نابرابری جنسیتی در درمان بیماریهای قلبی؛ احتمال جراحی بایپس برای زنان نصف مردان است
نابرابری در مراقبتهای بهداشتی، چالشی است که همچنان سایه سنگین خود را بر سیستم درمانی افکندهاست. یک پژوهش تازه در بریتانیا، با بررسی وضعیت صدها هزار بیمار قلبی، تصویری نگرانکننده از این واقعیت ارائه داده است.
این مطالعه گسترده، شکافهای عمیقی را در نحوه درمان و مراقبت از بیماران بر اساس جنسیت، نژاد و وضعیت اقتصادی آشکار ساخته است.
بر اساس گزارش تلگراف پژوهشگران به مدت یک دهه، بیماران مبتلا به ناراحتیهای قلبی در بریتانیا را تحت نظر داشتند و تفاوتهایی را در ارائه خدمات درمانی بر اساس جنسیت، نژاد و وضعیت اقتصادی مشاهده کردند.
تحقیقات جدید نشان داد که تبعیض جنسیتی در حوزه خدمات درمانی منجر به این شده که احتمال انجام عمل جراحی بایپس قلب برای زنان مبتلا به بیماریهای قلبی تقریبا نصف مردان باشد.
این مطالعه با بررسی نزدیک به ۳۰۰ هزار بیمار مبتلا به ناراحتیهای قلبی انجام شده، نابرابریهای چشمگیری را در ارائه خدمات درمانی آشکار ساخته و نسبت به وجود «سوگیریهای آگاهانه و ناآگاهانه» در این زمینه هشدار داده است.
محققان دانشگاه بریستول، بیمارانی را که بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹ میلادی به دلیل ابتلا به بیماری ایسکمیک قلبی و اختلالات دریچهای قلب در بیمارستانهای انگلستان بستری شده بودند، مورد پیگیری و بررسی قرار دادند.
این گزارش که در وبسایت مجله «هارت» منتشر شده، نشان میدهد که احتمال انجام عمل جراحی بایپس عروق کرونر (CABG) برای زنان ۵۹ درصد کمتر از مردان است. همچنین، احتمال اینکه زنان تحت عمل جراحی دریچه قلب قرار گیرند، ۳۱ درصد کمتر از مردان است.
افزون بر این در این گزارش آمده که احتمال انجام چنین جراحیهایی برای افراد سیاهپوست تقریبا یک سوم کمتر از افراد سفید پوست است و مشخص شده که بیماران با وضعیت اقتصادی بهتر، از شانس بیشتری برای دریافت خدمات جراحی برخوردارند.
آشکار شدن نابرابریها
دکتر سونیا بابو-نارایان، متخصص قلب و عروق، اظهار داشت که پژوهشگران هنوز بر این باورند که زنان به طور معمول در سنین بالاتری نسبت به مردان دچار حمله قلبی میشوند.
قائم مقام پزشکی بنیاد قلب بریتانیا افزود: «این مطالعه نابرابریهای موجود در دسترسی به جراحی قلب و تاثیر نامتناسب آن بر سلامتی زنان، سیاهپوستان و افرادی که از پیشینه اجتماعی-اقتصادی پایینتری برخوردارند را آشکار میسازد.»
دکتر بابو-نارایان افزود: «این پژوهش بار دیگر به نابرابریهای دیرینهای اشاره میکند که بیماران در طول مسیر درمانی خود با آنها مواجهند. این نتایج باید به منزله هشداری جدی برای دولت جدید بریتانیا باشد تا این موارد را در تدوین برنامههای خود برای سیستم خدمات بهداشت و درمان ملی (NHS) در نظر بگیرد.»
او با اشاره به کمبود تنوع در میان پزشکان متخصص قلب و عروق، گفت: «حضور زنان و افرادی که از اقلیتهای قومی بریتانیا هستند، در حوزههای تخصصی قلب و عروق و جراحی قلب، بهویژه در ردههای ارشد، به طور چشمگیری کمتر است.»
