نیویورکتایمز: آیا قاتلان در جمهوری اسلامی باید بدون مجازات بمانند؟
برت استیونز، در یادداشتی در روزنامه نیویورکتایمز با اشاره به ابعاد جنایتی که جمهوری اسلامی بهویژه در ۱۸ و ۱۹ دی مرتکب شده، این سوال را مطرح کرده است که آیا قاتلانی که هزاران یا حتی دهها هزار ایرانی را به قتل رساندهاند،َ باید بدون مجازات بمانند؟
او در یادداشتی که سهشنبه هفت بهمن منتشر شد، نوشت: «برای درک ابعاد کشتار مردم ایران به دست حکومت در همین ماه، بد نیست آن را در یک چارچوب تاریخی قرار دهیم. در حملهای که حماس در هفت اکتبر ۲۰۲۳ انجام داد، بیش از ۱۲۰۰ اسرائیلی و تبعه خارجی کشته شدند. در حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نیز اندکی کمتر از سه هزار نفر جان باختند. نبرد آنتیتام، خونینترین روز در تاریخ نظامی ایالات متحده، حدود ۳۶۰۰ کشته بر جای گذاشت.»
استیونز افزوده است: «تا این لحظه، یک گروه حقوق بشری ایرانی مستقر در ایالات متحده کشته شدن بیش از ۵۵۰۰ معترض را تایید کرده و همچنان در حال بررسی ۱۷ هزار پرونده دیگر است. هزاران نفر دیگر مجروح شدهاند و گزارشهای مستقل حاکی از آن است که دهها هزار ایرانی بازداشت یا بهطور خودسرانه زندانی شدهاند.»
او سپس اظهارات یک پزشک ایرانی در شهر اصفهان در گفتوگو با نیویورکتایمز را نقل کرده که گفته بود: «با جوانانی روبهرو شده که مغزشان با گلوله جنگی متلاشی شده بود، و مادری که از ناحیه گردن هدف گلوله قرار گرفته بود، در حالی که دو کودک خردسالش در خودرو گریه میکردند؛ و کودکی که مثانه، لگن و راسترودهاش با گلوله خرد شده بود.»
استیونز با تاکید بر اینکه این فقط یکی از دهها روایت عینی است، اظهارات غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی مبنی بر مجازات «بدون ذرهای اغماض» را یادآوری کرده و پرسیده است: «آیا جهان اجازه خواهد داد او به هدفش برسد؟»
به نوشته او، «این پرسشی است که در زمان نگارش این سطور، پیش روی دولت ترامپ قرار دارد، نه شورای امنیت سازمان ملل متحد، جایی که جمهوری اسلامی میتواند روی حمایت دیپلماتیک دوستان نزدیکش در مسکو و پکن حساب کند، نه اتحادیه اروپا که جمهوری اسلامی را محکوم و تحریم کرده، اما ابزار موثرتری برای مجازات آن در اختیار ندارد. نه رهبران عرب، که ترجیح میدهند ایرانی ضعیف داشته باشند که مردم خودش را سرکوب میکند، تا ایرانی فروپاشیده که بیثباتی صادر میکند، یا ایرانی آزادشده که الهامبخش دیگران شود، و نه فعالان دانشگاهی و خیرخواهان جهانی که آنقدر دلمشغول جان فلسطینیها هستند، که دیگر اهمیتی برای جان ایرانیان قائل نیستند.»
استیونز نتیجه گرفته است در این شرایط تنها ایالات متحده است که میتواند هزینههای واقعی و معناداری را بر حکومت ایران تحمیل کند؛ حکومتی که مرتکب یکی از بدترین جنایات این قرن شده است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دوشنبه به آکسیوس گفت جمهوری اسلامی «میخواهد معامله کند» تا از حمله نظامی جلوگیری کند، اما بهنوشته یادداشتنویس نیویورکتایمز تا اینجا، تهران هیچ نشانهای از پذیرش خواستههای اصلی آمریکا نشان نداده است: ممنوعیت کامل غنیسازی مستقل اورانیوم، پایان حمایت از حزبالله و دیگر نیروهای نیابتی، و اعمال محدودیت بر برنامه موشکهای دوربرد و بالستیک.
