مدیر دفتر حفاظت منابع آب منطقهای تهران: سدهای پایتخت نصف سال گذشته آب دارند
با ادامه بحران آب و مدیریت ناکارآمد جمهوری اسلامی در حفظ منابع، مدیر دفتر حفاظت منابع آب منطقهای تهران اعلام کرد میزان ذخیره آب سدهای تهران نسبت به سال گذشته به نصف کاهش یافته است.
راما حبیبی، جمعه ۱۴ آذر، گفت: «پنج سد تامین کننده نیاز آبی تهران، ۱۷۰ میلیون متر مکعب آب دارند، در حالی که این رقم سال گذشته ۳۸۰ میلیون متر مکعب بوده است. این نشان میدهد [مجموع آب این سدها] نسبت به میانگین بلندمدت یک-سوم و نسبت به سال گذشته به نصف کاهش یافته است.»
معاون شرکت آب منطقهای تهران، میزان بارشها از ابتدای مهر تاکنون را ناچیز خواند و گفت: «میزان بارندگی امسال ۱.۹ میلیمتر بوده، در حالی که در مدت مشابه سال قبل ۴۸ میلیمتر و در میانگین بلندمدت ۷۵ میلیمتر بارندگی داشتهایم.»
او اضافه کرد: «میزان بارندگی نسبت به پارسال ۹۶ درصد و نسبت به بلندمدت ۹۷.۵ درصد کاهش داشته که بسیار چشمگیر بوده است.»
اعلام این آمارها در حالی است که مقامهای ارشد جمهوری اسلامی در روزهای گذشته ناچار به اذعان به ابعاد بحران آب در ایران شدهاند.
مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، ۱۳ آذر در یاسوج گفت: «در تهران زیر پای خود را خالی کردیم. آبها را کشیدیم و از رودخانهها بردیم. اکنون تهران و کرج و شهرهای اطراف با مشکل زیستمحیطی، کمبود آب و فرونشست زمین مواجه هستند و آینده خطرناکی در پیش داریم.»
عیسی بزرگزاده، سخنگوی صنعت آب کشور نیز ۱۲ آذر گفت: «حتی اگر زمستان پر بارشی داشته باشیم باز هم مجبوریم برای سال ۱۴۰۵ سناریوهای بدبینانه اجرا کنیم.»
حبیبی در بخش دیگری از صحبتهای خود، با اشاره به وضعیت منابع زیرزمینی گفت کسری سالانه مخازن آب زیرزمینی تهران حدود ۱۳۰ میلیون مترمکعب برآورد میشود: «در حال حاضر نزدیک به ۴۵ درصد آب شرب پایتخت از همین منابع زیرزمینی تامین میشود.»
به گفته او، هیچ یک از سدهای تهران هنوز بهطور کامل از مدار تامین خارج نشدهاند اما «برخی از سدها به حجم مرده رسیدهاند»؛ یعنی عملا امکان بهرهبرداری عادی از آنها وجود ندارد.
این مقام مسئول در ادامه بر اهمیت مصرف بهینه آب تاکید کرد و گفت که ضرورت صرفهجویی در مصرف آب برای شهروندان احساس میشود.
در ماههای گذشته و همزمان با تشدید بحران آب، مقامهای جمهوری اسلامی بارها تقصیر را متوجه مردم کردند و با دادن هشدار درباره کاهش ذخایر سدها، شهروندان را به «صرفهجویی» فراخواندند.
این در حالی است که آمار رسمی خود دولت نشان میدهد ریشه بحران بسیار عمیقتر از الگوی مصرف خانوارهاست.
گوگوش، خواننده سرشناس ایرانی، با اشاره به احتمال ادامه فعالیتهای هنری پس از پایان تور خداحافظی خود، گفت ترجیح میدهد بازگشت به صحنه و ادامه کار را به زمانی موکول کند که جمهوری اسلامی دیگر در ایران بر سر کار نباشد.
این خواننده در مصاحبهای با خبرگزاری آسوشیتدپرس که جمعه ۱۴ آذر منتشر شد، به پرسشهایی درباره آخرین تور هنری خود و همچنین انتشار کتاب خاطراتش با عنوان «گوگوش؛ صدای گناهآلود» پاسخ داد.
