آمریکا بزرگترین ناو هواپیمابر جهان را به خاورمیانه اعزام کرد
روزنامه نیویورکتایمز به نقل از چهار مقام آمریکایی نوشت که ناو هواپیمابر «یواساس جرالد آر. فورد» و ناوهای اسکورت همراه آن به خاورمیانه فرستاده میشوند و انتظار نمیرود تا نیمه یا اواخر اردیبهشت به بنادر اصلی محل استقرار خود بازگردند.
به نوشته این رسانه، خدمه ناو فورد که بزرگترین ناو هواپیمابر جهان است، پنجشنبه ۲۳ بهمن از این اعزام مطلع شدند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، در روزهای گذشته اعلام کرده بود در راستای افزایش فشار بر جمهوری اسلامی، ناو دیگری را به منطقه خواهد فرستاد.
ناو فورد که سوم تیر مقر اصلی خود را در بندر نورفولک در ایالت ویرجینیا ترک کرد، ابتدا قرار بود به یک سفر دریایی در اروپا برود اما در چارچوب اعمال فشار حداکثری به کاراکاس، به منطقه کارائیب تغییر مسیر داد و در آبهای ونزوئلا ماند.
جنگندههای مستقر بر ناو فورد در حمله ۱۳ دی (سوم ژانویه) به پایتخت ونزوئلا و بازداشت نیکلاس مادورو، رییسجمهوری وقت این کشور، مشارکت داشتند.
به نوشته نیویورکتایمز، ملوانان ناو فورد انتظار داشتند تا حدود دو هفته دیگر به خانه بازگردند اما ماموریت جدید، بازگشت از پیش تعیینشده ناو به سواحل ویرجینیا و انجام ارتقاهای اساسی و تعمیرات عمده را به تاخیر میاندازد.
ترامپ، ساعاتی پیش از انتشار این خبر در نیویورکتایمز، گزارش والاستریت ژورنال درباره آمادهباش پنتاگون بهمنظور اعزام دومین ناو هواپیمابر به خاورمیانه را در شبکه اجتماعی خود، تروث سوشال، بازنشر کرد.
والاستریت ژورنال گزارش داده بود که همزمان با آماده شدن ارتش آمریکا برای حمله احتمالی به جمهوری اسلامی، پنتاگون به دومین گروه ضربتی ناو هواپیمابر آمریکا دستور داده است برای اعزام به خاورمیانه آماده شود.
این روزنامه به نقل از سه مقام آمریکایی نوشت: «همزمان با آماده شدن ارتش آمریکا برای حمله احتمالی به جمهوری اسلامی، پنتاگون به دومین گروه ضربتی ناو هواپیمابر آمریکا دستور داده است برای اعزام به خاورمیانه آماده شود.»
روزنامه معاریو در اسرائیل، ۲۲ بهمن در گزارشی درباره تحولات اخیر منطقه، روزهای آتی را «حساس و سرنوشتساز» توصیف کرد و نوشت طبق ارزیابیهای اسرائیل، ترامپ در نهایت تصمیم خواهد گرفت به ایران حمله کند.
معاریو گزارش داد ارزیابیها در اسرائیل حاکی از آن است که مذاکرات تهران و واشینگتن به توافق نمیانجامد و آمریکا ناچار خواهد شد از قدرت نظامی خود علیه جمهوری اسلامی استفاده کند.
این روزنامه با اشاره به سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به واشینگتن برای دیدار با ترامپ و همچنین احتمال از سرگیری اعتراضات مردم ایران به مناسبت چهلمین روز کشته شدن جاویدنامان انقلاب ملی افزود روزهای پیش رو، تعیینکننده خواهد بود.
معاریو ادامه داد: «مساله این است که در آمریکا میخواهند با درجه اطمینان بالایی بدانند که اقدام نظامی به نتایج مورد نظر منجر میشود؛ یعنی برچیدن برنامه هستهای ایران و توان موشکهای بالستیک آن. ضربه به حاکمیت، در این چارچوب، دستاوردی اضافه [بر موارد اصلی] تلقی میشود.»
