جمهوری اسلامی تلویحا آمریکا و اسرائیل را به حمله پیشدستانه تهدید کرد
شورای دفاع جمهوری اسلامی به صورت تلویحی، آمریکا و اسرائیل را به حمله نظامی پیشدستانه تهدید کرد.
این شورا در بیانیهای اعلام کرد: «در چارچوب دفاع مشروع، جمهوری اسلامی خود را محدود به واکنش پس از اقدام نمیداند و نشانههای عینی تهدید را بخشی از معادله امنیتی تلقی میکند.»
این بیانیه تاکید کرد که امنیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور را «خط قرمزی غیرقابل عبور» میداند و اضافه کرد: «تشدید ادبیات تهدید و مداخله که فراتر از یک موضعگیری لفظی است، میتواند بهمثابه رفتاری خصمانه فهم شود؛ مسیری که تداوم آن، پاسخ متناسب، قاطع و تعیینکنندهای را بهدنبال خواهد داشت و مسئولیت کامل پیامدها بر عهده طراحان این روند است.»
حکومت در تلاش برای فرونشاندن آتش اعتراضات، دولت را ناچار به اصلاح بودجه سال ۱۴۰۵ در زمینه افزایش حقوق کرد. با این حال مسعود پزشکیان یک روز پس از تصویب کلیات این بودجه ترمیمشده، گفت دولت پول کافی برای افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان ندارد.
پزشکیان سهشنبه ۱۶ دی و همزمان با دهمین روز از اعتراضات سراسری، گفت: «به من میگویند حقوق را اضافه کن و مالیات هم نگیر؛ نفت هم که تحریم است. من این پول را از کجا بیاورم؟»
او افزود: «برای دو درصد رشد بودجه، خودمان را تا جایی که ممکن بود چلاندیم.»
رسانهها در ایران ۱۵ دی گزارش دادند کلیات بودجه با اعمال «اصلاحات معیشتی» مانند افزایش پلکانی تا ۴۳ درصد حقوق به جای ۲۰ درصد، کاهش مالیات بر ارزش افزوده از ۱۲ درصد به ۱۰ درصد و پیشبینی ۱۷۰ هزار میلیارد تومان برای متناسبسازی حقوق بازنشستگان تصویب شد.
همزمان با این تحولات، بازاریان از هفتم دی در تهران تجمعهای اعتراضی و اعتصاب را در اعتراض به مشکلات اقتصادی آغاز کردند که بهتدریج به شمار دیگری از شهرها گسترش یافت و شعارها از معیشت به مخالفت با کلیت جمهوری اسلامی تغییر کرد.
با این حال مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی در روزهای اخیر تلاش کردهاند اعتراضات ضدحکومتی را صرفا به مشکلات اقتصادی تقلیل دهند و شعارهای معترضان درباره ضرورت سرنگونی جمهوری اسلامی را نادیده بگیرند.
پزشکیان نیز در سخنرانی تازه خود با اشاره به مشکلات اقتصادی و معیشتی گفت: «ما همه با هم کشور را به این نقطه رساندهایم و مسئول هستیم .... فرقی نمیکند دولت باشد یا نهاد دیگر؛ باز هم تاکید میکنم که تقصیر بر گردن یک نفر نیست.»
همزمان با سخنان او، بهای سکه طلای طرح جدید موسوم به «امامی»، ۱۶ دی با ثبت رکوردی تازه به حدود ۱۷۰ میلیون تومان رسید.
پرداخت یارانه همگانی؛ قمار اقتصادی دولت برای مهار اعتراضات یا تشدید بحران؟
پزشکیان در بخش دیگری از اظهاراتش، درباره نحوه تخصیص ارز گفت: «در گذشته هر کس دوست و آشنای من بود میتوانست ارز ۷۰ هزار یا ۲۸ هزار تومانی بگیرد و بقیه در نوبت میماندند. ما که باید ارز دهیم، آن را به حساب همه مردم میریزیم.»
رییس دولت جمهوری اسلامی، ۱۱ دی از حذف رسمی ارز ترجیحی ۲۸ هزار و ۵۰۰ تومانی خبر داده و گفته بود این ارز به هر کسی برای واردات کالاهای اساسی اختصاص مییافت، آن را «میخورد».
