اخبار ضد و نقیض درباره تب دنگی در تهران همزمان با هشدار درباره کمبود متخصص عفونی
همزمان با انتشار خبرهای ضد و نقیض درباره شناسایی نخستین مورد تب دنگی در تهران، آمیتیس رمضانی، دبیر انجمن عفونی ایران، با هشدار درباره کمبود متخصصان بیماریهای عفونی و احتمال مواجهه با بحران، گفت اکنون کمتر از ۴۰۰ متخصص این حوزه در ایران مشغول به کارند.
بابک عشرتی، معاون فنی مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت، روز شنبه ۳۰ تیر اعلام کرد نخستین مورد تب دنگی در تهران شناسایی شده که یک فرد مسافر بوده است. به گفته او، تا روز ۲۷ تیر ماه، ۱۵۱ بیمار مبتلا به تب دنگی در ایران شناسایی شده است.
با این حال، شهنام عرشی، رییس مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت، خبر ورود تب دنگی به تهران را رد کرد.
او گفت: «حدود یک ماه قبل، یک فرد که در امارات مبتلا به تب دنگی شده بود در تهران تشخیص داده شده است که این به معنای ورود تب دنگی به تهران نیست. بنابراین مورد ابتلای محلی در تهران نداشتهایم.»
همزمان با نگرانیها از احتمال شیوع گسترده تب دنگی در ایران، دبیر انجمن عفونی ایران روز شنبه در مصاحبه با سایت خبری رکنا گفت در حال حاضر حدود ۴۰ الی ۶۰ درصد ظرفیتهای پذیرش متخصصان عفونی تکمیل نمیشود و در بسیاری از مواقع رتبههای برتر، ظرفیت را تکمیل نکرده و رتبههای پایینتر این رشته را پر میکنند. به گفته، او هر لحظه احتمال طغیان یک بیماری عفونی مثل وبا و هپاتیت وجود دارد.
او افزود علاوه بر بازنشستگی قدیمیها، برخی از افراد که در حال گذراندن دوره تخصص بیماریهای عفونی هستند انصراف میدهند و نیروهای توانمند این حوزه نیز مهاجرت میکنند.
در سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره بحران کمبود پزشک متخصص در ایران به دلایلی مختلف مانند مهاجرتهای گسترده کادر درمان منتشر شده است.
اواسط اردیبهشت امسال ایرج فاضل، رییس جامعه جراحان و وزیر اسبق بهداشت هشدار داد که احتمالا تا یک دهه آینده به دلیل خالی ماندن رشتههای تخصصی، نیازمند واردات پزشک یا اعزام بیماران به خارج خواهیم بود.
رمضانی در ادامه اظهاراتش هشدار داد که ایران با این وضعیت، در آینده نه چندان دور دچار بحران کمبود متخصص بیماریهای عفونی و تبعات آن خواهد شد.
این هشدار وقتی مهمتر میشود که به گفته این پزشک متخصص، با رویدادهایی مانند تغییرات اقلیمی مثل گرم شدن زمین و بارندگیهای غیرمنتظره، جامعه بیشتر از قبل به سمت عوامل عفونی پیش میرود و هر لحظه «احتمال طغیان یک بیماری عفونی وجود دارد».
رمضانی در این زمینه به درگیری شهروندان ایرانی با تب دنگی اشاره کرد و گفت پس از آن هم باید منتظر احتمال طغیان بعدی بیماریهایی مثل «وبا، هپاتیت، آبله مرغون و آنفولانزا» باشیم.
رمضانی شیوع تب دنگی در ایران را نتیجه تغییرات اقلیمی خواند و گفت پشه آئدس بهعنوان عامل انتقال آن، چندین سال پیش در یکی از شهرهای استان هرمزگان شناسایی شده بود و در کشورهای همجوار ایران مثل افغانستان و پاکستان نیز پشه آلوده همواره وجود داشته است.
باوجود این فراگیری، آمیتیس رمضانی گفت افراد به دلیل عواملی چون سختی کار، نبود حمایتهای دولتی، درآمد کم، پر خطر بودن مریضها و احتمال مرگ انگیزهای برای تحصیل در رشتههای عفونی ندارند.
