نیویورکتایمز: تصاویر ماهوارهای از بازسازی سریع مراکز موشکی ایران حکایت دارد
نیویورکتایمز با استناد به تصاویر ماهوارهای گزارش داده که جمهوری اسلامی بهسرعت شماری از تاسیسات موشکهای بالستیک خود را که در جریان جنگ ۱۲ روزه هدف حمله قرار گرفته بود، ترمیم کرده است. همچنین در ماههای گذشته عملیات تعمیر در تاسیسات موشکی متعددی صورت گرفته است.
روزنامه نیویورکتایمز جمعه ۱۷ بهمن نوشت تفاوت سرعت در بازسازی سایتهای آسیبدیده در جنگ ۱۲ روزه، نشانهای از اولویتهای نظامی تهران در شرایطی است که آمریکا نیروهای خود را در منطقه افزایش داده و احتمال یک اقدام نظامی تازه وجود دارد.
کارشناسانی که برنامههای هستهای و موشکی ایران را بهدقت دنبال میکنند، تحلیل نیویورکتایمز را تایید کردهاند.
این روزنامه حدود ۲۴ نقطه را که در جنگ ۱۲ روزه در خرداد ماه گذشته هدف حملات اسرائیل یا آمریکا قرار گرفته بودند بررسی کرده و دریافته است که در بیش از نیمی از این نقاط، کارهای عمرانی و بازسازی در جریان است.
طبق این تحلیل، تعمیرات در چندین مرکز تولید و آزمایش موشکهای بالستیک خیلی زود پس از حملات آغاز شده است؛ امری که نشان میدهد بازسازی توان موشکی، اولویت کوتاهمدت حکومت ایران بوده است.
جان پی. کیوز، کارشناس مرکز مطالعات سلاحهای کشتارجمعی، گفت تهدید پایگاههای آمریکا و اسرائیل با موشکهای بالستیک، یکی از معدود ابزارهای بازدارندگی جمهوری اسلامی برای جلوگیری از حملات مجدد به تاسیسات هستهای است.
در مقابل، تصاویر ماهوارهای از سایتهای هستهای اصلی ایران حاکی از ترمیمهای محدود و عمدتا سطحی است.
کارشناسان گفتند در تاسیسات نطنز، اصفهان و فردو نشانهای از بازسازی گسترده برای ازسرگیری غنیسازی دیده نمیشود و این مراکز همچنان غیرعملیاتی به نظر میرسند.
از ماه دسامبر، سقفهایی بر روی برخی ساختمانهای آسیبدیده نصب شده که میتواند تلاشی برای پنهانسازی فعالیتهای داخلی از دید ماهوارهها باشد.
با این حال، بخش قابلتوجهی از خسارات سطحی همچنان قابل مشاهده است.
در نطنز، ساختمانی که بهعنوان واحد آزمایشی غنیسازی شناخته میشود با سازهای سفیدپوش پوشانده شده و در اصفهان نیز ساختمانهای تخریبشده با سقفهای موقت پوشیده شدهاند.
به گزارش نیویورکتایمز، سم لایر، پژوهشگر مرکز مطالعات عدم اشاعه جیمز مارتین در مونتری، کالیفرنیا، گفت: «تاکید بر بازسازی برنامه موشکی در تضاد با برنامه هستهای است.»
لایر گفت که به نظر میرسد تاسیسات آزمایش موشکی شاهرود به سرعت بازسازی شده و اعتقاد بر این است که ظرف چند ماه پس از حملات دوباره عملیاتی شده است.
او خاطرنشان کرد که وقتی ماه گذشته برف بارید، جادههای این تاسیسات به سرعت پاکسازی و برف از روی سقفها آب شد، که نشان میدهد این سایت فعال است.
در عین حال، کارشناسان هشدار میدهند ایران همچنان ذخایری از اورانیوم غنیشده در اختیار دارد که بنا بر ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل، زیر آوار سایتهای هدفقرارگرفته باقی مانده و دستنخورده است.
