آکسیوس: آمریکا و جمهوری اسلامی هفته جاری به صورت غیرمستقیم در عمان مذاکره کردند
آکسیوس به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد برت مکگرک، مشاور ارشد دولت آمریکا در امور خاورمیانه، و آبرام پیلی، نماینده موقت ایالاتمتحده در امور ایران، هفته جاری در عمان و به صورت غیرمستقیم با مقامهای جمهوری اسلامی درباره چگونگی پرهیز از تشدید درگیریهای منطقهای مذاکره کردند.
بر اساس این گزارش، مکگرک و پیلی سهشنبه وارد عمان شدند و با میانجیهای عمانی دیدار کردند، اما مشخص نیست چه مقامی از طرف جمهوری اسلامی در این دور از مذاکرات که یک ماه پس از حمله تلافیجویانه سپاه به اسرائیل انجام شد، حاضر شده است.
منابع آگاه به آکسیوس گفتهاند این مذاکرات بر شفافسازی پیامدهای اقدامهای جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش در منطقه و نگرانیهای آمریکا درباره برنامه هستهای تهران متمرکز بود.
در هفتههای اخیر و پس از اظهارات چند مقام جمهوری اسلامی درباره احتمال حرکت حکومت ایران به سمت تولید سلاح هستهای نگرانیها درباره برنامه هستهای جمهوریاسلامی شدت گرفته است.
این دومین دور گفتگوهای دو طرف در سال جاری میلادی است. بر اساس گزارش فایننشیال تایمز، نخستین دور این گفتگوها اوائل اسفند در عمان برگزار شد.
در جریان آن مذاکرات، واشینگتن کوشش کرد تهران را متقاعد کند از نفوذ خود بر حوثیهای یمن برای پایان دادن به حملات این گروه نیابتی جمهوری اسلامی به کشتیها در دریای سرخ استفاده کند.
در دیدار محرمانه و غیرمستقیم دو طرف در اسفند سال ۱۴۰۲ هم همچون دیدار اخیر، برت مک گورک و آبرام پیلی از طرف آمریکا حضور داشتهاند و علاوه بر مساله حملات حوثیها، نگرانیهای واشینگتن درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی هم طرح شده است.
در مذاکرات اسفند ۱۴۰۲، علی باقری کنی، معاون وزیر امور خارجه و مسئول مذاکرات هستهای ایران، نماینده جمهوری اسلامی بود و به گفته مقامهای عمانی، دو طرف مستقیما مذاکره نداشتهاند و آنها بین نمایندگان هیاتهای ایران و آمریکا تبادل پیام کردهاند.
اکسیوس مینویسد یکی از اهداف اصلی دولت بایدن پس از حمله ۷ اکتبر حماس به اسرائیل، جلوگیری از گستردهتر شدن جنگ غزه و بدل شدن آن به جنگ منطقهای بوده است.
بر این اساس، ایالات متحده با این باور که جمهوری اسلامی بر نیروهای نیابتی خود از جمله حزبالله لبنان، حشد شعبی در عراق و شبهنظامیان در سوریه و حوثیها نفوذ زیادی دارد، تلاش کرده تهران را برای کنترل این نیروها زیر فشار بگذارد.
ودانت پاتل، معاون سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده، دوشنبه ۲۴ اردیبهشت، گفت دولت بایدن در صورتی که ضرورت یابد، راههایی برای برقراری ارتباط با جمهوریاسلامی دارد.
به گفته این مقام آمریکایی، دولت بایدن به ارزیابی این موضوع که جمهوری اسلامی در حال حاضر درگیر فعالیتهای کلیدی لازم برای تولید یک سلاح هستهای قابل آزمایش نباشد، ادامه میدهد.
ودانت پاتل همچنین گفته بود واشینگتن بر این باور است که رهبر جمهوری اسلامی برای از سرگیری برنامه هستهای نظامی خود که ایالات متحده معتقد است تهران در پایان سال ۲۰۰۳ آن را تعلیق یا متوقف کرده، تصمیم تازهای نگرفته است.
کاخ سفید و وزارت امور خارجه ایالات متحده از اظهارنظر درباره خبر برگزاری مذاکرات غیرمستقیم با جمهوری اسلامی در عمان خودداری کردند.
