گزارشها از ایران حاکی از فروش مرغ به قیمت بالاتر از مصوبه دولت در بازار است. همزمان با افزایش قیمت کالاها و اقلام مصرفی مردم، ۱۰۰ نماینده مجلس خواستار حضور تیم اقتصادی دولت پزشکیان در مجلس شدند تا در مورد گرانیهای اخیر و افزایش قیمت کالاها توضیح دهند.
سایت جماران سهشنبه ۲۲ مهر گزارش داد که با وجود اعلام نرخ مصوب ۱۳۵ هزار و ۷۰۰ تومانی از سوی دادستان تهران و وعده وزیر جهاد کشاورزی برای اصلاح قیمت، قیمت مرغ در بازار از حدود ۱۴۵ هزار تومان آغاز میشود.
بر اساس این گزارش، مرغ در فروشگاههای بزرگ تا ۱۵۷ هزار تومان به فروش میرسد و قیمت آن در فروشگاهها و پلتفرمهای آنلاین تا ۱۷۲ هزار تومان هم رسیده و «نظارتها عملا ناکارآمد است.»
پیش از این، غلامرضا نوریقزلجه،وزیر جهاد کشاورزی، وعده داده بود با پایان فصل گرما و رفع مشکلات برق مرغداریها، روند افزایش مکرر قیمت مرغ متوقف خواهد شد. با این همه، این وعده او تاکنون تحقق نیافته است.
جماران اشاره کرد که نوریقزلجه، دوباره در پاسخ به پرسشی درباره علت افزایش مجدد قیمتها، گفته است: «قیمتش اصلاح شد. بررسی کردیم و قیمت را مطابق قیمتی که برای تولیدکننده تمام میشد، اصلاح کردیم.»
اشاره او به سخنان دادستان تهران بود که قیمت مصوب مرغ را ۱۳۵ هزار و ۷۰۰ تومان اعلام کرد و گفت که با قیمتهای بالاتر از این برخورد خواهد شد.
سایت تابناک سهشنبه در مورد وعدههای وزیر جهاد کشاورزی نوشت: البته این بار اول نیست نوری قزلجه وعدههایی مبنی بر ثابت ماندن قیمت کالاهای اساسی مطرح میکند، به طوری که او «وعده تنظیم بازار و کنترل قیمت گوشت و مرغ را داده بود، اما در واقعیت قیمت گوشت و مرغ حتی گوشت تنظیم بازاری افزایش قابل ملاحظهای پیدا کرد.»
بهنوشته تابناک، «حتی زمانی که قیمت برنج رشد بی رویهای پیدا کرد، وزیر جهاد کشاورزی وعده کاهش قیمت برنج را داد که نه تنها کوچکترین کاهش قیمتی در بازار رخ نداد بلکه بارها گزارشهایی از انحصار در واردات برنج و احتکارهای گسترده منتشر شد که ضعف نظارت این وزارتخانه را پررنگتر میکند.»
جماران در مورد فشار ناشی از افزایش قیمتها که مقامات جمهوری اسلامی از آن با عنوان «اصلاح قیمتها» نام میبرند، نوشت: «مصرفکنندگان در حالی با قیمتهای فزاینده مرغ مواجهاند که وعدههای مسئولان یکی پس از دیگری رنگ میبازد.»
پیشتر روزنامه «پیام ما» دوشنبه ۲۱ مهر با اشاره به «گرانی محسوستر از گذشته» تاکید کرده بود: اقلام پروتئینی همچون گوشت و مرغ که زمانی بخش اصلی وعدههای غذایی بودند، اکنون برای بسیاری از خانوادهها به کالایی دستنیافتنی تبدیل شدهاند.
به نوشته این روزنامه، «سفرههای مردم در ایران روزبهروز کوچکتر میشوند، گوشت برای بسیاری از خانوادهها در حال تبدیل به یک رؤیا است، مرغ هم دستکمی از گوشت ندارد و در حال پر کشیدن از سفره خانوارهای ایرانی است.»
بر اساس این گزارش، «قیمت حبوبات که بهدلیل غنای پروتئینی بهعنوان جایگزینی برای گوشت قرمز و ماکیان در نظر گرفته میشود، هم دستکمی از گوشت و مرغ ندارد.»
بر اساس گزارشها، افزایش قیمت تنها محدود به مرغ، گوشت و حبوبات نیست و در همه موارد قیمت اقلام خوراکی، از جمله اقلام لبنی، تخممرغ و ماهی افزایش چشمگیری یافته است.
پیام ما به نقل از گزارش مرکز آمار نوشت: میانگین هزینه ماهانه سبد غذایی یک خانوار چهارنفره در ایران در سال جاری بیش از ۴۰ درصد نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کرده است.
