رویترز: بهرهبرداری سریع از ذخایر نفتی ونزوئلا بعید است
رویترز در گزارشی تحلیلی نوشت که حتی در صورت ورود میلیاردها دلار سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا به ونزوئلا، افزایش معنادار تولید نفت این کشور در کوتاهمدت بعید است و تحقق آن سالها زمان خواهد برد.
به گزارش رویترز، با وجود وعدههای دونالد ترامپ برای جذب سرمایهگذاری خارجی پس از بازداشت نیکلاس مادورو، تحلیلگران معتقدند ونزوئلا بهدلیل بیثباتی سیاسی، زیرساختهای فرسوده، نگرانیهای امنیتی و تداوم تحریمها، در سالهای پیشرو افزایش قابل توجهی در تولید نفت نخواهد داشت. این کشور اگرچه بزرگترین ذخایر برآوردی نفت جهان را در اختیار دارد، اما تولید آن طی دهههای اخیر بهواسطه سوءمدیریت و کاهش سرمایهگذاری خارجی بهشدت افت کرده است.
رویترز مینویسد ملیکردن صنعت نفت در دهههای گذشته و انتقال اجباری پروژهها به مشارکتهای تحت کنترل شرکت دولتی پیدیویاسای باعث خروج یا کاهش حضور بسیاری از شرکتهای خارجی از جمله اکسون موبیل و کونوکو فیلیپس شد.
تحلیلگران تاکید میکنند شرکتهای آمریکایی تا زمانی که از امنیت، دریافت مطالبات خود و رفع تحریمها اطمینان نیابند، تمایلی به بازگشت نخواهند داشت و ونزوئلا نیز ناچار به اصلاح چارچوبهای قانونی برای جذب سرمایهگذاری گستردهتر است.
بر اساس این گزارش، «شوران» تنها شرکت بزرگ آمریکایی است که هماکنون در ونزوئلا فعالیت میکند و روزانه حدود ۱۵۰ هزار بشکه نفت به ساحل خلیج آمریکا صادر میکند. سایر شرکتها، از جمله کونوکو فیلیپس و اکسون، تحولات سیاسی و چارچوب قراردادها را زیر نظر دارند. کارشناسان میگویند حتی در خوشبینانهترین سناریو و در صورت گذار سیاسی کمتنش، افزایش محسوس تولید نفت ونزوئلا زودتر از پنج تا هفت سال آینده محتمل نیست.
رویترز در پایان اشاره میکند که تجربههای پیشین مداخلات آمریکا در کشورهای نفتخیز نشان داده است چنین اقداماتی لزوماً به منافع فوری برای شرکتهای آمریکایی منجر نمیشود و در حال حاضر نیز تحولات ونزوئلا تأثیر قابل توجهی بر قیمت جهانی نفت یا بازار سوخت آمریکا نداشته است.
حملات بامداد شنبه ۱۳ دی آمریکا به ونزوئلا که با گزارش انفجارها و دود در کاراکاس آغاز شد، ساعاتی بعد با اعلام خبری از سوی ترامپ درباره بازداشت مادورو و همسرش و انتشار کیفرخواست تازه علیه آنها در آمریکا، وارد مرحله تازهای شد و موجی از واکنشها را در منطقه و جهان برانگیخت.
کشته شدن قاسم سلیمانی در دیماه ۱۳۹۸ فقط حذف فیزیکی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران نبود؛ این رویداد، ضربهای ساختاری به مهمترین بازوی برونمرزی جمهوری اسلامی وارد کرد.
اگرچه علی خامنهای بلافاصله اسماعیل قاآنی را به فرماندهی نیروی قدس منصوب کرد و در حکم خود تاکید کرد که «برنامه آن نیرو عینا همان برنامه دوران فرماندهی سلیمانی است»، اما تحولات شش سال گذشته نشان داد که نیروی قدس بدون سلیمانی، همان نیروی قدس سابق نیست و بهشدت تضعیف شده و شکست خورده، فرماندهان ارشد آن کشته شده، گروههای نیابتی تحت نظر آن بهشدت تضعیف شدهاند، رهبران و فرماندهان اصلی آنها نیز کشته شده و با شکست و تضعیف نیروی قدس، کلیت سپاه پاسداران نیز تضعیف شده و با تضعیف سپاه، کلیت جمهوری اسلامی در داخل و خارج از ایران تضعیف شده و این باعث به خطر افتادن بقای نظام شده که حالا با قیام مردم و خطر حمله اسرائیل روبهرو است.
نیروی قدس در دوران قاسم سلیمانی نه صرفا یک سازمان نظامی، بلکه شبکهای شخصیسازیشده از روابط، نفوذ، و تصمیمگیری بود. سلیمانی با برخورداری از رابطه مستقیم و ویژه با رهبر جمهوری اسلامی، عملا نیروی قدس را به نهادی نیمهمستقل در دل سپاه تبدیل کرده بود. سیستم «هر کشور، یک پرونده، یک فرمانده» که در دوره او شکل گرفت، زمانی موثر بود که خود سلیمانی در راس هرم، هماهنگکننده نهایی و داور اختلافها بود.