بهنوشته برت استیونز، ممکن است که جمهوری اسلامی انعطافپذیرتر شود، حتی اگر فقط برای خریدن زمان باشد. اما این احتمال رو به افزایش است که دونالد ترامپ پس از استقرار کافی نیروهای آمریکایی در منطقه که میتواند حتی همین هفته رخ دهد، دستور نوعی حمله را صادر کند. این امر به نوبه خود احتمال درگیر شدن اسرائیل را نیز افزایش میدهد؛ یا به دلیل پاسخ به حملات موشکی تلافیجویانه جمهوری اسلامی، یا به دلیل تلاش برای پیشدستی و زدن ضربه اول. در هر صورت، این یک جنگ سهساعته به سبک ونزوئلا نخواهد بود.
یادداشتنویس نیویورکتایمز سپس با اشاره به استدلال مخالفان حمله نظامی، و در پاسخ به این سوال که آیا گزینه نظامی، گزینهای عاقلانه است، نوشته که معترضان زخمی و آسیبدیده ایران شاید در زمانی که هنوز در خیابانها بودند، با حمله آمریکا روحیه میگرفتند؛ اما اکنون احتمالا حاضر نیستند بار دیگر جان خود را به خطر بیندازند. حکومت ایران بیشک از حملات موفق اسرائیل در خردادماه گذشته علیه فرماندهان ارشدش درس گرفته و اکنون رهبرانش را بسیار موثرتر پنهان میکند.
با این حال، استیونز بلافاصله این نکته را مطرح کرده که: «در مقابلِ این ملاحظات، مجموعهای دیگر از خطرات قرار دارد: خطر الگویی که در آن یک رییسجمهوری آمریکا معترضان را به خیابان فرا میخواند و میگوید کمک در راه است، اما در نهایت با بیعملی به آنها خیانت میکند؛ خطر از دست دادن فرصتی برای فلج کردن دشمنی که آسیبپذیر، مردد و با وجود نمایش قدرت، از درون دچار شکاف است؛ خطر دادن زمان به او برای بازیابی قدرتش، در حالی که میدانیم پس از آن دوباره خطری آشکار و فوری برای آمریکا و متحدانش خواهد بود.»
او در ادامه افزوده است: «آیا واقعا میخواهیم در جهانی زندگی کنیم که افرادی مانند محسنیاژهای، رییس دستگاه قضایی، بتوانند با مصونیت کامل مردم را به وحشت بیندازند؟ آیا دههها تکرار شعار «هرگز دوباره» در حالی که این سهشنبه سالگرد آزادسازی اردوگاه آشویتس است، چیزی بیش از محکومیتهای تشریفاتی به ما آموخته است، آن هم وقتی هزاران معترض به دست جوخههای مرگِ مدرن به گلوله بسته میشوند؟»
استیونز در پایان تحلیل خود نوشته است: «میدانم که در حال حاضر، بسیاری از آمریکاییهای اندیشمند بیش از هر چیز از قتل اوباشگونه الکس پرتی در مینهپولیس در روز شنبه و از تهمتهایی که پس از مرگش از سوی مقامات ارشد دولت به او زده شده، نگراناند. همچنین میدانم که همان رییسجمهوری که به شکلی فاحش در شعلهور کردن وضعیت مینیاپولیس مقصر است، بعید به نظر میرسد که مدافع قابل اعتمادی برای معترضان ایران باشد. اما اگر مرگ پرتی یک تراژدی است، در برابر قتل هزاران ایرانی چه باید گفت یا چه باید کرد؟ آیا آنها، به تعبیر استالین، فقط «یک آمار دیگر» هستند؟»
تایمز اسرائیل به نقل از گزارشهایی که از طریق سه فعال مخالف، از داخل ایران دریافت کرده است، نوشت که رژیم اعتراضات را سرکوب کرده و کمک خارجی تنها امید مردم برای نجات است.