شکاف جنسیتی در حمله قلبی
این مطالعه پس از آن انجام شد که گزارشها حاکی از آن بود که روزانه دو زن به دلیل «شکاف جنسیتی در رسیدگی به حملات قلبی» جان خود را از دست میدهند، نابرابریای که منجر به محرومیت زنان از مراقبتهای پزشکی مشابه مردان میشود.
به گفته کارشناسان قلب و عروق، بیماران زن از یک «بیعدالتی هشداردهنده» رنج میبرند، چرا که بسیاری از پزشکان همچنان بیماریهای قلبی را عمدتا مشکلی مردانه میپندارند.
پژوهشها نشان دادهاند که احتمال دریافت تشخیص اولیه نادرست در زمان حمله قلبی برای زنان ۵۰ درصد بیشتر از مردان است، امری که منجر به افزایش خطر مرگ در زنان میشود.
همچنین یافتههای این مطالعه نشان داد که زنان، افراد سیاهپوست و اقشار کمبرخوردار جامعه که این درمانها را دریافت کردهاند، با احتمال بیشتری طی یک سال پس از عمل جراحی فوت میکنند.
دکتر دومینیک ورورت از دانشگاه تورنتو گفت که این مطالعه «شکافهای احتمالی در دسترسی به خدمات درمانی» را آشکار میسازد و خواستار اقدامات لازم برای مقابله با «سوگیریهای آگاهانه و ناخودآگاه» علیه گروههای مختلف جامعه شد.
او گفت: «برای نظامهای بهداشتی، شناسایی نابرابریها و بیعدالتیها در دسترسی به مراقبتهای جراحی قلب امری حیاتی است تا بتوانند تشخیص دهند کدام بیماران ممکن است نادیده گرفته شدهباشند.»
پژوهشگران تاکید میکنند که نابرابریهای مرتبط با ویژگیهای جمعیتشناختی و اجتماعی-اقتصادی باید هرچه زودتر مورد توجه قرار گیرد و برطرف شود.
فعالان حقوق حیوانات میگویند که یک نهنگ بلوگا که مظنون به جاسوسی برای روسیه بود و در سواحل نروژ مرده پیدا شد، مورد اصابت گلوله قرار گرفته است.
جسد این حیوان سالم و نسبتا جوان که به هوالدیمیر Hvaldimir معروف بود، در سواحل جنوب غربی نروژ پیدا شد.
به گزارش بیبیسی، گروه های مدافع حقوق حیوانات میگویند که این نهنگ در یک «جنایت فجیع» مورد اصابت گلوله قرار گرفته است.
رجینا هاگ، بنیانگذار گروه « یک نهنگ» ( One Whale)، در بیانیهای که در در رسانههای اجتماعی منتشر شد، گفت: «ما عدالت را برای هوالدیمیر دنبال خواهیم کرد.»
گروه «یک نهنگ» برای ردیابی نهنگ بلوگا شکل گرفت شد که پنج سال پیش پس از مشاهده در آبهای نروژ به شهرت رسید.
به این نهنگ رنگپریده یک دوربین GoPro وصل شده بود که در کنار آن نوشته شده بود «تجهیزات سنپترزبورگ». همین امر این گمانه را تقویت کرده است که ممکن است روسها این پستاندار کنجکاو را درگیر جاسوسی کرده بودند.
این نهنگ در نروژ به نام هوالدیمیر Hvaldimir شناخته میشود که از ترکیب کلمه نروژی hval به معنای نهنگ، و Vladimir نام کوچک ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه ساخته شده است.
جسد این پستاندار قطبی، روز اول سپتامبر از سواحل شهری ریساویکا در جنوب غربی نروژ برای معاینه به نزدیکترین بندر منتقل شد.
دو گروه نوح و یک نهنگ اعلام کردهاند که شکایتی را به پلیس نروژ داده و خواستهاند پلیس تحقیقات جنایی را در مورد مرگ این نهنگ آغاز کند.
رجینا هاگ، روز دوشنبه و پس از دیدن جسد نهنگ، در صفحه اینستاگرام خود نوشت که چند گلوله به بدن این نهنگ شلیک شده بود.
گروه یک نهنگ همچنین عکسهایی را منتشر کرده و گفته است که این عکسها جای زخم گلوله بر بدن Hvaldimir را نشان میدهد.