با حذف او، این مدل فرماندهی دچار بحران شد: نه قاآنی توانست نقش «فرماندهی میدانی» را بازی کند و نه ساختار نیروی قدس به اندازهای نهادمند بود که بدون سلیمانی همان کارایی را حفظ کند.
اسماعیل قاآنی اگرچه از نظر سابقه، یکی از قدیمیترین فرماندهان نیروی قدس است و بیش از یک دهه جانشین سلیمانی بوده، اما تفاوت او با سلیمانی بنیادین است. قاآنی نه نفوذ شخصی سلیمانی را در میان گروههای نیابتی دارد، نه اعتبار بیواسطه او نزد خامنهای را.
نتیجه این ضعف، کاهش انسجام شبکه نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه بوده است؛ شبکهای که در غیاب سلیمانی به مجموعهای از بازیگران پراکنده، بعضاً نافرمان و پرهزینه تبدیل شده است.
پس از کشته شدن سلیمانی، جمهوری اسلامی با مجموعهای از شکستها و عقبنشینیها مواجه شده که پیشتر سابقه نداشت:
عراق: نفوذ سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی تضعیف شد، و دولتهای بغداد فاصله محتاطانهتری با تهران گرفتند. حذف ابومهدی المهندس، بازوی کلیدی سلیمانی در عراق، خلأیی بود که هرگز پر نشد.
سوریه: اسرائیل با شدت و فرکانس بیسابقهای مواضع نیروی قدس و شبهنظامیان وابسته به ایران را هدف قرار داد؛ حملاتی که اغلب بدون پاسخ مؤثر باقی ماندند و با سقوط اسد، نیروی قدس و سپاه و جمهوری اسلامی از سوریه تقریباً اخراج شدند و نفوذ ۴۰ساله از دست رفت.
لبنان: حزبالله، مهمترین متحد منطقهای جمهوری اسلامی بعد از شکست سنگین از اسرائیل و کشته شدن حسن نصرالله، دبیرکلش، و چهرههای کلیدی سیاسی و نظامیاش، بیش از هر زمان دیگر درگیر بحران داخلی، فشار اقتصادی و فرسایش مشروعیت شده و نقش منطقهایاش محدودتر شده است.
غزه: اگرچه جمهوری اسلامی همچنان از گروههایی چون حماس و جهاد اسلامی حمایت میکند، اما توان هدایت و کنترل میدانی آن بهوضوح کاهش یافته و حماس و جهاد اسلامی در غزه بهشدت از اسرائیل شکست خوردهاند و چهرههای کلیدی سیاسی و نظامی آن مثل اسماعیل هنیه و یحیی سنوار و محمد ضیف کشته شدهاند.
از این گروههای نیابتی خود جمهوری اسلامی برای نخستین بار، بهطور مستقیم هدف حملات اسرائیل و آمریکا قرار گرفت؛ رخدادی که نشاندهنده کاهش قدرت بازدارندگی نیروی قدس است.
از «محور مقاومت» تا محور فرسایش
آنچه در دوره سلیمانی بهعنوان «محور مقاومت» تبلیغ میشد، پس از مرگ او بیش از آنکه یک محور منسجم باشد، به محور فرسایش منابع، اعتبار و امنیت جمهوری اسلامی تبدیل شده است. نیروی قدس که قرار بود ستون قدرت نظامی–امنیتی جمهوری اسلامی در منطقه باشد، اکنون خود به نقطه آسیبپذیر نظام تبدیل شده است.
قاآنی و تیم او با شکستهایی که از اسرائیل و آمریکا متحمل شدند و با محدودیت منابع و افزایش نارضایتی داخلی در کشورهای میزبان گروههای نیابتی، عملاً در موضع دفاعی قرار گرفتهاند.
کشته شدن قاسم سلیمانی را میتوان پایان یک دوره از سیاست منطقهای جمهوری اسلامی دانست؛ دورهای که در آن، یک فرمانده با اتکا به روابط شخصی و حمایت مطلق خامنهای و درآمدهای نفتی بسیار، از جمله در دوره احمدینژاد، توانسته بود ضعفهای ساختاری نظام را پنهان کند.
نیروی قدس پس از سلیمانی بهوضوح ضعیفتر و کماثرتر شده است. شکستهای پیدرپی جمهوری اسلامی در غزه، عراق، لبنان، یمن، سوریه و حتی در داخل مرزهای جمهوری اسلامی، نشانههای یک واقعیت روشناند:
نیروی قدس، سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی بهشدت تضعیف شدهاند. حالا با قیام گسترده مردم، بقای حکومت هم بهشدت به خطر افتاده است و خطر حمله مجدد اسرائیل بقای حکومت و جان خامنه ای و بقیه مقامات ارشد و فرماندهان سپاه را تهدید میکند.
