احساس تنهایی و انزوای اجتماعی میتواند اثراتی جدی بر سلامت فرد داشته باشد
تحقیقات نشان دادهاند تجربه احساس تنهایی یا انزوای اجتماعی با افزایش خطر مرگ زودهنگام مرتبط است. سیانان در گزارشی درباره این موضوع به مقالهای پرداخت که اخیرا در مجله "نیچر هیومن بیهیویر" (Nature Human Behaviour) منتشر شده است.
مطالعات زیادی در مورد ارتباط بین انزوای اجتماعی، احساس تنهایی و خطر مرگ زودرس انجام شده است اما برخی نتایج بحثبرانگیز یا متناقض بودهاند.
تورهان جانلی، استاد علوم اعصاب در دانشگاه استونی بروک نیویورک درباره این مطالعه که در آن نقشی نداشته است، گفت: «این نتایج متناقض میتوانند ناشی از تحقیقاتی باشند که فقط بر یک گروه یا منطقه خاص متمرکز شدهاند.»
مقالهای که سیانان به آن پرداخته است یک فراپژوهش از ۹۰ مطالعه است که ارتباط بین احساس تنهایی، انزوای اجتماعی و مرگ زودهنگام را در میان بیش از دو میلیون بزرگسال بررسی کرده است.
در این مطالعه شرکتکنندگانی از شش ماه تا ۲۵ سال مورد بررسی قرار گرفتهاند.
افرادی که انزوای اجتماعی را تجربه کردند در مقایسه با افرادی که از نظر اجتماعی منزوی نبودند، ۳۲ درصد بیشتر در معرض خطر مرگ زودهنگام قرار گرفتند.
شرکتکنندگانی که تجربه احساس تنهایی را در گزارشهای خود ثبت کردهاند ۱۴ درصد بیشتر از کسانی که این احساس را نداشتهاند، میتوانند دچار مرگ زودهنگام شوند.
جولیان هولت لونشتاد، استاد روانشناسی و علوم اعصاب در دانشگاه بریگام یانگ در یوتا که در این تحقیق نقشی نداشته است، گفت: «این تحقیق اطمینان بیشتری در مورد اهمیت انزوای اجتماعی و احساس تنهایی بهعنوان عوامل مستقل در خطر بروز مرگ زودرس به ما میدهد.»
انزوای اجتماعی
همانطور که در این مطالعه تعریف شده است، انزوای اجتماعی زمانی اتفاق میافتد که فرد به صورت عینی با افراد معدودی ارتباط داشته باشد یا تنها زندگی کند.
احساس تنهایی
بر اساس این فراپژوهش، احساس تنهایی به استرس منفی یا نوعی از آشفتگی اشاره دارد که افراد به صورت درونی احساس میکنند؛ وقتی که بین کیفیت روابط اجتماعی خود و آنچه انتظار دارند، تفاوت وجود دارد.
آنتونی اونگ، استاد روانشناسی در دانشگاه کرنل نیویورک گفت: «اگر نیازهای کسی که احساس تنهایی را تجربه میکند در جهت بهبود ارتباط یا برقراری صمیمیت برآورده نشود، ممکن است احساس کند رابطهاش رضایتبخش نیست.»
هولت لونشتاد گفت: «آمریکاییها زمان زیادی را در انزوا میگذرانند اما آن را بهعنوان یک خطر در نظر نمیگیرند؛ به ویژه اگر چنین شرایطی انتخاب خودشان باشد. مردم تصور میکنند نه تنها اشکالی ندارد تنها باشند بلکه در صورتی که احساس تنهایی نداشته باشند ممکن است منزوی بودن برایشان خوب هم باشد.»
با این حال به گفته او، دادههای این پژوهش با تایید و بسط دادههای مطالعات قبلی، خطر مرتبط با انزوای اجتماعی را بدون توجه به احساس تنهایی و مستقل از آن نشان میدهد.
احساس تنهایی و انزوای درونی
به گفته جانلی، احساس تنهایی یا منزوی بودن از نظر اجتماعی میتواند نوعی از استرس در نظر گرفته شود.
او افزود: «همه ما ممکن است گاهی احساس تنهایی کنیم اما زمانی که این احساس دائمی باشد، ممکن است منجر به بروز نوعی استرس مزمن شود که ناسالم است. در چنین شرایطی، هورمونهای استرس بر سلامت بدن تاثیر منفی میگذارند.»
نویسندگان این مطالعه همچنین به ارتباط بین احساس تنهایی، انزوای اجتماعی و مرگ در میان افراد مبتلا به بیماریهای قلبی-عروقی یا سرطان سینه و روده بزرگ پرداختهاند.
در چرخه معیوب میان بروز بیماری و انزوای اجتماعی، بیماران به دلیل کاهش توان فیزیکی، دایره اجتماعی خود را از دست میدهند و تا حدودی منزوی میشوند. این در حالی است که افراد مبتلا به بیماری، بیشتر از سایر افراد به حمایت اجتماعی نیاز دارند.
بر اساس این فراپژوهش، احتمال مرگ زودهنگام شرکتکنندگانی که مبتلا به بیماری قلبی-عروقی بودهاند و از نظر اجتماعی منزوی شدهاند، نسبت به افراد فاقد این بیماری بیشتر بوده است.
افرادی که از نظر اجتماعی منزوی و مبتلا به سرطان سینه بودند در مقایسه با افرادی که از نظر اجتماعی منزوی نبودند بیشتر در معرض خطر مرگ ناشی از این بیماری بودهاند.
جانلی گفت: «مرگ زودهنگام به علت بیماری قلبی-عروقی یا هر دلیل دیگری ممکن است با رفتارها و سبک زندگی افراد مرتبط باشد. افرادی که از نظر اجتماعی احساس انزوا یا تنهایی میکنند، عادتهای ناسالم بیشتری مانند سیگار کشیدن، مصرف الکل، رژیم غذایی نامناسب (یا ورزش کم) دارند.»
کارشناسان میگویند علاوه بر احساس تنهایی، عوامل متعدد دیگری وجود دارند که میتوانند بر انزوای اجتماعی تاثیر بگذارند و در نتیجه، در بروز خطر مرگ زودهنگام نیز تاثیر قویتری داشته باشند.