«شکاف میان مزد و هزینه زندگی در ایران که یک بحران ساختاری است»
پیمان شجیراتی، عضو هیات مدیره کنفدراسیون کار- خارج از کشور، به ایران اینترننشال گفت: «حداقل دستمزد مصوب سال ۱۴۰۴ برای کارگران که بیش از ۱۰ میلیون تومان در ماه تعیین شده، در شرایطی است که حتی بر اساس گفتههای اعضای شورایعالی کار و تشکلهای وابسته به دولت (مانند خانه کارگر)، هزینه حداقلی سبد معیشت خانوار کارگری بیش از ۳۰ میلیون تومان برآورد میشود.
او افزود: «اما نهادهای مستقل کارگری و گزارشهای میدانی، این رقم را بین ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان نیز اعلام کردهاند؛ به ویژه در کلانشهرها یا مناطق صنعتی که هزینه مسکن و خورد و خوراک بالاست.»
به اعتقاد شجیراتی، این شکاف عمیق به معنای آن است که حتی در بهترین حالت، دستمزد رسمی تنها حدود ۲۰ درصد از هزینههای واقعی زندگی را پوشش میدهد.
او گفت: «این وضعیت پیامدهای مستقیم و روزمرهای برای طبقه کارگر و دیگر مزدبگیران ایجاد کرده است؛ از جمله چند شغله شدن و فقر شغلی.»
شجیراتی افزود: «بسیاری از کارگران ناچارند کنار کار اصلی، مشاغل دوم و سوم انجام دهند؛ از مسافرکشی تا کار روزمزدی شبانه.»
او با اشاره به کوچک شدن سفرههای خانوادهّای کارگران و مزدبگیران گفت: «حذف گوشت، لبنیات، میوه و پوشاک نو از سبد مصرفی، به واقعیتی گسترده تبدیل شده است. مصرف پروتئین در بسیاری از خانوادهها حذف و یا در خوشبینانه ترین حالت به کمتر از یک سوم میزان توصیه شده رسیده است.»
به گفته شجیراتی، بحران مسکن و از جمله افزایش شدید اجاره، کارگران را به حاشیه شهرها و خوابگاههای شلوغ و غیربهداشتی رانده است و در مواردی، چند خانواده یا کارگر مجرد یک اتاق را به طور مشترک اجاره میکنند.
او ضمن توضیح در مورد پیامدهای اقتصادی ناشی از پایین بودن دستمزدها مانند انباشت بدهی و بیثباتی، افزود: «نبود پسانداز و حمایت اجتماعی باعث شده است که کوچکترین بحران (بیماری، بیکاری، افزایش اجاره، حتی خرابی گوشی تلفن همراه) زندگی خانوادههای کارگری را دچار گرفتاری کند.
به گفته او، اخذ وامهای کوچک با بهره بالا از بانکها، اخذ وام از صندوقهای خانوادگی و محلی و خرید نسیه تبدیل به راه موقتی گذران زندگی مشقتبار برای بسیاری از خانوادههای کارگری شده است.
شجیراتی تاکید کرد: «نتیجه شکاف میان مزد و هزینه زندگی در ایران که یک بحران ساختاری است و نه یک مشکل موقتی، به بازتولید فقر در میان شاغلان، گسترش نارضایتی اجتماعی و تهدید مستقیم معیشت میلیونها خانواده کارگری منجر شده است.»
دهها نماینده مجلس شورای اسلامی خواستار توضیح تیم اقتصادی دولت شدند
علی حاجیدلیگانی، نایب رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، سهشنبه ۲۲ مهر گفت: «۱۰۰تن از نمایندگان مجلس در نامهای خواستار حضور تیم اقتصادی دولت در مجلس شدند تا در خصوص وضعیت گرانیهای اخیر و افزایش قیمت کالاها به مجلس توضیح دهند.»
به گزارش خبرگزاری ایسنا، حاجیدلیگانی گفت که این درخواست «با توجه به وضعیت اقتصادی مردم و گران شدن کالاها به خصوص مواد خوراکی و خدمات و گرانسازی شرکتهای وابسته به دولت در ارائه خدمات و وضعیت اقتصادی کنونی» شده که «باعث فشار مضاعف به اقشار آسیب پذیر شده است.»
بر اساس نامه این ۱۰۰ نماینده، خواسته شده است که تیم اقتصادی دولت از جمله رییس سازمان برنامه و بودجه، وزرای اقتصاد، صمت، رفاه و بهداشت و رییس بانک مرکزی در مجلس حاضر شوند.
حاجیدلیگانی گفت: «طبق قانون برنامه هفتم توسعه جمهوری اسلامی، دولت باید هر سال نرخ تورم را ۵ تا ۶ درصد کاهش دهد که این اتفاق نیفتاده است و شاهد افزایش تورم و قیمت کالاها هستیم.»