دستگیری نیکلاس مادورو با مداخله مستقیم آمریکا در ونزوئلا، فراتر از آمریکای لاتین، بهسرعت به موضوعی برای تحلیلهای متفاوت در رسانههای بینالمللی تبدیل شد؛ این رسانهها از جمله این سوال را مطرح کردهاند که آیا آمریکا به سیاست تغییر رژیم در کشورهای دیگر بازگشته است؟
در برخی دیگر از تحلیلها، سقوط حکومت اقتدارگرای ونزوئلا روایت شده و در پی آن روند رخدادها و ریشههای آن واکاوی شده است که چه اتفاقی در ونزوئلا باعث دستگیری و در نتیجه سقوط حکومت اقتدارگرای مادورو شد؟
برخی رسانهها نیز پیامدهای سقوط دولت ونزوئلا را فراتر از کاراکاس، در سطح نظم بینالمللی و موازنههای ژئوپلیتیکی بررسی کردند.
مرور تحلیلهای منتشرشده در رسانههای بینالمللی نشان میدهد که اختلاف دیدگاهها نه بر سر این پرسش که «چه اتفاقی افتاد»، بلکه در پاسخ به این پرسش است که «این اتفاق چه معنایی دارد».
در یکسو، تحلیلهایی قرار دارند که اقدام ایلات متحده را ضروری ارزیابی کردهاند و در سوی دیگر، رسانههایی هستند که آن را نشانه تضعیف قواعد حقوق بینالملل و احیای سیاست «مداخلهگرایانه» ارزیابی کردند.
آمریکا هنوز هم آماده است از ابزار سخت استفاده کند
وبسایت یورونیوز انگلیسی، بدون تمرکز بر ابعاد نظامی عملیات، بر پیامدهای ژئوپلیتیکی سقوط مادورو تاکید دارد.
از نگاه این رسانه، حذف مادورو تنها به معنای تغییر قدرت در ونزوئلا نیست، بلکه میتواند به تضعیف شبکهای از روابط سیاسی و اقتصادی منجر شود که طی سالها میان کاراکاس و بازیگرانی چون جمهوری اسلامی، روسیه و چین شکل گرفته است.
یورونیوز نوشت ونزوئلا با رهبری مادورو برای تهران صرفا یک شریک اقتصادی نبود، بلکه بخشی از راهبرد «حضور نمادین و سیاسی» در آمریکای لاتین محسوب میشد.
از این جهت، دستگیری مادورو میتواند پیام غیرمستقیمی به سایر متحدان آمریکا ارسال کند مبنی بر اینکه واشینگتن همچنان آماده استفاده از ابزار سخت برای بازتعریف موازنههای منطقهای است.
از سوی دیگر، روزنامه بریتانیایی گاردین رویکردی انتقادیتر اتخاذ میکند. این روزنامه بریتانیایی در تحلیلهای خود، مداخله آمریکا در ونزوئلا را ادامه همان مسیری میداند که در دهههای گذشته با عنوان «تغییر رژیم» شناخته شده است.
به باور نویسندگان گاردین، حتی اگر مادورو رهبری اقتدارگرا و ناکارآمد تلقی شود، توسل به نیروی نظامی خارجی نهتنها مساله دموکراسی را حل نمیکند، بلکه خطر بیثباتی سیاسی و اجتماعی را افزایش میدهد.
این رسانه هشدار داد که تجربههای پیشین در آمریکای لاتین و خاورمیانه نشان داده است حذف ناگهانی راس قدرت، بدون سازوکار سیاسی داخلی، میتواند خلاء قدرت و درگیریهای جدید ایجاد کند. گاردین همچنین تاکید کرد که اقدام آمریکا میتواند به الگویی خطرناک تبدیل شود؛ الگویی که به سایر قدرتها اجازه میدهد با استناد به «تهدید امنیتی»، مداخله مشابهی را در مناطق دیگر توجیه کنند.
تلگراف، دیگر روزنامه بریتانیایی، با گرایش محافظهکارانه، تمرکز خود را بر ابعاد عملی و امنیتی عملیات آمریکا در ونزوئلا قرار داده است.
در تحلیل این روزنامه، دستگیری مادورو نشانهای از «قاطعیت» آمریکا در برابر رهبرانی است که از نظر واشینگتن تهدیدی برای امنیت منطقهای محسوب میشوند.
تلگراف در عین حال تاکید دارد که موفقیت در عملیات نظامی لزوما به معنای موفقیت سیاسی نیست. از نگاه این رسانه، چالش اصلی تازه پس از دستگیری مادورو آغاز میشود؛ جایی که آمریکا و متحدانش باید با مساله انتقال قدرت، بازسازی نهادها و جلوگیری از فروپاشی امنیت داخلی ونزوئلا روبهرو شوند.
در این چارچوب، تلگراف بیش از آنکه وارد بحث حقوق بینالملل شود، بر «هزینه و فایده» مداخله تمرکز دارد و میپرسد آیا آمریکا آمادگی پرداخت هزینههای بلندمدت چنین اقدامی را دارد یا نه.