این نشریه نوشت ماموران جمهوری اسلامی، معترضان و خانوادههای کشتهشدگان را مجبور کردهاند تا به دروغ، آنان را به عنوان اعضای بسیج معرفی کنند.
تایمز اسرائیل سهشنبه هفتم بهمن در این گزارش نوشت به نظر میرسد که خواست جمهوری اسلامی برای «این ادعای دروغین با هدف توجیه استفاده گسترده رژیم از نیروی مرگبار علیه معترضان» انجام میشود، و با گزارشهایی که از سوی سازمان ملل متحد مطرح شده است، مطابقت دارد.
یکی از ساکنان تهران در یک پیام صوتی به زبان فارسی گفت: «خانوادهها مجبور میشوند هزینه گلولههای استفاده شده [برای کشتن بستگانشان] را بپردازند، یا به آنها گفته میشود که چه زمانی و کجا میتوانند جسد را دفن کنند، یا حتی مجبور میشوند در تلویزیون دولتی دروغ بگویند و ادعا کنند که قربانی یک عضو بسیج بوده که بهدست معترضان کشته شده است.»
روایت دیگری مربوط به سعید گلسرخی، مرد ۳۱ساله اهل شاهرود در شمال شرقی ایران است که ۱۹ دی در جریان اعتراضات سراسری هدف گلوله قرار گرفت.
یکی از بستگان در پیام خود گفت در حالی که گلسرخی برای زخمهایش تحت درمان بود، نیروهای امنیتی به بیمارستانی که در آن بستری بود، حمله کردند تا معترضان مجروح را دستگیر کنند، اما او موفق شد به خانه مادرش فرار کند.
او گفت چند روز بعد، نیروهای مسلح به خانه حمله کردند، گلسرخی را با خود بردند، او را کتک زدند و تحت فشار قرار دادند تا برگههایی را امضا کند که به دروغ میگفت او یک عضو بسیج است تا مقامات جمهوری اسلامی بتوانند ادعا کنند که او از طرف معترضان و نه نیروهای دولتی مورد حمله قرار گرفته است.
به گفته این خویشاوند، وقتی گلسرخی امتناع کرد، نیروهای امنیتی به سر و پشت او شلیک کردند.
تصاویر گرافیکی ارسال شده برای فعالان و مشاهده شده از سوی تایمز اسرائیل، بدن به شدت کبود گلسرخی را نشان میداد که در اثر اصابت گلوله به چشم راست و نیمتنهاش سوراخ شده بود.
آنها افزودند که یکی از برادران گلسرخی هفته گذشته پس از گذراندن روزها در خفا دستگیر شد و سرنوشت او هنوز نامعلوم است.
یکی از بستگان محمد زارع، ۴۰ساله اهل اصفهان، که گفته میشود از سوی اعضای سپاه پاسداران با گلوله جنگی هدف قرار گرفته و کشته شده است، تجربه مشابهی را برای یکی از فعالان مستقر در بریتانیا بازگو کرد.
او گفت که سپاه پاسداران در ابتدا زارع را به ارتباط با داعش متهم کرد و از خانواده برای بازگرداندن جسدش پول خواست اما وقتی مدرکی دال بر ارتباط زارع با داعش پیدا نشد، رسانههای دولتی، به دروغ او را «شهید» و عضو بسیج نامیدند که در جریان اعتراضات کشته شده است.
این ساکن شهر تهران که با نام مستعار امیر شناخته میشد، رژیم را متهم کرد که «سعی میکند همه چیز را عادی جلوه دهد و بگوید هیچ اتفاقی نمیافتد، اما واقعیت بسیار متفاوت است.»
او گفت: «این ظلم پس از مرگ حتی از خود قتلها دردناکتر است.»
تایمز اسرائیل در ادامه به گزارشهای ایراناینترنشنال استناد کرد که نیروهای جمهوری اسلامی قبل از تحویل دادن اجساد معترضان کشتهشده، درخواست پول کردهاند و ناظران حقوق بشر ادعا کردهاند که مقامات گاهی اوقات پیشنهاد میدهند که اگر خانوادهها کارت عضویت بسیج پس از مرگ را بپذیرند، اجساد را بدون پرداخت پول آزاد کنند.