شبکه بیبیسی، روز جمعه ۲۸ اردیبهشت، پس از آنکه خبرنگار این شبکه به اشتباه تلآویو را به جای اورشلیم پایتخت اسرائیل معرفی کرد، پوزش خواست. این سومین عذرخواهی بیبیسی از زمان شروع جنگ حماس و اسرائیل بهدلیل شیوه پوشش خبری این جنگ است.
سومین عذرخواهی بیبیسی، چند روز پس از آن صورت گرفت که این شبکه روز دوشنبه ۲۴ اردیبهشت درخواست دیوید کامرون، وزیر امور خارجه بریتانیا، برای تروریست خواندن گروه حماس را رد کرد.
دیوید کامرون روز یکشنبه، در گفتگو با خبرنگار بیبیسی، از خبرنگار این شبکه خواست تا حماس را بهعنوان یک گروه تروریستی معرفی کند.
او بیبیسی را متهم کرد که از توصیف درست گروه حماس که گروگانهای اسرائیلی را در اسارت دارد، خودداری میکند.
وزیر امور خارجه بریتانیا گفت که این سازمان باید دستورالعملهای خود را با توجه به ویدئویی که حماس منتشر کرده و در آن ناداو پاپلول، گروگان انگلیسی- اسرائیلی ناداو را نشان میدهد، بازنگری کند.
حماس روز شنبه با انتشار ویدیویی اعلام کرد که این مرد ۵۱ ساله یک ماه پیش در جریان یک حمله هوایی اسرائیل مجروح شد و سپس جان خود را از دست داد. در این ویدیو، نواری سیاه بر روی چشمان پاپلول کشیده شده بود.
دیوید کامرون روز یکشنبه گفت که وزارت امور خارجه در حال بررسی وقایع رخداده است و نمیتواند اطلاعات تازهای درباره سرنوشت پاپلول ارائه کند.
او افزود: «مثل هر کس دیگری، دیشب ویدئویی را که حماس در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده بود، تماشا کردم. شما فقط میتوانید فکر کنید که آنها چه افراد بیرحمی هستند که چنین کاری را انجام میدهند و با احساسات خانواده بازی میکنند.»
کامرون گفت که با خانواده ناداو پاپلول ملاقات کرده بود و میدانست که آنها در طول بیش از ۲۰۰ روز چه ناراحتیهایی را تجربه کردهاند.
او افزود: «وقتی میبینید که حماس آماده انجام چه کارهایی است، تازه متوجه میشوید که با چه نامردمان خوفناکی سر و کار دارید.»
وزیر امور خارجه بریتانیا، پس از این سخنان، گفت:«شاید وقت آن رسیده باشد که بیبیسی دوباره از خود بپرسد آیا این افراد را نباید تروریست توصیف کنیم؟ آنها تروریست هستند.»
بیبیسی، بهویژه از زمان حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل تحت فشار قرار گرفته است که این گروه را گروهی تروریستی بخواند. در جریان آن حمله، به گفته مقامهای اسرائیلی ۱۲۰۰ نفر کشته و ۲۵۳ نفر به گروگان گرفته شدند.
این شبکه که پیشتر در ماه اکتبر سال گذشته پس از جلسهای با نمایندگان شورای یهودیان بریتانیا اعلام کرده بود که کلمه تروریست را به نقل از دیگران به کار خواهد برد، روز دوشنبه ۲۴ اردیبهشت نیز بار دیگر این موضع را تکرار کرد.
سخنگوی بیبیسی به روزنامه گاردین گفت:«هر کسی که اخبار بیبیسی را دنبال میکند، نمیتواند از ماهیت وحشتناک اقدامات حماس بیخبر بماند.»
او افزود:«ما موضع دیرینه خود را در مورد این موضوع بسیار واضح اعلام کرده ایم. ما زمانی از کلمه «تروریست» استفاده می کنیم که دیگران، مانند دولت بریتانیا، آن را به کار برده باشند.
دولت بریتانیا حماس را در فهرست گروههای تروریستی قرار داده است.