دیوید البرایت، رییس موسسه «علوم و امنیت بینالمللی»، با اشاره به تصاویر ماهوارهای گفته اقدام ایران به انباشتن خاک و پوشاندن ورودی تونلها در اصفهان احتمالا برای آمادهسازی در برابر حمله است و این کار «این سوءظن را تقویت میکند که چیزی باارزش در آنجا نگهداری میشود»؛ احتمالا اورانیوم غنیشده.
او تاکید کرده هنوز روشن نیست ایران دقیقا چه میکند، اما این تحرکات «شبهه بازسازی ظرفیتی برای حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای را افزایش میدهد».
با این حال، البرایت افزوده که این روند را فوری یا قریبالوقوع نمیداند.
روزنامه فیگارو در تحلیلی همزمان با مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در عمان نوشت در حالی که واشینگتن خواستههای سختگیرانهتری مطرح کرده و تهران نیز حاضر به عقبنشینی راهبردی نیست، این گفتوگوها از ابتدا با بدبینی و اختلاف همراه است و بعید است به توافقی پایدار منجر شود.
روزنامه فرانسوی فیگارو جمعه ۱۷ بهمن با اشاره به فضای مبهم و پرتنش مذاکرات جاری در عمان نوشت این گفتوگوها بیش از آنکه نشانه اعتماد متقابل باشد، به «پردهای از دود و گاز بیحسکننده» شباهت دارد.
به نوشته این روزنامه، حتی توافق بر سر محل برگزاری نشست نیز با دشواری همراه بوده و مقامهای آمریکایی هم امید چندانی به موفقیت آن ندارند.
فیگارو به نقل از جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، نوشت که برقراری دیپلماسی با ایران «بسیار دشوار» است، زیرا رهبر جمهوری اسلامی مستقیم مذاکره نمیکند و حاضر به گفتوگو با آمریکا نیست.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز گفته است: «مطمئن نیستم بتوان با رهبران ایران به توافق رسید.»
این روزنامه ارزیابی کرده در بهترین حالت، مذاکرات ممکن است به «توافقی حداقلی، شکننده و موقت» منجر شود.
از نگاه فیگارو، جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه، در موقعیتی ضعیفتر قرار دارد؛ نیروهای نیابتی آن در غزه و لبنان آسیب دیدهاند، روسیه بهدلیل جنگ اوکراین پشتیبان فعالی نیست و حتی بازگشت علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، از سفر اخیر به مسکو، بدون دستاورد بوده است.
با این حال، به نوشته فیگارو، هرچند برخی تاسیسات برای ازسرگیری غنیسازی آماده شدهاند، این اقدام هنوز به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، انجام نشده و پذیرش «غنیسازی صفر» در شرایط فعلی هزینه فوری برای تهران ندارد.
فیگارو تاکید کرده خواستههای دولت آمریکا پس از بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید، سختتر شده است.
واشینگتن علاوه بر توقف کامل غنیسازی، خواهان محدودیت جدی برنامه موشکهای بالستیک و پایان حمایت ایران از گروههای نیابتی است. مطالباتی که از نگاه مقامهای ایرانی عبور از آنها بهمنزله تسلیم تلقی میشود.
این روزنامه در پایان نوشت مذاکرات ممکن است بیش از هر چیز به جمهوری اسلامی فرصت خرید زمان بدهد.
به باور فیگارو، اگر تهران بتواند با یک توافق کاغذی از حمله نظامی بگریزد، بهای آن را معترضان ایرانی خواهند پرداخت. معترضانی که مبارزهشان همچنان با سرکوب بیامان سپاه پاسداران روبهرو است.
نیویورکتایمز بر اساس تصاویر ماهوارهای گزارش داد جمهوری اسلامی بهسرعت چندین تاسیسات موشکهای بالستیک را که در جریان جنگ ۱۲روزه هدف حمله قرار گرفته بودند، ترمیم کرده است. بر اساس این گزارش، در ماههای گذشته عملیات تعمیر در دهها تاسیسات موشکی، از جمله مراکز تولید، انجام شده است.
