گزارش واشینگتنپست از میزان تخریب و غیرنظامیان کشتهشده در حمله اسرائیل به زندان اوین
روزنامه واشینگتنپست با انتشار گزارشی، جزییاتی از حمله اسرائیل به زندان اوین منتشر کرد و نوشت در این حمله چهار نقطه از اوین هدف قرار گرفتند و دستکم دو کودک نیز در میان قربانیان بودند.
واشینگتنپست یکشنبه ۱۵ تیر گزارش داد تحلیل تصاویر ماهوارهای و ویدیوهای منتشرشده نشان میدهد دستکم چهار نقطه در زندان اوین هدف حملات اسرائیل قرار گرفتند؛ حملاتی که موجب تخریب سازههایی در فواصلی تا ۶۰۰ متر از یکدیگر شد.
دو زندانی سابق که به درخواست این روزنامه تصاویر مربوط به زندان اوین پس از حمله را بررسی کردند، گفتند بخشهای آسیبدیده شامل ساختمان اداری، محل ملاقات زندانیان با خانوادهها، مرکز درمانی و بندهای انفرادی بوده است.
واشینگتنپست با استناد به اعلامیههای آنلاین فوت، اسناد داخلی زندان و همچنین مصاحبه با منابع مطلع گزارش داد در میان کشتهشدگان حمله اسرائیل، ۴۳ نفر از کارکنان زندان و دو سرباز وظیفهای که در محل مستقر بودند، حضور دارند.
دستکم چهار غیرنظامی دیگر از جمله دو کودک نیز در این حمله جان خود را از دست دادند. این غیرنظامیان ارتباطی با کادر اداری اوین نداشتند.
حمله هوایی اسرائیل به زندان اوین صبح دوم تیرماه و یک روز پیش از اعلام آتشبس صورت گرفت. این زندان که در چهار دهه گذشته بهعنوان نماد سرکوب جمهوری اسلامی شناخته میشود، محل نگهداری هزاران زندانی است.
افی دفرین، سخنگوی ارتش اسرائیل، پس از این حمله اعلام کرد زندان اوین بهعنوان مرکزی برای «عملیات اطلاعاتی علیه اسرائیل، از جمله اقدامات ضدجاسوسی» مورد استفاده قرار میگرفت و هدفگیری در این عملیات بهگونهای طراحی شده بود که «حداقل آسیب ممکن به غیرنظامیان زندانی» وارد شود.
اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی، هشتم تیر اعلام کرد در حمله اسرائیل به اوین ۷۱ نفر از جمله کادر اداری، سربازان، محکومان زندانی، خانواده محکومان که برای ملاقات و یا پیگیری قضایی زندانیان مراجعه کرده بودند و همسایههایی که در مجاورت زندان زندگی میکردند، کشته شدند.
غیرنظامیان کشتهشده در اوین
واشینگتنپست در ادامه گزارش خود به روایت شاهدی پرداخت که میگوید اندکی پس از وقوع انفجار به محل رسیده و با صحنههایی تکاندهنده مواجه شده است: خودروهای سوخته، پیکرهای بیجان، زندانیانی که میکوشیدند از محوطه بگریزند و نگهبانانی که به پاهای آنها تیراندازی میکردند.
این مرد گفت: «بدنهای بیجان زیادی روی زمین افتاده بودند. هنوز کسی نرسیده بود تا آنها را بپوشاند یا بررسی کند که واقعا مردهاند یا نه.»
او افزود خود پنج جسد را با دست جابهجا کرده و چند نفر را نیز از زیر آوار بیرون کشیده، از جمله پدری و دختری را که برای تحویل سند آزادی یکی از بستگانشان به زندان آمده بودند. به گفته او، دختر در این حادثه جان خود را از دست داد.
واشینگتنپست با استناد به اعلامیههای فوتی که در پی حمله اسرائیل به زندان اوین منتشر شدهاند، گزارش داد در میان کشتهشدگان این حمله، یک پزشک شاغل در مرکز درمانی زندان، یک مددکار اجتماعی و پسر پنجساله او نیز حضور داشتند.
