بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، حمید و وحید ارزانلو، دو برادر کارآفرین و از فعالان شناختهشده صنعت مبلمان ایران که از نظر مالی وضع خوبی داشتند و ثروتمند محسوب میشدند، در جریان انقلاب ملی ایرانیان به دست ماموران حکومتی کشته شدند.
بنا بر این اطلاعات، شامگاه جمعه ۱۹ دیماه و در جریان تیراندازی ماموران حکومتی در منطقه تهرانپارس، حمید ارزانلو بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر بهشدت مجروح شد. برادرش، وحید، به کمک او شتافت که با شلیک دو گلوله به ناحیه گردن هدف قرار گرفت.
وحید و حمید ارزانلو بعدتر بهدلیل شدت جراحات، جان خود را از دست دادند.
در مراسم خاکسپاری این دو برادر، کیومرث ارزانلو، برادر دیگرشان، از حاضران خواست که اگر راه برادرانش را درست میدانند، برای آنان کف بزنند و حاضران در مراسم هم دو برادر ارزانلو را تشویق کردند.
به گفته منابع نزدیک به خانواده ارزانلو، نهادهای امنیتی برای تحویل پیکر این دو برادر بیش از یک میلیارد تومان از خانواده دریافت کردهاند.
بر اساس اطلاعات دریافتی، حمید و وحید ارزانلو از روزهای آغاز اعتصابات در بازار مرکزی تهران، حضوری فعال در همراهی و سازماندهی اعتصاب داشتند و در منطقه دلاوران تهران، نقش مؤثری ایفا کردند.
اعتصاب گسترده ۱۷ دیماه در بازار مبل دلاوران، با پیگیری مستقیم این دو برادر شکل گرفت و به یکی از بزرگترین اعتصابهای آن روزها در شرق تهران تبدیل شد.
منابع نزدیک به خانواده گفتند این دو برادر شامگاه ۱۸ دیماه نیز از نخستین ساعات، در کف خیابان و در کنار معترضان حضور داشتند.
حمید و وحید ارزانلو از مالکان و مدیران شرکت «آیسا مبل کیان» بودند. مجموعهای خانوادگی متعلق به شش برادر ارزانلو که فعالیت خود را حدود ۲۰ سال پیش از یک کارگاه کوچک آغاز کرد و به یکی از برندهای شناختهشده صنعت مبلمان ایران تبدیل شد.
این مجموعه در اوج فعالیت خود، بهطور مستقیم و غیرمستقیم برای دستکم یکهزار نفر اشتغالزایی کرده و حدود ۲۰۰ نیروی کار مستقیم داشته است.
آیسا مبل حدود ۳۰ شعبه و نمایندگی در سراسر ایران از جمله اصفهان، تهران، شیراز، قم، مشهد و یزد دارد و نمایشگاه اصلی آن در بلوار دلاوران تهران است.
این دو برادر که از خانوادهای کارگری و ساکن محله خاکسفید تهران بودند، بهعنوان چهرههایی خودساخته، خوشنام و مردمی، در صنعت مبلمان ایران شناخته میشدند.
به گفته فعالان این صنف، نام خانواده ارزانلو برای بسیاری از فعالان بازار مبلمان در مناطقی چون دلاوران، یافتآباد، کمرد و همچنین در شهرهای مختلف ایران، شناخته شده است.
وحید ارزانلو، متولد ۱۳۶۱، مدیر طراحی و دیزاین مجموعه آیسا مبل بود. او پدر سه فرزند خردسال بود: یک پسر نوجوان حدودا ۱۵ ساله و دو فرزند دوقلو.
حمید ارزانلو که از وحید بزرگتر بود، متاهل و پدر دو فرزند خردسال بود و مدیریت فروش نمایشگاههای بزرگ آیسا مبل در تهران، شامل دستکم شش نمایشگاه اصلی را بر عهده داشت.
مادر این دو برادر، زنی حدودا ۶۸ ساله، اکنون به جمع خانوادههای دادخواه پیوسته است.
قتل حمید و وحید ارزانلو، روایت رسمی مقامهای جمهوری اسلامی را در مورد محدود بودن اعتراضات به مطالبات صرفا معیشتی، به چالش میکشد.
