نقش پنهان عربستان سعودی در سرنگونی پهپادهای ایرانی در جنگ ۱۲روزه | ایران اینترنشنال
نقش پنهان عربستان سعودی در سرنگونی پهپادهای ایرانی در جنگ ۱۲روزه
منابع آگاه در منطقه خلیج فارس به روزنامه اسرائیلی «اسرائیل هیوم» گفتهاند که در جریان جنگ ۱۲روزه جمهوری اسلامی و اسرائیل، چندین کشور منطقهای از جمله عربستان سعودی بهطور محرمانه در عملیات رهگیری پهپادهای ایرانی مشارکت داشتهاند.
براساس این گزارش، نیروی هوایی عربستان سعودی با اعزام بالگردهای نظامی، پهپادهای ایرانی را در حریم هوایی منطقهای، از جمله بر فراز عراق و اردن، رهگیری و منهدم کرده است. این پهپادها که ممکن بود بهسوی اسرائیل ادامه مسیر دهند، پیش از ورود به قلمرو این کشور سرنگون شدهاند تا از تمامیت ارضی عربستان دفاع شود.
عربستان که یکی از قدرتمندترین ارتشهای منطقه را در اختیار دارد و بخش عمدهای از تسلیحات و سامانههای آن آمریکایی است، از زمان امضای قرارداد کلان تسلیحاتی در سال ۲۰۱۷ با دونالد ترامپ، همکاری نظامی خود را با ایالات متحده گسترش داده است. این توافق در جریان سفر اخیر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، نیز توسعه یافته است.
با این حال، عربستان سعودی تاکنون بهطور رسمی دخالت خود را در عملیات رهگیری پهپادهای ایرانی تایید نکرده و حتی در بیانیههایی حملات اسرائیل به خاک ایران را محکوم کرده است.
اما تحلیلگران معتقدند اقدام یک کشور سنی مذهب کلیدی در مقابله با تهدیدات جمهوری اسلامی، حتی بدون اعلام رسمی، نشاندهنده تغییری تاریخی در موازنه منطقهای است. با این حال، ریاض تاکید کرده اجازه استفاده از حریم هواییاش برای حمله به اهدافی در خاک ایران را نخواهد داد.
ائتلاف بینالمللی ۱۲روزه
در طول ۱۲ روز جنگ، چند کشور منطقهای و فرامنطقهای در دفاع از آسمان خاورمیانه مشارکت فعال داشتند. اردن عمدتا از طریق نیروی هوایی خود در حریم هواییاش فعال بود. بریتانیا و فرانسه نیز در عملیاتهای هوایی نقش ایفا کردند. ایالات متحده، در کنار ارتش اسرائیل، گستردهترین مشارکت را داشت؛ از جمله با استفاده از هواپیماها، کشتیها، سامانههای پدافندی پاتریوت و تاد.
جمهوری اسلامی بیش از هزار پهپاد بهسوی اسرائیل پرتاب کرد که اغلب آنها در فاصلهای دور از مرز رهگیری شدند و تنها بخش کوچکی از آنها توسط نیروی هوایی اسرائیل در آسمان این کشور ساقط شدند.
این عملیات مشترک بدون سالها تمرین نظامی، مانورهای مشترک و شبیهسازیهای نظامی میان اسرائیل و کشورهای اروپایی مانند یونان، ایتالیا، فرانسه و بریتانیا ممکن نبود.
در قلب این هماهنگی، ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) به رهبری ژنرال مایک کوریلا قرار داشت. او نقش مهمی در ایجاد مکانیسم همکاری عملیاتی میان ارتشهای شرکتکننده ایفا کرد. از زمان پیوستن ارتش اسرائیل به سنتکام، شبکه نظامی هماهنگی میان اسرائیل و کشورهای اروپایی از جمله بریتانیا، فرانسه، یونان، ایتالیا و قبرس ایجاد و تقویت شده است.
