رییس سازمان مدیریت بحران تهران: تهران در میان چند گسل فعال زلزله قرار دارد
علی نصیری، رییس سازمان مدیریت بحران تهران گفت: «تهران در میان چند گسل فعال از جمله گسل شمال تهران با قابلیت زلزلهای به بزرگی ۷.۲ و گسلهای جنوبی ری و کهریزک با توان زلزله ۶.۷ ریشتر قرار دارد.»
او افزود: «فرونشست، برخلاف فروریزش، پدیدهای وسیع است که از دشتهای جنوبغرب شهر آغاز شده و اکنون تا مناطق ۱۰ و ۲۱ پیشروی کرده، هر چند مناطق شمالی به دلیل بافت سنگی درگیر این پدیده نیستند، اما گسترش آن به مناطق مسکونی تهدیدی جدی به شمار میرود.»
در ادامه فشارهای امنیتی جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران، خانههای دستکم ۹ شهروند بهائی در شهرهای تهران، زاهدان، ساری، سمنان و شیراز، بهوسیله ماموران امنیتی تفتیش شد. همزمان هفت شهروند بهائی در تهران، ساری، سمنان و شیراز بازداشت شدند.
سایت حقوق بشری هرانا، دوشنبه ۲۸ مهرماه گزارش داد فهیم آگاهی، متین آگاهی و هنگامه شریفی در تهران، ادیب رحمانی در ساری، ارمغان عنایتی در سمنان و نگار میثاقیان و شکیب فرزان در شیراز بازداشت شدند.
منازل این شهروندان بهائی نیز مورد تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفت.
به نوشته هرانا، نیروهای امنیتی همچنین خانههای سامان اسلامی در زاهدان و آرونا کوثری در تهران را نیز تفتیش کردند و برخی تجهیزات الکترونیکی، دستگاههای ارتباطی، کتابها و اموال شخصی آنان را ضبط کردهاند.
برخی شاهدان عینی به هرانا گفتند که روند بازرسیها با ایجاد فضای رعب و نگرانی در میان اعضای خانوادهها همراه بوده است.
تا زمان تنظیم این گزارش، از دلایل بازداشت و اتهامات مطرح شده علیه این هفت شهروند اطلاعی در دست نیست.
ایراناینترنشنال صبح ۲۸ مهرماه گزارش داد ماموران امنیتی به منزل نگار میثاقیان و محبوب حبیبی، زوج بهائی در شیراز حمله و میثاقیان را بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز موسوم به پلاک ۱۰۰ منتقل کردند.
در این گزارش آمده است که به حبیبی نیز گفته شده بوده باید تا ساعت دو ظهر دوشنبه خود را به پلاک ۱۰۰ شیراز معرفی کند.
فرزند سه سال و نیمه این زوج نزد بستگانشان نگهداری میشود.
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ بهطور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
فشارهای جمهوری اسلامی بر بهائیان در ایران طی ماههای گذشته شدت گرفته است.
جامعه جهانی بهائی، دوم مهرماه در بیانیهای با اشاره به وعدههای مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم، برای احترام به حقوق تمامی اقلیتهای قومی و دینی در کشور، نوشت که بهائیان همچنان در ایران هدف آزار و اذیت قرار میگیرند.
آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، ۲۰ شهریورماه آزار و سرکوب بهائیان در ایران را از جدیترین نگرانیهای حقوق بشری دانست و بر ماهیت «دیرینه و سیستماتیک» این سیاست در زمینه سرکوب مذهبی که نیاز به توجه فوری جامعه بینالمللی دارد، تاکید کرد.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند.
قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت میشناسد.
اظهارات ستیزهجویانه، تهدید به حملات مجدد موشکی، مخالفت با فرآیند صلح خاورمیانه و حملات شخصی علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به دونالد ترامپ، درست در زمانی که رییسجمهوری آمریکا به نقش خود در برقراری آتشبس در غزه میبالد، چیزی جز رفتن به استقبال جنگی دیگر نیست.
سخنان دوشنبه ۲۸ مهر خامنهای، حدود یک ماه پس از سخنرانی او درست یک روز قبل از سخنرانی مسعود پزشکیان، رییس دولت چهاردهم در سازمان ملل مطرح شد که در آن، آخرین امیدها را برای جلوگیری از بازگشت تحریمهای سازمان ملل نابود کرد.
این صحبتها در شرایط کنونی به معنای فرستادن کارت دعوت برای ارتشهای اسرائیل و آمریکا بهمنظور حمله نظامی دیگری به مواضع جمهوری اسلامی در خاک ایران است.
