دادگستری آمریکا دو مرد را به ارتباط با حمله مرگبار پهپادی به نیروهای آمریکایی متهم کرد
وزارت دادگستری ایالات متحده با انتشار بیانیهای اعلام کرد دادگاه فدرال در بوستون با صدور کیفرخواستی، یک شهروند ایرانی و یک فرد دو تابعیتی ایرانی-آمریکایی را به ارتباط با حمله پهپادی که منجر به کشته شدن سه نظامی آمریکایی و زخمی شدن ۴۰ نفر دیگر در اردن شد، متهم کرد.
بر اساس کیفرخواست صادره از دادستانی فدرال بوستون، این دو نفر متهم هستند که قطعات کلیدی پهپادهای ایرانی را به صورت غیرقانونی تامین کردهاند که در جریان حمله به یک پایگاه نظامی آمریکایی در اردن، سه عضو خدماتی ارتش آمریکا را کشت و دهها نفر دیگر را مجروح کرد.
این حمله پهپادی را گروه مقاومت اسلامی در عراق، یکی از گروههای نیابتی مورد حمایت جمهوری اسلامی در ۸ بهمن ۱۴۰۲ علیه پایگاه نظامی لجسیتکی آمریکا به نام برج ۲۲ در یک منطقه دورافتاده در شمال شرق اردن انجام داد.
پهپاد انتحاری به نزدیک مناطق مسکونی این پایگاه واقع در نزدیکی مرزهای سوریه، عراق و اردن برخورد کرد و منجر به جراحاتی از بریدگیهای سطحی تا آسیب مغزی شد.
«مهدی محمدصادقی» ۴۲ ساله، دو تابعیتی آمریکایی-ایرانی ساکن نَتیک در ایالت ماساچوست، و «محمد عابدینی نجفآبادی» ۳۸ ساله، از تهران متهم به تبانی برای صدور تجهیزات الکترونیکی پیشرفته به ایران و نقض قوانین کنترل صادرات و تحریمهای آمریکا شدهاند.
عابدینی همچنین به ارائه حمایت مالی به سپاه پاسداران متهم شده است، حمایتی که منجر به قتل سربازان آمریکایی شده است.
صادقی روز دوشنبه و ساعاتی پیش از انتشار کیفرخواست و صدور بیانیه وزارت دادگستری در ماساچوست بازداشت شد و برای تفهیم اتهام مقابل دادگاه فدرال در بوستون حاضر شد و عابدینی نیز به درخواست ایالات متحده همان روز در ایتالیا بازداشت شد و انتظار میرود به آمریکا مسترد شود.
جمهوری اسلامی در سالهای اخیر پیشرفتهای قابلتوجهی در طراحی و تولید پهپادهای نظامی داشته و انتقال آنها را به گروههای افراطی در سراسر خاورمیانه، از جمله حماس و حزبالله، افزایش داده است.
به گزارش نیویورک تایمز، ایران از برنامه پهپادی خود برای ارتقای جایگاه جهانی و فروش تسلیحات بیشتر بهره برده، اما در رویارویی با اسرائیل با چالش مواجه شده است.
۲۵ فروردین ۱۴۰۳، ایران با بیش از ۲۰۰ پهپاد، موشک کروز و موشک بالستیک حملهای را علیه اسرائیل انجام داد که با رهگیری آن از سوی اسرائیل و متحدانش عملا شکست خورد.
کنفرانس خبری اعلام جرم دادستانی فدرال علیه دو مرد ایرانی و ایرانی-آمریکایی
«جاشوا اس. لوی»، دادستان فدرال ایالات متحده در ماساچوست، در یک کنفرانس خبری گفت کارشناسان مواد انفجاری افبیآی، بقایای پهپادی را که در حمله استفاده شده بود بازیابی کردند و متوجه شدند تجهیزات ناوبری پیشرفته آن به شرکت عابدینی در تهران مرتبط میشود.
به گفته دادستان لوی، صادقی در یک شرکت تولید نیمهرسانا در ماساچوست کار میکند و با عابدینی که ساکن ایران است و شرکتی در تهران دارد و روابط عمیقی با جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران دارد، در ارتباط بوده است.
دادستانها گفتند صادقی، عابدینی را به کارفرمای خود در شرکت معرفی کرد و سپس عابدینی یک شرکت صوری در سوئیس تاسیس کرد که از آن برای خرید فنآوریهای آمریکایی و انتقال آن به ایران استفاده میکرد.
