضوعی داغ تبدیل شده است. آیا میتوان با قطعیت گفت که حمله اسرائیل به سقوط جمهوری اسلامی منجر میشود؟ یا برعکس، آیا میتوان با قاطعیت گفت که این حمله هرگز چنین نتیجهای نخواهد داشت؟
برخی معتقدند که حمله اسرائیل نمیتواند به سرنگونی جمهوری اسلامی منجر شود و نباید به آن امید بست و در مقابل، عدهای بر این باورند که این حمله میتواند به سرنگونی جمهوری اسلامی منجر شود و امید به آن واقعگرایانه است.
چنین قضاوتهای با قاطعیت و پیامبرگونه درباره تاثیر حمله اسرائیل بر سرنگونی جمهوری اسلامی منطقی نیست. تنها کسی میتواند با اطمینان اینگونه سخن بگوید که مدعی آگاهی از غیب باشد و چنین چیزی ممکن نیست.
چنین اظهارنظرهایی بیشتر بازتاب آرزوها و تمایلات شخصی افراد است و به واقعیتهای موجود ارتباط چندانی ندارد. این رویکرد در هر دو سوی ماجرا دیده میشود. برخی میخواهند تصورات خود از واقعیت را جایگزین واقعیت کنند.
اجازه دهید این مسئله را دقیقتر بررسی کنیم. افرادی که عمدتا طرفدار یا وفادار به نظام جمهوری اسلامی هستند، معتقدند که جمهوری اسلامی در اثر حمله اسرائیل سقوط نخواهد کرد. اما نمیتوان با چنین قاطعیتی این نظر را تایید کرد.
درست است که در حال حاضر، اولویت اصلی اسرائیل پاسخ به حملات سپاه و ضربه به برنامه هستهای جمهوری اسلامی است، اما این به معنای نبود بحث سرنگونی جمهوری اسلامی در اسرائیل نیست. چهرههایی مانند نفتالی بنت، نخستوزیر سابق اسرائیل، گفتهاند که اکنون بهترین فرصت برای سرنگونی جمهوری اسلامی است. او گفته چنین فرصتهایی هر ۵۰ سال یکبار پیش میآید و اسرائیل باید از این فرصت برای سرنگونی حکومت ایران استفاده کند. هرچند بنت دیگر نخستوزیر نیست اما این دیدگاه همچنان در اسرائیل حامیانی جدی دارد.
از سوی دیگر، تجربههای تاریخی نشان داده که دیکتاتوریها پس از شکست در جنگها به شدت تضعیف شده و سقوط کردهاند. به عنوان مثال، امپراتوری ۳۰۰ ساله رومانوفها در روسیه پس از شکست در جنگ ۱۹۰۵ با ژاپن تضعیف شد و در نهایت در سال ۱۹۱۷ سقوط کرد. امپراتوری های آلمان؛ اتریش- مجارستان و عثمانی نیز پس از شکست در جنگ جهانی اول از هم پاشیدند، و حکومت نظامی ژاپن پس از شکست در جنگ جهانی دوم سقوط کرد. اینها واقعیتهای تاریخی هستند که نشان میدهند شکست در جنگ میتواند به سقوط دیکتاتوریها منجر شود.
من مخالف جنگ هستم و آن را مخربترین اختراع بشری میدانم، اما بر اساس این مثالهای تاریخی، ادعای اینکه جمهوری اسلامی هرگز در اثر حمله اسرائیل یا هر حمله خارجی دیگری سقوط نخواهد کرد، غیرعلمی و خلاف مصادیق تاریخی مشخص به نظر میرسد. اگر حمله خارجی منجر به شکست و تضعیف جمهوری اسلامی شود، احتمال قیام مردم و سقوط حکومت وجود دارد.
از طرف دیگر، کسانی که با قاطعیت میگویند حمله اسرائیل حتما منجر به سرنگونی جمهوری اسلامی خواهد شد نیز در اشتباهاند. حتی اگر آمریکا و اسرائیل چنین هدفی داشته باشند که در حال حاضر ندارند، هیچ تضمینی وجود ندارد که جمهوری اسلامی با یک حمله خارجی سقوط کند. حملهای که میتواند یک حکومت مانند حکومت صدام یا خامنهای را سرنگون کند، عمدتا حمله زمینی است و در حال حاضر هیچ بحثی درباره حمله زمینی به ایران وجود ندارد و چه بهتر که وجود ندارد. حمله اسرائیل شاید باعث تضعیف و تحقیر جمهوری اسلامی و نابودی زیرساختها شود، اما تضمینی برای سقوط حکومت نیست.