مهر سال گذشته هممیهن در گزارشی به موج جدید مهاجرت پزشکان پرداخت و نوشت که بعد از هشدارهای پی در پی درباره ترک ایران از سوی پرستاران، ماماها، داروسازان و پزشکان متخصص، مهاجرتها به استادان دانشگاه و مدیران این حوزه در سطوح مختلف رسیده است.
کیوان رحیمیان، شهروند بهائی زندانی، در نامهای از زندان اوین همزمان با آغاز دومین سال حبس خود، آنچه در یک سال گذشته بر او و خانوادهاش گذشت را بسیار دشوار توصیف کرد و نوشت وضعیت زندگی در زندان با افزایش تعداد زندانیها دشوارتر شده است.
رحیمیان در این نامه از تحمل ۴۵ روز حبس در سلول انفرادی، ۵۰ روز بیخبری خانواده، درگذشت مادرش آفاق خسرویزند و محکوم شدنش به ۹ سال حبس، به عنوان برخی از سختیهای متحمل شده در ۳۶۵ روز گذشته نام برد.
این زندانی بهائی با بیان اینکه وضعیت زندگی در زندان با افزایش تعداد زندانیها دشوارتر شده، نوشت: «ملاقات حضوری از پنج هفته یکبار به دو ماه یکبار و کمی بیشتر تبدیل شده است.»
رحیمیان درباره وضعیت بهداشت و تغذیه زندانیان در اوین هم نوشت: «برای استفاده از سرویس بهداشتی که پنج سرویس برای ۱۱۰ نفر وجود دارد (تا امروز یکی از آنها دو هفته است که خراب است) معمولا لازم است دقایقی در انتظار بمانی یا وضعیت غذای دولتی که بدتر هم هست. مثلا برای خورشت قیمه به سالن ما که حدود ۲۰۰ نفر هستیم، شش عدد مرغ کامل میدهند و برای راگو که کمی هویج و سیب زمینی است دو مرغ برای ۲۰۰ نفر میدهند.»
این شهروند بهائی در تاریخ ۲۷ تیر ماه ۱۴۰۲ به اتهام «تبلیغ آئین بهایی از طریق کلاسهای روانشناسی» به دست نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
رحیمیان در بهمن ماه ۱۴۰۲ با حکم ابوالقاسم صلواتی، رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، بابت اتهام «فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع اسلام» به پنج سال حبس، شش سال محرومیت از حقوق اجتماعی و پرداخت ۵۰ میلیون تومان جریمه نقدی و برای اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت کشور» به تحمل چهار سال حبس محکوم شد.
این حکم روز ۱۸ فروردین امسال از سوی دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید شد و پنج سال از میزان حبس صادره برای او قابل اجراست.
رحیمیان در نامهاش با اشاره به اینکه در این یک سال شرایط او و سایر زندانیان و کلیه فعالان اجتماعی بیرون از زندان اعم از بهائی و غیر بهائی تغییر چندانی نکرده، تاکید کرد: «کماکان در بر همان پاشنه میچرخد و نقض آزادیهای فردی و اجتماعی و تبعیض، مشکلات عدیده اجتماعی و اقتصادی گریبانگیر کل جامعه است.»
این شهروند بهائی روز هفتم فروردین هم در نامهای از زندان اوین که برای زادروز همسر درگذشتهاش نوشت، به گوشههایی از نقض حقوق خانوادهاش در دوران جمهوری اسلامی پرداخت.
او در این نامه از ممنوعالقلم شدن همسرش، اخراج دخترش از دانشگاه و ادامه محرومیت از تحصیل شهروندان بهائی در دانشگاههای ایران نوشت.
این زندانی بهائی در نامه تازه خود با طرح این پرسشها که آیا با روی کار آمدن مسعود پزشکیان، به عنوان رییسجمهور این امکان وجود دارد حاکمیت نسبت به رفتارش با جامعه تجدیدنظر کند، مردم از کلیه حقوق شهروندی بدون هرگونه تبعیضی برخوردار شوند و آزادیهای فردی و اجتماعی برای همه جلوه عینی پیدا کند، نوشت: «پاسخ تجربه چهل و پنج سالهام به این سوال در نهایت تاسف منفی است ولی قلبا امیدوارم و آرزو میکنم چنین اتفاقی بیفتد.»