جان سیمپسون، سردبیر امور جهانی بیبیسی، نیز روز دوشنبه از کامرون انتقاد کرد و در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «کدام دولت دموکراتیکی میخواهد که یک سازمان رسانهای خط سیاسی آن دولت را دنبال کند؟»
جان سیمپسون، در ۱۱ اکتبر سال گذشته و چند روز پس از حمله حماس، از موضع بیبیسی دفاع کرده و در مقالهای نوشته بود:«وظیفه بیبیسی این نیست که به مردم بگوید از چه کسی حمایت کنند و چه کسی را محکوم کنند؛ چه کسانی افراد خوب و چه کسانی آدمهای بد هستند. کار ما این است که حقایق را به مخاطبان خود ارائه دهیم و اجازه دهیم آنها خود تصمیم بگیرند.»
عذرخواهیهای قبلی
پیشتر نیز بیبیسی دو بار دیگر بهدلیل شیوه پوشش اخبار مربوط به جنگ غزه عذرخواهی کرده بود.
پوشش خبری بیبیسی از این جنگ، بهویژه خشم مقامهای اسرائیل را برانگیخته بود.
در اولین مورد، بیبیسی در روز جمعه ۲۸ اکتبر ۲۰۲۳ پذیرفت که در گزارش یک حمله موشکی به بیمارستان باپتیست الاهلی غزه، «اشتباه» کرده است.
حماس در آن زمان اعلام کرد که ارتش اسرائیل روز سهشنبه ۲۵ مهر با موشک به این بیمارستان حمله کرده است، اما اسرائیل در مقابل گفت این بیمارستان در پی شلیک ناموفق موشک از سوی گروههای فلسطینی مورد اصابت قرار گرفته است.
جاناتان مونرو، معاون مدیر اجرایی بیبیسینیوز، گفت که در زمان پوشش زنده، «زبان» این رسانه «کاملا درست نبود».
او گفت که جان دانیسون، خبرنگار بیبیسی در محل، «در گمانهزنی درباره علت انفجار بیمارستان اشتباه کرد».
مونرو افزود: «او در هیچ مرحلهای نگفت که این حمله را اسرائیلیها انجام دادهاند اما با وجود این، وقتی این تصور باقی میماند که ما حدس زدهایم، اصلاح آنچه انجام دادهایم مهم است.»
در پی اصابت موشک به بیمارستان باپتیست الاهلی در نوار غزه، منابع فلسطینی خبر دادند دستکم ۵۰۰ نفر کشته و زخمی شدهاند اما مقامهای اسرائیلی این آمارها را زیر سوال بردند.
اسحاق هرتزوگ، رییسجمهوری اسرائیل روز پنجشنبه ۲۷ مهر به ریشی سوناک، نخستوزیر بریتانیا گفت که باید درباره پوشش بیبیسی درباره درگیریها در خاورمیانه «تصحیحی» صورت گیرد.
هرتزوگ به سوناک گفت: «ما احساس میکنیم که نحوه توصیف بیبیسی از حماس، تحریف حقایق است.»
در آن زمان جیمز کلورلی، وزیر وقت امور خارجه بریتانیا، نیز از بیسیسی خواست تا «به جای سرعت، دقت را در نظر بگیرد زیرا پوشش این شبکه در بریتانیا و در سراسر جهان تاثیر دارد.»
در دومین مورد، بیبیسی در ماه نوامبر سال گذشته ادعاهای تاییدنشده حماس را پخش کرد و گزارش داد که ارتش اسرائیل، پزشکان و کادر درمانی بیمارستان شفا را هدف قرار داده و اعدام کرده است.
بیبیسی در ۲۲ نوامبر ۲۰۲۳ با انتشار بیانیهای اعلام کرد که خبرش در این زمینه نادرست بوده و در نقل گزارشی از رویترز اشتباه کرده است.
در آن بیانیه در عین حال تاکید شده بود که این اشتباه در همان برنامه و نیز بر روی وبسایت این شبکه اصلاح شد.
