خانواده روزنامهنگار زندانی: سپاه در یک سناریو پیچیده و با فریب عاطفی او را به ایران کشاند
بر اساس روایت خانواده رضا ولیزاده، روزنامه نگار و شهروند دو تابعیتی ایرانی آمریکایی، سپاه پاسداران با طراحی یک سناریو پیچیده و استفاده از یک همکار سابق با وعده «بازگشت امن» برای دیدار با خانواده، او را برای به بازگشت به ایران فریب داد.
بر اساس گفتوگوی محمدرضا ولیزاده با کمیته حمایت از روزنامهنگاران که چهارشنبه ۱۲ شهریور منتشر شد، بازجویان پس از دستگیری برادرش رضا، از او خواستند درباره رسانههای فارسیزبان خارج از کشور اطلاعات بدهد، اما او حاضر به همکاری نشد و حکم سنگین ۱۰ سال زندان را پذیرفت.
برادر ولیزاده میگوید از نظر حقوقی روند پرونده با نقض آشکار اصول دادرسی عادلانه همراه بوده است؛ در دادگاه انقلاب، جلسه نخست تنها به قرائت کیفرخواست اختصاص یافت و در جلسه دوم که کمتر از ۴۰ دقیقه طول کشید، قاضی به وکیل اجازه دفاع نداد و در نهایت، رضا ولیزاده صرفا به دلیل همکاری حرفهای با رادیو فردا به «همکاری با دولت متخاصم آمریکا» متهم و به ۱۰ سال زندان محکوم شد.
وزارت خارجه آمریکا اعلام کرده که پرونده او را از نزدیک پیگیری میکند و آزادی فوری او و دیگر زندانیان دوتابعیتی را خواستار شده است.
با این حال، برادر این روزنامهنگار زندانی میگوید تلاشهای دیپلماتیک و فشارهای بینالمللی تا کنون تنها در سطح بیانیه باقی مانده و هیچ اقدام عملی موثری برای آزادی او انجام نشده است.
ولیزاده بیش از یک سال است در شرایط غیرانسانی در زندانهای اوین و فشافویه نگهداری میشود و جمهوری اسلامی عمدا فعالیتهای حرفهای او را جرمانگاری کرده است.
او در جریان حمله اسرائیل به زندان اوین در خردادماه، شاهد انفجار و آتشسوزی بود و با وجود ابتلا به آسم، به همبندیهای مجروح کمک کرد.
محمدرضا ولیزاده میگوید در پی این رویداد، صدها زندانی سیاسی به فشافویه منتقل شدند؛ زندانی که برای مجرمان خشن ساخته شده و به هیچوجه ظرفیت چنین جمعیتی را نداشت.
به گفته محمدرضا، وضعیت بهداشتی در فشافویه بحرانی است؛ آب آشامیدنی آلوده، امکانات بهداشتی ناکافی و غذای آلوده به شن و خردهسنگ باعث بیماری و فرسایش جسمی زندانیان شده است.
قرار گرفتن این زندان در نزدیکی یک محل دفن زباله در حال سوختن نیز شرایط را برای زندانیان دشوارتر کرده است. او میگوید بیماری آسم برادرش به شدت بدتر شده است.
به گفته کمیته حمایت از روزنامهنگاران، تنها در سال ۲۰۲۴ دستکم ۱۶ روزنامهنگار در ایران به دلیل فعالیت حرفهای بازداشت و زندانی شدند و از زمان کشته شدن ژینا (مهسا) امینی تاکنون دستکم ۹۶ روزنامهنگار هدف بازداشت قرار گرفتهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، به دنبال اعتراض شماری از زندانیان سیاسی محبوس در زندان قرچک ورامین به قطعی برق در این زندان، تمامی زندانیان سیاسی محبوس در بند قرنطینه از حدود دو هفته قبل از حق ملاقات با خانواده و وکیلان خود محروم شدهاند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال در چهارشنبه ۱۲ شهریور حاکی است مسئولان زندان در پی مراجعههای خانوادههای زنان زندانی سیاسی به زندان قرچک، به آنها گفتهاند تا اطلاع ثانوی حق ملاقات حضوری با بستگان زندانیشان را ندارند.
