کاترین شکدم: جمهوری اسلامی با تفرقهافکنی، وحدت ملی ایرانیان را هدف گرفته است
کاترین شکدم، پژوهشگر یهودی بریتانیایی-فرانسوی، در یادداشتی نوشت جمهوری اسلامی با بهرهگیری از راهبرد تفرقهافکنی، در پی تضعیف وحدت و همبستگی میان گروههای مختلف در ایران است.
شکدم که اکنون بهعنوان تحلیلگر سیاسی و سخنگوی یک نهاد حامی اسرائیل با نام «ما به اسرائیل ایمان داریم» فعالیت میکند، دوشنبه ۱۳ مرداد در روزنامه جروزالم پست نوشت جمهوری اسلامی تنها به فریب دادن مردم خود قانع نیست و جاهطلبیهایش تا مجذوب ساختن غرب با روایتی از مظلومنمایی نیز امتداد یافته است.
او هشدار داد حکومت ایران «کیمیاگری کهنِ تبدیل مظلومنمایی به ابزاری برای امپراتوریسازی» را به کمال رسانده است.
در ادامه بخشهایی از این یادداشت را میخوانید.
نمیتوان در برابر مهارتی که با آن همزمان نقاب مظلومیت بر چهره میزند و داس سرکوب را به حرکت درمیآورد، شگفتزده نشد. این مظلومیت نه بهعنوان وضعیتی تاسفبار، بلکه همچون گرزی درخشان است؛ سلاحی صیقلخورده برای بریدن، خلع سلاح کردن و خاموش ساختن.
به طبقهبندی انسانها در جمهوری اسلامی نگاه کنید؛ این حکومت انسانها را بر پایه قومیت، مذهب یا گرایش جنسی جدا میسازد. هر ویژگی هویتی را بیرون میکشد، به نمایش میگذارد و سپس آن را چون تیغی برای پاره کردن تار و پود جامعه بهکار میگیرد؛ کُرد در برابر آذری، سنی در برابر شیعه، زن در برابر مرد.
این حکومت بهخوبی دریافته که برای تضعیف یک ملت، نخست باید پیوندهای وحدت آن را گسست و مردم را به قبیلههایی متخاصم تقلیل داد.
وقتی همه بندهای ملت بودن از هم گسسته شود، چه میماند؟ تنها ایدئولوژی؛ اما نه یک ایدئولوژی پویا و زندگیبخش، بلکه جزماندیشی خشک و بیروح، همچون یک نقاشی تکرنگ که بر پیکره تمدنی رنگارنگ کشیده شده باشد.
ملاها حکومتی بنا کردهاند که نهتنها اطاعت، بلکه همدستی میطلبد؛ یک اتاق پژواک بیپایان که در آن از شهروندان انتظار میرود شعارهای روز را تکرار کنند و چشم بر خشونتی ببندند که ستونهای آن را نگه میدارد.
ایدئولوژی که روزی ابزاری در خدمت دولت بود، اکنون خود به بتی بدل شده که در هر محراب، قربانی میطلبد: از حقیقت، از فردیت و از عشق.
تبلیغات جمهوری اسلامی چگونه عمل میکند؟
با این حال، حکومت ایران تنها به فریب مردم خود قانع نیست و جاهطلبیهایش فراتر از مرزهایش میرود. تهران با جذابیتی نرم و فریبکارانه، همچون یک شیاد حرفهای، غرب را با روایتی از مظلومیت چنان مجذوب کرده که حتی روشنفکرترین ذهنها نیز فریب آن را خوردهاند.
روشنفکران غربی که در احساس گناه پسااستعماری غوطهورند، ایران را نه یک زندان تئوکراتیک، بلکه شهیدی «بد فهمیده شده» میپندارند؛ ملتی شریف که قربانی زورگویی امپریالیستها شده است. تهران حتما از تماشای این نمایش مضحک خندهاش میگیرد! آنکه هم زندانبان است و هم زندانی، هم ستمگر است و هم ستمدیده، بیتردید استاد تبلیغات است.
جمهوری اسلامی دهههاست این بازی را با شکیبایی عنکبوتی که تار میتند، پیش میبرد. هر تار با دقت تنیده میشود: یک سخنرانی در اینجا، یک مانور دیپلماتیک در آنجا، یک صحنهسازی حسابشده برای برانگیختن خشم و جلب توجه رسانههای جهانی.
