پلیس کانادا ناپدید شدن مسعود مسجودی را «جنایت هدفمند» اعلام کرد
پلیس کانادا در گفتوگویی اختصاصی با ایراناینترنشنال اعلام کرد ناپدید شدن مسعود مسجودی، استاد پیشین دانشگاه در برنابیِ بریتیش کلمبیا، ماهیتی «جنایتکارانه و هدفمند» داشته و تحقیقات رسمی از فاز «مفقودی» به پرونده «قتل» تغییر کرده است.
فردا فانگ، سخنگوی تیم یکپارچه تحقیقات قتل (IHIT)، در گفتوگو با ایراناینترنشنال تایید کرد که ناپدید شدن مسجودی رسماً بهعنوان یک «جنایت هدفمند» در دست بررسی قرار گرفته است.
به گفته فانگ، پلیس کانادا پس از بررسی شواهد اولیه و تقویت ظن وقوع جرم، تحقیقات را از مرحله «فرد مفقود شده» خارج کرده و پرونده را به تیم ویژه بررسی قتل سپرده است. او تاکید کرد که این تصمیم پس از طی فرآیند دقیق ارزیابی و مشاوره گرفته شده و تنها در مواردی انجام میشود که «دلایل منطقی کافی برای وجود عناصر جنایی» وجود داشته باشد.
بر اساس توضیحات سخنگوی این تیم ویژه، ماجرا از غروب دوم فوریه آغاز شد؛ زمانی که پلیس برنابی پس از دریافت گزارشهایی از همسایگان نگران، تحقیق درباره ناپدید شدن مسجودی را شروع کرد. همسایگان اعلام کرده بودند که بیخبری از او غیرعادی بوده است. بررسیها نشان داد که مسجودی آخرین بار صبح همان روز در آپارتمان خود در برنابی دیده شده است.
فانگ گفت شواهد جمعآوریشده، از جمله تغییرات غیرعادی در الگوی فعالیتهای روزمره، بررسی محل سکونت، فعالیتهای آنلاین و دادههای ارتباطی، همگی نشان میدهند که این ناپدید شدن «تصادفی» نبوده است. او تصریح کرد: «بر اساس شواهد موجود، معتقدیم این یک حادثه حسابشده و هدفمند بوده و باید با آن مانند یک پرونده قتل برخورد شود.»
تصویر منتشر شده از سوی پلیس کانادا
به گفته پلیس، اولویت کنونی تعیین جدول زمانی دقیق وقایع پیش از ناپدید شدن مسجودی است. در این راستا، ماموران با خانواده، دوستان، همسایگان و افرادی که با او در تماس بودهاند گفتوگو کردهاند. همچنین بررسی گسترده تصاویر دوربینهای مداربسته برای شناسایی افراد یا خودروهای مشکوک در دستور کار قرار دارد. پلیس برای جلب کمک عمومی، تصویر مسجودی را با رضایت خانواده منتشر کرده است.
سخنگوی تیم تحقیقات با اشاره به شناختهشده بودن مسجودی در فضای عمومی و دانشگاهی گفت همکاری رسانهها و جامعه برای پیشبرد تحقیقات حیاتی است و از هر فردی که اطلاعاتی درباره علت یا چگونگی ناپدید شدن او دارد خواست با پلیس تماس بگیرد.
مسعود مسجودی دانشجوی دکتری سابق و مدرس ریاضیات در دانشگاه سایمون فریزر بوده است. او در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در اعتراض به آنچه نفوذ عوامل جمهوری اسلامی در این دانشگاه میدانست، مدتی در مقابل دادگاه ونکوور دست به اعتصاب غذا زده بود.
پیشتر، رسانههای کانادایی از جمله تورنتو استار و خبرگزاری کانادین پرس گزارش داده بودند که دادگاه تجدیدنظر بریتیش کلمبیا سال گذشته مسجودی را به دلیل طرح دعاوی متعدد حقوقی علیه دانشگاهیان، چهرههای حقوقی و روزنامهنگاران، «شاکی مزاحم» اعلام کرده است.
پلیس کانادا تاکید کرده است که بهمنظور حفظ سلامت روند تحقیقات، از انتشار جزئیات بیشتر درباره شواهد خودداری میکند، اما خانواده مسجودی بهصورت مستمر در جریان آخرین تحولات قرار میگیرند.