سیری مارتینسن، مدیر گروه نوح، گفت: «جراحات روی نهنگ هشدار دهنده است و ماهیتی دارد که نمیتواند یک عمل مجرمانه را رد کند. این مساله تکاندهنده است.»
اما سازمان مارین مایند، که جسد نهنگ را کشف کرد، گفت: «سند و دلیلی که علت مرگ را اکنون توضیح دهد، وجود ندارد.»
سباستین استرند، مدیر این سازمان به خبرنگاران گفت: «ما نشانههایی را دیدهایم، اما هنوز خیلی زود است که بگوییم علت مرگ چه بوده است.»
جسد نهنگ روز دوشنبه برای کالبدشکافی به یک شعبه موسسه دامپزشکی نروژ منتقل شد. سخنگوی این موسسه گفت که انتظار می رود گزارش این موسسه «ظرف سه هفته» منتشر شود.
نهنگ بلوگا میتواند تا ۶۰ سال زندگی کند. هوالدیمیر تنها حدود ۱۵ سال داشت.
پلیس نروژ به رسانههای محلی گفت که موضوع را بررسی خواهد کرد تا مشخص شود که آیا انگیزههای منطقی برای شروع تحقیقات وجود دارد یا خیر.
هوالدیمیر برای اولین بار در فروردین ۱۳۹۸ در نزدیکی جزیره اینگویا، در حدود ۴۱۵ کیلومتری مورمانسک، جایی که ناوگان شمالی روسیه در آن مستقر است، به قایق های نروژی نزدیک شد.
مشاهده این نهنگ در آن منطقه توجه زیادی را به خود جلب کرد زیرا بلوگاها بهندرت در جنوب قطب شمال دیده میشوند.
روسیه سابقه آموزش پستانداران دریایی مانند دلفینها و استفاده از آنها برای اهداف نظامی را دارد. وب سایت Barents Observer یک زیستگاه نهنگها را در نزدیکی پایگاههای دریایی روسیه در منطقه شمال غربی مورمانسک شناسایی کرده است.
پیشرفت هوش مصنوعی تهدیدی جدی برای بازار کار جهانی محسوب میشود. چگونه میتوان بین پیشرفت تکنولوژیک و حفظ اشتغال انسانی تعادل برقرار کرد؟ آیا سیستمهای آموزشی فعلی میتوانند دانشجویان را برای دنیای رقابت هوش مصنوعی با نیروی کار انسانی آماده کنند؟
پیشرفت باورنکردنی هوش مصنوعی، جهان را در عصر انقلاب دیجیتال با چالشی بیسابقه روبهرو کرده است.
به گزارش گاردین، پژوهشهای تازه انجام شده از سوی موسسه فنآوری ماساچوست (اِمآیتی) و شرکت مشاوره مدیریت مکنزی، تصویری نگرانکننده از آینده اشتغال ترسیم میکند.
بر اساس این مطالعات، احتمال دارد تا اوایل دهه ۲۰۳۰ میلادی، نزدیک به یکسوم مشاغل کنونی به طور کامل با ماشینها و الگوریتمهای هوشمند جایگزین شوند.
این آمار نه تنها برای کارگران فعلی، بلکه برای نسل جوانی که هماکنون در حال ورود به بازار کار هستند نیز زنگ خطری جدی به صدا درآورده است.
رابرت، دانشجوی ۱۹ ساله رشته مهندسی، نمونهای از میلیونها جوانی است که آینده شغلی خود را در معرض تهدید میبینند.
او که زمانی با شور و اشتیاق فراوان وارد دانشگاه شده بود، به گاردین گفت: «احساس میکنم دارم وقت و پولم را تلف میکنم. چهار سال دیگر که فارغالتحصیل شوم، هوش مصنوعی در مهندسی و همه چیز بسیار بهتر از انسان خواهد بود.»
این نگرانی تنها محدود به رابرت نیست. موجی از اضطراب و ناامیدی در میان دانشجویان و جویندگان کار در سراسر جهان در حال گسترش است.
تاثیر این بحران، فراتر از آمار و ارقام است.
