انتقاد ۱۷۰ فعال سیاسی و مدنی از حکمرانی جمهوری اسلامی و تمرکز بر حجاب اجباری
۱۷۰ تن از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در بیانیهای با اشاره به شیوه حکمرانی در جمهوری اسلامی و پیامدهای مخرب آن در حوزههای مختلف، از تمرکز حکومت بر مساله «حجاب اجباری به عنوان اولویت اول کشور» انتقاد کردند.
در این بیانیه آمده است که «شیوع مزمن و همهجانبه فساد» در ایران نشاندهنده «شیوه معیوب حکومتداری» در جمهوری اسلامی است.
به گفته این فعالان، افزایش ۴۰ درصدی خودکشی در یک دهه گذشته، کاهش نرخ مشارکت اقتصادی زنان به تنها ۱۴ درصد، رشد ۶۰ درصدی خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد طی پنج سال، باز ماندن ۹۳۰ هزار دانشآموز از تحصیل در سال گذشته، آمار بالای بیکاری در فارغالتحصیلان دانشگاه و سهم بیش از ۴۰ درصدی این گروه از مجموع بیکاران و کشته شدن بیش از ۱۲ هزار نفر در سه ماه اول سال جاری در مرگ و میرهای غیرطبیعی مانند حوادث رانندگی، همگی شواهدی بر ضعف جمهوری اسلامی و رنج مردم ایران «بهویژه در مناطق نابرخوردار» هستند.
حسن موسوی چلک، رییس انجمن مددکاران اجتماعی، شهریور ماه سال جاری افزایش آمار خودکشی در ایران را نگرانکننده خواند. پیش از این روزنامه اعتماد در گزارشی به بررسی محتوای تولید شده درباره «خودکشی» در شبکههای اجتماعی و ارتباط آن با رویدادهای سیاسی و اجتماعی پرداخت و با استناد به کلاندادهها نوشت جستوجوی این کلمه در فروردین ۱۴۰۲ نسبت به نیمه دوم سال ۱۴۰۱ بیش از دو برابر افزایش داشته است.
روزنامه هممیهن روز ۲۳ آبان گزارش داد نرخ مشارکت اقتصادی زنان و سهمشان از اشتغال و تحصیل یا روندی نزولی داشته یا همچنان بسیار اندک است.
۱۷۰ فعال سیاسی و مدنی با اشاره به مشکلات بزرگ اقتصادی در ایران از جمله تورم شدید، کاهش قدرت خرید مردم و گسترش فقر، توجه حاکمیت را به حجاب اجباری به عنوان «مساله اول کشور»، تکاندهنده و سوالبرانگیز توصیف کردند.
این فعالان افزودند: «سرکوب مطالبات مدنی و صنفی، انسداد سیاسی و مسدود ساختن همه راههای اصلاحی باعث شده است امروز حتی هزینه اعتراض و سرپیچی از اجبار حجاب، گاه به سر حد مرگ و حبس و محرومیت از تدریس و تحصیل و کار برسد.»
آرمیتا گراوند، نوجوان ۱۶ ساله، یکی از آخرین قربانیان حجاب اجباری در ایران بود. بر اساس برخی گزارشها و روایتها، او روز ۹ مهر ماه در ایستگاه متروی شهدای تهران به دلیل حمله یک زن چادری بیهوش شد، به کما رفت و روز ششم آبان پس از ۲۸ روز بستری بودن در بیمارستان نظامی فجر جان باخت.
مراسم خاکسپاری آرمیتا روز هفتم آبان با وجود جو امنیتی سنگین با حضور جمعی از شهروندان در «بهشت زهرا» برگزار شد و پس از پایان مراسم، ماموران به سمت افرادی که شعار میدادند، حمله و دهها تن را بازداشت کردند.
در ادامه بیانیه این فعالان سیاسی و مدنی، به تسلط جریانی «محافظهکارانه و بنیادگرایانه» بر ساختار قدرت در جمهوری اسلامی اشاره شده است: «این گرایش با نفی آزادیها و حقوق بشر و شهروندی، خواستار طرد و حذف بنیادین جمهوریت و دموکراسی است ... و اینک اقدام به "یکپارچهسازی" حکومت کرده است.»