یکی از دستاوردهای مهم این چارچوب، ایجاد مرکز فرماندهی و کنترل مشترک آمریکایی است که بهصورت همزمان با تمامی ارتشهای دخیل در ارتباط است. ژنرال کوریلا شخصا در مراحل مختلف جنگ در این مرکز حضور داشت و هماهنگی میان سامانههای هشدار، اطلاعات، رهگیری و فعالسازی پدافند را هدایت میکرد.
سالها آمادهسازی
در ارتش اسرائیل، اداره برنامهریزی بینالمللی در مدیریت روابط با سنتکام و سایر کشورهای شریک نقش محوری دارد. نمایندگان این اداره در تمام یگانها و قرارگاهها حضور دارند و ارتباط دائم با همتایان خارجی را حفظ میکنند.
در سالهای اخیر، میزان تماس میان فرماندهان اسرائیلی و آمریکایی از دیدارهای تشریفاتی ششماهه به گفتوگوهای روزانه، مانورهای مشترک، پروازهای هماهنگ و حتی تبادل اطلاعات امنیتی ارتقاء یافته است.
روسای ستاد ارتش اسرائیل، چه رئیس سابق هرتسی هالوی و چه رئیس فعلی ایال زمیر، روابط نزدیکی با فرماندهان بلندپایه ارتش آمریکا برقرار کردهاند.
ایالات متحده نهتنها نقش پل میان اسرائیل و کشورهای منطقهای را ایفا میکند، بلکه هماهنگکنندهای مؤثر با کشورهای عربی فاقد روابط دیپلماتیک با اسرائیل است.
این همکاریها تنها در جنگ اخیر مورد آزمون قرار نگرفت، بلکه در موجهای پیشین حملات حکومت ایران به اسرائیل در آوریل و اکتبر ۲۰۲۴ نیز، کشورهای غربی در رهگیری، موقعیتیابی و تبادل اطلاعات مشارکت داشتند. اما دامنه عملیات در جنگ ۱۲روزه بسیار گستردهتر بود.
در میان کشورهای منطقه، اردن تنها کشوری بود که بهطور علنی از مشارکت در عملیات رهگیری پهپادها سخن گفت و حتی اعلام کرد که سقوط برخی از این پهپادها در خاک این کشور، خساراتی وارد کرده که نیازمند واکنش بوده است.
فرانسه نیز مشارکت خود را در چارچوب دفاع از منافع خود در اردن اعلام کرد، اما همچنان از هرگونه اشاره عمومی به همکاری با اسرائیل خودداری کرد.
نتایجی که در جنگ اخیر بهدست آمد، میتواند مبنایی برای تحولات سیاسی گستردهتری باشد؛ تحولاتی که شاید بخشی از «معامله بزرگ» ترامپ برای آینده خاورمیانه باشند.
به گزارش فاکس نیوز، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نهادی که «زمانی نیرویی انقلابی و پرنفوذ بود»، پس از مجموعهای از شکستهای نظامی سنگین با بحرانی عمیق و آیندهای نامشخص روبهرو شده است.
افشون استوار، کارشناس مسائل ایران و نویسنده کتاب «پیشتاز امام: دین، سیاست و سپاه پاسداران» به فاکسنیوز گفت: «آنچه سپاه طی ۲۵ سال گذشته برایش تلاش کرد، اساساً از دست رفته است. کارزار آنها برای ساخت بازدارندگی داخلی با موشکها و غنیسازی هستهای و گسترش نفوذ منطقهای از طریق نیروهای نیابتی، عملاً فروپاشیده است.»
به گفته استوار، شکستهای یک سال اخیر از جمله تضعیف حزبالله در لبنان، فلج شدن حماس در غزه، از دست رفتن نفوذ در سوریه و نابودی زیرساختهای نظامی و هستهای در حملات اسرائیل و آمریکا، باعث شده جای پای منطقهای سپاه به شدت محدود شود و رژیم برای بازبینی راهبرد خود تحت فشار قرار گیرد.
