واشینگتنپست: تصمیم ترامپ درباره ایران میتواند جایگاه او را در تاریخ آمریکا تعیین کند
در یادداشتی تحلیلی که روزنامه واشینگتنپست منتشر شده، مارک اِی. تیسن، ستوننویس این روزنامه، تصمیم پیشروی دونالد ترامپ درباره ایران را «انتخابی تاریخی» توصیف کرده که میتواند جایگاه او را در تاریخ آمریکا تعیین کند.
واشینگتنپست: تصمیم ترامپ درباره ایران میتواند جایگاه او را در تاریخ آمریکا تعیین کند | ایران اینترنشنال
به نوشته تیسن، ترامپ پیشتر بهصراحت به تهران هشدار داده بود که در صورت کشتار معترضان، ایالات متحده وارد عمل خواهد شد، اما بهرغم این هشدارها، حکومت ایران هزاران نفر از معترضان را به قتل رساند. نویسنده تاکید میکند که بیعملی در این مقطع، نهتنها اعتبار تهدیدهای ترامپ، بلکه اعتبار جهانی آمریکا را بهشدت تضعیف خواهد کرد.
در این یادداشت آمده است که تجربه رؤسایجمهوری پیشین آمریکا، از جمله باراک اوباما در سوریه و جو بایدن در افغانستان، نشان داده که عقبنشینی از «خط قرمزها» پیام ضعف به جهان مخابره میکند. تیسن استدلال میکند اگر ترامپ نیز اکنون از اجرای هشدارهای خود عقبنشینی کند، همان اشتباهات گذشته را تکرار خواهد کرد.
تیسن همچنین نسبت به تلاشها برای سوق دادن ترامپ بهسوی مذاکره هستهای با حکومت ایران هشدار میدهد و مینویسد هرگونه توافق در شرایط فعلی، ناگزیر با کاهش تحریمها همراه خواهد بود و عملاً به رژیمی که بهتازگی شهروندانش را سرکوب کرده، پاداش مالی میدهد. به باور او، چنین توافقی به رژیم ایران فرصت بازسازی و بازیابی میدهد.
به نوشته واشینگتنپست، نویسنده بهترین مسیر را اعمال فشار حداکثری و حتی هدف قرار دادن رهبری کنونی ایران میداند تا زمینه برای مذاکره با یک رهبری انتقالی فراهم شود. او ایران را در ضعیفترین موقعیت خود از زمان انقلاب ۱۹۷۹ توصیف میکند و این وضعیت را «فرصتی بیسابقه» برای پایان دادن به دههها بیثباتی در خاورمیانه میخواند.
تیسن در پایان تاکید میکند که هرچند اقدام نظامی با خطر همراه است، اما خطر بیعملی بهمراتب بیشتر خواهد بود. بهگفته او، ترامپ اکنون با دو راهی روشنی روبهروست: یا به حکومت ایران «طناب نجات» بدهد، یا با تصمیمی قاطع، جایگاه خود را در کنار رؤسایجمهوری قرار دهد که بهزعم نویسنده، مسیر تاریخ را تغییر دادهاند.
این در حالی است که همزمان با انتشار گزارشهای ضدونقیض درباره برگزاری مذاکرات میان تهران و واشینگتن، وزیر خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده که گفتوگوها جمعه در عمان برگزار خواهد شد؛ موضوعی که یک مقام آمریکایی نیز آن را تایید کرده است. با این حال، هنوز روشن نیست دستور کار این مذاکرات چه خواهد بود.
در زمستانی که خیابانهای ایران به صحنه ایستادگی بدل شد و شمار کشتهشدگان از هر موج اعتراضی پیشین فراتر رفت، ایران دیگر در حاشیه خبرها نماند.
تداوم حضور مردم، قتلعام رژیم جمهوری اسلامی و شکستن سکوت تحمیلی حکومت از سوی مردم، رسانههای جهان را واداشت از روایتهای گذرا عبور کنند و به همراهی آشکار با مبارزه مردم ایران برسند؛ جایی که ایران از یک خبر منطقهای به مسالهای جهانی تبدیل شد.
تا همین یک ماه پیش بود که خبرهای ایران در رسانههای بینالمللی، حتی در بزنگاههای مهم، اغلب در اندازههای خبر و یا تحلیل سیاسی و در کنار دیگر تحولات جهانی منتشر میشد. ایران معمولا یکی از چند خبر خاورمیانهای بود؛ گاه ذیل پرونده هستهای، گاه در حاشیه تنشهای منطقهای یا رقابت قدرتها. در واقع توجه رسانهای به ایران، مقطعی و وابسته به رویداد بود.