به گفته این فعالان، راه برونرفت از بحران کنونی «اعتراض سازمانیافته، منضبط و خشونتپرهیز»، «نافرمانی مدنی» و «همگرایی و انسجام سازمانیافته» در میان کنشگران، بهویژه نسل جوان است.
در میان امضاکنندگان این بیانیه اسامی ابوالفضل قدیانی، علیرضا رجایی، کیوان صمیمی، پروانه سلحشوری، محمد توسلی، عبدالله ناصری و حسین رفیعی دیده میشود.
روز ۲۷ آذر نیز هاشم آقاجری، زهرا رهنورد، ناصر زرافشان، نسرین ستوده، عالیه مطلبزاده، مصطفی ملکیان، فرهاد میثمی، لطفالله میثمی و صدیقه وسمقی با انتشار بیانیهای خواستار پایان دادن به «سیاستهای ستمگرانه» علیه زنان در حوزههای گوناگون فردی و اجتماعی شدند و ضمن حمایت از مطالبه حجاب اختیاری، پافشاری جمهوری اسلامی بر اعمال حجاب تحمیلی را محکوم کردند.
مقامهای جمهوری اسلامی به کشته شدن رضی موسوی، از فرماندهان ارشد سپاه و از چهرههای نزدیک به قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده سپاه قدس در حمله منتسب به اسرائیل به حومه دمشق واکنش نشان دادند. حکومت ایران تهدید کرده است «به این اقدام اسرائیل» پاسخ خواهد داد.
ابراهیم رئیسی، رییس دولت جمهوری اسلامی حمله به موسوی را «خباثتبار» و نشانه «عجز و ناتوانی و سرخوردگی» اسرائیل در منطقه برشمرد و تهدید کرد اسرائیل «تاوان این جنایت را خواهد داد».
حسین اکبری، سفیر جمهوری اسلامی در سوریه اعلام کرد موسوی «دیپلمات» و «رایزن دوم» سفارت ایران در دمشق بود.
به گفته اکبری، این فرمانده سپاه ساعت ۱۴ به وقت سوریه، دفتر کار خود را در سفارت جمهوری اسلامی ترک کرد و به منزل مسکونی خود در زینبیه دمشق رفت.
او افزود محل اقامت موسوی ساعت ۱۶:۲۰ به وقت دمشق «ظاهرا با سه موشک» هدف قرار گرفت و جسد او در اثر شدت حمله به حیاط پرتاب شد.
سفیر جمهوری اسلامی در دمشق تاکید کرد بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی تامین امنیت دیپلماتها بر عهده کشور میزبان است و «حمله اسرائیل به این فرمانده سپاه، جنایت و تعدی به امنیت سوریه» به شمار میرود.
رضا طلایی نیک، سخنگوی وزرات دفاع جمهوری اسلامی هم «حمله اسرائیل به موسوی» را «نقض آشکار حاکمیت کشور سوریه» خواند و گفت: «اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی در خارج از میدان غزه نشانه جنگافروزی است.»
طلایی نیک تهدید کرد جمهوری اسلامی پاسخی «مقتدرانه» و «هوشمندانه» به این حمله خواهد داد.
جعفر اسدی، از فرماندهان ارشد سپاه که خبرگزاری امنیتی تسنیم او را «فرمانده اسبق مستشاران ایرانی در سوریه» معرفی کرد، با اشاره به کشته شدن موسوی گفت اسرائیل قصد دارد دامنه جنگ را در منطقه گسترش دهد.
به گفته او، اسرائیل هفتههای گذشته نیز این مکان را در زینبیه دمشق هدف قرار داد اما موفق به کشتن موسوی نشد.
اسدی اعلام کرد: «این بار به واسطه جاسوسهایی که داشتند، توانستند مکان دقیق حضورش را شناسایی کنند.»