در نهایت، اگر بخواهیم جمعبندی کنیم، حمله اسرائیل و جنگ احتمالی با جمهوری اسلامی ممکن است به تضعیف و شکست آن منجر شود و شرایط را برای اعتراضات مردمی مهیا کند. اما آنچه در نهایت میتواند جمهوری اسلامی را سرنگون کند، مردم ایران هستند. البته همانطور که حکومت جمهوری اسلامی از شرایط بینالمللی برای بقای خود بهره میبرد، مردم ایران نیز حق دارند و باید از فرصتهای بینالمللی برای سرنگونی این حکومت استفاده کنند.
مراد ویسی در برنامه روزانهاش در ایران اینترنشنال، خبرهای مهمی را که در لابهلای اخبار دیده، همراه با نکات تحلیلی و سوابقی که هر خبر ممکن است داشته باشد، گردآوری میکند تا اگر کسی فرصت پیگیری اخبار را نداشته باشد، بتواند با دیدن این برنامه از مهمترین اخبار روز مطلع شود
این متن خلاصه مطالب مطرح شده در برنامه سیاست با مراد ویسی است که روزهای شنبه تا چهارشنبه اینجا به اشتراک گذاشته خواهد شد.
صابر جباری، مسئول دبیرخانه قرارگاه جوانی جمعیت وزارت بهداشت، اعلام کرد که محدودیت بارداری در سن زیر ۱۸ سال لغو شده است و چنین محدودیتی را به «گزارههای غلط و نادرست در زمینه ازدواج، باروری و بارداری» نسبت داد.
جباری روز سهشنبه، ۱۷ مهر، گفت: «گزارههای غلط و نادرستی در زمینه ازدواج، باروری و بارداری در شبکه بهداشت کشور از جمله رفع محدودیت بارداری در سن زیر ۱۸ و بالای ۳۵ سال و حرمت سقط جنین قبل از دمیده شدن روح، تبیین و اصلاح شده است.»
همزمان علیرضا رییسی، معاون بهداشت وزارت بهداشت، با تایید اینکه محدودیت سنی برای بارداری برداشته شده، گفت که سنین ۱۵ تا ۴۹ سال برای بارداری مناسب اعلام میشود.
رییسی افزود: «سن ازدواج در افراد تحصیلکرده افزایش قابل ملاحظهای یافته و تعداد فرزندان در افراد متاهل تحصیلکرده هم کاهش داشته است. بنابراین باید با سرمایهگذاری روی این افراد برای سایر افراد جامعه در بحث جوانسازی جمعیت، الگوسازی کنیم.»
این اظهارات در حالی مطرح شده است که پس از آغاز به کار دولت مسعود پزشکیان، علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، بهطور مستقیم به وزیر بهداشت دستور داد با انجام اقداماتی مانند «نظارت بر شبکه بهداشت»، موانع افزایش جمعیت را برطرف کند.
از پاییز ۱۴۰۰ و اجرای قانون جوانی جمعیت با دستور خامنهای، ارائه وسایل پیشگیری از بارداری و آموزش درباره آن، در مراکز بهداشت ممنوع شده است.
خامنهای روز شش شهریور با پزشکیان و کابینه او دیدار و ۱۳ دستور و خواسته خود را از دولت در قالب «توصیه» مطرح کرد.
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت، کمترین رای اعتماد نمایندگان مجلس شورای اسلامی را در میان وزیرهای پیشنهادی دولت پزشکیان به دست آورد.
خامنهای خطاب به او گفت: «از آقای ظفرقندی میخواهم شخصا موضوع جوانی جمعیت و برطرف کردن موانع آن را بهطور جدی پیگیری کند و با اقدامات لازم از جمله نظارت بر شبکه بهداشت جلو موانع افزایش جمعیت را بگیرد؛ چرا که کشور به جمعیت جوان احتیاج دارد.»
قانون جوانی جمعیت با توصیهها و تاکیدات خامنهای روز ۲۴ مهر ۱۴۰۰ در مجلس یازدهم تصویب شد و آبان همان سال ابراهیم رئیسی، رییس دولت سیزدهم، آن را برای اجرا ابلاغ کرد.
در بندهای مختلف این قانون، هر اقدام مغایر با فرزندآوری، لغو و مشمول مجازات شد.
در همین راستا، توزیع و فروش آزاد تمام اقلام پیشگیری از بارداری ممنوع شد، توزیع رایگان و یارانهای اقلام پیشگیری از بارداری در خانههای بهداشت روستایی و مراکز درمان دانشگاهی متوقف شد، هر گونه توصیه به استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری، جرم و مشمول مجازات شد و عقیمسازی مردان و زنان ممنوع شد.