همچنین چندین مقام ارشد زندان در حمله اسرائیل کشته شدند؛ از جمله علی قناعتکار، سرپرست دادسرای اوین (ویژه امنیت) و معاون امنیتی دادستان تهران.
قناعتکار طی سالهای گذشته در صدور احکام سنگین حبس و اعدام علیه معترضان نقش فعالی ایفا میکرد و همواره از سوی نهادهای حقوق بشری مورد انتقاد قرار میگرفت.
واشینگتنپست در ادامه گزارش خود نوشت در جریان حمله اسرائیل، دستکم ۱۷ ساختمان در محوطه زندان آسیب دیده یا بهطور کامل ویران شدهاند. تصاویر ماهوارهای و ویدیوهای بررسیشده نشاندهنده چندین نقطه برخورد و حملات متعدد هستند.
ویلیام گودهیند، تحلیلگر، در مصاحبه با این روزنامه گفت شواهد حاکی از دستکم شش حمله است.
به گفته او، به نظر میرسد دو هدف اصلی مدنظر بودهاند: هدف قرار دادن دروازههای ورود و خروج در شمال و جنوب مجموعه، و هدفگیری کارکنان زندان که اغلب در ساختمانهای مرکزی مستقرند.
گودهیند همچنین اشاره کرد که در این عملیات از مهماتی با قدرت تخریبی پایینتر استفاده شده تا از ویرانی کامل سازهها جلوگیری شود.
یک منبع دیپلماتیک فرانسوی تایید کرد یک گردشگر جوان فرانسوی حین سفر با دوچرخه در ایران ناپدید شده و این موضوع را «مایه نگرانی» دانست. پیش از این نیز آگهیهایی در شبکههای اجتماعی با هدف پیدا شدن این فرد منتشر شده بود.
این جوان فرانسوی که لنار مونترلوس نام دارد، از ۱۶ ژوئن (۲۶ خرداد) تاکنون با خانوادهاش تماسی نداشته است.
منبع دیپلماتیک فرانسوی که نامش فاش نشده، در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه ناپدید شدن مونترلوس را «نگرانکننده» خواند و گفت: «ما در این خصوص با خانواده او در تماس هستیم.»
او تاکید کرد توصیه میشود اتباع فرانسوی به ایران سفر نکنند، چرا که جمهوری اسلامی «سیاستی عامدانه در زمینه گروگانگیری شهروندان غربی» در پیش گرفته است.
بر پایه آگهی منتشرشده در اینستاگرام، مونترلوس ۱۸ سال دارد و علاوه بر تابعیت فرانسوی، شهروند آلمان نیز است.
خبر ناپدید شدن این گردشگر در شرایطی منتشر میشود که در روزهای اخیر نگرانیها در خصوص وضعیت سسیل کولر و ژاک پاریس، دو زندانی دیگر فرانسوی در ایران، بالا گرفته است.
آنها با اتهاماتی از جمله «جاسوسی برای موساد» روبهرو شدهاند؛ اتهاماتی که ممکن است به مجازات اعدام منجر شود.
مونترلوس در صفحه اینستاگرامش خود را «عاشق صخرهنوردی و دوچرخهسواری» معرفی کرده است.
او در ژوئن ۲۰۲۴ در پستی اعلام کرد در حال آماده شدن برای «یک سفر یکساله دوچرخهسواری در اوراسیا» است؛ «رویایی» که میکوشید پیش از آغاز تحصیلات دانشگاهیاش محقق سازد.
لنار برای خود مسیری به مدت «۴۰۰ روز»، «۳۵ هزار کیلومتر» و از میان «۳۵ کشور» در نظر گرفته بود.
منبع آگاه در پاسخ به پرسش خبرگزاری فرانسه اعلام کرد نمیتواند تایید کند که آیا این جوان فرانسوی در میان شهروندان اروپایی بازداشتشده در ایران به اتهام «جاسوسی» برای اسرائیل قرار دارد یا نه.
او افزود جمهوری اسلامی «شهروندان فرانسوی در حال عبور [از ایران] را هدف قرار میدهد، آنها را به جاسوسی متهم میکند و در شرایطی غیرانسانی نگه میدارد، شرایطی که برخی از این اقدامات طبق حقوق بینالملل مشمول تعریف شکنجه میشوند».
