عملکرد خودروسازان، اهمال مدیران دولتی، نبود نظارت و کمبود انرژی، همگی دست به دست هم دادهاند تا پسته ایران بیاعتبار شود. اروپا ۲۶ محموله پسته کشور را برگشت زده و به گفته مقامات وزارت جهاد کشاورزی، مسئولان اروپایی دعوت سفر به ایران را نپذیرفته و مجوز نمایندگان را رد کردهاند.
سال ۱۴۰۱، اتحادیه اروپا به ایران اعلام کرد استانداردهایش در مورد آفلاتوکسین پسته را سختگیرانهتر خواهد کرد.
آفلاتوکسین یک سم قارچی طبیعی است که ذرت، بادام زمینی، پسته و محصولاتی دیگر را آلوده میکند.
مقامات دستاندرکار پسته در جمهوری اسلامی هشدارها در این زمینه را چندان جدی نگرفتند تا زنگ خطر صادرات پسته به صدا در بیاید و احتمال تحریم واردات پسته از ایران، در اتحادیه اروپا مطرح شود.
با بیتوجهی مقامهای ایرانی به هشدارهای اتحادیه اروپا، در نهایت ۲۶ محموله از ۲۲۶ محموله پسته ایران از اروپا برگشت خورد.
محمدمهدی برومندی، معاون امور باغبانی وزیر جهاد کشاورزی ضمن تایید این خبر با اشاره به میزان صادرات پسته ایران به اتحادیه اروپا در مقایسه با کل صادرات این محصول به سایر کشورها، تصریح کرد: «سالانه نزدیک به ۱۴۰ هزار تن پسته از کشور صادر میشود که از این رقم هفت هزار و ۵۰۰ تن سهم اتحادیه اروپا است.»
اظهارات برومندی درباره مرجوع شدن پسته ایران از اروپا در حالی است که این ماجرا میتواند روی صادرات پسته به سایر نقاط جهان هم تاثیرگذار باشد.
روزنامه دنیای اقتصاد نوشت بخش خصوصی نگران توقف صادرات پسته ایران به اتحادیه اروپا به دلیل «آلودگی این محصول به آفلاتوکسین» است.
به گفته عبدالله مهاجر دارابی، عضو هیات رییسه اتاق ایران، این مشکل باید شش ماه قبل حل میشد نه این که امروز دنبال راهحل آن باشند.
برومندی در نشست اضطراری اتاق بازرگانی ایران که روز ۲۱ آبان برگزار شد، تاکید کرد: «نکته اصلی اینجاست که چرا در طول دو سال گذشته میزان آلودگیها علیرغم هشدار اتحادیه اروپا و پیگیریهای دولت، افزایش یافته است؟»
به گفته این مقام وزارت جهاد کشاورزی، سیاستهای نادرست دولت در روند صادرات و ورود شرکتهای خودرویی به صادرات پسته، موجب شده است سطح کیفی تولید پسته کاهش پیدا کند و به دنبال آن، صادرکنندگان واقعی این محصول از میدان خارج شوند.
برومندی در نشست اتاق بازرگانی تاکید کرد صادرات پسته به دلیل تورم داخلی و بالا رفتن هزینه تولید، دیگر صرفه اقتصادی ندارد.
او ادامه داد: «پیشبینی میشود تا دو سال دیگر محصول ایرانی از سبد مصرف سایر کشورها خارج میشود چون نظام پیمانسپاری ارزی اجازه نمیدهد صادرات را ادامه دهیم.»
نقش خودروسازان
۱۵ مهر ۱۴۰۳، مهدی طبیبزاده، عضو اتاق بازرگانی ایران در گفتوگو با ایلنا گفت خودروسازانی که در تامین ارز مورد نیاز برای واردات قطعات با مشکل روبهرو شدهاند برای تامین این ارز به خرید و صادرات کالاهایی از قبیل پسته، مس، فولاد و کالاهای دیگر روی آوردهاند تا بتوانند قطعات وارد کنند.
۲۹ مهر ۱۴۰۳، محمدعلی محمد میرزائیان، رییس کمیسیون توسعه صادرات اتاق بازرگانی استان کرمان در گفتوگو با ایسنا، در تشریح این موضوع گفت: «چون خودروسازان شناخت کافی از محصول پسته ندارند، بدترین و بیکیفیتترین پسته را صادر میکنند، بازارهای جهانی را از دست میدهند و برند پسته ایران را بدنام میکنند.»
او با اشاره به آسیب ورود خودروسازان به تجارت پسته گفت: «پسته پیش از عید به قیمت هفت هزار و ۲۰۰ دلار در چین فروش میرفت وقتی شرکتهای خودرویی وارد بازار شدند، پسته را به قیمت نسبتا روز در ایران خریده و در چین پنج درصد زیر قیمت یعنی با شش هزار و ۸۰۰ یا شش هزار و ۹۰۰ دلار فروختند.»