بهنام بنطالبلو، مدیر ارشد برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها هم در گفتوگو با فاکس نیوز تاکید کرد: «سپاه به دلیل بیاعتمادی روحانیون به ارتش ملی وفادار به شاه ایجاد شد. وظیفه اصلی سپاه از ابتدا حفظ و دفاع از انقلاب بود. به همین دلیل، افراطگرایی رژیم تا امروز تداوم یافته و گروگانگیری و تروریسم هم هرگز متوقف نشده است.»
کارشناسان معتقدند روایت ایدئولوژیک «نبرد دائمی با آمریکا و اسرائیل» امروز برای اکثریت مردم ایران جذابیتی ندارد و جامعه به دنبال عادیسازی روابط با غرب است.
استوار در این باره گفت: «بیشتر ایرانیها از مواضع انزواطلبانه رژیم خسته شدهاند و خواهان روابط بهتر با جهان هستند.»
با این حال، سپاه همچنان قدرت گستردهای دارد و پیوندش با روحانیت حاکم بسیار عمیق است. بنطالبلو تاکید کرده که «سپاه و روحانیون شریکان قدرتاند و ایران را سکویی برای صدور انقلاب میبینند.»
این گزارش میافزاید شکستهای اخیر، عملیاتهای اقتصادی و نفوذ سپاه را هم با بحران روبهرو کرده است. تحریمها و حملات سایبری، دسترسی سپاه به منابع مالی و شبکههای بینالمللی را دشوار کرده و بانکهای خارجی به دلیل ترس از تحریمها، از هرگونه همکاری با ایران اجتناب میکنند.
استوار هشدار داده که «سپاه چیزهای زیادی از دست داده و حالا مجبور است منابع محدودش را صرف بازسازی کند. این موضوع فشار مضاعفی بر آنها وارد خواهد کرد.»
با وجود این بحرانها، کارشناسان معتقدند سپاه احتمالاً به دلیل انگیزههای ایدئولوژیک و منافع مادی همچنان وفادار به رژیم باقی خواهد ماند. طالبلو به فاکسنیوز گفته: «سپاه بخشی از نخبهسالاری حاکم است. هرچند بخش زیادی از مغز متفکر راهبردیاش را از دست داده، اما تا زمانی که وضعیت موجود تغییر نکند، وفادار خواهد ماند.»
استوار همچنین هشدار داده که ناکامی سپاه در عملیاتهای منطقهای ممکن است این نهاد را به سرکوب داخلی بیشتر سوق دهد: «امروز نمیتوانند سلاح به غزه بفرستند یا لبنان را کنترل کنند. شاید ترور را امتحان کنند اما بارها شکست خوردهاند. در عوض، سرکوب مردم خودشان کاری است که میتوانند بهراحتی انجام دهند.»
او آینده ایران را بیش از پیش شبیه کره شمالی توصیف کرده و گفت:«ایران ممکن است بیشتر منزوی و استبدادی شود؛ شبیه کره شمالی. اگرچه سقوط رژیم همیشه محتمل است، اما دیکتاتوریها اغلب دوام زیادی دارند.»
در بخش پایانی گزارش، استوار تاکید کرده نسل جدید سپاه که کمتر مذهبی اما همچنان سختگیر است، میتواند مسیر ایران را مشخص کند: «این نسل، جنگ با آمریکا و اسرائیل را در عراق و سوریه آموختهاند و همین جنگ ذهنیت آنها را شکل داده است.»
برخی از نیروهای موسوم به اصلاحطلبان نیز به گفته او در تلاشاند مسیر متفاوتی را دنبال کنند: «آنها میخواهند رژیم را نه از راه تقابل، بلکه از طریق گشایش به جهان حفظ کنند و الگوهایشان بیشتر ویتنام و چین است تا کره شمالی.»
فاکس نیوز نتیجهگیری کرده که سپاه، علیرغم شکستهای پیدرپی، همچنان یک بازیگر کلیدی باقی مانده و مسیر آیندهاش تاثیر زیادی بر سرنوشت جمهوری اسلامی خواهد داشت.
در حالیکه ایران پس از بمباران تاسیسات هستهایاش توسط آمریکا و اسرائیل همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را متوقف کرده، کارشناسان اشاعه تسلیحات هستهای به شبکه ایبیسی نیوز گفتهاند این اقدام میتواند به یک «نقطه عطف» منتهی شود.