این منبع هشدار داد آن دسته از شهروندان فرانسوی که هماکنون در ایران حضور دارند، باید «در اسرع وقت» این کشور را ترک کنند، چرا که در معرض «خطر بازداشت و حبس خودسرانه» هستند.
مقامات جمهوری اسلامی پیشتر نیز بارها اتباع خارجی و دوتابعیتی را بهصورت خودسرانه بازداشت و زندانی کردهاند.
فرانسه چهارم تیر اعلام کرد تضمینهایی دریافت کرده است که کوهلر و پاریس در حمله هوایی اسرائیل به زندان اوین آسیب ندیدهاند.
چند روز پس از آن، خانواده این دو شهروند فرانسوی خبر دادند آنان به مکانهایی نامعلوم منتقل شدهاند.
فرانسه و دیگر کشورهای عضو اتحادیه اروپا این بازداشتها را دارای انگیزه سیاسی و بخشی از سیاست «دیپلماسی گروگانگیری» حکومت ایران توصیف کردهاند؛ اتهامی که جمهوری اسلامی آن را رد میکند.
فعالان حقوق بشر نیز بازداشت شهروندان کشورهای غربی از سوی جمهوری اسلامی را «گروگانگیری حکومتی» میدانند و میگویند تهران از این حربه برای تحت فشار گذاشتن غرب و گرفتن امتیاز از آن استفاده میکند.
روزنامه بیلد آلمان گزارش داد علی س، شهروند افغانستانی-دانمارکی، که اخیرا به اتهام جاسوسی برای سپاه پاسداران در دانمارک بازداشت شده، پیشتر در سفر به ایران اطلاعاتی از اهداف یهودی در برلین را به عوامل جمهوری اسلامی تحویل داده بود.
بیلد یکشنبه ۱۵ تیر در گزارشی به بررسی فعالیتهای علی س. در این کشور پرداخت و جزییاتی از نحوه شناسایی و دستگیری او در شهر آرهوس دانمارک منتشر کرد.
بر اساس این گزارش، این شهروند افغانستانی-دانمارکی خرداد ۱۴۰۴ در پوشش سفری خانوادگی به ترکیه، وارد خاک ایران شد و پس از تحویل اطلاعات جمعآوریشده درباره اهداف یهودی در برلین به افسران جمهوری اسلامی، با مدارک جعلی و بدون ثبت مهر رسمی از ایران خارج شد.
بیلد در ادامه گزارش خود نوشت سازمان اطلاعات داخلی دانمارک در پی رهگیری پیامهایی میان این فرد و یک افسر شناختهشده نیروی قدس سپاه پاسداران، موضوع را با سازمان امنیت داخلی آلمان در میان گذاشت.
ارتباط علی س. با مرکز اسلامی هامبورگ و حضور مکرر در مسجد امام علی (معروف به مسجد آبی) نیز از پیش زیر نظر نهادهای امنیتی بوده است.
شناسایی اهداف یهودی و اسرائیلی در برلین
علی س. در حالی ۱۴ و ۱۵ خرداد به همراه خانوادهاش به برلین سفر کرد که ماموران امنیتی آلمان در تمام مدت سفر، تحرکات او را با شنود هتل محل اقامت و تعقیب شبانهروزی زیر نظر داشتند.
به گزارش بیلد، او از دستکم ۱۰ مکان در برلین عکس و فیلم تهیه کرده که از جمله آنها میتوان به انجمن آلمانی-اسرائیلی در منطقه میته، دفتر شورای اخلاقی فدرال ـ جایی که جوزف شوستر، رییس شورای مرکزی یهودیان آلمان در آن فعالیت دارد ـ یک رستوران اسرائیلی و یک سوپرمارکت در نزدیکی خیابان کودام اشاره کرد.
علی س. ۲۱ خرداد از هامبورگ عازم استانبول شد و در فرودگاه به ماموران پلیس آلمان گفت که هدفش از این سفر، دیدار با بستگانش در ترکیه است.
با این حال، دستگاههای اطلاعاتی ترکیه و اسرائیل او را تا مرز ایران تحت نظر داشتند. علی س. حدود هزار و ۵۰۰ کیلومتر در خاک ترکیه سفر کرد و بدون ثبت مهر در گذرنامه دانمارکیاش، وارد خاک ایران شد.