این نشریه به نقل از فعالان و کارشناسان نوشت که هم اعتراضات ضد دولتی که از اواخر دسامبر در سراسر کشور گسترش یافت و هم واکنش مرگبار رژیم از نظر مقیاس و استفاده از نیروی مرگبار بیسابقه بود.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال ۲۵ دی در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، الگوی روشنتری از نحوه سرکوب، گستره جغرافیایی درگیریها و رفتار نیروهای امنیتی ارائه میدهد و از اعدامهای بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی پرده برمیدارد.
به گفته امیر، دولت به سرکوب منتقدان ادامه داده و زندگی روزمره را مختل کرده است.
او در یادداشت صوتی گفت: «وقتی بیرون میروید، فضا کاملاً کنترل میشود. اگر کسی از نیروهای امنیتی متوجه مورد مشکوکی شود، تلفن شما را بررسی میکند، و حتی کوچکترین چیزی میتواند شما را در معرض خطر جدی قرار دهد.»
امیر از جامعه بینالمللی خواست تا در دفاع از مخالفان رژیم مداخله کند و پرسید: «من نمیفهمم چه زمانی میخواهند سپاه پاسداران را تحریم کنند - چقدر باید منتظر بمانید. مردم ایران به شدت به حمایت خارجی نیاز دارند. هر ساعت تأخیر به معنای دستگیری، شکنجه و قتل بیشتر است.»
آوا، زن ۳۳ ساله ساکن تهران هم در پیام صوتی دیگری که دوشنبه ششم بهمن برای یکی از فعالان ارسال شد، درخواست کمک خارجی را مطرح کرد.
او گفت: «تنها امید ما در حال حاضر - چون به نظر میرسد آمریکا هیچ کاری نمیکند - تنها امید ما اکنون شما هستید.»
آوا در بخشی از پیام صوتی خود گفت پیامدهای اعتراضات در شهرهای کوچکتر حتی عواقب بدتری نسبت به پایتخت داشته است و افزود: «چیزهایی که من در تهران دیدم با آنچه در استانها و شهرهای کوچکتر میگفتند متفاوت بود زیرا در تهران با توجه به نیروهایی که داشتند، نمیتوانستند اعتراضات را به این شدت کنترل کنند.»
او با صدایی لرزان گفت: «در شهرهای کوچک با جمعیت فقط ۲۰ یا ۳۰ هزار نفر مثلا هزار نفر کشته شده بودند، ۷۰۰یا ۸۰۰ نفر. ما چیزهایی شنیدیم، چیزهایی دیدیم که واقعاً فراتر از کشتار جمعی بود. وحشتناک بود؛ واقعا وحشتناک.»
تایمز اسرائیل به نقل از یک فعال ساکن کانادا نوشت که یک پزشک ایرانی در اصفهان، از کشته شدن صدها نفر در مناطق اطراف و همچنین جنایات مداوم رژیم در این شهر خبر داده است.
بر اساس روایت این پزشک، «نیروهای رژیم به بیمارستان حمله کردند، وارد اتاق عمل شدند و وقتی پزشکان و پرستاران سعی کردند آنها را از دزدیدن جسد [یک معترض] بازدارند، آنها نیز هدف گلوله قرار گرفتند. تعداد بیشتری از آنها آمدند و اجساد را بردند. علاوه بر معترضان، ما پزشکان و کارکنان خوب بیمارستان را نیز از دست دادهایم.»
آوا گفت رژیم اعتراضات را کاملاً سرکوب کرده و کمک خارجی تنها امید آنها [مردم] برای نجات است.
او گفت: «به آنها بگویید که هیچ کار دیگری از دست ما در داخل ایران بر نمیآید. هیچ کاری... آنقدر مردم کشته شدهاند که دیگر کسی جرات نمیکند. بیرون رفتن به خیابان مساوی با خودکشی است. دیگر بحث شجاعت نیست. بیرون میروید و آنها شما را فوراً میکشند؛ آنها حتی نمیپرسند چرا آمدید.»