اما زمستان ۱۴۰۴ این الگو را شکست. تداوم حضور مردم در خیابانها، عبور اعتراضها از مطالبات اقتصادی به خواست صریح تغییر حکومت، و از همه مهمتر کشتاری با ابعادی کمسابقه، که بیش از سیهزار ایرانی به دست عوامل جمهوری اسلامی به قتل رسیدن، ایران را از حاشیه به متن رسانههای جهانی کشاند.
آنچه امروز دیده میشود، صرفا پوشش یک بحران نیست؛ بلکه بازتاب حساس شدن وجدان رسانهای جهان نسبت به مبارزه مردم ایران است. این توجه، بیش از آنکه محصول شوک باشد، نتیجه استمرار است: استمرار اعتراض، استمرار هزینه دادن، و استمرار روایتهایی که دیگر قابل پنهانکردن نبودند و بدون شک بازیگر اصلی آن مردم ایران بودند.
حالا کافی است سری به رسانههای غیر فارسی بزنید، رسانههای جریان اصلی جهان، از آمریکا تا اروپا تا آسیا اکنون ایران را نه فقط بهعنوان یک خبر، بلکه بهمثابه یک لحظه تاریخی روایت میکنند.
در ایالات متحده، تمرکز رسانهها عمدتا بر مقیاس کشتار، آمار قربانیان و مسئولیت ساختار قدرت بوده است. «واشینگتنپست» در گزارشی با عنوان «کشتار معترضان در ایران به سطحی کمسابقه رسیده است» تلاش میکند سرکوب ایران را در یک چارچوب تطبیقی قرار دهد؛ در کنار تیانآنمن چین، حما در سوریه و دیگر نمونههای بزرگ سرکوب دولتی. این روزنامه نشان میدهد که آنچه ایران را متمایز میکند، صرفا تعداد قربانیان نیست، بلکه گستره جغرافیایی و همزمانی خشونت در سراسر کشور است.
«نیویورک تایمز» با مقاله تحلیلی «در شمارش کشتهشدگان ایران، تصویری از خشونت عریان» پا را فراتر میگذارد و نشان میدهد نبرد بر سر اعداد، خود بخشی از نبرد مشروعیت است. این مقاله یادآوری میکند که حتی پایینترین برآوردها نیز از توسل حکومت به سطحی از خشونت حکایت دارد که در دهههای اخیر کمسابقه است؛ خشونتی که نه برای مهار بحران، بلکه برای بقا به کار گرفته شده است.
در سوی دیگر طیف رسانهای آمریکا، «فاکس نیوز» با گزارش «اسناد فاششده، طرح مرگبار محرمانه خامنهای برای سرکوب اعتراضهای ایران را افشا میکند» بر وجه امنیتی ماجرا دست میگذارد. این روایت، سرکوب را نه واکنشی آنی، بلکه اجرای برنامهای از پیش طراحیشده معرفی میکند؛ برنامهای که پس از اعتراضهای سالهای گذشته تدوین شده و در خیزش ۱۴۰۴ بهطور کامل به اجرا درآمده است.
در مقابل این نگاههای دادهمحور و امنیتی، «ایبیسی نیوز» زاویهای انسانیتر انتخاب کرده است. گزارش این شبکه با عنوان «در حالی که ایران به دنبال گفتوگو با آمریکا است، خانوادههای کشتهشدگان و ناپدیدشدگان از نقض حقوق بشر میگویند» تضادی عمیق را به تصویر میکشد: دیپلماسی در بالا، و سوگ حلنشده در پایین. روایت مادران، خانوادهها، شاهدان عینی و جستوجوی اجساد، سیاست را از سطح بیانیهها به سطح زندگی روزمره میکشاند.
در اروپا، تمرکز رسانهها بیشتر بر بدن ایرانیان تیر خورده معترضی که بر روی هم تلنبار شده، خیابان و تجربه زیسته خشونت است. «تلگراف» در گزارشی با عنوان «با مسلسل مردم را درو کردند؛ کشتار مورد تایید حکومت در ایران چگونه رقم خورد» تصویری شوکآور از تغییر تاکتیک حکومت ارائه میدهد. این گزارش از عبور نیروهای امنیتی از منطق کنترل جمعیت به منطق عملیات نظامی علیه غیرنظامیان میگوید؛ از استفاده از سلاحهای سنگین تا قتل در بازداشت و دشواری تحویل اجساد به خانوادهها.