او در این گفتوگو از سیاستهای جمهوری اسلامی در چند دهه گذشته انتقاد کرد و گفت مردم ایران، بهویژه جوانان و زنان، برای دستیابی به «ابتداییترین حقوق» خود، از جمله حق انتخاب پوشش، آزادی در بیان هنری و برخورداری از یک زندگی عادی، در حال مبارزه هستند.
این خواننده افزود: «مردم کشور من برای فراهم کردن یک زندگی عادی برای خانوادههایشان در تلاش هستند. آنها برای دسترسی به آب سالم، هوای پاک و زمینی که بتوانند در آن زندگی کنند، مبارزه میکنند. جوانان ما بیآنکه طعم جوانی را بچشند، پیر شدند. مردم ما باید این چرخه دردناک را پایان دهند و آزادیهایی را به دست آورند که هر انسانی شایسته آن است.»
گوگوش همچنین احتمال بازگشت به صحنه پس از پایان تور خداحافظیاش را منتفی ندانست و ادامه داد: «بهمدت ۴۷ سال بر زندگی خود کنترل نداشتهایم. هرچه برنامهریزی کردیم، عملی نشد و هرچه اتفاق افتاد، برنامهریزی ما نبود. من هم استثنا نیستم. با این حال، ترجیح میدهم فعالیت هنریام را برای روزی بگذارم که جمهوری اسلامی دیگر در کشورم وجود نداشته باشد.»
گوگوش، با نام شناسنامهای فائقه آتشین، در سال ۱۳۲۹ در تهران متولد شد. او از دوران کودکی پا به دنیای هنر گذاشت و به یکی از محبوبترین خوانندگان تاریخ موسیقی ایران تبدیل شد.
آسوشیتدپرس در گزارش خود از گوگوش بهعنوان «معروفترین خواننده ایران» یاد کرد. او پس از انقلاب ۱۳۵۷ تحت فشار فزایندهای قرار گرفت و از فعالیت هنری منع شد.
گوگوش در نهایت در سال ۲۰۰۰ میلادی توانست ایران را ترک کند و فعالیت هنری خود را دور از وطن از سر بگیرد.
آسوشیتدپرس نوشت محافل تندرو اسلامی در ایران طی سالهای اخیر به حملات خود علیه گوگوش ادامه دادهاند؛ انتقاداتی که پس از انتشار ویدیوی آهنگ او در سال ۲۰۱۴ با محوریت عشق همجنسگرایانه شدت یافت.
این خبرگزاری با اشاره به کتاب جدید گوگوش افزود «صدای گناهآلود» روایتگر زندگی فردی است که سرنوشتش همزمان با تحولات سیاسی ایران در دوران معاصر و فراز و فرودهای زندگی شخصیاش رقم خورده است.
این کتاب با همکاری تارا دهلوی به زبان انگلیسی تهیه شده و هما سرشار آن را با عنوان «گوگوش، صدای قدغن»، به فارسی ترجمه کرده است.
گوگوش در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ بارها از معترضان در ایران حمایت کرد.
او مردادماه در پیامی ویدیویی به همایش «همکاری ملی برای نجات ایران» در شهر مونیخ آلمان گفت: «ایران زخم خورده است. باید این مادر زخمخورده را دوباره شاداب کنیم.»
رسانهها در ایران گزارش دادند سازمان بهزیستی و حوزههای علمیه کشور با هدف «تقویت همکاریهای علمی و فرهنگی در زمینه مشاوره و خدمات روانشناختی»، تفاهمنامهای به امضا رساندند.
این تفاهمنامه در جریان سفر جواد حسینی، رییس سازمان بهزیستی، به قم و دیدار او با علیرضا اعرافی، مدیر حوزههای علمیه کشور، منعقد شد.
حسینی در سخنانی در قم گفت: «روانشناسی بهشدت حوزوی، جغرافیایی و بومی است. به همین دلیل، بهشدت به فرهنگ دینی مردم ایران وابسته است. حرکت حوزه علمیه به این سمت ما را خوشحال میکند و نشان از توجه ویژه به نیازهای جامعه دارد.»
او ابراز امیدواری کرد تفاهمنامه سازمان بهزیستی و حوزه علمیه «نقطه شروعی برای ارائه خدمات موثر و اثربخش در حوزه سلامت روان کشور باشد».
حسینی افزود سازمان بهزیستی بهویژه در زمینههایی مانند «فقه اوتیسم، فقه معلولان و روشهای برخورد با فرزندان در مراکز شبهخانواده»، نیازمند دستورالعملهای دقیق و محتوای مشاورهای مبتنی بر «فرهنگ دینی» است.