اما در اصلاحیههای لایحه بودجه، ۸.۸ میلیارد دلار ارز ترجیحی برای جلوگیری از افزایش قیمت کالاهای اساسی پیشبینی شده است.
بنا به گفته مقامهای دولت، این ارز ترجیحی صرفا قرار است به شمار محدودی از کالاهای اساسی اختصاص یابد.
پزشکیان گفت: «فردی امروز تماس گرفت و گفت ۱۰۰ میلیارد ضرر کردهام، اما آن ۱۰۰ میلیارد ضرر نبوده، او ۱۰۰ میلیارد یارانه مابهتفاوت ارزی از ما میگرفته است.»
او و مقامهای دولتش میگویند یارانه ماهانه یک میلیون تومانی قرار است جای ارز ترجیحی را بگیرد، اما همزمان افزایش قیمت چشمگیر کالاهای اساسی را گریزناپذیر میدانند.
بهروز تورانی، روزنامهنگار، در تحلیلی که در بخش انگلیسی وبسایت ایراناینترنشنال منتشر شده است، توضیح داد طرح دولت برای پرداخت یارانه ماهانه هفت دلاری به تقریبا همه شهروندان، تلاشی برای مهار اعتراضاتی است که در پی افزایش مداوم قیمتها شکل گرفته، اما موفقیت آن محل تردید است.
بر اساس این تحلیل، دولت میگوید این پرداختها برای جبران حذف ارز ترجیحی در واردات کالاهای اساسی طراحی شده؛ سیاستی که خود به افزایش قیمتها انجامیده است.
برخی اقتصاددانان این اقدام را پرریسک دانستهاند. روزنامه «ستاره صبح» آن را «قمار اقتصادی» خوانده و یادآور شده که سیاستهای مشابه در گذشته نه قیمتها را مهار کرده و نه اعتماد عمومی را بازگردانده است.
به نوشته این روزنامه، ارزش پول ملی ایران از زمان انقلاب ۱۳۵۷ حدود ۲۰ هزار درصد سقوط کرده که نتیجه سیاستهای خارجی، سوءمدیریت و کنار گذاشتن کارشناسان بوده است.
منتقدان همچنین توان مالی دولت را برای اجرای پایدار این طرح زیر سوال بردهاند.
در حالی که مقامهای دولتی خود از خطر افزایش ۲۰ تا ۳۰ درصدی قیمت برخی کالاها سخن گفتهاند، واکنش عمومی عمدتا منفی بوده و بسیاری تاکید دارند که اعتراضات ریشههایی فراتر از مشکلات اقتصادی دارد.
تحلیلگران اجتماعی، اعتراضات را نشانه انباشت بحرانهای حلنشده و فرسایش سرمایه اجتماعی حکومت میدانند و هشدار میدهند که جامعه ایران به نقطه بحرانی نزدیک شده است.
منابع امنیتی اسرائیل به سایت والانیوز گفتند ایران در حال تلاش گسترده برای تأمین ماشینآلات ویژه تولید موشک است؛ تجهیزاتی که بهطور رسمی با عنوان مصارف غیرنظامی معرفی میشوند، اما در عمل برای ساخت قطعات کلیدی موشکهای بالستیک و سانتریفیوژهای غنیسازی اورانیوم به کار میروند.
به گفته این منابع، تهران همزمان در پی تولید موشکهای دقیق بالستیک است تا بتواند عمق خاک اسرائیل را هدف قرار دهد.
طبق گزارش، بخشی از این تجهیزات پیشرفته بیش از یک سال پیش توسط آمریکا، در جریان توقیف یک کشتی باری چینی که به مقصد ایران در حرکت بود، کشف و ضبط شده است.
منابع امنیتی میگویند تهدیدهای دونالد ترامپ، رییسجمهور آمریکا، علیه ایران اتفاقی نیست. به گفته آنها، ترامپ از اقدامات پنهانی ایران در حوزه موشکی آگاهی کامل دارد و مواضع او بر پایه اطلاعات دقیق و معتبر اطلاعاتی شکل گرفته است.
