تیلور سوئیفت و خالق چت جیپیتی به باشگاه میلیاردهای جهان پیوستند
تیلور سوئیفت، ستاره پاپ آمریکایی برای اولین بار با ۱.۱میلیارد دلار و سام آلتمن، خالق ربات هوش مصنوعی چت جیپیتی با یک میلیارد دلار ثروت وارد فهرست میلیاردرهای جهان فوربس شدند. به گفته فوربس، شمار میلیاردهای جهان در سال ۲۰۲۴ رکورد شکسته و به عدد دو هزار و نفر ۷۸۱ رسیده است.
برنارد آرنو، صاحب کالاهای لوکس فرانسوی LVMH و خانوادهاش با ۲۳۳میلیارد دلار در صدر جدول میلیاردهای جهان قرار گرفتند.
فوربس اعلام کرد که در سال ۲۰۲۴ رکورد تعداد میلیاردهای جهان شکسته شد و شمار آنان به دو هزار ۷۸۱ رسید.
به این ترتیب، جهان در سال جاری ۱۴۱ میلیاردر بیشتر از سال ۲۰۲۳ دارد. رکورد قبلی در سال ۲۰۲۱ با دو هزار ۷۵۵ میلیاردر ثبت شده بود.
فوربس تخمین زد که ثروت جمعی میلیاردهای جهان به بیش از ۱۴ تریلیون و ۲۰۰ میلیارد دلار میرسد.
تیلور سوئیفت، خواننده و ترانهسرا، پس از آنکه بهعنوان مگا استار (ابرستاره) شناخته شد، وارد فهرست میلیاردهای فوربس شد. او در مراسم جوایز گرمی امسال درخشید و به اولین خوانندهای بدل شد که چهار بار جایزه آلبوم سال را از آن خود کرده است.
موفقیت سوئیفت فقط به دنیای موسیقی محدود نمی شود. صرف حضور او در بازیهای فوتبال آمریکا برای تماشای بازی دوست پسرش تراویس کلس، باعث افزایش تعداد تماشاگران NFL شده است.
در بین ده نفر اول فهرست فوربس، هشت نفر از ایالات متحده حضور دارند که شش نفر از آنها در عرصه فناوری فعال هستند.
پس از برنارد آرنو فرانسوی و خانوادهاش، ایلان ماسک، مالک تسلا و ایکس (توییتر سابق)، با ثروت خالص ۱۹۵ میلیارد دلاری در رتبه دوم قرار دارد.
پس از او جف بزوس،مالک آمازون، در رده سوم قرار دارد.
ثروت ایلان ماسک نسبت به سال گذشته هشت درصد افزایش یافته است، اما در نوامبر ۲۰۲۱ از دارایی خالص او کاسته شدږ او تا آن زمان اولین کسی بود که به دارایی ۳۰۰ میلیارد دلار دست یافت.
مجیک جانسون، اسطوره بسکتبال با ثروت ۱.۲ میلیارد دلاری و دیک ولف تهیه کننده تلویزیونی که پشت سر سریال قانون و نظم ایالات متحده و شیکاگو PD قرار دارد، نیز به فهرست فوربس پیوستند.
چیس پیترسون-ویتورن، سردبیر ارشد ثروت فوربس، گفت که سالی «شگفتانگیز» برای ثروتمندترین افراد جهان بوده است.
او افزود : «یک رکوردشکنی دیگر این است که ۱۴ میلیاردر، ثروتی ۱۲رقمی دارند. حتی در زمان نبود اطمینان مالی برای بسیاری از مردم، ابرثروتمندان به رشد خود ادامه میدهند.»
باشگاه ۱۰۰ میلیارد دلاری
فوربس اعلام کرد طبقه ۱۰۰میلیاردیها در سال ۲۰۲۴، در مقایسه با یک دهه پیش، ۲۵۵ درصد ثروتمندتر بودند و اکنون در مجموع دو تریلیون دلار ثروت دارند، این به معنای آن است که تنها نیم درصد از دو هزار ۷۸۱میلیاردر جهان، 1۴ درصد از کل ثروت میلیاردرها را در اختیار دارند.
از نظر جغرافیایی، ایالات متحده همچنان بیش از هر کشور دیگری میلیاردر دارد و با رکورد ۸۱۳ نفر در صدر این فهرست است. چین در رتبه دوم است و پس از آن هند قرار دارد.
در بریتانیا، مایکل پلات، مدیر صندوق تامینی، ثروتمندترین فرد است و پس از آن سر جیم رتکلیف، مالک جزئی منچستریونایتد و سر جیمز دایسون مخترع، قرار دارند.
فوربس گفت که ۱۸۹نفر از این فهرست خارج شدهاند که از این میان ۱۲۹ نفر از سرزمین اصلی چین هستند؛ جایی که مصرف کمتر مصرفکنندگان و سقوط در بازار املاک و مستغلات، میلیاردها سبد سهام را از بین برده است.
۳۲ میلیاردر دیگر، از جمله محمد الفاید سرمایهدار مصری، سیلویو برلوسکونی نخست وزیر سابق ایتالیا، سباستین پینیرا رییسجمهوری سابق شیلی و جیمی بافت خواننده آمریکایی سبک کانتری جان باختند.