روانشناسان هشدار میدهند ترس از بیکاری و بیارزش شدن مهارتهای انسانی میتواند به بحرانی جدی در سلامت روان جامعه منجر شود.
کاهش انگیزه، افت عملکرد تحصیلی و حتی افزایش نرخ افسردگی و اضطراب در میان جوانان، از جمله پیامدهای این نگرانی فزاینده است.
رابرت مانند بسیاری دیگر، با مشکلات خواب و تغذیه دست و پنجه نرم میکند و این احساس را دارد که تلاشهایش برای ساختن آیندهای بهتر، بیفایده است.
اگرچه نگرانیهای جوانانی مانند رابرت قابل درک است اما این دیدگاه، تصویری بیش از حد قطعی و یکپارچه از آینده شغلی ارائه میدهد.
کارشناسان بر این باورند که تاثیر هوش مصنوعی بر بازار کار، پیچیدهتر و چندوجهیتر از آن است که به نابودی قطعی مشاغل منجر شود؛ در واقع، این تغییر بیشتر یک تحول خواهد بود تا نابودی مستقیم نیروی کار.
گزارش مجمع جهانی اقتصاد پیشبینی میکند که تا سال ۲۰۲۵، هوش مصنوعی میتواند ۹۷ میلیون شغل جدید در صنایع مختلف ایجاد کند.
این آمار نشان میدهد اگرچه برخی مشاغل از بین خواهند رفت اما فرصتهای جدیدی نیز به وجود خواهند آمد.
کارشناسان تاکید میکنند کلید موفقیت در این دنیای جدید، توسعه مهارتهایی است که هوش مصنوعی در آنها عملکرد ضعیفی دارد.
دکتر ریس اختر و توماس چامورو پرموزیک، روانشناسان سازمانی، معتقدند: «اگر کنجکاو بمانید، فروتنی را تمرین کنید و بر دیگران تمرکز کنید، موقعیت خوبی برای پیشرفت خواهید داشت.»
این نظر، بر اهمیت مهارتهایی نرم مانند همدلی، خلاقیت و توانایی حل مسائل پیچیده تاکید دارد.
کارینا ولد، محقق اخلاقی از دانشگاه تورنتو نیز بر این باور است که: «نقشهای جدیدی که با چالشهای ایجاد شده از سوی سیستمهای هوش مصنوعی پیشرفته سر و کار دارند، احتمالا برای انسانهای خلاق، سازگار و کارآفرین مورد تقاضا قرار خواهند گرفت.»
آینده و وضعیت پیش رو
چالشهای پیشِ رو نباید دستکم گرفته شوند.
به گزارش گاردین، در حال حاضر نیاز به بازنگری اساسی در سیستمهای آموزشی، سیاستهای اشتغال و حمایتهای اجتماعی وجود دارد.
دولتها باید برنامههای جامعی برای آموزش مجدد کارگران و حمایت از افرادی که شغل خود را از دست میدهند، تدوین کنند. شرکتها نیز باید مسئولیت اجتماعی خود را در قبال کارکنان و جامعه جدی بگیرند و در برنامههای توسعه مهارت سرمایهگذاری کنند.
برای افرادی مانند رابرت، پیام روشن است: آینده به کسانی تعلق دارد که میتوانند خود را با تغییرات سریع وفق دهند.
یادگیری مداوم، توسعه مهارتهای بینفردی و حفظ انعطافپذیری ذهنی، کلیدهای موفقیت در عصر هوش مصنوعی خواهند بود.
اگرچه مسیر پیشِ رو پر از چالش است اما فرصتهای جدیدی نیز در انتظار کسانی هستند که آماده پذیرش و سازگاری با این تغییرات باشند.
آینده شغلی در عصر هوش مصنوعی، آینهای از توانایی ما در سازگاری، نوآوری و همکاری خواهد بود.
چالشها بزرگ هستند اما پتانسیل انسانی برای غلبه بر این چالشها نیز بینهایت است.
بنابراین با رویکردی هوشمندانه و آیندهنگر، میتوان به آیندهای امیدوارکننده در عصر هوش مصنوعی چشم دوخت.