فان وانگ، استاد اپیدمیولوژی در دانشگاه پزشکی هاربین چین و نویسنده ارشد این مطالعه گفت: «افرادی که احساس تنهایی میکنند اما از نظر اجتماعی منزوی نیستند، دچار استرس میشوند اما ممکن است به دلیل شبکههای اجتماعی خود، حتی اگر این ارتباطات کاملا مطابق خواستهشان نباشد، در برابر استرس مقاومت بیشتری داشته باشند.»
گسترش ارتباطات اجتماعی
وانگ گفت افرادی که انزوای اجتماعی و احساس تنهایی را تجربه میکنند باید حتما به دنبال دریافت حمایت اجتماعی باشند.
جانلی در این خصوص گفت: «به حفظ شبکه تعاملات اجتماعی خود مانند هر فعالیت مفید دیگری مثل ورزش منظم، خوب غذا خوردن و مراقبت از خود فکر کنید. گسترش حلقه ارتباطات خود را در اولویت قرار دهید. شرکت در فعالیتهایی را در نظر داشته باشید که ممکن است باعث شوند در معرض حلقههای جدیدی از افراد همفکر خودتان قرار بگیرید.»
وانگ گفت که جوامع برای مقابله با احساس تنهایی و انزوای اجتماعی به راهکارهای بهداشت عمومی مانند افزایش آگاهی در این زمینه نیاز دارند.
او گفت که توسعه سلامت با کمک اعضای خانواده و شبکه مراودات اجتماعی بسیار مهم است: «نظام سلامت نیز باید روشهایی را برای تشخیص انزوای اجتماعی و احساس تنهایی در بیماران ایجاد کند تا متخصصان سلامت بتوانند کمکهای لازم را به این افراد ارائه دهند.»
بحث بر سر جنگ چه در هند و چه در آلمان و آمریکا، میتواند پیامدهایی انتخاباتی به دنبال داشته باشد. اما جنگ اسرائیل و حماس که بیش از سه ماه از آغازش میگذرد، چگونه بر افکار عمومی و در نتیجه سیاست جهانی در سال جاری میلادی اثر میگذارد؟
بر اساس این گزارش، کمتر مسالهای مانند جنگ در اسرائیل و فلسطین هست که میتواند این گونه افکار عمومی جهانی را آزرده کند.
پس از حمله حماس در هفتم اکتبر به اسرائیل که بیش از هزار و ۲۰۰ کشته برجای گذاشت، مردم در سراسر جهان در واکنشهایی متفاوت به خیابانها آمدند؛ برخی برای ابراز همبستگی با اسرائیل و برخی دیگر به منظور محکوم کردن پاسخ نظامی و تنبیهی اسرائیل در نوار غزه که منجر به کشته شدن بیش از ۲۲ هزار فلسطینی شد.
این جنگ به طور قابل توجهی موجب افزایش تنشها در خاورمیانه شده و میدان نبرد را به لبنان، عراق، سوریه و دریای سرخ گستردانده است.
پیامدهای دامنهدار این درگیری، فراتر از خاورمیانه در سراسر جهان دیده میشود. پیامدهایی که منجر به مشاجره بر سر آزادی بیان، کشمکشهای دیپلماتیک شدید در سازمان ملل و افزایش جنایات ناشی از نفرت علیه یهودیان، مسلمانان و اعراب شده است.
همه این اتفاقات در حالی رخ میدهند که در سال پیشرو حدود ۴۰ درصد از جمعیت جهان در بیش از ۴۰ کشور به پای صندوقهای رای خواهند رفت.
در بسیاری از این کشورها، جنگ اسرائیل و حماس در حال ایجاد یا تشدید شکافهایی سیاسی است که میتواند پیامدهای انتخاباتی به همراه داشته باشد.
ایالات متحده
پیامدهای سیاسی جنگ، فراتر از غزه و به احتمال زیاد در ایالات متحده به شدت احساس خواهد شد. چراکه درگیریهای اسرائیل و فلسطین از آن دسته موضوعات حوزه سیاست خارجی است که برای رایدهندگان آمریکایی اهمیت خاصی دارد.
جو بایدن، رییسجمهوری کنونی آمریکا، از زمان حمله هفتم اکتبر، قاطعانه کنار اسرائیل ایستاده و با افزایش کمکهای نظامی به این کشور، به تقویت دفاع موشکی گنبد آهنین اسرائیل کمک کرده است.
بایدن در این مدت کنگره را تحت فشار قرار داده تا بستههای کمکی قابل توجهی برای اسرائیل تصویب کنند و از سوی دیگر، از حق وتوی ایالات متحده برای جلوگیری از تصویب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل استفاده کرده است. قطعنامهای که خواستار آتشبس فوری بشردوستانه در غزه بود.
از آنجایی که انتقادهای بینالمللی و درونحزبی به رفتار اسرائیل در جنگ و تلفات بالای غیرنظامیان در غزه رو به افزایش است، بایدن در واکنش به آنچه او بهعنوان بمباران «نسنجیده» اسرائیل در غزه توصیف میکند، موضع سختتری در پیش گرفته است.
با این وجود بایدن، قاطعانه ضمیمه کردن هرگونه شرط به کمکهای نظامی ایالات متحده به اسرائیل را به عنوان ابزاری برای تغییر تاکتیکهای این کشور رد کرده است.
بایدن در دورانی بزرگ شد که با حقایق هولوکاست همراه بود و برای همین، حمایت از اسرائیل برای او مسالهای عمیقا شخصی و ریشهدار است. او پیشتر خود را فردی «قلبا صهیونیست» توصیف کرده است.
با این حال او ریاست کشور و حزبی را بر عهده دارد که بر سر چگونگی واکنش به این جنگ اختلاف دارند. حمایت تزلزلناپذیر حزب دموکرات از اسرائیل بهطور فزایندهای از سوی جناح مترقی این حزب زیر سوال رفته است.
در میان رایدهندگان نیز، شرایط به همان اندازه پیچیده است. نتایج یک نظرسنجی که با همکاری نیویورک تایمز و موسسه تحقیقاتی کالج سینا انجام گرفت و در ماه دسامبر منتشر شد، نشان داد که ۵۷ درصد از پاسخدهندگان با رویکرد مدیریت بایدن در مناقشه غزه مخالف بودند.
این رقم در میان رایدهندگان جوان به ۷۲ درصد میرسید.
به نظر میرسد حمایت قاطع بایدن از اسرائیل میتواند به قیمت آرای گرانبهای او در ایالتهایی مانند میشیگان تمام شود که دارای جمعیت زیادی عرب و مسلمان است.