در این میان، غرب هر بار فریب میخورد؛ ژست میگیریم، بیانیه صادر میکنیم، تحریم اعلام میکنیم، اما پشت این کلمات سختگیرانه، ارادهای برای رویارویی با پوسیدگی بنیادین وجود ندارد.
دانشجویان ما شاید غمانگیزترین قربانیان این نمایش باشند. از کلاسهای درس دانشگاه کمبریج تا پردیسهای کالیفرنیا، از جا برمیخیزند و خود را پاسداران عدالت، حامیان مظلومان میخوانند. اما عدالت چه کسی؟ مظلومیت چه کسی را بازگو میکنند؟ دقیقا همان روایتهایی که تهران با وسواس پرورانده است.
انگار جمهوری اسلامی در میان جوانان غرب عروسکی سخنگو یافته؛ جملاتی در دهانشان میگذارد که ظاهری شریف دارند، اما تنها برای پنهان کردن بیرحمی طراحی شدهاند.
چگونه و چرا این فریب کارگر افتاد؟
چگونه چنین شد؟ چگونه وارثان عقلانیت عصر روشنگری و اندیشه لیبرال، چنین تمامعیار فریب خوردند؟ بخشی از پاسخ در خودپسندی اخلاقی ما نهفته است. ما عاشق آنیم که خود را درستکار بدانیم؛ عاشق صحنهسازیهای قهرمانانهایم که در آن مشت بر میز میکوبیم و با تبهکاران تاریخی فرضی درمیافتیم.
پس وقتی تهران زمزمههایی از ظلم غربی در گوشمان میخواند، گوش میسپاریم. سر تکان میدهیم. یادداشت برمیداریم. ساختارهایی پیچیده برای سرزنشگری میسازیم و به راحتی فراموش میکنیم که ستمگر واقعی در این داستان نه «غرب» انتزاعی، بلکه رژیمی است که مردم خود را به زندان میاندازد، شاعران را شلاق میزند و زنان را سنگسار میکند.
این روش کار جمهوری اسلامی است: تفرقه بینداز، سردرگم کن، وارونه جلوه بده.
رهبران حکومت ایران بسیار بهتر از ما دریافتهاند که میدان نبرد قرن بیستویکم نه دشتهای بیابانی، بلکه ذهن انسانهاست. آنها جنگ را نه صرفا با تانک و هواپیما - که آنها را نیز دارند - بلکه با روایتها، با داستانها، با ترکیبی فریبنده از رنج و شکوه به پیش میبرند؛ ترکیبی که حتی فرهیختهترین انسانها را به همدستانی نادان بدل میسازد.
آنها بهدنبال تصرف سرزمین نیستند، بلکه خیال را فتح میکنند؛ در پی استعمار واژگان اخلاقی جهاناند.
در همین حال، درون ایران، مردم با رنجهایی زندگی میکنند که حتی درکشان دشوار است: فشار اقتصادی روزمره، تشدیدشده با فساد و سوءمدیریت، تهدید دائمی بازداشت یا سرنوشتی بدتر برای کسانی که زبان میگشایند؛ فضای خفقانآور ایدئولوژیک که از کلاس درس تا اتاق خواب را فراگرفته است.
اما صدای این رنجها هم در هیاهوی تبلیغات رژیم و هم در همصدایی ناآگاهانه برخی روشنفکران خوشنیت اما گمراه غربی گم میشود؛ آنان که استبداد را با مقاومت و قساوت را با شجاعت اشتباه میگیرند.
جمهوری اسلامی از این سردرگمی تغذیه میکند. میداند تا زمانی که جهان در جدال میان شرق و غرب، میان دانشجویان معترض و دولتهای بهاصطلاح جنگطلب باقی بماند، سلطهاش ادامه خواهد یافت. این رژیم همچون تردستیکار ماهریست که وقتی ما مشغول بحث بر سر ترفندش هستیم، جادوی واقعی را در جایی دیگر و دور از چشم اجرا میکند.