«گاردین» اما مسیری متفاوت را دنبال میکند. این روزنامه در مقالهای که به آیینهای تدفین و سوگواری میپردازد، نشان میدهد چگونه رقص، آواز و تجمع بر مزار کشتهشدگان به کنشی سیاسی بدل شده است. در این روایت، حتی مرگ نیز از کنترل حکومت خارج میشود و به زبان مقاومت تبدیل میگردد؛ جایی که بدن و حافظه جمعی، جایگزین شعار میشوند.
در سطحی نمادینتر، «تایم» با اختصاص جلد خود به ایران و انتشار مجموعهای از مقالات با قلم پنج نویسنده ایرانی، خیزش ۲۰۲۶ را نه یک بحران مقطعی، بلکه مسالهای اخلاقی و تاریخی برای جهان معرفی میکند. تیتر «بعد از آیتاله» بیانگر این نگاه است: ایران بهعنوان نقطهای که گذشته و آینده به هم رسیدهاند و این رسانه با روایت پنج نویسنده ایرانی از فردایی بدون جمهوری اسلامی میگوید.
اگر این روایتها را کنار هم بگذاریم، تصویری روشن شکل میگیرد. رسانههای آمریکایی بیشتر بر آمار، اسناد و مسئولیت سیاسی تمرکز دارند؛ رسانههای اروپایی بر حضور، مقاومت و کشتار حاکمیت و فرهنگ مقاومت. این دو رویکرد مکمل یکدیگرند و در کنار هم تصویری میسازند که دیگر قابل انکار نیست.
ایران امروز فقط موضوع سیاست خاورمیانه نیست. آنچه توجه جهان را برانگیخته، ایستادگی مردمی است که با وجود کشتار، میدان را ترک نکردهاند. همین تداوم حضور، همین هزینه انسانی، و همین شکستن روایت رسمی قدرت، باعث شده رسانههای جهان در حال ثبت و بازتاب انقلاب مردمی ایرانیان باشند. چیزی که در بسیاری از رسانههای غیر فارسی و جریان اصلی جهان دیده میشود نه فقط یک روایت در چهارچوب کی، کجا و چگونه خوانده میشود بلکه یک باور جهانی در واقعهای انسانی است. روایتی که همه چشمها به بازیگران این روایت دوخته شده: مردم ایران!
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی به مردم ایران، انقلاب شیروخورشید را «حماسهای بینظیر از همصدایی، همدلی و همبستگی ملی» دانست.
شاهزاده رضا پهلوی در این پیام که چهارشنبه ۱۵ بهمن منتشر شد، نوشت: «برخلاف تلاش جمهوری اسلامی و همپیمانانش برای ایجاد تفرقه و انحراف، شما هوشیارانه و میهنپرستانه، با صدایی واحد، در جایجای ایران فریاد زدهاید که یک ملت بزرگ و متحدید با یک پرچم.»
او افزود: «نشان دادهاید که ما فارغ از اینکه از کدام شهر و استان ایران هستیم، به چه گویش و زبانی صحبت میکنیم، چه مذهب و باوری داریم یا نداریم، همه ایرانی هستیم و مصمم به بازپسگیری میهن عزیزمان.»
شاهزاده رضا پهلوی نوشت: «دلاورانه در خیابانهای سراسر ایران -تاکید میکنم: سراسر ایران- زیر رگبار گلوله گفتید که چه نمیخواهید و فریاد زدید چه میخواهید» و اضافه کرد: «شجاعت شما پایههای این رژیم اشغالگر را لرزانده است. صدای شما جهان را بیدار کرده است. فداکاری و جانفشانی شما بیثمر نخواهد ماند. ایران آزاد خواهد شد.»
او همچنین خطاب به «همه آنان که میخواهند در این مسیر همراه ما باشند»، نوشت: «صدای ملت بزرگ و متحد ایران را بشنوید. آغوش انقلاب شیر و خورشید به روی آنانی که چهار اصل حفظ تمامیت ارضی ایران، آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان در پیشگاه قانون، دموکراسی سکولار بر پایه جدایی دین از دولت، و حق مردم در انتخاب آزادانه نوع حکومت را قبول دارند، گشوده است.»
شاهزاده رضا پهلوی با گرامیداشت «یاد جاویدنامان دلیرمان، زنان و مردان جانفدای وطن»، تاکید کرد: «خانوادهها و دوستانشان مطمئن باشند که محاکمه و مجازات آمران و عاملان این کشتار، و اجرای عدالت قطعی است.»