مسیری مخفیانه و پرخطر که تهران را یک گام دیگر به آستانه ساخت سلاح هستهای نزدیکتر میکند و احتمال اقدامهای نظامی تازه را افزایش میدهد.
به گزارش شبکه ایبیسی نیوز، دو هفته پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران، هنوز تصویر روشنی از میزان واقعی خسارتها و اثر این حملات بر برنامه هستهای تهران وجود ندارد.
کارشناسان اشاعه تسلیحات هستهای به این شبکه گفتهاند این حملات میتواند به یک «نقطه عطف» تبدیل شود و ایران را به سمت مسیری مخفیانه و خطرناکتر برای ساخت سلاح هستهای سوق دهد.
جان ارات، مدیر ارشد سیاستگذاری مرکز کنترل تسلیحات، هشدار داده: «آنچه آنها (ایران) امروز دارند، در یک مقطع میتواند فقط بازسازی شود. سوال این است که چقدر طول میکشد، نه اینکه اساساً آیا انجام میشود یا نه. اگر بدون نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی بازسازی کنند، جهان دیگر چطور میتواند بفهمد چه اتفاقی افتاده؟ این پیام آنهاست: بار بعد خطرناکتر خواهند بود. این ما را به یک نقطه عطف واقعی رسانده است.»
چهارشنبه گذشته، مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، قانونی را امضا کرد که بر اساس آن، همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی متوقف میشود. به گفته رسانههای دولتی ایران، این تعلیق تا زمانی ادامه مییابد که امنیت کامل تأسیسات هستهای و دانشمندان این کشور تضمین شود.
گیدئون ساعر، وزیر خارجه اسرائیل، این تصمیم را «رسواییآمیز» خوانده و در شبکههای اجتماعی نوشته: «این عقبنشینی کامل ایران از همه تعهدات بینالمللی هستهایاش است. جامعه جهانی باید قاطعانه اقدام کند.»
در ایالات متحده نیز تاممی بروس، سخنگوی وزارت خارجه، این اقدام را «غیرقابلقبول» خوانده و گفته: «ایران هنوز فرصتی دارد که مسیر خود را تغییر دهد و راه صلح و رفاه را انتخاب کند.»
برخی کارشناسان ابراز نگرانی کردهاند که این اقدام تهران میتواند مقدمه خروج کامل ایران از پیمان عدم اشاعه تسلیحات هستهای (انپیتی) باشد.
هاوارد استوفر، استاد دانشگاه نیوهیون و مقام پیشین شورای امنیت سازمان ملل، به ایبیسی گفت: «آخرین کشوری که از پیمان عدم اشاعه خارج شد، کره شمالی بود. اگر ایران هم خارج شود، این پیامی بسیار خطرناک به جهان مخابره میکند.» استوفر افزود: «آنها نمیخواهند خودشان را در ردیف کره شمالی قرار دهند و به یک منفور جهانی بدل شوند.»
همزمان، عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران، اعلام کرده که تهران هنوز در حال ارزیابی ماندن یا خروج از این پیمان است و «بر اساس منافع ملی تصمیم خواهد گرفت.»
کارشناسان به ایبیسی گفتهاند که یکی از نگرانیهای کلیدی این است که ایران حتی در چارچوب انپیتی هم میتواند تا آستانه ساخت سلاح پیش برود بدون آنکه رسماً ناقض پیمان باشد.
ارات توضیح داد: «آنها میتوانند همه کار بکنند جز مونتاژ نهایی سلاح و باز هم بگویند در چارچوب پیمان حرکت میکنند. این چیزی است که همسایههای ایران و اسرائیل را وحشتزده کرده است.»
در هفتههای اخیر، ارزیابیها درباره میزان خسارت حملات بسیار متناقض بوده است. دونالد ترامپ و وزیر دفاعش پیت هگست مدعی شدهاند که حملات «برنامه هستهای ایران را نابود کرده و آن را سالها به عقب رانده است.»