حمله هوایی به ساختمان کنسولی جمهوری اسلامی در سوریه که منابع ایراناینترنشنال اعلام کردند از سوی اسرائیل انجام شد، احتمال حمله متقابل ایران به مواضع اسرائیل را برجسته کرده است. چنین حملهای میتواند خاورمیانه را در آستانه یک جنگ فراگیر قرار دهد.
منابع ایراناینترنشنال ظهر روز سهشنبه فاش کردند حمله اسرائیل به فرماندهان سپاه پاسداران در سوریه در پاسخ به حملات روزافزون و مکرر جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن علیه اسرائیل از جمله پرتاب پهپاد به پایگاه دریایی ایلات انجام گرفته است.
بنا به گفته این منابع، اسرائیل مسئول حمله روز دوشنبه ۱۳ فروردین به ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق و کشته شدن محمدرضا زاهدی و دیگر مقامهای سپاه پاسداران در دمشق بوده است.
تایمز لندن در گزارشی به این حمله و تبعاتش پرداخت و نوشت اقدام اسرائیل این فرض را مطرح میکند که این کشور در درگیری فزاینده خود با تهران ممکن است دست به هر اقدامی بزند.
در ماههای اخیر اسرائیل تعدادی از فرماندهان ارشد سپاه را در دمشق ترور کرده اما این اولین بار است که یک ساختمان دیپلماتیک جمهوری اسلامی را هدف قرار میدهد.
تایمز نوشت اکنون جمهوری اسلامی مجبور به پاسخگویی است.
به نظر میرسد این همان لحظهای است که از زمان آغاز جنگ غزه در ماه اکتبر همه از وقوع آن میترسیدند: لحظه بروز مجموعهای از درگیریها میان اسرائیل و شبکهای از شبهنظامیان متحد جمهوری اسلامی که جنگی منطقهای را در پی خواهد داشت.
با این حال اگر جمهوری اسلامی وارد رویارویی مستقیم با اسرائیل شود، چیزهای زیادی برای از دست دادن خواهد داشت.
از این رو میتوان استدلال کرد که تهران در ادامه مسیر، محتاطانهترین گزینه را پیش خواهد گرفت.
دلیل اقدام روز دوشنبه اسرائیل، ساعاتی پس از آن مشخص شد که یک گروه شبهنظامی عراقی مورد حمایت جمهوری اسلامی مسئولیت حمله پهپادی به پایگاه نظامی اسرائیل در شهر بندری ایلات را بر عهده گرفت.
در هفتههای اخیر، اسرائیل حملات هوایی خود را علیه حزبالله لبنان نیز تشدید کرده که نشاندهنده افزایش تحملناپذیری این کشور در برابر حملات فرامرزی این گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی است. حملاتی که منجر به تخلیه بخشهایی از شمال اسرائیل شده است.
بعید به نظر میرسد اسرائیل بدون برنامهریزی و یکباره این حمله پهپادی را انجام داده باشد.
در این حمله، ساختمانهای اطراف محل کنسولگری جمهوری اسلامی، از جمله ساختمان متروکه سفارت کانادا آسیبی ندیدند. همین مساله، نشاندهنده برنامهریزی، آمادگی و در اختیار داشتن اطلاعات از سوی اسرائیل است.
بر اثر این حمله، ۱۳ نفر از جمله محمدرضا زاهدی، از فرماندهان ارشد نیروی قدس سپاه پاسداران، همراه با معاونش محمدهادی حاجی رحیمی و یکی از اعضای حزبالله لبنان کشته شدند.
زاهدی فردی بود که بر عملیات نظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی در سوریه و لبنان نظارت داشت.
تایمز این حمله هوایی را مایه شرمساری تهران خواند و نوشت که بدون شک، جمهوری اسلامی قواعد و مفروضات خود را در مورد زورآزمایی مقابل اسرائیل بازنگری خواهد کرد.
بر اساس این گزارش، تهران اکنون باید قدرت بازدارندگی خود را به نمایش بگذارد؛ همانطور که پس از کشته شدن قاسم سلیمانی از سوی آمریکا در سال ۲۰۲۰، یک پایگاه آمریکایی را در عراق بمباران کرد.
در سال جاری میلادی جمهوری اسلامی برای گرفتن انتقام ترور یکی دیگر از فرماندههان ارشد خود در سوریه، منطقهای را که مدعی شد «یک پایگاه اطلاعاتی اسرائیل» در اقلیم کردستان عراق بوده است، بمباران کرد.
در هر دو مورد، پاسخ جمهوری اسلامی برای حفظ چهره و در عین حال اجتناب از رویارویی همهجانبه، تنظیم شده بود.
تهران قبل از حمله به پایگاه هوایی آمریکا در عراق (عینالاسد) در سال ۲۰۲۰، به ایالات متحده در مورد حمله قریبالوقوع به آن هشدار داده بود تا احیانا از تبعات تلفات احتمالی پیشگیری کند.
اکنون نیز ممکن است تهران تصمیم بگیرد یکی از مقرهای دیپلماتیک اسرائیل را خارج از خاک این کشور هدف قرار دهد اما به احتمال زیاد اسرائیل چنین اقدامی را با حمله مستقیم به خاک ایران پاسخ خواهد داد.