یک منبع نزدیک به خانواده یکی از این زندانیان به ایراناینترنشنال گفت: «از زمان انتقال زنان زندانی سیاسی از زندان اوین به زندان قرچک، آنها بارها شاهد قطع برق بودند و چندین بار اعتراض کردند اما صدایشان به جایی نرسید. نهایتا دو هفته قبل و در پی اعتراض تعدادی از زندانیان به قطع مداوم برق، مسئولان زندان تمامی زندانیان را از حق ملاقات حضوری محروم کردند.»
بر اساس اطلاعات رسیده، در حال حاضر بیش از ۷۰ زن زندانی با اتهامات سیاسی در بخش قرنطینه زندان قرچک بهبسر میبرند و اعتراضهای آنها به اعمال این محدودیتها با بیتوجهی مسئولان زندان مواجه شده است.
سایت حقوق بشری هرانا نیز ۱۱ شهریور گزارش داد اقدامات تنبیهی علیه این زندانیان پس از آن صورت گرفت که تعدادی از آنها در واکنش به قطعی برق در زندان اقدام به سر دادن شعار کردند.
ایراناینترنشنال ۲۲ مرداد در گزارشی با عنوان «قطع مکرر برق زندگی و کسبوکار بسیاری از مردم را مختل کرده است»، نوشت زنان زندانی سیاسی در بخش قرنطینه قرچک در تماس با خانوادههایشان اعلام کردهاند قطع مداوم برق به ویژه شبها شرایط زندان را بسیار سخت و آزاردهنده کرده است.
این زنان زندانی سیاسی که پس از حمله اسرائیل به زندان اوین در دوم تیرماه به زندان قرچک منتقل شدند، گفته بودند با خاموشی برق، تهویه قطع میشود و بوی فاضلاب همهجا میپیچد. با اینکه برق اضطراری وجود دارد اما از آن استفاده نمیشود.
هرانا پنجم شهریور گزارش داده بود که در پی قطع برق در زندان قرچک و اعتراض زندانیان نسبت به این موضوع، برخی از زندانیان با گشایش پروندهای جدید مواجه و به «توهین به رهبری» متهم شدند.
در سالهای گذشته گزارشهایی بسیاری در خصوص اعمال محدودیتهای مشابه علیه زندانیان سیاسی زن در زندانهای قرچک ورامین و اوین، در واکنش به اعتراضهای مسالمتآمیز از جمله اعتراض به صدور و اجرای احکام اعدام منتشر شده بود.
سلب گروهی امتیازات بدون ذکر علت، با اصل فردیبودن مجازاتها در تعارض است و شائبه تنبیه جمعی را برمیانگیزد؛ رویهای که بهسبب نبود شفافیت، بیاعتمادی ساختاری و ناآرامی در محیط زندانها از جمله زندان قرچک را تشدید میکند.
محمدرضا ولیزاده، برادر رضا ولیزاده، روزنامهنگار ایرانی-آمریکایی، در گفتوگو با کمیته حمایت از روزنامهنگاران (CPJ) از وضعیت دشوار او در زندان خبر داد. به گفته او، رضا با محرومیت پزشکی و محدودیت دسترسی به وکیل روبهرو است.
او افزود پس از حمله اسرائیل به زندان اوین و انتقال رضا به زندان فشافویه، بیماری آسم او بهشدت وخیمتر شده و قرار گرفتن در معرض دود، گردوغبار و شرایط غیربهداشتی وضعیت جسمیاش را بدتر کرده است.
او همچنین گفت وزارت خارجه آمریکا تاکنون دو بیانیه صادر و بازداشت رضا را «خودسرانه و مغایر با حقوق بینالملل» توصیف کرده، اما اقدامی عملی صورت نگرفته است. بهرغم درخواستهای مکرر خانواده از وزارت خارجه آمریکا و سفارت سوئیس برای ملاقات کنسولی، هیچ پاسخی دریافت نشده است.