۱۲ تن از زندانیان سیاسی در زندان اوین در نامهای رضا خندان، فعال حقوق بشر زندانی و همسر نسرین ستوده، در نامهای، تصمیم مقامهای این زندان برای «محرومیت او و همسرش از ملاقات به بهانه حجاب» را نوعی «شکنجه سفید» علیه این زندانی و خانوادهاش دانستند.
بر اساس این نامه که نسخهای از آن به دست ایران اینترنشنال رسیده است، «بیش از ۹ ماه است که مقامهای زندان اوین، خندان را از دیدار همسرش محروم کردهاند و تلاش فرزندانش برای ملاقات با او نیز از سوی کارکنان زندان به درگیری و خشونت کشیده شده است.»
آنها افزودند: «نسرین ستوده، همسر رضا خندان و دخترش؛ مهراوه به دلیل تن ندادن به حجاب اجباری مورد نظر مسئولان زندان اوین از ملاقات با این فعال حقوق بشر محروم شده اند.»
خندان که بهدلیل اعتراض به حجاب اجباری به سه سال و نیم زندان محکوم شده است، در اعتراض به ممانعت مسئولان زندان از ملاقات او با همسرش از سهشنبه هشتم مهر، تحصن در مقابل دفتر مقامات زندان اوین را آغاز کرده است.
زندانیان سیاسی همبند این فعال مدنی نوشتند: «مقامهای زندان اوین در حالی بر اعمال حجاب اجباری به عنوان شرط ملاقات اصرار میکنند که اکنون دولت، مجلس، نیروی انتظامی و بسیاری از سازمانها و ادارات از اعمال حجاب اجباری بر شهروندان عقب نشستهاند.»
آنها تاکید کردند: «محرومیت زندانی از ملاقات، نقض آشکار حقوق بشر است. آن هم در حالی که راههای قانونی دیگری، از جمله فرستادن زندانی به مرخصی وجود دارد که رضا خندان از حق قانونی خود برای استفاده از مرخصی نیز محروم شده است.»
در این نامه آمده است: «مقامهای زندان اوین در حالی برای مخالفت با ملاقات رضا خندان و نسرین ستوده به بهانههای واهی، چون مقررات و قانون متوسل میشوند که وقتی پای اعطای مرخصی به این زندانی، طبق همان مقررات به میان میآید، از اجرای آن سرباز میزنند.»
امضا کنندگان این نامه از مقامهای زندان اوین خواستند به تصمیم غیر انسانی خود که خندان و همسرش را در ۹ ماه گذشته از ملاقات یکدیگر محروم کرده است، پایان دهند.
این نامه از سوی ودود اسدی، محمود اوجاقلو، سجاد ایماننژاد، شهریار براتی، مرتضی پروین، وحید غدیرزاده، مرسل کتابی، مهرداد گریوانی، محمد مهدی محمدیرهبری، محمد نجفی، طاهر نقوی، و رضا ولیزاده امضا شده است.
خندان صبح جمعه ۲۳ آذر سال گذشته در خانه خود و همسرش در تهران بازداشت شد و او را به کلانتری ۱۳۸ جنتآباد منتقل کردند.
بازداشت او مربوط به پرونده مشترک او با فرهاد میثمی، پزشک و فعال سیاسی، به اتهام تهیه و توزیع پیکسلهایی با نوشته «من به حجاب اجباری اعتراض دارم» بود.
خندان و میثمی شهریور سال ۱۳۹۷ بازداشت و به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» هر کدام به شش سال زندان محکوم شدند که پنج سال آن قابل اجرا بود.
محرومیت دو ساله از فعالیت در فضای مجازی و ممنوعیت خروج از کشور، دیگر مجازاتهایی تعیین شده برای این دو فعال مدنی بود.
خندان پس از چهار ماه حبس و فرهاد میثمی پس از چهار سال و نیم آزاد شدند.
بازداشت دوباره خندان در شرایطی انجام شد که به گفته ستوده، او و میثمی بدون آنکه خودشان درخواستی کرده باشند، مشمول عفو شدند و پرونده آنها مختومه شده است
بازداشت خندان با انتقاد دفتر نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران و انجمن قلم آمریکا مواجه شد.
شماری از افرادی که خواهان آزادی عرفان قانعیفرد، فعال سیاسی ایرانی بازداشتشده در تگزاس، هستند، با امضای طوماری هشدار دادند بازگرداندن او به ایران میتواند به قیمت جانش تمام شود. این فعال سیاسی بیش از شش ماه است در بازداشتگاه اداره مهاجرت و گمرک آمریکا نگهداری میشود.
امضاکنندگان این طومار بر این باورند که «انتقادهای تند قانعیفرد از جمهوری اسلامی در یادداشتهایش در روزنامه اسرائیلی اورشلیمپست میتواند برای او در صورت بازگرداندنش به ایران بسیار خطرناک باشد و حتی منجر به صدور حکم اعدام شود.