مجتبی (شاهمراد) شهپری، معترضی از شهر ایذه در جنوبغرب ایران که در جریان اعتراضات سراسری مجروح شد و بعدا جسدش در یک سردخانه در اصفهان پیدا شد، مطابق آخرین وصیتش در حالی به خاک سپرده شد که پیکرش در پرچم شیر و خورشید پیچیده شده بود.
به گفته افرادی که با ایراناینترنشنال گفتوگو کردهاند اما نخواستهاند نامشان فاش شود، شهپری ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در شهر بهارستان، از توابع استان اصفهان، هدف گلوله نیروهای سرکوبگر جمههوری اسلامی قرار گرفت.
در ویدیوهایی که برای ایراناینترنشنال ارسال شده، صدای شلیک گلوله همزمان با شعار جاوید شاه معترضان در بهارستان در ۱۸ دی شنیده میشود.
این منابع گفتند نیروهای سرکوبگر آن شب بهطور بیهدف به سوی معترضان شلیک کردند.
یکی از منابع گفت: «آن شب به همه شلیک میکردند؛ زن و مرد، پیر و جوان.»
به گفته این منبع، نیروهای سرکوبگر مجتبی شهپری را بین ساعت ۸:۳۰ تا ۹ شب به وقت محلی در خیابان ایثار بهارستان از ناحیه پا هدف گلوله قرار دادند و او را به زمین انداختند.
این منبع افزود که او با وجود جراحت، زنده بود و با آمبولانس به بیمارستان الزهرا در اصفهان منتقل شد.
او گفت: «مجتبی وقتی به بیمارستان برده شد، زنده بود.»
در روزهای بعد، خانواده شهپری در بیمارستانهای مختلف اصفهان به دنبال او گشتند. به گفته این منبع، مقامها بارها به خانواده گفته بودند که او مجروح و زنده است، اما از گفتن محل نگهداریاش خودداری میکردند.
به گفته این منبع، بعد از آن، دیگر هیچ پاسخی داده نشد.
سه روز بعد، جستوجوی خانواده در نزدیکی قبرستان باغ رضوان، بزرگترین گورستان اصفهان، به پایان رسید.
به گفته این منبع، بهدلیل پر بودن سردخانه قبرستان، اجساد در یک انبار نگهداری میشد؛ انباری که از آن معمولا برای نگهداری میوه و سبزیجات در نزدیکی قبرستان باغ رضوان استفاده میشود.
او گفت: «هیچ جایی نبود… اجساد را داخل یک انبار گذاشته بودند. تا چشم کار میکرد، جنازه بود.»
او شمار اجساد را دستکم ۵۰۰ نفر برآورد کرد.
هنگامی که پیکر شهپری پیدا شد، آثار اصابت گلوله در سر او دیده میشد؛ زخمی که به گفته منبع، هنگام انتقال او به بیمارستان وجود نداشت.
این منبع گفت خانواده باور دارند که او با شلیک گلوله اعدام شده و بدون اطلاع خانواده، تحت عمل جراحی در ناحیه شکم قرار گرفته و سپس دوباره بخیه شده است.
یک منبع دیگر در بهارستان نیز به ایراناینترنشنال گفت که در اوج اعتراضات، «چندین کانتینر پر از جنازه» نیمهشب به باغ رضوان منتقل و در انبارها تخلیه شد.
به گفته این منبع، برخی از اجساد هنوز زنده و در حالت نیمههوشیار بودند.
مجتبی شهپری، ۳۲ ساله، اصالتا اهل ایذه در استان خوزستان و از لرهای بختیاری بود، اما برای یافتن کار به اصفهان مهاجرت کرده بود.
او برای تامین معاش، شبها بهعنوان نگهبان ساختمان کار میکرد و روزها به تخلیه بار بهعنوان کارگر مشغول بود.
یکی از منابع گفت: «او آزادیخواه بود. با مذهب مخالف بود و از نظام پادشاهی حمایت میکرد.»
