اورشلیمپست: دکترین «شوک سیستمی» ایران را در جنگ ۱۲ روزه غافلگیر کرد | ایران اینترنشنال
اورشلیمپست: دکترین «شوک سیستمی» ایران را در جنگ ۱۲ روزه غافلگیر کرد
جنگندههای نیروی هوایی اسرائیل
ارتش اسرائیل در عملیات «طلوع شیران» برای نخستینبار اهدافی را در تهران هدف قرار داد؛ اقدامی که بخشی از طرح فوقسری نیروی هوایی برای ضربهزدن به شبکه دفاعی ایران و ایجاد شوک در ساختار فرماندهی این کشور بود.
به گزارش اورشلیم پست، رمز عملیات با عبارت «آلفا» در مرکز فرماندهی زیرزمینی نیروی هوایی اسرائیل طنینانداز شد؛ جایی که فرماندهان لحظات پرتنش را پشت سر گذاشتند. برای نخستین بار جنگندههای اسرائیلی نه از راه دور، بلکه در حریم هوایی ایران و بر فراز تهران اهدافی را منهدم کردند.
به گفته یک افسر ارشد، «همه در اتاقهای کنترل غرق در اضطراب بودند؛ اما وقتی موشکها به هدف خوردند، مشخص شد خلبانانی که به قلب تهران رسیدند، به افسانه بدل شدهاند.» او افزود در این عملیات پهپادهایی توسط پدافند ایران سرنگون شد، اما هیچ جنگندهای از دست نرفت.
این عملیات بخشی از برنامه محرمانهای موسوم به «استند-این تهران» (SIT) بود؛ ابتکاری که بر اساس دکترین «شوک سیستمی» طراحی شد و هدف آن فروپاشی روانی و سازمانی دشمن پس از ضربهای ناگهانی و دقیق بود. ایده اولیه از عامیر بارام، معاون وقت ستاد کل ارتش و مدیرکل کنونی وزارت دفاع اسرائیل، نشأت گرفت.
به نوشته اورشلیمپست، ارتش اسرائیل برای ماهها سناریوهای مختلف مقابله با ایران را بررسی کرده بود. گزارشهای اطلاعاتی نشان میداد رفتار جمهوری اسلامی تهاجمیتر شده است. بارام در کارگاهی با حضور نمایندگان موساد، اطلاعات ارتش، پدافند هوایی و وزارت دفاع تاکید کرد که تنها یک حمله غیرمنتظره میتواند سیستم حکومت ایران را متزلزل کند.
بر اساس این طرح، به جای شلیک از صدها کیلومتر دورتر، خلبانان با استفاده از تسلیحات پیشرفته از فاصله نزدیک به اهداف حمله و شبکه متراکم پدافند ایران را غافلگیر کردند. یک خلبان باسابقه گفت: «هر کیلومتر پرواز تا ایران با دقت محاسبه میشود، اما کیفیت نیروی انسانی و تجربه دههها عملیات، چنین اقدامی را ممکن کرد.»
اورشلیمپست افزود، این طرح در نوامبر ۲۰۲۴ به برنامه رسمی ارتش تبدیل شد. تمرینهای ویژه آغاز و بودجهای معادل ۲.۶ میلیارد شِکل برای آن اختصاص یافت، حتی با وجود آنکه اجرای طرح به توقف پروژههای دیگر انجامید. به گفته منابع آگاه، فوریت برنامه چنان آشکار بود که هزینه سنگین آن توجیهپذیر شد.
هفتهها مرور منظم و آمادهسازی ادامه یافت تا نیروی هوایی اعلام کرد برای اجرای دستور نهایی آماده است. در همین دوره، یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، خطاب به فرماندهان عالیرتبه گفت: «ایران امروز بیش از هر زمان دیگری در برابر حمله به تاسیسات هستهایاش آسیبپذیر است. این فرصتی است برای از میان بردن تهدیدی حیاتی علیه اسرائیل.»
بر اساس گزارش اورشلیمپست، این عملیات نهتنها توانست مواضع سپاه پاسداران و تاسیسات نظامی ایران را هدف قرار دهد، بلکه ضربهای روانی و راهبردی به ساختار رهبری و شبکه دفاعی جمهوری اسلامی وارد کرد. تحلیلگران میگویند اجرای این طرح نشان داد اسرائیل قادر است تا عمق ایران نفوذ کند و این کشور را در معرض تهدیدی بیسابقه قرار دهد.