به گفته دادستانها، این دو نفر به مدت ۸ سال از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴ برای نقض قوانین صادراتی آمریکا با همدیگر تبانی کردهاند.
دادستان لوی در بیانیه خود یک طرح پیچیده از دورزدن تحریمهای ایران را توصیف کرد که سالها پیش از آنکه بازرسان فدرال آن را کشف کنند، ادامه داشت.
به گفته دادستانها، صادقی از سال ۲۰۱۶، زمانیکه برای دریافت بودجه از بنیاد ملی نخبگان به ایران سفر کرد، با عابدینی آشنا و وارد همکاری شد.
بر اساس کیفرخواست دادستانی فدرال بوستون، عابدینی با بخشی از سپاه پاسداران موسوم به نیروی هوافضا همکاری میکرد که از سیستم ناوبری شرکت او استفاده میکرد.
به گفته «متیو اس. اَکسلراد»، دستیار وزیر بازرگانی در بخش اجرای قوانین صادراتی اداره صنعت و امنیت، «این متهمان به تهیه فنآوری حساس برای شرکتی ایرانی متهم شدهاند که فنآوری مورد استفاده سپاه برای ساخت پهپادهای انتحاری را تامین میکرد تا در سراسر جهان اقدامات تروریستی انجام دهد.»
به گزارش رویترز، سرپرست یک گروه حامی سوریها مستقر در ایالات متحده، شامگاه دوشنبه در گفتگو با این خبرگزاری خبر داد یک گور جمعی در حومه دمشق مدفن پیکرهای دستکم ۱۰۰ هزار نفر را یافتهاند که در دولت بشار اسد به قتل رسیدهاند.
بر اساس این گزارش، معاذ مصطفی، در تماس تلفنی از دمشق، گفت این گور جمعی در منطقه القطیفه، در ۴۰ کیلومتری شمال پایتخت سوریه واقع شده و یکی از پنج گور جمعی است که سازمان آنها در این سالها شناسایی کرده است.
مصطفی، که ریاست سازمانی به نام «کارگروه اضطراری سوریه» را بر عهده دارد به رویترز گفت: «صد هزار نفر، محافظهکارانهترین برآورد از تعداد اجسادی است که در این محل دفن شدهاند. این برآورد به شکلی غیرمنصفانه، بسیار محافظهکارانه است.»
مصطفی گفت اطمینان دارد شمار گورهای جمعی بیش از این پنج محل است و علاوه بر شهروندان سوری، اتباع آمریکایی و بریتانیایی و خارجیهای دیگر نیز در میان قربانیان هستند.
رویترز در گزارش خود ضمن تاکید بر اینکه نمیتواند ادعاهای مصطفی را به صورت مستقل تایید کند، نوشته تخمین زده میشود از سال ۲۰۱۱ که سرکوب اعتراضها به دست اسد به جنگ داخلی تمامعیار انجامید، صدها هزار سوری کشته شده باشند.
بشار اسد و پدرش حافظ اسد که پیش از او تا سال ۲۰۰۰ به مدت ۲۹ سال رییسجمهور سوریه بود، از سوی شهروندان سوری، سازمانهای جهانی حقوق بشری و برخی دولتها به کشتارهای فراقضایی گسترده از جمله اعدامهای دستهجمعی در زندانخهای بدنام این کشور متهم است. در نظام بدنام زندانهای کشور هستند. قصی الضحاک، نماینده سوریه در سازمان ملل، که از سوی دولت اسد به این سمت منصوب شده اما گفته تابع نظر و دستور مقامات جدید دمشق خواهد بود به درخوست رویترز برای اظهارنظر درباره این خبر پاسخ نداده است.
مصطفی پس از مصاحبهای که در محل واقع در القطیفه با شبکه بریتانیایی چنل ۴ انجام داد و موضوع آن گزارش گور جمعی احتمالی بود، با رویترز گفتگو کرد.
به گفته مصطفی، شاخه اطلاعات نیروی هوایی سوریه «مسئول انتقال اجساد از بیمارستانهای نظامی، محل تجمیع پیکر قربانبان شکنجه، به شعبههای مختلف اطلاعاتی بود و سپس آن اجساد را به محل گور جمعی میبرد.»
به گفته این فعال سوری، اجساد همچنین از طریق دفتر خدمات کفنودفن شهری دمشق به محلهای گور جمعی منتقل میشدند و کارکنان این دفتر اجساد را از تریلیهای یخچالدار تخلیه میکردند.