محمد صالحی، رییس هیات مدیره انجمن پسته ایران با اشاره به این که هیچ صادرکنندهای نتوانسته با قیمت فروش خودروسازان رقابت کند، گفت: «شرکتهای خودرویی توانستند به پنج درصد از وارد کنندههای چین، جنس برسانند. ۹۵ درصد دیگر جنس به آنها نمیرسید و همین باعث شد به بازاری که ۲۰۰ هزار تن پسته در سال گذشته به آن صادر شده بود، زیر ۲۰ هزار تن پسته صادرات داشته باشیم.»
همه چیز برای نابودی صادرات قدیمی ایران آماده است
برومندی با اشاره به اهمالکاری دولت در رفع ایرادات گرفته شده از پسته ایران از سوی اروپا، گفت در جریان رفع مشکل پسته ایران، در نهایت نماینده اتحادیه اروپا علیرغم دعوتی که از او شد، به ایران سفر نکرد و مجوز حضور نمایندگان ایران را هم ندادند.
از طرفی، طبق اظهارات صالحی، ورود خودروسازان به بازار صادرات سبب بر هم خوردن عرضه و تقاضا در کشورهای مقصد شده است؛ موضوعی که در دراز مدت روی بازار صادراتی تاثیرگذار خواهد بود
در کنار تمام این شکلات، کمبود انرژی در کشور نیز به تمام این دلایل اضافه شده است.
شهریور ۱۴۰۳، در پی خاموشیهای گسترده، حمیدرضا ترابی، رییس کمیسیون کشاورزی اتاق کرمان با اشاره به این که برق موتورهای کشاورزی هر روز قطع میشود، گفت: «به دلیل قطع برق، ۲۰ تا ۴۰ درصد محصول پسته استان پوک شده است.»
چند روز پس از این اظهارات، احمد حیدری، مدیر جهاد کشاورزی رفسنجان، از نابودی هفت هزار و ۲۰۰ تن پسته این شهرستان در پی قطع مکرر برق خبر داد.
اعتراضها به عواقب قطع برق در ایران ادامه دارد. شهروندان با ارسال پیامهایی به ایراناینترنشنال از آسیب دیدن کسب و کارشان یا خطرات خاموشی چراغهای معابر و بزرگراهها گفتند. برخی یادآوری کردند جمهوری اسلامی با وجود ناتوانی در تامین برق و گاز کشور، خود را ابرقدرت منطقه میخواند.
غلامرضا دهقان ناصرآبادی، عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، روز پنجشنبه ۲۴ آبان گفت که مجلس از تصمیم دولت درباره قطع برق بیاطلاع بوده است.
قطع برق برنامهریزی شده و نوبتی با اعلام دولت مسعود پزشکیان از روز ۲۰ آبان در ایران شروع شد و از ساعت ۹ صبح روز سهشنبه ۲۲ آبان، اجرای آن در تهران هم عملیاتی شد.
روز چهارشنبه ۲۳ آبان که پزشکیان دلیل قطع برق را کمبود ذخایر نیروگاهها برای زمستان اعلام کرد، دهها ویدیو و روایت شهروندی از خاموشیهای برنامهریزی شده در نقاط مختلف ایران به دست ایراناینترنشنال رسید.
عباس علیآبادی، وزیر نیرو، شامگاه چهارشنبه از آمادگی نیروگاهها برای تولید برق گفت و همزمان تاکید کرد: «شرایط سختی برای تامین برق پیشِ رو داریم.»
او به وعده وزارت نفت برای «حل سریع مشکل تامین سوخت نیروگاههای کشور» اشاره کرد و گفت بر این اساس انتظار میرود تولید برق در «وضعیت مطلوبتری» ادامه داشته باشد.
خطر تصادفات رانندگی در خاموشیها
یکی از مخاطبان ایراناینترنشنال با ارسال ویدیویی، روایت خود را از قطع برق و تاریکی خیابانها در محله نارمک تهران در ساعات بامدادی ارائه کرد.
شماری دیگر از شهروندن با ارسال ویدیوهایی مشابه از تهران و قزوین، به خاموشیها و اثر آن روی چراغهای راهنمایی و ترافیک شهری اشاره کردند.
مخاطبی گفت: «در ۴۵ دقیقه فقط ۱۰ متر حرکت کردیم. برای کم کردن ترافیک پلیس نیست. خاک بر سر جمهوری اسلامی.»
شهروندی دیگر با ارسال ویدیویی از چراغهای خاموش اتوبان بابایی تهران و ترافیک شدید حاصل از بارندگی، گفت: «در چنین وضعیت خطرزایی، رانندگان با روشنایی چراغ خودروها حرکت میکنند.»
پیشتر ویدیوهایی در رسانههای مشهد منتشر شده بود که نشان میدادند در پی قطع برق و از کار افتادن چراغهای راهنمایی و رانندگی در نقاطی از این شهر، اختلال و گره ترافیکی ایجاد شده است.
ابوالفضل موسویپور، رییس پلیس راهور تهران، روز ۲۴ آبان در همین زمینه گفت که پلیس راهنمایی و رانندگی با خاموشی معابر و تقاطعها در طول روز و قطع برق بزرگراهها در طول شب مخالف است.