او در پایان پیام خود نوشت: «امروز که از همیشه متحدتر و به آزادی و دموکراسی نزدیکتریم، قول میدهم که از اعتماد و اتحاد شما با تمام وجود محافظت خواهم کرد. ما با هم ایران را پس خواهیم گرفت و دوباره خواهیم ساخت.»
پیش از این، شاهزاده رضا پهلوی در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس خطاب به ایرانیان خارج از کشور دوشنبه ۱۳ بهمن نوشت که ۱۴ فوریه، ۲۵ بهمن، «روز جهانی اقدام» در همبستگی با انقلاب شیروخورشید ایران است؛ روزی برای حضور در خیابانها با هدف واداشتن جامعه جهانی به اقدام عملی و فوری در حمایت از ملت ایران.
او با اشاره به سرکوب گسترده در ایران تاکید کرد جمهوری اسلامی با «کشتار و خشونت افسارگسیخته» کوشیده اراده ملت ایران را در هم بشکند، اما در این مسیر شکست خورده است. به گفته شاهزاده رضا پهلوی، این حکومت با کشتار دهها هزار ایرانی و قطع اینترنت تلاش کرده جنایتهای خود را پنهان کند، با این حال مردم ایران همچنان در برابر گلولهها ایستادهاند و خواست آزادی و عشق به میهن را فریاد میزنند.
او با تاکید بر پایان یافتن «دوران ترس» و نزدیک بودن «دوران آزادی»، از همه کسانی که به آزادی ایران باور دارند خواست روز شنبه ۱۴ فوریه در همبستگی با مردم ایران به پا خیزند.
شاهزاده رضا پهلوی افزود همبستگی جهانی اهمیت تعیینکننده دارد و زمانی که مردم متحد بایستند، دولتها ناچار به شنیدن خواهند شد.
در این ارتباط هم روزنامه آلمانی بیلد سهشنبه ۱۴ بهمن گزارش داد که کنفرانس امنیتی مونیخ از شاهزاده رضا پهلوی بهعنوان مهمان دعوت کرده است.
یک افسر پلیس به بیلد گفت: «انتظار داریم که او بهعنوان سخنران در تظاهرات نیز حضور داشته باشد. توجه افکار عمومی جهان در آن آخرهفته کاملاً به مونیخ معطوف خواهد بود.»
پلیس شهر مونیخ پیشبینی کرده است که ۱۴ فوریه، ۲۵ بهمن، حدود ۱۰۰ هزار نفر در یک تظاهرات بزرگ علیه حکومت جمهوری اسلامی شرکت کنند. این تجمع همزمان با کنفرانس امنیتی مونیخ خواهد بود.
یک تحلیلگر حریم خصوصی و امنیت اینترنت میگوید ایران به دلیل قطعی اینترنت از سوی حکومت جمهوری اسلامی، در هر ساعت ۱.۵۶ میلیون دلار ضرر میکند و اقتصاد در حال رکود خود را از دست میدهد و این موضوع مختل شدن زندگی بیش از ۹۰ میلیون نفر را به همراه دارد.
سیمون میگلیانو، رییس تحقیقات شرکت «پرایوسی»، در مورد قطعی طولانیمدت اینترنت در ایران به شبکه خبری فاکس گفت که زیانهای ناشی از این قطعی حتی پس از برقراری مجدد اتصال جزیی اینترنت نیز ادامه دارد.
او در این گفتوگو که چهارشنبه ۱۴ بهمن منتشر شد، اشاره کرد: «قطعی فعلی اینترنت، روزانه ۳۷.۴ میلیون دلار یا هر ساعت ۱.۵۶ میلیون دلار برای ایران هزینه دارد.»
میگلیانو افزود قطعی کامل اینترنت بیش از ۷۸۰ میلیون دلار برای ایران هزینه داشته است و فیلترینگ سختگیرانه بعدی همچنان تاثیر اقتصادی قابل توجهی دارد.
او اضافه کرد: «ایران در سال ۲۰۲۵ با ایجاد اختلال در دسترسی به اینترنت، ۲۱۵ میلیون دلار از اقتصاد خود را از دست داده است.»
میگلیانو گفت که تخمینهای او با استفاده از ابزار «نتبلاکس کاست» محاسبه شده است؛ یک مدل اقتصادی که تاثیر فوری بر تولید ناخالص داخلی یک کشور را در صورت آفلاین شدن اجباری اقتصاد دیجیتال آن اندازهگیری میکند.