مصطفی در گفتکو با رویترز افزود: «توانستیم با افرادی صحبت کنیم که در آمادهکردن این گورهای جمعی کار میکردند.»
بر اساس گزارش رویترز، سازمان «کارگروه اضطراری سوریه» با رانندگان بولدوزر که مجبور به حفر گور بودند، صحبت کرده است. مصطفی به رویترز گفت این رانندگان «بارها به دستور مافوق، اجساد را فشرده میکردند تا در گورها جای بگیرد و بعد رویشان خاک میریختند.»
مصطفی ابراز نگرانی کرد که این محلهای خاکسپاری به درستی حفاظت نمیشوند و گفت باید از آنها محافظت کرد تا شواهد لازم برای تحقیقات آتی حفظ شود.
بر اساس گزارش پلیس شهر مدیسن در ایالت ویسکانسن ایالات متحده، یک دانشآموز نوجوان شاغل به تحصیل در یک مدرسه خصوصی، روز دوشنبه همکلاسی خود و یک معلم را در کلاس درس به ضرب گلوله کشت و شش نفر دیگر را مجروح کرد.
بر اساس بیانیه پلیس محلی، آنها پیکر نوجوان مظنون به تیراندازی را هم در مدرسه یافتهاند. پلیس نگفته این مظنون چگونه کشته شده است اما در بیانیه خود تاکید کرده ماموران پلیس از سلاح خود استفاده نکردهاند.
به گزارش رویترز، پلیس هنو نام هیچکدام از قربانیان این حمله را اعلام نکرده است. این حمله در مدرسه خصوصی مسیحی «ابوندنت» رخ داده است که نزدیک به ۴۰۰ دانشآموز از مهدکودک تا پایه دوازدهم در آن تحصیل میکنند.
بنابر اعلام پلیس محلی، در نتیجه این تیراندازی، دستکم شش نفر هم زخمی شدند که حال دو تن از آنها وخیم است، اما جراحات چهار نفر دیگر دچار جراحاتی سطحی شدند.
نوجوان عامل حمله که دانشآموز همین مدرسه بود، از یک اسلحه کمری برای تیراندازی استفاده کرده، اما نام، سن یا جنسیت او اعلام نشده است.
هنوز مشخص نیست این نوجوان با چه انگیزهای این حمله را انجام داده است، اما پلیس اعلام کرد او تنها در یک محل داخل مدرسه تیراندازی کرده است و خانوادهاش هم در تحقیقات با پلیس همکاری میکنند.
بنا بر اعلام «شان بارنز»، رییس پلیس مدیسن که پیشتر در مدارس دولتی این ایالت معلم تاریخ بوده، گفت این تیراندازی قبل از ساعت ۱۱ صبح به وقت محلی و هنگام باز بودن مدرسه روی داده است.
بارنز به خبرنگاران گفت: «امروز نه تنها برای شهر مدیسن که برای سراسر کشورمان روزی بسیار غمانگیز است، چرا که باز یک رییس پلیس ناچار شده در یک نشست خبری درباره خشونت در جامعه صحبت کند.»
بارنز در ادامه صحبتهایش با اشاره به اثرات پایدار این واقعه گفت: «هر کودک و هر فردی که در این ساختمان بوده، یک قربانی است و برای همیشه قربانی باقی خواهد ماند. چنین آسیبهای روانی بهسادگی از بین نمیروند.»
اعضای گروهی در فیسبوک که متعلق به فارغالتحصیلان این مدرسه است، به این واقعه واکنش نشان دادهاند و ضمن ابراز وحشت از این تیراندازی، برای کارکنان مدرسه و سایر افرادی که تحت تاثیر این حمله قرار گرفتهاند، کمک مالی جمع کردهاند.
بحران تیراندازی در مدارس آمریکا
به نوشته رویترز، در سالهای اخیر، قوانین کنترل سلاح و ایمنی مدارس به یکی از موضوعات مهم سیاسی و اجتماعی در ایالات متحده تبدیل شده، چرا که تعداد تیراندازیهای مدارس بهطور چشمگیری افزایش یافته است.
بر اساس آمار منتشر شده در وبسایت «دادههای تیراندازی در مدارس»، از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون، ۳۲۲ تیراندازی در مدارس آمریکا رخ داده است که به جز سال گذشته میلادی با ۳۴۹ مورد تیراندازی، بیشترین تعداد از سال ۱۹۶۶ میلادی تاکنون به شمار میرود.