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی و واکنش احتمالی حکومت ایران بالا گرفته است.
وزارت دفاع اسرائیل ۲۲ بهمن از آزمایشهای جدید روی سامانه پدافند هوایی «فلاخن داوود» با همکاری آژانس دفاع موشکی آمریکا خبر داد.
ایال زمیر، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل، نیز در مراسم تشکیل یک لشکر رزمی جدید با نام «لشکر ۳۸» تاکید کرد ارتش این کشور برای مقابله با «هر تهدیدی» آماده است.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده(سنتکام) اعلام کرد خروج نیروهای آمریکایی از پادگان التنف در سوریه را در قالب یک جابهجایی «سنجیده و مبتنی بر شرایط» به پایان رساند. سنتکام در عین حال تاکید کرد ماموریت مقابله با داعش همچنان ادامه خواهد داشت.
سنتکام پنجشنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ در بیانیهای اعلام کرد روند خروج سازمانیافته نیروهای آمریکایی از پادگان التنف چهارشنبه ۲۲ بهمن تکمیل شد.
بر اساس این بیانیه، این اقدام بخشی از روند جابهجایی «نیروی ضربت مشترک ترکیبی» در چارچوب «عملیات عزم راسخ» است.
نقش «عملیات عزم راسخ» در جابهجایی نیروها
سنتکام در بیانیه خود نوشت نیروی ضربت مشترک ترکیبی در سال ۲۰۱۴ تشکیل شد و وظیفه «مشاوره، یاریرسانی و توانمندسازی» نیروهای شریک را در نبرد علیه داعش برعهده داشت.
این فرماندهی همچنین به تصمیم وزارت جنگ در آوریل ۲۰۲۵ اشاره کرد که بر اساس آن ارتش آمریکا پس از شکست سرزمینی داعش در سال ۲۰۱۹، روند تجمیع پایگاههای خود در سوریه را آغاز میکند.
برد کوپر، فرمانده سنتکام، گفت نیروهای ایالات متحده «همچنان در وضعیت آمادهباش کامل» قرار دارند تا به هرگونه تهدید داعش پاسخ دهند.
او افزود سنتکام از تلاشهایی که به رهبری شرکا برای جلوگیری از ظهور مجدد داعش انجام میشود حمایت میکند و «حفظ فشار بر داعش» را برای حفاظت از خاک ایالات متحده و تقویت امنیت منطقهای «حیاتی» میداند.
عملیات اخیر و آمار اعلامشده از سوی سنتکام
سنتکام پیشتر در نهم دی اعلام کرد نیروهای آمریکا و شرکای آنها در روزهای پس از حمله گسترده ۱۹دسامبر در سوریه، نزدیک به ۲۵ نفر از عوامل داعش را «کشته یا بازداشت» کردند.
بر اساس اعلام این فرماندهی، نیروهای آمریکا و شرکای آنها در سراسر سوریه طی ۱۱ ماموریت که بین ۲۰تا ۲۹ دسامبر انجام شد، دستکم هفت عضو داعش را کشتند و افراد دیگری را بازداشت کردند. این عملیات همچنین به نابودی چهار مخفیگاه تسلیحاتی داعش انجامید.
۲۲ آذر در جریان یک تیراندازی نزدیک شهر تدمر، یک عضو نیروهای امنیتی سوریه به همراه دو نظامی و یک مترجم آمریکایی کشته شدند و سه نظامی دیگر زخمی شدند. پس از آن دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، هشدار داد «تلافی بسیار جدی» در واکنش به این حمله در راه خواهد بود.
سنتکام همچنین اعلام کرد طی دو ماه گذشته نیروهای آمریکا با استفاده از بیش از ۳۵۰ مهمات نقطهزن، بیش از ۱۰۰ هدف را مورد حمله قرار دادند و بیش از ۵۰ نفر از «تروریستهای داعش» را بازداشت کردند یا کشتند.
این فرماندهی افزود این ماموریتها پس از آغاز عملیات «شاهین ضربت» در ۱۹دسامبر انجام شد؛ عملیاتی که طی آن نیروهای آمریکا و اردن بیش از ۷۰ هدف را با بیش از ۱۰۰ مهمات دقیق هدف قرار دادند.