بازتاب شکاف داخلی در آمریکا
تحلیل نیویورک تایمز بیش از آنکه بر خود ونزوئلا متمرکز باشد، بازتابدهنده شکافهای سیاسی در داخل آمریکا است. این روزنامه نشان میدهد که مداخله در ونزوئلا چگونه به موضوعی برای مناقشه میان جریانهای سیاسی تبدیل شد؛ جایی که حامیان ترامپ آن را نشانه رهبری قاطع میدانند و منتقدانش از خطر ماجراجویی نظامی سخن میگویند.
از منظر نیویورک تایمز، پرونده ونزوئلا نمونهای از این واقعیت است که سیاست خارجی آمریکا بهشدت تحت تاثیر قطببندی داخلی قرار گرفته و تصمیمهای کلان، بیش از گذشته، رنگ و بوی رقابتهای سیاسی داخلی به خود گرفتهاند.
اسرائیلهیوم، با تمرکز بر خاورمیانه، سقوط مادورو را از زاویه تاثیر آن بر موقعیت ایران تحلیل میکند.
در این روایت، ونزوئلای مادورو یکی از معدود متحدان ثابت تهران در نیمکره غربی بهشمار میرود که در آن حذف مادورو میتواند دامنه نفوذ جمهوری اسلامی در آمریکای لاتین را محدود کند.
این رسانه سقوط مادورو را بخشی از رقابت گستردهتر میان آمریکا و متحدانش با محورهایی میداند که از سوی واشینگتن بهعنوان «چالشگران نظم غربی» تعریف میشوند.
در این چارچوب، دستگیری مادورو نه صرفا یک اقدام منطقهای، بلکه حرکتی نمادین در یک رقابت ژئوپلیتیکی گستردهتر تلقی میشود.
اختلاف اصلی تحلیلها در کجاست؟
بررسی مجموع این دیدگاهها نشان میدهد اختلاف رسانههای غربی بر سه محور اصلی متمرکز است: نخست، مشروعیت؛ اینکه آیا آمریکا حق دارد بدون اجماع بینالمللی دست به چنین اقدامی بزند یا نه؟ دوم، کارآمدی؛ اینکه آیا حذف یک رهبر اقتدارگرا لزوما به بهبود وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور منجر میشود؟
سوم، پیامدهای بلندمدت؛ از بیثباتی منطقهای گرفته تا تاثیر بر نظم جهانی و روابط قدرتهای بزرگ.
دستگیری مادورو، از نگاه رسانههای غربی، بیش از آنکه یک پایان باشد، آغاز یک پرسش بزرگ است؛ آیا جهان به سمت عادیسازی مداخلات مستقیم قدرتهای بزرگ حرکت میکند یا این رویداد واکنشی استثنایی به شرایطی خاص است؟
آنچه در همه این تحلیلها مشترک به نظر میرسد، تاکید بر این واقعیت است که پیامدهای این تحول، محدود به مرزهای ونزوئلا نخواهد ماند.
روزنامه تلگراف در تحلیلی، نفوذ مخرب تهران را یکی از بزرگترین تهدیدها علیه امنیت جهانی و امنیت بریتانیا توصیف کرد و نوشت جمهوری اسلامی بهطور عامدانه نظم بینالمللی را تضعیف میکند، در حالی که همزمان مردم خود، بهویژه جوانان، زنان و دختران را بهطور بیرحمانه سرکوب میکند.
به نوشته تلگراف، تهران سالهاست به نیروهای نیابتی خود از جمله حماس، حزبالله و حوثیها سلاح، پول و آموزش داده و این گروهها را به بازوهای بیثباتکننده منطقهای تبدیل کرده است.
این گزارش تاکید کرد در برابر این تهدید دیرپا، دولت کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، از حمایت عملی از متحدان خود و اقدام قاطع علیه جمهوری اسلامی خودداری کرده و به صدور بیانیههای محکومیتآمیز بسنده کرده است.
تلگراف سکوت لندن در برابر سرکوب معترضان و بازداشت فعالان جوان در ایران را «شوکآور» خواند؛ بهویژه در شرایطی که تهران همزمان برنامه هستهای خود را دنبال میکند، تحریمها را دور میزند و از روسیه و چین برای بیثباتسازی نظم جهانی حمایت میکند.
این روزنامه نوشت حزب کارگر با بیتوجهی به دفاع و امنیت ملی، بریتانیا را آسیبپذیر کرده است.
در مقابل، محافظهکاران وعده دادهاند در کنار متحدان بایستند، تحریمها را تشدید کنند، سرکوب مردم ایران را صریحا محکوم کنند و توان نظامی و امنیتی بریتانیا را برای مقابله با تهدیدها تقویت کنند.
حملات بامدادی آمریکا به ونزوئلا که با گزارش انفجارها و دود در کاراکاس آغاز شد، ساعاتی بعد با اعلام خبری از سوی دونالد ترامپ درباره بازداشت نیکلاس مادورو و همسرش و انتشار کیفرخواست تازه علیه آنها در آمریکا، وارد مرحله تازهای شد و موجی از واکنشها را در منطقه و جهان برانگیخت.