او از خطر این خاموشیها در «بر هم خوردن نظم شهر و حوادث بزرگراهی» گفت و تاکید کرد که روشنایی ناکافی و کاهش میدان دید، «عدم توجه به جلو» را بهعنوان یکی از اصلیترین دلایل تصادفهای شهری تشدید میکند.
تیمور حسینی، رییس پلیس راهور نیز روز سهشنبه ۲۲ آبان با اشاره به خاموشی چراغهای راهنمایی گفته بود استقرار ماموران در تقاطعها در هنگام قطع برق، چاره کار نیست.
او گفت پلیس راهور به شهرداری تهران پیشنهاد داده برق چراغ تقاطعها را مستقل کند تا از شبکه اصلی تغذیه نشود یا دستکم ذخیره برقی در کنار چراغها وجود داشته باشد.
پیامهای رسیده به ایراناینترنشنال و مطالب منتشر شده از سوی کاربران رسانههای اجتماعی نشان میدهند پیامدهای قطع برق بیش از خطر تصادفات رانندگی بوده و بر وجوه مختلف زندگی مردم اثر گذاشته است.
قطع برق، کار کاسبان را کساد کرد
چندین شهروند با ارسال ویدیوهایی از تهران یادآوری کردند در منطقه نازیآباد تهران، دو نوبت و هر بار دو ساعت برق رفته است.
مخاطبی در یک ویدیو، نمایی از یک خیابان کاملا تاریک را در ساعت شش غروب نازیآباد نشان داد و گفت برق آنها از ساعت دو بعدازظهر قطع شده است.
او گفت این بازه زمانی، موعد اصلی کاسبی و فروش بورس پوشاک در این منطقه است اما هیچ مغازهای برق ندارد.
شهروندی از قطع برق مغازهها در فردیس کرج و ایجاد اختلال در شغل خود خبر داد و در پیامی که برای ایراناینترنشنال ارسال کرد، گفت: «دو ساعت برق رفته و این وضعیت کاسبی ماست. این وضع زندگی است که جمهوری اسلامی برای ما رقم زده.»
روز چهارشنبه نیز گزارشی درباره نگرانی خانوادههای بیماران خاص از خاموشیها و نیاز افراد مبتلا به بیماریهای تنفسی، قلبی و برخی بیماریهای نادر پوستی به تامین مستمر برق برای بقا منتشر شد.
دستگاههای اکسیژنساز که اکسیژن لازم برای تنفس را تامین میکنند، بدون برق از کار میافتند و بیماران تنفسی و قلبی که در خانه بستری هستند، در صورت قطع برق برای ساعتهای طولانی، ممکن است جان خود را از دست بدهند.
خبرگزاری مهر گزارش داد برخی بیماران مجبور به تهیه تجهیزات شارژی یا دستگاههای جایگزین میشوند اما این تجهیزات گرانقیمت بوده و هزینه سنگینی به بیماران تحمیل میکنند.
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، روز ۲۳ آبان کمبود منابع سوختی و در نتیجه قطع برق در ایران را طبیعی خواند و گفت میزان ذخایر سوخت مایع ایران در اول شهریور امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۴۰ تا ۴۵ درصد کمتر شده است.
دومینوی چالشها
گزارشهای شهروندان در روزهای گذشته حاکی از آن است که در برخی مناطق، قطع برق خارج از زمانبندی مقرر رخ داده و ارتباطات تلفنی، اینترنتی و حتی تردد خودروها در سطح شهر دچار اختلال شده است.
شهروندی از منطقه قلهک تهران، با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال گفت قطع برق سلسله مشکلات دیگری ایجاد میکند که آنها هم چالشهای جدیدی میسازند.
به گفته او، قطع آب هم در پی قطع برق از راه میرسد و موتورخانه و در نتیجه شوفاژها نیز از کار میافتند.
خراسان آنلاین، روز پنجشنبه گزارش داد قطع برق در روز گذشته، مدارس منطقه هفت مشهد را به تعطیلی کشاند.
جمهوری اسلامی، طبل توخالی
شماری از شهروندان در پیامهای خود به توخالی بودن شعار جمهوری اسلامی درباره این که خود را «ابرقدرت منطقه» میخواند اشاره کردند و از ناتوانی حکومت در تامین زیرساختهای اساسی کشور و مسئولیتپذیر نبودن دولتهای مختلف گفتند.
مخاطبی به ایراناینترنشنال گفت: «این هم از کار کردن پزشکیان که میگفتند با دیگران فرق دارد ... از تامین برق کشور عاجزند آنوقت میخواهند با اسرائیل و آمریکا بجنگند.»
شهروندی دیگر خطاب به حکومت گفت: «از طرفی مشکل را میاندازید گردن دولت قبلی و از طرف دیگر دولت رئیسی را خدمتگذار مینامید. هیچکدام از شما خدمتی نکردید. همگیتان یک مشت دروغگو و فاسد و تبهکار هستید.»