حمایت ایالات متحده از اسرائیل همچنین تلاشهای واشینگتن را برای متقاعد کردن جنوب جهانی برای ایستادن در کنار اوکراین در بحبوحه جنگ جاری این کشور با روسیه، پیچیده کرده است.
بایدن به دنبال گره زدن این دو جنگ به یکدیگر بوده و اوکراین و اسرائیل را بهعنوان دو دموکراسی در حال جنگ با دشمنانی معرفی کرده است که به دنبال نابودی آنها هستند.
او در ماه اکتبر در یک سخنرانی در کاخ سفید گفت: «تاریخ به ما آموخته است که وقتی تروریستها بهایی برای اعمال و تجاوزهای خود نمیپردازند، باعث هرج و مرج و مرگ و ویرانی بیشتر میشوند.»
هندوستان
صدها میلیون هندی فصل بهار برای شرکت در انتخابات عمومی خود بهعنوان بزرگترین دموکراسی جهان، به پای صندوقهای رای میروند.
هرچند مانند ایالات متحده، بعید است که سیاست خارجی عامل اصلی در تعیین نتیجه رای این کشور باشد، اما این بدان معنا نیست که اصلا تاثیری در نتیجه آن نخواهد داشت.
هند پس از چندین دهه پرهیز از روابط دیپلماتیک با اسرائیل، در نهایت در دهه ۱۹۹۰ به صورت رسمی روابط خود را با این کشور آغاز کرد.
روابط هند با اسرائیل در سالهای اخیر به ویژه از زمانی که نارندرا مودی در سال ۲۰۱۴ نخستوزیر شد و به دنبال شرکای بیشتری در خاورمیانه میگشت، عمق پیدا کرد، بهطوریکه اسرائیل امروز دومین تامینکننده تسلیحات هند، پس از مسکو است.
حرکت اسرائیل به سمت ناسیونالیسم مذهبی نیز توسط برخی از پیروان مودی الهام گرفته شده است.
دانیل مارکی از موسسه صلح ایالات متحده به فارین افرز گفت: «شوونیستهای هندو، اسرائیل را بهعنوان یک کشور قومیتی که با تهدید وجودی تروریسم اسلامگرا مواجه است بسیار شبیه به هند میبینند.»
حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) به رهبری مودی از مدتها پیش به «دامن زدن به اسلامهراسی در هند» متهم است. این حزب ساعاتی پس از حملات حماس به اسرائیل، ویدیویی را در شبکه ایکس منتشر کرد که حاکی از مقایسه و بررسی شباهتهایش با مبارزه «تروریسم اسلامگرا» با هند بود.
استقبال حزب بهاراتیا جاناتا از اسرائیل همچنین بر یک تمایز کلیدی در سیاست خارجی با اپوزیسیون اصلی آن یعنی حزب کنگره ملی هند تاکید داشت؛ این حزب مدتهاست که با مبارزات فلسطینیها برای تشکیل یک کشور همدردی میکند.
حزب کنگره ملی حمله حماس به جنوب اسرائیل را محکوم کرد اما در عینحال به انتقاد از رای ممتنع هند در رایگیری ماه اکتبر سازمان ملل مبنی بر آتشبس فوری بشردوستانه در غزه پرداخت.
امت پاتس، مدیر عملیات دیدهبان منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در موسسه مشاوره مدیریت ریسک «کرایسس ۲۴»، در ایمیلی به فارین پالیسی گفت: «واکنش هند به این درگیری ممکن است به اختلاف در میان رایدهندگان هند تبدیل شود.»
آلمان
زمانی که آنگلا مرکل، صدراعظم وقت آلمان در سال ۲۰۰۸ از اسرائیل بازدید کرد، امنیت اسرائیل را Staatsräson یا «اولویت دولت آلمان» اعلام کرد.
این عبارت به معنای بخشی از تعهد عمیق آلمان به اسرائیل به دلیل اتفاقاتی بود که در زمان رهبری هیتلر و نازیها علیه یهودیان رخ داد.
با اینحال در سالهای اخیر، آرام آرام بحثهایی در این مورد آغاز شده که آیا حمایت قاطع آلمان از اسرائیل منجر به زیر پا گذاشتن آزادی بیان شهروندان آلمانی در انتقاد مشروع از دولت اسرائیل شده است یا نه.
ایالت زاکسن-آنهالت که در شرق آلمان قرار دارد از متقاضیان جدید تابعیت آلمان میخواهد تا به صورت کتبی حق موجودیت اسرائیل را تایید و «هرگونه تلاشی را که علیه موجودیت کشور اسرائیل انجام میشود محکوم کنند».
یهودیستیزی و انکار حق موجودیت اسرائیل به صراحت توسط قانون اساسی آلمان ممنوع شده است و از همه شهروندان انتظار میرود از آن تبعیت کنند.
با این حال، روشنفکران آلمانی نامههای سرگشادهای درباره نحوه مدیریت این کشور در جنگ مبادله کردهاند. صحنه هنری مشهور این کشور نیز شاهد موجی از رویدادها و همکاریهای لغو شده بود. چراکه برخی هنرمندان به انتقاد از اسرائیل یا استفاده از کلمه «نسلکشی» برای توصیف اقدامات آن در غزه پرداخته بودند.
برخی میزان پوشش رسانهای بینالمللی این بحث را بیش از حد میدانند.
یورگ لائو، خبرنگار بینالمللی روزنامه آلمانی دیسایت، گفت: «من از ارتباطی که مردم در مورد کنار آمدن با گذشته آلمان و قضاوت نادرست دولت درباره موضع مناسب در ارتباط با اقدامهای اسرائیل در غزه ایجاد میکنند، خشمگینم.»
توجه به «فرهنگ یادآوری آلمان» که به یادآوری واقعه هولوکاست اشاره دارد، میتواند همراه با هزینه باشد. این ماجرا میتواند به روایت «اولویت، آلمان است» حزب راست افراطی «آلترناتیو برای آلمان» کمک کند. طبق پیش بینیها، این حزب میتواند در کنار جناح جدید چپ پوپولیست در انتخابات منطقهای اواخر سال جاری پیروز شود.
لاو گفت: «این احزاب به دلایل مختلف در این عقیده اشتراک نظر دارند که ما باید محدودیتهای گذشته آلمان را از بین ببریم.»
تونس
در اواخر اکتبر، قانونگذاران پارلمان تونس قانونی را ارائه کردند که طبق آن هرگونه تلاش برای عادیسازی روابط با اسرائیل جرمانگاری میشود.