به نوشته فاکس، این مدل، خسارتهای مستقیم وارد شده به بهرهوری، تراکنشهای آنلاین و کار از راه دور را با استفاده از دادههای بانک جهانی، اتحادیه بینالمللی مخابرات، یورواستات و اداره سرشماری ایالات متحده ارزیابی میکند.
پیشتر ستار هاشمی، وزیر ارتباطات، هفته گذشته گفت که قطعی اینترنت، روزانه پنج هزار میلیارد تومان به اقتصاد ایران خسارت وارد میکند.
او همچنین ۱۲ بهمن اعلام کرد سرعت اینترنت هنوز به شرایط قبل از ۱۷ و ۱۸ دیماه بازنگشته است و میزان ترافیک نیز همچنان پایین است.
قطع اینترنت در ایران از سوی مقامهای جمهوری اسلامی پنجشنبه شب ۱۸ دی و در پی اعتراضات گسترده مردم انجام شد.
فاکس نوشت: در شرایطی که مقامهای جمهوری اسلامی بعدا بخش زیادی از پهنای باند داخلی کشور و همچنین تماسهای تلفنی و پیامکهای محلی و بینالمللی را بازیابی کردند، مردم به دلیل فیلترینگ شدید دولتی تا حد زیادی قادر به دسترسی آزاد به اینترنت نیستند.
میگلیانو قبل از توضیح در این مورد که چگونه حتی زمانی که دسترسی برای مدت کوتاهی بازیابی میشود، اینترنت همچنان «به شدت سانسور شده و عملا بدون ابزارهای دور زدن فیلتر مانند ویپیان غیرقابل استفاده است»، گفت: «به محض بازگشت اتصال، کاربران بلافاصله به دنبال ویپیان برای دسترسی به سایتها و سرویسهای خارج از شبکه تحت کنترل دولت، از جمله پلتفرمهای جهانی مانند واتساپ و تلگرام که در غیر این صورت غیرقابل دسترسی هستند، بودهاند.»
او گفت: «تقاضای پایدار که به طور متوسط ۴۲۷ درصد بالاتر از سطح عادی است، نشان میدهد که ایرانیان در انتظار قطعیهای بیشتر، ابزارهای دور زدن فیلترینگ را انبار میکنند.»
میگلیانو افزود: «استراتژی معمول این است که تا حد امکان، ابزارهای رایگان را دانلود کنند و بین آنها جابهجا شوند. این موضوع تبدیل به یک بازی موش و گربه میشود، زیرا دولت سرورهایویپیانشخصی را مسدود میکند و ارائهدهندگان آدرسهای آیپی را تغییر میدهند تا از سانسورها جلوتر بمانند.»
او اشاره کرد: «قطعی سه هفتهای اینترنت در ایران ممکن است برطرف شده باشد، اما اتصال همچنان به شدت مختل است.»
میگلیانو گفت: «دسترسی به اینترنت همچنان به شدت فیلتر شده، دسترسی به سایتها و برنامههای مورد تایید دولت محدود شده و خود اتصال در طول روز بسیار ناپایدار است.»
در این ارتباط، آمارهای کاندوئیت نشان میدهد که اتصالهای روزانه کاربران ایرانی به شبکه کاندوئیت-سایفون از چند هزار به بیش از ۲۹ میلیون رسیده است.
بر اساس دادههای وبسایت کاندوئیت، تا پیش از ۳۰ دی، تعداد اتصالهای روزانه از ایران کمتر از هشت هزار بود.
دیدهبان حقوق بشر در گزارش سالانه خود اعلام کرد مقامهای جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵، با اشاره به قتلعامهای دستهجمعی پس از اعتراضات سراسری در ایران، اعلام کرد مقامهای جمهوری اسلامی بازداشتهای دستهجمعی و خودسرانه انجام دادند و سرکوب را تحت پوشش امنیت ملی تشدید کردند.
دیدهبان حقوق بشر در گزارش خود که چهارشنبه ۱۵ بهمن منتشر شد، با اشاره به سرکوب مرگبار اعتراضات سراسری ، از جمله کشتار جمعی معترضان و رهگذران از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، نوشت: «شواهدی از تشدید هماهنگ استفاده مقامها از نیروی غیرقانونی و کشنده از هشتم ژانویه، ۱۸ دی، علیه معترضان و رهگذرانی که بر اثر اصابت گلوله به سر و بدنشان کشته یا زخمی شدند، را یافته است.»