۱۵ آبان، مهدی رجایینیا، مسئول مرکز ارتباطات حوزه و نظام حوزههای علمیه، خبر داد تاکنون بیش از ۱۳۰ تفاهمنامه همکاری میان مرکز مدیریت حوزههای علمیه و سازمانهای مختلف کشوری به امضا رسیده است.
از جمله این موارد میتوان به تفاهمنامه با سازمان انرژی اتمی در اردیبهشت ۱۴۰۳ با هدف «همفکری و همافزایی»، تفاهمنامه با وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در خرداد ۱۴۰۱ با محوریت «سلامت معنوی و جمعیت» و تفاهمنامه با سازمان مدیریت بحران در آبان ۱۳۸۹ برای «کاهش بلایای طبیعی» اشاره کرد.
پیشتر و در سال ۱۴۰۱، رضا پورحسین، رییس دانشکده روانشناسی دانشگاه تهران، طرح مجلس شورای اسلامی برای واگذاری صدور مجوز فعالیت مشاوره و روانشناسی به حوزههای علمیه را «غیرمنطقی و ناپخته» توصیف کرده بود.
رییس سازمان بهزیستی در ادامه سخنان خود در قم گفت این نهاد در چارچوب «طرح سلام» که هدف آن «ایجاد سلامت اجتماعی محلهمحور» است، از طلاب حوزه علمیه برای «ارائه خدمات مشاورهای و اجتماعی» استفاده خواهد کرد تا «همکاریهای بیشتری در سطح جامعه شکل گیرد».
حسینی همچنین افزود در جامعه امروز «مدل کسالت فراگیر» و «نشاط غیرواقعی» حاکم شده، به گونهای که در زندگی فردی در ایران «هیجانات شاد» غلبه دارد، اما در روابط اجتماعی، «هیجانات غمگین» در ساختارهای اجتماعی نهادینه شده است.
رییس حوزههای علمیه نیز در این دیدار تاکید کرد: «دین و علم باید در کنار هم باشند و در این راستا از منظر اسلامی به روانشناسی و مشاوره نگاه کنیم. در حوزه مشاوره اسلامی باید به نظام مشاورهای مبتنی بر آموزههای قرآن و فلسفه اسلامی توجه کنیم و برای طراحی یک منظومه جامع در این زمینه گام برداریم.»
اعرافی از برنامه پنج ساله مشترک حوزه علمیه و سازمان بهزیستی خبر داد و اضافه کرد این طرح میتواند «به شکلی ملموس و عملی به تحول در خدمات مشاوره و سلامت روان» بینجامد.
خبرگزاری ایلنا ۱۳ آذر گزارش داد مراکز «مشاوره اسلامی سماح» وابسته به حوزههای علمیه در پنج سال گذشته از ۱۵ به ۳۰ مرکز افزایش یافتهاند و بهزودی ۱۵ مرکز دیگر نیز افتتاح خواهند شد.
بر اساس این گزارش، در سال ۱۴۰۳ در مجموع ۵۳ هزار و ۲۸۴ نفر در این مراکز «جلسه مشاوره» داشتهاند که بیشترین مراجعات مربوط به حوزه خانواده با ۱۳ هزار و ۶۹۴ نفر و حوزه روانشناسی با ۱۳ هزار و ۵۸۰ نفر بوده است.
امیرحسین مرادی و علی یونسی، دانشجویان محبوس در زندانهای اوین و قزلحصار، در یادداشتهایی در آستانه روز دانشجو، با اشاره به اعدامها، فقر و استبداد حاکم بر ایران، بر ضرورت «شکستن سکوت، مبارزه نسل جوان برای آزادی و نقش دانشگاه بهعنوان قلب تپنده اعتراض برابر استبداد» تاکید کردند.
آنها در این یادداشتها که جمعه ۱۴ آذر منتشر شد، ۱۶ آذر را «نماد عهد میان نسلهای ایستاده علیه استبداد» و نشانه تداوم «مبارزه برای آزادی» خواندند و گفتند دانشگاه، با وجود سرکوب و زندان، همچنان «قلب تپنده این راه و سرچشمه امید به بهار آزادی» در ایران است.