مذاکرات میان ایران و آمریکا در مسقط صرفا ادامه یک پرونده هستهایِ فرسوده نبوده است. این گفتوگوها در لحظهای آغاز شد که جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین دیماه، وارد فاز آشکار «حکمرانی از طریق اعمال خشونت» شده است.
در چنین وضعیتی، دیپلماسی نه ابزار حل اختلاف، بلکه بخشی از مدیریت یک بحران همزمان داخلی و خارجی است. بحرانی که از خیابانهای ملتهب ایران تا محاسبات امنیتی کشورهای منطقه امتداد یافته است.
مسقط زمانی به محل مذاکره تبدیل شد که مساله اصلی برای تهران دیگر فقط فشار تحریم یا خطر جنگ نیست، بلکه از بین رفتن مشروعیتی است که توان حکومت برای کنترل جامعه را تهدید میکند.
به همین دلیل، مذاکرات معنایی فراتر از چانهزنی فنی پیدا کرده است: این گفتوگوها تلاشی است برای مهار فشار خارجی بهمنظور تثبیت کنترل داخلی. تلاشی که در آن هر گشایش اقتصادی بالقوه، نه فقط یک امتیاز دیپلماتیک که منبعی برای تداوم سرکوب تلقی میشود.
قدرتنمایی پس از سرکوب؛ وقتی اغراق به ابزار بقا تبدیل میشود
در چنین فضایی، اغراق در توان نظامی ایران را نمیتوان تنها یک تاکتیک بازدارنده کلاسیک دانست. این اغراق اکنون به بخشی از راهبرد بقا تبدیل شده است.
جمهوری اسلامی پس از کشتار دیماه، بیش از هر زمان دیگری به روایت «اقتدار» نیاز دارد؛ روایتی که هم پیام کنترل به جامعه داخل بدهد و هم به خارج درباره هزینههای جنگ هشدار دهد.
به همین دلیل نمایش توان موشکی، تاکید بر ظرفیت پاسخ متقابل و برجستهسازی «هزینه جنگ» برای دشمن، در این مقطع تصادفی نیست.
در روزهای منتهی به مذاکرات مسقط، سپاه پاسداران با انتشار تصاویر آنچه رسما «شهر موشکی زیرزمینی» نامید، تلاش کرد بر وسعت، پراکندگی و دشواری نابود کردن توان موشکی ایران تاکید کند.
این تصاویر نه از یک سامانه تازه پرده برمیداشت و نه تغییری واقعی در موازنه نظامی ایجاد میکرد، اما یک پیام سیاسی مشخص داشت: این توان، حتی در سناریوی حمله، قابل حذف سریع نیست.
همزمان، فرماندهان نظامی بر «آمادگی پاسخ فوری» و «سناریوهای از پیشطراحیشده» تاکید کردند، بیآنکه اقدامی عملی در میدان انجام شود.
ترکیب نمایش کنترلشده قدرت بدون عبور از آستانه درگیری، نشان میدهد هدف اصلی بالا بردن هزینه ذهنی تشدید تنش است، نه آغاز جنگ.
در این روایت، تمرکز بر برد، تعداد و پراکندگی موشکها و نه دقت نقطهزنی یا کارایی عملیاتی، انتخابی آگاهانه است، زیرا مخاطب اصلی آن نه فرمانده نظامی، بلکه سیاستگذار غربی است.
پیام این است: فشار خارجی به تغییر سیاسی منجر نمیشود و هر حرکت بهسوی تقابل، بهسرعت میتواند به بحرانی پرهزینه و منطقهای تبدیل شود.
این پیام مستقیما به میز مذاکره برمیگردد، زیرا هدفش پایین آوردن سقف مطالبات غرب و تثبیت این تصور است که در مقطع کنونی، دیپلماسی تنها مسیر کمهزینه باقیمانده است.