یک شهروند نیز تاکید کرد: «قبلا زمستانها گاز قطع میشد الان برق هم به آن اضافه شد. اگر آب را هم قطع کنند دیگر به قله رسیدهایم.»
محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی پزشکیان، در روزهای گذشته مردم را مقصر ناترازیها و مازوتسوزی خوانده و گفته بود شهروندان برای کمکردن خاموشیها باید چند درجه هوای خانه را کاهش دهند و گاز و برق کمتری مصرف کنند.
او همچنین بخشی از مشکل را «ارزانی شدید» و یارانه حاملهای انرژی دانست.
حسنعلی تقیزاده، رییس هیات مدیره سندیکای برق، اواخر شهریور ماه خطاب به مسئولان هشدار داده بود: «اگر با این دست فرمان جلو بروید، سال آینده ناترازی (کمبود) به ۲۵ هزار مگاوات میرسد.»
تقیزاده گفته بود: «مردم را مقصر ندانید. الکی نگویید مصرف مردم زیاد است. متوسط مصرف سرانه ایرانیان هزار و ۲۲ کیلووات ساعت در سال، در اروپا دو هزار و ۱۲۰ کیلووات ساعت است.»
طبق آمارهای شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی و با احتساب مجموع مازوت و گازوئیل، ذخایر سوخت مایع نیروگاهی کشور در شهریور ۱۴۰۳ نسبت به شهریور سال گذشته، ۳۶ درصد کاهش داشته است.
در ادامه فشارهای جمهوری اسلامی برای تحمیل «حجاب اسلامی» به مردم در ایران، محمدرضا میرشمسی، معاون ستاد امر به معروف و نهی از منکر اعلام کرد با موافقت قوه قضاییه، حضور در کلینیک «ترک بیحجابی» حکم جایگزین جریمه است و با دستور قضات، «زنان بیحجاب» به این کلینیکها معرفی میشوند.
میرشمسی روز پنجشنبه ۲۴ آبان در گفتوگو با سایت دیدهبان ایران با بیان این که بهتر است از عنوان «محفل» به جای «کلینیک» برای «مراکز ترک بیحجابی» استفاده شود، گفت که اخیرا محافلی برای ارائه آموزش به کسانی که «تمایل دارند بیحجابی را کنار بگذارند»، دایر شده است.
معاون ستاد امر به معروف با بیان این که راهاندازی محافل «ترک بیحجابی» با درخواست دولت صورت گرفته، گفت که این محافل در راستای دغدغه مسعود پزشکیان درباره مسائل مربوط به گشت ارشاد و تاکید او مبنی بر اینکه «باید در این زمینه، کار فرهنگی انجام شود و مساله حجاب قطعا یک موضوع تربیتی است»، دایر شده است.
روز ۲۳ آبان، زهرا بهروزآذر، معاون مسعود پزشکیان در امور زنان و خانواده، گفت که راهاندازی کلینیکهای «ترک بیحجابی» در دولت چهاردهم تصویب نشده و به این دولت ارتباطی ندارد.
پیش از آن و در روز ۲۲ آبان، مهری طالبی دارستانی، رییس اداره زنان و خانواده ستاد امر به معروف استان تهران، از راهاندازی اولین کلینیک تخصصی مشاوره و حمایت از بازگشت به حجاب با عنوان کلینیک ترک بیحجابی در تهران در آینده خبر داد و هدف این مرکز را «درمان علمی و روانشناختی بیحجابی» اعلام کرد.
قبل از شروع کار دولت چهاردهم و در جریان تبلیغات انتخابات زودهنگام ریاستجمهوری، پزشکیان مواضعی علیه حجاب اجباری و گشت ارشاد داشت اما احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی، ۲۷ مرداد ۱۴۰۳ اعلام کرد «طرح نور» در دولت جدید ادامه خواهد یافت.
اکنون میرشمسی با اشاره به استفاده از عبارت «کلینیک ترک بیحجابی» از سوی مدیران ستاد امر به معروف در تهران، گفت: «استفاده از واژه کلینیک باعث شد که برخی دوستان و بعضی رسانهها نگران شوند که نگاه بیمارگونه به افرادی که کشف حجاب میکنند، وجود دارد.»
این مقام ستاد امر به معروف اعلام کرد این ستاد به افرادی که حجاب را رعایت نمیکنند، «نگاه بیمارگونه و امنیتی» ندارد و آن را «یک موضوع فرهنگی و تربیتی» میداند.
موضوع راهاندازی کلینیک «ترک بیحجابی» در حالی مطرح میشود که در روزهای اخیر، یکی از دانشجویان دختر دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات تهران، برای اعتراض به برخورد ماموران حراست با حجاب او، لباسهای خود را از تن درآورد.
این دختر که برخی رسانهها از او با نام «آهو دریایی» یاد کردهاند، به «دختر علوم تحقیقات» معروف شد.
