اورشلیمپست: بیثباتی پس از مرگ خامنهای، فرصت آمریکا و اسرائیل برای تغییر حکومت خواهد بود
اورشلیمپست در یک یادداشت تحلیلی درباره تلاش اسرائیل برای تغییر حکومت جمهوری اسلامی به همراه آمریکا پیش از پایان دولت دونالد ترامپ، نوشت که ممکن است پس از مرگ علی خامنهای و بنبست بر سر جانشینی او، آمریکا و اسرائیل با «مهارت و ظرافت» بتوانند از فرصت تغییر حکومت استفاده کنند.
روزنامه اورشلیمپست سهشنبه ۲۰ آبان در یادداشتی نوشت که کشتن، بازداشت یا حذف خامنهای یا جانشین او بهتنهایی «حتی نزدیک به سرنگونی حکومت هم نخواهد بود» و ممکن است کار را بهدلیل واکنشها در ایران، دشوارتر کند؛ در حالی که اگر خامنهای به مرگ طبیعی بمیرد، هرجومرج طبیعی و رقابت میان گروههای رقیب ممکن است خودبهخود رخ دهد.
این رسانه اسرائیلی اضافه کرد: «با توجه به بسیج، کنترل اینترنت و نفوذ عمیق سپاه پاسداران در همه عرصههای اهرمهای سیاسی و اقتصادی ایران، این حکومت بدون ترکیبی از یک جنبش اعتراضی گسترده و دستکم یک فرمانده ارشد ارتش که بتواند نیروهایش را پشت معترضان و علیه بسیج سازماندهی کند، بسیار دشوار سرنگون خواهد شد.»
مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، ۲۰ آبان در سخنرانی خود در صحن علنی مجلس شورای اسلامی گفت در جریان جنگ ۱۲ روزه جمهوری اسلامی با اسرائیل، او نگران آسیبدیدن خامنهای بوده است چرا که باور داشته در صورت کشتهشدن «رهبری» در حمله اسرائیل، در داخل حکومت درگیری درست میشد و دیگر نیازی به حمله اسرائیل نبود.
او افزود: «ستون خیمه انقلاب، رهبری است. ما میتوانیم با هم اختلاف داشته باشیم اما کسی هست که درباره اختلافات میگوید این نه یا آن نه. تمام شد و رفت.»
به گفته پزشکیان، جامعه سیاسی ایران هنوز «گفتوگو با همدیگر را خوب یاد نگرفته» و بهجای بحث، بهراحتی یکدیگر را محکوم و متهم میکنند.
او گفت در چنین شرایطی وجود رهبر جمهوری اسلامی عامل اصلی جلوگیری از شکاف و بحران داخلی است.
مرگ با هزار زخم
اورشلیمپست در ادامه نوشت در دوران نخستوزیری نفتالی بنت در اسرائیل، دولت، ارتش و موساد، عملیاتی را در دهها حوزه زندگی بهراه انداختند که بهطور غیررسمی «مرگ با هزار زخم» نامیده میشد تا از برخی از همان تکنیکهای بلندمدتی که آمریکا برای تضعیف اتحاد شوروی بهکار گرفت، برای تضعیف حکومت ایران استفاده کند.
این تحلیل اشاره کرد نهفقط خامنهای، بلکه سپاه پاسداران - در همه اجزایش - باید تضعیف شود و با دیگر نیروهای طبیعی محلی ایرانی جایگزین شود تا براندازی حکومت، «بهمعنای حذف همه اجزایی که بهشدت ضداسرائیل و ضدغرب هستند»، ممکن شود.
در ماههای گذشته شماری از مقامهای اسرائیل در اظهار نظرهای مختلف، رهبر جمهوری اسلامی را به مرگ تهدید کردهاند.
در پی تهدیدهای اسرائیل به کشتن خامنهای، او در پیامی از مخفیگاه که سوم مهرماه در رسانههای ایران منتشر شد، بر ادامه نبرد تا مرگ تاکید کرد و «شهادت» را پاداش «مجاهدت» خواند.