هم مدارس دولتی و هم خصوصی در مناطق شهری، حومه و روستایی از اپیدمی خشونت مسلحانه آسیب دیدهاند. بیشتر تیراندازیها در مدارس دولتی رُخ دادهاند، هرچند در مدارس مسیحی خصوصی هم در مواردی از این حملات اتفاق افتاده است.
در ماه مارس سال ۲۰۲۳، یک دانشآموز سابق مدرسه خصوصی «کاوننت» در شهر نشویل ایالت تنسی، تا پیش از اینکه با شلیک ماموران پلیس کشته شود، سه کودک و سه بزرگسال را به قتل رساند.
اوایل ماه جاری میلادی هم، دو دانشآموز ۵ و ۶ ساله در مدرسه «فدر ریور اَدوِنتیست» در نزدیکی شهر اورویل در کالیفرنیا هدف گلوله قرار گرفتند و زخمی شدند. عامل تیراندازی در ادامه با شلیک به خودش، به زندگیاش پایان داد.
ناتوانی مقامات فدرال و کنگره در مقابل لابی سلاح
جو بایدن، پس از این تیراندازی، بار دیگر از کنگره خواست تا با تصویب قوانین کنترل سلاح از وقوع کشتارهای مشابه جلوگیری کند.
این درخواستهای مشابه و تکراری، تقریبا پس از هر تیراندازی مرگبار در مدارس مطرح شده، اما تاکنون پاسخ چندانی نگرفته است.
بایدن در بیانیهای گفت: «غیرقابلقبول است که قادر به محافظت از فرزندانمان در برابر بلای خشونت مسلحانه نباشیم. ما نمیتوانیم به چنین چیزی به چشمِ یک امر عادی نگاه کنیم.»
در سال ۲۰۲۲، نزدیک به یک ماه پس از آنکه یک جوان ۱۸ ساله در مدرسه ابتدایی «راب» در یووالدی تگزاس، ۱۹ دانشآموز و دو معلم را به قتل رساند، بایدن اولین اصلاحات عمده فدرال در زمینه کنترل سلاح در سه دهه را امضا کرد.
به گزارش رویترز، تیراندازی در ویسکانسین دقیقا ۱۲ سال و دو روز پس از یکی از بدنامترین تیراندازیهای مدارس در تاریخ آمریکا رخ داد: کشتار مدرسه ابتدایی «سندی هوک» در نیوتاونِ ایالت کنتیکت.
در آن حمله، یک مرد ۲۰ ساله با تفنگ نیمهخودکار به یک مدرسه حمله کرد و ۲۰ دانشآموز ۶ و ۷ ساله و شش بزرگسال را به قتل رساند.
به گزارش رویترز و بر اساس نظرسنجیها، رایدهندگان آمریکایی از بررسی پیشینه دقیقتر خریداران سلاح، محدودیت موقت برای افراد درگیر بحران و همچنین الزامات امنیتی بیشتر در نگهداری سلاح در خانههایی که کودک دارند، حمایت میکنند.
با این حال، رهبران سیاسی در آمریکا اغلب با استناد به بهرسمیت شناختن حق داشتن سلاح در قانون اساسی ایالات متحده، عموما از تصویب قوانین سختگیرانهتر درباره مالیکت سلاح خودداری کردهاند.
مطالعات اخیر نجومی منجر به کشف هفت دنبالهدار تاریک جدید شده است. این اجرام آسمانی که رفتارهایی شبیه به سیارکها و دنبالهدارها دارند، مرزهای سنتی طبقهبندی نجومی را به چالش کشیده و پرسشهای جدیدی درباره ماهیت آنها ایجاد کردهاند.
در گذشته، تمایز میان سیارکها و دنبالهدارها واضح بود؛ سیارکها عمدتا از سنگ ساخته شدهاند، در حالی که دنبالهدارها متشکل از یخ و غبار هستند.
با این حال، ظهور پدیدههایی مانند «دنبالهدارهای کمربند اصلی» که ویژگیهای هر دو گروه را ترکیب میکنند و در مقابل آن، دنبالهدارهای تاریک که فاقد گازهای مرئی هستند، این مرزها را کمرنگ کرده است.
دنبالهدار تاریک چیست؟
دنبالهدار تاریک، جرمی آسمانی است که برخلاف دنبالهدارهای معمولی، هیچ دنباله یا گازی مرئی از خود منتشر نمیکند.