اما چرا خامنهای که دستگاههای زیر نظرش امروز ناکارآمدتر از هر زمان دیگرند، در حالی که جمهوری اسلامی قادر به بازسازی نظامی خود پس از شکستی خفتبار در جنگ ۱۲ روزه نبوده، همچنان بر طبل جنگ میکوبد؟
با وجود اختلافات عمیقی که با درگیریها و افشاگریهای اخیر و بیسابقه کارگزاران ارشد جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگر آشکار شده، رهبر جمهوری اسلامی و حلقه وفاداران به او به خوبی دریافتهاند که امروز تنها با دو گزینه روبهرو هستند: یا تسلیم بدون نبرد پشت میز مذاکره یا وارد شدن به جنگی دیگر که ممکن است نتیجه آن به قطعیت نتیجه مذاکره نباشد.
به نظر میرسد خامنهای گزینه دوم، یعنی جنگ را برگزیده است، زیرا از نظر او ورود به مذاکره نه تنها زمانی در اختیار حکومتی نمیگذارد که سیاستش همواره بر خرید زمان و وقتکشی و نشستن به امید تحولی غیرمنتظره و خوشایند استوار بوده، بلکه هیچ نتیجهای جز تسلیم نیز نخواهد داشت.
ترامپ بهصراحت نشان داده به چیزی کمتر از برچیدن برنامه هستهای، محدود کردن برنامه موشکی و قطع حمایت از گروههای نیابتی رضایت نخواهد داد و پذیرش این خواستهها، هیچ معنایی جز تسلیم بدون قید و شرط ندارد.
تجربه مذاکرات دو ماهه و سپس حمله اسرائیل و آمریکا هم باعث شده که رهبران جمهوری اسلامی دریابند به روش مألوف و همیشگی خود نمیتوانند به اسم مذاکره، بدون آنکه واقعا قصدی برای سازش و توافق داشته باشند، برای خود زمان بخرند و در انتظار فرصت مناسب بهمنظور پیگیری سیاستهایی بنشینند که اکنون دیگر به سختی در منطقه تحمل میشوند.
در مقابل، خامنهای و گروهی که هنوز نقش اصلی را در تصمیمسازی و تصمیمگیری در حلقه قدرت در ایران دارند، به دلایل احتمالی زیر گمان میبرند در میان این دو گزینه، مذاکره گزینه بدتر و جنگ گزینه بد است و به همین دلیل، با آنکه میدانند شرایط نسبت به گذشته تغییراتی ماهوی و بنیادین کرده، دستکم در حرف، راه تقابل و استقبال از جنگ را در پیش گرفتهاند.
۱- آمریکا و غرب بهطور کلی در عرصه جهانی با مشکلات و دشمنان بهمراتب قویتری از جمهوری اسلامی روبهرو هستند و هدفشان این است که با بازگرداندن صلح یا دستکم آرامشی نسبی به خاورمیانه، با خیالی آسودهتر و دستانی گشودهتر بر چین و روسیه متمرکز شوند.
این وضعیت، میتواند تمایل و اراده غرب را برای دامن زدن به آتش جنگ و درگیری در منطقه، کاهش دهد.
از نگاه خامنهای و کسانی که این نگاه را تایید میکنند، در مذاکراتی که نتیجه آن از قبل تعیین شده، متغیرهای کمتری نقش دارند و تغییر نتیجه مذاکره، آن هم در زمانی که دست تهران خالیتر از همیشه است اگر غیرممکن نباشد بسیار دشوار خواهد بود.
در مقابل، از نگاه رهبر جمهوری اسلامی، نتیجه جنگی احتمالی به همان اندازه قطعی نیست و متغیرهای بهمراتب بیشتری نه تنها در تعیین نتایج و پیامدهای آن، بلکه و بهویژه، در شروع و ابعاد یک جنگ جدید که ناگزیر باید بزرگتر باشد نقش دارند و این میتواند امیدها را به بقای نظام افزایش دهد.
در عین حال، استفاده آشکار چین و روسیه از تقابل جمهوری اسلامی با غرب، در ذهن رهبران حکومت ایران اینگونه تعبیر و تفسیر شده که میتوانند در سایه این حمایت که تاکنون عمدتا لفظی و حداکثر در همراهی نکردن با غرب در تحریمها خود را نشان داده، حتی در صورت شکست مجدد نظامی، قادر به حفظ اساس نظام باشند؛ حتی اگر قیمت آن حذف خامنهای از عرصه باشد.
۲- از هنگام آتشبس و پایان جنگ ۱۲ روزه، بسیاری از مقامات جمهوری اسلامی با محتمل دانستن کشته شدن خامنهای، بهشکلی آشکارتر از فردای بدون رهبر فعلی سخن گفتهاند.
در جنگ قدرتی که در تمام سالهای اخیر برای جانشینی خامنهای وجود داشته، اکنون هیچ فرد و جناحی زمان را برای نشستن در جایگاه رهبر مناسب نمیبیند زیرا پرونده مقابله جمهوری اسلامی با اسرائیل و غرب هنوز بسته نشده است و هر جانشینی ناگزیر سهیم و مسئول شکست خواهد بود و روشن است که هیچ رهبری نمیتواند کارش را با شکست و تسلیم آغاز کند.