شماری از این افراد در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفتند پرونده قانعیفرد «آزمونی برای تعهد اخلاقی آمریکا در حمایت از کسانی است که در برابر استبداد سخن میگویند».
به گفته مسعود پیما، که وکالت قانعیفرد را بر عهده دارد، موکلش از ۲۸ مارس در بازداشتگاه پریریلند در آلوارادو، تگزاس، زندانی است؛ بازداشتگاهی که ظرفیت آن بالای ۷۰۰ نفر است، اما بر اساس گزارش واشینگتنپست در مقاطعی بیش از این ظرفیت، بازداشتی در آنجا نگهداری شدهاند و بازداشتشدگان در این مرکز از شرایط سختی مانند نبود تخت کافی شکایت کردهاند.
پیما پیشتر در گفتوگویی به ایراناینترنشنال گفته بود قانعیفرد که قرار بود تدریس در یک کالج در دالاس را آغاز کند، هنگام مراجعه به دفتر اداره مهاجرت برای بهروزرسانی آدرس خود بازداشت و به مرکز نگهداری مهاجران فاقد مدارک منتقل شد.
او به ایراناینترنشنال گفت: «خطر واقعی است. اگر او بازگردانده شود، جانش در خطر خواهد بود. هیچ دلیلی برای ادامه بازداشت او پس از شش ماه وجود ندارد.»
نگار کرامتی، از نزدیکان قانعیفرد، نیز به ایران اینترنشنال گفت او هرچند از نظر روحی خسته است اما در تماس تلفنی اخیر نسبت به روند پرونده خود ابراز امیدواری کرده است.
کرامتی افزود: «حق او نیست که در آن جا نگهداری شود، بهویژه وقتی هیچ کار اشتباهی نکردهاست. بیش از ۲۰۰ روز است که او آنجاست، این فقط یک مسئله مهاجرتی است، نه بیشتر.»
کرامتی، قانعیفرد را استادی دقیق و دلسوز توصیف کرد که الهامبخش او و بسیاری از جوانان ایرانی برای اندیشیدن انتقادی درباره سیاست و رسانه بود.
او گفت: «شیوه تدریس او طوری است که میتوانی ساعتها بنشینی و یاد بگیری. او آن قدر پرشور و آگاه است که حتی در گفتوگوهای عادی لحنش شبیه یک کلاس درس است.»
او افزود بازداشت قانعیفرد تاثیر زیادی بر دوستان و خانوادهاش گذاشته است: «هر صدایی برای متوقف کردن این بیعدالتی بزرگ اهمیت دارد.»
افزایش حمایت از طومار
مژگان مهدیزاده، فعال مدنی ساکن کالیفرنیا، طوماری آنلاین با عنوان «آزادی عرفان قانعیفرد برای جلوگیری از بازگرداندن او به دامان خطر» راهاندازی کرده که تاکنون نزدیک به سههزار امضا جمعآوری کرده است.
مهدیزاده به ایران اینترنشنال گفت: «من سالهاست آثار و مصاحبههای او را دنبال میکنم. او کارشناس تاریخ معاصر ایران و منتقد حکومت است. بازگرداندن او به ایران به معنای صدور حکم مرگش خواهد بود.»
این طومار از رییسجمهوری آمریکا، وزارت امنیت داخلی و وزارت امور خارجه این کشور میخواهد قانعیفرد را آزاد کرده و هرگونه دستور اخراج او را متوقف کنند.
در این طومار به گزارشهای ایالات متحده و سازمان ملل اشاره شده که شامل مستندات شکنجه، بازداشتهای خودسرانه و اعدام مخالفان سیاسی در ایران است.
امضاکنندگان از واشینگتن خواستهاند به تعهدات خود طبق «کنوانسیون منع شکنجه» و اصل «عدم استرداد» پایبند بماند.
آزمونی برای وعده آمریکا
پیما پیشتر به ایراناینترنشنال گفته بود اداره مهاجرت و گمرک آمریکا (ICE) با دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی ایران در واشینگتن برای دریافت مدارک سفر فانعیفرد تماس گرفته، اما این دفتر تاکنون پاسخی نداده است.
او گفت در دادگاههای فدرال و مهاجرتی درخواستهایی برای آزادی موکلش و بازگشایی پرونده پناهندگی او با ارائه شواهد تازه از فعالیتهای سیاسیاش ثبت کرده است.
قانعیفرد در سال ۲۰۱۷ از طریق مرز مکزیک وارد آمریکا شد. او که پس از ورود به دلیل نداشتن ویزا بازداشت شده بود درخواست پناهندگی داد اما درخواست پناهندگیاش در سال ۲۰۱۸ به دلیل «کمبود مدارک» رد شد و تا سال ۲۰۲۰ در بازداشتگاه اداره مهاجرت در الپاسو نگهداری شد.