رحیمیان، مترجم، روانشناس و از استادان دانشگاه مجازی بهائیان ایران است که در سال ۱۳۹۶ پس از تحمل پنچ سال حبس به اتهام تدریس به جوانان محروم از تحصیل بهائی، از زندان رجاییشهر کرج آزاد شد.
رحیم رحیمیان، پدر او در ۱۵ فروردین سال ۱۳۶۳ به دلیل بهائی بودن تیرباران شد. پیکر او هرگز به خانوادهاش تحویل داده نشد و احتمال میرود در آرامگاه خاوران به خاک سپرده شده باشد.
آفاق خسرویزند، مادر کیوان رحیمیان، روز ۳۰ آبان ۱۴۰۲ از دنیا رفت و پیکرش بدون اطلاع و اجازه خانواده، در گورستان خاوران به خاک سپرده شد.
همسر او، فرشته سبحانی نیز ۱۲ سال پیش درگذشت.
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ به طور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند.
قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت میشناسد.
مصطفی رجبیمشهدی، سخنگوی صنعت برق ایران، گفت پیشبینی میشود همزمان با افزایش دما در دو هفته آینده میزان مصرف برق از عدد ۷۷ هزار و ۵۱۴ مگاوات عبور و حدنصاب جدیدی ثبت کند. او افزود:در صورتی که نتوانیم برق را تامین کنیم «مشترکان بدمصرف» در اولویت قطع برق قرار خواهند گرفت.
رجبیمشهدی روز شنبه ۳۰ تیر با بیان اینکه مشترکان خانگی بسیار پرمصرف و بدمصرف که میزان مصرف آنها بیش از دو نیم برابر الگوست حتما باید مدیریت مصرف را رعایت کنند، گفت در صورت عدم رعایت، شرکت ناگزیر به قطع برق آنها خواهد شد.
سخنگوی صنعت برق با اشاره به اینکه به ازای هر یک درجه افزایش دما، هزار و ۸۰۰ مگاوات به میزان مصرف برق کشور افزوده میشود، افزود حتی اگر برق به میزان کافی هم وجود داشته باشد، احتمال بروز فشار بیش از حد بر شبکههای توزیع و عدم امکان تامین برق وجود دارد.
او تاکید کرد که در طول دو هفته پیشرو، ابتدا مشترکان بزرگ صنعتی، عمده مشترکان کشاورزی، سایر مشترکان اداری و بخش عمومی کشور باید برنامههای مدیریت مصرف را به طور کامل و دقیق رعایت کنند تا این دوره را پشت سر بگذاریم.
این مقام شرکت توانیر، روز ۲۲ تیر ماه دلیل افزایش مصرف در کشور را استفاده بیشتر از وسایل سرمایشی عنوان کرد.
سازمان هواشناسی کشور روز شنبه با گزارش این که گرما و کاهش کیفیت هوا در راه است، اعلام کرد که در نیمه شرقی کشور، بخشهایی از استانهای مرکزی، قم، سمنان، اصفهان، جنوب تهران، خوزستان و ایلام در برخی ساعات وزش باد شدید، گردوخاک و کاهش کیفیت هوا پیشبینی میشود.
حسنعلی تقیزاده، رییس سندیکای تولیدکنندگان برق، روز ۲۸ تیر اعلام کرده بود که کشور با ۱۸ هزار مگاوات ناترازی برق مواجه است و اگر این مشکل طی پنج تا هفت سال آینده حل نشود، باید منتظر بحرانهای اجتماعی و اقتصادی جدی در ایران بود.
تقیزاده در گفتوگو با روزنامه «هممیهن» دلیل این ناترازی را سیاستهای غلط وزارت نیرو اعلام کرد و گفت اگر این روند ادامه یابد، در ۱۰ سال آینده ناترازی به ۲۷ هزار مگاوات معادل «یکسوم برق مصرفی کشور» میرسد.
او هشدار داد که در صورت حل نشدن مشکل ناترازی برق، خاموشیها به بخش خانگی نیز سرایت خواهد کرد.
پیش از این و به دنبال افزایش بیسابقه دما و مصرف برق در ایران، فعالیتها در بخشهای صنعتی کشور به صورت اضطراری تعطیل شد.
کمبود برق باعث شده تا روز ۲۱ تیرماه در ۱۵ استان کشور تعطیلی اعلام شود تا با کاهش مصرف دچار خاموشی سراسری نشوند.