شبکه ۱۳ اسرائیل، ۲۴ شهریور گزارش داد در جلسهای که شامگاه ۲۲ خرداد با حضور مقامهای دولتی و نظامی اسرائیل برگزار شد، یافتن فرصتی برای کشتن خامنهای و بیثبات کردن جمهوری اسلامی مورد بررسی قرار گرفته بود.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۷ خرداد اعلام کرد از محل اختفای خامنهای آگاه است اما «فعلا» قصد کشتن او را ندارد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز ۲۶ خرداد درباره احتمال هدف قرار دادن رهبر جمهوری اسلامی به ایراناینترنشنال گفت: «وارد جزییات نمیشوم تا همه چیز باز باقی بماند.»
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در نامهای رسمی از اسحاق هرتزوگ، رییسجمهوری اسرائیل، خواست تا بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، را در پرونده اتهامهای مربوط به «فساد» عفو کند.
پیش از این هم ترامپ در سفرش به اسرائیل در پارلمان این کشور چنین درخواستی را از هرتزوگ مطرح کرده بود.
دفتر رییسجمهوری اسرائیل در بیانیهای اعلام کرد که «رییسجمهوری اسرائیل برای رییسجمهوری ترامپ احترام زیادی قائل است و همچنان از حمایتهای همیشگی او از اسرائیل و نقش مهمش در آزادی گروگانها، تغییر شکل خاورمیانه و غزه، و حفظ امنیت اسرائیل قدردانی میکند.»
با این حال، در ادامه این بیانیه آمده است که «همانگونه که رییسجمهوری بارها روشن کرده، هر فردی که خواهان عفو است باید درخواست رسمی خود را طبق روال تعیینشده ارائه کند.»
پرونده نتانیاهو به اتهام فساد مالی چند سال است که در دستگاه قضایی اسرائیل در جریان است.
محمد جلالی، عضو کمیسیون کشاورزی مجلس، درباره بحران آب گفت: «مسئولان نباید دائماً بگویند که آب نداریم و مردم را از وضعیت موجود بترسانند.»
او افزود تا زمانی که بارندگیهای مؤثر رخ ندهد، به نظر نمیرسد راهکار دیگری جز کاهش مصرف و کاهش فشار آب در ساعاتی از شبانهروز داشته باشیم.
جلالی با تایید خشکسالی و کمآبی افزود: «ولی دولتمردان نباید دل مردم را خالی کنند و تنش ایجاد کنند.»
او اضافه کرد: «باید دائماً از مردم خواهش کنیم و برای کاهش مصرف آب فرهنگسازی انجام دهیم تا بتوانیم از گردنههای سختگذر موجود عبور کنیم و به شرایط بهتری در زمینه منابع آبی قابل در دسترس برسیم.»
مسعود پزشکیان، رییس دولت، به تازگی هشدار داده بود که در صورت ادامه عدم بارش و خشکسالی احتمال نیاز به تخلیه تهران وجود دارد. جلالی این هشدار را نامناسب خواند.
این نماینده مجلس گفت: «راهی جز باریدن باران برای حل بحران آب نداریم.»
صداوسیمای جمهوری اسلامی بهدلیل حمله به سعید کریمی، کاپیتان تیم فوتبال ملوان، بهخاطر انتشار ویدیویی از مراسم ازدواجش، با موجی از واکنشهای انتقادی و اتهام ریاکاری روبهرو شده است.
کاربران شبکههای اجتماعی و شماری از ورزشکاران، رفتار رسانههای حکومتی را «نماد استاندارد دوگانه» در برخورد با مردم و مقامهای حکومتی دانستهاند.
ماجرا از آنجا آغاز شد که ویدیوی کوتاهی از مراسم ازدواج کریمی در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
در این ویدیو کریمی و همسرش با لباس تیم ملوان در صحنههایی عاشقانه و فوتبالی در ورزشگاهی خالی دیده میشوند. کریمی اعلام کرد این ویدیو بدون اجازه او و همسرش منتشر شده و از کاربران خواست آن را حذف کنند.
با این حال، رسول مهربانی، مجری صداوسیمای جمهوری اسلامی، چند دقیقه از برنامه زنده خود را به توهین به کریمی و همسرش اختصاص داد و آنها را به «بیاخلاقی» متهم کرد. او از «تمام نهادها» خواست علیه این بازیکن اقدام کنند.