او افزود موسوی «امین و مورد اعتماد» قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه بود و بشار اسد، رییس حکومت سوریه با «خدمات» او آشنایی داشت.
علی بهادری جهرمی، سخنگوی دولت جمهوری اسلامی نیز گفت تهران در «زمان مناسب و مکان مناسب» به اقدام اسرائیل «پاسخ مناسبی» خواهد داد.
رسانههای داخلی در ایران روز چهارم دی گزارش دادند در جریان حمله اسرائیل به منطقه زینبیه در حومه دمشق «رضی موسوی معروف به سیدرضی»، از قدیمیترین نیروهای سپاه در سوریه، کشته شده است.
دقایقی پیش از اعلام رسمی این خبر از سوی رسانههای ایران، شبکه المیادین لبنان نیز از کشته شدن یکی از فرماندهان ارشد سپاه در حمله اسرائیل به سوریه خبر داده بود.
روابط عمومی سپاه پاسداران در اطلاعیهای ضمن تایید خبر کشته شدن موسوی اعلام کرد: «او از همرزمان قاسم سلیمانی و مسوول پشتیبانی جبهه مقاومت در سوریه بود.»
صابرین نیوز، ارگان رسانهای نزدیک به نیروی قدس سپاه پاسداران، رضی موسوی را «مسوول پشتیبانی و لجستیک نیروی قدس سپاه در سوریه» معرفی کرد.
در دو ماه اخیر و پس از حمله حماس به اسرائیل، مناطقی در اطراف دمشق که اغلب نیروهای سپاه پاسداران مستقر در سوریه در آن حضور داشتند، هدف حمله اسرائیل قرار گرفته است.
پیش از این و در روز شنبه ۱۱ آذر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با انتشار بیانیهای رسمی از کشته شدن دو عضو خود در حمله اسرائیل به مناطقی از خاک سوریه خبر داد و هویت این دو نفر را محمدعلی عطایی شورچه و پناه تقیزاده اعلام کرد.
رسانهها صبح همان روز گزارش دادند ارتش اسرائیل در حملاتی موشکی پایگاههای وابسته به حزبالله و جمهوری اسلامی را در حومه دمشق، پایتخت سوریه، هدف قرار داد.
بر اساس یک ویدیو که از سوی رسانههای ایران منتشر شد، رضی موسوی پیشتر گفته بود قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه، به او گفته بود: «تو دیگر پیر شدی و باید شهید شوی.»
از گذشته و سوابق فعالیتهای موسوی اطلاعات زیادی وجود ندارد اما در مستندی با عنوان «پرواز یک و بیست دقیقه» که درباره سلیمانی ساخته و منتشر شده بود، چهره او دیده نمیشود و تنها صدای موسوی و بدنش از چانه به پایین نمایش داده میشود.
او در این مستند میگوید که پس از انتشار شایعاتی درباره کشته شدن سلیمانی، زینب، دختر قاسم سلیمانی با او تماس گرفته و گفته: «عمو، پدرم کجاست؟ من گفتم رفته به دیدار بشار اسد و الان نمیتواند صحبت کند.»
دختر قاسم سلیمانی هم در این مستند سخنان موسوی را تکرار کرده که نزدیکی او به قاسم سلیمانی و خانوادهاش را تایید میکند.
خبرگزاری مهر درباره او نوشته است: «سید رضی از سال ۱۳۶۶ در سوریه و لبنان و در خدمت جبهه مقاومت بوده است.»
ایران اینترنشنال شهریور ۱۴۰۱ در خبری اختصاصی گزارش داده بود دفتر امدادرسانی به نیروهای لبنانی که به واحد ۲۲۵۰ معروف است، یک نهاد لجستیکی ایرانی است که در سال ۱۹۹۰ تاسیس شد و زیرمجموعه واحد ۲۰۰۰ است و به وسیله فردی به نام «سید رضی» اداره میشود.
بر اساس این گزارش، مقر دفتر امداد در شهر دمشق قرار دارد اما نمایندگیهای مختلفی از این دفتر در مناطق مختلف سوریه از جمله حومه دمشق، لاذقیه، حماه، حلب و دیرالزور وجود دارد.