بسیاری از زوجها نگران مسائل مربوط به روابط جنسی خود هستند و با سوالاتی از این دست مواجهند که آیا میزان رابطه جنسی ما «طبیعی» است؟ چرا میل جنسی ما متفاوت است؟ چرا رسیدن به ارگاسم برای من دشوار است؟ نیویورک تایمز در گزارشی، توصیههای متخصصان را درباره این مسائل منتشر کرد.
این گزارش که حاصل مصاحبه با برخی از برجستهترین متخصصان در زمینه رابطه جنسی و صمیمیت است، به بررسی نکاتی کلیدی میپردازد که این متخصصان میخواهند عموم مردم در مورد روابط جنسی و صمیمیت بدانند.
مقایسه، دزد لذت جنسی است
دکتر لوری بروتو، روانشناس دانشگاه بریتیش کلمبیا معتقد است مفهوم زندگی جنسی «نرمال» باید کنار گذاشته شود.
به گفته او، «تعداد دفعات رابطه جنسی معیار مناسبی برای سنجش سلامت جنسی نیست و نشان نمیدهد آیا زوجین واقعا از زمان با یکدیگر بودن لذت میبرند یا نه».
کیسی تانر، درمانگر روابط جنسی ساکن نیویورک، تجربیات متنوع زوجها را بررسی کرد و نتیجه گرفت تعداد دفعات رابطه جنسی لزوما نشاندهنده رضایت و خوشبختی نیست.
او به نیویورک تایمز گفت: «به جای مقایسه و تمرکز بر آمار، باید کیفیت و احساس هر تجربه جنسی را مورد توجه قرار داد.»
تعریف خود از «سکس» را به روز کنید
استر پرل، زوج درمانگر برجسته توصیه میکند سکس را تجربهای فراتر از عمل صرف بدانیم.
او از مراجعانش میپرسد: «در رابطه جنسی دنبال چه تجربهای هستید؟ تعالی، اتحاد معنوی، ارتباط عمیق یا فرصتی برای شیطنت و رهایی از هنجارها؟»
به گفته پرل، این دیدگاه میتواند به زوجها کمک کند تا از تمرکز صرف بر ارگاسم فراتر روند و ابعاد مختلف لذت و صمیمیت را کشف کنند.
دکتر کندیس هارگونز، دانشیار دانشگاه اموری، ایده «منوی جنسی» را مطرح کرده است.
او معتقد است اکثر مردم در کودکی، منویی نامشخص از رفتارهای جنسی را از رسانهها، آموزشها و هنجارهای اجتماعی دریافت میکنند.
دکتر هارگونز افراد را تشویق میکند تا تجربیات جنسی خود را شخصیسازی کرده و «منوی جنسی» خودشان را تعریف کنند.
انواع مختلفی از میل جنسی وجود دارد
دکتر لورن فوگل مرسی، روانشناس و درمانگر روابط جنسی، از دو نوع میل جنسی سخن میگوید: «خودانگیخته و پاسخگو.»
میل پاسخگو در واکنش به محرکهای عمدی یا عاشقانه ایجاد میشود. افراد با این نوع میل باید کشف کنند چه نوع تحریکی آنها را برای صمیمیت آماده میکند.
به گفته فوگل، این افراد ممکن است نیاز داشته باشند کمی بیشتر کار کنند تا بفهمند چه نوع تحریک جنسی آنها را برای صمیمیت آماده میکند: «تفاوت در میزان میل جنسی هنجار است نه استثنا.»
قدرت کلیتوریس را دست کم نگیرید
دکتر ایان کرنر، درمانگر روابط جنسی مستقر در نیویورک، بر نقش کلیدی کلیتوریس در لذت جنسی زنان تاکید دارد.
او کلیتوریس را «مرکز ارگاسم زنانه» میداند و معتقد است اکثر پایانههای عصبی حساس در سطح فرج قرار دارند نه درون واژن.
به گفته کرنر، اغلب حالتهای آمیزش، تحریک کافی کلیتورال ایجاد نمیکنند که عامل اصلی «شکاف ارگاسم» در بین زوجهای دگرجنسگراست.