کارشناسانی که برنامههای هستهای و موشکی تهران را از نزدیک دنبال میکنند هشدار دادهاند که با توجه به محدود بودن تصاویر ماهوارهای به نمای سطح زمین، میزان واقعی و کامل تعمیرات مشخص نیست.
به نوشته نیویورکتایمز، تصاویر بررسیشده نشان میدهد که برخی تعمیرات در تاسیسات موشکی مدت کوتاهی پس از حملات آغاز شده است؛ موضوعی که حاکی از آن است که جمهوری اسلامی تولید موشک را بهعنوان اولویت کوتاهمدت خود در نظر گرفته است.
سم لیر، پژوهشگر مرکز مطالعات منع گسترش سلاحهای هستهای جیمز مارتین در کالیفرنیا، گفت: «تمرکزی که بر بازسازی برنامه موشکی گذاشته شده، در تضاد با وضعیت برنامه هستهای است.»
او افزود که تاسیسات آزمایش موشکی شاهرود با سرعت زیادی بازسازی شده و گمان میرود ظرف چند ماه پس از حملات دوباره عملیاتی شده باشد. به گفته او، زمانی که ماه گذشته برف بارید، جادههای این تاسیسات بهسرعت پاکسازی شد و برف از روی سقفها آب شد که نشاندهنده فعال بودن سایت است.
این پژوهشگر تاکید کرد: «شاهرود بزرگترین و جدیدترین مرکز تولید موشکهای سوخت جامد ایران است، بنابراین منطقی است که بیشترین توجه به آن معطوف شده باشد.»
در حالی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، برای گفتوگوهای دوجانبه با ایالات متحده در عمان به سر میبرد، در محاسبات تهران، مذاکره اکنون نوید فرسایش تدریجی میدهد. در مقابل، جنگ، فرصتی هرچند پرریسک برای بازتنظیم موازنه فراهم میکند.
رویکرد فعلی نشاندهنده تغییری در نگاه دیرینه جمهوری اسلامی است که جنگ را تهدیدی وجودی میدانست. امروز به نظر میرسد حاکمان در تهران به این باور رسیدهاند که تقابل کنترلشده میتواند به شیوهای که دیپلماسی دیگر قادر به آن نیست، به حفظ نظام کمک کند.
همین باور توضیح میدهد چرا جنگ دیگر در تهران امری غیرقابل تصور نیست، بلکه بهتدریج بهعنوان ابزاری قابل اتکا برای حکمرانی، چارچوببندی میشود.
در کانون این تغییر، یک ارزیابی صریح قرار دارد: میز مذاکره به میدان باخت تبدیل شده است.
این نه به این دلیل است که توافق با واشینگتن ناممکن باشد، بلکه به این علت است که چارچوب تحمیلی ایالات متحده و متحدانش، دیپلماسی را به فرایندی از امتیازدهی انباشته تبدیل کرده است.
وقتی محدودیتهای هستهای، قیود موشکی، نفوذ منطقهای و حتی رفتار داخلی بهعنوان پروندههایی بههمپیوسته تلقی میشوند، رهبران ایران گفتوگو را نه راهی برای کاهش فشار، بلکه عقبنشینی راهبردی بدون تضمینهای معتبر برای بقا میبینند.
از منظر تهران، دیپلماسی دیگر زمان نمیخرد؛ بلکه آسیبپذیری را تقویت میکند
در چنین زمینهای، تقابل کمتر شبیه بیپروایی و بیشتر شبیه راهی برای خروج از راهرویی تنگشونده به نظر میرسد.
چرا جنگ؟ زیرا جنگ تنها سناریویی است که جمهوری اسلامی باور دارد در آن لزوما بازنده نیست.
در داخل، حکومت با شدیدترین بحران مشروعیت خود در دهههای اخیر روبهروست.
سرکوب گسترده، کشتار معترضان، فروپاشی اقتصادی و جامعهای که هرچه بیشتر در برابر حکمرانی مبتنی بر ترس مقاومت میکند، ابزارهای سنتی کنترل دولت را فرسوده کرده است.