مسوولیت دریافت تجهیزات ورودی از ایران به سوریه و همچنین نگهداری و انبار آن، مسوولیت و مدیریت دارایی نیروهای امدادرسانی به حزبالله و حتی اسکورت و میزبانی از مقامهایی ارشد ایرانی و خانوادههای آنها در بدو ورود به سوریه با این دفتر است که این امور با هماهنگی مقامها ارشد رژیم سوریه انجام میشود.
بر اساس گزارشهای رسانهای، جلسه دادگاه فاطمه حقپرست، محمدرضا کامرانینژاد، وحید سرخگل، کاظم علینژاد برانلو، آرشام رضایی، میثم غلامی، وحید قدیرزاده، علیاصغر حسنیراد، سامان رضایی، پیام باستانی پاریزی و حجتاله رافعی، ۱۱ متهم سیاسی روز دوشنبه در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.
در جریان این جلسه دادگاه گروهی که در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری برگزار شد، متهمان این پرونده به همراه وکلایشان در برابر اتهامات انتسابی از خود دفاع کردند.
بر اساس گزارش سایت هرانا این افراد به اتهاماتی از جمله اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم برضد امنیت داخلی/ خارجی، تبلیغ علیه نظام، اهانت به علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، اهانت به روحالله خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی و تشویق مردم به ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی/خارجی متهم شدهاند.
در این گزارش به مصداقها و دلایل انتساب اتهامات ذکر شده به این افراد اشارهای نشده است.
تمامی این شهروندان در بازه زمانی دهم مردادماه تا ۲۹ آبانماه به دست نیروهای امنیتی بازداشت شدهاند.
از میان آنها، علیاصغر حسنیراد، در تاریخ دهم مردادماه توسط ماموران اطلاعات سپاه و میثم غلامی در تاریخ ۱۱ مردادماه در نوشهر بازداشت شد. وحید قدیرزاده و وحید سرخگل در تاریخ ۱۸ مردادماه بازداشت به زندان اوین منتقل شدند.امان رضایی، شهروند ساکن کرج در تاریخ ۲۲ شهریورماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و مدتی بعد به زندان اوین منتقل شد.
حجتاله رافعی، روز اول شهریورماه توسط ماموران اطلاعات سپاه در شهرستان شهریار بازداشت و چندی به زندان اوین منتقل شد.
پیام باستانی پاریزی، روز ۲۰ شهریورماه، توسط نیروهای امنیتی در کرج بازداشت و چندی بعد از بازداشتگاه یک-الف سپاه پاسداران به زندان اوین منتقل شد. سامان رضایی، شهروند ساکن کرج در تاریخ ۲۲ شهریورماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و مدتی بعد به زندان اوین منتقل شد.
آرشام (محمود) رضایی، روز ۲۵ مهرماه توسط ماموران اطلاعات سپاه در فردیس کرج بازداشت و مدتی بعد به زندان اوین منتقل شد. کاظم علینژاد بارائلو، روز ۲۹ آبانماه توسط نیروهای امنیتی در اسلامشهر بازداشت و حدود یک ماه بعد به بند چهار زندان اوین منتقل شد.
محمدرضا کامرانینژاد، در تاریخ ۱۳ شهریور امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت و روز ۲۸ آبان با تودیع قرار وثیقه دو میلیارد تومانی از زندان اوین آزاد شد. فاطمه حق پرست، دیگر شهروند ساکن تهران نیز هماکنون با تودیع وثیقه آزاد است.
از بین این افراد، کاظم علینژاد، آرشام رضایی، میثم غلامی، وحید قدیرزاده و پیام باستانی پاریزی، پیش از این به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی سابقه بازداشت و محکومیت داشتهاند.
جمهوری اسلامی از آغاز روی کار آمدن خود، همواره فعالان مدنی و سیاسی منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه و زندانی کرده است.