حضور این دو برادر در کنار عده بسیاری از دیگر معترضان، نشان داد هر چند موضوع معیشت موتور محرکه اعتراضات بود، اما دلیل اصلی انقلاب ملی مردم ایران نبود.
برادران ارزانلو کشته شدند در حالی که نه از سر فشار معیشت، بلکه با دغدغه میهن، آزادی و آینده ایران به خیابان رفتند.
مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در ایران، اعلام کرد گزارشهایی دریافت کرده که ثابت میکند نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی معترضان مجروح را از بیمارستانها بیرون کشیده و بازداشت کردهاند.
او دوشنبه شش بهمن، تاکید کرد که این اقدام نقض جدی حق دسترسی به خدمات درمانی بر اساس حقوق بینالملل به شمار میرود.
مای ساتو، همچنین در گفتوگویی با رویترز گفت که خانوادهها با درخواست باجهایی بین پنج تا هفت هزار دلار ( بین ۷۰۰ میلیون تا بیش از یک میلیارد تومان) برای تحویل گرفتن اجساد عزیزانشان مواجه شدهاند که در شرایط بسیار دشوار اقتصادی در ایران، باری کمرشکن است.
خبرگزاری رویترز با اشاره به آمار رسمی جمهوری اسلامی که شمار کشتهشدگان را فقط سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرده، از تایید این رقم خودداری کرده و بهنقل از مای ساتو نوشته است که شمار کشتهشدگان بهمراتب بیشتر از ارقام رسمی اعلامشده است.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال یکشنبه پنج بهمن در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
مای ساتو گفت: «گزارشهای متعددی وجود دارد که کارکنان بیمارستانها در چند استان مختلف ایران اعلام کردهاند نیروهای امنیتی به بیمارستانهایشان یورش بردهاند.»
او همچنین از خانوادههایی سخن گفت که پس از مراجعه به بیمارستان متوجه شدند که عزیزانشان دیگر در آنجا نیستند.
رویترز در گزارش خود تاکید کرده که کادر درمانی در ایران که به شرط ناشناس ماندن با این خبرگزاری صحبت کردهاند، گزارش مای ساتو را تایید کردند.
یکی از پزشکان در شهر رشت در شمال ایران به رویترز گفت: «دهها بیمار با زخمهای گلوله در بیمارستان ما بستری بودند. آنها تحت عمل جراحی قرار گرفتند، اما بعد نیروهای سپاه پاسداران آمدند و همه را با خود بردند. ما نمیدانیم چه بر سرشان آمده است.»
یک پرستار و دو پزشک دیگر در بیمارستانهایی در تهران نیز به رویترز گفتند که اعضای سپاه پاسداران و پلیس برای یافتن سوابق معترضانی که در بیمارستان بستری و سپس ترخیص شده بودند، به مراکز درمانی مراجعه کردهاند تا آنها را بازداشت کنند.
یک پرستار گفت: «آنها حتی تمام اتاقهای بیمارستان را بررسی کردند و به دنبال معترضان زخمی میگشتند.»
بازدارندگی مردم از مراجعه برای درمان بهدلیل ترس از بازداشت
ساتو گفت چنین اقداماتی فضای رعبآوری ایجاد میکند که مردم را از مراجعه برای دریافت خدمات درمانی بازمیدارد و بهدلیل ترس از بازداشت، جانشان را به خطر میاندازد یا باعث وخامت وضعیت سلامتیشان میشود.
او افزود که این رفتار همچنین نقض جدی اصل بیطرفی پزشکی است. بر اساس کنوانسیونهای ژنو، پزشکان، بیمارستانها و بیماران باید محافظت شوند تا ارائه خدمات درمانی بیطرفانه تضمین شود.
به گفته ساتو و بر اساس گزارشها، معترضان غیرمسلح در ۳۱ استان ایران هدف شلیک گلوله به ناحیه سینه و سر قرار گرفتهاند و این امر نشاندهنده استفاده بیرویه از نیروی مرگبار است.
او گفت: «این امر نشان میدهد که با مرگهای غیرقانونی و کشتارهای خودسرانه مواجه هستیم.»
ساتو افزود که گزارشهای اخیر همچنین از افزایش چشمگیر آسیبهای چشمی ناشی از شلیک ساچمه حکایت دارد.