با ياد یاران دبستانی
مرادی نوشته خود را با یاد «یاران دبستانی»، احسان فریدی و احمد بالدی، آغاز کرد و سرنوشت این دو دانشجو را نمادی از تداوم سرکوب جنبش دانشجویی دانست؛ از خطر اعدام برای فریدی تا مرگ بالدی که در اعتراض به فشار اقتصادی و تخریب محل کار خانوادهاش دست به خودسوزی زد.
او با یادآوری گذشت ۷۲ سال از ۱۶ آذر ۱۳۳۲، از «حکومت اعدامی» نوشت که همچنان دانشجویان را هدف گرفته و در برابر بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی، به «اعدامهای فزاینده و قتلعامگونه» پناه برده است.
بهباور او، همکاری قوای سهگانه و اجرای دستور رهبر جمهوری اسلامی، این چرخه سرکوب را تثبیت کرده است.
مرادی سه راه پیش روی جامعه را برشمرد؛ انتظار مداخله خارجی، امید به اصلاح یا استحاله حکومت، و شکستن سکوت و بیعملی.
او دو راه اول را بنبست دانست و تاکید کرد که «دموکراسی از آسمان نازل نمیشود» و تنها راه، تلاش جمعی برای تغییر است؛ تلاشی که نقش اصلی آن بر دوش جوانان و دانشجویان است.
او با اشاره به نقش دانشگاه در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، دانشگاه را ظرفیت اصلی مقابله با استبداد خواند و خطاب به دانشجویان نوشت: «فریادهای شما پاسخ این رنج بیپایان است! در زمستان وطن عزم بهار باید کرد! ۱۶ آذر عهدنامهای میان نسلهای ایستاده علیه استبداد در راه آزادی است و باید بر این عهد پای فشرد و تاریکی را عقب زد.»
مبارزه براى آزادى
یونسی یادداشت خود را با تصویر آغاز زمستان و تقویمی که پاییز را پشت سر میگذارد شروع کرد و نوشت هرچند پشت میلههای زندان قرار است «همیشه زمستان باشد» اما این زمستان لزوما به معنای یاس نیست.
او که بیش از دو هزار روز است بهدلیل زندانی بودن از دانشگاه و رویاهای علمی خود دور مانده، نوشت که در این دوران به «درسهای زندان و زندانیان مقاوم» چشم دوخته است.
این دانشجوی زندانی این پرسش را طرح کرد که چگونه میتوان در «زمستانیترین جغرافیا» مغلوب سرما نشد و تاکید کرد این پرسش فقط برای زندانیان نیست، چرا که حکومتهای دیکتاتوری «زندانهایی به وسعت کشور» میسازند.
او هشدار داد فراموش کردن آزادی و امید بستن به قدرتهای خارجی برای آوردن «زندانبان بهتر»، نوعی «تحقیر اراده انسان» است.
یونسی نوشت: «مبارزه، همان رهایی انسان مبارز، همان آتش سوزان تاریخ و همان گوهر استثنایی تاریخ معاصر ایران در منطقهای پر از استبداد است. مبارزه همان چیزی است که نگذاشته است در زمستان استبداد و در پشت میلههای زندان، سرما چیره شود.»
او دانشگاه را «قلب تپنده مسیر پررنج آگاهی منتج به مبارزه» خواند و نوشت: «مشعل این مسیر در پیکر سوخته بالدی علیه فقر و ستم و ایستادگی فریدی زیر طناب مرگ، همچنان میدرخشد.»
این دانشجوی زندانی خطاب به «یاران نادیده» خود در دانشگاه نوشت قلبهای آنها منبع اراده این مسئولیت تاریخی است و از آنها خواست «این آینهها» را روبهروی هم بگذارند تا از اراده تغییر، «توفانی از شورش و عصیان» برخیزد؛ پیامی که بهگفته او از روز دانشجو و خون «سه یار دبستانی»، همچنان میدرخشد و نوید «بهار آزادی و آبادی ایران» است.
یونسی، دارنده مدال طلای المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک ۲۰۱۸ و مرادی، برنده مدال نقره المپیاد نجوم ایران در سال ۲۰۱۷، هر دو دانشجوی دانشگاه صنعتی شریفاند.
آنها سال ۱۳۹۹ و در ۱۹ سالگی بازداشت و حدود دو سال بعد در دادگاه انقلاب هر یک به ۱۶ سال زندان محکوم شدند و میزان حبس قابل اجرایشان اسفند ۱۴۰۳ به شش سال و هشت ماه کاهش یافت.