ما درباره تحریمها بحث میکنیم، درگیر پیچوخم دیپلماسی میشویم و در همین حین، تهران گامبهگام بنیانهای ملی بودن را از هم میگشاید و ایران را به ظرفی توخالی بدل میکند که تنها بخارهای ایدئولوژی در آن موج میزند.
تراژدی اینجاست: مردم ایران، رژیم ایران نیستند. آنان نه همان آخوندهایی هستند که بهدروغ به نامشان سخن میگویند و نه همان پاسدارانی که با گلوله و باتون سکوت را تحمیل میکنند. آنان مردمیاند سرافراز، گوناگون و زیبا؛ وارثان یکی از کهنترین تمدنهای جهان که در قفسی آهنین گرفتار آمدهاند. غرب، در اشتیاق خود برای عادل جلوه کردن، بارها این تمایز بنیادین را از یاد برده است.
پس باید نقابها، روایتها و افسانههای دمدستی را کنار زد. باید جمهوری اسلامی را آن گونه که هست دید: نه قربانی، بلکه شکارچی؛ نه چراغ راه مقاومت، بلکه کارخانه دروغ.
باید شجاعت آن را داشت تا کسانی را که چه از سر سادهدلی و چه از سر غرور، روایات این حکومت را بهجای حقیقت بازگو میکنند، به چالش کشید. در غیر این صورت، خود در زهر و توهمی شریک میشویم که نهتنها ایران، بلکه شفافیت اخلاقی جهان را آهسته آهسته میفرساید.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در نشست خبری گفت: «همکاری آژانس با ایران باید بر اساس آخرین مصوبه مجلس تنظیم شود. سه کشور اروپایی به هیچ عنوان، حقی قانونی برای سوءاستفاده از مکانیسم ماشه ندارند.»
او افزود در دولت دوازدهم نیز صراحتا اعلام کرده بودیم که در صورت استفاده از مکانیسم ماشه، جمهوری اسلامی ایران چه واکنشی نشان خواهد داد؛ بنابراین، تکلیف روشن است.
بقایی اضافه کرد: «هیچ بازرسی از آژانس انرژی اتمی در ایران نیست. سواستفاده از مکانیسم ماشه هم برای انپیتی و هم برای سه کشور اروپایی تبعات جدی خواهد داشت.»
سخنگوی وزارت خارجه اشاره کرد سفر مقامهای آژانس به ایران کمتر از ۱۰ روز آینده انجام میشود.
روزنامه فرهیختگان، وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی، در مطلبی درباره تشدید تنشها، احتمال درگیری نظامی و ایجاد اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی پس از فعال شدن احتمالی مکانیسم ماشه از سوی کشورهای اروپایی هشدار داد.
فرهیختگان دوشنبه ۱۳ مرداد گزارش داد در صورت بازگشت تحریمها، اقداماتی نظیر ممنوعیت فروش تسلیحات به ایران، مسدودسازی داراییهای مرتبط با نهادهای تحریمی همچون سپاه پاسداران و شرکت کشتیرانی، الزام به بازرسی محمولههای مشکوک، و ممنوعیت ارائه خدمات مالی و بیمهای در حوزه هستهای در دستور کار جامعه بینالمللی قرار خواهد گرفت.
این روزنامه نوشت: «فروش نفت بهطور مستقیم مشمول تحریمهای شورای امنیت نیست. اگرچه دامنه تحریمهای سازمان ملل نسبت به تحریمهای یکجانبه آمریکا و اروپا محدودتر است، اما بهدلیل چندجانبه بودن، ظرفیت فشار روانی و دیپلماتیک بالاتری دارد. از سوی دیگر، بهدلیل تفسیرپذیری عبارات تحریمی، کشورهای عضو بسته به اراده سیاسی خود میتوانند این تحریمها را بهصورت شدید یا ضعیف اجرایی کنند.»
به گزارش فرهیختگان، خودداری روسیه از تحویل سامانه اس-۳۰۰ به جمهوری اسلامی و تصمیم اسلامآباد برای توقف پروژه انتقال گاز از ایران به پاکستان و هند، موسوم به «خط لوله صلح»، نمونههایی از تاثیر اراده سیاسی کشورها در اجرای تحریمها به شمار میروند.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها در خصوص تصمیم تروئیکای اروپایی برای فعالسازی مکانیسم ماشه شدت گرفته است.