اصفهان، البرز، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، خراسان جنوبی، خوزستان، زنجان، سمنان، سیستان و بلوچستان، قزوین، قم، کرمان، لرستان، مرکزی و یزد استانهاییاند که ادارات در آنها به دلیل کمبود برق تعطیل شد.
ناتوانی حکومت برای تامین برق در سالهای گذشته، چندین بار صدها شهر و روستا را در تابستان در خاموشی فرو برده است.
کارشناسان، توقف سرمایهگذاری در صنعت برق، توسعه نیافتن نیروگاهها و شبکه فرسوده را عامل اصلی ناترازی برق و کسری ۱۴ هزار مگاواتی آن دانستهاند.
سازمان عفو بینالملل در نامهای با اشاره به نقض حکم اعدام توماج صالحی از سوی دیوان عالی ایران، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط و لغو اتهامهای مطرحشده علیه این رپر معترض زندانی شد. این نهاد حقوق بشری تاکید کرد که باید درباره شکنجه صالحی تحقیقات مستقل و موثر انجام شود.
عفو بینالملل در نامهای که خطاب به غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی منتشر شد، نوشت که صالحی پیشتر در یک محاکمه بهشدت ناعادلانه از سوی دادگاه انقلاب اصفهان به اعدام محکوم شد و پروندهاش پس از نقض در دیوان عالی کشور، برای بررسی مجدد به شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان ارجاع شده است.
به نوشته این نهاد حقوق بشری بینالمللی، صالحی در ایام بازداشت پیشین خود به شیوههای مختلف از جمله ناپدیدسازی قهری یک ماهه، نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، ضربوشتمهای پیدرپی که منجر به شکستگی در دست و پای او و از دست دادن هوشیاری به مدت دو روز شد و محرومیت از دسترسی به مراقبتهای پزشکی، شکنجه شده است.
عفو بینالملل در بخشی از نامهاش با اشاره به اینکه صالحی در یک پروندهسازی جدید با اتهاماتی تازه مواجه شده، خواستار دسترسی منظم او به ملاقات با خانواده و وکلای خود، محافظت در در برابر شکنجههای بیشتر و دیگر بدرفتاریها، انجام تحقیقات سریع، مستقل، موثر و بیطرفانه در مورد شکنجههای وارد شده و آزادی بی قید و شرط او شد.
صفحه ایکس صالحی نیز روز جمعه ۲۹ تیر با تایید خبر تشکیل پروده تازه برای او نوشت که با وجود نقض احکام صادره در پرونده نخست صالحی و صدور قرار وثیقه، مقامهای قضایی با پروندهسازی تازه، قرار بازداشت جدید برای او صادر و از آزادیاش جلوگیری کردند.
طبق این گزارش، صالحی در این پرونده با اتهامهای «توهین به مقدسات، دعوت به خشونت و کشتار، تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» مواجه است.
صفحه ایکس توماج صالحی، روز ۱۷ تیرماه امسال نیز از کارشکنی نهادهای امنیتی و عوامل قضایی دادگاه انقلاب استان اصفهان در روال اداری پرونده این خواننده رپ خبر داده و نوشته بود: «درحالیکه دو هفته از نقض حکم اعدام صادرشده علیه توماج صالحی از سوی دیوانعالی میگذرد، مسئولان قضایی دادگاه انقلاب استان اصفهان از اعلام وصول پرونده سر باز میزنند تا توماج را بیشتر در حبس نگهدارند.»
امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، روز پنجم اردیبهشت از محکوم شدن این خواننده زندانیبه اعدام خبر داد و در گفتوگو با روزنامه شرق اقدام شعبه یک دادگاه انقلاب اصفهان در اجرایی نکردن حکم دیوان عالی کشور را درباره پرونده سال ۱۴۰۱ توماج صالحی، «بیسابقه» خواند.
او اضافه کرد که دادگاه انقلاب اصفهان با «ارشادی» خواندن این حکم و تاکید بر استقلال دادگاه بدوی، توماج صالحی را «به اتهام افساد فیالارض»، به اشد مجازات یعنی اعدام محکوم کرد.
به گفته وکیل صالحی، دادگاه انقلاب اصفهان او را به «معاونت در بغی، اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام و دعوت به آشوب» متهم کرده و این موارد را از مصادیق افساد فیالارض دانسته است.