همچنین غربالگری مادران باردار در تمام مراکز بهداشت ممنوع شد، تمام پزشکان و ماماها و بهورزها از توصیه و تشویق به غربالگری دوره بارداری منع شدند، انجام غربالگری مادر باردار به تمایل والدین یا تشخیص پزشک زنان آن هم به شرط ارائه اسناد متقن مبنی بر ضرورت غربالگری مشروط و محدود شد و بیمه و حمایت دولت از غربالگری مادران باردار حذف شد.
با گذشت ۳۴ ماه از ابلاغ قانون و ممنوعیت غربالگری مادران باردار، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تاکنون هیچ آماری درباره معلولزایی ارائه نداده است با اینحال این وزارتخانه مدعی است با وجود کاهش ۲۰۰ هزار غربالگری بارداری در سه سال اخیر، «هیچ موردی از افزایش ناهنجاری جنین گزارش نشده است».
روزنامه اعتماد اوایل مرداد امسال در گزارشی به «بارداری اجباری» در روستاهای محروم و فشار حکومت بر بهورزها در افزایش زاد و ولد زنان روستایی و تبعات قانون جوانی جمعیت پرداخت و تخمین زد با ممنوعیتهای غربالگری در سه سال اخیر حدود ۱۸۰ هزار نوزاد معلول و دارای نقص ژنتیکی در ایران متولد شده باشند.
کن مککالوم، رییس سرویس امنیتی امآی۵، اعلام کرد سازمانش طی دو سال گذشته ۲۰ توطئه بالقوه کشنده را که مورد حمایت جمهوری اسلامی بوده مختل کرده است. او گفت تهران با استفاده از واسطهها و گروههای جنایتکار، توطئههای ترور و خرابکاری علیه مخالفان در بریتانیا را افزایش داده است.
رییس سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا (امای۵) در گزارشی هشدار داد اگر تهران احساس کند که بریتانیا از نظر سیاسی یا نظامی در حمایت از اسرائیل درگیر شده است، ممکن است این توطئهها را به دیگر اهداف در بریتانیا متمرکز کند؛ بهویژه با توجه به تنشهای اخیر در خاورمیانه و حملات موشکی اخیر به اسرائیل، این احتمال میتواند به واقعیت تبدیل شود.
رییس امای۵ با اشاره به جنگ جاری اسرائیل با حماس در غزه و حزبالله در لبنان گفت این مساله بهطور مستقیم باعث افزایش توطئههای تروریستی در بریتانیا نشده، اما مشکلاتی در نظم عمومی، امنیت جامعه و افزایش جرایم ناشی از نفرت را به همراه داشته و پلیس مجبور شده با آنها برخورد کند.
توطئههایی که خنثی شدند
به گفته مککالوم در سال جاری میلادی، امای۵ و پلیس بریتانیا توانستهاند پنج توطئه جدید را کشف کنند که از سوی جمهوری اسلامی حمایت شده بودند.
حمله به پوریا زراعتی، یکی از مجریان تلویزیون ایراناینترنشنال که در روز جمعه ۱۰ فروردین از سوی سه مهاجم مسلح به سلاح سرد انجام شد یکی از فعالیتهای تروریستی جمهوری اسلامی در ماههای گذشته در انگلستان به شمار میرود.
مککالوم هدف این تهدیدات را ایجاد رعب و وحشت در میان مخالفان و همچنین اعمال فشار بر افراد و گروههایی اعلام کرد که تهران آنها را مخالف یا تهدیدی برای بقای خود میداند.
در سالهای گذشته شبکه ایراناینترنشنال بارها از سوی وابستگان و مقامات جمهوری اسلامی تهدید شده است.
کاظم غریبآبادی، معاون وقت قوه قضاییه جمهوری اسلامی در ۱۸ خرداد سال جاری ایراناینترنشنال را یک «سازمان تروریستی» توصیف و کارکنان آن را به تعقیب و عدم مماشات تهدید کرد.
همکاریهای پنهان با گروههای جنایتکار
به گفته مککالوم جمهوری اسلامی از شبکههای جنایتکار برای اجرای توطئههای خود استفاده میکند.
این همکاریها شامل تهدیدات، ارعاب، و حتی انجام حملات تروریستی و خرابکاری علیه افراد مشخص در بریتانیا است و استفاده از این شبکهها به جمهوری اسلامی اجازه میدهد تا بدون دخالت مستقیم نیروهای دولتی، به اهداف خود دست یابد و از طرفی نقش خود را در این حملات پنهان نگه دارد.