رسانههای اسرائیل خبر دادند که جمهوری اسلامی تجهیزات پیشرفته دفاع هوایی را در اختیار گروه شبهنظامی حزبالله لبنان قرار داده و ارتش اسرائیل تایید کرده که تاسیسات نگهداری موشکها از سوی حزبالله تهدیدی برای هواپیماهای اسرائیلی است.
رسانههای اسرائیلی روز جمعه ۲۸ اردیبهشت بر اساس برخی تصاویر منتشر شده از سوی ارتش اسرائیل گزارش دادند که این تصاویر بخشهایی از موشک زمین به هوا ساخت ایران را در یک تاسیسات نظامی حزبالله نشان میدهد.
بر اساس این گزارش، این اولین بار است که موشک پدافند هوایی صیاد ۲ در خاک لبنان دیده شده است.
صیاد ۲یک موشک زمین به هوای برد متوسط و ارتفاع بلند ساخت ایران با سیستم هدایت ترکیبی و موتور سوخت جامد است که در سال ۱۳۹۲در ایران رونمایی شد.
در آن زمان، مقامهای جمهوری اسلامی مدعی شدند که از تواناییهای این موشک، «قابلیت بالای ضد جنگ الکترونیک و ردیابی خودکار و مستقل اهداف» است و همچنین این سامانه برای «مقابله با تهدیدات هوایی غافلگیرانه هواپیماهای مدرن جنگی» طراحی و ساخته شده است.
جنگندههای ارتش اسرائیل صبح جمعه این تاسیسات را بمباران کردند و بر اساس گزارش رسانههای اسرائیلی احتمالا این موشکها در حمله اسرائیل آسیب دیدهاند یا پس از پرتاب به زمین سقوط کردهاند.
به گزارش شبکه اسرائیلی کان، حضور این موشک در تاسیسات لبنان تایید میکند که ایران در حال انتقال تسلیحات دفاع هوایی پیشرفته به حزبالله است.
ارتش اسرائیل اعلام کرد که این تاسیسات توسط بخش دفاع هوایی حزبالله استفاده میشد و تهدیدی برای هواپیماهای اسرائیلی بود.
این تازهترین مورد از یک رشته حملات چندین ساله اسرائیل در لبنان و سوریه است که با هدف جلوگیری از رسیدن محمولههای تسلیحاتی ایران به حزبالله صورت میگیرد.
تخمین زده میشود که حزبالله سیستمی از تونلها و پناهگاههای زیرزمینی، حتی بزرگتر از آنچه حماس در غزه ساخته است، برای مقاومت در برابر بمباران ارتش اسرائیل علیه انتقال و ذخیره تسلیحات حزبالله ساخته است.
منابع امنیتی لبنان روز جمعه به رویترز گفتند که حملات اسرائیل به جنوب و شرق لبنان در این روز دستکم پنج نفر از جمله شبهنظامیان لبنانی و فلسطینی و غیرنظامیان سوری را کشت.
اسرائیل و گروه شبهنظامی حزبالله لبنان به موازات جنگ غزه، هفت ماه است که در مرزهای جنوبی لبنان با یکدیگر تبادل آتش کردهاند.
دیگر گروههای شبهنظامی لبنانی و همچنین گروههای شبهنظامی فلسطینی نیز از لبنان به اسرائیل راکت شلیک کردهاند.
رویترز نیز نوشت که حزبالله انواع جدیدی از راکتها را علیه اسرائیل مستقر کرده و رکورد جدیدی در حملات پهپادی به عمق خاک اسرائیل ثبت کرده است.
در بهمن سال گذشته، گروه شبهنظامی حزبالله لبنان که تحت حمایت جمهوری اسلامی فعالیت میکند، اعلام کرد برای اولین بار از آغاز جنگ کنونی غزه، موشک «فلق۱» را به سمت یک پایگاه نظامی اسرائیل شلیک کرد.
پرتاب این موشک از آنجا که ساخت ایران است، بازتاب گستردهای در رسانهها داشت.
دولت جو بایدن رییسجمهور آمریکا مجوز کلی برای ارائه خدمات، نرمافزار و سختافزار به شهروندان در داخل ایران را به مقررات دولتی بدل میکند.
این تصمیم باعث میشود تا شرکتهای غربی در حوزه انفورماتیک راحتتر بتوانند به شهروندان ایرانی خدمات ارائه کنند، یا سختافزار و نرمافزار بفروشند.