به گفته محمدرضا ولیزاده، روند دادرسی این روزنامهنگار در دادگاه انقلاب با نقض آشکار اصول محاکمه عادلانه همراه بوده است؛ در نخستین جلسه فقط کیفرخواست خوانده شد و وکیل اجازه دفاع نداشت؛ جلسه دوم کمتر از ۴۰ دقیقه طول کشید. در نهایت رضا ولیزاده به ۱۰ سال زندان به اتهام «همکاری با دولت متخاصم آمریکا» محکوم شد؛ اتهامی که به دلیل فعالیتهای رسانهای او در رادیو فردا مطرح شده و به گفته او «جرمانگاری روزنامهنگاری» است.
مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم در تحلیلی نوشت جمهوری اسلامی ایران در شرایطی شکننده قرار دارد؛ علی خامنهای در آستانه افول است و هیچیک از گزینههای مطرح برای جانشینی توان حفظ اصل ولایت فقیه را ندارند.
در این تحلیل که چهارشنبه ۱۲ شهریور منتشر شد، وضعیت کنونی جمهوری اسلامی با فناوری «ویایآر» در فوتبال مقایسه شده است.
در این گزارش آمده است همانطور که سیستم ویدیویی در فوتبال روی جزئیات میلیمتری تمرکز میکند اما «روح بازی» را از میان میبرد، سیاست غرب در قبال جمهوری اسلامی نیز سالها روی مسائل فنی هستهای متمرکز بوده و از مسئله اصلی یعنی «ماهیت نظام ولایت فقیه» غافل مانده است.
اودد ایلام، نویسنده این گزارش که سالها در موساد خدمت کرده است، تاکید میکند ستون اصلی جمهوری اسلامی، ولایت فقیه، امروز در حال فرسایش است.
یوآف گالانت، وزیر دفاع پیشین اسرائیل هشت شهریور در گفتوگویی تلویزیونی خواستار آمادگی فوری برای دور بعدی رویارویی با جمهوری اسلامی شد و هشدار داد: «آن روز حتما فرا خواهد رسید و متفاوت خواهد بود.»
وزیر دفاع پیشین اسرائیل در تازهترین اظهارات خود تاکید کرد: «هرچند خامنهای در این دور کشته نشد، اما حذف او باید بخشی از هر برنامه اسرائیل در صورت آغاز جنگ جدید باشد.»
ایلام، علی خامنهای را بیمار و سالخورده پس از بیش از سه دهه قدرت توصیف میکند؛ رهبری که با کاریزمای شخصی مانع فروپاشی کامل نظام شده اما، «درخت پیری است که با سقوطش کل جنگل فروخواهد ریخت».
این گزارش با اشاره به گزینههای جانشینی علی خامنهای از جمله مجتبی خامنهای، او را فاقد «مشروعیت مذهبی و کاریزما» میداند و میگوید که هیچ جانشین قدرتمندی برای خامنهای وجود ندارد.
نشریه اکونومیست ۹ مرداد در گزاشی نوشت نشانهها حاکی از آن است که قدرت رهبر جمهوری اسلامی، بهطور چشمگیری کاهش یافته و کشور در حال ورود به مرحلهای از ابهام سیاسی است که مسئله جانشینی را به موضوعی حیاتی تبدیل کرده است.
به نوشته اکونومیست، رهبر ۸۶ ساله جمهوری اسلامی اکنون به ندرت در انظار عمومی ظاهر میشود و خطبههایی که روزگاری طولانی و پر جزئیات بودند، به بیاناتی کوتاه و کلی محدود شدهاند.
این کاهش حضور فعال، در کنار بحرانهای فزاینده داخلی، موجب شده که ناظران در داخل و خارج از نظام جمهوری اسلامی درباره تداوم رهبری او و سناریوهای جانشینی به گمانهزنی بپردازند.
گزارش مرکز امنیت و امور خارجی اورشلیم تاکید میکند غرب با «محاسبات فنی» به مسئله هستهای حکومت ایران نگاه میکند اما فراموش میکند که خامنهای نابودی اسرائیل را «وظیفه دینی و تاریخی» میداند.