از سوی دیگر ممکن است جمهوری اسلامی به این نتیجه برسد که اسرائیل این حمله را انجام داده تا نیروهای نیابتی ایران بهویژه حزبالله را مهار کند.
در این صورت، بهترین انتقام برای تهران احتمالا ادامه دادن همین مسیر فعلی و استفاده از نیروهای نیابتی خواهد بود.
میلیونها نفر از شهروندان ترکیه روز یکشنبه ۱۲ فروردین در انتخابات محلی تعیین شهرداران و شوراهای شهر، تصمیم میگیرند که اداره بزرگترین شهرهای کشورشان را بهدست چه کسانی بسپارند. این رویداد انتخاباتی، امتحانی مهم برای اردوغان با هدف بازپسگیری استانبول از کنترل رقیبانش است.
به گزارش بیبیسی جهانی، پنج سال پیش نماینده ائتلاف اپوزیسیون، اکرم اماماوغلو از حزب جمهوریخواه خلق ترکیه (CHP) اداره استانبول، پایگاه بزرگ اقتصادی و اجتماعی ترکیه را به دست گرفت و پس از مدتی طولانی، سرانجام موفقیت حزب رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری کنونی را در انتخابات محلی شکست.
اکنون اردوغان که در این ابر شهر ۱۶ میلیون نفری متولد شده میخواهد این شهر را از مخالفانش پس بگیرد.
نتیجه آرای استانبول یک آزمایش مهم برای اپوزیسیون است که آیا میتوانند تهدیدی جدی برای اردوغان و حزب او یعنی عدالت و توسعه (AK Party) در طی چهار سال آینده و دور بعدی انتخابات ریاستجمهوری ایجاد کنند یا خیر؟
احسان آکتاش، از گروه ارتباطات دانشگاه مدیپول استانبول و رییس مرکز تحقیقات سیاسی جنار گفت: «استانبول خانه اوست. از دست دادن استانبول در انتخابات محلی ۲۰۱۹ برای اردوغان شکست بزرگی بود.»
استانبول جایی است که اردوغان در آن بزرگ شده و قبل از ورود به سیاست در دهه ۱۹۷۰، در خیابانهایش نان «سیمیت» میفروخته است.
اردوغان ریاست شعبه جوانان حزب اسلامی را در منطقه بیاوغلوتن بر عهده داشت و از آنجا راه خود را تا سمت شهرداری استانبول، نخستوزیری و در نهایت رییسجمهوری ترکیه طی کرد.
حزب حاکم، حزب عدالت و توسعه و اسلامگرایان، قبل از شکست در سال ۲۰۱۹، به مدت ۲۵ سال اداره دو شهر بزرگ استانبول و آنکارا را در دست داشتند.
سدا دمیرالپ، استاد علوم سیاسی در دانشگاه ایشیک استانبول گفت: «اگرچه اپوزیسیون، انتخابات ریاستجمهوری سال گذشته را از دست داد اما هنوز هم ارتباط محکمی بین برنده شدن در انتخابات استانبول و انتخابات ریاستجمهوری وجود دارد.»
دمیرالپ افزود: «اگر اماماوغلو موفق به پیروزی مجدد در استانبول شود، اپوزیسیون امیدهای زیادی برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ خواهد داشت.»
این شهر که میزبان یکپنجم از جمعیت ۸۵ میلیون نفری ترکیه است، رایدهندگانی را با دیدگاههای مختلف سیاسی، قومی، مذهبی و اقتصادی در خود جای داده است.
کنترل و اداره استانبول برابر با اداره بخش قابل توجهی از اقتصاد ترکیه از جمله تجارت، گردشگری و امور مالی است.
مورات کوروم ۴۷ ساله، نامزد حزب اردوغان در استانبول است. او وزیر سابق محیط زیست و شهرنشینی در دولت اردوغان بود. با وجود این در حقیقت نبرد نهایی در استانبول میان اماماوغلو و اردوغان است.
بیبیسی تاکید کرد پیروزی در استانبول برای اردوغان و وزیران ارشدش به یک هدف شخصی تبدیل شده است؛ همانطور که او پیشتر گفته بود: «استانبول به صاحب واقعی خود بازگردانده میشود.»
اردوغان که دوره سوم ریاستجمهوری را پشت سر میگذارد، طبق قانون اساسی نمیتواند پس از سال ۲۰۲۸ حکومت کند.
آکتاش گفت: «او برای خود جانشینی انتخاب نکرده و پیشبینی اینکه چه کسی ممکن است بهعنوان دبیرکل حزب عدالت و توسعه جایگزین اردوغان شود بسیار دشوار است.»
به همین دلیل است که منتقدان اردوغان بر این باورند که احتمالا حزب عدالت و توسعه از بازپسگیری استانبول برای تحکیم قدرت او در سطح ملی و محلی استفاده خواهد کرد تا با تغییرات احتمالی در قانون اساسی، امکان حضور در راس قدرت را بهعنوان رییسجمهوری برای یک دوره دیگر به اردوغان بدهند.
بیبیسی نوشت برخلاف انتخابات اخیر، اردوغان همچنین از این مزیت برخوردار است که مخالفان او دیگر متحد نیستند.