با شدت گرفتن اعتراضات در ایران و افزایش نگرانیها از برخوردهای خشونتآمیز حکومت، سناتور مارک وارنر، از چهرههای ارشد حزب دموکرات، تاکید کرد شجاعت مردم ایران «فوقالعاده و الهامبخش» است اما هشدار داد که واشینگتن باید با دقت عمل کند تا در مسیر مداخله مستقیم نظامی قرار نگیرد.
وارنر دوشنبه ۱۵ دی به ایراناینترنشنال گفت: «طی سالهای گذشته بارها شاهد بودهایم که دولت ایران در مواجهه با اعتراضهای خیابانی به خشونت متوسل شده است - از جمله پس از کشتهشدن مهسا امینی در سال ۲۰۲۲ و پیش از آن در جریان اعتراضات سال ۱۳۸۸.»
به گفته او، این سابقه باعث شده است که نگرانیها درباره خطر تکرار خشونت افزایش یابد.
او در ادامه گفت: «دل من با مردم ایران است. شجاعتی که آنها نشان میدهند - اینکه با وجود خطر سرکوب، برای مطالبه زندگی بهتر به خیابان میآیند - واقعا فوقالعاده است. اما همین تجربههای گذشته باعث میشود نگران باشیم که رژیم بار دیگر به خشونت متوسل شود. باید بررسی کنیم که چگونه میتوانیم بیش از حمایت صرفا لفظی، در کنار مردم ایران بایستیم؛ بدون آنکه اوضاع از کنترل خارج شود.»
این سناتور دموکرات در عین حال تاکید کرد که حمایت جامعه جهانی از مطالبات مدنی مردم ایران باید در چارچوب قواعد بینالمللی و بدون تشدید تنش نظامی انجام شود.
تغییر رژیم و مرز باریک میان حمایت سیاسی و دخالت نظامی
وارنر در پاسخ به پرسشی در مورد تغییر رژیم در ایران و اینکه آیا او از ایده «تغییر رژیم بهدست آمریکا» حمایت میکند یا نه، گفت: «من فکر میکنم مردم ایران بهوضوح دوست دارند حکومتی متفاوت داشته باشند. هر بار که در چارچوب محدود سیستم موجود فرصت رای دادن پیدا کردهاند، به گزینههایی گرایش نشان دادهاند که در مقایسه با وضعیت موجود، کمی اصلاحطلبتر بودهاند. اما این هم واقعیت است که مردم آمریکا تمایل ندارند کشورشان وارد جنگهای تازه در نقاط مختلف جهان شود.»
او در ادامه گفت: «در زمان انتخابات، آقای ترامپ وعده داده بود مداخلات خارجی آمریکا کاهش پیدا کند، اما اکنون به نظر میرسد در مسیری متفاوت حرکت میکند؛ چه در نیجریه و چه در ونزوئلا. و من مطمئن نیستم چنین روندی مورد استقبال مردم آمریکا باشد.»
اکنون در فضای سیاسی آمریکا میتوان دو رویکرد کلی نسبت به ایران را تشخیص داد؛ دو رویکردی که لزوما همیشه حزبیِ ۱۰۰ درصد نیستند، اما در عمل، بیشتر با دو جناح اصلی قدرت در واشینگتن همپوشانی دارند و جهتگیری سیاست را شکل میدهند.
رویکرد نخست را میتوان «فشار حداکثری و فرصتمحور» نامید؛ رویکردی که در میان بخش قابل توجهی از جمهوریخواهان و برخی حلقههای نزدیک به دولت دونالد ترامپ پررنگتر است.
در این نگاه، ترکیب سه عامل اعتراضهای داخلی، فشار شدید اقتصادی و انزوای سیاسی، بهعنوان یک «فرصت تاریخی» برای تضعیف یا حتی فروپاشی ساختار کنونی قدرت در ایران دیده میشود.
طرفداران این رویکرد معتقدند تحریمهای مالی و نفتی، محدود کردن دسترسی تهران به نظام بانکی جهانی و برجستهکردن نقض حقوق بشر، در کنار پیامهای تند و تهدیدآمیز، میتواند حاکمیت را در موقعیتی قرار دهد که یا ناچار به تغییر رفتار شود یا با موجی غیرقابلکنترل از نارضایتی داخلی روبهرو گردد.