این سازمان حقوق بشری اشاره کرد که مقامهای جمهوری اسلامی هنگام قطعی سراسری اینترنت و محدودیتهای مخابراتی که «برای پنهان کردن مقیاس واقعی جنایات اعمال کردند، مرتکب قتلعام شدند.»
در بخشی از این گزارش آمده است که ایران در سال گذشته میلادی شاهد نقض گسترده و سیستماتیک حق حیات، از جمله از طریق اعمال مجازات اعدام، بود و بیش از نیمی از اعدامها بهدلیل جرایم مربوط به مواد مخدر انجام شد که آشکارا ناقض قوانین بینالمللی است.
دیدهبان حقوق بشر اشاره کرد که اعدامها پس از نقض فاحش و سیستماتیک محاکمه عادلانه صورت گرفتند و زنان و اقلیتهای قومی، که بسیاری از آنها نیز به اقلیت مذهبی سنی تعلق دارند، به طور فزایندهای هدف مجازات اعدام قرار گرفتهاند.
بهار صبا، محقق ارشد ایران در دیدهبان حقوق بشر، گفت: «چرخه مصونیت از مجازات و خونریزی منجر به موج بیسابقه اعدام در دهههای گذشته، در سال ۲۰۲۵، و مرگبارترین سرکوب اعتراضات شد که منجر به کشتار جمعی بیسابقه هزاران نفر از معترضان و رهگذران در این سال شد.»
او اضافه کرد: «جامعه بینالمللی باید فورا اقدامات لازم برای پاسخگویی کردن حکومت ایران را از طریق تمام راههای موجود، از جمله صلاحیت جهانی، دنبال کند.»
دیدهبان حقوق بشر در مورد وضعیت حقوق بشری ایران در سال گذشته میلادی به بازداشت خودسرانه صدها نفر از مخالفان، مدافعان حقوق بشر، وکلا، روزنامهنگاران، اعضای اقلیتهای قومی و مذهبی، شهروندان دو تابعیتی و خارجی اشاره کرد.
این سازمان همچنین سیاست سرکوب زنان از سوی مقامهای جمهوری اسلامی، از جمله اعمال حجاب اجباری تبعیضآمیز و تحقیرآمیز علیه آنان در ماههای پایانی سال گذشته میلادی را نشانه «موج جدیدی از سرکوبها» دانست.
در گزارش دیدهبان حقوق بشر در مورد شرایط زندانیان آمده است: «شکنجه و سایر بدرفتاریها، از جمله محرومیت عمدی از مراقبتهای پزشکی برای زندانیان، همچنان سیستماتیک و گسترده بود. مجازاتها شامل شلاق زدن و قطع عضو بود که شکنجه محسوب میشود.»
بخشی از گزارش این سازمان در مورد وضعیت حقوق بشری ایران در سال ۲۰۲۵ به سرکوب اقلیتهای قومی و مذهبی، از جمله بهائیان، اختصاص دارد.
دیدهبان حقوق بشر همچنین حمله اسرائیل به زندان اوین در تهران در جریان جنگ ۱۲ روزه را «غیرقانونی» و «جنایت جنگی آشکار» نامید.
این سازمان همچنین نوشت پنج حمله موشکی بالستیک جمهوری اسلامی به مناطق پرجمعیت اسرائیل که منجر به کشته شدن ۲۰غیرنظامی شد «احتمالاً جنایات جنگی بودهاند.»
همزمان با انتشار گزارشهای ضدونقیض درباره برگزاری مذاکرات میان تهران و واشینگتن، وزیر خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده که گفتوگوها جمعه در عمان برگزار خواهد شد؛ موضوعی که یک مقام آمریکایی نیز آن را تایید کرده است. با این حال، هنوز روشن نیست دستور کار این مذاکرات چه خواهد بود.
ساعاتی پس از انتشار گزارشهایی در مورد لغو مذاکرات جمعه ۱۷ بهمن بین تهران و واشینگتن، یک مقام آمریکایی چهارشنبه ۱۵ بهمن تایید کرد که مذاکرات جمعه در عمان برگزار خواهد شد.
پیش از آن هم عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، اعلام کرده بود که «مذاکرات هستهای» با آمریکا قرار است حدود ساعت ۱۰ صبح جمعه در مسقط، پایتخت عمان، برگزار شود.
در این ارتباط، اکسیوس به نقل از دو مقام آمریکایی نوشت برنامهریزی برای برگزاری مذاکرات هستهای آمریکا و ایران دوباره روی میز قرار گرفته است؛ آن هم پس از آنکه چندین رهبر عرب و مسلمان بعدازظهر چهارشنبه در تماس فوری از دولت ترامپ خواستند از تهدید خود برای لغو این مذاکرات عقبنشینی کند.