اکرم اماماوغلو در سال ۲۰۱۹ با حمایت ائتلاف شش حزبی ناسیونالیستها، سکولارها ، لیبرالها، محافظهکاران، اسلامگرایان و مهمترین آنها، کُردها، پیروز شد. استانبول جمعیت کُرد بسیار بزرگی دارد.
این ائتلاف پس از شکست در انتخابات ریاستجمهوری سال گذشته فروپاشید و سایر احزاب مخالف، از جمله حزب برابری و دموکراسی خلق (DEM) طرفدار کُردها، نامزدهای خود را در این انتخابات معرفی کردند.
این تصمیم از سوی برخی از احزاب اپوزیسیون میتواند شانس پیروزی اماماوغلو را کاهش دهد.
اکرم اماماوغلو که ۵۲ سال دارد در گذشته به تجارت مشغول بود. او ابتدا به عنوان شهردار منطقه کمتر شناختهشده بیلوکدوزو، منطقهای با جمعیت طبقه متوسط، پا به حوزه سیاست گذاشت و پس از آن توانست اداره شهر استانبول را به عنوان شهردار در دست بگیرد.
اماماوغلو بهعنوان جدیترین رقیب اردوغان طی دهههای گذشته در نظر گرفته شده است.
او در گردهمایی بزرگ هوادارانش در منطقه بیلوکدوزو گفت: «در سال ۲۰۱۹ ما یک فصل جدید را شروع کردیم و روز ۳۱ مارس (۱۲ فرودین)، حزب عدالت و توسعه به تاریخ خواهد پیوست.»
او گفت: «من برای استانبول رویاهای بزرگی دارم و در حال حاضر به چیز دیگری فکر نمیکنم. اکنون زمان تحقق بخشیدن به آن رویاهاست.»
اگرچه ترکیه درگیر یک بحران اقتصادی است اما اماماوغلو گسترش سیستم ریلی شهری، فضاهای سبز و برنامه ساخت مسکن را در طول پنج سال حضورش پیش برده است.
اما نگرانی اساسی دیگری نیز برای مردم استانبول وجود دارد: سال گذشته وقوع دو زلزله در جنوب ترکیه جان بیش از ۵۳ هزار نفر را گرفت و لرزهشناسان هشدار میدهند هر لحظه ممکن است یک زمینلرزه ویرانگر در استانبول رخ دهد.
حزب عدالت و توسعه طرحهایی برای تخریب ساختمانهای قدیمی و فرسوده و ساختن جایگزینهای مقاوم در برابر زلزله را در راس برنامههای خود قرار داده است.
خانم دمیرالپ در این مورد به بیبیسی گفت: «مورات کوروم نامی است که با توسعه شهری شناخته میشود و دارای اهمیتی نمادین است اما این امر نمیتواند دلیل کافی برای کسب پیروزی او باشد.»
از سوی دیگر تاسیس حزب جدید اسلامی به نام «حزب رفاه نو» میتواند به امید کوروم برای پیروزی آسیب برساند و باعث کاهش آرای او شود، زیرا رایدهندگان محافظهکار و مذهبی، خواهان گزینههای دیگری برای حزب عدالت و توسعه هستند.
با نزدیک شدن به انتخابات محلی در سراسر کشور، نگرانیهایی در مورد تهدید روزافزون اطلاعات جعلی ایجاد شده از طریق هوش مصنوعی به وجود آمده است.
به گزارش بخش انگلیسی الجزیره، اوایل سال جاری ویدیویی جعلی در رسانههای اجتماعی پخش شد که شهردار استانبول را در حال تمجید از اردوغان نشان میداد. اکرم اماماوغلو در این ویدیو از «اقدامات عالی» حزب عدالت و توسعه در اجرای پروژههای حمل و نقل عمومی در زمان حاکمیت این حزب، قدردانی میکرد.
امره ایلکان ساکیلجا، مدیر پروژه راستیآزمایی تییت (Teyit)، فیلمها و تصاویر جعلی را «تهدید بزرگی» در انتخابات آینده دانست.
او به الجزیره گفت: «محتوای جعلی به سرعت در رسانههای اجتماعی پخش میشود. در نتیجه ادعای غیرحقیقی که از یک حساب شخصی مطرح شده است میتواند ناگهان وارد جریان اصلی رویدادها شود.»
هفته گذشته نیز فیلمی ویدیویی از مقامات حزب جمهوریخواه خلق ترکیه در استانبول در حال شمارش بستههای پول نقد پخش شد که اشاره به فساد در داخل اپوزیسیون داشت.
این حزب در پاسخ گفت که این ویدیو مربوط به سال ۲۰۱۹ است؛ زمانی که اعضای حزب در حال پرداخت وجه نقد به یک وکیل برای خرید دفتر برای حزب جمهوریخواه خلق ترکیه بودند.
اوژان بیلگین، یکی از اعضای هیات مدیره تیآرتی و مدیر بنیاد دیپلماسی مستقر در استانبول، به الجزیره گفت: «ما با نوعی از اطلاعات نادرست مواجهیم که هدف آن تاثیرگذاری بر نتایج انتخابات است.»
او با اشاره به انصراف یکی از چهار نامزد ریاست جمهوری در انتخابات گذشته گفت: «این نمونهای از تاثیر اطلاعات نادرست است که مستقیما روند دموکراتیک را مختل میکند.»
