جمشید برزگر
روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی
روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی

اظهارات ستیزهجویانه، تهدید به حملات مجدد موشکی، مخالفت با فرآیند صلح خاورمیانه و حملات شخصی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به دونالد ترامپ، درست در زمانی که رییسجمهوری آمریکا به نقش خود در برقراری آتشبس در غزه میبالد، چیزی جز رفتن به استقبال جنگی دیگر نیست.

سه سال پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، و بهویژه در سایه تحولات یک سال گذشته و جنگ ۱۲ روزه، اکنون با قاطعیت بیشتری میتوان از گستردگی و تداوم فرآیندی در جامعه ایران سخن گفت که دامنه نامگذاری و در نتیجه تحلیل آن از «خیزش» و «جنبش» تا «انقلاب» در نوسان بوده است.

فعال شدن سازوکار موسوم به «مکانیسم ماشه» از سوی سه کشور اروپایی، نقطه عطفی در پرونده پر فراز و فرود روابط غرب و جمهوری اسلامی است. پیامدهای این اقدام هم برای ساختار قدرت در جمهوری اسلامی و هم برای مردم ایران بسیار متفاوت از گذشته خواهد بود.

انتشار بیانیه جبهه اصلاحات درباره شرایط کنونی و پیشنهادها و مطالبات این جبهه برای بیرون کشیدن جمهوری اسلامی از گردابی که در آن اسیر شده و پایانش را بیش از هر زمان دیگر ممکن و متصور کرده، به مجادله لفظی گسترده اما کاملا بیهودهای بین طیفهای مختلف قدرت انجامیده است.

علی خامنهای در دومین پیام ویدیویی خود از زمان آغاز جنگ با اسرائیل، ضمن پافشاری بر مواضعی که نتایجش همین حالا کاملا پدیدار شده، در خدعه و نیرنگی تازه کوشید با تبرئه جمهوری اسلامی شکست حقارتبار خود را به نام ایران و ملت ایران ثبت کند.

در حالی که جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل وارد پنجمین روز خود شده است، دونالد ترامپ در اقدامی نامعمول برای رییس کشوری که بهطور مستقیم در این جنگ شرکت ندارد، در اولتیماتومی بیسابقه از شهروندان تهرانی خواسته است که فورا پایتخت را ترک کنند. معنای چنین اقدامی چیست؟

دونالد ترامپ میگوید نامهای برای علی خامنهای فرستاده است. از سخنان او و بر اساس همه شواهد چنین بهنظر میرسد که چکیده و اصل آن نامه این است که «شرایط ما را باید بپذیرید. انتخاب اینکه این شرایط را با یا بدون اقدام نظامی بپذیرید با شما.»

گزارشهای منتشر شده حکایت از آن دارد که برایان هوک، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران در دور اول ریاست جمهوری ترامپ، رهبری تیم انتقالی ترامپ را در وزارت امور خارجه آمریکا برعهده گرفته است.

لحن مقامات جمهوری اسلامی بار دیگر تند شده است و اگر این تندی به معنای تایید گزارشها درباره آماده شدن سپاه برای حملهای دیگر به اسرائیل باشد، باید گفت که جمهوری اسلامی در قماری تازه گلوله هفتتیر را روی شقیقه خود گذاشته است.

هم کشته شدن یحیی سنوار، رهبر حماس، و هم نحوه واکنش جمهوری اسلامی و گروههای نیابتیاش به آن تا همین جا دو نکته را روشنتر و برجستهتر کرده است: ضعف و از دست رفتن اعتماد بهنفس در نظام حاکم بر ایران و بیاعتمادی گروههای نیابتی به جمهوری اسلامی در حین تحمل ضربات جبرانناپذیر.