تصویب این قانون قبل از حمله حماس، در تلاش برای جلوگیری از ایجاد روابط دیپلماتیک نزدیک بین اسرائیل و کشورهای عربی که قبل از جنگ در جریان بود در مجلس تونس مورد بحث قرار گرفت، اما با توجه به شروع جنگ با سرعت بیشتری بررسی و تصویب شد.
همدردی با فلسطینیان در تونس که در دهه ۱۹۸۰ میزبان سازمان آزادیبخش فلسطین بود، امری عمیق و دیرینه است.
این لایحه برای محکومان مجازاتهای سختی از جمله تا ۱۰ سال حبس در نظر دارد. همچنین هرگونه تماس با شهروندان یا شرکتهای اسرائیلی در این قانون جرمانگاری شده که البته به اجرا گذاشتنش، امری دشوار و سخت خواهد بود.
با اینحال، در یک تغییر موضع شگفتانگیز، قیس سعید، رییسجمهور این کشور که قبلا هرگونه تلاش برای عادیسازی روابط با اسرائیل را خائنانه توصیف کرده بود، با تصویب این لایحه مخالفت کرد.
سعید که سابقه بیان اظهارات علنی یهودیستیزانه را دارد، درباره دلیل مخالفت خود گفت لازم نیست در ارتباط با کشوری که تونس آن را به رسمیت نمیشناسد، جرمانگاری صورت گیرد.
با این حال، برخی از قانونگذاران تونس مدعی شدهاند که چرخش سعید به دلیل دخالت ایالات متحده برای توقف این لایحه بوده است.
یکی از نمایندگان پارلمان که در این روند شرکت داشت، با اشاره به آنچه که وی «مکاتبات رسمی سفارت آمریکا در تونس به وزارت امور خارجه» خواند، به لوموند گفت که ایالات متحده تهدید کرده است در صورت تصویب این لایحه، تونس را تحریم کند.
سعید بارها متهم به از بین بردن نهادهای دموکراتیک تونس شده است، بنابراین بعید است که گوشمالی غافلگیرکننده پارلمان در تصویب این لایحه بتواند بر نتیجه انتخابات ریاستجمهوری اواخر سال جاری تاثیر بگذارد.
طبق یک نظرسنجی بیطرف که موسسه عرب برومتر پس از حمله هفتم اکتبر انجام داد، رتبهبندی کشورهایی که روابطی قوی با اسرائیل دارند، با شروع کارزار نظامی تلآویو به شدت کاهش یافته است.
تونس تنها یکی از این کشورهاست، اما برگزارکنندگان این مطالعه در مقالهای برای فارین افرز خاطرنشان کردند که این کشور از لحاظ تاریخی نماینده اصلی افکار عمومی در سراسر جهان عرب بوده است.
فاضل علیرضا، محقق غیر مقیم در موسسه خاورمیانه گفت: «این حوادث تاثیرات ماندگاری به دنبال خواهند داشت.»
او افزود: «افرادی را دیدهایم که جوایز دریافتی از اتحادیه اروپا و افتخاراتی که از غرب به آنها داده شده را رد میکنند. آنها معتقدند که غرب در این جنگ، شریک بوده است.»
روز چهارشنبه ۱۳ دی دو انفجار در چهارمین مراسم سالمرگ قاسم سلیمانی در کرمان رخ داد که مقامات جمهوری اسلامی، اسرائیل را مسوول آن معرفی کردند. به نظر میرسد این اتفاق تبعات گستردهتری، فراتر از مرزهای ایران داشته و به بیثباتتر شرایط منطقه منجر خواهد شد.
نشریه بریتانیایی اسکای نیوز در گزارشی به تبعات انفجارها در کرمان پرداخت و ادعای جمهوری اسلامی را درباره مسوول شناختن اسرائیل در این حمله بررسی کرد.
چنین اظهاراتی درحالی از سوی مقامات جمهوری اسلامی مطرح میشود که از یکسو آمریکا هرگونه نقش اسرائیل در این اقدام را رد کرده و از سوی دیگر، گروه داعش مسوولیت انفجارها را به عهده گرفته است.
این انفجار ابعاد گستردهای داشته و منجر به واکنشهای بینالمللی از سوی اتحادیه اروپا، بریتانیا، آلمان، فرانسه، هلند، سوئیس، عربستان سعودی، ترکیه، آذربایجان، ژاپن، روسیه، سازمان ملل متحد و... شده است.
بر اساس آخرین گزارشها تا عصر روز جمعه ۱۵ دی، دستکم ۸۹ نفر تاکنون کشته شده و دهها تن دیگر زخمی شدهاند.
با افزایش آمار کشتهشدگان، حدس و گمانها در مورد اینکه چه کسانی پشت این حمله بودهاند، شتاب بیشتری گرفته است.
در داخل ایران برخی از مقامات، انگشت اتهام را به سوی اسرائیل نشانه رفتهاند. چراکه این حمله یک روز پس از کشته شدن یک مقام ارشد حماس در حملهای در جنوب بیروت صورت گرفت.
اسکای نیوز در گزارش خود نوشت در حالی که به نظر میرسد کشتن این مقام حماس در لبنان کار نیروهای ویژه اسرائیل باشد، چنین احتمالی در مورد بمبگذاری کرمان بعید به نظر میرسد.
به نوشته این رسانه، اسرائیل تنها دولت یا گروهی است که نمیتواند پشت این جنایت باشد.
اسرائیل نیروهای نیابتی و نظامی جمهوری اسلامی را هدف قرار میدهد و هیچگاه به شکل رسمی مسوولیت آن را نمیپذیرد. در آخرین مورد، روز چهارم دی، در حمله هوایی ارتش این کشور یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران ایران در سوریه کشته شد.
چرا انفجارهای کرمان نمیتواند کار اسرائیل باشد؟
باوجود این واقعیت که ممکن است تنش میان دو کشور ایران و اسرائیل به یک درگیری تمامعیار تبدیل شود، انفجارهایی که در مراسم سالمرگ قاسم سلیمانی رخ داد و منجر به تلفات جمعی بالا شد، با شیوه عملیاتی اسرائیل همخوانی ندارد.
به نظر میرسد این انفجارها از نوعی دیگر و به احتمال زیاد کار یک گروه غیردولتی باشد.