سندیکای خبر یهود با استناد به اسناد داخلی بهدستآمده از داخل ایران گزارش داد جمهوری اسلامی با هدف تثبیت دائمی کنترل حکومت بر اطلاعات، ارتباطات و زندگی دیجیتال مردم ایران، در حال آمادهسازی برای بازطراحی گسترده اینترنت در کشور است.
سندیکای خبر یهود اعلام کرد اسناد نشان میدهد برنامه جمهوری اسلامی صرفاً واکنشی امنیتی و موقت نیست، بلکه یک راهبرد بلندمدت است که مرداد سال گذشته بهطور رسمی به مقامهای ارشد حکومتی ارائه شده و هدف آن بازسازی اکوسیستم دیجیتال ایران است.
بر اساس این گزارش، طرح جمهوری اسلامی برای کنترل اینترنت در ایران امکان مسدودسازی پلتفرمهای خارجی، جرمانگاری ابزارهای دور زدن فیلترینگ، تمرکز دادهها و توانمندیهای هوش مصنوعی و وادار کردن مردم به استفاده از فناوریهای مورد تأیید حکومت را فراهم میکند.
سندیکای خبر یهود افزود جمهوری اسلامی و تکنوکراتهای همسو با آن، وابستگی به فناوری خارجی را نه صرفاً یک آسیبپذیری اقتصادی، بلکه تهدیدی وجودی برای بقای حکومت میدانند.
در یکی از اسناد بهدستآمده از ایران آمده است وابستگی به پلتفرمها و نرمافزارهای غیرایرانی «یکی از جدیترین گلوگاههای امنیت ملی، حکمرانی سایبری و حاکمیت فناورانه» است. بخش دیگری از این اسناد هشدار میدهد ابزارهایی مانند پیامرسانها، ویپیانها و خدمات ابری به «ابزار فشار و مهار هوشمند در دست قدرتهای متخاصم» تبدیل شدهاند.
بر اساس این اسناد، طرح جمهوری اسلامی یک برنامه چندساله برای حذف آنچه «فناوری غیربومی» خوانده میشود از تقریباً تمام لایههای زندگی دیجیتال مدرن ارائه میکند؛ از جمله زیرساختهای فیزیکی مانند شبکههای فیبر نوری، مراکز داده، سیستمهای مخابراتی، سیستمعاملها، پلتفرمهای ابری، نرمافزارهای اداری، ابزارهای هوش مصنوعی، پیامرسانها، ایمیل، ویدیوکنفرانس و شبکههای اجتماعی.
روزنامه فیگارو در تحلیلی همزمان با مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی در عمان نوشت در حالی که واشینگتن خواستههای سختگیرانهتری مطرح کرده و تهران نیز حاضر به عقبنشینی راهبردی نیست، این گفتوگوها از ابتدا با بدبینی و اختلاف همراه است و بعید است به توافقی پایدار منجر شود.
روزنامه فرانسوی فیگارو جمعه ۱۷ بهمن با اشاره به فضای مبهم و پرتنش مذاکرات جاری در عمان نوشت این گفتوگوها بیش از آنکه نشانه اعتماد متقابل باشد، به «پردهای از دود و گاز بیحسکننده» شباهت دارد.
به نوشته این روزنامه، حتی توافق بر سر محل برگزاری نشست نیز با دشواری همراه بوده و مقامهای آمریکایی هم امید چندانی به موفقیت آن ندارند.
فیگارو به نقل از جیدی ونس، معاون رییسجمهوری آمریکا، نوشت که برقراری دیپلماسی با ایران «بسیار دشوار» است، زیرا رهبر جمهوری اسلامی مستقیم مذاکره نمیکند و حاضر به گفتوگو با آمریکا نیست.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، نیز گفته است: «مطمئن نیستم بتوان با رهبران ایران به توافق رسید.»
این روزنامه ارزیابی کرده در بهترین حالت، مذاکرات ممکن است به «توافقی حداقلی، شکننده و موقت» منجر شود.
از نگاه فیگارو، جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه، در موقعیتی ضعیفتر قرار دارد؛ نیروهای نیابتی آن در غزه و لبنان آسیب دیدهاند، روسیه بهدلیل جنگ اوکراین پشتیبان فعالی نیست و حتی بازگشت علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، از سفر اخیر به مسکو، بدون دستاورد بوده است.