با این حال، دستگاه قضایی پروندههای تازهای علیه آنها گشود و ۱۸ مرداد، شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب این دو دانشجو را به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۱۵ ماه حبس محکوم کرد و یونسی در پروندهای جداگانه نیز به اتهام «تایید و تقویت اسرائیل» به پنج سال زندان در کرمان محکوم شد.
در پی گفتوگوهای مایکل جی. ریگاس، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، و فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق، واشینگتن بار دیگر بر لزوم برچیدن شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در عراق تاکید کرد. آمریکا این گفتوگوها را سازنده خوانده است.
حساب فارسی وزارت امور خارجه آمریکا با انتشار تصاویری از این دیدار، به اظهارات پیشین مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، اشاره کرد و نوشت آمریکا «همچنان با صراحت درباره ضرورت برچیدن شبهنظامیان مورد حمایت ایران که حاکمیت عراق را تضعیف میکنند، آمریکاییها و عراقیها را تهدید میکنند و منابع عراق را برای ایران غارت میکنند، سخن خواهد گفت.»
این مواضع در شرایطی تکرار میشود که تحولات سیاسی عراق و نگرانیهای امنیتی منطقهای، پیامدهای مهمی برای آینده دولت بغداد و موازنه قدرت در خاورمیانه دارد. چند هفته پیش، در ۲۰ آبان، انتخابات پارلمانی عراق برگزار شد اما هنوز گروههای مختلف برای انتخاب دولت آینده به جمعبندی نرسیدهاند.
پنجم آذر ماه سال جاری، یکی از رهبران عضو ائتلاف «چارچوب هماهنگی» نیروهای شیعی در عراق به ایراناینترنشنال گفت ادامه اختلافات در این ائتلاف و تلاش شماری از جریانهای عضو آن برای گسترش نفوذ بر دیگر جریانهای سیاسی ائتلاف، موجب شده رایزنیها برای تشکیل دولت جدید و تعیین نخستوزیر تاکنون بینتیجه بماند.
رحیم العبودی، از رهبران جریان حکمت ملی به رهبری عمار الحکیم و عضو چارچوب هماهنگی، در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره روند گفتگوها برای تشکیل دولت تازه عراق گفته بود: «در حال حاضر، برخی از گروههای حاضر در چارچوب هماهنگی در تلاش هستند با گسترش نفوذ خود بر دیگر جریانهای عضو ائتلاف بهطور مستقل با نیروهای کُرد و سنی به توافق و تفاهم برسند.»
هشدار آمریکا به بغداد درباره حضور شبهنظامیان در دولت آینده
پیش از آن نیز در ۲۵ آبان ماه، یک منبع در اقلیم کردستان عراق به ایراناینترنشنال گفته بود واشینگتن بهصراحت به بغداد هشدار داده که در صورت واگذاری هر وزارتخانهای به گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی در دولت آینده عراق، آمریکا چنین دولتی را به رسمیت نخواهد شناخت.
این منبع در توضیح فضای سیاسی کنونی در عراق افزود که گروههای شیعه و کرد بر سر حفظ سمت ریاستجمهوری برای کردها توافق دارند و تهران نیز با این موضوع مخالفتی ندارد. اما احتمال انتخاب یک چهره سنی برای نخستوزیری نگرانیهایی را در تهران ایجاد کرده است.
بهگفته او، همه گروههای شیعی مخالف نخستوزیری دوباره محمد شیاع السودانی هستند، اما مارک سافایا، نماینده رییسجمهوری آمریکا در امور عراق، «رابطهای شخصی» با السودانی دارد و ممکن است در فرآیند تصمیمگیری نقشآفرینی کند.
این منبع تاکید کرد که برخلاف دورههای پیشین، جمهوری اسلامی در تعیین نخستوزیر آینده عراق نفوذ سابق را ندارد و اینبار آمریکا و کشورهای اروپایی با جدیت بیشتری در این روند وارد شدهاند.
حمایت آمریکا از تقویت حاکمیت عراق و مقابله با نفوذ خارجی
مارک سافایا چند روز پیشتر در بیانیهای اعلام کرده بود واشینگتن از تلاشهای بغداد برای مقابله با نفوذ خارجی، از جمله نفوذ تهران و گروههای نیابتیاش، حمایت میکند.