اما این اغراق، همزمان یک تناقض درونی نیز دارد: رژیمی که برای حفظ کنترل داخلی به سرکوب گسترده متوسل شده، در سطح بینالمللی آسیبپذیرتر است.
مشروعیت زایل شده این نظام، انعطافپذیری او را کاهش میدهد و هر عقبنشینی آشکار میتواند در داخل بهعنوان ضعف تعبیر شود. به همین دلیل، تهران ناچار است هم مذاکره کند و هم قدرتنمایی را تشدید کند؛ ترکیبی شکننده که دیپلماسی را دشوارتر میکند.
هرچند مذاکرات مسقط بهطور مشخص میان ایران و ایالات متحده جریان یافت، اما پیامدهای آن در کل فضای سیاسی غرب از آمریکا تا اروپا، خوانده و داوری میشود.
سرکوب دیماه، نگاه غرب به مذاکرات را نیز تغییر داده است. دیگر مساله فقط مهار یک برنامه هستهای نیست، بلکه مواجهه با رژیمی است که نشان داده برای بقا، آماده استفاده از خشونت عریان است.
این وضعیت، دو نگرانی متضاد اما همزمان را در سیاست غربی فعال میکند.
از یک سو، این استدلال که جلوگیری از تشدید بحران و جنگ، همچنان اولویت دارد و دیپلماسی هرچند محدود، ضروری است و از سوی دیگر، این نگرانی که هر گشایش اقتصادی ناشی از توافق، میتواند به تقویت ماشین سرکوب داخلی منجر شود.
این دوگانه، مذاکرات مسقط را به میدان متوازنسازی سیاسی بدل کرده است: نه آنقدر فشار که مسیر به سمت درگیری برود و نه آنقدر امتیاز که توافق شبیه «نجات رژیم» به نظر برسد.
در این چارچوب، آمریکا نیز به اغراق متوسل میشود؛ هم در تصویرسازی از تهدید ایران برای توجیه فشار و هم در نمایش آمادگی نظامی برای حفظ بازدارندگی.
اما پس از دیماه، این اغراقها با حساسیت بیشتری خوانده میشوند، زیرا هر تصمیم اشتباه میتواند پیامدهای اخلاقی و سیاسی جدی داشته باشد.
آنچه در چنین فضایی محتمل به نظر میرسد، نه توافقی جامع و پایدار، بلکه توافقهایی محدود و مرحلهای است. توافقهایی برای خرید زمان. اما خرید زمان برای چه کسی؟
برای غرب، خرید زمان یعنی جلوگیری از جهش هستهای و مهار خطر جنگ.
برای جمهوری اسلامی، خرید زمان به معنای تنفس اقتصادی، تثبیت بازار و بازسازی ابزارهای کنترل داخلی پس از سرکوب است.
این دو هدف الزاما همراستا نیستند و همین ناهمراستایی، مذاکرات را شکننده میکند.
به همین دلیل است که حتی اگر توافقی محدود حاصل شود، از همان ابتدا زیر سایه این پرسش قرار خواهد داشت که آیا به کاهش واقعی تنش منجر میشود یا صرفا امکان تداوم سرکوب را با هزینه کمتر فراهم میکند؟
دیماه، سیاست داخلی و خارجی ایران را به شکلی گره زده که دیگر نمیتوان یکی را بدون دیگری تحلیل کرد.
مذاکرات مسقط آزمونی است فراتر از پرونده هستهای. این مذاکرات نشان خواهد داد که دیپلماسی تا کجا میتواند بر واقعیتهای داخلی یک رژیم چشم بپوشد و از کجا به بعد، به بخشی از بازتولید بحران تبدیل میشود.
خطر اصلی، نه اغراق در توان نظامی، بلکه یکی شدن دیپلماسی با منطق سرکوب است.
اگر اغراقهای نظامی و امنیتی چه از سوی تهران و چه از سوی غرب، بهجای ابزار کنترل بحران، به مبنای تصمیمگیری تبدیل شوند، فاصله میان جنگ روایتها و جنگ واقعی کوتاهتر خواهد شد.