بر پایه گزارشهای موجود، دختر علوم تحقیقات را که به نمادی علیه حجاب اجباری بدل شد، بلافاصله پس از دستگیری به یک مرکز روانشناسی منتقل کردند.
به گفته شماری از فعالان حقوق بشر، حکومت سعی دارد در روایتهای رسمی خود این زن را «بیمار» و «دیوانه» بخواند تا وجه اعتراض را از رفتار او بگیرد و سرکوبش کند. این روش یکی از شیوههای رایج حکومتهای استبدادی در طول تاریخ برای سرکوب مخالفان است که به آن «مجنونانگاری معترضان» گفته میشود.
میرشمسی اما درباره نحوه کار مراکز مورد اشاره، به دیدهبان ایران گفت: «در این مراکز صندلیهایی قرار داده شده که خانمها روی آنها مینشینند و درباره تجربیات خود از آسیبهای مربوط به بیحجابی صحبت میکنند.»
او در پاسخ به سوالی درباره نحوه مواجهه این ستاد با موسسات بخش خصوصی که از کارکنان زن خود میخواهند بدون حجاب بر سر کار حاضر شوند، گفت: «مواردی به ما گزارش داده شد و نیروهایی به این موسسات مراجعه کردهاند و از مدیران آنها خواستهاند که دست به چنین اقداماتی نزنند.»
میرشمسی گفت اگر توصیهها از سوی مدیران این شرکتها و موسسات پذیرفته نشود، به مجموعههایی معرفی میشوند که میتوانند از طریق قانونی با آنها برخورد کنند.
جمهوری اسلامی در بیش از چهار دهه اخیر در قالب طرحهای مختلف از جمله «طرح نور»، «حجاببان»، «گشت ارشاد»، «طرح طوبی» و «طرح عفاف و حجاب»، تلاش کرده تا حجاب و پوشش مورد نظر خود را بر مردم در ایران تحمیل کند.
از زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی» موضوع پوشش و حجاب اجباری به یکی از مهمترین چالشهای جمهوری اسلامی تبدیل شد.
با وجود تلاش حکومت برای اجبار حجاب، ایجاد سبک زندگی دلخواه جمهوری اسلامی، سرکوب نافرمانی مدنی زنان با وضع قوانین مختلف، جریمههای سنگین و برخوردهای خشن، زنان زیادی طی دو سال گذشته، بدون حجاب اجباری در اماکن عمومی ظاهر شده و میشوند.
پس از پیروزی ترامپ در انتخابات آمریکا، مقامات دولت پزشکیان و مجلس ایران میکوشند با لحنی نرم درباره آمریکا اظهارنظر کنند. از سوی دیگر، مقامهای سپاه پاسداران و ارتش وعده میدهند در پاسخ به حمله اسرائیل به ایران، انتقامی سخت و پاسخ کوبنده از این کشور میگیرند.
عبدالرحیم موسوی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی در دیدار با خانواده یکی از نیروهای ارتش که در حمله اسرائیل به ایران کشته شد، با تاکید بر این که «قطعا به رژیم صهیونی پاسخ کوبنده خواهیم داد»، گفت: «زمان و نحوه پاسخ به اسرائیل را ما تعیین میکنیم و زمانی که لازم باشد در آن هیچ تعللی نخواهیم کرد و قطعا پاسخ ما کوبنده خواهد بود.»
حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در جریان رزمایش «نصرالله» که روز پنجشنبه ۲۴ آبان برگزار شد، با تاکید بر این که «انتقام خواهیم گرفت، منتظر بمانید»، گفت: «با شما تا آخر میجنگیم و اجازه نمیدهیم بر سرنوشت مسلمانان مسلط شوید.»
یک روز پس از این اظهارات سلامی، علی فدوی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در حاشیه مراسمی به مناسبت گذشت ۴۰ روز از مرگ حسن نصرالله، دبیرکل پیشین حزبالله لبنان که از سوی دفتر این گروه در شهر قم برگزار شد، با بیان این که «همه در کمک به جبهه مقاومت و مقابله با جبهه کفر نقشآفرینی کنند»، گفت: «انقلاب اسلامی در طول عمر خود هیچ خباثتی را بیپاسخ نگذاشته و قطعا به این اقدام اسرائیل (حمله به مواضع جمهوری اسلامی) پاسخی پشیمانکننده خواهیم داد.»
فدوی در پاسخ به این سوال که آیا پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا تغییری در سیاست جمهوری اسلامی ایجاد خواهد کرد یا نه، گفت: «جبهه خبیث در خباثت فرقی با هم نمیکند؛ در مورد ماهیت اصالتی شیطان بزرگ فرقی بین هیچکس قائل نیستیم.»
پیام نرمش از پاستور
اظهارات تهدیدآمیز فرماندهان سپاه پاسداران در حالی بیان میشود که مقامات دولتی جمهوری اسلامی در حال ارسال سیگنال مثبت به واشینگتن از نهاد ریاستجمهوری در خیابان پاستور تهران، پس از پیروزی ترامپ هستند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با اشاره به دیدار خود با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی که به دعوت جمهوری اسلامی به تهران سفر کرده، در شبکه ایکس نوشت: «آماده مذاکره بر اساس منافع ملی و حقوق غیرقابل انکار خود هستیم اما تحت فشار و ارعاب حاضر به مذاکره نیستیم.»