از زمان آغاز خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی در شهریورماه ۱۴۰۱ تاکنون موج سرکوب فعالان مدنی، سیاسی و معترضان از سوی حکومت شدت گرفته و همچنان ادامه دارد.
هکرهای ناشناس مجموعهای متشکل از ۱۶۰ میلیون رکورد اطلاعات مشتریان ۲۳ شرکت بیمه ایرانی را در فضای اینترنت به فروش گذاشتهاند.
سامانه ردیابی نشت اطلاعات ایرانیان (لیکفا) که صحت اطلاعات منتشر شده را تایید کرده، میگوید این دادهها از طریق نفوذ هکرها به زیرساخت شرکت «فناوران اطلاعات خبره» که چندی پیش صورت گرفت به دست آمده است.
اطلاعات یاد شده شامل جزئیات مختلفی مانند نام، نام خانوادگی، نام پدر، شماره ملی، تاریخ تولد، شماره شناسنامه، محل صدور، آدرس، کدپستی، تلفن ثابت، تلفن همراه و موارد دیگر است.
بر اساس گزارش لیکفا، مشتریان شرکتهای بیمه ما، آسیا، البرز، دانا، رازی، آتیه سازان حافظ، معلم، سامان، دی، نوین، کوثر، ایران معین، سینا، کارآفرین، میهن، آرمان، پارسیان، سرمد، تعاون، تجارت، امید، حافظ و کاریزما قربانیان این حمله هکری به حساب میآیند.
خبرهکدههاشرکتبیمهایرانی اولین بار در تاریخ ۱۹ مرداد توسط یک کانال تلگرامی منتشر شد که نوشته بود به اطلاعات داخلی ۱۹ شرکت بیمهای دسترسی پیدا کرده است. هکرهای اطلاعات هک شده را به مبلغ ۷۵ هزار دلار به فروش گذاشته بودند.
این کانال چند هفته بعد از این ماجرا نیز از نفوذبهشرکتتپسی و دسترسی به اطلاعات خصوصی مشتریان آن خبر داده بود.
بیمه مرکزی جمهوری اسلامی هفتهها بعد از انتشار خبر هک شرکتهای بیمه و در واکنشی دیرهنگام با انتشار بیانیهای هک شدن سامانههای بیمهای را تکذیب کرده بود. با این حال شهریور ماه گذشته روزنامه اعتماد خبر داد برخی مدیران مرتبط با امنیت شبکه در بیمه مرکزی از ایران خارج شدهاند.
شرکت فناوران اطلاعات خبره که خود را «بزرگترین مجموعه فناوری اطلاعات صنعت بیمه کشور» معرفی میکند از مرداد ماه گذشته پس از انتشار خبر هک این مجموعه دسترسی از طریق اینترنت به وبسایت خود را مسدود کرده است.
مهدی ایمانیمهر، قائممقام این شرکت در گفتگو با وبسایت «دیجیاتو» با زیر سوال بردن موضوع هک سامانههای این مجموعه تاکید کرده بود آنها جایگاه قانونی برای اظهارنظر در این رابطه را ندارند.
تا کنون هیچ یک از نهادهای رسمی کشور مانند حراست بیمه مرکزی، مرکز افتا ریاستجمهوری و پلیس فتا گزارش مستندی درباره شیوه دسترسی هکرها به دادههای خصوصی شهروندان منتشر نکردهاند.
کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران، روز دوشنبه چهارم دیماه برای سومین روز متوالی در اهواز دست به تجمع و اعتصاب زدند. همزمان، کارگران شرکت واسطه شفق راهیان اکسین به اعتصاب فولاد پیوستند و پرستاران بیمارستان مهدیه تهران و بازنشستگان کشوری، لشگری و فرهنگی شهرهای مختلف تجمع کردند.
بر اساس گزارشها، اعتراض کارگران فولاد اهواز به «بسته شدن کارت ۲۱ نفر از کارگران این شرکت و انجام نشدن طرح طبقهبندی مشاغل» است.