آغاز ماجرا؛ انفجارها در کاراکاس
در دقایق آغازین بامداد شنبه ۱۳ دی، همزمان با شنیده شدن صدای چند انفجار در کاراکاس، سیبیاس نیوز بهنقل از مقامهای آمریکایی گزارش داد ترامپ دستور حمله به اهدافی در داخل ونزوئلا شامل تاسیسات نظامی را صادر کرد. رویترز نیز از شنیده شدن صداهای بلند، از جمله صدای چند هواپیما در پایتخت ونزوئلا خبر داد.
شاهدان گفتند دستکم یک ستون دود در آسمان کاراکاس دیده شد و بخش جنوبی شهر در نزدیکی یک پایگاه مهم نظامی با قطع برق مواجه شد.
جنیفر جیکوبز، خبرنگار سیبیاس، در ایکس نوشت مقامهای کاخ سفید از گزارشها درباره انفجارها و پرواز هواپیماها بر فراز کاراکاس آگاه هستند. فاکسنیوز هم به نقل از مقامهای آمریکایی اعلام کرد حملات نظامی ایالات متحده علیه ونزوئلا «در حال انجام» است.
وضعیت اضطراری در ونزوئلا و روایت دولت مادورو
پس از انتشار خبر انفجارها، حکومت ونزوئلا در بیانیهای هدف آمریکا را «تصاحب منابع نفت و مواد معدنی» این کشور دانست و اعلام کرد عملیات تنها به کاراکاس محدود نیست و ایالتهای میراندا، آراگوآ و لا گوایرا نیز هدف قرار گرفتند.
در ادامه، دولت مادورو در کشور وضعیت اضطراری اعلام کرد.
ساعاتی بعد، وزیر دفاع ونزوئلا نیز حمله آمریکا را «عملیات جنایتکارانه تغییر رژیم» خواند و گفت مقامهای این کشور در حال بررسی شمار کشتهها و زخمیهای غیرنظامی، بهویژه در پی حملات بالگردی به مناطق شهری، هستند.
گسترش عملیات
اداره هوانوردی آمریکا بامداد شنبه اعلام کرد همه هواپیماهای آمریکایی از پرواز در تمام ارتفاعات حریم هوایی ونزوئلا منع شدند و دلیل این تصمیم را «خطرات ایمنی پرواز ناشی از فعالیتهای نظامی جاری» عنوان کرد.
بر اساس اعلام این نهاد، ممنوعیت از طریق چهار اطلاعیه رسمی پرواز (NOTAM) حدود ساعت یک بامداد به وقت شرق آمریکا صادر شد و چهار منطقه پروازی سنخوان، پیارکو، مایکتیا و کوراسائو را در بر گرفت.
همزمان تصاویری از ستونهای دود در نزدیکی فرودگاه «لا کارلوتا» منتشر شد.
سیانان نیز با استناد به ویدیوهایی گزارش داد چند فروند بالگرد دوملخه ناشناس بر فراز کاراکاس مشاهده شدند؛ بالگردهایی که ارتش ونزوئلا بهطور شناختهشده در اختیار ندارد و عموما در اختیار ارتش آمریکا است.
افزایش حضور آمریکا در دریای کارائیب
پیشتر سیانان به زمینهچینی نظامی آمریکا برای حملبه به ونزوئلا پرداخته بود. این رسانه نوشت در ماههای گذشته واشینگتن هزاران نیرو و بیش از یکدوجین ناو جنگی را در دریای کارائیب مستقر کرده و بخشی از این آرایش در قالب عملیاتی با عنوان «نیزه جنوبی» به کار گرفته شده است؛ عملیاتی که هدف اعلامی آن جلوگیری از انتقال مواد مخدر به خاک آمریکا عنوان شد.
سیانان همچنین به استقرار یکی از بزرگترین گروههای ناو هواپیمابر آمریکا تا اواسط دسامبر و حضور یک گروه آبی–خاکی همراه با بیش از ۴۵۰۰ تفنگدار دریایی و ملوان اشاره کرد؛ مجموعهای که امکان اجرای عملیات گسترده دریایی و زمینی را فراهم میکند.
در ماههای گذشته، نیروهای آمریکایی عملیات متعددی در دریای کارائیب، علیه قاچاقچیان مواد مخدر، وابسته به حکومت ونزوئلا داشتند.
روابط نزدیک تهران و کاراکاس
حکومت ایران یکی از متحدان اصلی ونزوئلا به شمار میرود. ساعاتی پیش از حملات آمریکا به کاراکاس، حکومت ونزوئلا در بیانیهای از حکومت ایران در برابر شهروندان معترض حمایت کرد و خواستار «توقف مداخلات خارجی» در ایران شد.
در این بیانیه آمده است تلاشهایی برای «بیثباتسازی ایران از طریق پلتفرمهای دیجیتال و دامن زدن به تنشهای داخلی» در جریان است؛ رویکردی که به گفته حکومت ونزوئلا، در کنار «تحریمها و سایر اقدامات قهری یکجانبه» علیه جمهوری اسلامی قرار میگیرد.