سرویس اطلاعات خارجی اوکراین با اشاره به سفر مسعود پزشکیان به بلاروس گزارش داد جمهوری اسلامی از این کشور درخواست کمک کرده تا سامانههای پدافند هوایی و جنگ الکترونیک آسیبدیده خود در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل را بازسازی کند.
رسانههای اوکراین شنبه اول شهریور گزارش دادند دیدار میان الکساندر لوکاشنکو، رییسجمهوری بلاروس و پزشکیان، رییس دولت جمهوری اسلامی، بر دستور کار رسمی تجارت و سرمایهگذاری متمرکز بوده است اما دو طرف در مذاکرات پشت درهای بسته، بر همکاری نظامی تاکید کردهاند.
او در نشست مطبوعاتی مشترک با رییسجمهوری بلاروس، با بیان اینکه «جمهوری اسلامی برای گسترش روابط با بلاروس هیچ محدودیتی قائل نیست»، گفت: «آمادهایم تجربیات جمهوری اسلامی در خنثیسازی تحریمها را به بلاروس انتقال دهیم.»
پزشکیان از حمایت بلاروس از جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۱۲ روزه و محکوم کردن حملات اسرائیل تشکر کرد و افزود: «با روسیه معاهده همکاریهای راهبردی امضا کردیم و آمادگی داریم معاهده مشابهی با بلاروس امضا کنیم.»
این در حالی است که موسسه «رَند»، اندیشکده سیاستگذاری، در تحلیلی درباره جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل نوشت از آنجا که حمایت دولتهای اقتدارگرا بر اساس منافع شکل میگیرد، با وجود توافق مشارکت راهبردی مسکو و تهران که به تازگی امضا شده بود، مسکو، تهران را در جنگ تنها گذاشت؛ مشابه رفتاری که پکن با تهران داشت.
با این حال به گفته اوکراین، برخلاف روسیه، بلاروس محدودیتهای کمتری در حوزه نظامی-فنی دارد و میتواند به کانالی برای احیای توان دفاعی جمهوری اسلامی تبدیل شود.
۱۸ مرداد، روزنامه هاآرتص، نوشت ارزیابیها نشان میدهد اسرائیل در کوتاهمدت توانایی ادامه عملیات در آسمان ایران و هدف قرار دادن زیرساختهای موشکی را دارد اما در افق پنج تا ۱۰ ساله، خطر بازسازی پدافند پیشرفته یا حتی نیروی هوایی ایران، میتواند شرایط را تغییر دهد.
جمهوری اسلامی در پدافند خود عمدتا بر سامانههای بومی مانند قدیر و سامانههای وارداتی روسی نظیر اس-۳۰۰ متکی است اما این سامانهها در جنگ اخیر ناکارآمد بودند.
همچنین گزارشهایی حاکی از تلاش جمهوری اسلامی برای خرید سامانههای پدافندی «اچکیو-۹بی» و رادارهای «جی وای-۲۶» از چین منتشر شدهاند؛ هرچند سفارت چین در اسرائیل این گزارشها را رد کرده است.
رسانههای اوکراین نوشتند جمهوری اسلامی علاوه بر بُعد نظامی، خواهان کمک بلاروس در زمینه رفع کمبود تجهیزات تولید برق و ماشینآلات کشاورزی است.
موسسه «رَند»، اندیشکده سیاستگذاری، در تحلیلی درباره جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل نوشت حمایت غرب، بهویژه آمریکا، نقشی کلیدی در موفقیت اسرائیل داشت اما جمهوری اسلامی بدون حمایت متحدانش مثل روسیه و چین، در نبرد تنها ماند که این نشان میدهد حکومتهای خودکامه حاضر به فداکاری نیستند.
رند نوشت: «ایران فاقد حمایت شرکای خود مانند روسیه و چین ماند؛ موضوعی که ضعف این روابط معاملهمحور را نمایان کرد. این جنگ کوتاه نشان داد که اتحاد میان دولتهای اقتدارگرا تا چه اندازه محدود است.»
در این تحلیل آمده است حتی شرکای بینالمللی ایران مانند روسیه، کمک اندکی ارائه کردند؛ با وجود آنکه مسکو اخیرا توافق مشارکت راهبردی با تهران امضا کرده بود.
روسیه روشن ساخت که این پیمان به معنای ایجاد اتحاد نظامی یا کمک نظامی متقابل با ایران نیست. چین نیز واکنشی محدود نشان داد؛ تنها اسرائیل را محکوم کرد و خواستار صلح شد.