به باور نویسنده، همین ایدئولوژی میتواند انگیزه تهران برای ادامه غنیسازی و توسعه موشکی باشد، حتی در شرایط بحران داخلی.
نویسنده از غرب میخواهد بلافاصله اقدامهای راهبردی انجام دهد: اعمال فشار نظامی ـ روانی، تشویق به جدایی و ترک ساختار از درون، تقویت اپوزیسیون و آمادهسازی یک برنامه روشن برای «روز بعد».
به باور این مرکز، جمهوری اسلامی در «دقیقه ۹۰» قرار دارد.
نویسنده هشدار میدهد که پس از مرگ خامنهای، ممکن است نظام برای نمایش قدرت به سرکوب شدید یا حتی ماجراجویی خارجی روی آورد.
به همین دلیل غرب باید از نگاه صرفا فنی دست بردارد و خود را برای «بازی جدید» آماده کند.
بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، ۵۸ شهروند کُرد اهل شهرهای مهاباد، بوکان، پیرانشهر و اشنویه، از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به دلیل پوشیدن لباس کُردی در یک مراسم عروسی، هر یک به تحمل سه ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
سایت حقوقبشری ههنگاو گزارش داد این ٥٨ شهروند از سوی دادگاه انقلاب شهرستان پیرانشهر هر کدام به تحمل سه ماه حبس تعزیری بدل از ٢٤ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شدند.
حسن فراستی شاد، محمد درافتاده و حسن درافتاده، اعضای خانواده دو تن از جانباختگان جنبش «زن، زندگی، آزادی» به نامهای کومار درافتاده و امیر فراستیشاد نیز در میان محکومشدگان هستند.
بنابر این گزارش، انتشار عکسهایی از حضور دستهجمعی این شهروندان با پوشش کُردی و «جامانه» در یک مراسم عروسی، مصداق اتهام آنها عنوان شده است.
ههنگاو یادآور شد سپاه پاسداران در اسفند ۱۴۰۰ استفاده از «جامانه» را نماد احزاب کردستانی اپوزیسیون اعلام و بهکارگیری آن را در مراسمهای نوروز ممنوع کرده بود.
سایت حقوق بشری کردپا، دیماه ۱۴۰۳ گزارش داده بود برای این ۵۸ نفر به دستور مجتبی محمودی، دادستان پیرانشهر، در یکی از شعبههای بازپرسی دادگاه این شهرستان پروندهسازی شده است.
کردپا همان زمان به نقل از یک منبع آگاه نوشت این شهروندان کرد به «تبلیغ علیه نظام» از طریق «رقص و پایکوبی و نمادگرایی» در یک مراسم عروسی و انتشار ویدیوهای آن در فضای مجازی متهم شدهاند.
در اسفند ۱۴۰۳ نیز نیروهای انتظامی در شهرستان بوکان به صورت غیرقانونی وارد دبیرستان پسرانه متوسطه «بروجردی» این شهر شدند و دانشآموزانی را که لباس کُردی و جامانه به تن داشتند مورد فحاشی قرار دادند و آنها را تهدید به بازداشت کردند.
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بارها با ورود به مهمانیها و جشنهای خصوصی شهروندان، حریم خصوصی آنان را نقض کرده و برای حاضران در این جشنها پروندهسازی است.
در خرداد امسال، مهدی عسگری، معاون دادستان شهرکرد، از بازداشت چند شهروند بهاتهام «برگزاری جشن مختلط و مصرف مشروبات الکلی» خبر داد و گفت این افراد پس از تفهیم اتهام روانه زندان شدند.
در اردیبهشت ۱۴۰۳ نیز نیروی انتظامی از بازداشت ۲۶۱ نفر ــ از جمله سه شهروند اروپایی ــ در یک مهمانی در شهرستان شهریار استان تهران خبر داد و آنان را عضو «شبکه شیطانپرستی» معرفی کرد.