اما طبق یک ارزیابی محرمانه اولیه وزارت دفاع آمریکا که به بیرون درز کرده، این خسارات شاید فقط «چند ماه» عقبماندگی ایجاد کرده باشد. هگست هفته گذشته در کنفرانسی خبری گفت این گزارش «با جامعه اطلاعاتی هماهنگ نشده» و اعتبار آن «ضعیف» است. او افزود بر اساس اطلاعات جدید، این برنامه «سالها» به عقب رانده شده است.
با این حال، کارشناسان مستقل از قاطعیت این ادعاها تردید دارند. ارات تاکید کرد: «هر اندازه خسارت باشد، ایران میتواند بازسازی کند. مسأله فقط مدتزمان است، کوتاه یا طولانی.»
فرانسه هم نگران است. امانوئل مکرون، رئیسجمهوری این کشور، یکشنبه در شبکه ایکس اعلام کرد که با پزشکیان تماس گرفته و او را به بازگشت به میز مذاکره دعوت کرده است. مکرون نوشت: «برنامه هستهای ایران نگرانی جدی است و باید از راه مذاکره حل شود. دعوت کردم که بهسرعت به میز مذاکرات بازگردد، چون تنها راه واقعی برای کاهش تنش است.»
ارات جمعبندی کرد: «در غیاب مذاکره، اگر ایران برنامه خود را بازسازی کند، ایالات متحده و اسرائیل دوباره به گزینه نظامی فکر خواهند کرد. این بار رسیدن به توافق بسیار دشوارتر خواهد بود.»
کارشناسان میگویند جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲روزه با اسرائیل، سرکوب گسترده تازهای را آغاز کرده که اقلیتهای قومی و مذهبی، فعالان سیاسی و شهروندان خارجی را هدف گرفته است؛ اقدامی که با هدف بازپسگیری کنترل داخلی، منحرفکردن افکار عمومی و سرکوب هرگونه مخالفت تفسیر میشود.
جامعه یهودیان ایران از جمله گروههایی است که پس از پایان حملات اسرائیل، تحت فشار فزاینده قرار گرفته است. بن سبطی، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل و از یهودیان مهاجر از ایران، به ایراناینترنشنال گفته است که اگرچه شایعات مربوط به اعدام جمعی یهودیان صحت ندارد، اما بیش از دوازده تن از یهودیان ایرانی به ظن جاسوسی بازداشت و بازجویی شدهاند.
او افزود: «این اقدام کاملا ضدیهودی است. جمهوری اسلامی میداند که یهودیان درگیر جاسوسی نیستند، اما این بازیِ رژیم است. آنها مجبورند اطاعت کنند و اجازه بدهند بازجویی شوند تا بعدا آزاد شوند.»
طبق گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر (هرانا)، نیروهای امنیتی دستکم ۳۵ شهروند یهودی را در تهران و شیراز به دلیل داشتن تماس با بستگان در اسرائیل، احضار و بازجویی کردهاند. یکی از اعضای ارشد جامعه یهودیان تهران به این نهاد گفته است که این بازجوییها «بیسابقه» بوده و فضای رعب و وحشت بیسابقهای ایجاد کرده است.
از سوی دیگر، جامعه کرد ایران بهشدت هدف سرکوب قرار گرفته است. تیمور الیاسی، نماینده انجمن حقوق بشر کردستان در سازمان ملل متحد، به ایراناینترنشنال گفته است که از آغاز جنگ تاکنون، بیش از ۳۰۰ شهروند کرد بازداشت شدهاند، پنج نفر اعدام شدهاند، یک نفر زیر شکنجه در کرمانشاه جان باخته، فردی دیگر در خیابان کشته شده و یک کولبر نیز بهدست نیروهای مرزی به قتل رسیده است.
الیاسی افزود جمهوری اسلامی با ایجاد ایستهای بازرسی گسترده و حضور نظامی سنگین در ورودی شهرهای کردستان، عملا وضعیت فوقالعاده ایجاد کرده است: «جمهوری اسلامی از یک خیزش مردمی در کردستان که میتواند به سایر مناطق گسترش یابد، بهشدت هراس دارد.»