با این حال، به نوشته فیگارو، هرچند برخی تاسیسات برای ازسرگیری غنیسازی آماده شدهاند، این اقدام هنوز به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، انجام نشده و پذیرش «غنیسازی صفر» در شرایط فعلی هزینه فوری برای تهران ندارد.
فیگارو تاکید کرده خواستههای دولت آمریکا پس از بازگشت دوباره دونالد ترامپ به کاخ سفید، سختتر شده است.
واشینگتن علاوه بر توقف کامل غنیسازی، خواهان محدودیت جدی برنامه موشکهای بالستیک و پایان حمایت ایران از گروههای نیابتی است. مطالباتی که از نگاه مقامهای ایرانی عبور از آنها بهمنزله تسلیم تلقی میشود.
این روزنامه در پایان نوشت مذاکرات ممکن است بیش از هر چیز به جمهوری اسلامی فرصت خرید زمان بدهد.
به باور فیگارو، اگر تهران بتواند با یک توافق کاغذی از حمله نظامی بگریزد، بهای آن را معترضان ایرانی خواهند پرداخت. معترضانی که مبارزهشان همچنان با سرکوب بیامان سپاه پاسداران روبهرو است.
مقامهای پاکستان اعلام کردند همزمان با برگزاری نماز جمعه، یک عامل انتحاری خود را در یک مسجد شیعیان در پایتخت این کشور منفجر کرد که در پی آن دستکم ۳۱ نفر کشته و نزدیک به ۱۷۰ نفر زخمی شدند.
به گزارش خبرگزاری رویترز، این انفجار جمعه ۱۷ بهمن در مسجد خدیجهالکبری در حاشیه اسلامآباد، پایتخت پاکستان، رخ داد.
تصاویر منتشر شده از محل حادثه، پیکرهای خونآلود نمازگزاران، شیشههای شکسته و فضای آشفته داخل مسجد را نشان میدهد.
عرفان ممون، معاون فرماندار اسلامآباد، در بیانیهای گفت: «آمار قربانیان افزایش یافته و تاکنون مرگ ۳۱ نفر تایید شده است. شمار مجروحانی که به بیمارستان منتقل شدهاند به ۱۶۹ نفر رسیده است.»
دو مقام پلیس پاکستان که خواستند نامشان فاش نشود، گفتند عامل حمله پیش از ورود به مسجد و در دروازه آن متوقف شده و سپس مواد انفجاری همراه خود را منفجر کرده است.
اگرچه «انفجارهای تروریستی» در اسلامآباد، بهعنوان پایتختی با تدابیر شدید امنیتی، نادر است، اما پاکستان در سالهای اخیر با موج تازهای از خشونتهای شبهنظامیان روبهرو بوده است.
شیعیان که اقلیتی در کشور عمدتا سنیمذهب پاکستان با جمعیت حدود ۲۴۱ میلیون نفر هستند، پیشتر نیز بارها هدف حملات فرقهای قرار گرفتهاند.
در حملهای مشابه در ۲۱ آبان، یک انفجار انتحاری در اسلامآباد ۱۲ کشته و ۲۷ زخمی بر جای گذاشت.
گروه جماعتالاحرار، شاخهای جداشده از تحریک طالبان پاکستان، اعلام کرد که مسئولیت این انفجار را میپذیرد.
تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) با انتشار بیانیهای گفت هیچ ارتباطی با این رویداد ندارد و خود را از آن «مبرا» دانست.
رسانههای روسیه گزارش دادند ولادیمیر آلکسییف، معاون اول رییس اداره اطلاعات نظامی ارتش این کشور، در مسکو هدف تیراندازی قرار گرفته، بهشدت مجروح شده و به بیمارستان منتقل شده است. حملهای در ادامه موج ترور مقامهای ارشد نظامی روسیه.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، کمیته تحقیق روسیه صبح جمعه ۱۷ بهمن اعلام کرد مهاجم ناشناس چندین بار به سوی این مقام امنیتی روسیه شلیک کرده است.
سوتلانا پترنکو، سخنگوی کمیته تحقیق، بدون اشاره به هویت عامل یا عاملان حمله، اعلام کرد تحقیقات در اینباره آغاز شده است.
آلکسییف از سال ۲۰۱۱ معاون اول اداره اطلاعات نظامی روسیه بوده و در گذشته برای نقش خود در عملیات نظامی روسیه در سوریه، نشان «قهرمان روسیه» دریافت کرده است.