مجتبی شهپری ۲۸ دی ۱۴۰۴ در روستای نشیلدو، نزدیک ایذه، به خاک سپرده شد.
یکی از منابع به ایراناینترنشنال گفت: «او را در حالی دفن کردند که در پرچم شیر و خورشید پیچیده شده بود؛ همانطور که خودش خواسته بود… همانطور که همه ما میخواهیم.»
مهران حقیقی، پدر جاویدنام ماهان حقیقی، کشتیگیری که در رشت، با شلیک ماموران حکومتی کشته شد، درباره رسانهای شدن نام فرزندنش در اینستاگرام نوشت:«مرسی از دوستان و هموطنان ایرانی از خارج کشور که در غم ما شریک بودید، سنگ تمام گذاشتید که امثال پسر من که در راه وطن مرد، جاویدان باشند.»
او همچنین در پستی دیگر نوشت: «ماهان جان، کاری که من پدر فقط تونستم برات بکنم؛ جهانیت کردم که به آرزوت برسی.»
ماهان حقیقی، جوان کشتیگیر و دارای مقام قهرمانی استانی، شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه در شهر رشت، با شلیک گلوله جنگی ماموران حکومتی کشته شد.
بنا بر این اطلاعات، ماموران گلوله را به ناحیه جمجمه او شلیک کردند و ماهان حقیقی مقابل منزل خانوادگیاش جان باخت.
بهنام داراییزاده، پژوهشگر ارشد کمپین حقوق بشر ایران، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت آنچه در ایران تنها در فاصله دو روز رخ داد، بدون هیچ تردیدی خونینترین سرکوب سیاسی در تاریخ صد و پنجاه ساله معاصر ایران است و از نظر حقوقی مصداق روشن «جنایت علیه بشریت» به شمار میآید.
او تاکید کرد ابعاد این کشتار هنوز بهطور کامل روشن نشده، اما شواهد موجود نشان میدهد با یک حمله سازمانیافته، عامدانه و سراسری علیه جمعیت غیرنظامی روبهرو بودهایم؛ حملهای که نه به یک منطقه محدود، بلکه به کل کشور تعمیم داده شد. به گفته داراییزاده، این سرکوب صرفا معترضان را هدف قرار نداد و صدها نفر از عابران، رهگذران، بیماران، کودکان و خردسالان نیز در جریان این کشتار جان خود را از دست دادند.
این پژوهشگر حقوق بشر با اشاره به اظهارات پیام اخوان، حقوقدان و دادستان پیشین جنایتهای جنگی، گفت در قتلعام صربرنیتسا در دهه نود میلادی، حدود هشت هزار نفر در بازهای سههفتهای کشته شدند، اما در ایران، در بازهای بهمراتب کوتاهتر، دهها هزار شهروند که تنها خواهان حقوق و آزادیهای اولیه خود بودند، قربانی سرکوب شدند.
داراییزاده افزود از منظر حقوق بینالملل، تردیدی وجود ندارد که این وقایع در چارچوب «جنایت علیه بشریت» قرار میگیرد و جامعه جهانی باید سازوکارهای مشخص و موثری را برای پاسخگویی عاملان این جنایت و جلوگیری از تداوم آن به کار بگیرد.
فرهاد علوی، حقوقدان و کارشناس تحریمهای مالی و بانکی، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت تشدید تحریمها میتواند فشار قابلتوجهی بر اقتصاد ایران وارد کند، چرا که اقتصاد کشور بهشدت به درآمدهای نفتی وابسته است.
او توضیح داد در شرایطی که نفت ایران بهدلیل تحریمها و محدودیتهای گسترده، از جمله تحریم «کشتیهای سایه» و اعمال تحریمهای ثانویه، با دشواری فزایندهای در بازارهای جهانی روبهروست، شمار خریداران آن کاهش یافته است. به گفته علوی، بسیاری از خریداران بالقوه تمایلی ندارند خود را در معرض ریسک تحریمهای آمریکا قرار دهند و به همین دلیل از خرید نفت ایران خودداری میکنند.