در همین حال، جامعه بهاییان ایران نیز هدف یورش نیروهای امنیتی قرار گرفته است. بهنوشته ایرانوایر، ماموران امنیتی در جریان جنگ و پس از آن، حملاتی هماهنگ علیه خانههای بهاییان در سراسر کشور انجام دادهاند.
آیین بهایی با آنکه بزرگترین اقلیت غیرمسلمان در ایران است، توسط جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نمیشود. بهاییان از زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ از تمامی مشاغل دولتی اخراج شدهاند.
در استان سیستانوبلوچستان نیز شدت برخوردها با شهروندان بلوچ افزایش یافته است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده است که ۵۲ نفر را در این استان به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» کشته یا بازداشت کرده است.
وبسایت حالوش نیز گزارش داده که نیروهای امنیتی در جریان حمله به یک روستا، به سوی ساکنان آتش گشودهاند. در این حمله، زنی به نام خانبیبی بامری کشته و ۱۱ زن دیگر ـ از جمله چهار کودک ـ بهشدت مجروح شدهاند. حال دو نفر از آنان وخیم گزارش شده است.
شاهین میلانی، مدیر مرکز اسناد حقوق بشر ایران، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت این دستگیریها با هدف «پوشاندن شکستهای امنیتی گسترده جمهوری اسلامی» انجام میشود. او افزود: «حکومت ایران بهخوبی میداند که بهاییان و یهودیان به اطلاعات طبقهبندیشده دسترسی ندارند و نمیتوانند با اسرائیل همکاری کنند. هدف اصلی این بازداشتها، ایجاد تصویری دروغین از واکنش جمهوری اسلامی به تهدیدات امنیتی است.»
او همچنین تاکید کرد که این برخوردها نشاندهنده ناتوانی جمهوری اسلامی در شناسایی تهدیدات واقعی است.
همزمان، سرکوب فعالان سیاسی نیز شدت گرفته است. حسین رونقی، فعال آزادی بیان، توماج صالحی، خواننده رپ معترض، و آرش صادقی، فعال مدنی، از جمله کسانیاند که پس از بازداشت، مورد ضربوشتم قرار گرفته و سپس آزاد شدهاند.
به گزارش هرانا، از آغاز جنگ تاکنون، دستکم ۷۰۵ نفر در سراسر کشور به اتهامات سیاسی یا امنیتی بازداشت شدهاند.
کارشناسان، این موج تازه سرکوب را با دوران پس از جنگ ایران و عراق مقایسه میکنند؛ زمانی که هزاران زندانی سیاسی در ایران اعدام شدند.
بهنام بنطالبلو، پژوهشگر برنامه ایران در بنیاد دفاع از دموکراسیها، به ایراناینترنشنال گفت: «این یک تاکتیک کلاسیک دیکتاتورهاست، و متاسفانه نشانههایی از بازگشت به وحشتافکنی توتالیتر مشابه حکومت صدام پس از شکست سال ۱۹۹۱ دیده میشود.»
او هشدار داد که دایره سرکوب جمهوری اسلامی اکنون به شهروندان خارجی نیز گسترش یافته است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز دوشنبه اعلام کرد که چندین شهروند اروپایی را در استانهای مختلف به اتهام همکاری با اسرائیل بازداشت کرده و علیه آنها پرونده تشکیل داده است.
روز چهارشنبه نیز خبرگزاری فرانسه گزارش داد که سیسیل کوهلر و ژاک پاریس، دو شهروند فرانسوی که سه سال است در ایران زندانیاند، به «جاسوسی برای موساد»، «توطئه برای سرنگونی نظام» و «افساد فیالارض» متهم شدهاند؛ اتهامی که در قانون ایران میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
غلامحسین محسنیاژهای، رئیس قوه قضاییه، بلافاصله پس از آغاز جنگ اعلام کرده بود که رسیدگی به پروندههای مربوط به همکاری با اسرائیل باید «سریعا اجرا و علنی اعلام شود.»