خبر ابتلای کیت میدلتون، همسر ولیعهد بریتانیا و پرنسس ولز به سرطان پس از هفتهها پنهانکاری، واکنشهای بسیاری در سراسر جهان به دنبال داشت. به دنبال این واکنشها، مقامهای دولت بریتانیا درباره احتمال دخالت چین، روسیه و ایران در افزایش شایعات در فضای مجازی اظهار نگرانی کردند.
نشریه انگلیسی ایندیپندنت در گزارشی نوشت دولت از این بابت نگران است که دشمنان بریتانیا عمدا به انتشار اطلاعات نادرست درباره شاهزاده ولز دامن بزنند تا در میان مردم «شک عمومی» ایجاد کنند.
غیبت کیت میدلتون در انظار عمومی پس از عمل جراحی برنامهریزی شده او در ماه ژانویه به منبع شایعات آنلاین، گمانهزنیها و تئوریهای توطئه تبدیل شد.
شاهزاده خانم ولز چند ماه بعد و در روز سوم فروردین، در یک پیام ویدیویی تاثیرگذار فاش کرد که به سرطان مبتلا شده است.
کیت میدلتون ۴۲ ساله گفت که طبق توصیه تیم پزشکی قبل از شروع «شیمیدرمانی پیشگیرانه» نیاز به زمان برای بهبودی از عمل جراحی دارد.
در حالی که پیام ویدیویی او با موجی از همدردی عمومی روبهرو شد، طرح توطئههایی در مورد صحت ویدیوی پرنسس ولز و ابتلایش به سرطان به جریان افتاد.
برخی کاربران رسانههای اجتماعی، کارایی شیمیدرمانی را زیر سوال بردند و برخی دیگر واکسنهای کووید-۱۹ را در ابتلای کیت به سرطان مقصر دانستند.
به گزارش تلگراف، اکنون نگرانیهای فزایندهای در میان مقامات بریتانیا در مورد دخالت احتمالی دشمنان این کشور از جمله چین، روسیه و ایران در به جریان انداختن تئوریهای توطئه درباره سلامت کیت میدلتون در رسانههای اجتماعی وجود دارد.
یک منبع ناشناس دولتی گفت: «بخشی از شیوه کار کشورهای متخاصم، بیثبات کردن شرایط با اقداماتی چون زیر سوال بردن مشروعیت انتخابات یا سایر نهادهاست.»
قرار است ادعای دخالت چین در امور بریتانیا روز دوشنبه ۱۳ فروردین و تنها چند ماه قبل از برگزاری انتخابات عمومی در این کشور از سوی الیور داودن، معاون نخستوزیر بریتانیا در پارلمان مطرح شود.
گفته میشود داونینگ استریت در حال آمادهسازی تحریمهای جدید علیه چهرههای چینی است که در مداخله دولت متبوع خود بر روندهای دموکراتیک بریتانیا دست داشتهاند.
یکی از موارد مورد تاکید، حملهای سایبری است که منجر به افشای اطلاعات شخصی میلیونها رایدهنده بریتانیایی شد.
قرار است روز دوشنبه وزیران دولت جزییات حملات هکری را که کمیسیون انتخابات و همچنین ۴۳ نفر از جمله نمایندگان پارلمان و دولتمردان را هدف قرار داد، بیان کنند.
دولت بریتانیا سال گذشته کارگروهی را برای محافظت از یکپارچگی دموکراسی این کشور در برابر تهدیدات مداخلهگرانه خارجی راهاندازی کرد.
مقابله با انتشار اطلاعات نادرست در رسانههای اجتماعی از جمله وظایف این کارگروه است.
تلگراف به نقل از یک منبع دولتی گفت: «مقابله با این موضوع، دستور کار اصلی این کارگروه است.»
ریشی سوناک، نخستوزیر بریتانیا، روز جمعه پیامهای توهینآمیز و نادرست رسانههای اجتماعی که کیت میدلتون را به دلیل ناپدید شدن از انظار عمومی هدف قرار میدهند، محکوم کرد.
سوناک در بیانیهای در ایکس نوشت: «در هفتههای اخیر شاهزاده خانم زیر ذرهبین قرار گرفت و برخی رسانهها در سراسر جهان و رسانههای اجتماعی با او رفتار ناعادلانهای داشتند.»
عمران احمد، مدیر اجرایی مرکز مبارزه با نفرت دیجیتال نیز در این زمینه گفت که موضوع درباره پرنسس ولز و زنی جوان است که از مشکلات سلامتی رنج میبرد.
به گفته احمد، در این شرایط افرادی تئوریهای توطئه را در پلتفرمهای اجتماعی تقویت میکنند.
او به بیبیسی گفت: «من فکر میکنم این روش و رفتار، وجه غیرانسانی رسانههای اجتماعی است که مردم را مجبور میکند درباره چیزهایی صحبت کنند که میتوانند بسیار شخصی باشند.»
پدی هارورسون، مشاور سابق سلطنتی گفت که گمانهزنیها و فشارها در مورد سلامتی کیت میدلتون بدترین چیزی بوده که تا به حال دیده است.
هفته گذشته سفارت بریتانیا در اوکراین مجبور شد شایعات مربوط به مرگ پادشاه را تکذیب کند.