در آن زمان آمریکا تلاش کرد او را از طریق جمهوری آذربایجان به ایران بازگرداند، اما به گفته وکیلش «او در جمهوری آذربایجان از سوار شدن به پرواز تهران خودداری کرد و به آمریکا بازگردانده شد.»
این پرونده در حالی مطرح شده که آمریکا بهدلیل اخراج شماری از پناهجویان ایرانی به کشورشان با انتقادهای فزاینده روبهرو است.
اخیرا یک پرواز اجارهای دولت آمریکا پس از توقف در پورتوریکو و قطر، ۱۲۰ ایرانی را به تهران منتقل کرد؛ اقدامی که پس از ماهها گفتوگو میان واشینگتن و تهران انجام شد.
پیش از این علی هریسچی، وکیل مهاجرت، به ایراناینترنشنال گفت این پرواز شامل مخالفان سیاسی و نوکیشان مسیحی نیز بوده است و برخی از آنها پیش از تحویل به مقامهای ایرانی، دستبند زده و از خانوادههایشان جدا شده بودند.
برای حامیان عرفان قانعیفرد، این شرایط فوریت پرونده او را بیشتر کرده است. یکی از امضاکنندگان طومار نوشته است: «این مرد هیچ جرم و خطایی مرتکب نشده. اگر به ایران بازگردانده شود، او را بهخاطر گفتن حقیقت خواهند کشت یا شکنجه خواهند کرد.»
برای دوستانش، انتقادهای تند قانعیفرد از خامنهای در روزنامه اورشلیمپست، نماد شجاعت او و در عین حال نشاندهنده خطری است که با آن روبهروست.
مهدیزاده به ایراناینترنشنال گفت: «وعده آمریکا این است که از کسانی که در برابر استبداد سخن میگویند، حمایت کند. پرونده عرفان آزمونی برای تحقق همین وعده است.»
سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، اعلام کرد که «تله حقوقی» در مکانیسم ماشه توافق هستهای تا «حد زیادی» نتیجه عملکرد محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین جمهوری اسلامی، بود.
سرگئی لاوروف که به این پرسش که «وزیر امور خارجه پیشین ایران گفته است روسیه تلاش برای تمدید توافق هستهای را در دوره ریاستجمهوری حسن روحانی تضعیف کرد. آیا این درست است؟»، پاسخ داد: «تصمیم نهایی در مورد برجام بهطور مستقیم از سوی محمدجواد ظریف و جان کری، وزیر امور خارجه وقت ایالات متحده، گرفته شد.»
خبرنگار حاضر در این نشست رسانهای که دوشنبه ۲۱ مهر در مسکو برگزار شد، به زمان سخنان ظریف اشاره نکرد، اما به نظر میرسد که اشاره او به مصاحبه ظریف با سعید لیلاز در اسفند سال ۱۳۹۹ بوده باشد.
او در این مصاحبه انتقادهایی را متوجه لاوروف و سیاستهای روسیه کرده و گفته بود: «روسیه در هفته آخر برجام حداکثر تلاشش را کرد تا برجام به نتیجه نرسد. روسها فکر نمیکردند برجام به نتیجه برسد.»
به گزارش سایت وزارت امور خارجه روسیه، لاوروف اشاره کرد: «سایر شرکتکنندگان در آن زمان تنها نظارهکننده و شاهد دستیابی ایالات متحده و ایران به توافق بودند.»
او با اشاره به «همکاری نزدیک» با ظریف در مورد برجام به منظور حل و فصل برنامه هستهای جمهوری اسلامی افزود: «کاملاً مشخص است که روسیه هرگز از موضع ثابت خود در حمایت از آن توافق هستهای، از جمله قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، عدول نکرده است.»
لاوروف با اعلام این موضوع که دقیقاً نمیداند منظور ظریف چه بوده است، گفت که مکانیسم ماشه «در واقع، در مرحله نهایی مذاکرات مستقیم بین ظریف و کری مورد توافق قرار گرفت.»
او با اشاره به اینکه روسیه «شگفتزده» شد، گفت: «اما وقتی شرکای ایرانی ما این فرمول را قبول کردند، که صادقانه یک تله بود، زمینه برای اعتراض ما وجود نداشت.»
لاوروف افزود: «میتوانم درک کنم که چرا ظریف از چنین فرمول غیرمتعارفی حمایت کرد. ایران قصدی برای نقض برجام نداشت و اطمینان داشت که هیچکس هم آن کشور را به چنین کاری متهم نخواهد کرد.»