همزمان، مجلس شورای اسلامی قانونی را تصویب کرده که بر اساس آن، هرگونه همکاری با اسرائیل، ایالات متحده یا گروههای بهاصطلاح «معاند» با مجازات اعدام همراه خواهد بود. استفاده از ابزارهایی چون استارلینک برای دورزدن فیلترینگ اینترنتی نیز جرم تلقی شده است.
فعالان حقوق بشر هشدار دادهاند که در صورت ادامه روند کنونی، جمهوری اسلامی ممکن است بار دیگر به فصل تازهای از سرکوب گسترده علیه مخالفان، زنان و اقلیتهای آسیبپذیر بازگردد.
در حالی که مقامهای آمریکایی بارها درباره نفوذ «سلولهای خفته» جمهوری اسلامی هشدار دادهاند، نیویورکتایمز گزارش داده برای عملیاتهای پرریسک، از جمله تلاش برای ترور دونالد ترامپ، حکومت ایران به جای استفاده از نیروهای زبده امنیتی، به مجرمان عادی و واسطههای ناشناس متوسل شده است.
رویکردی که پرسشهای تازهای درباره میزان توانایی و شبکه عملیاتی تهران در خاک ایالات متحده ایجاد کرده است.
به گزارش این روزنامه، پس از حملات هوایی آمریکا به تاسیسات هستهای ایران، مقامهای اطلاعاتی ایالات متحده درباره احتمال اقدامات تلافیجویانه حکومت ایران هشدار دادند و از احتمال فعال شدن «سلولهای خفته» سخن گفتند. اما اسناد قضایی و شواهد جدید نشان میدهد تهران برای این عملیاتها، از افراد فاقد تجربه حرفهای استفاده کرده است.
تلاش برای ترور ترامپ و بولتون طبق این گزارش، در جریان کارزار انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴، یک فرمانده نظامی ایرانی ماموریت ترور دونالد ترامپ را به فرهاد شاکری، یک تبعه افغان ساکن تهران، محول کرد. شاکری نیز دو نفر از آشنایان سابق خود در زندان آمریکا را به خدمت گرفت. ماموران فدرال پیش از اجرای نقشه این افراد را بازداشت کردند.
در پروندهای مشابه، عضو دیگری از سپاه پاسداران برای کشتن جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق آمریکا، تلاش کرد با «عناصر مجرم» ارتباط برقرار کند.
نمونههای دیگر نیویورکتایمز مینویسد این تنها نمونهها نیستند و جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر چند طرح مشابه را نیز از طریق واسطههای مجرم پیش برده است؛ از جمله استخدام آدمکشهای مافیای روس برای ترور مسیح علینژاد، خبرنگار و فعال منتقد حکومت، برنامهریزی برای بمبگذاری در یک رستوران لوکس در واشینگتن بهمنظور ترور سفیر عربستان سعودی در سال ۲۰۱۱، و تلاش برای استفاده از یکی از اعضای گروه موتورسواری هِلز آنجلز برای کشتن یک مخالف جمهوری اسلامی در ایالت مریلند.
کارشناسان چه میگویند؟ بروس هافمن، کارشناس تروریسم در دانشگاه جورجتاون، گفته است: «تهدید سلولهای خفته ایران را نباید دستکم گرفت. اما واقعیت این است که عملیاتهای اخیر بیشتر به تیمهای ناشی و آماتور شبیه بودهاند تا تیمهای حرفهای.» او افزود: «آنچه در این سالها دیدیم کار تیم C بوده، نه تیم A.»
نگرانیها از موج جدید بازداشتها به گفته مقامهای امنیت داخلی آمریکا، از ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴ حدود ۱۷۰۰ ایرانی در مرز جنوبی بازداشت شدهاند، اما مشخص نیست چند نفر از آنها مهاجر عادی یا مخالف حکومت بودهاند.