این دنبالهدارها به دلیل رفتارهای دینامیکی خاص، مانند شتابهای غیرگرانشی، مورد توجه دانشمندان قرار گرفتهاند. این شتابها میتوانند ناشی از تصعید بسیار اندک یخ زیر سطح آنها باشند.
آزمایشگاه پیشرانه جت ناسا با استفاده از مشاهدات داویده فارنوکیا، دانشمند این مرکز، ناهنجاریهایی را در حرکات این اجرام آسمانی شناسایی کرده است.
در حالی که معمولا این انحرافات به انتشار گازها نسبت داده میشود، دنبالهدارهای تاریک هیچ نشانه مرئیای از چنین فعالیتی ندارند.
مشابه این پدیده در سال ۲۰۱۷ در یک شی بینستارهای نیز مشاهده شد که با وجود شتابهای غیرعادی، هیچ اثری از دنباله گازی یا فعالیت دنبالهداری نشان نداد.
دو دسته دنبالهدار تاریک
به گفته داریل سلیگمن، پژوهشگر دانشگاه میشیگان، دنبالهدارهای تاریک به دو دسته اصلی دنبالهدارهای تاریک بیرونی و دنبالهدارهای تاریک درونی تقسیم میشوند.
دنبالهدارهای تاریک بیرونی در نواحی بیرونی منظومه شمسی، نزدیک غولهای گازی مانند مشتری و زحل میچرخند. آنها بسیار بزرگ هستند، قطرشان گاهی به صدها متر میرسد و مداری بیضوی و غیرعادی دارند.
دنبالهدارهای تاریک درونی، اجرامی کوچکتر هستند و در نواحی داخلی منظومه شمسی، نزدیک عطارد، زهره، زمین و مریخ قرار دارند. مدار آنها دایرهایتر و قطرشان تنها چند ۱۰ متر است.
منشا و پیامدهای علمی
این اجرام آسمانی پرسشهای مهمی درباره منشا و ترکیب خود ایجاد کردهاند. احتمال میرود دنبالهدارهای تاریک در کمربند سیارکی شکل گرفته باشند اما وجود آنها در مدارهای خاص، سوالاتی درباره مکانیسمهای جابهجاییشان ایجاد کرده است.
علاوه بر این، میزان یخ موجود در این اجرام با توجه به موقعیتشان نسبت به «خط برف» منظومه شمسی، موضوعی مهم برای بررسی است.
خط برف ناحیهای در منظومه شمسی اولیه است که آب میتواند در آن به یخ تبدیل شود.
کشف این دنبالهدارهای تاریک، افقهای جدیدی برای مطالعه تکامل منظومه شمسی باز کرده است.
ارتباط احتمالی آنها با توزیع آب در منظومه شمسی داخلی و نقش آنها در شکلگیری حیات روی زمین، یکی از حوزههای کلیدی تحقیقات جدید نجومی است.
با سقوط حکومت بشار اسد پرده از روی یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ معاصر سوریه کنار میرود. بازماندگان حمله شیمیایی به دوما در حومه دمشق، پس از شش سال تحمل درد در سکوت، اکنون روایتگر فاجعهای هستند که جان ۴۳ نفر را گرفت و زندگی صدها تن دیگر را برای همیشه تغییر داد.
گاردین در گزارشی نوشت شب هفتم آوریل ۲۰۱۸ (برابر با ۱۸ فروردین ۱۳۹۷) با همه شبهای دیگر متفاوت بود. آنچه در آن شب در دوما رخ داد، خاطرهای تلخ در ذهن بازماندگان به جا گذاشت.
صدای پرواز هواپیماها و بالگردهای سوری و روسی برای ساکنان غوطه، منطقه تحت کنترل مخالفان اسد در حومه دمشق، صدایی آشنا بود، اما آنچه در آن شب مرگبار رخ داد فراتر از همه کابوسها بود.
بر اساس گزارش سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW)، در آن شب دو سیلندر گاز کُلُر از بالگرد نیروی هوایی سوریه به سمت مناطق مسکونی دوما پرتاب شدند.
سیلندرها که یکی بر سقف یک مجتمع و دیگری روی بالکنی در شرق شهر فرود آمد، با نشت گاز کلر سبز-زرد غلیظ، به فاجعهای هولناک انجامید.
ساکنان دوما در طول دوران محاصره پنج ساله شهر به پناه بردن به زیرزمینها عادت کرده بودند، چرا که اسد بارها با استفاده از گاز کشنده سارین به مناطق تحت کنترل مخالفان خود حمله شیمیایی کرده بود.