به گفته لاوروف، «در عوض، آنچه روی داد، این بود که ایران برجام را نقض نکرد، اما ایالات متحده از آن خارج شد و اروپاییها نتوانستند تعهدات خود را انجام دهند. بعد از آن، آنها دوباره خواستار دریافت امتیازات جدید از ایران شدند. از آنجا که شما ظریف را ذکر کردید، این بدعت تا حد زیادی نتیجه کار او بود.»
او همچنین در این مورد که آیا روسیه سیستم موشکی اس-۴۰۰ و هواپیماهای سوخود را به جمهوری اسلامی تحویل داده است، گفت: «در مورد همکاری نظامی-فنی ما با ایران، پس از لغو تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل، هیچ محدودیتی نداریم.»
لاوروف تاکید کرد: «ما با رعایت کامل قوانین بینالمللی، تجهیزات مورد نیاز ایران را تامین میکنیم. همه اینها دقیقاً در چارچوب قوانین بینالمللی انجام میشود.»
او جزییاتی از تجهیزات مورد نیاز تهران را که احتمالا از سوی مسکو تامین میشود، فاش نکرد.
سخنان لاوروف در شرایطی ابراز شده است که با فعال شدن مکانیسم ماشه به خواست دولتهای اروپایی، سازمان ملل متحد تحریمهای تسلیحاتی و سایر محدودیتها علیه جمهوری اسلامی را بهدلیل برنامه هستهای تهران بازگرداند.
روسیه اعلام کرده است که این اقدام را به رسمیت نمیشناسد.
تلاش جمهوری اسلامی برای گسترش همکاری نظامی با روسیه در شرایطی است که ۱۴ مهر، یک منبع آگاه به ایراناینترنشنال گفت سپاه پاسداران و ستاد کل نیروهای مسلح از طریق شبکههای تجاری خود در چین از جمله دلالان نفتی، در حال مذاکره برای دریافت تسلیحات چینی همچون موشک، پهپاد و سامانههای پدافند هوایی هستند.
پیش از این، برخی مقامات جمهوری اسلامی اعلام کردهاند که روسیه در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، هیچ کمکی به تهران نکرد.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا در سخنرانی خود در پارلمان اسرائیل با اشاره به جرد کوشنر، داماد و مشاور پیشین خود گفت ممکن است او نقش تازهای در مذاکرات احتمالی با تهران بر عهده بگیرد.
ترامپ دوشنبه ۲۱ مهر در سخنرانی خود در برابر کنست اسرائیل گفت: «ما همیشه جرد را همراه میبریم وقتی میخواهیم معاملهای را نهایی کنیم... استیو، تو و جرد و ژنرال و پیت و مارکو ــ شما آن معامله را انجام میدهید.»
این جمله درست پس از اشاره او به برنامه هستهای ایران و نقش تهران در خاورمیانه بیان شد. این جمله کوتاه اما معنادار بود.
به گفته تحلیلگرانی که دیپلماسی غیرمتعارف ترامپ را دنبال کردهاند، این اظهارنظر یادآور همان الگوی رفتاری است که به «توافقهای ابراهیم» منجر شد؛ ترکیبی از اعتماد شخصی، معاملهمحوری و دسترسی ویژه کوشنر به پایتختهای حوزه خلیج فارس.
کوشنر پیشتر نیز دیدگاههای خود درباره ایران را بروز داده بود. او در سپتامبر ۲۰۲۴ در پستی در شبکه اجتماعی ایکس، روز ترور حسن نصرالله، رهبر حزبالله لبنان، به دست اسرائیل را «مهمترین روز خاورمیانه از زمان توافقهای ابراهیم» توصیف کرده بود.
کوشنر در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که ایران «اکنون کاملا افشا شده» زیرا عامل بازدارندهاش، زرادخانه حزبالله، «اسلحهای پر بود که به سوی اسرائیل نشانه گرفته شده بود».
این تاجر میلیاردر استدلال کرد که اسرائیل «اکنون نمیتواند از پایان دادن کامل به کار و نابودی زرادخانهای که به سویش هدف گرفته شده، خودداری کند» و از راهبرد ترامپ مبنی بر «قدرت بهجای مذاکره» تمجید کرد.
این پیام، دیدگاه تند کوشنر درباره ایران و باور او را نشان میداد که متحدان مسلح تهران در منطقه باید پیش از شکلگیری هرگونه صلح پایدار از میان برداشته شوند.
عامل کوشنر
اریک ماندل، مدیر شبکه اطلاعات سیاسی خاورمیانه (MEPIN)، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت اتکای ترامپ به فرستادگان وفاداری مانند کوشنر بازتابی از سبک حکمرانی اوست، اما ایران عرصهای کاملا متفاوت است.
ماندل گفت: «او از افرادی که به او وفادارند برای انجام کارهایی استفاده میکند که بسیار فراتر از مسئولیتهای معمول است. اما نمیتوان ماهیت جمهوری اسلامی را تغییر داد.»