اسکای نیوز در گزارش خود یادآور شد جمهوری اسلامی که سالها تلاش کرده «نیروهای ضدانقلابی» را مهار کند، و دشمنان زیادی، نه فقط در سطح دولتها، برای خودش ایجاد کرده است.
ایران در سالهای اخیر شاهد اعتراضات گسترده بود و قیام مردم پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی در سال ۲۰۲۲ با نارضایتی گستردهای در سراسر کشور مواجه شد.
با در نظر گرفتن تمام این احتمالها، اسکای نیوز در انتهای گزارش خود نوشت که وقوع چنین حملهای آنهم در زمانی که شرایط منطقه بسیار خطرناک است، بدون شک بیثباتی بیشتری را به همراه خواهد داشت.
روز ۱۲ دی صالح العاروری در حمله پهپادی به حومه جنوبی بیروت در منطقه ضاحیه، یکی از پایگاههای حزبالله کشته شد. با گذشت حدود یک هفته از مرگ او این سوال مطرح است که آیا قتل معاون رییس دفتر سیاسی حماس میتواند جرقهای برای انتقامجویی حماس و حزبالله باشد؟
بر اساس گزارش خبرگزاری دولتی لبنان، پهپادی که روز دوازدهم دی به دفتر حماس برخورد کرد، شش کشته بر جای گذاشت که یکی از آنان العاروری بود.
اندکی بعد، حماس مرگ العاروری را تایید کرد، آن را «ترور ناجوانمردانه» توسط اسرائیل خواند و افزود: «حملات به فلسطینیها در داخل و خارج از فلسطین در شکستن اراده و استواری مردم ما یا تضعیف ادامه مقاومت دلیرانه آنها موفق نخواهد بود.»
حماس همچنین اعلام کرد: «چنین اقدامی یک بار دیگر شکست فاحش دشمن را در دستیابی به اهداف تهاجمی خود در نوار غزه ثابت میکند.»
ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی در واکنش به کشته شدن العاروری این حمله را محکوم کرد و گفت که خون او و دو فرمانده شاخه نظامی حماس «جوششی دیگر در رگهای مقاومت» و در منطقه «انگیزه مبارزه» بیشتر علیه اسرائیل ایجاد خواهد کرد.
پس از انتشار خبر کشتهشدن العاروری، مساجد شهر عاروره در شمال رامالله در کرانه باختری، عزادار مرگ وی شدند. روز ۱۳ دی نیز در رامالله اعتصاب عمومی اعلام شد.
به گزارش نیویورک تایمز و به نقل از مقامات امنیتی منطقه، در سالهای اخیر العاروری بیشتر وقت خود را در بیروت میگذراند. او به نوعی نقش سفیر حماس را در حزبالله ایفا میکرد و از نزدیکان یحیی سنوار، رهبر حماس در غزه بود.
العاروری در راستای ایجاد روابط نزدیک بین شبهنظامیان مورد حمایت رژیم ایران در لبنان، حماس و حزبالله فعالیت میکرد.
پس از حمله هفتم اکتبر به رهبری حماس که منجر به کشته شدن بیش از هزار و ۲۰۰ نفر در اسرائیل شد، العاروری در دیدار با نصرالله و زیاد نخاله، دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین، یکی دیگر از گروههای شبهنظامی مستقر در غزه دیده شد.
نیویورک تایمز نوشت این سه نفر به گزارش المنار، رسانه رسمی حزبالله، درباره چگونگی هماهنگی «به منظور دستیابی به یک پیروزی همهجانبه و توقف حمله وحشیانه به مردم مظلوم غزه و کرانه باختری» گفتوگو کردند.
در سال ۲۰۱۴ اسرائیل العاروری، فرمانده وقت حماس را به برنامهریزی برای ربودن و کشتن سه نوجوان اسرائیلی در کرانه باختری متهم کرد.
العاروری این اقدام را «عملیات قهرمانانه گردانهای قسام» خواند.
او در سال ۲۰۱۷ به عنوان نایب رییس دفتر سیاسی حماس انتخاب شد و به ادعای تحلیلگران و مقامات اسرائیلی، به روابط رو به رشد میان حماس و حزبالله سرعت بخشید.
العاروری چند روز پس از انتخابش به عنوان نایب رییس دفتر سیاسی حماس، برای تقویت روابط با جمهوری اسلامی به تهران سفر کرد و بلافاصله پس از آن به صورت علنی با حسن نصرالله، دبیرکل حزبالله، ملاقات و گفتوگو کرد.
صالح العاروری که بود؟
به گزارش الجزیره، العاروری ۵۷ ساله، معاون دفتر سیاسی حماس و یکی از بنیانگذاران گردانهای قسام، شاخه مسلح این گروه بود.
او پس از گذراندن ۱۵ سال در زندان اسرائیل در تبعید در لبنان زندگی میکرد.
پیش از آغاز جنگ در هفتم اکتبر، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل او را تهدید به کشتن کرده بود.
در هفتههای اخیر العاروری نقش سخنگوی این گروه را بر عهده گرفته بود.
او ماه گذشته به الجزیره گفت که حماس در مورد مبادله گروگانها بحث نخواهد کرد.
واکنش اسرائیل به مرگ العاروری چه بود؟
الجزیره نوشت در حالی که هیچ واکنش رسمیای از سوی اسرائیل درباره کشته شدن این مقام حماس وجود ندارد، مارک ریگو، مشاور نتانیاهو به شبکه آمریکایی اماسانبیسی گفت که اسرائیل مسوولیت این حمله را بر عهده نمیگیرد.
وی همچنین افزود: «هر کسی که این کار را انجام داده است، این نکته کاملا روشن است که هدف این حمله دولت لبنان نبوده است.»
او گفت: «این حمله یک حمله جراحی با هدف رهبران حماس بوده است.»
واکنش لبنان چه بود؟
نجیب میقاتی، نخستوزیر موقت لبنان حمله به حومه بیروت را محکوم کرد و گفت که این «جنایت جدید اسرائیل» و همچنین تلاشی برای کشاندن لبنان به جنگ است.
میقاتی همچنین درباره توسل مقامات ردهبالای سیاسی اسرائیل به «گسترش ناکامیهای خود در غزه به مرزهای جنوبی لبنان برای تحمیل حقایق جدید روی زمین و تغییر قوانین تعامل» هشدار داد.
حزبالله نیز در واکنش به این اقدام گفت حمله به پایتخت لبنان را «بدون مجازات نخواهد گذشت».