پیش از این و در روز سهشنبه ۲۲ آبان، مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، در نشستی با جمعی از وزیران سابق امور خارجه، با تاکید بر این که باید «با دوستان مروت و با دشمنان مدارا داشته باشیم»، بدون اشاره به پیروزی ترامپ گفت: «به نظرم حتی در رابطه با آمریکا نیز ما چه بخواهیم و چه نخواهیم بالاخره در عرصه منطقهای و بینالمللی با این کشور مواجهه خواهیم داشت و بهتر است این عرصه را خودمان مدیریت کنیم.»
در حالی که رویکرد مثبت ترامپ به اسرائیل و همچنین رویکرد سخت او به تهران در چینش کابینهاش واضح است، دولت پزشکیان تاکنون محتاطانه با پیروزی ترامپ در آمریکا مواجه شده است.
محمدجواد ظریف، معاون راهبردی پزشکیان که در دولت حسن روحانی در کسوت وزیر امور خارجه، روابط خوبی با دولت باراک اوباما داشت، در پستی که در حساب شبکه ایکس خود منتشر کرد، از ترامپ و جیدی ونس، معاون او خواست به وعده خود در مورد خودداری از جنگ پایبند باشند.
عراقچی هم روز چهارشنبه ۲۳ آبان، پس از جلسه هیات دولت در گفتوگو با خبرنگاران گفت: «بعضا اختلافاتی که با آمریکا داریم بسیار اصولی و مبنایی است و ممکن است حل شدنی نباشند ولی باید مدیریت کنیم تا هزینهها و تنشها کاهش یابد.»
او با تاکید بر اینکه «کانالهای تماس بین ایران و آمریکا همیشه وجود دارد»، تاکید کرد: «باید مدیریت کنیم تا هزینههای اختلافات ایران و آمریکا کاهش یابد.»
پیغام ملایم از بهارستان
پس از حمله مستقیم اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در ایران در عملیات موسوم به «روزهای پاسخ»، برخی مقامات جمهوری اسلامی مکررا از احتمال تغییر دکترین هستهای جمهوری اسلامی و حرکت به سمت ساخت بمب اتمی سخن گفتند.
این تهدیدها پس از پیروزی ترامپ کمرنگ شدند تا این که روز ۲۴ آبان، ابوالفضل ظهرهوند، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: «اگر قرار باشد تغییری در دکترین هستهای ایران پیش بیاید در بالاترین سطح در شورای عالی امنیت ملی نه حتی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بلکه در سطوح عالی اتخاذ میشود.»
ظهرهوند در ادامه تاکید کرد: «حضرت آقا (علی خامنهای) نیز موضع قاطع و رسمی ایران را اعلام کردهاند و بر آن تاکید و تصریح داشتهاند و من نمیدانم کسی که این کار را میکند (از تغییر دکترین هستهای سخن میگوید)، چه هدفی را دنبال میکند. یا این فرد نادان است یا میخواهد روی ایران فشار ایجاد کند.»
۱۸ مهر ۱۴۰۳، حدود ۲۰ روز پیش از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده، ۳۹ نماینده مجلس شورای اسلامی در نامهای به شورای عالی امنیت ملی خواستار تغییر دکترین دفاعی شدند.
یک نماینده مجلس هم به صراحت خواستار ساخت سلاح هستهای شد.
یک دادگاه استیناف ایالات متحده روز چهارشنبه، ۲۳ آبان، حکم ۱.۶۸ میلیارد دلاری علیه بانک مرکزی ایران را که به نفع خانوادههای کشتهشدگان و مجروحان حمله سال ۱۹۸۳ به پایگاه نیروی دریایی ایالات متحده در بیروت صادر شده بود، لغو کرد تا این پرونده ۱۱ ساله همچنان باز بماند.
دادگاه استیناف ناحیه دوم در منهتن اعلام کرد که قاضی دادگاه بدوی باید ابتدا و پیش از آنکه حکمی علیه بانک مرکزی جمهوری اسلامی و واسطه لوکزامبورگی آن، «کلیر استریم بانکینگ»، که زیرمجموعهای از بورس آلمان است، صادر کند، به پرسشهای مربوط به قوانین ایالتی رسیدگی میکرد.
هر سه عضو هیات قضات همچنین دعوایی را رد کردند که میکوشید بر اساس قانون فدرال سال ۲۰۱۹، ایمنی حاکمیتی بانک مرکزی جمهوری اسلامی را لغو کند. قانون فدرال سال ۲۰۱۹ در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ و برای آسانتر کردن کار توقیف داراییهای ایران در خارج از ایالات متحده تصویب شد.