مارکو روبیو ۲۸ آذر در اظهاراتی دولت مادورو را «نامشروع» خواند و گفت ونزوئلا با عناصری از جمله جمهوری اسلامی و حزبالله لبنان همکاری میکند.
در همین چارچوب، یائیر لاپید، رهبر مخالفان دولت اسرائیل، نوشت تهران باید با دقت به آنچه در ونزوئلا رخ داد توجه کند. اینتلیتایمز اسرائیل نیز نوشت مکانهای هدف قرار گرفته در ونزوئلا احتمالا کارخانههای تولید پهپاد یا موشک بوده که جمهوری اسلامی در این کشور ساخته است.
جمهوریاسلامی از سال ۲۰۰۰ تلاشهای گستردهای برای ایجاد خطوط تولید پهپاد در ونزوئلا شکل داده است.
ترامپ وارد میشود: مادورو و همسرش را گرفتیم!
حدود پنج ساعت پس از شروع حملات، ترامپ در تروثسوشال نوشت آمریکا «با موفقیت یک حمله گسترده» علیه ونزوئلا انجام داد و نوشت مادورو و همسرش بازداشت و از کشور خارج شدند.
با اینحال، وزیر دفاع ونزوئلا حضور نیروهای خارجی در این کشور را تکذیب کرد. صداوسیمای جمهوری اسلامی، در پخش زنده اعلام کرد «بسیار بعید» است ادعای ترامپ درباره بازداشت مادورو درست باشد.
پس از پست ترامپ، سیبیاس نیوز نیز گزارش داد مادورو در جریان عملیات نیروهای ویژه آمریکا بهدست نیروی دلتا بازداشت شده است.
کریستوفر لاندو، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، بازداشت مادورو را تایید کرد و گفت او بابت «جنایتهایش» با عدالت روبهرو خواهد شد.
پم باندی، دادستان کل آمریکا، نیز اعلام کرد مادورو «بهزودی در خاک آمریکا و در دادگاههای آمریکا» محاکمه خواهد شد.
دلسی رودریگز، معاون رییسجمهوری ونزوئلا، در پیامی گفت دولت هیچ اطلاعی از محل نگهداری مادورو و همسرش ندارد و از آمریکا خواست مدرکی دال بر زنده بودن آنها ارائه کند.
اسکاینیوز نیز به نقل از منابعی در میان مخالفان دولت ونزوئلا گزارش داد بازداشت مادورو «خروجی مذاکرهشده» بوده است.
وضعیت میدانی؛ «آسمان قرمز شد»
مقامهای ونزوئلایی اعلام کردند حمله آمریکا به کشته و زخمی شدن شماری نامعلوم از شهروندان منجر شد و گفتند ارزیابی دقیق تلفات ادامه دارد. یک شهروند ونزوئلایی در گفتوگو با سیانان از انفجارهای شدید خبر داد و گفت با انفجارهای پیاپی «آسمان کاملا قرمز شده بود.»
همزمان نیویورک تایمز به نقل از مشاهدات خبرنگار خود در کاراکاس نوشت گروههایی از افراد مسلحِ ظاهرا غیرنظامی در خیابانهای پایتخت دیده شدند و به حضور «کلکتیووها» اشاره کرد؛ گروههایی که دولت ونزوئلا در سالهای گذشته برای مقابله با اعتراضات خیابانی تشکیل داده است.
اختلاف بر سر مبنای حقوقی اقدام واشینگتن
سیانان گزارش داد کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا از احتمال حمله مطلع نشده بود. روبن گایگو، سناتور دموکرات آریزونا، حمله را «غیرقانونی» توصیف کرد و مایک لی، سناتور جمهوریخواه یوتا، مشروعیت حقوقی اقدام را زیر سوال برد و نوشت منتظر است بداند چه چیزی میتواند از نظر قانون اساسی آن را توجیه کند.
ساعاتی بعد، همین سناتور جمهوریخواه نوشت با مارکو روبیو گفتوگو کرده و روبیو به او گفته است مادورو برای رسیدگی به اتهامات کیفری در آمریکا بازداشت شده و اقدام نظامی همزمان، برای حفاظت از نیروهای مجری حکم بازداشت انجام شده است.
سیانان همچنین نوشت کاخ سفید پس از اجرای عملیات، رهبران کنگره را در جریان گذاشت و مبنای حقوقی را اختیارات رییسجمهور ذیل اصل دوم قانون اساسی آمریکا عنوان کرد.
در ادامه، پم باندی، دادستان کل آمریکا، اعلام کرد مادورو در دادگاههای آمریکا با «خشم عدالت» روبهرو خواهد شد و چند دقیقه پیش از آخرین بهروزرسانیها، وزارت دادگستری آمریکا از انتشار کیفرخواست جدیدی علیه مادورو و همسرش خبر داد.
پیام ترامپ پس از عملیات و اشاره به آینده سیاسی ونزوئلا
ترامپ در گفتوگو با فاکس گفت ایالات متحده «مشارکتی قوی» در صنعت نفت ونزوئلا خواهد داشت و تاکید کرد در عملیات «هیچ کشتهای از طرف ما» وجود نداشت.