ساتو درباره گزارشها مبنی بر درخواست پول از سوی مقامهای ایرانی برای تحویل اجساد گفت: «این رویه واقعا اندوه را با اخاذی در هم میآمیزد.»
او افزود: «تلاشهای جمهوری اسلامی برای برچسب زدن به معترضان بهعنوان تروریست یا اغتشاشگر بهشدت نگرانکننده است و هدف آن توجیه سرکوبی خشن علیه جنبشی خودجوش است.»
کشتار ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر تنها در دو روز بهدست جمهوری اسلامی، نه تنها در تاریخ سرکوبها در دوره این حکومت بیسابقه است، بلکه این رقم در مقایسه با سرکوبهای تاریخی جهان و حتی جنگهای تمامعیار نیز کمسابقه است. این رقم قطعی نیست و احتمال داده میشود باز هم افزایش یابد.
اخبار رسیده به ایراناینترنشنال که پنجم بهمن منتشر شد، نشان داد جمهوری اسلامی طی دو روز، ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر را در جریان انقلاب ملی ایرانیان قتلعام کرده است.
برای برخی جنگها، با تعداد تلفاتی بسیار کمتر از این کشتار، عناوینی چون «نسلکشی» بهکار رفته است. ۳۶ هزار و ۵۰۰ کشته در دو روز، یعنی هر روز ۱۸ هزار و ۲۵۰ نفر، هر ساعت ۷۶۰ نفر، هر دقیقه ۱۳ نفر و هر پنج ثانیه، یک نفر به دست ماموران جمهوری اسلامی به خاک و خون کشیده شدند.
بالاترین تعداد کشتهشدگان در جنگ غزه در یک روز، حدود ۴۰۰ نفر بود. حتی در اوج جنگ شهرها در جریان جنگ ایران و عراق، روزانه ۱۸۸ ایرانی زیر بمب و موشکهای عراق جان دادند.
این سطح از کشتار، بسیار بالاتر از بزرگترین کشتارهای حکومتهای دیکتاتوری، نظیر سوریه حافظ اسد و عراق صدام حسین است.
غزه
بر اساس آمار ارائه شده از سوی وزارت بهداشت تحت کنترل حماس (که در برخی گزارشهای خبری به نام وزارت بهداشت غزه معرفی شده است)، جمعا چیزی حدود ۷۱ هزار نفر در حملات اسرائیل کشته شدند.
از آنجا که ارتش اسرائیل اعلام کرده است در حملات خود موفق به کشتن ۱۷ تا ۲۰ هزار عضو حماس شده است، میتوان تخمین زد تعداد غیرنظامیان کشتهشده در این جنگ، چیزی بین ۵۱ هزار تا ۵۴ هزار نفر بوده است.
این عدد از آغاز جنگ غزه پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ تا اعلام پذیرش آتشبس که به تبادل گروگانها منجر شد، ظرف مدت حدود دو سال ثبت شده است.
به بیان دیگر، در این جنگ فراگیر، روزانه نزدیک به ۷۰ تا ۷۴ نفر کشته شدند.
بالاترین تعداد کشتهها در غزه، مربوط به حملات ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ است.
در آن زمان، وزارت بهداشت تحت کنترل حماس تعداد کشتهها را ۴۰۰ تن اعلام کرد که مشخص نیست چند تن از آنان غیرنظامی بودند.
جنگ ایران و عراق
در جریان جنگ ایران و عراق که در آن مناطق شهری ایران از سوی نیروهای عراقی بمباران شد، طی حدود ۸۰ روز بمباران و موشکباران مناطق مسکونی، جمعا ۱۵ هزار غیرنظامی در ایران کشته شدند.
به عبارت دیگر، در هر روز از جنگ شهرها در جریان جنگ هشت ساله، نزدیک به ۱۸۸ ایرانی کشته شدند.
کشتار شعبانیه عراق
خیزش شعبانیه در عراق، نزدیک به یک ماه از اسفند ۱۳۶۹ تا فروردین ۱۳۷۰ ادامه داشت.
در این خیزش، تقریبا تمام مناطق عراق به وسیله معترضان به حکومت بعث تسخیر شد.
با این حال، طی حدود سه هفته، ۳۰ تا ۱۰۰ هزار نفر بهدست ارتش عراق به قتل رسیدند.
سرکوب شدید معترضان عراقی بهطور رسمی با تجهیزاتی همچون تانک و هلیکوپترهای تهاجمی و با پشتیبانی توپخانه انجام شد.