واشینگتنپست روز پنجشنبه ۲۲ شهریور در گزارشی به استفاده جمهوری اسلامی از شبکههای جنایتکار غربی برای برنامهریزی اقدامات خشن علیه مخالفان خود در آمریکا و اروپا پرداخت و نوشت مقامهای بریتانیایی برای محافظت از ایراناینترنشنال، شبکه خبری ماهوارهای مستقر در لندن که مخاطبان میلیونی در ایران دارد و جمهوری اسلامی آن را «غیرقانونی» میخواند، اقدامات قابل توجهی انجام دادهاند.
این شبکه روز سوم مهر ۱۴۰۲ بعد از وقفهای چند ماهه، پخش برنامههای خود را از استودیوی جدید در لندن از سر گرفت.
در جریان یکی از تلاشها برای «انجام عملیات تروریستی علیه ایراناینترنشنال»، یک تبعه اتریشی چچنیتبار به نام محمدحسین دوتایف در بهمن سال ۱۴۰۱ از سوی پلیس متروپولیتن شناسایی و بازداشت شد.
دادگاه کیفری مرکزی انگلستان روز جمعه اول دی ۱۴۰۲ دوتایف را به اتهام «اقدام تروریستی علیه ایراناینترنشنال» به سه سال و شش ماه زندان محکوم کرد.
تهدیدات افزایشی از سوی دولتهای دیگر
جمهوری اسلامی تنها کشوری نیست که در این نوع اقدامات دست دارد. روسیه نیز با استفاده از شبکههای مشابه جنایتکار در حال اجرای توطئههای خرابکاری در بریتانیا و اروپا است.
به گفته مککالوم تحقیقات امآی۵ درباره تهدیدات دولتی، شامل جمهوری اسلامی، روسیه و چین، در سال گذشته ۴۸ درصد افزایش یافته است. این امر نشاندهنده شدت و گسترش تلاشهای دولتها برای ایجاد بیثباتی در بریتانیا و دیگر کشورهای اروپایی است.
خروج از بریتانیا برای پیوستن به داعش
براساس این گزارش احیای داعش در افغانستان باعث از سرگیری تلاشهای این گروه اسلامگرا برای صدور تروریسم شده و تعداد بریتانیاییهایی که به دنبال سفر به خارج از کشور برای یادگیری از این گروه هستند، «قدری افزایش یافته است».
سایت خبری اکسیوس گزارش داد مقامهای آمریکایی گفتهاند دولت جو بایدن مخالف واکنش اسرائیل به حمله هفته گذشته تهران نیست اما میخواهد این واکنش «سنجیده» باشد. یک مقام آمریکایی به این سایت گفت مشاور امنیت ملی کاخ سفید گفته است اسرائیل باید در برنامه برای انتقام از ایران، شفاف باشد.
چهار مقام آمریکایی به اکسیوس گفتند دولت بایدن در هفتههای اخیر به طور فزایندهای نسبت به آنچه دولت اسرائیل درباره برنامههای نظامی و دیپلماتیک خود در جنگ چند جبههای میگوید، بیاعتماد شده است.
به گفته آنان، کاخ سفید مخالف واکنش اسرائیل به حمله موشکی جمهوری اسلامی نیست اما خواهان «واکنشی حساب شده» است.
به گزارش آکسیوس، این «بحران اعتماد»، بهویژه به دلیل برنامهریزی اسرائیل برای تلافی حمله موشکی گسترده جمهوری اسلامی، اهمیت بیشتری یافته چرا که هماهنگی با آمریکا در این موضوع ضروری است تا در صورت واکنش جمهوری اسلامی، اقدامات لازم انجام شود.
به گفته یکی از این مقامات آمریکایی، اعتماد آمریکا به اسرائیل در حال حاضر بسیار پایین است و این کشور دلیل خوبی برای آن دارد.
یکی دیگر از مقامات آمریکایی گفته که مذاکرات با دولت اسرائیل در مورد جمهوری اسلامی سازنده بوده اما به گزارش اکسیوس، کاخ سفید و سفارت اسرائیل در واشینگتن از اظهار نظر در این باره خودداری کردهاند.
اسرائیلیها دولت آمریکا را غافلگیر میکنند
مقامهای آمریکایی گفتهاند دولت بایدن اخیرا چندین بار از عملیات نظامی یا اطلاعاتی اسرائیل غافلگیر شده و در برخی موارد، آمریکا از قبل مشورت یا اطلاعات دریافت نکرده یا اگر اطلاع داده شده، زمانی بوده که جنگندههای اسرائیلی در حال پرواز به سوی هدفی در خاورمیانه بودهاند.