اما اهالی دوما نمیدانستند که برخلاف حملات پیشین با سارین، گاز کلر به دلیل سنگینتر بودن از هوا، پناهگاههای زیرزمینی را به تلهای مرگبار تبدیل خواهد کرد.
در این حمله شیمیایی ۴۳ نفر بر اثر خفگی جان باختند و آثار سوختگی، تاول و کبودی روی پیکر قربانیان، استفاده از سلاح شیمیایی را تایید میکرد.
تراژدی دوما تنها داستان مرگ ۴۳ نفر نیست، داستان شش سال زندگی در سکوت است؛ داستان خانوادههایی که مجبور شدند در سکوت عزاداری کنند، در حالی که حتی نمیدانستند پیکر عزیزانشان کجاست؛ داستان کودکانی است که شاهد مرگ دستهجمعی همشهریانشان بودند.
روایت شاهدان
حمد شکری که امروز نوجوانی ۱۶ ساله است، خاطرات تلخ آن شب را که در خیابانی نزدیک خانهشان رخ داد، هرگز فراموش نکرده است. تصاویر آن روز، او را در حالی نشان میدهند که در یک بیمارستان صحرایی، برادر نوزادش را در آغوش گرفته و ماسک اکسیژن را روی صورت او نگه داشته است.
در همان بیمارستان، حدود ۱۰۰ نفر از نجاتیافتگان برای نفس کشیدن تقلا میکردند.
او که در زمان حمله تنها ۱۰ سال داشت، به گاردین میگوید: «آن شب با همه شبها فرق داشت. صدای انفجار مثل همیشه نبود، فقط گاز بود که همه جا را پر کرد. بزرگترها روی همه آب میریختند تا مواد شیمیایی را بشویند. من نمیفهمیدم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. فقط میدیدم که مردم جان میدهند.»
روایت توفیق دیاب، پیرمرد ۷۹ ساله، نمونهی دیگری از درد بیپایان بازماندگان است.
او در یک شب، تمام خانوادهاش را از دست داد؛ همسرش حنان و چهار فرزند کوچکش که بزرگترینشان تنها ۱۲ سال داشت. وقتی پس از ۱۰ روز بیهوشی در بیمارستان به هوش آمد، متوجه شد علاوه بر خانوادهاش، برادر و خانواده هفت نفره او، عمویش و ۳۰ نفر از همسایگانش نیز جان باختهاند.
دیاب حتی نتوانست عزیزانش را به خاک بسپارد و امروز هم نمیداند پیکرهایشان کجاست.
سکوت تحمیلی پس از فاجعه، خود تراژدی دیگری بود. وقتی دیاب در بیمارستان شروع به پرسیدن درباره خانوادهاش کرد، ماموران امنیتی او را به بازداشتگاه بردند و تهدید کردند اگر لب به سخن بگشاید، زبانش را خواهند برید.
این تهدید تنها متوجه او نبود؛ تمام بازماندگان این فاجعه مجبور به سکوت شدند.
عبدالهادی سریل ۶۴ ساله در طرف دیگر خیابانی زندگی میکرد که سیلندرهای کلر در آن فرود آمدند. او میگوید خانوادهاش به این دلیل زنده ماندند که در طبقات بالاتر ساختمان بودند.
سریل شاهد بود که چگونه گاز کلر به تله مرگباری برای ساکنان زیرزمینها تبدیل شد. او پیکرهای سیاه شده و لباسهایی را توصیف میکند که در اثر گاز کلر سوخته و مثل تکههای چوب خشک به بدن قربانیان چسبیده بودند.
او به گاردین میگوید: «از گلوله و تانک میشد فرار کرد، اما گاز شیمیایی با هوا حرکت میکرد. وحشت همه جا را فرا گرفته بود و همه ترسیده بودند.»
حتی زمانی که بازرسان سازمان منع گشترش سلاحهای شیمیایی به دوما آمدند، بازماندگان اجازه نداشتند حقیقت را بگویند.
به آنها دستور داده شد بگویند مردم بر اثر دود و گرد و غبار جان باختند، نه گاز شیمیایی.
برخی از بازماندگان، مانند سریل، مدارکی مانند پردههای آغشته به مواد شیمیایی را پنهان کردند، به امید روزی که بتوانند حقیقت را آشکار کنند.
روز پس از حمله شیمیایی، آخرین گروه مقاومت در دوما تسلیم شد. شش سال تمام، ساکنان شهر از ترس رژیم اسد در سکوت عزادار عزیزانشان بودند؛ چه آنها که در حملات شیمیایی جان باختند و چه تعداد بیشماری که با سلاحهای متعارف کشته شدند.