میتوان گفت در شعبانیه، صدام با کمک تجهیزات سنگین، روزانه حدود یک هزار و ۴۰۰ تا چهار هزار و ۸۰۰ نفر را کشت.
کشتار حما به دست حافظ اسد
از ۱۳ بهمن تا ۹ اسفند ۱۳۶۰، به مدت ۲۷ روز، شهر حما در سوریه محاصره شد.
شورشیان حما که از جمله نیروهای اخوانالمسلمین سوریه بودند، در حال مبارزه مسلحانه با دولت حافظ اسد، پدر بشار اسد، بودند.
اسد شهر را بمباران هوایی کرد، با هلیکوپتر تهاجمی به مردم حمله کرد و با آتش توپخانه شهر را در هم کوبید.
در نتیجه این سرکوب، بین ۱۰ هزار تا ۴۰ هزار نفر کشته شدند؛ به عبارتی، روزانه ۳۷۰ تا یک هزار و ۴۸۰ نفر.
شورشهای دهه ۷۰: در نبود اینترنت و مطبوعات آزاد، اطلاعات چندانی از سرکوب اعتراضات سالهای دهه ۷۰ در ایران در دست نیست.
اعتراضات مردم شیراز، اراک، مشهد و اسلامشهر چندان مستند نشده است. سرکوب این اعتراضات به شدیدترین شکل ممکن رخ داد.
سرکوب کوی طلاب مشهد یکی از شدیدترین سرکوبها بود که در سال ۱۳۷۱ رخ داد و تعداد کشتههای آن تا ۵۰ نفر تخمین زده شد.
در مورد واقعه کوی دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ نیز تعداد کشتهشدگان بین هفت تا ۹ نفر برآورد شده است.
جنبش سبز: اعتراضات جنبش سبز از ۲۲ خرداد تا بهمن ۱۳۸۸ ادامه داشت. بزرگترین تجمعات در ۲۲، ۲۳، ۲۵ و ۳۰ خرداد، ۲۸ تیر، ۱۴ مرداد، ۱۳ آبان، ۱۶ آذر و ۲۵ بهمن روی داد. در مجموع این دوره، از ۷۰ تا ۱۱۲ نفر کشته شدند. شدیدترین کشتار در این دوره، در عاشورای آن سال که برابر با ششم دی ۱۳۸۸ بود، رخ داد.
درباره تعداد کشتهشدگان آن روز آمار دقیقی وجود ندارد، اما منابع متفاوت از هشت تا ۳۷ نفر را تخمین زدهاند.
اعتراضات خونین دهه ۹۰: از هشتم تا ۱۸ دی ۹۶، اعتراضاتی در کشور در جریان بود که وجه تمایز این اعتراضات، استفاده گسترده از شعارهای پادشاهیخواهان بود.
آمار رسمی کشتههای این اعتراضات از سوی جمهوری اسلامی ۲۵ نفر اعلام شد و منابع خارج از جمهوری اسلامی تعداد کشتهها را تا ۵۰ نفر ذکر کردند.
دور بعدی اعتراضات در آبان ۹۸ رخ داد. این اعتراضات از ۲۴ آبان آغاز و به مدت حدود یک هفته (تا ۳۰ آبان) ادامه داشت.
جمهوری اسلامی در این دوره اینترنت را قطع کرد و در سکوت، دست به کشتاری زد که تا آن زمان بیسابقه بود.
سازمانهای حقوق بشری دستکم ۳۲۴ نفر از کشتگان را با نام و مشخصات شناسایی کردند.
گزارشهای دیگر از جمله در خبرگزاری رویترز، تعداد کشتهشدگان را تا یک هزار و ۵۰۰ نفر برآورد کردند.
بیشتر این کشتار در روزهای ۲۵ و ۲۶ آبان روی داد.
۱۴۰۱: جنبش «زن، زندگی، آزادی» از ۲۶ شهریور ۱۴۰۱ آغاز و تا اسفند آن سال ادامه داشت. وجه تمایز آن، شعار آن بود که به همین نام نیز شهرت یافت.
منابع رسمی جمهوری اسلامی درباره تعداد کشتههای این اعتراضات سکوت کردند. با این حال، تعداد کشتهها از دستکم ۵۴۰ تا ۶۰۰ نفر ذکر شده است.
