کامبیز حسینی
ایراناینترنشنال
ایراناینترنشنال

در شرایطی که جمهوری اسلامی میکوشد از طریق خشونت و قطع ارتباط، سکوت را بر جامعه ایران تحمیل کند، آنچه جهان میبیند ناآرامی نیست؛ بلکه مقاومتی است در عریانترین شکل آن: مردمی که حاضر نیستند محو شوند، به عدد تقلیل پیدا کنند، یا از نام و هویت خود دست بکشند.

توصیف بند زنان زندان اوین بهعنوان «هتل» از سوی فائزه هاشمی، تنها یک اظهارنظر شخصی نیست؛ این تعبیر، در تعارض با گزارشها و تجربه زیسته زندانیان، به مسالهای مهم در روایت عمومی زندان و وضعیت حقوق بشر در ایران تبدیل شد.

پس از یورش نیروهای امنیتی به مراسم هفتم خسرو علیکردی، مشهد از یک شهر مذهبی به خط قرمز تازه حاکمیت تبدیل شد. مساله، شعارها نبود؛ مساله این بود که صداها به هم رسیدند و حافظه جمعی دوباره فعال شد. این همان چیزی است که حکومت از آن میترسد.

افزایش قیمت بنزین شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زندگی مردم را دوباره آشکار کرده است. تصمیمی که نام «اصلاح» بر آن گذاشتهاند، در غیاب شفافیت و پاسخگویی، چیزی جز انتقال بحران به جامعه نیست. آیا اینبار آبان ۹۸ تکرار میشود؟

قرعه آسان جام جهانی مشکلی را آسان نمیکند؛ بحران میان مردم و تیم ملی از جنس نتایج نیست، از جنس اعتماد ازدسترفته است. تا زمانی که تیم ملی مسئولیت سکوتهای ۲۰۲۲ را نپذیرد، هیچ پیروزیای نمیتواند شکاف میان جامعه و تیمی را که زمانی ملی بود ترمیم کند.

پس از آشکار شدن سه شرط صریح واشنگتن برای آغاز گفتوگو، جمهوری اسلامی در موقعیتی قرار گرفته که نه امکان بازگشت به گذشته را دارد و نه توان ادامهدادن مسیر پیشین را.

۴۵ سال است که دخالت در زندگی خصوصی شهروندان، از جمله یورش به مهمانیها، به بخشی ثابت از شیوه حکمرانی در جمهوری اسلامی بدل شده است؛ سیاستی که با وجود تغییر ابزارها و نسلها، همچنان برای مهار سبک زندگی مردم و جلوگیری از شکلگیری فضای اجتماعی مستقل از اقتدار سیاسی ادامه دارد.

تجربه سئول، مکزیکوسیتی و پکن نشان میدهد حتی آلودهترین کلانشهرهای جهان توانستهاند در کمتر از یک دهه از بحران عبور کنند، مشروط به وجود اراده سیاسی، ارادهای که در جمهوری اسلامی غایب است.

در هنرستان دخترانه شهرری، بازرسی خشن، تخریب وسایل، تهدید کلامی و ممانعت از تماس با والدین، یک روز عادی مدرسه را به محیطی امنیتی بدل کرد. شهادت دانشآموزان نشان میدهد آنچه رخ داده، نشانه گسترش خشونت نهادی در مدارس ایران است.

«تو که با مردم ایران در تماسی، واقعاً وضعیت ایران چطور است؟» این پرسشی است که همه از من میپرسند؛ پرسشی که پاسخ آن نه در دادههای رسمی، بلکه در صدای مردم است؛ صدایی که از فرسایش معیشت، تحلیل روان جامعه و تقلیل زیستن به بقا حکایت دارد. این متن بر پایه همین صداها نوشته شده است.