قاضی رابرت سک، یکی از سه قاضی دادگاه استیناف، نوشت که این قانون «نه ایمنی قضایی بانک مرکزی را لغو میکند و نه به دادگاهها برای رسیدگی به این موضوع اختیارات مستقل میدهد.»
دادگاه، پرونده را به قاضی منطقهای لورتا پرسکا در منهتن بازگرداند تا به پرسشهای مربوط به قوانین ایالتی این پرونده پاسخ دهد و مشخص کند که آیا پرونده میتواند بدون حضور بانک مرکزی جمهوری اسلامی ادامه یابد یا خیر.
قربانیان بمبگذاری در مقر نیروی دریایی آمریکا در بیروت، تلاش داشتند جمهوری اسلامی را بهدلیل حمایت مادی از حمله انتحاری ۲۳ اکتبر ۱۹۸۳ که منجر به کشته شدن ۲۴۱ نیروی نظامی ایالات متحده شد، مسئول بدانند و از این رو خواستار توقیف اوراق قرضهای بودند که در حساب مسدود شدهای به نیابت از بانک مرکزی ایران نزد «کلیر استریم» نگهداری میشد.
بانک مرکزی جمهوری اسلامی با استناد به قانون مصونیت دولتهای خارجی، در این پرونده ادعای مصونیت کرد. این قانون بهطور کلی از دولتهای خارجی در برابر مسئولیت در دادگاههای ایالات متحده محافظت میکند.
جمهوری اسلامی که از سوی ایالات متحده بهعنوان حکومت حامی تروریسم معرفی شده و بانکهایی که متهم به ارائه خدمات به تروریستها هستند، با هزاران دعوای حقوقی مطرحشده از سوی قربانیان و خانوادههای آنان در دادگاههای ایالات متحده روبهرو هستند.
در پرونده بانک مرکزی جمهوری اسلامی، شاکیان در سال ۲۰۱۳ شکایت کردند تا بخشی از حکمی را که در سال ۲۰۰۷ علیه جمهوری اسلامی صادر شده بود، اجرا کنند. در آن حکم حکومت ایران به پرداخت غرامتی به مبلغ ۲.۶۵ میلیارد دلار محکوم شد.
یک قاضی دیگر در سال ۲۰۱۵ این پرونده را رد کرد، اما دادگاه استیناف ناحیه دوم در سال ۲۰۱۷ آن را احیا کرد. در سال ۲۰۲۰، دیوان عالی ایالات متحده با توجه به قانون سال ۲۰۱۹ که از سوی دونالد ترامپ، رییسجمهوری وقت، به عنوان بخشی از «قانون مجوز دفاع ملی» امضا شده بود، دستور بازبینی دوباره پرونده را صادر کرد.
شاکیان اعلام کردهاند که احکامی به مبلغ بیش از چهار میلیارد دلار علیه جمهوری اسلامی در اختیار دارند اما در چند دهه گذشته نتوانستهاند این غرامت را دریافت کنند.
کیانوش سنجری، روزنامهنگار، چهارشنبه شب در حرکتی اعتراضی به زندگی خود پایان داد. او روز سهشنبه در ایکس نوشته بود اگر تا غروب چهارشنبه فاطمه سپهری، نسرین شاکرمی، توماج صالحی و آرشام رضایی از زندان آزاد نشوند، «در اعتراض به دیکتاتوری خامنهای و شرکایش» به زندگی خود پایان میدهد.
سنجری، با وجود پیامهای زیادی که زیر نوشتهاش در شبکه ایکس دریافت کرد و اینکه به گفته فعالان داخل ایران، دو تن از پزشکان متخصص و شماری از فعالان سیاسی شناختهشده با او در تماس بودند، ساعت ۷ شب تصویری از پل حافظ در تهران منتشر کرد.
او دقایقی بعد ساعت ۷:۲۰ شامگاه چهارشنبه، متنی دیگر در شبکه ایکس خود منتشر کرد و نوشت «الوعده وفا. هیچ کس نباید به خاطر بیان عقایدش زندانی شود. اعتراض حق هر شهروند ایرانیست. زندگی من پس از این توییت به پایان خواهد رسید، اما فراموش نکنیم که ما برای عشق به زندگی جان داده و میدهیم، و نه مرگ. آرزومندم روزی ایرانیان بیدار و بر بردگی چیره شوند. پاینده ایران.»
این زندانی سیاسی پیشین، در بیوگرافی شبکه ایکس خود نوشته است «هنوز زنده» است.
سنجری نخستین بار سال ۱۳۷۹ در سن ۱۷سالگی در جریان تظاهرات دانشجویی در اولین سالگرد واقعه تیر ۱۳۷۸ بازداشت شد و چند ماه در انفرادی نگهداری شد.
او بعدتر و تا پیش از ترک ایران در سال ۱۳۸۶، در نیمه اول این دهه، ۹ بار بازداشت شد و در بازداشتگاههای ۵۹ سپاه، ۲۰۹ وزارت اطلاعات بازجویی و شکنجه شد.
در یکی از این بازداشتها، در دولت خاتمی، او ۱۱۱ روز را در بند ۲۰۹ زندان اوین گذراند که زیر نظر وزارت اطلاعات است.