رفع محدودیت ورود به شرکت کارگران تعلیقشده و بازگشت به کار همکاران اخراجشده قبلی، همسانسازی دستمزدها برابر با کارگران شرکتهای فولادی همجوار، اجرای کامل و فوری طبقهبندی مشاغل، برکناری مدیرعامل و خلع مالکیت از بانک ملی و مشارکت کارگران در امر مدیریت شرکتی از جمله خواستههای کارگران اعتصابکننده اعلام است.
ویدیوهای منتشرشده حاکی است که کارگران فولاد، از محل کار خود خارج شده و از مقابل ساختمان شرکت به سمت میدان بقایی واقع در جاده اهواز خرمشهر راهپیمایی اعتراضی برگزار کردند.
کارگران در این راهپیمایی شعارهایی همچون «درود بر کارگر، مرگ بر ستمگر»، «بانک ملی حیا کن، گروه ملی رو رها کن» و «نه تهدید، نه زندان، دیگر اثر ندارد» سر دادند.
آنها در تجمع اعتراضی خود پلاکاردهایی با نوشتههایی ازجمله «همسانسازی حقوق با شرکتهای فولادی حق مسلم ماست» در دست داشتند.
ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد که روز دوشنبه چهارم دیماه کارگران شرکت واسطه شفق راهیان اکسین به اعتصاب کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز پیوسته و شعار دادند: «کارگر میمیرد ذلت نمیپذیرد.»
کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران، در روز شنبه دوم دیماه و یکشنبه سوم دیماه در اهواز تجمع و اعتصاب کردند و پس از اعتصاب از شرکت خارج شده و در فلکه بقایی واقع در جاده اهواز خرمشهر تجمع کردند.
این کارگران پیش از این در ماههای گذشته بارها دست از کار کشیده و اعتراض خود را نشان دادند.
آخرین نمونه از این تجمعها مربوط به روز ۲۹ آذر بود که کارگران در اعتراض به حقوق پایین، اجرا نشدن طبقبندی مشاغل و بیتوجهی مدیریت شرکت به خواستهها و مطالباتشان شعار دادند: «کارگر میمیرد ذلت نمیپذیرد.»
پیش از آن و در آبان ماه هم این کارگران برای سه روز متوالی دست از کار کشیده و تجمع کرده بودند.
همسانسازی حقوق و «بازگشت به کار کارگران اخراجی» از دیگر مطالبات آنان بود.
روز پنج مهر سال جاری قوه قضاییه جمهوری اسلامی ۱۷ کارگر معترض گروه ملی صنعتی فولاد ایران را به شلاق، زندان و جریمه محکوم کرد.
خبرگزاری ایلنا همان زمان نوشت که این حکمها از سوی دادگاه انقلاب اهواز در پی گزارش مرجع انتظامی و شکایت «شرکت صنعتی و بازرگانی شفق راهیان اکسین»، کارفرمای شرکت فولاد ایران و حراست آن صادر شده است.
به گزارش ایلنا، این کارگران به «اخلال در نظم عمومی از طریق ایجاد هیاهو و جنجال» در جریان خیزش انقلابی ایرانیان متهم شدند.
شرکت فولاد ایران سال گذشته نیز از گروهی از کارگران معترض شکایت کرده بود که در نهایت دادگاه قرار منع تعقیب برای آنان صادر کرد.
گروه ملی صنعتی فولاد ایران پیش از این زیر نظر گروه سرمایهگذاری امیرمنصور آریا، متهم پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی اداره میشد، اما پس از تشکیل پرونده قضایی و اعدام او، مالکیت شرکت به بخش خصوصی واگذار شد.
کارگران صنایع، فعالان اصناف مختلف و بازنشستگان در ماههای اخیر تجمعات اعتراضی زیادی را در راستای رسیدگی به وضع معیشتی خود برگزار کردهاند.
شماری از این تجمعها با هجوم نیروهای نظامی و امنیتی و تشکیل پرنده قضایی برای معترضان و تجمعکنندگان همراه بوده است.