صالحی علاوه بر اعدام به مجازاتهایی چون دو سال ممنوعیت از فعالیتهای هنری، دو سال ممنوعالخروجی و شرکت در کلاسهای مدیریت رفتار نیز محکوم شده است.
این وکیل دادگستری روز دوم تیر از نقض حکم اعدام موکلش در شعبه ٣٩ دیوان عالی کشور خبر داد و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت چنان که انتظار میرفت دیوان عالی کشور از یک خطای غیرقابل جبران قضایی جلوگیری کرد.
توماج صالحی روز ۲۷ آبان پس از تحمل بیش از یک سال حبس که ۲۵۲ روز آن در انفرادی بود، با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.
ماموران امنیتی نهم آذر ماه در خیابانی در شهر بابل، دوباره او را بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل کردند.
صالحی در حالی آبان ۱۴۰۱ و در میانه خیزش انقلابی بازداشت شد که با پیامهایش در رسانههای اجتماعی از اعتراضات مردمی حمایت قاطع کرد.
این خواننده معترض پیشتر و در شهریور ۱۴۰۰ بعد از خواندن آهنگ «سوراخ موش بخر» در اصفهان بازداشت و پس از مدتی آزاد شد.
او در آثار خود به موضوعاتی چون فساد در جمهوری اسلامی، اعتصابات کارگری، اعدام و زندانی کردن مخالفان پرداخته است.
تصمیم جوزپ بورل، دیپلمات ارشد اتحادیه اروپا، برای اعزام معاونش به ایران برای شرکت در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم ایران، خشم قانونگذاران اروپایی را برانگیخته است.
جمعه، ۲۹ تیر، یک مقام ارشد اتحادیه اروپا به والاستریت ژورنال گفت با توجه به اینکه روابط جمهوری اسلامی و اتحادیه اروپا در پائینترین سطح خود رسیده است، جوزپ بورل در این مراسم حاضر نخواهد شد اما معاون خود انریکه مورا را به تهران خواهد فرستاد.
در چند سال گذشته، جمهوری اسلامی و اتحادیه اروپا بر سر مسائل مختلفی، بهویژه برنامه هستهای تهران و سابقه طولانی نقض فاحش حقوق بشر در این کشور دچار تنش شدهاند.
در ماههای اخیر، این رابطه به دلیل بحثهای مداوم در کشورهای اروپایی بر سر احتمال افزودن سپاه پاسداران به لیست تروریستی اتحادیه اروپا، وخیمتر هم شده است.
روزنامه سوددویچه سایتونگ خبر داد بخش حقوقی سرویس اقدام خارجی اتحادیه اروپا درخواست آلمان را برای تروریستی خواندن سپاه پاسداران پذیرفته و روند رسمی بررسی قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروهها و سازمانهای تروریستی در این اتحادیه آغاز شده است.
بر اساس این گزارش، وزارت امور خارجه آلمان با حمایت سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا، در بروکسل درخواستی را برای قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی ارائه کرده است.
اوایل خرداد، رسانههای آلمانی گزارش داده بودند چندین کشور اتحادیه اروپا از جمله آلمان میخواهند سپاه پاسداران را بر اساس حکم دادگاه عالی منطقهای دوسلدورف به عنوان یک سازمان تروریستی طبقهبندی کنند.
بر خلاف قبل، وکلای اتحادیه اروپا در حال حاضر درخواست آلمان را مبنایی میدانند که الزامات قانونی را برای تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران برآورده میکند.
از آنجا که جوزپ بورل، مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرده است برای تروریستی اعلام شدن سپاه پاسداران به رای دادگاه نیاز دارد، دولت آلمان این رویه را بر اساس رای دادگاه عالی دوسلدورف آغاز کرده است.
این نخستین بار نیست که بورل معاونش را به ایران میفرستد، اما بسیاری از منتقدان سیاست اتحادیه اروپا در قبال ایران، صرف نرفتن او و اعزام یک مقام پائینتر را ناکافی میدانند و خواستار ارسال پیامی قویتر از نارضایتی به ایران هستند.
هانا نویمان، عضو پارلمان اروپا از آلمان، در شبکه ایکس نوشت که «ما برای تغییر در بالاترین سطوح و برخی سطوح پایینتر کاملا آماده هستیم»، متنی که به وضوح به نزدیک شدن به پایان دوره بورل به عنوان ، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اشاره دارد.