نیویورک تایمز نوشت پس از این اقدام اسرائیل، نگرانیها از گسترش درگیریها به گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی در لبنان، سوریه، عراق و یمن افزایش یافته است.
یک قاضی فدرال آمریکا روز چهارشنبه ۱۳ دی ماه، صدها صفحه از اسناد دادگاه مربوط به شکایت از جفری اپستین، مجرم جنسی متوفی را در دسترس عموم قرار داد.
به گزارش وبسایت آکسیوس، این اسناد شامل دهها نام میشود که از پرونده شکایت مدنی علیه گیلن ماکسول خارج شدهاند.
ماکسول سال گذشته به اتهام قاچاق جنسی، همدستی و کمک به اپستین در سوءاستفاده جنسی از دختران نوجوان به ۲۰ سال زندان محکوم شد و در حال حاضر در زندان به سر میبرد.
به گزارش گاردین، اسامی بسیاری از همدستان و کسانی که در حلقه درونی اپستین بودند قبلا از اسناد دادگاه حذف شده بود.
اسکای نیوز در این خصوص نوشت پروندهها برای محافظت از هویت «قربانیان ادعایی، افرادی که متهم به تخلف نیستند ... و اشخاص ثالث غایب» که ممکن است در این پرونده دخیل باشند، مهر و موم شده یا به شدت ویرایش شدهاند.
اپستین و ماکسول چه کسانی هستند؟
جفری اپستین، سرمایهدار، میلیونر و مجرم جرایم جنسی، در اوت ۲۰۱۹ در داخل سلول خود در مرکز اصلاح و تربیت متروپولیتن نیویورک درگذشت. بازرسان مرگ او را خودکشی اعلام کردند.
گاردین نوشت اپستین که به دلیل ارتباط با افراد مشهور، سیاستمداران، میلیاردرها و دانشگاهیان سرشناس معروف شده بود، ابتدا در پالم بیچ فلوریدا در سال ۲۰۰۵ پس از متهم شدن به پرداخت پول به یک دختر ۱۴ ساله برای رابطه جنسی دستگیر شد.
در سال ۲۰۰۸، اپستین در دادگاه ایالتی فلوریدا طی یک معامله بحثبرانگیز که به او مصونیت از تعقیب قضایی فدرال میداد، به اتهامات فحشا اعتراف کرد.
اپستین در حالی که در انتظار محاکمه (فدرال) به اتهام قاچاق جنسی بود درگذشت. او متهم به قاچاق جنسی دختران زیر سن قانونی و پرداخت پول به دختران زیر سن قانونی برای انجام اعمال جنسی بود.
گیلن ماکسول، دختر بارون مطبوعاتی فقید بریتانیایی، رابرت ماکسول و از نزدیکان اپستین بود.
این زن ۶۲ ساله در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان فدرال ایالت فلوریدا است. او اواخر سال ۲۰۲۱ در پنج مورد از جمله قاچاق جنسی افراد زیر سن قانونی، استخدام و آماده کردن نوجوانان برای اپستین از سال ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۷ مجرم شناخته شد.
به گزارش آکسیوس، لورتا پرسکا، قاضی دادگاه ناحیه نیویورک، ماه گذشته دستور داد اکثر مطالب مربوط به ۱۸۷ مورد مندرج با نام مستعار «جی. ناشناس»، پس از یکم ژانویه منتشر شوند تا کسانی که نام آنها در آن پرونده ذکر شده بتوانند درخواست تجدید نظر خواهی ثبت کنند.
ویرجینیا گیفر، یکی از شاکیان
ویرجینیا گیفر یکی از دهها زنی است که از اپستین شکایت کردند و گفتند که او در خانههایش در فلوریدا، نیویورک، جزایر ویرجین ایالات متحده و نیومکزیکو از آنها سوءاستفاده کرده است.
او اکنون ۴۰ ساله است و در استرالیا زندگی میکند.
بر اساس گزارش گاردین، گیفر گفت تابستانی که ۱۷ ساله شد، به عنوان متصدی اسپا در کلوب ماری لاگو، واقع در محل زندگی دونالد ترامپ در فلوریدا، مشغول به کار بوده است. آنجا بوده که فریب میخورد تا «ماساژور» اپستین شود؛ شغلی که شامل اعمال جنسی نیز بوده است.
گیفر همچنین ادعا کرد برای داشتن رابطه جنسی با مردانی که با اپستین در ارتباط بودند، تحت فشار قرار گرفته است. مشهورترین این افراد، شاهزاده اندرو بریتانیا بوده است.
همه آن مردان گفتهاند ادعاهای گیفر ساختگی هستند.
او در سال ۲۰۲۲ شکایت خود علیه شاهزاده اندرو را در توافقی حل و فصل کرد.
در همان سال، گیفر اتهامی را که علیه آلن درشویتز، وکیل سابق اپستین و پروفسور حقوق مطرح کرده بود پس گرفت.
او گفت که ممکن است در مورد معرفی درشویتز به عنوان یک متجاوز «اشتباه کرده باشد».
به گزارش آکسیوس، ویرجینیا گیفر در بخشی از شکایت خود، ماکسول را به تسهیل آزار جنسی از او متهم کرد.
این پرونده در سال ۲۰۱۷ طی توافقی حل و فصل شد؛ اگرچه شرایط مربوط به توافق میان آنها در آن زمان علنی نشد.
نام چه کسانی در اسناد ذکر شده است؟
از بیل کلینتون، رییسجمهوری اسبق آمریکا بیش از ۵۰ بار در این پرونده نام برده شده است، هر چند هیچ مدرکی دال بر غیرقانونی بودن اعمال او وجود ندارد. نمایندگان کلینتون گفتهاند که مخالفتی با فک پلمب جزییات پرونده ندارند.
آکسیوس نوشت برای نمونه یکی از متهمان پرونده اپستین به نقل از یک سرمایهگذار گفته است کلینتون «جوان دوست دارد» که این گفته او اشاره به دختران داشته است.
آنجل اورینا، سخنگوی کلینتون در پاسخ به درخواست آکسیوس برای اظهار نظر در این مورد، به بیانیهای در سال ۲۰۱۹ اشاره کرد که مدت کوتاهی پس از دستگیری اپستین به اتهام قاچاق جنسی فدرال صادر شد.
اورینا در آن بیانیه گفته بود کلینتون از «جنایت وحشتناکی» که اپستین به آن متهم شده اطلاعی نداشت.