شنود مکالمات خانه این شهروند افغانستانی-دانمارکی حاکی از آن است که او دوم تیر پس از بازگشت به دانمارک، به خانوادهاش گفته که اطلاعات، تصاویر و ویدیوهایی درباره اهداف شناساییشده در برلین را به افسر رابطش در تهران تحویل داده است.
دادههای منتقلشده شامل جزییاتی درباره درهای پشتی، سطح حفاظتی و نقاط مناسب برای کار گذاشتن بمب یا مواد آتشزا بوده است.
ینس رومل، دادستان فدرال آلمان، سوم تیر با صدور حکم بازداشت علی س. اعلام کرد او «بهشدت مظنون به همکاری با یک سرویس اطلاعاتی بیگانه» است.
به گفته دادستان، هدف از این فعالیتها جمعآوری اطلاعات درباره اماکن یهودی و اشخاص خاص مرتبط با جامعه یهودیان در آلمان بوده است.
اتهام رسمی علیه او جاسوسی و برنامهریزی برای انجام حملات در خاک آلمان اعلام شده است.
این پرونده یکی از بزرگترین موارد شناسایی فعالیتهای جاسوسی جمهوری اسلامی در آلمان در سالهای اخیر به شمار میرود.
اعضای خانواده تورج نگهبان، شاعر و ترانهسرای فقید و خالق ترانه «ای ایران ایران»، نسبت به اجرای نوحهای برگرفته از این ترانه توسط یک مداح حکومتی در حضور علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، اعتراض کردند و این اقدام را «نهایت ریاکاری» خواندند.
محمود کریمی، مداح حکومتی، شامگاه ۱۴ تیر نوحهای را بر اساس ترانه «ای ایران ایران» در مراسم شب عاشورا در برابر خامنهای اجرا کرد و گفت شخص رهبر جمهوری اسلامی از او چنین نوحهای را خواسته است.
ترانه میهندوستانه «ای ایران ایران» با آهنگسازی محمد سریر و با صدای محمد نوری اجرا شده است.
جمهوری اسلامی که در سرود رسمی آن حتی یک بار نام ایران برده نشده و در قانون اساسیاش نیز نام ایران زیر سایه اسلام قرار دارد، در روزهای اخیر و بهدنبال رویارویی نظامی با اسرائیل به مفاهیم ملی پناه برده است.
خانواده تورج نگهبان یکشنبه ۱۵ تیر در پیامی که در صفحهای با نام او در اینستاگرام منتشر شد، نوشت: «وقاحت تا کجا؟ سرودی که جمهوری اسلامی دههها با نفرت ازش یاد میکرد، شاعرش را "طاغوتی" میدانست، اسمش را از کتابها و رسانهها حذف میکرد، حالا جلو خامنهای همان سرود را به سبک نوحه اجرا میکنند.»
خانواده نگهبان افزود: «چه شد؟ عشق به ایران یادتان افتاد؟ یا باز مثل همیشه، وقتی منفعتهاتون به خطر میافته، به هر شکلی آویزون میشین؟ این نهایت ریاکاریه.»
نگهبان، همانند بسیاری از فعالان موسیقی قبل از انقلاب، پس از سال ۱۳۵۷ خانهنشین شد.
او تا اوایل دهه ۷۰ در ایران میزیست، اما بعد به آمریکا مهاجرت کرد. نگهبان سال ۱۳۸۷ درگذشت و در لسآنجلس به خاک سپرده شد.
این ترانهسرا همکاری با روحالله خالقی و غلامحسین بنان را نیز در کارنامه خود دارد.
ترانه «ای ایران ایران» با شعر نگهبان و صدای ماندگار محمد نوری در دهه ۶۰ با چنان استقبال گستردهای روبهرو شد که جایگاهی ویژه در حافظه جمعی و تاریخ موسیقی ایران یافت.