او بر ضرورت پایان دادن به فعالیت گروههای مسلح خارج از ساختار دولت عراق تاکید کرد و گفته بود: «عراق باید تمامی سلاحها را تحت کنترل دولت مشروع درآورد و نیروهای امنیتی خود را تحت فرمان واحد سامان دهد.»
نگرانی اسرائیل از گسترش فعالیت شبهنظامیان وابسته به ایران در عراق
در همین حال، گزارشهای متعددی از رسانههای اسرائیلی از افزایش نگرانی اورشلیم درباره گسترش فعالیت شبهنظامیان وابسته به تهران در عراق حکایت دارد.
وبسایت والا به نقل از منابعی در ارتش اسرائیل گزارش داده بود که ارتش و موساد در حال آمادهسازی برای مقابله با «تهدید فزاینده» این گروهها هستند.
روزنامه اورشلیمپست نیز نوشته بود ایران با تقویت زیرساختهای نظامی و گروههای وابسته در عراق تلاش میکند موقعیتی ایجاد کند که در «روز فرمان»، اسرائیل را از طریق حملات موشکی، پهپادی و حتی عملیات زمینی غافلگیر کند.
به نوشته این روزنامه، بر اساس ارزیابیهای امنیتی، احتمال دارد حمله بالقوه از خاک عراق، با شلیک موشک و پهپاد آغاز شود؛ مشابه الگویی که در جنگ اسرائیل و حماس علیه جبهه داخلی اسرائیل مشاهده شد. سناریوی دوم نیز شامل عملیات زمینی است که از عراق آغاز شود و از سوریه عبور کرده و تا مرزهای اسرائیل و اردن پیشروی کند.
اورشلیمپست یادآوری کرده بود که اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه مراکز لجستیکی مرزی ایران و عراق را که توسط گروههای مورد حمایت تهران استفاده میشد، هدف قرار داده بود.
منابع اسرائیلی همچنین گفتهاند پیامهای تند هشدارآمیز از کانالهای مختلف، از جمله از طریق آمریکا، به دولت عراق منتقل شده است.
تغییر مسیر نفوذ تهران و افزایش تسلیح گروههای عراقی رادیو ملی اسرائیل نیز گزارش داده بود که جمهوری اسلامی در حال انتقال تمرکز نفوذ نظامی خود به عراق است، آن هم پس از ضرباتی که گروههای همسو با تهران در لبنان، سوریه و غزه دریافت کردند.
بهگفته منابع عراقی، تهران حمایت از شبهنظامیان عراقی را افزایش داده و بیشتر بر ارسال سلاحهای پیشرفته و آموزش نیروهای نیابتی برای مقابله احتمالی با اسرائیل تمرکز کرده است.
دیدار ریگاس و حسین و تاکید مجدد آمریکا بر ضرورت برچیدن شبهنظامیان وابسته به حکومت ایران، تنها بخشی از رویکرد فعلی در سیاست منطقهای واشینگتن و تحولات داخلی عراق است. گزارشهای متعدد حاکی از آن است که نهتنها آینده سیاسی بغداد، بلکه امنیت منطقه و بهویژه وضعیت تنش میان حکومت ایران و اسرائیل، بیش از گذشته به نقش و جایگاه گروههای مسلح عراقی گره خورده است.
شماری از متخصصان آموزش و سلامت در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفتند برخی از جوانان ایرانی که از کمبود امکانات و خدمات مناسب در ساختار حکومت دینی جمهوری اسلامی سرخورده شدهاند، بیش از پیش به نوشیدنی دستسازی با نام «لین» روی آوردهاند که حاوی کدئین است.
لین ترکیبی است که از مخلوط کردن شربتهای سرفه حاوی کدئین با نوشیدنیهای شیرین بهدست میآید. نام لین به اثر خوابآور و آرامبخش کدئین اشاره دارد که میتواند مصرفکننده را بیتعادل کند یا او را به لمدادن وادارد.
رواج نوشیدنی کدئینی در میان جوانان
ترکیب این نوشیدنی دستساز حاوی کدئین، سالها پیش در برخی فرهنگهای هیپهاپ آمریکا محبوب شده بود، اما اکنون در ایران نیز بهسبب در دسترس بودن مواد اولیه آن، مصرفکنندگان بیشتری پیدا کرده است. برخی نسخههای خارجی آن به «نوشیدنی بنفش» معروفاند، اما ترکیبهای داخلی بسته به نوع دارو رنگهای متفاوتی دارند.