مسقط، در این معنا، فقط محل مذاکره نبوده و نیست، بلکه نقطهای است برای مشخص شدن پاسخ این سوال: دیپلماسی قرار است بحران را مهار کند یا فقط آن را به تعویق بیندازد؟
همزمان با ادامه تنشها در منطقه و چشمانداز مبهم مذاکرات تهران و واشینگتن، خبرگزاری دولتی ریانووستی روسیه از پرواز یک پهپاد و یک هواپیمای شناسایی نیروی دریایی آمریکا در نزدیکی مرزهای ایران خبر داد.
ریانووستی ۲۳ بهمن با استناد به دادههای پروازی نوشت هواپیمای شناسایی از نوع بوئینگ P-8A پوسایدون و پهپاد MQ-4C تریتون در نزدیکی مرز ایران مشاهده شدند.
بر اساس این گزارش، هواپیمای ارتش آمریکا از بحرین برخاست و بر فراز تنگه هرمز به گشتزنی پرداخت. پهپاد نیز از ابوظبی به پرواز درآمد و بر فراز دریای عمان ماموریت خود را به انجام رساند.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن زیر سایه حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه بالا گرفته است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، ۲۲ بهمن پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در واشینگتن، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داد در مذاکرات «منطقیتر و مسئولانهتر» رفتار کنند.
او دستیابی به توافقی با تهران را «ترجیح» خود خواند و در عین حال گفت در صورت محقق نشدن این موضوع، «باید دید نتیجه چه خواهد شد».
روزنامه معاریو ۲۲ بهمن در گزارشی درباره تحولات اخیر منطقه، روزهای آتی را «حساس و سرنوشتساز» توصیف کرد و نوشت طبق ارزیابیهای اسرائیل، ترامپ در نهایت تصمیم خواهد گرفت به ایران حمله کند.
در سوی دیگر، مقامهای جمهوری اسلامی همانند روزهای گذشته به لفاظیهای تهدیدآمیز خود ادامه میدهند.
جلال دهقانی فیروزآبادی، دبیر شورای راهبردی روابط خارجی، ۲۳ بهمن در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا تهدید کرد در صورت وقوع جنگ، «امنیت انرژی به خطر میافتد و تنگه هرمز بسته میشود».
او در ادامه به روابط نزدیک تهران با پکن و مسکو پرداخت و در عین حال گفت: «این انتظار از چین و روسیه که بهخاطر ایران با آمریکا بجنگند، به دور از واقعیت است، چون اساسا پیمان دفاعی متقابل بین ایران و روسیه و چین وجود ندارد.»
این اظهارات در حالی مطرح شد که در ماههای اخیر، برخی مقامهای جمهوری اسلامی از همراهی نکردن مسکو با تهران در جریان جنگ ۱۲ روزه سخن گفتند.
پیشتر و در بهمن ۱۴۰۳، مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، گفته بود طبق معاهده جامع راهبردی ایران و روسیه، دو کشور در صورت حمله به یکی از آنها، متعهد به همکاری مشترک هستند.
با این حال، خبرگزاری دولتی تاس روسیه گزارش داده بود در این معاهده، بند تعهد به دفاع متقابل گنجانده نشده است.
شهرام ایرانی، فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی، دیگر مقام حکومت بود که ۲۳ بهمن به موضعگیری درباره تحولات منطقهای پرداخت.
او از آنچه «توان بازدارندگی» حکومت خواند، تمجید کرد و گفت: «ما فقط در دریای سرزمینی یا آبهای نزدیک حضور نداریم .... نیروهای مسلح ایران امروز در عمق اقیانوسها و قارههای جهان، حضور مقتدرانه دارند.»
همزمان با ادامه نگرانیها درباره احتمال رویارویی نظامی ایالات متحده و جمهوری اسلامی، ۲۳ بهمن ارزش سهام در بازارهای بورس کشورهای حوزه خلیج فارس کاهش یافت.
در دبی، شاخص اصلی بازار سهام ۰.۲ درصد کاهش یافت و شاخص بورس قطر ۰.۵ درصد افت کرد.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، با اشاره به سخنان اخیر مسعود پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، درباره پذیرش «راستیآزمایی» برنامه هستهای، اعلام کرد حکومت ایران میکوشد تا از این طریق مانع حملات جدید به مواضع خود شود.