همچنین این تصمیم موجب میشود نگرانیهای این شرکتها در رابطه با تجارت با شهروندان در داخل ایران و خطر تحریم شدن کاهش یابد.
یک مقام آگاه در وزارت خارجه آمریکا به ایران اینترنشنال میگوید که این اقدام نشانه دیگری از حمایت همه جانبه و دو حزبی امریکا از مردم ایران و چرخش آزاد اطلاعات و دسترسی آزاد به اینترنت است.
او افزود که دولت بایدن به آنچه در این حوزه انجام داده مفتخر است.
دولت بایدن یک هفته پس از کشته شدن مهسا امینی مجوزهای مربوط به ارائه خدمات در حوزه تکنولوژی به مردم در داخل ایران را بهروزرسانی کرد.
همچنین واشینگتن در سالهای اخیر تاکید کرده که تسهیل راه ارتباط ایرانیها از داخل با جهان آزاد، از ستونهای اصلی حمایتش از مردم ایران است.
بهروزرسانی مجوزهای مربوط به تجارت تکنولوژی با ایران، ارائه خدمات ویپیان و دور زدن سانسور دولتی اینترنت و وضع تحریم از جمله اقدامات ایالات متحده در سالهای پس از کشته شدن مهسا امینی و اعتراضات مردم ایران بوده است.
باز گذاشتن دست کمپانیهای تکنولوژی در تجارت با مردم ایران، میتواند به تقویت جامعه مدنی از طریق مبارزه با اختلالات دولتی و عمدی اینترنت و جاسوسی دولتی از شهروندان ختم شود.
با این همه، تصمیم در زمینه تجارت با مردم در داخل ایران در نهایت بر عهده شرکتهای خصوصی امریکایی است.
جمهوری اسلامی نه تنها اینترنت را در کل کشور کنترل میکند، بلکه از این کنترل به عنوان یک سلاح استفاده میکند و وقتی معترضان به خیابانها میروند، آن را به طور کامل قطع میکند.
به همین دلیل، همزمان با افزایش اعتراضها به قتل مهسا امینی و کندی اینترنت در کشور، موضوع ارائه خدمات اینترنت ماهوارهای استارلینک به ایرانیان بار دیگر مطرح شد.
در آن زمان، ایلان ماسک، مدیرعامل تسلا، در پاسخ به سوالی درباره امکان ارائه خدمات اینترنت ماهوارهای استارلینک به مردم ایران، نوشت این شرکت درخواست معافیت از تحریمهای مرتبط با ایران را در این زمینه خواهد داد.
در پی اعلام درخواست ایلان ماسک برای معافیت از تحریمهای مرتبط با جمهوری اسلامی با هدف ارائه اینترنت ماهوارهای استارلینک در ایران، وزارت خزانهداری آمریکا اعلام کرد صادرات برخی تجهیزات اینترنت ماهوارهای در راستای کمک به آزادی اینترنت در ایران ممکن است.
همچنین ند پرایس سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا اعلام کرد این کشور حمایت سختافزاری برای توسعه خدمات اینترنت ایرانیان را نیز در دستور کار خود دارد.
یکی از مهمترین بسترهای مرتبط با استارلینک، لزوم وجود ایستگاههای زمینی برای دریافت و ارسال داده به شبکه اینترنت است چرا که خود ماهوارهها مستقیما اینترنتی ندارند و باید دادهها را به شکل مداوم با زمین رد و بدل کنند.
در دیماه ۱۴۰۱، وال استریت جورنال اعلام کرد در شرایط سرکوب خیزش سراسری علیه جمهوری اسلامی و قطع دسترسی آزاد به اینترنت در ایران، کنشگران حقوق بشر موفق شدهاند محمولههای زیرزمینی حاوی ترمینالهای اینترنت ماهوارهای استارلینک را وارد ایران کنند.
یک ماه قبل از آن، مجله آمریکایی تایم در گزارشی اختصاصی درباره تلاشهای مخفیانه برای رساندن دستگاههای استارلینک به ایران نوشت: «اگر پنج هزار گیرنده استارلینک در ایران فعال شود یک شبکه اینترنت در سایه ایجاد میشود که در رساندن صدای ایران به جهان نقشی مؤثر خواهد داشت.»