کمی بعد، سید کمالالدین موسوی، دادستان گیلان، از تشکیل پروندهای در دادسرای انزلی درباره انتشار «ویدیویی خلاف عفت عمومی» منتسب به یکی از بازیکنان ملوان خبر داد.
او گفت ویدیو در شهر ساری ضبط شده و فردی از عوامل فیلمبرداری آن را منتشر کرده است.
موسوی افزود کریمی با حضور در دادسرا از انتشار غیرمجاز ویدیو شکایت کرده و پرونده برای بررسی بیشتر به دادسرای ساری ارجاع شده است.
در میانه این جنجالها اعلام شد که سعید کریمی کاپیتان ملوان، به کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی احضار شده است، نهادی قضایی درون فدراسیون که به گشت ارشاد فوتبال معروف است و پیش از این سابقه برخوردهای شدید با بازیکنانی داشته که در اعتراض به وضعیت سیاسی یا اجتماعی جمهوری اسلامی واکنش نشان دادهاند.
این کمیته همچنین با بازیکنان و مربیانی که در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی از مردم معترض حمایت کردهاند برخورد کرده است.
دفاع از کریمی و واکنش به «استاندارد دوگانه»
در حالی که ویدیوی ازدواج دختر علی شمخانی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی، با واکنش منفی گستردهای از سوی حکومت روبهرو نشد، کاربران شبکههای اجتماعی از سعید کریمی دفاع کردند و رفتار صداوسیما را «ریاکارانه» خواندند.
بسیاری از کاربران پرسیدند چرا ویدیوی کریمی جرم تلقی میشود اما ویدیوی مربوط به خانواده شمخانی نه؟ این پرسش به سرعت در فضای مجازی پخش شد.
کاربران دیگر یادآور شدند لباس همسر کریمی «بسیار پوشیدهتر» از ویدیوی دختر شمخانی است. شماری از فوتبالیستها نیز در شبکههای اجتماعی از کریمی و همسرش حمایت کردند.
روزنامه اعتماد نوشت سخنان ششدقیقهای مهربانی در صداوسیما «سرشار از الفاظ زننده و توهینآمیز» بود و همین سخنان باعث شد توجه بیشتری به ویدیویی جلب شود که پیشتر چندان دیده نشده بود.
اعتماد افزود این ویدیو تفاوتی با صدها ویدیوی مشابه از زوجهای ایرانی در شبکههای اجتماعی ندارد و واکنش مجری صداوسیما را «نشانگر ذهنیت محدود و عقبمانده» دانست.
احسان اکبری، دبیر ورزشی شبکه ایراناینترنشنال، در گفتوگو با این شبکه گفت واکنش افکار عمومی به ماجرای کریمی شکاف میان جامعه و حکومت را برجسته کرده است.
او افزود: «این حمایت از کریمی نشان میدهد جامعه در برابر ذهنیت جمهوری اسلامی ایستاده است. آنچه صداوسیما بد میداند و از آن نهی میکند، برای مردم امری عادی است. حکومت یک نظر دارد، اما جامعه نظر دیگری.»
اکبری تفاوت برخورد با کریمی و شمخانی را نشاندهنده میزان اعتماد مردم دانست و گفت: «مردم شمخانی را نقد و از کریمی حمایت میکنند، چون شمخانی همواره خود را چهرهای مذهبی معرفی کرده ولی در عمل رفتاری متفاوت داشته است. کریمی نماینده واقعیت جامعه است، اما شمخانی نماد ریاکاری جمهوری اسلامی.»
رها پوربخش، خبرنگار ورزشی، گفت تفاوت برخورد رسانههای حکومتی با دو ماجرا ریشه در سیاست دارد: «صداوسیما از شمخانی دفاع کرد و او را قربانی دانست، اما درباره فوتبالیستی که ویدیوی خصوصیاش منتشر شد، موضعی کاملا متفاوت اتخاذ کرد. این تفاوت نشان میدهد مسئله نه اخلاق است نه عدالت، بلکه قدرت و کنترل است. در جمهوری اسلامی، حکومت تعیین میکند چه چیزی غیراخلاقی است و این برچسب را فقط به افراد خارج از ساختار قدرت میزند.»