این سکوت اجباری در حالی تحمیل شد که سوریه در میانه بزرگترین بحران انسانی پس از جنگ جهانی دوم قرار داشت.
از سال ۲۰۱۱ میلادی دستکم ۳۰۰ هزار نفر در سوریه کشته و ۱۰۰ هزار نفر ناپدید شدند. بیشتر این ناپدیدشدگان در شبکه مخوف زندانهای رژیم اسد گرفتار شدند و از سرنوشتشان اطلاعی در دست نیست.
در سالهای اخیر و با بازگشت سوریه به اتحادیه عرب، جامعه جهانی به سمت عادیسازی روابط با اسد حرکت میکرد. حتی آمریکا نیز از موضع سختگیرانه خود عقب نشست.
در این مدت، بازماندگان دوما که همچنان با کابوس حمله شیمیایی زندگی میکردند، شاهد بودند چگونه انتشار اطلاعات نادرست، مانع اجرای عدالت میشود.
اکنون با سقوط اسد، امید به اجرای عدالت در دل بازماندگان جان گرفته است. هرچند چالشهای بزرگی پیشِ روست و درگیریها در شمال سوریه همچنان ادامه دارد، بازماندگان دوما میگویند دیگر کسی نمیتواند مانع روایت حقیقت شود.
جشنهای خیابانی در دوما، همان شهری که زمانی صحنه یکی از هولناکترین جنایات جنگی بود، نشان میدهد مردمی که سالها در سکوت رنج کشیدند، اکنون میتوانند به آینده امیدوار باشند.
دیاب که تمام خانوادهاش را در آن حمله شیمیایی از دست داده، میگوید: «ما روز به روز به زندگی ادامه دادیم. حالا سرانجام آزادی از راه رسیده است.»
آبرام پیلی، قائممقام نماینده ویژه آمریکا در امور ایران، با اشاره به جدیدترین تحریمهای واشنگتن علیه فروش نفت جمهوری اسلامی اعلام کرد: «گزارشهای تاییدنشدهای درباره انتقال و فروش ذخایر نفت ایران دریافت کردهایم. تحریمهای نفتی ایران همچنان پابرجاست و به طور کامل اجرا خواهد شد.»
ایران اینترنشنال پیشتر در گزارشی اختصاصی خبر داده بود جمهوری اسلامی در تلاش است نفت ذخیره شده خود در چین را که پیشتر از طریق ناوگان تاریک به آنجا منتقل شده، پیش از آغاز دوره ریاستجمهوری ترامپ به فروش برساند.
به گفته منبعی آگاه که با ایران اینترنشنال گفتگو کرد جمهوری اسلامی نگران است که دونالد ترامپ، رییسجمهور منتخب آمریکا، پس از شروع به کار با اعمال تحریمهای سختتر مانع فروش این نفت شود.
به گفته این منبع آگاه که نخواست نامش فاش شود، مقامهای جمهوری اسلامی به سپاه پاسداران دستور دادهاند نفت تحریمشده ایران را که در بندر «دالیان» در شمال شرق چین ذخیره شده، از طریق شرکتهای واسطه به فروش برساند.
این منبع به ایران اینترنشنال گفت: «این دستور، از این نگرانی نشات گرفته که با به قدرت رسیدن دوباره دونالد ترامپ و فعال کردن دوباره سیاست فشار حداکثری، ممکن است دسترسی به این ذخایر نفتی که حدود یک میلیارد دلار ارزش دارند مسدود شود.»
به گفته این منبع «ظاهرا فروش این ذخایر از طریق ضمانتهای مالی ارائهشده از سوی شرکتهای ایرانی فعال در چین تسهیل میشود.»
بر اساس دادههای شرکت ردیابی نفتکش «وورتکسا» که در اختیار ایران اینترنشنال قرار گرفته، پس از کاهش فروش نفت ایران در یک ماه اخیر، میزان ذخایر شناور نفت این کشور از حدود ۳۶ میلیون بشکه در اواسط سپتامبر به ۴۸ میلیون بشکه در ماه جاری افزایش یافته است که ارزش این افزایش نیز حدود یک میلیارد دلار تخمین زده میشود.