او پیشنهاد میکند فعالیتهایی مانند تحریک دستی و دهانی نه بهعنوان پیشنوازی، بلکه به عنوان بخشی اصلی از رابطه جنسی در نظر گرفته شود.
مردان کلید برق نیستند
دکتر کرنر کلیشههای رایج درباره میل جنسی مردان را نیز به چالش میکشد.
او توضیح داده است که تمایلات جنسی مردان نیز مانند زنان پیچیده و متغیر است: «بعضی از مردان هم ممکن است میل جنسی کمتری داشته باشند.»
به گفته کرنر، این موضوع اغلب باعث شرم و خجالت در آنها میشود که رابطه جنسی را آنطور که قرار است، آغاز نمیکنند.
صمیمیت را در تقویم قرار دهید، نه فقط رابطه جنسی
جسا زیمرمن، درمانگر جنسی در سیاتل، پیشنهاد کرده است زوجها به جای برنامهریزی برای رابطه جنسی، فعالیتهایی را در تقویم قرار دهند که میتوانند به صمیمیت منجر شوند: «برای نمونه میتوانید یک شب کمی زودتر از معمول به رختخواب بروید تا ببینید چه اتفاقی میافتد.»
به گفته زیمرمن، برنامهریزی مستقیم برای رابطه جنسی میتواند باعث اجتناب یا ترس در بعضی افراد شود.
بیش از حد به چگونگی رابطه جنسی فکر نکنید
دکتر سارا ناصرزاده، روانشناس اجتماعی به نیویورک تایمز گفت که برخی مراجعانش در آمریکای شمالی بیش از حد درباره روابط جنسی فکر میکنند: «این خندهدار است چون رابطه جنسی امری جسمانی است.»
ناصرزاده توصیه کرد: «گاهی اجازه دهیم بدنمان به جای ما حرف بزند.»
دکتر استفان اسنایدر، متخصص درمان روابط جنسی مستقر در نیویورک، این نظر را تایید کرد و گفت: «رابطه جنسی باید لحظهای فهم و هوش فرد را زایل کند.»
او باور دارد که یک رابطه جنسی مطلوب باید فرد را تا حدی خودمحور کرده و شاید حتی اندکی به حالت بدوی بازگرداند.
اسنایدر با لحنی طنزآمیز به نیویورک تایمز گفت: «رابطه جنسی خوب شما را کمی احمق میکند و با رابطه جنسی عالی شما کاملا احمق میشوید.»
بر اساس توصیه این متخصصان، با درک بهتر پیچیدگیهای میل و لذت جنسی و با پذیرش تنوع در تجربیات و خواستهها، میتوان از مقایسه خود با دیگران دست برداشت، تعاریف سنتی را از رابطه جنسی تغییر داد و به جای اعداد و ارقام، بر لذت و صمیمیت تمرکز کرد.
مطالعات جدید با استفاده از تلسکوپ فضایی جیمز وب (JWST) نشان میدهند سیاهچالهها ممکن است دلیل افزایش اندازه کهکشانهای اولیه در جهان باشند. این پدیده، دانشمندان را به بازنگری در مدلهای کیهانشناسی وادار کرده است.
تلسکوپ فضایی جیمز وب ناسا که از زمان پرتاب در دسامبر ۲۰۲۱ با هزینه ۱۰ میلیارد دلاری به کاوش در جهانهای دور و کشف رازهای کیهانی میپردازد، به دانشمندان کمک کرده است تا این یافتهها را به دست آورند.
محققان با استفاده از سیستمهای تشخیص نور مادون قرمز این تلسکوپ، توانستند نور کهکشانهای اولیه را که با گذر زمان به طیف مادون قرمز منتقل شده بودند، ثبت کنند.
آنچه دانشمندان انتظار داشتند با آنچه مشاهده کردند، متفاوت بود. آنها به جای مشاهده کهکشانهای کوچک، با کهکشانهای بزرگی روبهرو شدند که به سرعت رشد کرده بودند.
به گفته استیو فینکلشتاین، اخترفیزیکدان دانشگاه تگزاس در آستین، به طور کلی کهکشانهای اولیه تقریبا به اندازه دو برابر بزرگتر از آن چیزی بودند که مدل استاندارد پیشبینی میکرد.