این تکذیبیه پس از آن منتشر شد که کانالهای رسانه دولتی مورد تایید کرملین با میلیونها دنبالکننده در رسانههای اجتماعی، شروع به انتشار اخبار جعلی کردند.
اولین ادعاهای نادرست در تلگرام با انتشار یک بیانیه فتوشاپی مزین به آرم کاخ باکینگهام ظاهر شد که میگفت: «این خبر از سوی تیم رسانهای سلطنتی اعلام شده است. پادشاه دیروز بعد از ظهر به طور غیرمنتظرهای درگذشت.»
گونه ما، انسان خردمند، بیش از ۳۰۰ هزار سال پیش در آفریقا ظهور کرد. انسانهای خردمند بین ۶۰ تا ۷۰ هزار سال پیش شروع به مهاجرت از آفریقا کردند و در جهان پراکنده شدند، اما این پیشگامان، پس از ترک آفریقا نخست به کجا رفتند؟
پس از سالها بحث، یک مطالعه جدید به این پرسش پاسخ داده است. براساس گزارشی که روز دوشنبه، شش فروردین، در نشریه نیچر (Nature) منتشر شده، و به گفته دانشمندان، به نظر میرسد این دسته از شکارچیان از آفریقا به فلات یا نجد ایران رفتند و برای هزاران سال به عنوان جمعیتی همگن در جغرافیایی که ایران، جنوب شرقی عراق و شمال شرق عربستان سعودی را در برمیگرفت، زندگی کردند.
براساس این پژوهش، انسانهای خردمند پس از آن و از حدود ۴۵ هزار سال پیش از فلات ایران راهی تمام آسیا و اروپا شدند.
یافتههای این پژوهش بر مجموعهای از دادههای ژنومی استخراجشده از DNA باستانی و استخرهای ژنی مدرن، همراه با شواهد دیرینهاکولوژیکی استوار است که نشان میدهد فلات ایران یک زیستگاه ایدهآل برای اجداد ما بوده است.
محققان این منطقه را، که بخشی از نجد یا فلات ایران محسوب میشود، «مرکز» این مردمان میدانند. شاید، هزارهها قبل از مهاجرت آنان به مناطق دورتر، تعدادشان تنها به هزاران نفر میرسید.
لوکا پاگانی، انسانشناس مولکولی از دانشگاه پادوا در ایتالیا و نویسنده ارشد این مقاله، میگوید: «نتایج ما اولین تصویر کامل از محل زندگی اجداد همه غیر آفریقاییهای امروزی در مراحل اولیه استقرار در اوراسیا را ارائه میدهد.»
مایکل پتراگلیا، انسانشناس، یکی از نویسندگان این مقاله و مدیر مرکز تحقیقات استرالیایی تکامل انسان در دانشگاه گریفیث، گفت: «این مطالعه، داستانی درباره ما و تاریخ ما است. هدف ما کشف راز پراکندگی به عنوان یکی از رازهای تکامل ما و جهان ما بود.»
پتراگلیا افزود: «ترکیب مدلهای ژنتیکی و دیرینه اکولوژیکی به ما این امکان را میدهد تا مکانی را تشخیص دهیم که اجتماعات اولیه انسان برای اولین بار به محض خروج از آفریقا در آنجا ساکن شدند.»
به گفته محققان، این افراد، شکارچیانی بودند که در گروههای کوچک و متحرک زندگی میکردند. سرزمینی که آنها پس از آفریقا برای زیستن انتخاب کردند، یعنی فلات ایران، انواع تنظیمات زیست محیطی، از جنگلها گرفته تا مراتع و دشت ها را ارائه میداد، که در طول زمان بین فواصل خشک و مرطوب در نوسان بود.
پتراگلیا گفت: «منابع زیادی در دسترس ما هست، با شواهدی که نشاندهنده شکار غزال، گوسفند و بز وحشی است.»
او افزود:«رژیم غذایی آنها از گیاهان خوراکی و شکارهای کوچک و بزرگ تشکیل میشد. به نظر میرسد که گروههای «شکارچی- گردآورنده» سبک زندگی فصلی را دنبال میکردند و در ماههای سردتر در مناطق پست و در ماههای گرمتر در مناطق کوهستانی زندگی میکردند.»
لوکا پاگانی گفت:« مردم ساکن در آنجا، در آن زمان ظاهراً پوست و موهای تیره داشتند و شاید شبیه مردم گوموز یا آنواک بودند که اکنون در بخشهایی از شرق آفریقا، در اتیوپی، سودان و سودان جنوبی، زندگی میکنند.»
او گفت: «هنر غار به محض خروج مردم از این «مرکز» به طور همزمان ظاهر شد. بنابراین ممکن است این دستاوردهای فرهنگی در زمان حضور و زندگی در این «مرکز» یعنی نجد ایران، جنوب شرقی عراق و شمال شرق عربستان شکل گرفته باشد.»
به گفته محققان، پراکندگی نهایی ساکنان «مرکز»، مبنایی برای واگرایی ژنتیکی بین آسیای شرقی و اروپاییهای امروزی شد.
در این پژوهش، از دادههای ژنومی مدرن و باستانی برای مردم اروپایی و آسیایی استفاده شده است.