اعتراف به بزرگترین کشتار در آمارهای رسمی
جمهوری اسلامی بهطور رسمی تعداد کشتهشدگان در انقلاب ملی ایرانیان را سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرد.
اگرچه در اعلامیه حکومت ایران، کشتهشدگان به نیروهای حکومتی، آنچه «تروریست» نامیده شده، و شهروندان عادی طبقهبندی شدهاند و ناظران این عدد را مبهم دانستهاند، اما اعلام چنین عدد بیسابقهای از سوی جمهوری اسلامی، خود نشانه گسترده بودن کشتار است.
حتی در جنگ ۱۲ روزه، رقم اعلامشده از سوی جمهوری اسلامی از تعداد کشتههای یک جنگ تمامعیار، شامل ۲۷۶ غیرنظامی بود که در آن آمار نیز با توجه به سابقه جمهوری اسلامی، تردیدهای جدی وجود دارد.
بیسابقه، حتی در آمار رسمی و کمترین برآوردها
به دلایل روشن و سابقه جمهوری اسلامی در پروپاگاندا، نمیتوان به طبقهبندی کشتهشدگان اعتماد کرد.
سپهر شکری، جانباخته ۱۹ ساله، که بهدلیل جمله «سپهر بابا ... کجایی؟» در ویدیویی تاثیرگذار از پدر او مشهور شد، نمونهای از این وضعیت است.
صداوسیمای جمهوری اسلامی و رسانههای رسمی داخل ایران، در تلاش برای رد روایت پدر سپهر، در مصاحبههایی اجباری سراغ پدر و بستگان سپهر ابراهیمی، جوان کشتهشده دیگری در اعتراضات رفتند و او را «یک بسیجی» معرفی کردند که بهدست «تروریستها» کشته شده است.
از سوی دیگر، رقم اعلامشده برای کشتهشدگان نیز شک و تردیدهای بسیاری برانگیخته است، اما اگر همین رقم هم پذیرفته شود، یعنی طی هر روز یک هزار و ۵۵۹ نفر کشته شدهاند.
در واقع، هر روز این کشتار، بر اساس آمار جمهوری اسلامی، از تمام جنگ ۱۲ روزه کشته بیشتری داشته است. این عدد، بیش از سه برابر پرتلفاتترین روز جنگ غزه است و حتی تعداد کشتههای روزانه ایرانیها در جریان موشکباران و بمباران نیروهای عراقی نیز یکهشتم کشتار انقلاب ملی ایرانیان است.
کمترین برآوردهایی که از سوی رسانهها مطرح شده نیز به شش هزار کشته اشاره دارد.
با همین برآورد نیز کشتار دیماه نسبت به موارد مشابه در جمهوری اسلامی و وقایعی نظیر جنگ غزه و کشتارهای حما و شعبانیه، بیسابقه است.
جمهوری اسلامی شمار کشتهشدگان ۱۸ و ۱۹ دی را سه هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرده که فاصلهای بسیار زیاد با آمار واقعی جنایتی دارد که در قتل عام تظاهرات خیابانی در جهان بیسابقه است. جمهوری اسلامی پیش از این نیز همین عدد را عینا برای بحرانها و جنایتهای دیگر خود تکرار کرده بود.
تکرار عدد غیر رُند ۳۱۱۷ و مضربهای ۱۰۳۹ که یک عدد اول است، در آمارهای رسمی جمهوری اسلامی، نشانهای جدی از الگوی عددسازی و دستکاری دادهها برای مهار روایت عمومی و کوچکنمایی ابعاد واقعی بحرانها و جنایتهاست.
در حالی که شورای سردبیری ایراناینترنشنال آمار کشتهشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را دستکم ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر برآورد کرده و دیگر رسانههای بینالمللی نیز از ارقامی مشابه سخن میگویند، جمهوری اسلامی تلاش میکند با عددسازی و جعل روایت، بر جنایت هولناکی که عمدتا در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی در ایران رقم زده، سرپوش بگذارد.
عددهای مشکوک ۳۱۱۷ و ۱۰۳۹
پیش از این دستکم در دو مورد، مقامات جمهوری اسلامی از عدد ۳۱۱۷ در گزارشهای خود استفاده کردهاند.