این یافتهها باعث شدند دانشمندان تردیدهایی نسبت به مدل استاندارد کیهانشناسی که چگونگی تشکیل و تکامل جهان را توضیح میدهد، پیدا کنند.
در بررسی دقیقتر، مشخص شد این کهکشانهای در ظاهر بزرگ، به دلیل وجود سیاهچالهها به این شکل دیده میشوند.
تحقیقات روی ۲۶۱ کهکشان از حدود ۷۰۰ میلیون تا ۱/۵ میلیارد سال پس از انفجار بزرگ، نشان داد برخی از این کهکشانها در واقع کمجرمتر از آن چیزی هستند که در ابتدا تصور میشد.
دانشمندان دریافتند سیاهچالهها باعث میشوند کهکشانهای اولیه بسیار روشنتر و در نتیجه بزرگتر از آنچه واقعا هستند، به نظر برسند.
اگر چه سیاهچالهها به خاطر گرانش بسیار قویای که دارند، باید مانع فرار نور شوند اما گازی که درون سیاهچالهها میافتد میتواند به دلیل اصطکاکی که هنگام حرکت سریع تجربه میکند، به شدت درخشان شود.
این نور اضافی باعث میشود کهکشانها، بزرگتر و پر ستارهتر به نظر برسند.
یک نظریه احتمالی این است که در جهان اولیه، ستارگان با سرعت بیشتری نسبت به امروز تشکیل میشدند.
دانشمندان بر این باورند که جهان اولیه به دلیل چگالی بیشتر، اجازه میداد تا گازها با سرعت زیادتری به ستاره تبدیل شوند.
اکنون محققان قصد دارند تا با مطالعه بیشتر، چگونگی شکلگیری و تکامل این کهکشانها را بررسی کنند و به درک بهتری از این پدیده دست یابند.
نتایج مطالعهای جدید نشان میدهد با وجود گذشت دههها از اولین انقلاب جنسی، «شکاف ارگاسم» همچنان پابرجاست. بر اساس این مطالعه، زنان آمریکایی کمتر از مردان اوج لذت جنسی را تجربه میکنند. یک قرن پیش، نتایج یک نظرسنجی توانسته بود نگاه آمریکاییها را به تمایلات جنسی زنان تغییر دهد.
یکی از نویسندگان اصلی در مطالعه تازه در موسسه «تحقیقات جنسی، جنسیت و تولید مثل کینزی» به نیویورکتایمز گفت شکاف ارگاسم به دلیل اولویت دادن به لذت مردان و کمارزش دانستن لذت جنسی زنان، در جامعه آمریکا همچنان ادامه دارد.
به گزارش کانورسیشن، این نگرشها نسبت به لذت جنسی زنان ریشههای تاریخی عمیقی دارند اما تلاشهایی برای به چالش کشیدن آنها نیز صورت گرفته است.
یکی از پیشگامان این حوزه، کاترین بمنت دیویس، محقق آمریکایی در زمینه جنسیت بود که نزدیک یک قرن پیش این دیدگاه رایج را که «زنان محترم نباید میل جنسی داشته یا رابطه جنسی برقرار کنند مگر برای خشنودی مردان یا فرزندآوری»، به چالش کشید.
فعالیت حرفهای کاترین بمنت دیویس
دیویس در ابتدای حرفه خود بهعنوان سرپرست کانون اصلاح و تربیت ایالتی زنان نیویورک در بدفورد هیلز فعالیت میکرد.
در آن زمان، او اکثر محکومان زن را «زنان بیعفت» میدانست.
سال ۱۹۱۷، فعالیتهای دیویس در زمینه ترویج «اخلاق جنسی»، توجه جان دی. راکفلر جونیور را به خود جلب کرد.
راکفلر از دیویس دعوت کرد تا مدیریت دفتر بهداشت اجتماعی را بر عهده بگیرد.
طی جنگ جهانی اول، دیویس آموزشهای جنسی را برای مهار عفونتهای مقاربتی در میان سربازان و غیرنظامیان ترویج کرد.