کایا کالاس نخستین زن نخستوزیر در استونی، در پائیز سال جاری به عنوان مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا جایگزین جوزپ بورل میشود. او که در دوران نخستوزیری به نقض حقوق بشر در ایران و سرکوب معترضان در پاییز ۱۴۰۱ اعتراض کرد، از حامیان جدی اوکراین به شمار میرود. او قرار است اواخر سال جاری میلادی به عنوان رییس سیاست خارجی اتحادیه اروپا منصوب شود.
بارت گروتهویس، عضو دیگر پارلمان اروپا، با بازنشر گزارش والاستریت ژورنال درباره سفر مورا به ایران در حساب کاربری خود رد شبکه ایکس، این تصمیم را «غیرقابل قبول» خوانده است.
مراسم تحلیف در دو بخش برگزار میشود. حکم ریاست جمهوری مسعود پزشکیان ابتدا از سوی علی خامنهای تنفیذ میشود و سپس او در پارلمان در یک مراسم عمومی سوگند یاد خواهد کرد.
رسانههای حکومتی جمهوری اسلامی و مقامات تمایل دارند حضور هیاتهای خارجی را در چنین مراسمهایی برجسته کنند تا نشان دهند جمهوری اسلامی منزوی نشده است.
پزشکیان در کارزار انتخاباتی خود در ماه گذشته وعده داد روابط دیپلماتیک جمهوری اسلامی را بهبود بخشد و حتی تلاش کند توافق هستهای برجام ۲۰۱۵را که با خروج یکجانبه آمریکا از آن، از هم پاشید، دوباره احیا کند.
ناظران میگویند برای سیاست خارجی، دفاعی و امنیتی جمهوری اسلامی خارج از دفتر رییسجمهور و در بیت رهبر جمهوری اسلامی تصمیمگیری میشود.
با این حال، به نظر میرسد برخی از مقامات اتحادیه اروپا امیدوارند پزشکیان بتواند بر این سیاستها تاثیر بگذارد و موضع تهاجمی حکومت ایران را به ویژه در مورد فعالیتهای هستهای و اقدامات نیروهای نیابتی منطقهای آن، نرمتر کند.
بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، یک مقام ارشد اتحادیه اروپا به این روزنامه گفته است رییسجمهور آینده ایران «نسبتا معقول» به نظر میرسد و تحلیف یک رییسجمهور «اصلاحطلب»، رویداد مهمی است.
موضعی که به باور تحلیلگران آگاه به مسائل سیاسی ایران و ساختار قدرت در این کشور، خبر از ناآگاهی عمیق مقامات اروپایی درباره جمهوری اسلامی میدهد، ناآگاهی که ریشه در عدم شناخت آنان از بازیگران سیاسی در ایران و برداشت نادرست از معنای خاص مفاهیم و اصطلاحات در جمهوری اسلامی دارد.
مسعود پزشکیان بارها تاکید کرده و تعهد داده مهمترین برنامه کار دولت او اجرای «سیاستهای کلی نظام ابلاغی از سوی علی خامنهای» است که سالهاست با بدبینی عمیق به غرب و دشمنی دائمی با آمریکا گره خورده و در سال اخیر هم با وابستگی پیچیده و یک سویه به روسیه و چین توام شده است.
پزشکیان هفته گذشته در یادداشتی به زبان انگلیسی که با عنوان «پیامی به دنیای جدید» در تهران تایمز منتشر شد، نوشت پکن و مسکو «در دورانهای چالشبرانگیز همواره در کنار ما بودهاند.»
او در همین یادداشت، ایالات متحده و اتحادیه اروپا را عمدتا از رهگذر تحریمها، مسئول «وارد کردن صدها میلیارد دلار خسارت» به اقتصاد ایران و تحمیل «رنج، مرگ و ویرانی بیشمار بر مردم ایران» معرفی کرد.
پزشکیان در همین یادداشت با اشاره به اینکه منتظر «گفتگوی سازنده با کشورهای اروپایی» است، هشدار داده بود که آنها «باید بدانند» حقوق و کرامت ایرانیان «دیگر نمیتواند نادیده گرفته شود.»