این نوشته تاکید کرد: «همکاری میان حکومتهای خودکامه قطعا رو به افزایش است اما این روند عمدتا از خودمحوری و تلاش برای بقای رژیمها ناشی میشود. برای نمونه، ایران و چین برای دور زدن تحریمهای اقتصادی به روسیه کمک میکنند؛ نه از سر وفاداری، بلکه برای منافع خود و حمایت از رژیمی که غرب را دشمن میبیند.»
بر این اساس، همین روابط معاملهمحور سبب میشود رهبران اقتدارگرا در بزنگاههای واقعی حاضر به فداکاری برای متحدانشان نباشند.
مقایسه با اتحاد کشورهای غربی در جنگ اوکراین
نویسنده این مقاله، حمایت دولتهای غربی از اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه از جمله حمایت کامل فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان را با عدم حمایت چین و روسیه از ایران مقایسه کرد.
موسسه رند در ادامه، وضعیت کشورهای اقتدارگرا در جریان جنگ ۱۲ روزه را با شرایط مشابه غرب در جریان جنگ اوکراین مقایسه کرد و نوشت: «پژوهش ما همزمان با هفتاد و پنجمین سالگرد تشکیل سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) در سال ۲۰۲۴، نشان داد انسجام سیاسی و وحدت هدف، از عناصر کلیدی در مقابله با چالشهای راهبردی ناتو است و بیشتر کشورهای غربی بهخوبی این واقعیت را میدانند.»
برای نمونه، مقاله به همگرایی فرانسه، آلمان، لهستان و بریتانیا در حمایت از اوکراین اشاره کرد.
با این حال، این موسسه با انتقاد تلویحی از رویکرد برخی دولتهای جدید در اروپا نوشت که اختلافات این کشورها همچنان پابرجاست: «اسلواکی و مجارستان با وتوی تحریمهای اتحادیه اروپا علیه روسیه توانستند امتیازهای بیشتری برای منافع ملی خود بگیرند. افزون بر این، سیاست ملی هر کشور میتواند با یک انتخابات بهطور ناگهانی تغییر کند. بهطور مثال، فرانسه در حال حاضر بر همکاری در سطح اروپا، حتی در حوزه بازدارندگی هستهای، تاکید دارد اما این رویکرد با پیروزی حزب راست افراطی "اجتماع ملی" ممکن است کاملا تغییر کند.»
هشدار به غرب
اکنون احزاب طرفدار اروپا و ناتو تلاش میکنند جایگاه داخلی خود را تقویت کنند.
به نوشته رند، این احزاب میکوشند با مخالفان پل بزنند و به شهروندان یادآوری کنند که چه چیزی در خطر است: «لهستان، کشورهای بالتیک و اسکاندیناوی نمونه بارزی هستند که اجماع سیاسی قوی بر سر عضویت در ناتو دارند و روسیه را تهدید امنیتی آشکار میدانند.»
این موسسه در پایان توصیه کرد دیگر دولتهای اروپایی نیز باید سطح مشابهی از درک عمومی را ایجاد کنند و مزایای عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا را بهروشنی برای مردم توضیح دهند.
جنگ اسرائیل و ایران بهوضوح یادآوری میکند که امنیت و بازدارندگی کشورها در صورت چشمپوشی از این اتحادها، بهشدت آسیب خواهد دید.
وزارت دفاع اسرائیل دو فروند دیگر از هواپیماهای سوخترسان پیشرفته بوئینگ کیسی-۴۶ را خریداری کرده و ناوگان آینده خود را به شش فروند افزایش داده است. این تصمیم با هدف تقویت عملیات طولانیمدت در عمق خاک ایران و کوتاهتر کردن دورههای جنگ احتمالی با تهران اتخاذ شده است.
به نوشته رسانه اسرائیلی واینت، عامیر بارام، مدیرکل وزارت دفاع، به هیات خرید تسلیحات در ایالات متحده دستور داده قرارداد جدید را با شرکت بوئینگ امضا کند. چهار فروند نخست پیشتر سفارش داده شده و اکنون در خط تولید سیاتل قرار دارند.
ناوگان کنونی سوخترسان اسرائیل شامل هواپیماهای قدیمی «رم» (بوئینگ 707 تغییر یافته) است که نزدیک به ۶۰ سال عمر دارند و قرار بود سالها قبل جایگزین شوند. بر اساس گزارش واینت، نخستین کیسی-۴۶ تا شش ماه آینده تحویل داده خواهد شد و بقیه نیز تا سال ۲۰۳۰ وارد خدمت میشوند.