این تیراندازی یک روز پس از پایان گفتوگوهای دو روزه میان نمایندگان روسیه، اوکراین و آمریکا در ابوظبی رخ داد. مذاکراتی که با هدف بررسی راههای پایان دادن به جنگ اوکراین برگزار شد.
هیات روسی در این گفتوگوها از سوی رییس اداره اطلاعات نظامی ارتش روسیه هدایت میشد.
دیمیتری پسکوف، سخنگوی کاخ کرملین، اعلام کرد ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، در جریان این حمله قرار گرفته و تاکید کرده است تدابیر حفاظتی از مقامهای ارشد نظامی باید تقویت شود.
در ماههای گذشته، چند ژنرال روس از جمله رییس اداره آموزش عملیاتی ستاد کل ارتش و معاون اداره عملیات ستاد کل، در انفجار بمبهای کار گذاشتهشده در خودروهایشان کشته شدند.
کمیته تحقیقات روسیه اول دی اعلام کرد فانیل سارواروف، از فرماندهان ارتش این کشور، در پی انفجار یک بمب که زیر خودرویی در جنوب مسکو کار گذاشته شده بود، جان خود را از دست داد.
این کمیته گزارش داد یک خودرو در لحظه خروج رییس اداره آموزش عملیاتی نیروهای مسلح روسیه از پارکینگ منفجر شد و سارواروف ۵۶ ساله در اثر شدت جراحات جان باخت.
بازرسان کمیته اعلام کردند به احتمال دخالت سرویسهای ویژه اوکراین در این انفجار مشکوک هستند.
از زمان آغاز تهاجم روسیه به اوکراین در اسفند ۱۴۰۰، شماری از مقامهای نظامی روس در مسکو هدف حمله قرار گرفتهاند.
کییف بهندرت مسئولیت این عملیاتهای هدفمند را میپذیرد، اما شمار زیادی از این حملات به سازمان اطلاعات نظامی اوکراین نسبت داده شدهاند.
پنجم اردیبهشت، یاروسلاو موسکالیک، معاون رییس اداره اصلی عملیات در ستاد کل ارتش روسیه، در پی انفجار بمب در خودرویی در نزدیکی مسکو کشته شد.
آذر سال گذشته نیز ایگور کیریلوف، رییس نیروهای حفاظت هستهای، بیولوژیک و شیمیایی روسیه، همراه دستیارش در اثر انفجار بمب جاسازیشده در یک اسکوتر برقی در مسکو جان باخت.
در حالی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، برای گفتوگوهای دوجانبه با ایالات متحده در عمان به سر میبرد، در محاسبات تهران، مذاکره اکنون نوید فرسایش تدریجی میدهد. در مقابل، جنگ، فرصتی هرچند پرریسک برای بازتنظیم موازنه فراهم میکند.
رویکرد فعلی نشاندهنده تغییری در نگاه دیرینه جمهوری اسلامی است که جنگ را تهدیدی وجودی میدانست. امروز به نظر میرسد حاکمان در تهران به این باور رسیدهاند که تقابل کنترلشده میتواند به شیوهای که دیپلماسی دیگر قادر به آن نیست، به حفظ نظام کمک کند.
همین باور توضیح میدهد چرا جنگ دیگر در تهران امری غیرقابل تصور نیست، بلکه بهتدریج بهعنوان ابزاری قابل اتکا برای حکمرانی، چارچوببندی میشود.
در کانون این تغییر، یک ارزیابی صریح قرار دارد: میز مذاکره به میدان باخت تبدیل شده است.
این نه به این دلیل است که توافق با واشینگتن ناممکن باشد، بلکه به این علت است که چارچوب تحمیلی ایالات متحده و متحدانش، دیپلماسی را به فرایندی از امتیازدهی انباشته تبدیل کرده است.
وقتی محدودیتهای هستهای، قیود موشکی، نفوذ منطقهای و حتی رفتار داخلی بهعنوان پروندههایی بههمپیوسته تلقی میشوند، رهبران ایران گفتوگو را نه راهی برای کاهش فشار، بلکه عقبنشینی راهبردی بدون تضمینهای معتبر برای بقا میبینند.