یک نفتکش بزرگ چینی، که بر اساس گزارشها حامل نفت ایران بود، روز جمعه پس از برخورد با یک نفتکش سنگاپوری در نزدیکی بزرگترین بندر سوختگیری کشتیهای باری جهان در سنگاپور، آتش گرفت.
بنا بر اعلام اداره دریانوردی و بندر سنگاپور، نفتکش چینی «سرس آی» با پرچم کشور کوچک آفریقایی سائوتومه و پرنسیپ و نفتکش سنگاپوری «هافنیه نیل» در حدود ۵۵کیلومتری شمالشرق جزیره پدرا بلانکای این کشور و در مسیر شرقی تنگه سنگاپور با هم برخورد کردند.
سنگاپور بزرگترین مرکز تجارت نفت آسیا و بزرگترین بندر سوختگیری کشتیهای باری جهان است. آبهای اطراف سنگاپور مسیرهای تجاری حیاتی بین آسیا و اروپا و خاورمیانه هستند و از پرترددترین مسیرهای دریایی جهانی هم به شمار میآیند.
آبهای مالزی و سنگاپور نیز محل انتقال غیرقانونی محمولههای نفت ایران از کشتی به کشتی و سپس به چین، خریدار عمده نفت تحت تحریم ایران، هستند.
پیشتر در ۲۲ اردیبهشت سال جاری، سازمان اتحاد علیه ایران هستهای با استناد به تصاویر ماهوارهای اعلام کرد دو نفتکش «هکات» (HECATE) با پرچم کومور و «الوا» (ELVA) با پرچم سائوتومه و پرنسیپ در بندر دانگجیاکو در شرق چین در حال تخلیه نفت تحریم شده ایران هستند.
طبق این گزارش، کشتی هکات ششم فرودین این نفت را از کشتی ایرانی «داور» بارگیری کرد و کشتی الوا نیز در ۱۶ فروردین محموله نفت ایران را از جزیره خارک تحویل گرفت.
اداره دریانوردی و بندر سنگاپور خبر داده که هیچ کدام از ۲۲خدمه «هافنیه نیل» و ۴۰خدمه «سرس آی» آسیب ندیدهاند و تصاویری هم که نیروی دریایی سنگاپور منتشر کرده نشان میدهد دود سیاه غلیظی از یکی از نفتکشها بلند میشود و همزمان خدمه این نفتکشها از قایقهای نجات تخلیه شده و به بیمارستان منتقل میشوند.
مقامات محیط زیست در کشور مالزی که همسایه سنگاپور است اعلام کردهاند که آنها نگران احتمال نشت نفت هستند و خود را برای آن آماده کردهاند.
در همین حال، شرکت بیمه گارد نروژ، یکی از بیمهگران هافنیه نیل، به رویترز گفت برای ارزیابی اثرات زیستمحیطی این حادثه هنوز زود است.
یک سخنگوی سازمان بینالمللی دریانوردیهم در پاسخ به رویترز درباره اثرات این حادثه بر ناوبری دریایی با اشاره به اینکه هنوز هیچ مشاهده و نظارت هوایی در این باره انجام نشده اما فعلا ترافیک دریایی تحت تاثیر قرار نگرفته است.
این سخنگوی سازمان بینالمللی دریانوردی با اشاهر به اینکه یک تیم نجات برای این حادثه تعیین شدهاند و در راه رفتن به منظقه هستند، گفت هنوز زود است ارزیایی دقیقی از میزان آلودگی و یا تاثیر این حادثه بر وضعیت کشتیرانی در منطقه به دست داد،.
به گفته این مقام سازمان بینالمللی دریانوردی، گفت مالکان این دو کشتی، از امکانات نجات و اطفای حریق این دو نفتکش برای کمک به تلاشهای اطفای حریق و پس از آن یدککشی این نفتکشها به نقطهای ایمن استفاده میکنند.
دادههای ردیابی کشتیهای شرکت کاپلر نشان میدهد نفتکش هافنیه نیل، با ظرفیت ۷۴ هزار تن، نزدیک به ۳۰۰ هزار بشکه نفت تصفیه شده حمل میکرد.
اگرچه مشخص نیست نفتکش چینی سرس آی، چه مقدار نفت حمل میکرده است اما آخرین دادههای رهگیری کشتیها مربوط به این سوپر تانکر بسیار بزرگ نشان میدهد نزدیک به ۲ میلیون بشکه نفت خام ایران را حمل کرده است.