در این شرایط، جنگ کارکرد سیاسی قدرتمندی دارد و قواعد حکمرانی را بازنویسی میکند.
این موضوع در آخرین دور گفتوگوهای برنامهریزیشده با واشینگتن آشکار شد.
پس از مقاومت اولیه، بنا به درخواست تهران، محل دیدار از استانبول به عمان منتقل شد.
مقامهای ایرانی بر قالب کاملا دوجانبه تاکید کرده و کوشیدهاند گفتوگوها را به پرونده هستهای محدود کنند و بهصراحت موشکها و فعالیتهای منطقهای، که برای ایالات متحده و شرکایش اولویت دارد، کنار بگذارند.
در مجموع، این اقدامات به راهبردی گستردهتر اشاره دارد: تهی کردن دیپلماسی از محتوا، در حالی که تقابل زنده نگه داشته میشود.
در خارج، محاسبات تهران بر فرض دیگری نیز استوار است: اینکه ایالات متحده میخواهد از یک جنگ طولانی پرهیز کند.
تجربههای افغانستان و عراق، در کنار رویکرد محتاطانه واشینگتن نسبت به جنگ اوکراین، این باور را تقویت کرده که آمریکا اشتهای سیاسی لازم برای یک درگیری فرسایشی و طولانی را ندارد.
از نگاه تهران، حتی یک حمله نظامی نیز احتمالا محدود خواهد بود.
حملات هوایی، عملیات سایبری یا ضربات تعریفشده محدود، اشکالی از فشار هستند که جمهوری اسلامی باور دارد میتواند آنها را تاب بیاورد.
این امر به یکی از عناصر اصلی دکترین بقای جمهوری اسلامی خوراک میدهد: بدون حضور نیروهای زمینی خارجی، نظام فروپاشیدنی نیست.
از این رو، اقدام نظامیای که به مشارکت پایدار زمینی نرسد، قابل مدیریت تلقی میشود.
فراتر از این، رهبران تهران باور دارند میتوانند با صادر کردن هزینهها به سراسر منطقه، مسیر تشدید تنش را شکل دهند.
با تهدید متحدان و شرکای منطقهای آمریکا، تهران محاسبه میکند که یک تقابل طولانی خیلی زود از نظر سیاسی و اقتصادی برای واشینگتن غیرجذاب خواهد شد.
در این برداشت، یک جنگ محدود میتواند نگرانیهای حقوق بشری را از دستورکار جهانی کنار بزند، شکافها میان متحدان غربی را آشکار کند، بازارهای انرژی را متلاطم سازد و در نهایت بازگشت به مذاکرات محدودتر را تحمیل کند.
با این حال، این راهبرد بر یک فرض خطرناک استوار است: کنترل.
جنگهایی که با انتظار مهار آغاز میشوند، به ندرت مهار میشوند.
در منطقهای پرنوسان و پر از سلاح و تسلیحات نظامی، زنجیرههای تشدید تنش بهسختی قابل مدیریتاند و اقداماتی که تهران بازدارنده میداند، ممکن است در واشینگتن بهعنوان «عبور از خطوط قرمز» تلقی شوند.
با این همه، مسیر روشن است.
جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده که بر سر میز مذاکره میبازد، اما در تنش پایدار شاید بتواند دوام بیاورد، یا حتی اهرم فشار خود را بازیابد.
همین باور توضیح میدهد که چرا جنگ دیگر آخرین گزینه تلقی نمیشود، بلکه بهتدریج به مولفهای محاسبهشده، هرچند پرمخاطره، از راهبرد بقای نظام تبدیل شده است.
همزمان با بازگشت دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به مسیر گفتوگو با جمهوری اسلامی، این پرسش مطرح است که چرا دولت آمریکا در مقطعی که تهران زیر فشار شدید داخلی، منطقهای و بینالمللی قرار دارد، بار دیگر دیپلماسی را جایگزین فشار حداکثری کرده است.