ورود به حریم خصوصی و مداخله در امور فردی شهروندان از مهمترین محورهای انتقاد فعالان حقوق بشر به نهادهای قضایی، انتظامی و امنیتی جمهوری اسلامی بهشمار میرود.
با تشدید بحران آب و ناتوانی جمهوری اسلامی در مدیریت منابع، گزارشهای رسمی از افت جدی ذخایر پشت سدها حکایت دارد؛ بهگونهای که سه سد کشور کاملا خشک شده و هشت سد مهم و بزرگ در آستانه خشکی قرار گرفتهاند.
بر اساس دادههای شرکت مدیریت منابع آب ایران، از ابتدای سال آبی جاری (ابتدای مهر ۱۴۰۳ تا هشت شهریور ۱۴۰۴)، مجموع ورودی به سدهای کشور ۲۴ میلیارد و ۱۹۰ میلیون مترمکعب ثبت شده که در مقایسه با ۴۱ میلیارد و ۵۶۰ میلیون مترمکعب مدت مشابه سال گذشته، ۴۲ درصد کاهش داشته است.
در این بازه زمانی، سد شمیل و نیان در هرمزگان، سد وشمگیر در گلستان و سد رودبال داراب در فارس با موجودی آب صفر در ردیف سدهای خشکشده قرار گرفتند.
همچنین هشت سد مهم و بزرگ کشور شامل طرق، استقلال، سرنی، تهم، کینهورس، تنگوئیه، دامغان و نهرین در آستانه خشک شدن قرار دارند.
همزمان یک شهروند با ارسال ویدیویی به ایراناینترنشنال، کاهش چشمگیر سطح آب سد لتیان در هفته دوم شهریورماه را به تصویر کشید.
کاهش ۲۵ درصدی حجم آب موجود در سدها
خبرگزاری ایرنا گزارش داد حجم آب موجود در سدهای مهم کشور تا هشت شهریور به حدود ۲۰ میلیارد مترمکعب رسید که نسبت به ۲۶ میلیارد و ۵۳۰ میلیون مترمکعب مدت مشابه پارسال ۲۵ درصد کاهش نشان میدهد.
ایرنا با اشاره به اینکه در سال جاری برای مدیریت تابستان، رهاسازی از سدها محدود شد، نوشت از ابتدای سال آبی تاکنون فقط ۲۸ میلیارد و ۵۳۰ میلیون مترمکعب آب برداشت شد.
طبق این گزارش، این وضعیت در سال گذشته ۳۶ میلیارد و ۹۷۰ میلیون مترمکعب بود که ۲۳ درصد کمتر امسال آب از سدها برداشت شد.
خشکشدن سدها در ماهها و سالهای اخیر شدت گرفته و با تداوم افت بارش و ناتوانی حاکمیت در مدیریت منابع، به صفرشدن ذخایر چند سد و قرار گرفتن هشت سد بزرگ در آستانه خشکی انجامیده است.
پیش از این در ۱۰ شهریور، خبرگزاری ایسنا در گزارشی از خروج سد ۱۵ خرداد قم از مدار تامین آب خبر داد و نوشت این سد ۲۰۰ میلیون مترمکعبی، هماکنون تنها ۱۶ میلیون مترمکعب آب دارد که ۱۵ میلیون مترمکعب آن حجم مرده و غیر قابل استفاده است.
مهدی دانشگر، معاون شرکت مدیریت منابع آب ایران، ششم شهریور اعلام کرد که بارشهای سال آبی جاری ۴۱ درصد کمتر از سال گذشته و ورودی سدهای کشور ۴۲ درصد کاهش داشته است.
در ۲۹ تیرماه نیز بنفشه زهرایی، استاد مدیریت منابع آب دانشگاه تهران، گفته بود که چهار سد اصلی تامینکننده آب پایتخت تا پایان شهریور خشک خواهند شد.
منصور سهرابی، متخصص بومشناسی، همان زمان با اشاره به خشکی شدید در ایران، به ایراناینترنشنال، گفت: «این بحران رو به وخامت است، چون هیچ منبعی برای جبران آبهای ازدسترفته وجود ندارد.»