مت استنلی، یکی از مدیران شرکت کاپلر با اشاره به اینکه برخی وقتها، کشتیها فرستندههای ردیابی خود را خاموش میکنند، گفت: «سرس آی یکی از کشتیهایی است که در طول سالها بارها از رادار خارج شده است.»
به گفته استنلی، آخرین سیگنال ردیابی که این نفتکش ارسال کرده بود مروبط به ماه مارس است که نشان میداد در حال حمل نفت خام ایران است. ایالات متحده از جمله از طریق اعمال تحریمها بر بندرها، کشتیها و پالایشگاههایی که در این تجارت دخیل هستند، میکوشد مانع صادرات نفت ایران شود.
مت استنلیگفت: «نفتکش سرس آی روز جمعه در لنگرگاه بود. ما میتوانیم با درجه بالایی از اطمینان میگوئیم که این نفتکش، نفت خام ایران را حمل میکرده و در راه رفتن به چین بود.»
ریسکهای ناوگان سایه
ماه مه سال جاری، برایان نلسون، معاون امور تروریسم و اطلاعات مالی در وزارت خزانهداری ایالات متحده، به سنگاپور و مالزی سفر کرد تا مقامات این کشورها را متقاعد کند برای مقابله با تامین مالی و درآمدزایی جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی، نظارت بیتری بر تجارت نفت در معابر دریایی خود داشته باشند.
نلسون در جریان این سفر تائید کرد ایالات متحده معتقد است تهران برای جابهجایی نفت خود به خدمات دهندگان مستقر در مالزی متکی است و محمولههای نفتی خود را از گذرگاههای نزدیک سنگاپور منتقل میکند.
جمهوری اسلامی از اوایل سال ۲۰۲۱میلادی، صادرات نفت خام خود به چین را حداقل پنج برابر افزایش داده و اکنون حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت در روز به این کشور میفروشد.
باور عمومی بر این است که دولت بایدن به امید رسیدن به توافقی برای محدود کردن برنامه هستهای جمهوری اسلامی، اعمال تحریمهای ایالات متحده بر نفت ایران را تسهیل کرده است.
پیشتر در تیر ۱۴۰۲ رویترز گزارش داده بود گارد ساحلی اندونزی یک نفتکش با پرچم ایران که مظنون به انتقال غیر قانونی نفت در دریای «ناتونا شمالی» بوده را توقیف کرده است
رویترز نوشت که نفتکش «آرمان ۱۱۴» در حال انتقال غیرقانونی نفت به نفتکش «اس تینوس» با پرچم کامرون بوده است
به گزارش ماه آوریل موسسه اسپی گلوبال، چین اغلب با قیمتهای پائینتر از بازار نزدیک به ۹۰درصد از صادرات نفت خام ایران را میخرد.
بر اساس دادههای موسسه الاساییجی، نفتکش سرس آی از ۱۱ژوئیه سال جاری لنگر انداخته و جابهجا نشده است و میشل ویزه، تحلیلگر موسسه فهرست لویدز میگوید این منطقه که سرس آی در آن لنگر انداخته به عنوان منطقهای شناخته شده است که نفتکشهای موسوم به ناوگان تاریک برای انتقال نفت ایران در جریان نقض تحریمهای ایالات متحده از آن استفاده میکنند.
به گفته ویزه، سرس آی بارها در انتقال یا حمل نفت ایران و نقض تحریمهای ایالات متحده درگیر بوده است و منابع حوزه حمل و نقل هم تاکید دارند این نفتکش در سالهای اخیر همچنین در انتقال نفت ونزوئلا، که آن هم تحت تحریمهای ایالات متحده است، به چین دخیل بوده است.
مالک نفتکش سرس آی که مقیم چین است تاکنون در مورد این حادثه و گزارشها درباره دخیل بودن این نفتکش در دورزدن تحریمها اظهار نظر نکرده است. دولت چین هم بارها گفته است با تحریمهای یکجانبه مخالف است.
تخمین زده میشود نزدیک به ۸۵۰نفتکش در ناوگان سایه برای تجارت حمل نفت از کشورهایی مانند ایران و ونزوئلا و همچنین روسیه که محدودیتهای متعددی بر صادرات نفت آن اعمال شده، فعالیت میکنند.