تجمع اعتراضی بازنشستگان کشوری، لشگری و فرهنگی
ویدیوهای رسیده به ایران اینترنشنال نشان میدهد که بازنشستگان کشوری، لشگری و فرهنگی در شهرهای مختلف کشور ازجمله تهران، کرمانشاه، سنندج، تبریز، اهواز و قزوین مقابل ساختمانهای سازمان برنامه بودجه دست به تجمع زدند.
بازنشستگان معترض در جریان تجمعات خود شعارهایی ازجمله «شرکت بینطارت، همینه همینه»، «اجرای آییننامه، حق مسلم ماست»، «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، «عدالتی ندیدیم، فقط دروغ شنیدیم» و «رفاهیات، خواروبار، حق مسلم ماست» سر دادند.
معلمان بازنشسته قزوین در تجمع خود پلاکارهایی در اعتراض به عدم اجرای قانون همسانسازی و وضعیت معیشیتی نامناسب خود در دست داشتند.
وبسایت هرانا نیر گزارش کرده که روز چهارم دیماه شماری از بازنشستگان کشوری در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان در مقابل ساختمان سازمان مدیریت و برنامهریزی در ایلام تجمع برگزار کردند.
تجمع اعتراضی پرستاران بیمارستان مهدیه تهران
روز دوشنبه چهارم دیماه پرستاران بیمارستان مهدیه تهران در محوطه دانشگاه بهشتی تجمع اعتراضی برگزار کردند.
اتحادیه آزاد کارگران ایران گزارش کرده که آنها نسبت به «کارانههای ناچیز و عدم اجرای صحیح قانون تعرفهگذاری و فوقالعاده خاص و اضافهکاری اجباری و ارزان» معترضاند.
عدم رسیدگی به مطالبات صنفی و معیشتی کارگران و برگزاری تجمعهای اعتراضی در شرایطی است که برخی رسانهها و تحلیلگران از حرکت صنایع مادر مانند فولاد و پتروشیمی به سمت رکود خبر میدهند.
تداوم نرخ کاهنده سرمایهگذاری، توقف پروژههای سرمایهگذاری در حوزههای فولاد و پتروشیمی و ریزش کمسابقه و پیاپی شاخص بورس و «دوپینگهای مکرر» از منابع ملی صندوق توسعه ملی از جمله نشانههای رکود مورد اشاره ناظران است.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، روز دوشنبه دادستان ایذه در پاسخ به خانواده مجاهد (عباس) کورکور، معترض محکوم به اعدام در خیزش انقلابی که برای گرفتن حکم تایید اعدام او در دیوان عالی کشور به دادسرای ایذه رفته بودند، گفته: «وکیل میتواند درخواست اعاده دادرسی بدهد.»
یک منبع نزدیک به خانواده کورکور در اینباره به ایران اینترنشنال گفت: «خانواده کورکور روز دوشنبه چهارم دیماه به دادسرای ایذه رفتند و در آنجا دادستان ایذه گفت نمیتواند تصویر حکم صادره در دیوان عالی کشور را به آنها بدهد ولی داود شاهولی، وکیل مجاهد کورکور میتواند برای اعتراض به حکم اعدام درخواست اعاده دادرسی بدهد.»
به گفته این منبع آگاه، مجاهد کورکور با گذشت یک سال از زمان بازداشت همچنان در سلول انفرادی زندان شیبان اهواز به سر میبرد و هیچگاه دلیل این موضوع را نگفتهاند و همچنان در سلول انفرادی و در شرایط سختی نگهداری میشود.
نگار کورکور، خواهر مجاهد کورکور، روز دوشنبه در همین زمینه گفتوگویی با ایران اینترنشنال انجام داد و بر بیگناهی برادرش تاکید کرد و از مردم ایران و سازمانهای حقوق بشری و بینالمللی خواست صدای برادرش باشند.
خواهر مجاهد کورکور روز یکشنبه سوم دیماه از تایید حکم اعدام برادرش در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور خبر داده و گفت پرونده از شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز به دادگاه ایذه ارجاع شده است.