او هشدار داد که رویکرد عملگرایانه و تاجرمآبانه کوشنر ممکن است سختگیری ایدئولوژیک تهران را نادیده بگیرد.
ماندل با وجود آنکه ارزش توافقهای قابل راستیآزمایی مانند دسترسی بازرسان، محدودیت در برنامه موشکهای بالستیک و کنترل فعالیت متحدان مسلح حکومت ایران را میپذیرد، تردید دارد که تهران چنین گفتوگوهایی را بیش از یک «وقفه تاکتیکی» تلقی کند.
ایران صراحتا هرگونه محدودیت بر فعالیتهای نظامی خود را پیششرط غیرقابل قبول برای مذاکره دانسته است.
ماندل گفت: «اگر بتوانید مسئله را پنج سال، شاید ده سال، به تعویق بیندازید و توافقی الزامآور بگیرید، خوب است. اما انتظار پیشرفت در حقوق بشر یا تغییر رژیم را نداشته باشید. آنها وقتکشی میکنند تا زمانی که ترامپ برود.»
تمرکز دوباره ترامپ بر ایران در حالی صورت میگیرد که منطقه در حال بازتنظیم است. پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران در خرداد و آتشبس شکننده در غزه، او شاید در حال سنجیدن این موضوع است که آیا رهبران تهران وارد گفتوگوهای دیپلماتیک میشوند یا بر موضع سرسختانه خود پافشاری میکنند.
چماق و هویج
آوی ملامد، تحلیلگر خاورمیانه، مقام پیشین اطلاعاتی اسرائیل و نویسنده، در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت بازگشت دوباره کوشنر از نظر عملی منطقی است، زیرا او همچنان در ریاض، ابوظبی و دوحه اعتبار دارد و میتواند برای تهران میانجیای آبرومند، خارج از کانالهای رسمی باشد.
ملامد گفت: «طبیعی است که ایرانیها ممکن است او را بهعنوان واسطهای بالقوه بپذیرند. او چهرهای آشنا در پایتختهای خلیج فارس است و سابقه توافقهای ابراهیم به او مشروعیتی داده که دیگران ندارند.»
کوشنر روابط تجاری چندمیلیارد دلاری با شرکتهای وابسته به دولتهای منطقه دارد. گروه سرمایهگذاری او به نام افینیتی پارتنرز (Affinity Partners) ماه گذشته با «صندوق سرمایهگذاری عمومی» عربستان همکاری کرد تا شرکت آمریکایی توسعهدهنده بازیهای ویدیویی الکترونیک آرتس (Electronic Arts) را به مبلغ ۵۵ میلیارد دلار خریداری کند؛ معاملهای که در صورت نهایی شدن، بزرگترین خرید اهرمی تاریخ خواهد بود.
بن سبطی، پژوهشگر ایرانیـاسرائیلی و سخنگوی پیشین بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفت اشاره ترامپ به جرد کوشنر نشانه راهبردی دوگانه است؛ دیپلماسی همراه با تهدید ضمنی.
سبطی گفت: «جرد همان هویج است و اسرائیل چماق. ترامپ به ایران نشان میدهد اگر درست رفتار کند، مسیر نرمتری وجود دارد، اما در غیر این صورت فشار و احتمال حمله در انتظارش است.»
با این حال برخی تحلیلگران این تحولات را فرصتی برای گفتوگو میدانند نه تقابل. بهگفته آنان، در حالی که ایران زیر فشار اقتصادی قرار دارد و گروههای نیابتیاش تضعیف شدهاند، پیشنهاد ترامپ و احتمال بازگشت کوشنر میتواند روزنهای محدود برای دیپلماسی ایجاد کند.
ملامد گفت تهران دلایلی برای گوش دادن دارد. جنگ ۱۲ روزه بهشدت محور موسوم به مقاومت را تضعیف کرد و آسیبپذیریهای منطقهای ایران را آشکار ساخت.
او افزود همراه با تحریمهای تازه آمریکا و فشار بر شبهنظامیان مورد حمایت ایران، «ابزارهایی که واشینگتن امروز در اختیار دارد، بسیار قویتر از پیش از هفتم اکتبر است».
ملامد پیشبینی کرد حاکمیت روحانی ایران ممکن است برای کاهش فشار اقتصادی، به گفتوگو تن دهد، هرچند ساختار اصلی قدرت خود را حفظ خواهد کرد.
سبطی نیز گفت خودداری تهران از شرکت در نشست صلح شرمالشیخ در ماه جاری، همزمان نشانه انزوای ایران و غرور آن است؛ نظامی که به گفته او «ترجیح میدهد بیرون بایستد و قدرتمند به نظر برسد تا اینکه مطیع جلوه کند».