اولین بار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، ۱۲ فروردین ۱۳۹۹ اعلام کرد ۳۱۱۷ نفر در نوروز ۹۹ به مسمومیت الکلی دچار شدند.
همین وزارتخانه دو ماه بعد در ۱۳ خرداد ۱۳۹۹ جدیدترین آمار مبتلایان به کرونا را ۳۱۱۷ نفر اعلام کرد.
اما این تمام ماجرا نیست. عدد ۳۱۱۷ (۳×۱۰۳۹) مضربی از عدد ۱۰۳۹ است که رد پای آن را در دیگر آمارهای سالهای ۹۹ تاکنون میتوان دید.
به عنوان نمونه، وزارت بهداشت در فروردین ۱۳۹۹ اعلام کرد شمار مبتلایان به کرونا در خوزستان به ۱۰۳۹ نفر رسیده است.
به عنوان نمونه، وزارت بهداشت در فروردین ۱۳۹۹ اعلام کرد شمار مبتلایان به کرونا در خوزستان به ۱۰۳۹ نفر رسیده است.
خبرگزاری مهر ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ در گزارشی نوشت: «شمار مبتلایان به کرونا در کرمان به ۱۰۳۹ نفر رسیده است.»
خبرگزاری شبستان ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۹ از ابتلای قطعی ۲۰۷۸ نفر (۲×۱۰۳۹) به کووید۱۹ در کردستان خبر داد. این عدد مضربی از ۱۰۳۹ است.
دانشگاه علوم پزشکی خراسان شمالی، هشت خرداد ۱۳۹۹ از افزایش آمار مبتلایان به کووید۱۹ در خراسان شمالی به ۲۰۷۸ نفر (۲×۱۰۳۹) خبر داد.
سخنگوی وزارت بهداشت، ۱۶ مرداد ۱۳۹۹ گفت: «۴۱۵۶ نفر (۴×۱۰۳۹) از بیماران مبتلا به کووید۱۹ در وضعیت شدید این بیماری تحت مراقبت قرار دارند.»
سازمان بهزیستی کشور ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ نوشت ۱۰۳۹ نفر از معلولان و کارکنان بهزیستی قزوین در صف واکسن کرونا هستند.
۲۲ تیر ۱۴۰۱، خبرگزاری تسنیم در خبری نوشت: «شمار مبتلایان به کرونا در جزیره کیش به ۱۰۳۹ بیمار رسید.»
مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی وزارت بهداشت، ۱۰ فروردين ۱۴۰۲ اعلام کرد ۱۰۳۹ بیمار جدید مبتلا به کووید۱۹ در کشور شناسایی شدند.
احتمال تکرار یک عدد
اگر آمار مبتلایان یا فوتیهای روزانه را صرفا برآمده از شانس و نوسانات طبیعی بدانیم، احتمال اینکه چندین بار دقیقا یک عدد خاص (مثل ۱۰۳۹ یا مضرب مشخصی از آن) گزارش شود، بسیار اندک است.
با در نظر گرفتن دامنه تغییرات وسیع آمار روزانه در ایران، از زیر هزار نفر در مقاطعی تا بالای ۳۰ هزار نفر در اوج همهگیری کرونا، شانس اینکه یک روز دقیقا عددی مانند ۱۰۳۹ گزارش شود شاید در حد حدود یکهزارم باشد. حال اگر این اتفاق پنج یا شش بار تکرار شود، احتمال تصادفی بودن آن عملا نزدیک به صفر میشود.
به بیان ساده، تکرار یک عدد غیر رند به دفعات در آمار روزانه بسیار بعید است، مگر آن که الگویی در کار باشد.
پیشتر نیز محققان، اصالت آمار ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی در دوره کرونا را با روشیهای علمی زیر سوال برده و از احتمال بالای ساختگی بودن این اعداد گفتهاند.
میدانیم که ۱۰۳۹ یک عدد اول است و به جز یک و خودش بر هیچ عدد دیگری بخشپذیر نیست.
استفاده از اعداد اول برای عددسازی رایج است چرا که خروجیهای غیر رند و غیرقابلتشخیص برای چشم عادی تولید میکنند.
به عبارتی در جعل داده، استفاده از اعداد اول بزرگ میتواند به ساخت اعداد ظاهرا تصادفی ولی کنترلشده کمک کند.