همچنین در آن سال، گوگل در بیانیهای تاکید کرد در تلاش است تا دسترسی ایمنتر مردم ایران به اینترنت را از راه به کارگیری ویپیانهای مقاوم در برابر فیلترینگ ایجاد کند.
هشتمین دوره از نمایشگاه ناشران فارسیزبان خارج از کشور با عنوان «نمایشگاه کتاب تهران بدون سانسور» به شهر لندن پایتخت بریتانیا رسید.
نمایشگاه کتاب تهران بدون سانسور معمولا هر سال همزمان با برگزاری نمایشگاه کتاب تهران برگزار میشود و این دوره از نمایشگاه، از روز ۲۵ آوریل آغاز شده و تا ۱۰ ژوئن ادامه دارد.
امسال این نمایشگاه در شهرهای نورنبرگ، مونیخ، وین، فرانکفورت، کلن، لایپزیک، برلین، هامبورگ، برمن، لندن، تورنتو، پاریس، آمستردام، روتردام، اوترخت، لسآنجلس، مونترال، استکهلم، یوتوبوری، مالمو، اسلو، کپنهاگ و لوبک برگزار میشود.
همچنین در دوره کنونی، هجده ناشر فارسیزبان از کشورهای مختلف در این نمایشگاه حضور دارند.
مینو گلبهار مدیر انتشارات فروغ که در کلن آلمان مستقر است، روز جمعه در لندن به ایران اینترنشنال گفت: «در ایران سانسور زیاد است و ادبیات زنان بیشتر سانسور میشود.»
او با اشاره به هدف این نمایشگاه که مبارزه با سانسور است، بر نقش زنان و دختران در این میان تاکید کرد.
تینوش نظمجو مدیر انتشارات ناکجا در پاریس نیز به ایران اینترنشنال گفت که ناشران فارسیزبان خارج از کشور با وجود مشکلاتی که دارند توانستهاند این نمایشگاه را به دوره هشتم خود برسانند.
او افزود برگزاری این نمایشگاه نشاندهنده این است که هیچ ایرانی محکوم نیست که تن به سانسور بدهد.
در این نمایشگاه، ناشران و نویسندگان مستقل خارج از کشور حضور دارند، کتابهای تازه خود را عرضه میکنند و با مخاطبان و خوانندگان خود دیدار و گفتوگو میکنند.
سال گذشته، هفتمین دوره این نمایشگاه با شعار «زن، زندگی، آزادی» برگزار شد.
در حالی که همزمان با خیزش انقلابی، بسیاری از شاعران، نویسندگان و مترجمان اعلام کردند کارهای خود را بدون سانسور وزارت ارشاد منتشر خواهند کرد، برگزارکنندگان این نمایشگاه نیز هدف از برگزاری آن را تکثیر صداها، تکثر عقاید و فعالیت ناشران و نویسندگان در فضایی بدون سانسور، توقیف و تهدید عنوان کردند.
در جریان خیزش سراسری، بیش از ۶۰ شاعر و نویسنده ساکن داخل و خارج از کشور با انتشار بیانیهای اعلام کردند از این پس آثارشان را بدون سانسور منتشر میکنند.
در این بیانیه که با عنوان «ما ادبیاتیها» منتشر شد، نویسندگان بعد از اشاره به وقایع اخیر و اعتراضهای سراسری با شعار «زن، زندگی، آزادی»، تاکید کردند: «ادبیات سرزمینی به نام ایران، پس از انقلاب تاریخی-فرهنگی ژینا، دیگر نمیتواند تن به تیغ زنِش و بُرش سانسور بدهد؛ با سانسورگران از در تعامل دربیاید؛ سرکوب زن و زندگی و آزادی را نادیده و ناشنیده و نانوشته بگیرد.»