اینکه کوشنر رسما دوباره وارد دیپلماسی مرتبط با ایران شود، هنوز مشخص نیست. اما سخنان ترامپ گمانهزنیهایی را زنده کرد که نخستینبار در پادکست «آی فور ایران» (Eye for Iran) ایراناینترنشنال در سال ۲۰۲۴ مطرح شده بود؛ زمانی که جفری سوننفلد از دانشگاه ییل که در تهیه توافقهای ابراهیم با کوشنر همکاری داشت، پیشبینی کرده بود «تنها راه صلح در خاورمیانه از مسیر فردی مانند کوشنر میگذرد».
در حال حاضر، پاسخ ایران سکوت است.
جمهوری اسلامی دعوت به نشست شرمالشیخ را رد کرده و توافقهای عادیسازی روابط با اسرائیل را «طرح خیانتآمیز عادیسازی» خوانده است.
با این حال، در حالی که تحریمها تشدید شده و نیروهای نیابتی ایران زیر فشار قرار دارند، تحلیلگران معتقدند تهران ممکن است در حال آماده شدن برای بازگشایی کانالهای دیپلماتیک باشد، حتی اگر هدف از آن فقط خرید زمان باشد.
کارزار آزادی زندانیان سیاسی در ایران خواهان توقف فوری اعدامها در ایران شد و همچنین گزارشی از وضعیت «غیر انسانی» نسیمه اسلامزهی، مادر دو فرزند، در زندان منتشر کرد که به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شده است.
این کارزار سهشنبه ۲۲ مهر با انتشار متنی نوشت: «تصور کنید فرزندتان را در سلول زندان در آغوش گرفتهاید؛ در حالیکه میدانید شما و همسرتان ممکن است هر لحظه اعدام شوید و شاید هرگز شاهد بزرگ شدن فرزندانتان نباشید.»
کارزار آزادی زندانیان سیاسی افزود این «واقعیت دردناک» زندگی نسیمه اسلامزهی، مادر دو فرزند از بلوچستان و همسرش ارسلان شیخی از کردستان است که هر دو در ایران زندانیاند.
این زوج در شهریور ۱۴۰۲ در ملارد تهران به اتهام عضویت در داعش بازداشت و پس از بازجویی در زاهدان، دوباره به تهران منتقل شدند.
نسیمه هنگام بازداشت باردار بود و اردیبهشت سال گذشته دخترش «تسنیم» را در زندان به دنیا آورد.
او یک دختر چهار ساله دیگر به نام عایشه دارد که گفته میشود پس از بازداشت والدینش به بهزیستی منتقل شده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نیز با انتشار بیانیهای در نودمین هفته خود به حکم نسیمه و همسرش اشاره کرد و آن را نمادی از «بیعدالتی در نظام قضایی استبدادی» خواند.
کارزار آزادی زندانیان سیاسی تاکید کرد نسیمه و دختر نوزادش شرایطی بسیار سخت و غیرانسانی را در زندان تحمل میکنند.
نسیمه و همسرش در پروندهای مشترک با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شدهاند.
علاوه بر او، وریشه مرادی، پخشان عزیزی و شریفه محمدی، سه زندانی زن سیاسی دیگری هستند که به اعدام محکوم شدهاند و در انتظار اجرای حکم خود هستند.
این کارزار تاکید کرد جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه سرکوبها را تشدید کردهاند و شهروندان، بهویژه اقلیتهای قومی را، با اتهامات ساختگی «همکاری با اسرائیل» هدف قرار دادهاند.
جمهوری اسلامی ۱۲ مهر هفت زندانی سیاسی را به اتهاماتی از جمله «ارتباط با اسرائیل» در استانهای کردستان و خوزستان اعدام کرد.
سازمان حقوق بشر ایران ۱۸ مهر در گزارشی به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات مرگ، خبر داد جمهوری اسلامی از ابتدای سال جاری میلادی تا آن تاریخ دستکم هزار و ۱۰۵ نفر را اعدام کرده است.
کارزار آزادی زندانیان سیاسی تاکید کرد با وجود این موج بیسابقه از اعدام، بازداشت و شکنجه، دولتهای اروپایی و آمریکا هنوز اقدام موثری برای واداشتن جمهوری اسلامی به توقف کشتار و آزادی زندانیان سیاسی انجام ندادهاند.
این کارزار از شهروندان، روزنامهنگاران، فعالان حقوق بشر، اتحادیههای کارگری و سازمانهای بینالمللی خواست خواهان توقف فوری اعدامها در ایران و آزادی همه زندانیان سیاسی شوند.
در این بیانیه آمده است: «جهان نمیتواند در حالیکه مادران، فعالان و انسانهای بیگناه به سوی چوبه دار برده میشوند، ساکت بماند... اکنون اقدام کنید؛ پیش از آنکه دیر شود.»