پس از حملات اخیر به خاک ایران، مقامات آمریکایی نزدیک به ده تبعه ایرانی را به اتهام ورود غیرقانونی بازداشت کردند که یکی از آنها پیشتر در فهرست مظنونان تروریستی قرار داشت.
ابعاد سیاسی ماجرا فعالان حقوقی هشدار دادهاند که دولت ترامپ ممکن است از این پروندهها برای سرکوب گسترده مهاجران استفاده کند. فایزا پاتل از «مرکز برنان برای عدالت» گفت: «اینکه بدون دلیل قاطع به افراد برچسب تروریست زده شود، تکرار همان الگوهای قدیمی است.»
این روزنامه در پایان گزارش خود تاکید میکند هرچند ایران تاکنون از مجرمان غیرحرفهای برای چنین ماموریتهایی استفاده کرده، اما کارشناسان هشدار دادهاند که تهران در بلندمدت همچنان بهدنبال انتقامگیری خواهد بود. بهگفته هافمن: «ایران باور دارد که انتقام غذایی است که سرد سرو میشود. دیر یا زود این تلاشها ادامه خواهد یافت.»
روزنامه والاستریت ژورنال در تحلیلی با اشاره به اظهارات تازه رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشت: رفتار جمهوری اسلامی در بزرگنمایی ادعای پیروزی پس از حملات اخیر اسرائیل و آمریکا، شباهت بسیاری به سنت تاریخی دشمنان اسرائیل دارد که همواره شکست را پیروزی جا زدهاند.
این روزنامه یادآور شده علی خامنهای در توییتهای متعدد خود مدعی شده «رژیم صهیونیستی زیر ضربات جمهوری اسلامی از میدان خارج شده» و ایران «سیلی محکمی به صورت آمریکا زده است». والاستریت ژورنال این موضعگیریها را به صحنهای از فیلم کمدی مونتی پایتون و جام مقدس تشبیه کرده است؛ جایی که شوالیه سیاه، حتی پس از قطع دست و پاهایش، همچنان حریف را به مبارزه دعوت میکرد.
این مقاله در ادامه نوشته است این نوع رفتار پیشینهای قدیمی دارد. تووی تروی، نویسنده مقاله، یادآور شده در جنگ شش روزه سال ۱۹۶۷، رادیو دولتی قاهره پیوسته اخبار دروغین از پیروزیهای مصر منتشر میکرد؛ در حالی که نیروی هوایی مصر نابود شده و اسرائیل صحرای سینا را تصرف کرده بود. در این گزارش آمده است ادعاهای رادیو قاهره از جمله «بمباران تمام شهرها و روستاهای اسرائیل» و «تصرف شَعَر ییشوُو» تنها باعث شدند ملک حسین، پادشاه اردن، که در ابتدا قصد ورود به جنگ را نداشت، به درگیری بپیوندد و اورشلیم و کرانه باختری را از دست بدهد.
والاستریت ژورنال همچنین به جنگ «یوم کیپور» در سال ۱۹۷۳ اشاره کرده و نوشته است اگرچه مصریها و سوریها در آغاز موفقیتهایی به دست آوردند، اما در نهایت همان الگوی شکست و دروغپردازی تکرار شد. این روزنامه نقل کرده که یکی از سربازان اسرائیلی گفته بود: «ما به اعراب یاد دادیم چطور بجنگند و آنها به ما یاد دادند چطور دروغ بگوییم.» در همان زمان، ارتش اسرائیل تا حومه دمشق پیش رفت و ارتش سوم مصر را به محاصره درآورد، اما قاهره همچنان پیروزی را جشن میگرفت؛ تا جایی که عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور کنونی مصر، هنوز این روز را «روزی برای افتخار و پیروزی» مینامد.
این مقاله نتیجه میگیرد که همانطور که جنگ یوم کیپور برای انور سادات فرصتی برای بازنگری در سیاستها و به امضای معاهده صلح با اسرائیل منجر شد، رهبران حکومت ایران نیز دیر یا زود ناچار خواهند شد واقعیات میدانی را بپذیرند، هرچند فعلاً به اصرار بر پیروزیهای نمایشی ادامه میدهند.