باشگاه فوتبال ملوان نیز با انتشار بیانیهای تند، سخنان مجری صداوسیما را «توهینآمیز و زننده» توصیف کرد و این نهاد را به «نفرتپراکنی برای جلب توجه متهم کرد.
در بیانیه باشگاه آمده است: «حیثیت و آبروی اعضای باشگاه خط قرمز ماست. ملوان از صداوسیمای جمهوری اسلامی انتظار دارد بهصورت رسمی و عمومی از بازیکن، باشگاه و مردم بندرانزلی و گیلان عذرخواهی کند.»
باشگاه تاکید کرد که در برابر بیاحترامی به نام ملوان یا کرامت انسانی بازیکنش سکوت نخواهد کرد و اعلام کرد از مجری صداوسیما شکایت کرده است.
ملوان؛ باشگاهی پیشرو با پیشینه اجتماعی
احسان اکبری در ادامه گفت واکنش گسترده به این ماجرا با پیشینه اجتماعی و فرهنگی باشگاه ملوان ارتباط دارد. او یادآور شد: «ملوان از نخستین تیمهای ایرانی پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود که زنان را در رونمایی پیراهن رسمی تیم شرکت داد. زنان از سالها پیش در بازیها و رسانههای ملوان حضور دارند و این باشگاه یکی از قدیمیترین تیمهای فوتبال زنان کشور را دارد.»
او افزود: «حضور همسر کریمی با لباس تیم در زمین فوتبال بازتابی از واقعیت جامعه و احساس اصالت است؛ چیزی که در تضاد با تصویری قرار دارد که جمهوری اسلامی میکوشد نمایش دهد یا پنهان کند.»
مهرماه امسال، صفحه رسمی ملوان در اینستاگرام پس از اینکه ابوذر صفرزاده در لیگ خلیجفارس گل زد، عکسی از بوسه همسر صفرزاده بر پیشانیاش منتشر کرد؛ حرکتی که شکستن تابوی حکومتی درباره ابراز احساسات در انظار عمومی تلقی شد.
گزارش تازه تایمز اسرائیل به نقل از یک مقام ارشد امنیتی ادعا میکند که اسرائیل میخواهد تا پیش از پایان دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، جمهوری اسلامی را سرنگون کند. همزمان، شماری از تحلیلگران هشدار دادهاند که رویارویی نظامی ایران و اسرائیل امری اجتنابناپذیر است.
نشانههای فراوانی از این حکایت دارد که جمهوری اسلامی در حال بازسازی برنامه موشکی و هستهای خود است؛ موشکهایی که هدفشان فروپاشی پدافند هوائی اسرائیل است.
جمهوری اسلامی نمیتواند دو هزار موشک به سمت اسراییل پرتاب کند، یا هنوز غنیسازی را آغاز نکرده است؛ اما شکی نیست که کارخانههای موشکسازی شبانهروزی در حال تولید موشکاند و تاسیسات کوه کلنگ نیز به سرگرمی هستهای تازه جمهوری اسلامی بدل شدهاند.
از آن سو اسرائیل هم احساس میکند که کار شناتمام مانده و آماده است با شدتی بیشتر از جنگ ۱۲روزه، باز به سراغ جمهوری اسلامی برود.
جمهوری اسلامی، یا همان اختاپوسِ فعلا از کار افتاده منطقه، نه تنها خود را در موضع ضعف میبیند، بلکه در معرض تهدیدی است که میتواند ساختار قدرتش را دگرگون کند. اما کاری هم برای تغییر این فضا نمیتواند انجام دهد و گزینههایش محدود است، با بحران اقتصادی عمیق و کمآبی بیسابقه روبرو است.
از طرفی، بازسازی توان موشکی و هوایی هم کار یک شب یا دو شب نیست، امری زمانبر است.