او همچنین گفت مادورو و همسرش پس از دستگیری به نیویورک منتقل میشوند و افزود دستگیری را «مانند یک برنامه تلویزیونی» تماشا کرده است.
ترامپ درباره احتمال حمایت از ماریا کورینا ماچادو، چهره برجسته اپوزیسیون ونزوئلا و برنده جایزه صلح نوبل، گفت باید این موضوع بررسی شود.
روسیه و کوبا محکوم کردند
روسیه در بیانیهای حمله آمریکا را «اقدام تجاوزکارانه مسلحانه» خواند و خواستار «شفافسازی فوری» درباره سرنوشت مادورو شد. کوبا نیز حملات را «تروریسم دولتی» توصیف کرد.
در آمریکای لاتین، لولا دا سیلوا، رییسجمهوری برزیل، اعلام کرد بمباران خاک ونزوئلا و بازداشت رییسجمهورش «عبور از خط قرمزی غیرقابل قبول» است. رییسجمهوری کلمبیا نیز فهرستی از اهداف منتشر کرد و گفت آمریکا «پادگان کوارتل د لا مونتانیا» در کاراکاس، محل دفن هوگو چاوز، را بمباران کرد. یک منبع آگاه به سیانان هم گفت آمریکا کلمبیا را از پیش در جریان زمان و شیوه عملیات قرار نداد و بوگوتا نیروهایی را به مرز اعزام کرد.
در اروپا، اسپانیا و آلمان از «نگرانی شدید» گفتند و بر احترام به حقوق بینالملل تاکید کردند. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، بار دیگر گفت مادورو مشروعیت ندارد و خواهان خویشتنداری شد. اورزولا فوندرلاین نیز اعلام کرد اتحادیه اروپا از مردم ونزوئلا و گذار مسالمتآمیز حمایت میکند. فرانسه موضعگیری صریحتری داشت. وزیر خارجه این کشور عملیات نظامی منجر به بازداشت مادورو را «برخلاف اصل منع توسل به زور» دانست.
بریتانیا نیز اعلام کرد هیچ نقشی در عملیات آمریکا نداشت و کییر استارمر گفت ابتدا باید «همه واقعیتها» روشن شود. وزارت خارجه بریتانیا در بهروزرسانی توصیههای سفر، از شهروندان خواست از سفر به ونزوئلا خودداری کنند و به افراد حاضر در این کشور توصیه کرد در محل زندگی خود بمانند و برای تغییر سریع برنامهها آماده باشند. ایتالیا هم از شهروندان خود خواست در خانه بمانند و شبکه دیپلماتیک اضطراری را فعال کرد.
در آسیا، دفتر ریاستجمهوری کره جنوبی اعلام کرد رییسجمهوری این کشور دستور حفاظت از شهروندان کره جنوبی در ونزوئلا را صادر کرد و چین نیز به شهروندانش توصیه کرد در آینده نزدیک به ونزوئلا سفر نکنند.
بازتاب حمله آمریکا به ونزوئلا و دستگیری نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، بازتاب گستردهای در رسانههای جهان یافته است. گزارشها از اختلاف نظر میان دولتها و نهادهای بینالمللی درباره پیامدهای این اقدام حکایت دارد.
تحولات میدانی و بازداشت مادورو
اسوشیتد پرس در بازتاب این تحولات نوشت ایالات متحده بامداد شنبه حملات گستردهای را علیه ونزوئلا انجام داد و بهگفته دونالد ترامپ، مادورو، رییسجمهوری این کشور و همسرش را طی این عملیات «بازداشت» و از ونزوئلا خارج کرده است.
ترامپ این خبر را در پستی در شبکه اجتماعی خود اعلام کرد و گفت که مادورو و همسرش بهزودی با اتهامات کیفری در آمریکا روبهرو خواهند شد.
اسکای نیوز بهنقل از مقامات محلی نوشت این عملیات ۳۰ دقیقه به طول انجامید.
به گزارش شبکه اسکاینیوز، انفجارهای متعددی در ساعات اولیه شنبه در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، شنیده شد؛ همزمان جنگندهها در ارتفاع پایین بر فراز شهر پرواز کردند و شاهدان از برخاستن دود از یک پایگاه نظامی خبر دادند.
بنا بر اعلام دولت ونزوئلا، ایالتهای میراندا، آراگوا و لا گوایرا نیز هدف قرار گرفتند.
در پی این وضعیت، اداره هوانوردی فدرال آمریکا با صدور دستور اضطراری، پرواز هواپیماهای آمریکایی بر فراز ونزوئلا را بهدلیل «شرایط بالقوه خطرناک و فعالیت نظامی جاری» ممنوع کرد.
درخواست رسمی دولت ونزوئلا برای ارائه «مدرک زنده بودن» مادورو
در همین حال سیبیاس نیوز گزارش داد دولت ونزوئلا ادعاهای مربوط به بازداشت مادورو را تایید نکرده و معاون رییسجمهوری ونزوئلا خواستار ارائه «مدرک زنده بودن» مادورو از سوی آمریکا شده است.