همچنین به دنبال کشتار مردم به ویژه کودکان در جریان این خیزش، جمعی از فعالان ادبیات و هنر کودکان و نوجوانان، با صدور بیانیهای با عنوان «صدای آزادی، صدای وطن و صدای ایران» به مناسبت روز جهانی کودک، به قتل و بازداشت کودکان و نوجوانان در جریان خیزش انقلابی شهروندان در ایران علیه جمهوری اسلامی اعتراض کردند.
۸۰۰ فعال ادبیات کودکان و نوجوانان نیز در بیانیهای نقض حریم مدارس از سوی نیروهای نظامی و انتظامی را محکوم کرده و هشدار داده بودند این نقض قانون، پیامدهای ناگواری در پی خواهد داشت.
برگزاری نمایشگاه کتاب تهران بدون سانسور در سالهای اخیر با استقبال ایرانیان خارج از کشور مواجه شده است.
مفهوم میهندوستی ایرانی یا ملیگرایی ایرانی از جمله مفاهیمی است که گاه در رسانههای غربی با تعابیر غیرواقعی توصیف شده که این امر به درک نادرست درباره خصوصیات منحصربهفرد این جریان فکری دامن میزند.
این مقاله به واکاوی برخی جنبههای ویژه ملیگرایی ایرانی میپردازد که اغلب به نادرست به عنوان مشابه جنبشهای راست افراطی نژادپرست و بیگانهستیز که در محافل غربی معمول است، تفسیر شده است. فهم این تفاوت برای درک عمیقتر از چشم انداز سیاسی-اجتماعی ایران و مقاومت تاریخی آن در برابر هژمونیهای خارجی اهمیت زیادی دارد.
ملیگرایی، یا همان «میهندوستی»، به عنوان لیبرالترین گفتمان سیاسی در تاریخ معاصر ایران شناخته شده است. این گفتمان فرهنگی و سیاسی همچون سدی محکم در برابر ایدئولوژیهای توتالیتر مانند مارکسیسم و اسلامگرایی قرار داشته و ایران را در دهههای پرتلاطم جنگ سرد از سقوط در دام کمونیسم نجات داده است.
با این وجود، این جریان در سال ۱۹۷۹ توسط اتحادی از کمونیستها و اسلامگرایان شکست خورد و محمدرضا شاه پهلوی ساقط شد.
مخالفان ناسیونالیسم ایرانی متشکل از دو جریان اصلی غربستیز، یعنی اسلام سیاسی و مارکسیسم بودند. خمینی ناسیونالیسم را به شدت محکوم میکرد و دستور به حذف نمادهای ملیگرایی از نهادها و جریانهای سیاسی صادر کرده بود. مارکسیستهای ایرانی نیز، پیش از انقلاب ۱۹۷۹، حملات تروریستی علیه نمادهای نفوذ غرب انجام داده بودند. این گروهها به سرنگونی حکومت پهلوی کمک کردند، حکومتی که به زنان و اقلیتهای دینی آزادیهای وسیعی اعطا کرده بود.
در دوران پهلوی، زنان و اقلیتهای دینی از آزادیهای گستردهای برخوردار بودند و روابط مثبتی بین ایران و اسرائیل برقرار بود. با این حال، مخالفان پهلوی هدفهایی مانند دیپلماتهای آمریکایی را مورد حمله قرار دادند و علیه حقوق زنان مبارزه کردند، در حالی که ملیگرایان به ترویج فرهنگ غربی و توسعه کشور امیدوار بودند.
برای درک بهتر تفاوتهای عمیق میان ملیگرایی ایرانی و دگرستیزی، لازم است به اندیشههای دوران انقلاب مشروطه و سالهای پس از آن توجه کنیم.
میرزاآقاخان کرمانی و سیدحسن تقی زاده، دو اندیشمند برجسته ایرانی، به اصلاحات ساختاری و آموزههای مدرن غربی متعهد بودند. کرمانی، پیشگام جنبش مشروطه، بر ضرورت دوری ایران از استبداد و خرافات تاکید داشت، در حالی که تقی زاده، مدافع نوسازی و مدرنیزاسیون با الهام از دموکراسیهای غربی بود. هر دو بر اهمیت آموزش، آزادی بیان و رسانهها به عنوان پایههای دموکراسی تاکید میکردند.