ایراناینترنشنال ۹ مرداد به نقل از منابع دیپلماتیک غربی گزارش داد مقامهای جمهوری اسلامی در جریان نشست استانبول با نمایندگان آلمان، فرانسه و بریتانیا تهدید کردند که در صورت فعال شدن مکانیسم ماشه، تهران از معاهده منع اشاعه تسلیحات هستهای (انپیتی) خارج خواهد شد.
بازگشت تحریمها و «مشروعسازی سیاسی اقدامات نظامی»
فرهیختگان در ادامه گزارش خود هشدار داد فعالسازی مکانیسم ماشه، افزون بر پیامدهای اقتصادی و تجاری، میتواند به شکلگیری «اجماع جهانی علیه ایران» بینجامد: «بازگشت قطعنامههای شورای امنیت دو ریسک را بر ایران تحمیل میکند؛ تبعات اقتصادی که بازگشت تحریمها میتواند برای اقتصاد ایران داشته باشد و زمینهسازی برای امنیتیسازی و اقدام نظامی علیه ایران.»
این روزنامه نوشت: «کشورها میتوانند از فضای تحریمی شورای امنیت برای مشروعسازی سیاسی اقدامات نظامی بهره ببرند، هرچند که فاقد مشروعیت حقوقی باشند.»
بر اساس این گزارش، اقدام احتمالی تهران در خروج از انپیتی در واکنش به تروئیکای اروپایی ممکن است به تشدید تنش در سطح منطقهای و جهانی منجر شود و احتمال بروز درگیری نظامی را تقویت کند.
علاءالدین بروجردی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، هفتم مرداد اعلام کرد کشورهای اروپایی در مذاکرات استانبول بهدنبال تمدید ششماهه مهلت استفاده از مکانیسم ماشه بودند، اما جمهوری اسلامی این پیشنهاد را نپذیرفت.
فرهیختگان در ادامه گزارش خود به نقش «حیاتی» چین و امارات متحده عربی بهعنوان «شرکای اقتصادی» جمهوری اسلامی پرداخت و هشدار داد بازگشت تحریمهای بینالمللی میتواند مناسبات اقتصادی تهران با پکن و ابوظبی را تحت تاثیر قرار دهد.
فرهیختگان نوشت: «امارات در سالهای اخیر با چراغ سبز تلویحی آمریکا، مرکز تبادلات مالی و کالایی ایران بوده است. همچنین بخش عمدهای از واردات کالاهای اساسی ایران از مسیر امارات تامین میشود. در صورت بازگشت تحریمها، آمریکا ممکن است با استناد به قطعنامههای شورای امنیت، خواستار محدودسازی روابط اقتصادی امارات با ایران شود.»
این روزنامه افزود: «چین خریدار اصلی نفت ایران و دومین صادرکننده بزرگ کالا به ایران است. تجربه تحریمهای قبلی نشان داده که پکن با رویکردی دوگانه عمل کرده است... آنچه مسلم است اینکه چین بهطور صریح از عدم اجرای تحریمهای شورای امنیت دفاع نخواهد کرد، اما احتمال دارد اجرای آنها را بهصورت محدود و تفسیرپذیر پیگیری کند. لذا، کاهش تدریجی سطح روابط تجاری (نه قطع کامل) محتمل است.»
روزنامه جروزالم پست ۱۲ مرداد به نقل از پژوهشگران چینی گزارش داد «رژیم آیتالله» در ایران در آستانه فروپاشی قرار دارد و دیگر با منافع راهبردی پکن در منطقه همراستا نیست.
شبکه الحدث نیز خبر داد آمریکا در راستای تحقق اهداف خود در قبال برنامه هستهای جمهوری اسلامی، در حال رایزنی با چین است تا این کشور را از ادامه خرید نفت ایران باز دارد.
بر اساس این گزارش، پکن در واکنش به فشارهای واشینگتن اعلام کرده است که در صورت دریافت نفت با قیمت پایینتر، آمادگی دارد واردات خود از تهران را متوقف کند.
بیش از سه هزار و ۲۰۰ کارگر فعال در خط تولید جتهای جنگنده شرکت بوئینگ، در اعتراض به برآورده نشدن خواستههایشان دست به اعتصاب زدند.