او در پاسخ به آکسیوس افزود که کلینتون «بیش از یک دهه با اپستین تماس نداشته و هرگز به جزیره سنت جیمز کوچک، مزرعه اپستین در نیومکزیکو یا محل سکونت او در فلوریدا نرفته است».
نام دونالد ترامپ، رییسجمهوری سابق آمریکا نیز در این اسناد ذکر شده است اما هیچ اشارهای به رفتار غیرقانونی از سوی او نشده است.
یکی از شاهدان به یاد میآورد که اپستین در حین توقف در آتلانتیک سیتی گفته است: «با ترامپ تماس خواهیم گرفت.»
یکی دیگر از اسامی، نام شاهزاده اندرو است که بارها در این اسناد آمده است. در یک مورد، یکی از شاهدان ادعا کرده که شاهزاده بریتانیا «دستش را روی سینه من گذاشته است».
شاهزاده اندرو قویا انجام هر گونه تخلف در رابطه با ارتباطاتش با اپستین را رد کرده است.
گیفر در یک دعوای جداگانه ادعا کرد که در سن ۱۷ سالگی، اپستین ترتیبی داده است که شاهزاده اندرو او را مورد سوءاستفاده جنسی قرار دهد و به او تجاوز کند.
اسم آلن درشویتز که به اپستین کمک کرد تا یک توافق پیش از محاکمه بگیرد، بیش از ۱۳۰ بار در پرونده برده شده است.
گیفر در سال ۲۰۲۲ این شکایت را که به وسیله اپستین به درشویتز «ارائه شده بوده» پس گرفت و گفت که ممکن است در شناسایی او اشتباه کرده باشد.
درشویتز روز چهارشنبه به نیوز نیشن گفت که از انتشار اسنادی که به گفته او نشان میدهند «هیچ اشتباهی انجام نداده» استقبال میکند.
یکی از شاهدان پرونده گفته است که با مایکل جکسون، خواننده فقید در خانه اپستین در پالم بیچ ملاقات کرده است. وقتی از او پرسیدهاند که آیا آن خواننده او را ماساژ داده است، او گفته نه.
شاهد دیگری گفته که در یک شام در خانه اپستین با دیوید کاپرفیلد شعبدهباز صحبت کرده است. او هیچ رفتار غیرقانونیای توسط کاپرفیلد گزارش نکرده است.
تعداد انگشتشماری از اسامی به دستور قاضی پرسکا در مهر و موم باقی ماندهاند؛ از جمله «جی.ناشناس» که روز چهارشنبه قبل از بازگشایی اسناد، دادگاه دستوری مبنی بر تمدید گمنام ماندن او صادر کرد.
پس از تشدید حملات حوثیها به کشتیهای باری در دریای سرخ و پاسخ نیروی دریایی آمریکا با حمله به سه قایق حوثی، نگرانیها در مورد گسترش بحران غزه در خاورمیانه افزایش یافته است.
گاردین در گزارشی نوشت هنوز جنگ غزه به کابوسی فراگیرتر که میتواند مستقیما پای آمریکا و ایران را به درگیریها باز کند تبدیل نشده است. با اینحال به نظر میرسد پس از رویدادهای چند روز اخیر، احتمال چنین خطری جدیتر شده است.
دریای سرخ، مرکز خطر؟
مرکز خطر در دریای سرخ است؛ جاییکه نیروهای حوثی مستقر در یمن و تحت حمایت رژیم ایران به آن دسته از کشتیهای باری حمله میکنند که با اسرائیل ارتباط دارند یا به تصور حوثیها مرتبط با این کشور هستند.
ایالات متحده با ایجاد یک ائتلاف دریایی چند ملیتی در راستای «حفظ اصل اساسی آزادی دریانوردی» در تلاش است از کشتیهای عبوری منطقه محافظت کند.
از سوی دیگر جو بایدن، رییسجمهوری آمریکا به منظور اجتناب از تشدید تنشها از رویارویی مستقیم نظامی با حوثیها خودداری میکند.
روز یکشنبه نیروی دریایی آمریکا برای اولین بار از این خط عبور کرد و خدمه سه قایق حوثی را که به یک کشتی باربری حمله کرده بودند، هدف قرار داد.
پس از این اقدام آمریکا، گرانت شاپس، وزیر دفاع بریتانیا گفت که اگر حملات حوثیها ادامه یابد، بریتانیا نیز در انجام اقدامات بیشتر تردید نخواهد کرد.
در طرف دیگر این رویدادها ایران قرار دارد. کشوری که درخواستهای واشینگتن و لندن را برای پایان دادن به حمایت خود از حوثیها رد میکند و از سویی، یک ناوشکن را نیز راهی دریای سرخ کرده است.
در همین حال بریتانیا و ایالات متحده در حال بررسی حمله به تاسیسات نظامی در یمن هستند.
بحران چگونه آغاز شد؟
بلافاصله پس از کشتار هفتم اکتبر حماس، عبدالمالک الحوثی، رهبر حوثیها حمایت خود را از حماس اعلام کرد و گفت که «صدها هزار نفر از نیروهایش آماده پیوستن به مردم فلسطین و مقابله با دشمن هستند».
طی ماه اول، دخالت حوثیها محدود به حملات موشکی و پهپادی بود که عمدتا توسط اقدامات متقابل ایالات متحده و اسرائیل متوقف میشد اما در ۱۹ نوامبر (۲۸ آبان)، ستیزهجویان حوثی یک کشتی باری را در دریای سرخ توقیف کردند.
این کشتی توسط ژاپن اداره میشد اما در نهایت مشخص شد متعلق به یک تاجر اسرائیلی است.
حوثیها خدمه کشتی را ربودند و اعلام کردند تمام کشتیهایی که به نحوی مرتبط با اسرائیل هستند «به صورت قانونی مورد هدف نیروهای مسلح قرار خواهند گرفت».
از آن زمان تاکنون در دریای سرخ چه اتفاقی افتاده است؟
تاکنون دستکم ۱۷ حمله به کشتیهایی که به اعتقاد حوثیها مرتبط با اسرائیل یا متحدانش هستند در دریای سرخ صورت گرفته که اکثرا موفقیتآمیز نبودند.
هر چند آمریکا از رویارویی مستقیم خودداری کرده بود اما روز یکشنبه دهم دی، هلیکوپترهای نیروی دریایی ایالات متحده به سمت گروهی از قایقهای کوچک حوثی که قصد داشتند سوار بر کشتی کانتینری به نام مرسک هانگژو که از نیروی دریایی آمریکا درخواست حفاظت کرده بودند، شلیک کردند.