در سوی مقابل، بازگشت سریع به درگیری برای اسرائیل هم ساده نیست. تجربهآموزی از جنگی که انجام شد و بازسازی توان تحلیل رفته و همچنین هزینه سیاسی شروع دوباره جنگی که شاید ساعتها یا روزها به طول بینجامد (این بار بیش از ۱۲ روز) همگی چالشبرانگیزند.
اسرائیل هنوز در مرحله تصمیمگیری است؛ آیا وارد واکنش فراگیرتری بشود یا منتظر بماند تا ایران گام بعدی را بردارد؟
دیگر همه میدانیم که وضعیت کنونی، شکننده است. نه بازدارندگی مطلق وجود دارد، نه راهحل قطعی.
اگر توافقی میان آمریکا و ایران بر سر مسایل هستهای صورت نگیرد، سناریوی «مدیریت بحران» ممکن است بهزودی پایان یابد. آنچه در این میان اهمیت دارد، کنترلِ «وقتی که کار از کنترل خارج میشود» است.
ایران ممکن است دوباره غنیسازی را از سر گیرد، موشکهای بیشتر بسازد یا گروههای نیابتی خود را فعالتر کند.
اسرائیل ممکن است پیشدستی کند یا منتظر بماند تا شرایط برای عملیاتی بهتر فراهم شود. آمریکا، در پسزمینه همچنان نقش میانجی و بازیگر اصلی را دارد. این هم به پیچیدگی امور میافزاید که بازیگر نقش یک، در پشت صحنه است.
خاورمیانه بدل به صحنهای برای تقابل چند لایه شده است؛ از ایران و اسرائیل، تا آمریکا، تا گروههای منطقهای و بازیگران فرامنطقهای. اگر دوره مدیریت بحران به پایان برسد، راهی جز ورود به «درگیری باز» باقی نمیماند و دیگر همه چیز برگشتناپذیر میشود.
انتخاب بین ترس از جنگ و آمادگی برای جنگ امروز دیگر در منطقه ما معنای عمیقتری دارد.
این بار، نه صرفا دو کشور، بلکه شبکهای از منافع، هراسها و فرصتها درگیرند و وضعیت بهطور دائمی تغییر میکند تا زمانی که همه چیز قدری آرام بهنظر برسد و ناگهان باز از کنترل خارج شود. چرخهای که دورهای آخرش را میزند.
در بازگویی رخدادهای جنگ ۱۲روزه، روایت رسمی جمهوری اسلامی از همان آغاز، یکجانبه بود؛ روایت ارتش درباره وقایع جنگ حذف شد و بازگویی جنگ بهطور عمده به فرماندهان سپاه واگذار شد.
حوزه هنری نیز بهتازگی سلسله مصاحبههایی درباره این جنگ را آغاز کرده و تاکنون ۱۱ قسمت از آن پخش شده است. در هیچیک از این قسمتها، حتی با یک فرمانده ارشد ارتش مصاحبه نشده است.
این پرسش مطرح است که چرا روایت ارتش از این جنگ پخش نمیشود و چرا اکثر سخنگویان، فرماندهان ارشد سپاهاند؟ چه نفعی در حذف روایت ارتش وجود دارد؟ آیا از این میترسند که سخنان ارتشیان روایت سپاه از جنگ را به چالش بکشد؟
اینکه تنها فرماندهان سپاه برای روایت جنگ ۱۲روزه فراخوانده شدهاند، این گمان را تقویت میکند که قصد دارند همان رویکردی را که پس از جنگ هشتساله ایران و عراق اتخاذ شد، تکرار کنند: ساختنِ روایتی یکطرفه و تحریفشده.
پس از پایان جنگ هشتساله نیز جریانهای مرتبط با سپاه و رسانههای حامی آن، چنان تاریخ جنگ را نوشتند و بازتعریف کردند که گویی ارتش در جنگ نقشی نداشته و همه جبهه و فرماندهی تحت سیطره سپاه بوده است.
بسیاری از سریالها و فیلمهای ساختهشده درباره جنگ، جنگ را چنان نشان دادند که گویی فرماندهی و حرکت اصلی فقط از سوی سپاه بود و ارتش نقش موثری نداشت.