۳۱۱۷ در حروف ابجد
در شبکههای اجتماعی، برخی کاربران با اشاره به تکرار این عدد در گزارشهای جمهوری اسلامی، شائبههای انتقال رمز یا گزارهای با استفاده از حروف ابجد را طرح کردهاند.
ابجد سامانهای قدیمی برای تبدیل حروف به اعداد است که ریشه در الفبای عربی دارد و در بسیاری از متون کهن فارسی و عربی بهکار رفته است.
در این سیستم، هر حرف دارای یک ارزش عددی مشخص است (مثلا الف = ۱، ب = ۲، ج = ۳، ...، غ = ۱۰۰۰). این مقادیر در جدول معروف «ابجد کبیر» تنظیم شدهاند. ابجد بیشتر در حوزههای شبهعلم، عرفان و حتی رمزنگاریهای ابتدایی کارایی داشته است.
شاعران و نویسندگان با استفاده از ابجد گاهی تاریخ ساخت بنا یا وقوع یک رویداد را در قالب یک بیت یا جمله رمزگذاری میکردند، بهگونهای که مجموع عددی حروف آن به سال هجری اشاره میکرد.
از نظر ریاضی ممکن است عبارات بسیاری وجود داشته باشد که به صورت ابجد به عدد ۳۱۱۷ برسد اما کاربری در شبکه ایکس با استناد به جستوجوهایش با کمک هوش مصنوعی در این باره نوشت که عدد ابجد ۳۱۱۷ مربوط به عبارت «غافر من استغفره» در دعای جوشنکبیر است.
شیعیان از این عبارت برای توصیف پروردگار خود یاد میکنند: «بخشنده هر کسی، که طلب بخشش میکند.»
در نهایت میتوان گفت تکرار عددهای غیر رند ۳۱۱۷ و ۱۰۳۹ و مضربهایشان در آمار رسمی جمهوری اسلامی، بهویژه در موضوعهای حساسی مانند کرونا و شمار قربانیان اعتراضات، بهسختی میتواند تصادفی باشد و سابقه تکرار این اعداد در بازههای زمانی و جغرافیایی مختلف، و استفاده از یک عدد اول برای تولید خروجیهای ظاهرا تصادفی، همگی از وجود الگویی هدفمند در عددسازی و دستکاری دادهها حکایت دارد.
مخاطبی از دزفول به ایراناینترنشنال با اشاره به آمار بالای کشتهها، مجروحان و بازداشتشدگان در اعتراضات این شهر، گفت تحت فشار امنیتی، هر ۱۵ دقیقه یک نفر به خاک سپرده میشد.
به گفته او، ماموران سریع خانوادهها را با استفاده از زور و خشونت متفرق میکردند.
این مخاطب افزود خاکساری جاویدنامهای دزفول به صورت شبانه و با حضور مامورها انجام میگرفت و تنها حدود ۱۰ نفر از اعضای خانواده اجازه حضور در مراسم خاکسپاری را داشتند.
مخاطبی دیگر از همین شهر گفت نیروهای سرکوبگر، با تیر جنگی مردم را هدف قرار دادند و دهها نفر را کشتند.
او افزود: «تا چند روز سردخانه بیمارستان گنجویان پر از جسد بود. مردم باور نمیکردند فرزندانشان کشته شده باشند و خیلیها توان مراجعه به سردخانه برای شناسایی کشتهها را نداشتند.»
براساس گزارشهای رسیده به ایران اینترنشنال محمد محشری، قهرمان بوکس آسیا ۱۰ روز پیشبازداشت شده و خانواده اش از سرنوشت او بیخبر هستند.
براساس این گزارشها، ماموران امنیتی محشری را ۲۸ دی در خانهاش دستگیر کرده و به بازداشتگاهی در تبریز منتقل کردهاند.
محشری یکی از استعدادهای بوکس ایران است که در کارنامهاش مدال برنز مسابقات قهرمانی جوانان و امیدهای آسیا در سال ۲۰۲۴ به چشم میخورد.
پیشتر گزارشهایی از بازداشت برخی ورزشکاران به دلیل همراهی با انقلاب ایرانیان منتشر شده بود.
از جمله بازداشت خشونتامیز علیرضا نجاتی، قهرمان کشتی از سوی سازمان اطلاعات قم.