پس از انتشار این خبر، فواد چوبین، دایی آرتین رحمانی، از کشتهشدگان خیزش انقلابی در ایذه، در حساب ایکس خود نوشت: «من شاهد کشته شدن میلاد سعیدیانجو هستم، آن لحظه مجاهد کورکور نزدیکم بود و ماموران جمهوری اسلامی به سمت ما تیر جنگی شلیک کردند، مجاهد کورکور بیگناه است.»
مجاهد کورکور از بازداشتشدگان خیزش انقلابی در ایذه است که روز سهشنبه ۲۹ آذر ۱۴۰۱ با حمله مسلحانه ماموران امنیتی و انتظامی به روستای پرسوراخ در اطراف ایذه بازداشت شد.
فروردین امسال قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد برای او به عنوان «متهم اصلی» پرونده کشته شدن کیان پیرفلک حکم صادر کرده که «غیر قطعی» و قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است.
صدور این حکم در شرایطی است که خانواده کیان پیرفلک بارها به صراحت اعلام کردهاند قاتلان فرزندشان نیروهای حکومتی بودهاند.
از جمله ماهمنیر مولاییراد، مادر این کودک ۱۰ ساله که با تاکید بر به رگبار بسته شدن خودرویشان از سوی ماموران امنیتی، عکسی از خود، دست در دست مادر مجاهد کورکور منتشر کرد.
میثم پیرفلک، پدر کیان هم که در جریان شلیک به خوردویشان به شدت مجروح شده، پس از اطلاعیه قوه قضاییه ویدیویی از خود منتشر و در آن اتهامات وارد شده به کورکور را رد کرد.
او در این ویدیو گفت: «دادخواه خون پسرم هستم. من هیچ شکایتی از مجاهد کورکور و بچههای ایذه نکرده و نخواهم کرد چون من و همسرم به چشم خود دیدیم که نیروهای امنیتی به فرماندهی سردار عیدی علیپور، ماشین ما را به رگبار بستند، مرا زخمی کردند و پسرم را به قتل رساندند.»
بر اساس گفتههای این منبع آگاه، همان زمان به دلیل اینکه ماموران به مجاهد کورکور گفته بودند خواهرش بازداشت شده، او در زندان اقدام به خودکشی کرده بود.
ماموران امنیتی شامگاه ۳۱ خرداد پس از یورش به منزل خانواده کورکور، گوشی نگار را توقیف کرده و به اجبار از او فیلمبرداری کردند.
ماموران امنیتی این فیلم را به مجاهد نشان دادند و به او گفتند: «بلایی که تو فکر میکنی یا دوست داریم را سر خواهرت میآوریم.»
سازمان عفو بینالملل، روز ۲۹ آذر با انتشار بیانیهای نسبت به خطر جدی اجرای حکم اعدام مجاهد کورکور، منوچهر مهماننواز، منصور دهمرده، محمد قبادلو و رضا رسایی، پنج تن از معترضان بازداشت شده در خیزش انقلابی هشدار داد.
خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی که از شهریورماه ۱۴۰۱ در واکنش به کشته شدن مهسا ژینا امینی در بازداشت پلیس گشت ارشاد آغاز شد، با سرکوب شدید معترضان از سوی حکومت مواجه شد.
جمهوری اسلامی تاکنون دستکم هشت معترض از جمله محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمد حسینی، محمدمهدی کرمی، مجید کاظمی، سعید یعقوبی، صالح میرهاشمی و میلاد زهرهوند را در ارتباط با خیزش اعدام کرده است.
بنا بر آمار منتشر شده از سوی نهادهای حقوق بشری، در جریان این خیزش انقلابی دستکم ۵۵۱ معترض از جمله ۶۸ کودک کشته شده، دستکم ۲۲ تن از معترضان با مرگهایی مشکوک یا خودکشی جان خود را از دست دادند و صدها تن از ناحیه چشم آسیب دیدند.
غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه، اواسط اسفندماه سال گذشته بدون اشاره به شمار افراد بازداشت شده در جریان خیزش گفته بود ۲۲ هزار نفر از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ با «عفو علی خامنهای» آزاد شدهاند.