به گزارش روزنامه فایننشالتایمز، گروسی شامگاه چهارشنبه ۲۲ بهمن گفت تغییر موضع جمهوری اسلامی در میانه مذاکرات حساس با آمریکا بیانگر آن است که «ایران میخواهد شفافیت را بپذیرد» و نشان دهد «هرگونه استدلال برای انجام حملات جدید دستکم قابل تردید خواهد بود».
او افزود بازرسان آژانس همچنان در انتظار دریافت مجوز ورود به سه سایت غنیسازی اورانیوم حکومت ایران هستند که در جریان جنگ ۱۲ روزه هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفتند.
اظهارات گروسی ساعاتی پس از آن مطرح شد که پزشکیان در مراسم حکومتی ۲۲ بهمن گفت: «بارها اعلام کردهایم که بهدنبال سلاح هستهای نیستیم و برای هرگونه راستیآزمایی نیز آمادهایم.»
پزشکیان اروپا و آمریکا را به «زیادهخواهی» متهم کرد و افزود غرب با ایجاد «دیوار بلند بیاعتمادی» مانع به نتیجه رسیدن مذاکرات شده است.
انتقاد گروسی از سیاسیکاری جمهوری اسلامی
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ادامه گفت پافشاری مقامهای جمهوری اسلامی بر اجرای «اقدامات و پروتکلهای ویژه» برای بازرسی از تاسیسات هستهای آسیبدیده، در واقع «توجیهاتی» برای یک «موضع سیاسی» محسوب میشود.
گروسی افزود بهجز «اقدامات منطقی حفاظت فیزیکی که ممکن است هنگام ورود به تونلی که بمباران یا هدف حمله قرار گرفته لازم باشد»، اقدام دیگری ضروری نیست.
او ادامه داد: «این موضوع بخشی از گفتوگوی جاری ما و همچنین بخشی از اختلافنظرمان با ایران است.»
دوم بهمن، محمد اسلامی، رییس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی، با تکرار مواضع خود در ماههای گذشته، تاکید کرد بازرسی از تاسیسات آسیبدیده مستلزم «یک تعریف جدید» و «طراحی دستورالعمل مشخص» است.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، تاکنون بارها اعلام کرده در پی حملات ایالات متحده به سایتهای نطنز، فردو و اصفهان در جریان جنگ ۱۲ روزه، برنامه هستهای جمهوری اسلامی نابود شده است.
ترامپ شامگاه ۲۲ بهمن پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در واشینگتن، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی تروث سوشال، به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داد در ادامه مذاکرات «منطقیتر و مسئولانهتر» رفتار کنند.
او دستیابی به توافقی با تهران را «ترجیح» خود خواند و در عین حال گفت در صورت محقق نشدن این موضوع، «باید دید نتیجه چه خواهد شد».
سرنوشت اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی
گروسی در ادامه با اشاره به گمانهزنیها درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده جمهوری اسلامی گفت آژانس بینالمللی «بهطور قاطع این برداشت را دارد» که این ذخایر همچنان در محل سایتهای آسیبدیده باقی ماندهاند.
او افزود: «نمیتوانم ۱۰۰ درصد مطمئن باشم، اما تقریبا اطمینان داریم و پس از تطبیق با منابع دیگر، این دیدگاه مورد توافق است. حتی ایرانیها هم با آن همنظرند؛ هرچند آن را تایید نمیکنند.»
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر ضرورت انجام بازرسی فیزیکی از سایتهای جمهوری اسلامی تاکید کرد و ادامه داد: «این مواد آنجاست و این مقدار برای ساخت چند، شاید حتی ۱۲، بمب [هستهای] کافی است. این موضوع از منظر اشاعه هستهای انکارشدنی نیست؛ حتی اگر پنهان شده یا زیر آوار قرار گرفته باشد.»