لئوناردو والینی، از دانشگاه پادوا و دانشگاه ماینتس در آلمان، انسانشناس مولکولی و نویسنده ارشد این مقاله گفت: «ما قدیمیترین ژنوم ها را که به ۴۵ هزار تا ۳۵ هزار سال تعلق دارند، بسیار مفید یافتیم.»
محققان روشی ابداع کردند تا اختلاط ژنتیکی گسترده جمعیتها را که از زمان پراکندگی در خارج از «مرکز» رخ داده است، از هم جدا کنند تا بتوانند این منطقه را مشخص کنند.
قبل از مهاجرت اصلی و بزرگ در فاصله ۶۰ تا ۷۰ هزار سال پیش، گروههای کوچکی از انسانهای خردمند به خارج از آفریقا کوچیدند، اما به نظر میرسد این سفرها به بنبست رسیدند.
هومو ساپینس، یا انسان خردمند، اولین گونه انسانی نبود که در خارج از آفریقا، و از جمله در «مرکز» زندگی میکرد. آمیختگی باستانی گونههای ما سهم کوچکی از نئاندرتالها در DNA غیر آفریقاییهای مدرن به جا گذاشته است.
والینی گفت: «وجود نئاندرتالها قبل از ورود هومو ساپینسها در این منطقه به اثبات رسیده است، بنابراین ممکن است این «مرکز» محل وقوع این تعامل بوده باشد.»
والاستریت ژورنال در گزارشی به مخالفت دوباره جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با اعمال تحریمهای جدید علیه تهران پرداخت و به همین بهانه، دیپلماسی شکستخورده او را در رابطه با جمهوری اسلامی بررسی کرد.
ماه گذشته در بحبوحه تشدید تنشها در خاورمیانه، حملات حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی به کشتیهای باری در دریای سرخ و درگیریها در غزه، فرانسه و آلمان خواستار تحریمهای هدفمند علیه نهادهای جمهوری اسلامی حامی شبهنظامیان در منطقه شدند اما بورل از همراهی با چنین اقدامی امتناع کرد.
امتناع بورل از اعمال تحریمهای جدید، نشاندهنده موضع تزلزلناپذیر او در قبال جمهوری اسلامی و پیگیری بحرانهای موجود از مسیر دیپلماتیک است.
افشا شدن اختلافات داخلی در اتحادیه اروپا میتواند تاکیدی بر انتقاد بسیاری از کارشناسان و اعضای پارلمان اروپا باشد که باور دارند سیاست دهههای گذشته اروپا در مورد جمهوری اسلامی شکست خورده است.
در ماههای منتهی به خیزش انقلابی ایرانیان، بورل شدیدا از احیای توافق هستهای دفاع کرد.
او مدعی شد برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) محدودیتهای سختگیرانهای را بر بلندپروازیهای هستهای جمهوری اسلامی اعمال میکند و لغو تحریمهای اعمال شده از سوی آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل میتواند رونق اقتصادی به همراه داشته باشد.
در اوت ۲۰۲۲ بورل از تکمیل «متن نهایی» با هدف احیای مجدد توافق هستهای در صورت تایید جمهوری اسلامی و ایالات متحده خبر داد.
او در دفاع از مواضع خود، با تاکید بر احتمال وقوع یک بحران خطرناک هستهای و تشدید انزوای کشور و مردم ایران، نسبت به عواقب ناگوار رد توافق هشدار داد.
بورل همچنین بر مسئولیت مشترک در دستیابی به یک راهحل و توافق تاکید کرد.
با نقض مداوم تعهدات از سوی جمهوری اسلامی و نبود تمایل به پایبندی کامل به مفاد توافقنامه، تلاشهای دیپلماتیک برای احیای مجدد برجام با چالشهای جدی مواجه شد.
پیشنهاد بورل به جمهوری اسلامی نتوانست مذاکرات را پیش ببرد و عملا در اواسط ماه سپتامبر آن سال (اواخر شهریور ۱۴۰۱) دیگر امیدی به احیای برجام وجود نداشت.
انتقادی که به تلاشهای بورل برای احیای مجدد توافق هستهای وارد میشود، فراتر از نگرانیها در مورد محدود کردن بلندپروازیهای هستهای ایران است و نگاهی عمیقتر به پیامدهای استراتژیک آن دارد.
کاستیهای برجام اولیه و مذاکرات بعدی کاملا آشکار است زیرا به طور مشخص به فعالیتهای بیثباتکننده و در حال گسترش جمهوری اسلامی در سراسر منطقه توجهی ندارد.
این شکست بر یک نقص اساسی در رویکرد دیپلماتیک تاکید میکند و نشاندهنده نیاز فوری به استراتژی جامعتر و دقیقتری برای کاهش موثر چالشهای چند سویه جمهوری اسلامی است.
آخرین تلاشها برای نجات توافق هستهای همزمان با سرکوب بیرحمانه اعتراضات سراسری مردم ایران در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ و فروش پهپاد از سوی تهران به روسیه برای کمک به تهاجم این کشور به اوکراین، متوقف شد.
بورل شاهد این واقعیت تلخ بود که مردم ایران جان خود را در اعتراضهای خیابانی نه برای شعار علیه تحریمهای بینالمللی بلکه برای سقوط رژیم به خطر میاندازند.