به گفته این دو مقام، «آنها از ما خواستند جلسه را حفظ کنیم و به حرفهای ایرانیها گوش دهیم.»
یکی از دو مقام آمریکایی افزود: «ما به طرفهای عرب گفتهایم اگر اصرار داشته باشند، جلسه را برگزار میکنیم، اما نسبت به آن بسیار بدبین هستیم.»
بر اساس این گزارش، دستکم ۹ کشور منطقه پیامهایی را به بالاترین سطوح دولت ترامپ منتقل کرده و بهشدت خواستار آن شدهاند که آمریکا دیدار برنامهریزیشده با مقامهای ایرانی در عمان را لغو نکند.
یک مقام آمریکایی دیگر نیز گفت دولت ترامپ با برگزاری این دیدار «برای احترام به درخواست متحدان منطقهای آمریکا» و «بهمنظور ادامه پیگیری مسیر دیپلماتیک» موافقت کرده است.
مذاکرات قرار بود جمعه در استانبول با حضور استیو ویتکوف، فرستاده ویژه آمریکا، و عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، و نمایندگان چند کشور خاورمیانه به عنوان ناظر برگزار شود.
پیشتر برخی گزارشها حاکی از آن بود که جمهوری اسلامی خواستار انتقال محل مذاکرات، انجام آن به صورت دو جانبه و حذف دیگر کشورها و نیز گفتگو بر سر فقط یک موضوع، برنامه هستهای تهران، است.
در همین ارتباط، رییس دفتر حفاظت منافع جمهوریاسلامی در مصر چهارشنبه به شبکه خبری العربیه گفت تهران تنها درباره پرونده هستهای مذاکره میکند.
این در شرایطی است که ماجد بن محمد الانصاری، مشاور نخستوزیر و سخنگوی وزارت خارجه قطر، سهشنبه ۱۴ بهمن با اعلام اینکه چالشهای موجود در ارتباط با جمهوری اسلامی تنها به یک موضوع محدود نمیشود، گفت که مذاکرات باید در مسیر جدیدی دنبال شود که در آن همه موضوعها روی میز قرار بگیرد.
او تاکید کرد که هیچ یک از کشورهای منطقه نباید از مذاکرات حذف شوند.
روبیو: آمریکا دیدار و مذاکره را امتیازدهی یا مشروعیتبخشی تلقی نمیکند
در خبری دیگر، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در نشست خبری کنفرانس مواد معدنی کمیاب، درباره سیاست واشینگتن در قبال تهران گفت: «ترامپ آماده است با هر کسی در جهان گفتوگو و تعامل کند.»
او افزود آمریکا دیدار و مذاکره را «امتیازدهی یا مشروعیتبخشی» تلقی نمیکند.
روبیو گفت: «این صرفا نشاندهنده آمادگی ما برای نشستن، شنیدن و صحبت کردن با هر کسی است؛ چه دشمن و چه متحد.»
به گفته او، اگر فرصتی برای گفتوگوی مستقیم با همتایان جمهوری اسلامی فراهم شود، واشینگتن از آن استقبال میکند.
او افزود آمریکا تصور میکرد چارچوب مشخصی برای این گفتوگوها وجود دارد که در ترکیه بر سر آن توافق شده بود، اما گزارشهای متناقضی از سوی مقامهای ایرانی منتشر شده که نشان میدهد تهران با چنین چارچوبی موافقت نکرده است.
روبیو اضافه کرد: «در نهایت، آمریکا آماده تعامل است و همیشه آماده تعامل با ایران بوده است.»
او تاکید کرد اگر این مذاکرات قرار است به نتیجهای معنادار برسد، باید موضوعاتی مشخص در دستور کار قرار گیرد.
به گفته روبیو، این موضوعات شامل «دامنه موشکهای بالستیک ایران، حمایت از سازمانهای تروریستی در سراسر منطقه، برنامه هستهای و نحوه رفتار حکومت با مردم خود» است.
او در بخش دیگری از سخنانش گفت تهران پیشتر با قالب مشخصی برای گفتوگوها موافقت کرده بود اما «به هر دلیلی این موضوع تغییر کرده است.»
روبیو گفت: «اگر ایرانیها بخواهند دیدار کنند، ما آمادهایم. آنها علاقهمندی خود را اعلام کردهاند و اگر نظرشان را عوض کنند، با این هم مشکلی نداریم.»