این هواپیماها که در اسرائیل «جدعون» نامگذاری خواهند شد، بزرگترین هواپیماهای تاریخ نیروی هوایی اسرائیل خواهند بود و با سیستمهای عملیاتی بومی تجهیز میشوند. قرارداد جدید حدود ۵۰۰ میلیون دلار ارزش دارد و با کمکهای نظامی آمریکا تامین مالی میشود. اسرائیل نخستین کشور خاورمیانه است که کیسی-۴۶ را به خدمت میگیرد.
فرماندهان نیروی هوایی اسرائیل پیشتر توصیه کرده بودند ناوگان سوخترسان افزایش یابد، اما جنگهای اخیر با حکومت ایران این موضوع را به اولویت فوری بدل کرده است. واینت یادآور شد که در نبردهای سال گذشته، جنگندههای اسرائیل سامانههای دفاعی پیشرفته ایران از جمله اس-۳۰۰ را نابود کردند و مسیر را برای عملیات گستردهتر در خاک ایران گشودند.
به گفته منابع نظامی، با شش کیسی-۴۶ و ناوگان رم، اسرائیل قادر خواهد بود حضور تقریباً دائمی در آسمان ایران داشته باشد و فشار هوایی مستمر بر تهران اعمال کند. این توان جدید امکان افزایش شمار حملات روزانه، کاهش ریسک برای جنگندهها و کوتاهتر کردن طول درگیریها را فراهم میآورد.
بارام تاکید کرده است که «هواپیماهای جدید بازوی استراتژیک ارتش اسرائیل را برای دسترسی به میدانهای دور تقویت خواهند کرد.» همچنین ایدو نحشتان، رئیس بوئینگ اسرائیل و فرمانده پیشین نیروی هوایی، گفت: «افزودن این دو کیسی-۴۶ توان سوخترسانی اسرائیل را به بالاترین سطح جهانی ارتقا خواهد داد.»
کانال ۱۲ اسرائیل: ارتش از سامانههای پزشکی جدید برای عملیاتها علیه ایران استفاده میکند
کانال ۱۲ اسرائیل نیز در گزارشی به استفاده از تکنولوژیهای جدید در نیروی هوایی ارتش اشاره کرد و درباره جنگ ۱۲ روزه نوشت در شامگاه حمله، جتهای اسرائیل در عملیاتی با نام «عروسی سرخ»، برگرفته از سریال «تاج و تخت»، «سر مار» را از تن آن جدا و به ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ضربه زد.
در این گزارش اشاره شده که اسرائیل در دو روز به برتری هوایی در آسمان ایران دست یافت.
طبق این گزارش، نیروی هوایی اسرائیل برای نخستینبار سامانه پایش لحظهای وضعیت جسمانی خلبانان را به کار میگیرد؛ سامانهای که با حسگرهای متصل به بدن، ضربان قلب، سطح اکسیژن و حتی امواج مغزی را رصد میکند.
مقامهای پزشکی نیروی هوایی اسرائیل میگویند هدف این فناوری جلوگیری از بیهوشی و کاهش هوشیاری خلبانان در پروازهای طولانی و پرخطر، بهویژه در عملیات در خاک ایران است.
یاکوب ناگل، مشاور پیشین امنیت ملی بنیامین نتانیاهو و محقق ارشد در بنیاد دفاع از دموکراسیها، جمهوری اسلامی را به «یک حیوان زخمی در جنگل» تشبیه کرد و هشدار داد که اسرائیل در کنار غزه، نباید به دستاوردهای نظامی اخیرش در قبال حکومت ایران بسنده کند.
ناگل جمعه ۳۱ مرداد در تحلیلی درباره تحولات پس از جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل به رادیو «۱۰۳افام» اسرائيل گفت آنچه در این مدت انجام شد فراتر از انتظار بود و به همه اهداف خود رسید.
او در عین حال تاکید کرد: «ما حکومت ایران را مانند یک حیوان زخمی رها کردیم و حیوان زخمی در جنگل خطرناکترین موجود است. هر کس فکر کند توان ایران کاملا از بین رفته، اشتباه میکند.»
ناگل با اشاره به تلاش دو دهه گذشته برای مهار برنامه هستهای و موشکی جمهوری اسلامی، یادآوری کرد تهران دو خطای راهبردی مرتکب شده است؛ نخست حمله به اسرائیل با موشکهای بالستیک و کروز و دوم: «حمایت گسترده از تروریسم.»