این خط فکری پس از یک توقف نسبتا طولانی در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی، که متأثر از نفوذ فکری روشنفکران چپ و شیفته شوروی بود، بار دیگر در دهههای اخیر در میان ایرانیان زنده شده و به محور مبارزه آنها با حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
ناسیونالیسم غربی پس از فروپاشی امپراتوری مقدس و تاسیس دولتملتهای اروپایی به وجود آمد، اما میهن دوستی ایرانی نتیجه هزاران سال وجود دولت-ملت در ایران و ادغام و همزیستی مسالمتآمیز اقوام مختلف در کنار هم است. این نوع میهن دوستی، برخلاف ناسیونالیسم غربی که تاختگرا است، تدافعی بوده و نه تنها به عنوان سدی در برابر اسلامگرایی افراطی عمل کرده، بلکه عاملی برای وحدت سرزمینی ایران و تأمین حق حاکمیت ملی بوده است.
در دوران حکومت پهلوی، که بنیانهای آن بر میهندوستی ایرانی استوار بود، اقلیتهای دینی نظیر یهودیان و بهائیان از آزادیهای گستردهای برخوردار بودند که در خاورمیانه بینظیر بود. این اقلیتها نه تنها در امور عبادتی آزاد بودند، بلکه بسیاری از کارآفرینان متعلق به این جوامع نیز از نظر اقتصادی در جامعه ایران جایگاه برجستهای داشتند. قانون حمایت از خانواده، که در دوران پهلوی تصویب شد، یکی از پیشروترین قوانین در زمینه حق طلاق و سن ازدواج به نفع زنان بود و زنان ایرانی حق رای را پیش از بسیاری از زنان اروپایی، از جمله سوییس، به دست آورده بودند.
در حوزه هنر نیز، زنان اغلب از حقوق بیشتری نسبت به مردان برخوردار بودند. جامعه الجیبیتی ایران نیز از آزادیهای قابل توجهی برخوردار بود و در عرصه هنری نقش فعالی داشت. به عنوان نمونه، یک سال پیش از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، زمانی که طراح معروف همجنسگرا، بیژن صفاری، ازدواج کرد، شهبانو فرح پهلوی به نمایندگی از خود دسته گلی را به عنوان تبریک ارسال داشت.
در ۱۵ سال گذشته حس میهندوستی ایرانی به طرز قابل توجهی در ایران رشد داشته است و ملیگرایان با انسجام مجدد خود به عنوان نیروی محوری در اعتراضات علیه جمهوری اسلامی در سالهای اخیر ظاهر شدهاند.
از دسامبر ۲۰۱۷، ایران شاهد پنج خیزش سراسری بزرگ بوده است که در طی آنها، مردم به طور گستردهای شعارهای ملیگرایانه سر دادهاند. این شعارها عبارتند از: «از کردستان تا تهران، جانم فدای ایران»، «رضاشاه! روحت شاد»، «زن، زندگی، آزادی؛ مرد، میهن، آبادی»، «سنندج، زاهدان، چشم و چراغ ایران»، «میجنگیم، میمیریم، ایران رو پس میگیریم»، «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» و «ایرانی میمیرد، ذلت نمیپذیرد».
این شعارها نشاندهندهی گسترش حس ملیگرایی و وطندوستی در بین مردم ایران است و تمایل آنها به حفظ هویت ملی و استقلال کشورشان را نمایان میکند.
در پایان، میهندوستی ایرانیان، که در میراث فرهنگی و تاریخی غنی ریشه دوانده است، در تضاد شدید با تصویرهای اغلب تقلیلگرایانه و کجدار و مریزی است که در رسانههای غربی یافت میشود.
این مهیندوستی با طبیعت دفاعی و فراگیر خود شناخته میشود، و نشاندهنده ملیگراییای است که وحدت را ترویج میدهد و در برابر فشارهای خصمانه مقاومت میکند تا اینکه باعث ایجاد حذف شود. با درک این ظرافتها، جامعه بینالمللی میتواند در گفتگویی آگاهانهتر و محترمانهتر درباره ایران بحث کند، و هویت ملی منحصر به فرد و آرمانهای مردم آن برای آزادی را به رسمیت بشناسد.