۱۳ بهمن، خبرگزاری رویترز گزارش داد تهران آماده است در مذاکرات احتمالی با واشینگتن، بر سر موضوع مناقشهبرانگیز غنیسازی اورانیوم «انعطاف» نشان دهد؛ از جمله با تحویل ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا و پذیرش غنیسازی صفر در قالب یک سازوکار کنسرسیومی.
با این حال، مقامهای حکومت ایران موافقت خود را با خروج ذخایر اورانیوم غنیشده از کشور تکذیب کردند.
همزمان با ادامه سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی و گزارشها درباره اعدام فراقضایی معترضان، روزنامه گاردین نوشت مقامهای استرالیایی بیم آن دارند که یک دانشآموز پیشین دبیرستانی در کانبرا در میان کشتهشدگان اعتراضات در ایران باشد.
گاردین پنجشنبه ۲۳ بهمن گزارش داد مطالب منتشرشده در حسابهای شبکههای اجتماعی مرتبط با این نوجوان نشان میدهد او ۱۷ بهمن در بازداشت جان خود را از دست داده است.
این موضوع هنوز بهطور رسمی به تایید نرسیده است.
گاردین افزود پس از انتشار گزارشها درباره کشته شدن این نوجوان، دبیرستان محل تحصیل او به همکلاسیهای پیشینش خدمات حمایتی و مشاورهای ارائه داده است.
این نوجوان که شهروند استرالیا نبود، تا سال گذشته در این دبیرستان تحصیل میکرد.
بر اساس این گزارش، مقامهای کانبرا نگرانیها درباره کشته شدن این فرد را با دفتر پنی وانگ، وزیر خارجه استرالیا، در میان گذاشتهاند و این موضوع در دست پیگیری است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
در روزهای اخیر، انتشار گزارشهایی از اعدامهای مخفیانه و مرگهای فراقضایی و مشاهدات یکی از غسالان شاغل در یکی از آرامستانهای استان تهران، از تغییر رویکرد سرکوب در جمهوری اسلامی حکایت دارد؛ انتقام سیستماتیک و تبدیل بازداشتگاهها به میدان حذف معترضان.
احتمال صدور حکم اعدام برای دانشجوی دانشگاهی در استرالیا
گاردین در ادامه نوشت دولت استرالیا در روزهای اخیر، درباره نگرانیها از اجرای حکم اعدام برخی زندانیان، با حکومت ایران رایزنی کرده است.
بر اساس این گزارش، بعضی شهروندان در تماس با دولت استرالیا از اقدام جمهوری اسلامی در صدور حکم اعدام برای دانشجوی یکی از دانشگاههای استرالیا خبر دادند.
گاردین افزود جزییات پرونده این فرد در دسترس نیست.
در این گزارش به نام نوجوان کشتهشده و دانشجوی در خطر اعدام اشارهای نشده است.
یک سخنگوی وزارت خارجه استرالیا اعلام کرد این کشور «در همه شرایط و برای همه افراد» با مجازات اعدام مخالف است.
او با اشاره به سرکوب خشونتآمیز اعتراضات اخیر در ایران افزود استرالیا از جمهوری اسلامی خواسته است به «کشتارها، استفاده از زور و بازداشتهای خودسرانه» پایان دهد.
۱۵ بهمن، سازمان حقوق بشر ایران وضعیت بازداشتشدگان انقلاب ملی را «اضطراری» توصیف کرد و هشدار داد جان هزاران نفر از آنان در معرض خطر فوری اعدام، شکنجه، ناپدیدسازی قهری و کشتار فراقضایی است.
ایراناینترنشنال ۲۲ بهمن گزارش داد دادگاه کیفری یک استان قم صالح محمدی، کشتیگیر ۱۹ ساله و از بازداشتشدگان انقلاب ملی، را به اتهام «قتل عمد» به «اعدام علنی در میدان نبوت قم از طریق چوبه دار» محکوم کرده است.
همچنین بر اساس گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال، علی حیدری، از معترضان دستگیرشده در مشهد، با وجود جراحت ناشی از اصابت گلوله، ۱۹ بهمن در بازداشت به قتل رسید.