واشینگتن اعلام کرد هلیکوپترهایش برای دفاع از خود شلیک کردهاند اما کشته شدن ۱۰ شبهنظامی میتواند منجر به تشدید تنشها شود.
ایمنی کشتیرانی در دریای سرخ برای اقتصاد جهانی مهم است زیرا این مسیر یک مسیر تجاری قابل توجه محسوب میشود که آسیا را به اروپا و ایالات متحده متصل میکند.
۳۰ درصد از ترافیک جهانی کشتیهای باربری از این منطقه میگذرد و هر گونه تهدید برای ایمنی آن میتواند عواقب منفی بر قیمت نفت داشته باشد و دسترسی غرب را به اقلام تولید شده در آسیا محدود کند.
اسرائیل نیز به شدت به عبور و مرور ایمن در دریای سرخ وابسته است، بهطوری که اکثر واردات و صادرات این کشور از طریق دریا انجام میشود.
حوثیها چه کسانی هستند؟
حوثیها یک گروه شبهنظامی هستند و شاخهای از اسلام شیعه به نام زیدیسم را نمایندگی میکنند که زمانی بر یمن حکومت میکرد اما از زمان جنگ داخلی ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۰ تحت کنترل رژیم سنی در صنعا، پایتخت یمن در حاشیه قرار گرفت.
حوثیها با کودتای سال ۲۰۱۴ دولت را مجبور به کنارهگیری کردند که منجر به مداخله نظامی به رهبری عربستان سعودی علیه آنها و آغاز یک جنگ داخلی فاجعهبار شد
طبق برآورد سازمان ملل متحد تا پایان سال ۲۰۲۱ این درگیریها منجر به کشته شدن ۳۷۷ هزار نفر و آواره شدن چهار میلیون یمنی شده است.
حوثیها عملا در جنگ پیروز شدند. آتشبس آوریل ۲۰۲۲ باعث کاهش قابل توجه خشونت شد و با وجود انقضای رسمی آتشبس در اکتبر، درگیریها تا حد زیادی متوقف شده است.
اکثر یمنیها اکنون در مناطق تحت کنترل شورشیان زندگی میکنند. در حال حاضر حوثیها بیشتر مناطق شمال کشور و خط ساحلی دریای سرخ را اداره میکنند.
نکته مهم این است که حوثیها به دلیل خصومت دیرینهشان با عربستان سعودی از سوی جمهوری اسلامی حمایت میشوند.
بسیاری از یمنیها این اقدامات را ابزاری مشروع برای اعمال فشار بر اسرائیل و متحدانش به منظور دفاع از غیرنظامیان فلسطینی میدانند. تحلیلگران میگویند این اقدامات منجر به افزایش حمایت داخلی از آنها شده است.
ستیزهجویان حوثی بر این باورند که حملات در دریای سرخ میتواند آنها (و به عبارتی یمن) را به بازیگر جهانی مهمتری تبدیل کند؛ علیرغم حضور یک دولت به رسمیت شناخته شده بینالمللی در جنوب این کشور.
در همین حال، سعودیها که در تلاش برای عادیسازی روابط با تهران و نهایی کردن توافق صلح مبنی بر به رسمیت شناختن کنترل حوثیها بر شمال یمن هستند، نگران هر گونه پاسخی از طرف آمریکاییها هستند که میتواند تلاشهای آنها را برای خروج از یمن پیچیده کند.
شرکتهای حمل و نقل چگونه پاسخ میدهند؟
هفت شرکت از ۱۰ شرکت بزرگ کشتیرانی جهان از جمله بریتیش پترولیوم و شرکت آلمانی هپبگ لوید، عبور و مرور از کانال سوئز و دریای سرخ را در نتیجه بحران اخیر به حالت تعلیق درآوردهاند.
در حالی که سایر کشتیرانیها خدمات خود را پس از سازماندهی ائتلاف دریایی ایالات متحده برای حفاظت از منطقه از سر گرفتند، بسیاری از کشتیهای باربری هنوز از مسیرهای جایگزین استفاده میکنند.
بر اساس دادههایی که هفته گذشته از سوی فلکسپورت (Flexport)، یک شرکت آماد و پشتیبانی جهانی منتشر شد، نیمی از کشتیهای باربری از این منطقه دوری میکنند که حدود ۱۸ درصد از ظرفیت باربری جهانی را تشکیل میدهد.
همین امر با اضافه کاری حدود پنج هزار دلار برای هر کانتینر ۴۰ فوتی که چیزی حدود سه برابر نرخ قبل از شروع بحران است، باعث افزایش هزینهها میشود.
آیا بحران میتواند بدتر شود؟
حملات ایالات متحده به کشتیهای حوثیها به خودی خود تعیینکننده نیست. اگرچه این حملات فاصله قابل توجهی از رویه قبلی ایالات متحده دارند اما هنوز با حمله به پایگاههای شبهنظامیان در یمن فاصله زیادی دارد.
اگر تهدید در دریای سرخ ادامه یابد، احتمالا شرکتهای کشتیرانی به تغییر مسیر و عدم استفاده از آبهای دریای سرخ ادامه خواهند داد.
قیمتهای جهانی نفت هنوز تحت تاثیر این بحران قرار نگرفته است و هفته گذشته به دلیل اعتقاد به بازگشایی مسیر، قیمتها کاهش یافت. هر نشانهای مبنی بر اینکه تهدیدات در این مسیر آبی دوباره در حال رشد است، میتواند باعث تغییر در قیمت سوخت و سایر اقلام شود.
حوثیها تا کنون هیچ نشانهای مبنی بر عقبنشینی از ایجاد تنش نشان ندادهاند. آنها اخیرا اعلام کردند تا زمانی که اجازه ارسال کمکهای بشردوستانه به غزه داده نشود و اسرائیل حملات خود را متوقف نکند، «حتی اگر آمریکا موفق شود کل جهان را بسیج کند» آسیب رساندن به کشتیرانی در دریای سرخ را متوقف نخواهند کرد.
گاردین نوشت اگر حوادث روز یکشنبه این روند را تغییر ندهد، ممکن است ایالات متحده در نهایت تصمیم بگیرد به اهدافی در یمن حمله کند. چنین تصمیمی میتواند تنشها با جمهوری اسلامی را تشدید کرده و خطر رویارویی گستردهتری را در منطقه ایجاد کند.