به گفته این محقق بنیاد دفاع از دموکراسیها، همه آنچه علیه اسرائیل رخ داد، بدون ایران اتفاق نمیافتاد.
ناگل گفت: «باید مطمئن شویم که این مشکل را در ایران یکبار برای همیشه پایان میدهیم.»
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ۲۲ مرداد، جمهوری اسلامی را «نیرویی افراطی و ویرانگر» خواند و با اشاره به شکستهایی که تهران طی ۲۰ ماه گذشته در هفت جبهه متحمل شده است، گفت اسرائیل دیگر اعتقادی به «توهم صلح از طریق تسلیم» ندارد.
یک روز پس از آن نیز ایال زمیر، رییس ستاد کل ارتش اسرائیل، هشدار داد کشورش در صورت لزوم میداند که چگونه دوباره با جمهوری اسلامی مواجه شود و با تمام قوا در ایران عملیات انجام دهد.
ناگل نیز در مصاحبه خود توضیح داد «تنها راه پایان دادن به مشکل ایران» این است که جمهوری اسلامی نخواهد دیگر بهدنبال سلاح هستهای برود، از ترور حمایت نکند و موشکهای بالستیکی را که به اسرائیل آسیب میزنند، توسعه ندهد.
به گفته مشاور پیشین امنیت ملی دولت نتانیاهو، راهحل دیگر این است که «رژیم تغییر کند».
نتانیاهو و شماری از اعضای کابینه او در دو ماه گذشته و پس از جنگ ۱۲ روزه بارها بر حمایت از مردم ایران برای «قیام» و ضرورت «مبارزه برای آزادی و سرنگونی جمهوری اسلامی» تاکید کردهاند.
ناگل در بخشی از مصاحبه خود، در مورد عرصه دیپلماتیک گفت: «تنها توافقی که میتوان در مذاکره با ایران پذیرفت، توافق تسلیم کامل است؛ شامل برچیدن تمام زیرساختهای هستهای، نابودی ذخایر اورانیوم و توقف تهدید تروریستی علیه اسرائیل.»
دنیس سیترینوویچ، رییس پیشین بخش ایران در اطلاعات ارتش اسرائیل، ۲۳ مرداد وضعیت کنونی جمهوری اسلامی را «تنگنای راهبردی» توصیف کرد و هشدار داد جنگ جدید ایران با شدت بالا آغاز خواهد شد.
یحیی رحیم صفوی، مشاور عالی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی نیز ۲۶ مرداد در موضعی مشابه گفت احتمالا دوباره میان حکومت ایران و اسرائیل جنگ رخ میدهد اما «پس از آن، ممکن است دیگر جنگی رخ ندهد».
جنگ جمهوری اسلامی و اسرائیل معروف به جنگ ۱۲ روزه، درگیری نظامیای بود که با انجام مجموعهای از حملات غافلگیرکننده از سوی اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد.
از زمان برقراری آتشبس میان طرفین، گمانهزنیهایی در ایران و اسرائیل درباره آغاز مجدد جنگ مطرح شده است.
در یک نمونه، رسانههای اسرائیلی به نقل از منابع امنیتی گزارش دادند در پی تهدیدهای جمهوری اسلامی، ارتش اسرائیل قصد دارد با انجام آزمایشهای تازه، توسعه سامانههای پدافند موشکی «پیکان-۳» و «پیکان-۴» را تسریع کند تا امکان رهگیری تهدیدات دور از مرزها فراهم شود.
وبسایت سندیکای خبر یهود با اشاره به جنگ ۱۲ روزه نوشت تهدید تهران هنوز تمام نشده و رهبران جمهوری اسلامی منتظر لحظه مناسب برای ضربه زدن به اسرائیل و غرب هستند. این سندیکا هشدار داد رهبران جمهوری اسلامی فقط از «قدرت و اراده واقعی برای بهکارگیری آن» هراس دارند.
این وبسایت چهارشنبه ۲۹ مرداد در مطلبی تحلیلی به راهبردهایی پرداخت که جمهوری اسلامی برای فریب غربیها و واداشتن آنها به پذیرش خواستههایشان به کار میگیرد و نوشت رهبران حکومت، در هنر صبر، تعلل و فرصتطلبی مهارت یافتهاند و منتظر لحظه مناسب برای ضربهزدن هستند.