واقعیت اما چیز دیگری است: چنین اتهامهایی به ارتش نادرست است. برخلاف تبلیغاتِ مخالفان ارتش که میگفتند در سالهای اول جنگ ارتش موفقیتی نداشت، این ارتش بود که بهموقع در برابر پیشروی نیروهای عراق ایستاد و مانع سقوط گسترده شهرهای خوزستان شد.
در نبردهای سرنوشتساز اطراف پل نادری در شمال خوزستان، همانجا که احتمال سقوط خوزستان میرفت، نشانی از حضور گسترده سپاه در آن مقطع دیده نمیشد؛ بلکه یگانهای نیروی زمینی ارتش و خلبانان پایگاه هوایی چهارم وحدتی بودند که توان دشمن را متوقف کردند.
در بازگوییهای بسیاری از دوره جنگ، به ارتش ظلم شده است، بهویژه درباره آن سال نخست که در فاصله نوزده ماه بین انقلاب ۱۳۵۷ و آغاز جنگ، رهبران انقلاب با اقدامات مختلفْ ارتش را تضعیف کردند.
پس از تضعیف ارتش، بسیاری از فرماندهان ارشد اعدام یا مجبور به بازنشستگی شدند، برخی افسران بهدلیل ترس از اعدام یا پیگرد از کشور رفتند، قراردادهای تسلیحاتی و معاهدههای دفاعی لغو شدند و اجازه مانور و آموزش به شکل قبلی داده نشد.
این در حالی بود که ارتش عراق از شوروی تسلیحات میخرید و مانورهای متعددی انجام میداد. نتیجه این تضعیفها وضعیت دشوار ارتش ایران در آغاز جنگ بود؛ با این حال، نیروهای ارتش بودند که اجازه ندادند دشمن بیش از آن پیشروی کند.
نمونههای بسیاری از این تضاد روایت را در تاریخ و رسانهها میتوان دید. حتی وقتی خبرگزاری ایرنا با دریادار حبیبالله سیاری، نفر سوم ارتش، مصاحبه کرد، بهدنبال فشارهایی از سوی سپاه و حاکمیت، اجازه پخش کامل آن داده نشد و تیزر و خلاصه مصاحبه هم سانسور شد.
این تجربه نشان میدهد که گرایش به حذف یا محو کردن روایتهای متفاوتِ ارتش سابقهدار است.
به نظر میرسد حالا هم نمیخواهند روایت ارتش از جنگ ۱۲روزه شنیده شود. از دید ارتش، سپاه خارج از قواعد و اصول جنگ عمل میکند و این شیوه میتواند به مردم و کشور آسیب بزند؛ احتمالا همین اختلاف دیدگاههاست که موجب میشود حکومت و رسانههای رسمی حاضر نشوند روایت فرماندهان ارتش را منتشر کنند.
از ۱۱ قسمت مصاحبه پخششده، در هشت قسمت با سرداران سپاه گفتوگو شده است. آنها در سخنانی یکدست و تکراری تلاش میکند روایت غالب را در غیاب روایت معارض تثبیت کنند.
تحسین و بزرگنمایی نقش خامنهای روایت تکراری همه این مصاحبههاست؛ گویی تلاش میشود تصویرِ غایب و مخفی شده رهبر در آن مقطع از حافظه جمعی پاک شود. تاکید آنها تضاد میان این تلاش با مشاهدات و تجربه عمومی مردم را برجسته میکند.
به نظر میرسد برخی از این مصاحبهها با هماهنگی و دستور نهادهای مرتبط انجام میشود تا با تکرار و یکسانسازی روایت، تصویر تاریخی مطلوب حاکمیت و خامنهای ثبت شود.
این روایتپردازی یکجانبه و تحریفشده، هرچند ممکن است برخی افراد و هواداران نظام را فریب دهد، اما بخش بزرگی از مردم با چشم خود دیدهاند که اوضاع چگونه بود. عموم مردم این روایتهای معوج را نمیپذیرند.
جمهوری اسلامی بهطور سازمان یافته و هدفمند درصدد تحریف تاریخ جنگ ۱۲روزه است. نباید در برابر این تحریف تاریخی سکوت کرد.