خبرگزاری رویترز نوشت این کارگران که در بخش مونتاژ جنگندههای بوئینگ در منطقه سنتلوئیس و ایالت ایلینوی مشغول به کار هستند، دوشنبه ۱۳ مرداد و پس از رد دومین پیشنهاد قراردادی شرکت، اعتصاب خود را آغاز کردند.
بخش دفاعی شرکت بوئینگ اعلام کرد برای این اعتصاب آماده است و قصد دارد با اجرای یک طرح اضطراری، از افرادی که عضو اتحادیههای کارگری نیستند، برای ادامه فعالیت خود استفاده کند.
بوئینگ افزود قراردادی که مورد قبول کارگران قرار نگرفت، یک توافق چهار ساله بود که افزایش میانگین دستمزدها تا حدود ۴۰ درصد، افزایش عمومی ۲۰ درصدی حقوق، پاداش پنج هزار دلاری برای تصویب قرارداد، افزایش دورهای حقوق و مرخصیهای بیشتر از جمله مرخصی استعلاجی را شامل میشد.
دَن گیلیان، معاون شرکت بوئینگ و مدیرکل تاسیسات این شرکت در سنتلوئیس، در بیانیهای گفت: «مایه تاسف است که کارکنان ما در سنتلوئیس پیشنهادی را رد کردند که شامل رشد میانگین دستمزدها تا ۴۰ درصد بود.»
در سوی دیگر، تام بولینگ، رییس ناحیه ۸۳۷ اتحادیه بینالمللی ماشینکاران و کارکنان صنایع هوافضا، در بیانیهای اعلام کرد: «اعضای ما شایسته قراردادی هستند که بازتابدهنده مهارت، تعهد و نقش حیاتی آنها در دفاع ملی [آمریکا] باشد.»
رویترز نوشت دومین قرارداد پیشنهادی بوئینگ به کارگران این شرکت تا حد زیادی مشابه پیشنهاد نخست بود که هفته گذشته با اکثریت قاطع مورد قبول قرار نگرفت.
کارگران ناحیه ۸۳۷ مسئول مونتاژ جنگندههای اف-۱۵ و اف/اِی-۱۸، هواپیمای آموزشی تی-۷ و پهپاد سوخترسان امکیو-۲۵ هستند؛ پهپادی که برای نیروی دریایی ایالات متحده در دست طراحی و توسعه است.
شرکت بوئینگ پس از امضای قرارداد ساخت جنگنده اف-۴۷اِی برای نیروی هوایی آمریکا در سال جاری، روند گسترش تاسیسات تولیدی خود در منطقه سنتلوئیس را آغاز کرده است.
پیشتر در هفتم مرداد، کلی اورتبرگ، مدیرعامل بوئینگ، تاثیر اعتصاب کارکنان بر فعالیت این شرکت را کماهمیت توصیف کرد و گفت بوئینگ سال گذشته نیز از پسِ اعتصاب هفت هفتهای ۳۳ هزار تن از اعضای خود در ناحیه ۷۵۱ در شمال غربی آمریکا که در خط تولید جتهای مسافربری فعال هستند، برآمده بود.
او افزود: «بیش از حد نگران پیامدهای اعتصاب نیستم. آن را مدیریت خواهیم کرد.»
اعتصاب ناحیه ۷۵۱ در آن مقطع زمانی، پس از تصویب قراردادی چهار ساله با افرایش ۳۸ درصدی دستمزدها پایان یافت.
یک مطالعه جدید در دانشگاه مونترال نشان داد که بزرگسالان مبتلا به اختلال کمتوجهی-بیشفعالی یا ایدیاچدی حین انجام فعالیتهای دشوار بیشتر از دیگر همسالان خود به شنیدن موسیقی پسزمینه و محرک تمایل دارند.
این مطالعه با هدف شناسایی عادتهای شنیداری افراد مبتلا به ایدیاچدی و مقایسه آن با افراد بدون این اختلال انجام شد.