تحویل نفت خام به نهادهای نظامی برای فروش در بازار سیاه
بر اساس قانون بودجه سال ۱۴۰۳ ایران، ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی مجوز فروش نفت خام و میعانات گازی را تا سقف ماهانه ۱۳۴ هزار میلیارد تومان، بهمنظور تقویت بنیه دفاعی دریافت کرده است.
بر اساس گزارشها، این میزان فروش، معادل فروش ۱۰۴ میلیون بشکه نفت، یعنی ۲۱ درصد از کل صادرات نفتی ایران در ۱۴۰۳ است.
بر اساس لایجه بودجه، درصورتیکه دولت موفق به پرداخت بودجه مقرر به نهادهای نظامی نشود، شرکت ملی نفت باید معادل مابهالتفاوت ایجادشده را از راه تحویل نفت خام یا میعانات گازی به نمایندگان نهادهای نظامی پرداخت کند.
نفت ایران که تحت تحریمهای آمریکا و متحدانش قرار دارد، اغلب با نفتکشهایی موسوم به «ناوگان تاریک» صادر شده و معمولا در آبهای مالزی و سنگاپور به نفتکشهای دیگر منتق میشود.
در این مرحله، نفت ایران به نام نفت عراق، امارات، عمان یا مالزی تغییر عنوان داده و پس از آن به پالایشگاههای کوچک و مستقل چین که به «تیپاتها» معروفاند، منتقل میشود.
بندر شاندونگ در چین، قطب اصلی دریافت این نفت است که تغییر برند دادهشده است. با این حال، شرکتهای ردیابی نفتکشها اعلام کردهاند که امسال شاهد افزایش قابلتوجه ارسال محمولهها به بندر دالیان چین بودهاند.
وزارت خزانهداری آمریکا هم در ماه جاری، ۴۵ نفتکش را که در دور زدن تحریمهای ایران و انتقال نفت ایران به بندر شاندونگ استفاده میشدند.
با وجود این تحریمها، بر اساس دادههای وورتکسا، بیش از ۱۰۰ نفتکش بزرگ در ناوگان تاریک هنوز از تحریم مصون ماندهاند و اگرچه با حجم کمتری نسبت به قبل، همچنان به انتقال نفت ایران به چین ادامه میدهند.
گزارش ایران اینترنشنال درباره تلاش ایران برای فروش نفت ذخیره شده در چین با واکنش سناتور جیم ریش، چهره ارشد کمیته روابط خارجی سنا مواجه شد.
سناتور ریش، با بازنشر گزارش ایراناینترنشنال در شبکه ایکس نوشت برای زمانی طولانی، چین با خرید نفت غیرقانونی ایران از تروریسم و نقض حقوق بشر در این کشور حمایت مالی کرده است. دولت بایدن قبلا اجازه داده میلیاردها دلار از جاهای دیگر به تهران بازگردانده شود. اکنون زمان استفاده از تحریمها عیله نفتکشهاست تا یک میلیارد دلار پول نفت پیش از اینکه به سپاه برسد، مسدود شود.
کاهش صادرات نفت خام
ایران اینترنشنال اوایل ماه جاری میلادی گزارش داد که صادرات روزانه نفت ایران در مقایسه با ماه سپتامبر بیش از نیم میلیون بشکه در روز کاهش داشته و در ماه نوامبر به حدود ۱.۳ میلیون بشکه در روز رسید.
بر پایه دادههای شرکت تحلیلی «کپلر»، متوسط صادرات روزانه نفت ایران در سال جاری حدود ۱.۶ میلیون بشکه بوده که تقریبا تمامی آن راهی چین شده است.
این رقم، ۳۰۰ هزار بشکه در روز بیشتر از سال گذشته است، اما با این وجود، حجم نفت تحویلی به چین در هفتههای اخیر بهشدت کاهش یافته است. همچنین، پس از سقوط بشار اسد، ایران صادرات نفت به سوریه را متوقف کرده است.
در این شرایط، آینده صادرات نفت ایران به چین در هالهای از ابهام قرار دارد و همزمان آمار وورتکسا نشان میدهد حجم نفت شناور فروختهنشده ایران همچنان رو به افزایش است.
بخش عمده نفت شناور ایران در آبهای سنگاپور ذخیره شده و منتظر واسطهها و خریدارانی است که آن را به چین منتقل کنند.
کاهش صادرات نفت ایران به ۱.۳ میلیون بشکه در روز در شرایطی رخ داده که دولت مسعود پزشکیان برنامهریزی کرده است در سال آینده روزانه ۱.۸۵ میلیون بشکه نفت صادر کند.