خانواده نگهبان در ادامه متن خود از زبان این ترانهسرا نوشتند: «من تورج نگهبانام، شاعری که برای عشق سرود، برای وطن، برای مردم. نه برای قدرت، نه برای ولی فقیه، نه برای میز و منبر. شعر من صدای زندگی بود، نه مرثیه مرگ. آواز من فریاد امید بود، نه نوحهای برای بقای یک حکومت پوسیده.»
رهبر جمهوری اسلامی شامگاه ۱۴ تیر در مراسم عزاداری عاشورا در حسینیه دفتر خود حاضر شد و به ۲۲ روز غیبت از عرصه عمومی پایان داد.
رسانهها و مقامهای جمهوری اسلامی پس از بازگشت خامنهای به عرصه عمومی، موجی تبلیغاتی به راه انداختهاند.
نوحهخوانی بر اساس ترانه «ای ایران ایران» در این تبلیغات نقشی برجسته دارد.
محمدعلی ابطحی، فعال اصلاحطلب و رییس دفتر پیشین محمد خاتمی، با اشاره به مداحی در حضور خامنهای با استفاده از ترانه «ای ایران ایران»، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «آقا آمد، با ایران آمد.»
حسن کمالی، «کارشناس دینی و استاد دانشگاه تهران»، درگفتوگو با خبرگزاری حوزه علمیه، علی خامنهای را یک مرجع «شجاع و دلیر» خواند و گفت: «هرچقدر جنایتهای دشمنان بیشتر شد، رهبری با شهامت بیشتر و شجاعت مثالزدنی در میدان حضور دارد و دشمنان را با شهامت و فداکاری خود ذله کرده است.»
حسن کمالی، «کارشناس دینی و استاد دانشگاه تهران»، درگفتوگو با خبرگزاری حوزه علمیه، علی خامنهای را یک مرجع «شجاع و دلیر» خواند و گفت: «هرچقدر جنایتهای دشمنان بیشتر شد، رهبری با شهامت بیشتر و شجاعت مثالزدنی در میدان حضور دارد و دشمنان را با شهامت و فداکاری خود ذله کرده است.»
او افزود: «اگر استقامت رهبر انقلاب اسلامی نبود، آیا ملت ما این همه صحنههای شجاعت و دلاوری می آفرید؟»
علی خامنهای شب گذشته پس از ۲۲ روز زندگی مخفیانه در مراسم عزاداری به مناسبت عاشورا در حسینیه دفتر خود حاضر شد و به غیبت طولانیاش از عرصه عمومی پایان داد.
آخرین حضور علنی رهبر جمهوری اسلامی مربوط به ۲۱ خرداد، و دو روز پیش از آغاز حمله اسرائیل بود که با نمایندگان مجلس شورای اسلامی دیدار کرد.
این وضعیت برای خامنهای که بارها گفته بود در روز جنگ لباس رزم خواهد پوشید، پیامدهای سنگین تبلیغاتی و سیاسی داشته است.
بنا بر خبر منتشر شده در شبکههای اجتماعی ماشاالله کرمی، زندانی سیاسی و پدر دادخواه محمدمهدی کرمی (معترضی که در اعتراضات ۱۴۰۱ اعدام شد) در پیامی از زندان مرکزی کرج اعلام کرد: نه قاتلم، نه مجرم؛ فقط یک پدر بودم و حالا ۶۸۴ روز است که در زندان هستم.
ماشاالله کرمی، ۳۱ مرداد ۱۴۰۲ با یورش نیروهای وزارت اطلاعات به خانهاش در کرج بازداشت شد.
۲۸ اردیبهشت ماه شریفزاده اردکانی در پستی در ایکس با اشاره به اینکه کل حکم حبس پرونده ماشالله کرمی سه سال و هفت ماه است، گفت با توجه به تحمل بیش از نصف حبس، امکان آزادی مشروط او وجود دارد.
محمدمهدی کرمی، جوان ۲۱ سالهای بود که در جریان مراسم چهلم حدیث نجفی و پارسا رضادوست، از کشتهشدگان جنبش مهسا، به اتهام کشتن یک نیروی بسیجی به نام روحالله عجمیان بازداشت شد.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی حکم به محکومیت ۱۶ نفر در این پرونده داد که از میان آنها، محمدمهدی کرمی و محمد حسینی، ۱۷ دی ۱۴۰۱ اعدام شدند.