او در این سالها، به«اقدام علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» به استناد «عضویت در جبهه متحد دانشجویی»، شرکت در تجمعات اعتراضی، مصاحبه با رسانههای خارج از کشور، «سیاهنمایی شرایط زندانها در وبلاگ» و سازماندهی تجمع در برابر دفتر سازمان ملل متحد در تهران متهم شده بود و در مجموع دو سال را در زندان گذارند.
سنجری، اواسط سال ۱۳۸۶، پیش از تشکیل یکی از جلسات دادگاه، از ایران خارج شد و پس از مدتی ماندن در یکی از اردوگاههای حزب کومله در کُردستان عراق، به عنوان پناهنده سیاسی در نروژ پذیرفته شد و ۹ آبان ۱۳۸۶ وارد این کشور شد.
کیانوش سنجری، کمتر از یک سال در نروژ اقامت داشت و در همین مدت به فعالیت سیاسی خود ادامه داد و از جمله با همراهی دفتر نروژ سازمان عفو بینالملل، تجمعات اعتراضی علیه مجازات اعدام و سرکوب دانشجویان در پایتخت این کشور برگزار کرد.
این فعال سیاسی جانباخته، اواخرتابستان ۱۳۸۷به آمریکا مهاجرت کرد و یکی از سخنرانان تظاهراتی بود که ۲ مهر ۱۳۸۷ همزمان با سفر محمود احمدینژاد به نیویورک و در اعتراض به نقض حقوق بشر در ایران در برابر سازمان ملل متحد برگزار شد.
بازگشت به ایران، بازداشت دوباره و زندان
سنجری ۱۱ مهرماه ۱۳۹۵ پس از ۸ سال زندگی در آمریکا و سالها کار به عنوان روزنامهنگار حوزه حقوقبشر در بخش فارسی صدای آمریکا، به ایران بازگشت.
او در یادداشتی که به طور اختصاصی در ایرانوایر منتشر شده است درباره این بازگشت نوشته است: «به اختصار بگویم که من دچار بیماری جنون وطن بودم ... تصمیم گرفتم یکبار برای همیشه بر دلتنگی مرگبار برای خانواده و وطن و دهشتِ بازگشت به سرزمینی که پیش از گریختن از آن، در آن بارها به زندان و انفرادی و شکنجه محکوم شده بودم، چیره شوم.»
سنجری دو ماه پس از بازگشت به ایران، در آذرماه ۱۳۹۵ بازداشت شد و پس از نزدیک به دو ماه بازداشت و بازجویی در هفته آخر بهمن ماه ۱۳۹۵با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.
سنجری بعدتر درباره شکنجههای که به او در جریان بازجویی و انتقال ۵ روزه به بیمارستان روانی آمینآباد داده شده بود نوشت
سنجری، اول مرداد ماه ۱۳۹۶در اینستاگرام خود خبر داد با وجود اطلاع از دلیل بازگشت او به ایران برای مراقبت از مادر تنها و بیمارش، پرونده به شکلی راهی دادگاه شده که قاضی ماشاالله احمدزاده رئیس شعبه ۲۶دادگاه انقلاب، او را به اتهامهایی همچون اجتماع و تبانی، فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروهک غیرقانونی به ۵سال حبس تعزیری و ۶سال حبس تعلیقی، و همچنین ۲سال ممنوعالخروجی محکوم کردهاست.
سنجری پس از گذارندن بخش عمده محکومیت زندان، با صدور حکم عدم تحمل کیفر، از زندان آزاد شد.
او پس از آزادی بارها درباره وضعیت سلامتی، شکنجههایی که بر او اعمال شده بود و آزاری که در بیمارستان روانی امینآباد دیده بود اطلاعرسانی کرد.
سنجری، مدتی بعد در شب نوزوز ۱۴۰۱ برای بار دوم از ایران خارج شد. او در یاداشتش برای ایرانوایر درباره این خروج نوشته است: «امشب، ۱ فروردین ۱۴۰۰، با گامهایی مردد، چشمانی اشکآلود و قلبی زخمی از آخرین گیت پرواز عبور کردم، سوار هواپیما شدم و بعد از تحمل ۵ سال و ۵ ماه و ۲۰ روز زندان، تیمارستان، بازجویی در خانه امن، حضور و غیاب در دایره نظارت، پرداخت جریمه [باج] و رفع ممنوعیت خروج، از وطن عزیز و اشغالیام خارج شدم.»
اما این بار هم کیانوش سنجری نتوانست دوری از ایران را مدت زیادی تاب بیاورد و پس از مدت کوتاهی دوباره به ایران بازگشت و در ایران به نوشتن مطالب انتقادی ادامه داد.
سنجری، در جریان خیزش زن، زندگی، آزادی هم، در ادامه موج دستگیریهای مربوط به اعتراضات ۱۴۰۱ در تاریخ ۲۲ آبان بازداشت شد و پس از مدتی آزاد شد.