او در پایان تاکید کرد دولت ترامپ گفتوگو را به رویارویی ترجیح میدهد و گفت: «مطمئن نیستم بتوان با این افراد به توافق رسید، اما میخواهیم تلاش کنیم. این رییسجمهوری همیشه راهحل مسالمتآمیز را به هر درگیری یا چالش دیگری ترجیح میدهد.»
ترامپ: خامنهای باید بسیار نگران باشد
در خبری دیگر، دونالد ترامپ به شبکه خبری انبیسی گفت: « علی خامنهای باید بسیار نگران باشد.آنها در حال مذاکره با ما هستند.»
او افزود: «ما پشتیبان معترضان ایران بودهایم. ایران اکنون به خاطر ما در وضعیت آشفتهای قرار دارد. ما وارد عمل شدیم و برنامه هستهایشان را نابود کردیم.»
ترامپ گفت: «اگر من برنامه هستهای جمهوری اسلامی را از بین نبرده بودم، صلحی در خاورمیانه وجود نداشت، چون کشورهای عربی هرگز نمیتوانستند با آن مقابله کنند. آنها بهشدت از ایران میترسیدند.»
او همچنین در پاسخ به پرسشی درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی گفت شنیده که تهران قصد دارد فعالیتهای هستهای خود را دوباره آغاز کند.
ترامپ اضافه کرد: «شنیدم که این کار را میخواهند انجام دهند و من به آنها اطلاع دادم اگر این کار را بکنند، دوباره سراغشان میرویم و کارمان را انجام میدهیم.»
او در پاسخ به پرسش انبیسی که آیا تلاش ایران برای از سرگیری برنامه هستهای دلیل تهدید به استفاده از زور است، گفت: «آنها تلاش کردند به سایت قبلی برگردند، اما حتی نتوانستند به آن نزدیک شوند. همهچیز کاملا نابود شده بود.»
ترامپ افزود ایران به فکر ایجاد یک سایت جدید در بخش دیگری از کشور است و آمریکا از این موضوع مطلع شده است.
او گفت: «وقتی فهمیدیم، به آنها گفتم اگر این کار را بکنید، کارهای بسیار بدی با شما انجام خواهیم داد.»
برادسکی: جمهوری اسلامی حمله به ایران و ریسک تغییر رژیم را ترجیح میدهد
جیسون برادسکی، مدیر سیاستگذاری اتحاد علیه ایران هستهای، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «جمهوری اسلامی احتمال حمله به ایران و ریسک تغییر رژیم را ترجیح میدهد تا اینکه توافق کند.»
او افزود: «به همین دلیل است که خامنهای از بحث در مورد مسائل غیر هستهای در مذاکرات خودداری میکند. او معتقد است که حتی پس از حمله نیز شانس بیشتری برای بقای رژیم وجود دارد. این برای گوشهای غربیها دیوانهوار به نظر میرسد، اما این محاسبه او است.»
پت فالون، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا، نیز در ایکس نوشت: «رژیم ایران بزرگترین عامل هرج و مرج، مرگ و ویرانی در خاورمیانه است.»
او تاکید کرد: «مردم ایران شایسته آزادی از سرکوب آیتاللهها هستند.»
همچنین دانی سیترینوفیتش، کارشناس خاورمیانه، امنیت ملی و اطلاعات در شورای آتلانتیک، در ایکس نوشت: «آنچه برای من قابل توجه است، این است که ایران در حال حاضر در یکی از ضعیفترین موقعیتهای استراتژیک خود قرار دارد - بحران اقتصادی بیسابقهای همراه با خشم عمومی گسترده از سرکوب رژیم - و هنوز با احتمال بسیار واقعی یک عملیات نظامی گسترده به رهبری ایالات متحده روبرو است.»
او اضافه کرد با این حال، حداقل وقتی صحبت از مسائل غیرهستهای میشود، به نظر میرسد رهبری جمهوری اسلامی مایل به ریسک کردن و امتناع از سازش است.
سیترینوفیتش تاکید کرد: «پیامد این امر واضح است: تا زمانی که خامنهای و رژیم فعلی در قدرت باشند، ایران به سادگی تسلیم نخواهد شد.»
او گفت این بدان معنا نیست که دولت آمریکا باید با یک استراتژی خروج نامشخص، برای انجام یک عملیات نظامی خطرناک عجله کند. اما به این معنی است که نباید هیچ توهمی وجود داشته باشد که فشار بیشتر و تهدیدهای بیشتر به نوعی کارساز خواهد بود.