در این چارچوب، خیابانهای ملتهب ایران بهنوعی «تکمیلکننده» فشار بیرونی تلقی میشود؛ یعنی هرچه اقتصاد تحت فشار بیشتری قرار گیرد و حکومت در صحنه بینالمللی منزویتر شود، احتمال عبور جامعه از حاکمیت کنونی بیشتر خواهد شد.
در مقابل، رویکرد دوم که میتوان آن را «احتیاطمحور و ثباتگرا» توصیف کرد، بیشتر در میان دموکراتها و بخشی از جمهوریخواهان میانهرو دیده میشود؛ هرچند همه اعضای این طیف دقیقا موضعی یکسان ندارند.
در این نگاه، حمایت از مردم ایران و به رسمیت شناختن شجاعت معترضان، امری بدیهی و ضروری تلقی میشود، اما این حمایت نباید بهگونهای طراحی شود که در عمل، آمریکا را یکقدم دیگر به سمت مداخله نظامی یا رویارویی مستقیم با ایران سوق دهد.
طرفداران این رویکرد بر این نکته تاکید میکنند که هرگونه اقدام نظامی - حتی اگر در ابتدا محدود و «نمادین» تعریف شود - میتواند بهسرعت به بیثباتی گستردهتر در منطقه، درگیریهای زنجیرهای و هزینههای انسانی و مالی سنگین منجر شود. تجربههایی که در افغانستان، عراق و لیبی هنوز در حافظه سیاستمداران و افکار عمومی آمریکا زنده است.
سناتور وارنر، بهعنوان رییس کمیته اطلاعات سنا و یکی از چهرههای بانفوذ در ساختار تصمیمسازی واشینگتن، بهوضوح در این طیف دوم جای میگیرد.
موضع او نمونهای از تلاش برای ترسیم یک خط باریک است: همزمان تاکید بر همدلی با مردم ایران و محکومیت سرکوب، و هشدار نسبت به افتادن در مسیری که پایان آن میتواند یک جنگ تمامعیار دیگر در خاورمیانه باشد.
شبکه اسکاینیوز در گزارشی با اشاره به سیاستهای بینالمللی دولت ترامپ نوشت که پس از بازداشت رییسجمهور ونزوئلا احتمال مداخله خارجی آمریکا به زودی در نقطهای دیگر از جهان از جمله ایران، کلمبیا، مکزیک یا گرینلند وجود دارد.
اسکاینیوز نوشت که اقدام نظامی جسورانه دونالد ترامپ در ونزوئلا جهان را در حالت آمادهباش قرار داده است.
این شبکه با اشاره به اعتراضات سراسری نوشت جمهوری اسلامی در لحظه آسیبپذیر خود قرار دارد و با اقتصاد درهمشکسته و فشار بینالمللی در حال افزایش پس از جنگ ۱۲ روزه برای بازیابی توانش تقلا میکند.
روز دوشنبه گزارشهایی از اعزام نیروهای ویژه و جنگندههای آمریکا به اروپا با هدف حمله احتمالی به ایران نیز منتشر شد.
پریتی پاتل، نماینده پارلمان و وزیر کشور پیشین بریتانیا، در پارلمان گفت لندن باید در کنار ایرانیانی بایستد که برای آزادی میجنگند و از طریق تحریمهای سختگیرانهتر و تلاش برای آزادی لیندزی و کریگ فورمن، شهروندان بازداشتشده بریتانیایی، فشار بر جمهوری اسلامی را افزایش دهد.
او تاکید کرد: «مبارزه مردم ایران برای آزادی باید به پیروزی برسد.»
پاتل گفت: «جمهوری اسلامی با ادامه برنامه تسلیحات هستهای، تامین سلاح و پهپاد برای روسیه، حمایت از چین و سرکوب در هنگکنگ، امنیت داخلی خود ما را تهدید میکند.»
او افزود: «بریتانیا باید با اعمال تحریمهای بیشتر، مقابله با دور زدن تحریمها از طریق رمزارزها و دیگر روشهایی که این حکومت استبدادی را تامین مالی میکند، پیام روشنی به تهران ارسال کند.»