در آن لحظات مهم، اتحادیه اروپا و غرب باید به ارزیابی مجدد سیاست خود در قبال جمهوری اسلامی میپرداختند.
با این حال، چنین تجدیدنظر استراتژیکی در برخورد آنها با جمهوری اسلامی به چشم نخورد.
هانا نویمن، نماینده پارلمان اروپا، یک سال پس از آغاز اعتراضهای سراسری در ایران، خطاب به جوزپ بورل گفت: «سیاست ۴۴ سال گذشته اتحادیه اروپا در قبال جمهوری اسلامی شکست خورده و این وظیفه شماست که به سیاستهای جدید فکر کنید.»
او از بورل خواست تا دیدار با نمایندگان جمهوری اسلامی را متوقف و به جایش با افرادی دیدار کند که طرفدار ایران آزاد هستند.
هر چند اتحادیه اروپا در واکنش به جنایات جمهوری اسلامی علیه معترضان و نقش تهران در کمک به روسیه، تحریمهای جدیدی را علیه ایران اعمال کرد اما باز سپاه پاسداران را در فهرست گروههای تروریستی قرار نداد.
امتناع اتحادیه اروپا از تروریستی شناختن سپاه پاسداران با وجود درخواستهای مداوم ایرانیان و قطعنامه قاطع پارلمان اروپا مبنی بر ترغیب این اتحادیه به اقدام مناسب، رخ داد.
علاوه بر آن، ائتلاف دو حزبی بیش از ۱۳۰ عضو کنگره آمریکا نیز تاکیدی بر تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران بود.
بورل درباره این رویکرد گفت تا زمانی که یک دادگاه اروپایی علیه سپاه پاسداران اقدام قضایی نکند، چنین اقدامی از سوی اتحادیه اروپا امکانپذیر نیست.
در روزهای بعد اما توضیح برخی کارشناسان در مورد راههای قانونی قرار دادن سپاه پاسداران در لیست سازمانهای تروریستی، مشخص کرد ادعای بورل درباره موانع موجود چندان درست نیست.
در دسامبر ۲۰۲۳، روزنامه آلمانی «تاز» فاش کرد تصمیم اتحادیه اروپا برای خودداری از تروریستی شناختن سپاه پاسداران به محدودیتهای قانونی، به ویژه با استناد به نظر حقوقی ارائه شده از سوی سرویس حقوقی شورای اروپا نسبت داده شده است.
اکنون این پرسش همچنان بدون پاسخ مانده که چرا سپاه پاسداران با وجود دلایل قانونی فراوان و انبوهی از درخواستها، در لیست سازمانهای تروریستی قرار نگرفته است؟
بورل با وجود ادعای «تغییر واضح» در روابط اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی به دلیل تحریمهای پس از خیزش انقلابی، همچنان بر ضرورت باز نگه داشتن کانالهای دیپلماتیک با تهران تاکید دارد.
در همین حال، «تجاوز وقیحانه جمهوری اسلامی در جبهههای متعدد» مهار نشده و به طور سیستماتیک، ثبات منطقه را از بین برده است.
پس از تهاجم حماس به اسرائیل در هفتم اکتبر سال گذشته، گزارشهایی در مورد نقش جمهوری اسلامی در این حمله منتشر شد.
بحثها در مورد اینکه آیا مقامهای امنیتی جمهوری اسلامی در برنامهریزی و تایید این حمله نقش داشتهاند یا خیر ادامه دارد اما نمیتوان حمایت طولانیمدت مالی و نظامی تهران را از حماس انکار کرد.
اواسط بهمن سال گذشته و در بحبوحه جنگ غزه، بورل هشدار داد که خاورمیانه «دیگ بخاری است که ممکن است هر لحظه منفجر شود».
او پیش از ریاست جلسه مذاکرات غیررسمی میان وزیران خارجه اتحادیه اروپا در بروکسل گفت: «همه باید تلاش کنند تا از بحرانیتر شدن وضعیت جلوگیری کنند.»
همزمان، آژانس بینالمللی انرژی اتمی(IAEA) با اعتراف به اینکه اطلاعات کاملی در مورد برنامه تهران در اختیار ندارد، بر میزان نگرانیها در مورد جاهطلبیهای هستهای جمهوری اسلامی اضافه کرد.
در مواجهه با چنین شرایط مخاطرهآمیزی، این پرسش به ذهن خطور میکند که چرا این شرایط به عنوان یک وضعیت بحرانی و خطرآفرین در نظر گرفته نمیشود؟
تعهد بورل به تعامل دیپلماتیک با جمهوری اسلامی سبب نادیده گرفته شدن این واقعیت تلخ است که حتی اگر مهار برنامه هستهای ایران محقق شود، اقدامات بیثبات کننده تهران در منطقه و جهان ادامه خواهد داشت.
این پرسش همچنان باقی است که اروپا چگونه میتواند برای حفظ ثبات در منطقه، توقف نقض حقوق بشر ایرانیان و حفظ منافع خود در خاورمیانه، با رفتار مخرب جمهوری اسلامی مقابله کند؟
بدیهی به نظر میرسد که بورل باید تدوین یک استراتژی جدید را برای تعاملات اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی در اولویت قرار دهد چرا که ادامه روشهای منسوخ و ناکارآمد، فقط منجر به افزایش بیثباتی میشود.