هرب کینون، تحلیلگر امور خاورمیانه اورشلیم پست، جمعه ۱۷ بهمن نوشت تصمیم ترامپ برای بازگشت به مذاکرات، ابهامها و تناقضهای جدی به همراه دارد.
او در ادامه به پیام شش سال پیش رییسجمهوری آمریکا در شبکه ایکس اشاره کرد: «ایرانیها هیچوقت در جنگ پیروز نشدهاند، اما هیچوقت هم مذاکرهای را نباختهاند.»
اورشلیم پست با اشاره به سرکوب خونین معترضان در ایران در ادامه این تحلیل پرسیده است اگر به گفته ترامپ، جمهوری اسلامی در مذاکره شکستناپذیر است، چرا واشینگتن بهجای ادامه فشار نظامی و سیاسی، دوباره به دیپلماسی بازگشته است؟
بر اساس این گزارش، ترامپ در ماههای گذشته بارها رهبران جمهوری اسلامی را درباره کشتار معترضان تهدید کرد و حتی گفت «کمک در راه است».
این مواضع، بهویژه در داخل ایران، این تصور را ایجاد کرد که آمریکا ممکن است این بار فراتر از هشدارهای لفظی عمل کند. اما در عمل، پس از سرکوب اعتراضات، تمرکز آمریکا بهتدریج از خیابانهای ایران به میز مذاکره بازگشت.
به گفته کینون، این چرخش بیش از آن که نشانه تغییر نگاه به ماهیت جمهوری اسلامی باشد، بازتاب محدودیتهای راهبردی واشینگتن است: «دولت ترامپ نه برنامه روشنی برای سناریوی روز بعد از فروپاشی احتمالی حکومت ایران دارد و نه تمایلی به ورود به یک جنگ پرهزینه و غیرقابل کنترل در خاورمیانه.»
بر اساس این تحلیل، در چنین وضعیتی، «گزینه تغییر حکومت عملا کنار گذاشته شد و دیپلماسی، بهعنوان کمهزینهترین مسیر، دوباره در دستور کار قرار گرفت».
به نوشته اورشلیم پست، این دیپلماسی بار دیگر به پرونده هستهای تقلیل یافته است؛ موضوعی فنی و قابل مذاکره که تهران نیز تنها حاضر است درباره آن گفتوگو کند.
بازگشت تمرکز به سانتریفیوژها و غنیسازی، در حالی که سرکوب داخلی و مطالبه پاسخگویی عاملان آن از دستور کار خارج شده، این نگرانی را ایجاد کرده که جمهوری اسلامی از دل یکی از خونینترین بحرانهای داخلی خود، با نوعی بازسازی سیاسی و اقتصادی بیرون بیاید.
در نهایت، بازگشت ترامپ به میز مذاکره بیش از آن که نشانه قدرتنمایی باشد، قمار سیاسی پرخطری است؛ قماری که اگر به توافقی محدود و بدون توجه به رفتار داخلی و منطقهای تهران منجر شود، میتواند به تقویت حکومتی بینجامد که همچنان بحرانساز باقی مانده است.
از سوی دیگر، هاآرتص گزارش داد که تمرکز دولت ترامپ بر یک توافق محدود هستهای، نگرانی اسرائیل را افزایش داده و این بیم را ایجاد کرده که چنین توافقی به تثبیت حکومت ایران پس از سرکوب اعتراضات داخلی بینجامد، نه تغییر رفتار یا ساختار قدرت در تهران.
بر اساس این تحلیل، بحران میان ایران و آمریکا طی روزهای اخیر به سطحی از «لبه پرتگاه» رسیده است. جمهوری اسلامی ابتدا اعلام کرد دیدار نماینده ترامپ، استیو ویتکاف، با مقامهای ایرانی در عمان لغو شده، اما تنها ساعاتی بعد این تصمیم را پس گرفت.
هرچند مذاکرات همچنان در دستور کار قرار دارد، اما بهنوشته هاآرتص، احتمال دستیابی به توافقی جامع بسیار اندک است؛ چرا که اختلافات اساسی میان دو طرف پابرجاست و حکومت ایران تمایلی به عقبنشینی نشان نمیدهد.