از منظر تهران، دیپلماسی دیگر زمان نمیخرد؛ بلکه آسیبپذیری را تقویت میکند
در چنین زمینهای، تقابل کمتر شبیه بیپروایی و بیشتر شبیه راهی برای خروج از راهرویی تنگشونده به نظر میرسد.
چرا جنگ؟ زیرا جنگ تنها سناریویی است که جمهوری اسلامی باور دارد در آن لزوما بازنده نیست.
در داخل، حکومت با شدیدترین بحران مشروعیت خود در دهههای اخیر روبهروست.
سرکوب گسترده، کشتار معترضان، فروپاشی اقتصادی و جامعهای که هرچه بیشتر در برابر حکمرانی مبتنی بر ترس مقاومت میکند، ابزارهای سنتی کنترل دولت را فرسوده کرده است.
در این شرایط، جنگ کارکرد سیاسی قدرتمندی دارد و قواعد حکمرانی را بازنویسی میکند.
این موضوع در آخرین دور گفتوگوهای برنامهریزیشده با واشینگتن آشکار شد.
پس از مقاومت اولیه، بنا به درخواست تهران، محل دیدار از استانبول به عمان منتقل شد.
مقامهای ایرانی بر قالب کاملا دوجانبه تاکید کرده و کوشیدهاند گفتوگوها را به پرونده هستهای محدود کنند و بهصراحت موشکها و فعالیتهای منطقهای، که برای ایالات متحده و شرکایش اولویت دارد، کنار بگذارند.
در مجموع، این اقدامات به راهبردی گستردهتر اشاره دارد: تهی کردن دیپلماسی از محتوا، در حالی که تقابل زنده نگه داشته میشود.
در خارج، محاسبات تهران بر فرض دیگری نیز استوار است: اینکه ایالات متحده میخواهد از یک جنگ طولانی پرهیز کند.
تجربههای افغانستان و عراق، در کنار رویکرد محتاطانه واشینگتن نسبت به جنگ اوکراین، این باور را تقویت کرده که آمریکا اشتهای سیاسی لازم برای یک درگیری فرسایشی و طولانی را ندارد.
از نگاه تهران، حتی یک حمله نظامی نیز احتمالا محدود خواهد بود.
حملات هوایی، عملیات سایبری یا ضربات تعریفشده محدود، اشکالی از فشار هستند که جمهوری اسلامی باور دارد میتواند آنها را تاب بیاورد.
این امر به یکی از عناصر اصلی دکترین بقای جمهوری اسلامی خوراک میدهد: بدون حضور نیروهای زمینی خارجی، نظام فروپاشیدنی نیست.
از این رو، اقدام نظامیای که به مشارکت پایدار زمینی نرسد، قابل مدیریت تلقی میشود.
فراتر از این، رهبران تهران باور دارند میتوانند با صادر کردن هزینهها به سراسر منطقه، مسیر تشدید تنش را شکل دهند.
با تهدید متحدان و شرکای منطقهای آمریکا، تهران محاسبه میکند که یک تقابل طولانی خیلی زود از نظر سیاسی و اقتصادی برای واشینگتن غیرجذاب خواهد شد.
در این برداشت، یک جنگ محدود میتواند نگرانیهای حقوق بشری را از دستورکار جهانی کنار بزند، شکافها میان متحدان غربی را آشکار کند، بازارهای انرژی را متلاطم سازد و در نهایت بازگشت به مذاکرات محدودتر را تحمیل کند.
با این حال، این راهبرد بر یک فرض خطرناک استوار است: کنترل.
جنگهایی که با انتظار مهار آغاز میشوند، به ندرت مهار میشوند.
در منطقهای پرنوسان و پر از سلاح و تسلیحات نظامی، زنجیرههای تشدید تنش بهسختی قابل مدیریتاند و اقداماتی که تهران بازدارنده میداند، ممکن است در واشینگتن بهعنوان «عبور از خطوط قرمز» تلقی شوند.
با این همه، مسیر روشن است.
جمهوری اسلامی به این جمعبندی رسیده که بر سر میز مذاکره میبازد، اما در تنش پایدار شاید بتواند دوام بیاورد، یا حتی اهرم فشار خود را بازیابد.
همین باور توضیح میدهد که چرا جنگ دیگر آخرین گزینه تلقی نمیشود، بلکه بهتدریج به مولفهای محاسبهشده، هرچند پرمخاطره، از راهبرد بقای نظام تبدیل شده است.