به گزارش اکسیوس، برای مثال، «اسرائیل پیش از اقدام به کشتن اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس در سفر به تهران»، به دولت بایدن اطلاع نداده بود.
این عملیات چند روز پس از آن انجام شد که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به بایدن اعلام کرده بود قصد دارد گامهایی برای پیشرفت در توافق با حماس به منظور آزادی گروگانها و برقراری آتشبس در غزه بردارد.
عصبانیت وزیر دفاع آمریکا
مقامات آمریکایی به اکسیوس گفتند لوید آستین، وزیر دفاع آمریکا، وقتی یوآو گالانت، وزیر دفاع اسرائیل، او را تنها چند دقیقه قبل از حمله برای کشتن حسن نصرالله، دبیر کل حزبالله لبنان مطلع کرده، «بسیار عصبانی» شده است.
به گفته مقامات آمریکایی، آستین این اقدام را به عنوان «نقض اعتماد» از سوی گالانت تلقی کرده، چرا که اطلاعرسانی دیرهنگام به پنتاگون فرصت لازم را برای انجام تدابیر حفاظتی جهت محافظت از نیروهای آمریکایی در منطقه، نداده است.
بر اساس این گزارش، آمریکا از نقشههای اسرائیل برای انفجار از راه دور پیجرهای حزبالله هم بیخبر بوده است.
در انتظار شفافیت
در گزارش اکسیوس که باراک راوید نویسنده آن است، از سوی مقامات اسرائیلی تاکید شده گالانت بر اساس دستور نتانیاهو از قبل به آمریکا اطلاع نداده است.
دو مقام آمریکایی به اکسیوس گفتند جک سالیوان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، در تماس تلفنی با رون درمر، وزیر امور استراتژیک اسرائیل، اعلام کرد با توجه به پیامدهای احتمالی برنامههای تلافیجویانه اسرائیل علیه جمهوری اسلامی برای نیروها و منافع آمریکا، این کشور از اسرائیل «انتظار شفافیت بیشتری» دارد.
به گفته یکی از این مقامات، سالیوان در این گفتوگوی تلفنی تاکید کرد اگر آمریکا نداند اسرائیل چه برنامههایی دارد، ممکن است بهطور خودکار برای مقابله با حمله موشکی دیگر از سوی جمهوری اسلامی به اسرائیل همکاری نکند.
با این حال، مقامات آمریکایی اذعان داشتند که واشینگتن صرفنظر از شرایط، احتمالا به دفاع از اسرائیل کمک خواهد کرد.
به گفته این مقامات، درمر تاکید کرد اسرائیل خواهان هماهنگی با آمریکاست اما مقامات آمریکایی نسبت به «میزان واقعی این هماهنگی» تردید دارند.
طرح آتشبس بایدن
این رویدادها و همچنین تغییر موضع ناگهانی نتانیاهو در مورد ابتکار آتشبس به رهبری آمریکا، بحران اعتماد میان دو کشور را تشدید کرده است.
بر اساس این گزارش، بایدن پس از آن که مشاورانش از نتانیاهو و درمر شنیدند اسرائیل با طرح آتشبس او موافق است، این ابتکار را اعلام کرد اما اسرائیلیها بعدا از این موضع عقبنشینی کردند.
یک مقام ارشد اسرائیلی به اکسیوس گفت که نتانیاهو از حرفش عقبنشینی نکرده و دلیل این برداشت، سوءتفاهم بین دو طرف بوده است.
این مقام اسرائیلی گفت: «ما فهمیدیم که درخواست بایدن برای آتشبس شروع یک فرآیند است نه چیزی فوری. یک اشتباه پیش آمد اما موضوع را روشن کردیم.»
آخرین وضعیت
در روزهای اخیر، دولت بایدن در مورد دستور تخلیه غیرنظامیان فلسطینی از شمال غزه از سوی ارتش اسرائیل سوالاتی مطرح کرده است.
مقامات آمریکایی نگران این هستند که این اقدام بهمنظور آمادهسازی برای محاصره شمال غزه باشد و غیرنظامیانی که تخلیه میشوند، نتوانند بازگردند.
مقامات اسرائیلی گفتهاند این یک عملیات موقت است و قصد ندارند فلسطینیان را بهطور دائمی از شمال غزه بیرون کنند.
مقامات آمریکایی همچنان به این اظهارات شک دارند.
یک مقام آمریکایی به آکسیوس گفت: «آنها به ما چیزی میگویند که ما دوست داریم بشنویم اما مشکل عدم اعتماد است.»
به گفته این مقامات، دولت بایدن به اسرائیلیها اعلام کرده چنین اقدامی، «نقض قوانین بینالمللی و قوانین ایالات متحده» است.