تیم پژوهش یک نظرسنجی آنلاین شامل پرسشهایی درباره عادتهای شنیداری، علاقهمندیها و ترجیحات در حوزه موسیقی و آثار قابل درک موسیقی پسزمینه بر عملکرد شناختی و عاطفی طراحی کرد. ۴۳۴ نفر در بازه سنی ۱۷ تا ۲۴ سال در این نظرسنجی شرکت کردند و به دو گروه دارای اختلال کمیتوجهی-بیشفعالی و بدون این اختلال تقسیم شدند.
پژوهشگران دریافتند که بیشترِ بزرگسالان جوان حین فعالیتهای شناختی سخت مانند مطالعه و حل مسئله و نیز در فعالیتهای سبکتر مانند نظافت، آشپزی و ورزش، به موسیقی پسزمینه گوش میدهند. اما افراد دارای ایدیاچدی گزارش دادند که حین مطالعه و ورزش اتکای بیشتری به موسیقی دارند و حین فعالیتهای کمزحمت هم بیشتر از گروه دیگر به موسیقی گوش میدادند.
یافته دیگر این پژوهش تفاوت در نوع موسیقی منتخب دو گروه است؛ افراد دارای ایدیاچدی حین فعالیتهای شناختی سبک یا سنگین موسیقیهای محرک را ترجیح میدهند، در حالی که گروه دیگر موسیقی آرام را برای فعالیتهای شناختی پیچیده و موسیقی محرک را برای فعالیتهای سبکتر انتخاب میکنند.
پژوهشگران در گفتوگو با نشریه سایپُست میگویند: «این الگو حاکی از تفاوتی روشن در روش استفاده از موسیقی و نحوه درک موسیقی است، آنهم نه بهصورت اتفاقی، بلکه بهعنوان راهبردی برای پاسخ به نیازهای روانی.»
ایدیاچدی یک اختلال عصبتحولی است که با نشانههایی چون بیتوجهی، بیشفعالی یا تکانشگری (واکنشهای آنی و هیجانی) مشخص میشود. این اختلال اغلب در دوران کودکی آغاز میشود و در بیشترِ افراد تا بزرگسالی ادامه مییابد.
بزرگسالان مبتلا به این اختلال در حفظ تمرکز، مدیریت وظایف و سازماندهی دچار مشکل میشوند، معمولا با چالشهای روانی مانند اضطراب یا افسردگی مواجهند و سطوح پایهای پایینتری از برانگیختگی مغز را تجربه میکنند.
محققان این پژوهش میگویند موسیقی به عنوان یک محرک خارجی به افراد مبتلا به این اختلال کمک میکند به سطح بهینهای از برانگیختگی برسند که تمرکزشان را بهبود دهد و به درگیر شدن بیشتر با وظایف به آنها کمک کند.
آنها توضیح دادهاند که موسیقی محرک، با فعالسازی سیستم پاداش مغز و آزادسازی دوپامین، میتواند به جبران این نقص پایهای در مغز کمک کند و تمایل این افراد به سرگردانی ذهن یا حواسپرتی حین انجام وظایف شناختی سنگین نظیر مطالعه را کاهش دهد.
پژوهشگران اعلام کردهاند که گام بعدی مهم بررسی این موضوع است که ویژگیهای موسیقی مانند سرعت و ریتم و ترانه میتواند بهسرعت بر تمرکز و تنظیم عاطفیِ افراد مبتلا به ایدیاچدی اثر بگذارد.
یسرائیل کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، با هیاتی بلندپایه به ریاست مایک جانسون، رییس مجلس نمایندگان آمریکا، دیدار کرد.
او در پستی در رسانه اجتماعی ایکس با اعلام این خبر از حمایت قاطع این نمایندگان از اسرائیل، و تلاشها برای بازگرداندن گروگانها و شکست حماس قدردانی کرد.
کاتس افزود: «اسرائیل تنها برای بقای خود نمیجنگد؛ ما در خط مقدم نبرد جهان آزاد علیه ایدئولوژیهای اسلامگرای رادیکال ایستادهایم.»
وزیر دفاع اسرائیل گفت عملیات «چکش نیمهشب» و «طلوع شیران» علیه حکومت ایران بازتاب اتحاد عمیق و ارزشهای مشترک اسرائیل و آمریکا — آزادی، عدالت، و دفاع بیقیدوشرط از آزادی — است.