لموند فرانسه نیز از فراخوان وزیر امور خارجه ونزوئلا برای تشکیل جلسه اضطراری در شورای امنیت سازمان ملل برای رسیدگی این موضوع خبر داد.
جسورانهترین عملیات نظامی ایالات متحده
روزنامه تلگراف در تحلیل خود حمله آمریکا به ونزوئلا و دستگیری مادورو را جسورانهترین عملیات نظامی ایالات متحده از زمان کشتن اسامه بنلادن در سال ۲۰۱۱ توصیف کرد و نوشت همانطور که عملیات بنلادن نماد توان آمریکا در هدفگیری مستقیم دشمنانش بود، این اقدام نیز نشانه ورود دونالد ترامپ به مرحلهای تازه از سیاست خارجی «قدرتمحور» است.
بهنوشته تلگراف، سرعت بالای خروج مادورو و اعلام آن در ساعات اولیه حمله، یادآور عملیات برقآسای آمریکا در حذف بن لادن است و نشان میدهد واشینگتن، این بار در حیاط خلوت خود، آماده استفاده از نیروی نظامی برای اعمال اراده سیاسی و نمایش برتری است؛ اقدامی که پیامدهای آن میتواند بهمراتب فراتر از یک عملیات نظامی محدود باشد.
بازتاب واکنشها در رسانههای بینالمللی نشان میدهد جامعه جهانی در قبال حمله آمریکا به ونزوئلا با دو رویکرد متفاوت مواجه است.
لیندزی گراهام، سناتور جمهوریخواه، در گفتگو با اکسیوس اعلام کرد رهبران کوبا و جمهوری اسلامی نیز باید بهشدت نگران باشند: « کلانتر جدیدی به شهر آمده است. اگر من رهبر ایران بودم، همین حالا برای دعا به مسجد میرفتم.»
به گزارش رویترز، روسیه و جمهوری اسلامی این حمله را «اقدام تجاوزکارانه» توصیف کردند و آن را نقض حاکمیت ونزوئلا و قوانین بینالمللی دانستند.
در همین حال، کشورهایی در آمریکای لاتین از جمله برزیل، مکزیک، کلمبیا و اوروگوئه با انتقاد از این اقدام، خواستار حلوفصل دیپلماتیک بحران و احترام به حاکمیت ملی کشورها شدند.
در مقابل رویترز نوشت برخی رهبران آمریکای لاتین مانند رییسجمهوری آرژانتین و اکوادور از حمله آمریکا حمایت و آن را اقدامی علیه «سرکوب سیاسی» مادورو توصیف کردند.
در اروپا نیز مقامها مواضعی محتاطانه اتخاذ کردند. کایا کالاس، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجی و سیاست امنیتی، ضمن ابراز نگرانی گفت که اتحادیه اروپا وضعیت ونزوئلا را «نزدیک دنبال میکند» و تاکید کرد که «اصول حقوق بینالملل و منشور ملل متحد باید محترم شمرده شوند».
اورسولا فون در لاین، رییس کمیسیون اروپا، نیز با تاکید بر پایبندی به قانون بینالملل گفت که هرگونه راهحل باید «بهطور صلحآمیز و مطابق با حقوق بینالملل» باشد.
در بریتانیا، کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، ضمن رد مشارکت لندن در این عملیات، تاکید کرد که باید «قوانین بینالملل رعایت شود». او خواستار روشن شدن جزییات شد.
بیانیه دولت ونوزوئلا
اسکای نیوز نوشت دولت ونزوئلا با صدور بیانیهای وضعیت اضطراری ملی اعلام و آمریکا را به تلاش برای تصاحب منابع راهبردی این کشور، بهویژه نفت و معادن، متهم کرد.
در این بیانیه، اقدام واشینگتن «تجاوز نظامی» خوانده شد که به گفته مقامها صلح و ثبات آمریکای لاتین و کارائیب را تهدید میکند.
ترامپ در ماههای گذشته کارزار فشار علیه مادورو را تشدید و ونزوئلا را به همکاری نکردن در مبارزه با قاچاق مواد مخدر متهم کرد.
مادورو این فشارها را تلاشی برای برکناری خود میدانست. او از سال ۲۰۲۰ در آمریکا به اتهام «نارکوتروریسم» تحت پیگرد قرار گرفت.
پس از خروج او از قدرت، پم باندی، دادستان کل آمریکا، اعلام کرد که او و همسرش با پروندههای کیفری در نیویورک روبهرو خواهند شد.
همچنین گزارش شد سیا هفته گذشته در حملهای پهپادی به منطقهای مرتبط با کارتلهای مواد مخدر در ونزوئلا نقش داشته است؛ عملیاتی که پیش از حملات شنبه، نخستین اقدام مستقیم شناختهشده آمریکا در خاک این کشور به شمار میرفت.
به نقل از سیبیاس نیوز دولت آمریکا به شهروندان خود در ونزوئلا توصیه کرد که «در مکانهای امن پناه بگیرند».