کارشناسان میگویند در ایران این محصول بهدلیل وجود شربتهای کدئیندار در اغلب خانهها و فروش آزاد و بدون نسخه داروهای پایه، بهسرعت در میان نوجوانان و جوانان ۱۳ تا ۲۸ ساله شایع شده است.
راه فراری از ملال و فشارهای مدرسه
یک مشاور مدرسه که بهدلیل نگرانیهای امنیتی نخواست نامش فاش شود، مصرف لین را ابتدا در پارکها و حیاط مدرسهها مشاهده کرده است؛ جایی که نوجوانان پس از ساعتها حضور در کلاسهایی مملو از محتوای ایدئولوژیک و دروس حفظ کردنی، گردهم میآیند.
او گفت دانشآموزان دنبال «چیزی برای شکستن یکنواختی» هستند؛ زیرا نه در مدرسه و نه در شهر فضایی برای تفریح واقعی و بیدغدغه وجود ندارد.
به گفته او، «وقتی تفریح محدود، انتخاب فرهنگی ناچیز و حتی دسترسی به یک آبجو ساده جرمانگاری شده باشد، جوانها خودشان جایگزینها را میسازند.»
این مشاور هشدار داد که لین بهشدت اعتیادآور است و باعث خوابآلودگی، سرخوشی، تهوع، سرگیجه، اختلال بینایی و حتی توهم میشود. ترکیب آن با الکل یا آرامبخشها میتواند به افت شدید سطح اکسیژن، کما یا مرگ منجر شود.
متخصصان سلامت میگویند دلیل گسترش آرام و بیسر و صدای این نوشیدنی، نبود یک سیستم یکپارچه نظارت بر فروش داروهای بدون نسخه در ایران است. شربتهای کدئیندار بهطور گسترده در داروخانهها عرضه میشوند، و چارچوب نظارتی پراکنده موجود، الگوهای خرید غیرمعمول یا سوءمصرف در میان جوانان را شناسایی نمیکند.
یک داروساز تهرانی به نام امید گفت: «وقتی نظارت پایدار نیست و داروخانهها ابزار مشترک پایش ندارند، نوجوانان میتوانند مواد لازم را بدون جلب توجه تهیه کنند. دارو تقریبا در هر خانهای هست و هیچکس سازوکار پیشگیری از سوءاستفاده [از چنین مواردی] را ایجاد نکرده است.»
او افزود اولویتهای دولت سالها روی برخورد تنبیهی با الکل متمرکز بوده، نه اصلاح زنجیره تأمین دارویی.
کاستیهای نظام آموزشی و رهاشدن خانوادهها
مشاور مدرسه در بخشی از گفتوگویش تاکید کرد که دانشآموزان تقریبا هیچ آموزش سازمانیافتهای درباره خطرات سوءمصرف دارو دریافت نمیکنند، زیرا برنامه درسی مدارس مملو از محتوای ایدئولوژیک شده است. والدین نیز، بهگفته او، تقریبا هیچ راهنمایی از مدرسه درباره نیازهای نسلزد و فشارهای وارد بر آنها دریافت نمیکنند: «خانوادهها رها شدهاند تا حدس بزنند چه بر سر فرزندانشان میآید.»
به گفته او «بهجای آنکه والدین را به ابزار و آگاهی لازم مجهز کنند، برنامههای درسی بر پیامهایی متمرکز است که با واقعیت زندگی جوانان فاصله دارد.»
او افزود بسیاری از نوجوانان میگویند که با محتوای درسی مدرسه احساس بیگانگی میکنند و برای «شکستن چرخه» فشاری که نمیتوانند آشکارا بیانش کنند، به آیینهای پنهانی و نوشیدنیهایی مانند این ترکیب رو میآورند.
جمعبندی دو کارشناس
دو کارشناس آموزش و سلامت در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کردند که شیوع لین میان جوانان ۱۳ تا ۲۸ ساله نتیجه مجموعهای از سیاستهای محدودکننده است: آزادیهای اجتماعی اندک، محتوای آموزشی بیروح، جرمانگاری تفریح معمول، نظارت ناکافی بر داروها و حمایت ناچیز از والدین.
به گفته آنها، «اگر جوانان ایرانی فضاهای فرهنگی جذاب، مدرسهای متعادل و امکان تفریح واقعی داشتند، این نوشیدنی هرگز به یک الگوی رفتاری تبدیل نمیشد.»