به گزارش تایمز اسرائیل، بنیامین نتانیاهو در آستانه مذاکرات تهران و واشینگتن در عمان، از «انباشت شرایط» برای فروپاشی حکومت ایران سخن گفت و کابینه امنیتی اسرائیل را زودتر از موعد تشکیل داد؛ مذاکراتی که اسرائیل شانس موفقیت آن را اندک میداند.
بر اساس این گزارش، قرار بود نشست کابینه امنیتی روز یکشنبه برگزار شود، اما نتانیاهو تصمیم گرفت آن را به پنجشنبه منتقل کند؛ تصمیمی که همزمان با تشدید تنشها و لفاظیهای متقابل حکومت ایران و آمریکا اتخاذ شد. قرار است عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، روز جمعه در مسقط با استیو ویتکاف و جرد کوشنر، نمایندگان ارشد آمریکا، درباره برنامه هستهای ایران گفتوگو کند.
دفتر نخستوزیری اسرائیل توضیحی درباره جزئیات این نشست ارائه نکرد، اما رسانههای اسرائیلی گزارش دادند که نتانیاهو در جلسات غیرعلنی کنست تاکید کرده است مجموعهای از عوامل سیاسی، نظامی و اقتصادی در حال شکلگیری است که میتواند ایران را به نقطهای بحرانی نزدیک کند؛ هرچند او اذعان کرده که مشخص نیست این شرایط بهتنهایی برای سقوط حکومت کافی باشد. نتانیاهو همچنین هشدار داده که هرگونه حمله ایران به اسرائیل با «پاسخی قدرتمند» روبهرو خواهد شد.
به نوشته تایمز اسرائیل، نخستوزیر اسرائیل در عین حال بر «هماهنگی بسیار نزدیک» با ایالات متحده تاکید کرده، اما گفته هنوز نمیتوان پیشبینی کرد دونالد ترامپ در نهایت چه تصمیمی درباره ایران خواهد گرفت. ترامپ نیز در اظهاراتی جداگانه گفته است ایران به این دلیل پای میز مذاکره آمده که نمیخواهد هدف حمله نظامی قرار گیرد و بار دیگر از حرکت «ناوگان بزرگ» آمریکا به سمت منطقه سخن گفته است.
در تهران، مقامهای ایرانی اعلام کردهاند که مذاکرات عمان صرفاً بر موضوع هستهای متمرکز خواهد بود و ایران حاضر نیست درباره برنامه موشکی یا فعالیتهای منطقهای خود گفتوگو کند. سخنگوی وزارت خارجه حکومت ایران گفته تهران با هدف دستیابی به «تفاهمی عادلانه و محترمانه» وارد گفتوگو میشود. در مقابل، واشینگتن تاکید کرده که برای رسیدن به توافقی معنادار، موضوعاتی چون برنامه موشکی، حمایت جمهوری اسلامی از گروههای مسلح منطقه و وضعیت حقوق بشر نیز باید در دستور کار قرار گیرد.
تایمز اسرائیل همچنین گزارش داده که برخی کشورهای مسلمان از جمله عربستان سعودی، قطر، مصر، عمان، امارات متحده عربی و پاکستان در تلاشاند چارچوبی برای یک «پیمان عدمتجاوز» میان ایران و آمریکا ارائه کنند؛ پیشنهادی که هنوز مشخص نیست در مذاکرات عمان مطرح شود. به گفته منابع دیپلماتیک، حکومت ایران با گسترش ترکیب مذاکرات و حضور کشورهای دیگر مخالفت کرده و همین امر باعث انتقال محل گفتوگوها از ترکیه به عمان شده است.
در مجموع، ارزیابیهای اسرائیل همچنان محتاطانه است. مقامهای این کشور معتقدند شکافها میان تهران و واشینگتن عمیق است و مذاکرات میتواند به ابزاری برای خرید زمان از سوی ایران تبدیل شود؛ به همین دلیل، گزینههای نظامی همچنان از نگاه اسرائیل روی میز باقی مانده است.