این تجربه او را متقاعد کرد که نه بیبندوباری جنسی بلکه ناآگاهی در این زمینه است که بزرگترین خطر برای رفاه زنان محسوب میشود.
مطالعه پیشگامانه دیویس
دیویس در فاصله سالهای ۱۹۲۱ تا ۱۹۲۳ میلادی، پرسشنامهای جامع را میان زنان طبقه متوسط و بالای جامعه توزیع کرد.
جامعه آماری این پژوهش، شامل هزار زن متاهل و هزار و ۲۰۰ زن مجرد بود.
هر چند این نمونه نمیتوانست نماینده تمام اقشار جامعه باشد و عمدتا زنان سفیدپوست و تحصیلکرده را در بر میگرفت اما پاسخهای دریافتی به دیویس امکان داد تا مفهوم «جنسیت زنانه» را از نو تعریف کند.
یافتههای کلیدی
کتاب دیویس با عنوان «عواملی در زندگی جنسی دو هزار و ۲۰۰ زن» که در سال ۱۹۲۹ میلادی منتشر شد، طیف گستردهای از موضوعات را پوشش میداد.
یافتههای کلیدی این پژوهش حاکی از آن بود که تنها حدود نیمی از زنان متاهل معتقد بودند «به اندازه کافی برای جنبه جنسی ازدواج آماده شدهاند».
کمتر از یکسوم شرکتکنندگان در نظرسنجی، آموزشهای جنسی را از والدین خود دریافت کرده بودند.
نکته قابل توجه دیگر این بود که نزدیک سهچهارم از پاسخدهندگان متاهل گزارش دادند از روشهای پیشگیری از بارداری استفاده میکنند.
با وجود غیرقانونی بودن سقط جنین، حدود ۱۰ درصد از زنان به انجام آن اعتراف کردند.
در زمینه روابط عاطفی، بیش از نیمی از زنان مجرد و نزدیک به یکسوم زنان متاهل اعلام کردند که «روابط عاطفی شدیدی» را با زنان دیگر تجربه کردهاند.
در نهایت، آمارها نشان دادند نزدیک ۶۵ درصد از زنان مجرد و بیش از ۴۰ درصد زنان متاهل، تجربه خودارضایی را گزارش کردهاند.
تاثیر مطالعه دیویس
پژوهش دیویس نشان داد بسیاری از زنان فارغ از تصورات رایج، دارای تجربیات و احساسات جنسی هستند و از روابط جنسی نه فقط برای تولید مثل بلکه برای کسب لذت شخصی بهره میبرند.
این یافتههای نوین، باورهای متداول را درباره ماهیت جنسیت زنانه به چالش کشید و زمینه را برای پژوهشهای آتی در این حوزه فراهم کرد.
دیویس همچنین با تاسیس کمیته پژوهشهای ملی شورای تحقیقات در زمینه مسائل جنسی، گامی فراتر برداشت.
این کمیته بعدها نقشی کلیدی در تامین بودجه مطالعات آلفرد کینزی درباره «رفتارهای جنسی انسان» ایفا کرد که خود نقطه عطفی در مطالعات جنسیت به شمار میرود.
دستاوردهای دیویس و چالشهای امروز
میراث دیویس همچنان زنده است. یافتههای جدیدترین مطالعه موسسه کینزی نشان میدهند بحث در مورد لذت جنسی، بهویژه برای زنان همچنان اهمیت دارد.
این مطالعه همچنین نشان میدهد درک آمریکاییها از رابطه جنسی در قرن گذشته بهبود یافته اما «شکاف ارگاسم» همچنان یک چالش باقی مانده است.
در حالی که در زمان دیویس، تعریف «ارگاسم» برای بسیاری از شرکتکنندگان نامشخص بود، امروزه نسل جدیدی از آمریکاییهای آگاهتر به دنبال راهحلهایی برای پر کردن این شکاف هستند.
این مطالعه تاریخی نشان داد چگونه پژوهشهای علمی میتوانند دیدگاههای اجتماعی را تغییر دهند و اهمیت ادامه گفتوگو و تحقیق در مورد سلامت و رفاه جنسی را برجسته کرد.