به گفته این سندیکا، هرچند حکومت تضعیف شده، اما هنوز ضربه مهلکی نخورده است، بنابراین تا زمانیکه در قدرت بماند، غرب، اسرائیل و متحدان عرب میانهرویشان در معرض خطر خواهند بود.
باور تهران به پیروزی با استفاده از «گذر زمان و پافشاری»
رهبران جمهوری اسلامی پیوسته در حال آزمودن و سنجیدن دشمنان خود هستند و باور دارند که گذر زمان و پافشاری سرانجام آنها را به پیروزی میرساند.
به گفته نویسنده مطلب، تفاوت در نگرش به مذاکره میان ایرانیها و غربیها بازتاب همین نگاه است.
بر اساس این گزارش، برای غربیها، مذاکره به معنای مصالحه و رسیدن به نتیجهای برد-برد است؛ هر دو طرف چیزی به دست میآورند و هر دو قویتر از میز مذاکره برمیخیزند. اما برای ایرانیها، مذاکره تنها زمانی رخ میدهد که یک طرف از پیش پیروز شده باشد. در این صورت، برنده شروط را دیکته میکند و بازنده باید بپذیرد.
نویسنده افزود از این رو، زمانی که جمهوری اسلامی شاهد تمایل رهبران غربی به مذاکره پیش از رسیدن به پیروزی قاطع است، آن را نشانه ضعف میداند؛ اعترافی به این موضوع که طرف مقابل اراده یا توان تحمیل شرایط را ندارد.
این ذهنیت بر چگونگی تفسیر رویدادهایی مانند جنگ ۱۲ روزه اثر میگذارد؛ از دیدگاه تهران، چون اسرائیل و آمریکا نه اراده و نه توان نابودی جمهوری اسلامی را نداشتند، پس این به مثابه پیروزی است.
سندیکای خبر یهود توضیح داد مقامهای جمهوری اسلامی توافقهای امضاشده را «ابزارهایی موقت» میدانند، نه «تعهداتی الزامآور» و در همین راستا ممکن است برای «دلجویی و راضی نگه داشتن» دیگران پای سندی را امضا کنند، اما به ندرت قصد اجرای آن را دارند.
به نوشته این وبسایت، توافقها از نگاه مقامهای جمهوری اسلامی پلهای برای رسیدن به پیروزی نهایی است، نه مصالحهای متقابل. در فرهنگ سیاسی ایران، مصالحه نوعی تحقیر است؛ سرنوشتی بدتر از مرگ.
تنها هراس حکومت از «قدرت و اراده واقعی برای استفاده از آن» است
نویسنده مطلب با اشاره به سیاستهای تهران برای تحت تاثیر قرار دادن غرب در مذاکرات هستهای، نوشت جمهوری اسلامی «اغلب خود را مهربان و همدل» نشان میدهد و در هنر «ابراز صمیمیت و صادق نشان دادن خود برای خلع سلاح غربیها» استاد است.
این رویکرد در کاریکاتورهای سیاسی و طنز رسانههای وابسته به حکومت نیز برای تقویت تصویر «ایرانِ پیروز» به کار گرفته میشود.
رسانههای حکومتی در جریان مذاکرات برجام نیز رهبران آمریکا از جمله جان کری و باراک اوباما را به تمسخر گرفتند. پای شکسته کری با عصاهای بزرگتر نشان داده شد تا ضعف او را برجسته کنند. رنگ پوست اوباما هم تیرهتر کشیده شد تا «عیوب» را پررنگ کنند.
این سندیکا هشدار داد باوجود ضربات چشمگیر اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه، تهران «زمان» را متحد خود میداند؛ صبر میکند تا غرب بیعلاقه شود و عقبنشینی کند. اگر چنین شود، جمهوری اسلامی میتواند دوباره با سلاح هستهای و منابع تازه بازگردد و آمریکا، اسرائیل و متحدان عرب سنی را تهدید کند. غرب باید این «شکاف فرهنگی و راهبردی» را بشناسد.
به گفته نویسنده مطلب، تنها راهحل پایدار، حمایت از مردم ایران برای رهایی از جمهوری اسلامی است. در غیر این صورت، بازی طولانی تهران ممکن است در نهایت سه دشمن اصلیاش یعنی آمریکا و غرب، اسرائیل و جهان عرب سنی را از پا درآورد.
این سندیکا افزود: «آنچه برای ما غیرقابل تصور است، از نگاه تهران کاملا شدنی به نظر میرسد.»