از نگاه این منتظران قدرت، بهتر آن است که خامنهای به این سمت سوق داده شود تا مسئولیت کامل شکست به پای او نوشته شود و جانشین او بتواند بدون آنکه نقش و سهمی در این شکست داشته باشد، آغاز عصری نو و فصلی تازه را در کتاب جمهوری اسلامی نوید دهد.
۳- دستاوردهای فاجعهبار تصمیمهای رهبران جمهوری اسلامی در همه این سالها نشان میدهد آنان تا چه اندازه از واقعیت دور و در درک منطق تحولات جاری و چشماندازهای آتی، ناتوان هستند.
حتی تحولات پس از هفتم اکتبر و حمله حماس به اسرائیل باعث نشده که مقامات جمهوری اسلامی دریابند تا چه اندازه فاقد هرگونه توانایی موثر برای حفاظت از نیروهای نیابتی و فرماندهان آنان در منطقه و نیز محافظت از فرماندهان ارشد نظامی و تاسیسات موشکی و هستهای خود هستند.
خامنهای که تمایل ویژهای به فتح قلهها دارد، با اینکه از خرداد ماه به این سو در مخفیگاهی در زیر زمین بهسر میبرد و روابطش با کارگزارانش به حداقل رسیده، اسیر در توهماتش در سخنرانی ۲۸ مهرماه خود نیز بارها از قله و رسیدن به آن یاد کرد.
بیگانگی با واقعیت، تنها خود را در عرصه سیاست خارجی آشکار نکرده است.
تلاش برای بازسازی اقتدار از دسترفته در داخل کشور با اعدامهای افسارگسیخته، تشدید سرکوب و بازداشت فعالان مدنی و سیاسی و حتی اقدام برای بازپسگیری خیابانها از زنان و دختران و تحمیل دوباره حجاب اجباری به آنان نیز نشان میدهد او گمان میبرد هنوز دهه ۶۰ است و خدای آن دهه به زعم او که برای ایرانیان جز اهریمن نبوده، نظام و رهبر را حفظ خواهد کرد.
زیستن در این حباب ذهنی و ناتوانی از درک تحولات عمیق جامعه ایران از یکسو و سازوکار نظم دستخوش تغییر و تحول جهانی از سوی دیگر، میتواند خامنهای و همراهانش را مجاب کرده باشد که هنوز و همچنان میتوانند با تداوم سیاستها و رویکردهای پیشین، آینده خود را تضمین کنند.
دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در اظهاراتی تازه حمله هوایی به تاسیسات هستهای ایران را «یکی از بزرگترین عملیاتهای نظامی تاریخ» توصیف کرد و گفت که این اقدام، مسیر دستیابی به توافق صلح در خاورمیانه را هموار کرد.
ترامپ دوشنبه ۲۸ مهر در جریان کنفرانس خبری مشترک با آنتونی آلبانیزی، نخستوزیر استرالیا، در کاخ سفید گفت: «جنگ چیز عجیبی است، ممکن است اتفاقات بدی رخ دهد، اما گاهی هم نتایج خوبی به بار میآورد.»
او افزود: «پیش از آنکه ما ایران را هدف قرار دهیم، نمیتوانستیم هیچ توافقی در خاورمیانه بهدست آوریم چون سایهای تاریک بر منطقه افتاده بود اما زمانی که توانستیم توان هستهای ایران را از بین ببریم، همه چیز تغییر کرد.»
ترامپ تاکنون بارها اعلام کرده در پی حملات ایالات متحده به سایتهای نطنز، فردو و اصفهان در جریان جنگ ۱۲ روزه، برنامه هستهای جمهوری اسلامی نابود شده است.
این سخنان رییسجمهوری آمریکا در حالی مطرح شد که علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، دوشنبه اظهارات ترامپ درباره نابود شدن برنامه هستهای حکومت ایران را «خیال» خواند و گفت: «رییسجمهور آمریکا افتخار میکند که صنعت هستهای ایران را بمباران کردیم و از بین بردیم. خیلی خوب، به همین خیال باش. اصلا شما چه کاره هستید که اگر کشوری صنعت هستهای دارد، در قبال آن باید و نباید مطرح کنید؟»
او با انتقاد از ترامپ، رییسجمهوری آمریکا را فردی «با رفتار سخیف و دروغهای فراوان درباره منطقه» توصیف کرد.
خامنهای در ادامه گفت ترامپ اگر توانایی دارد، «برود میلیونها نفری را که در همه ایالتهای آمریکا علیه او شعار میدهند آرام کند».
رییسجمهوی آمریکا در ادامه صحبتهای خود گفت: «این یکی از بینقصترین عملیاتهای نظامی تاریخ بود. آن بمبافکنهای باشکوه بی-۲ را دیدید؟ همه چیز دقیق و بینقص انجام شد. فرماندهی این عملیات را ژنرالهای برجستهای بر عهده داشتند و نتیجه کار فوقالعاده بود. وقتی عملیات تمام شد، فضای خاورمیانه گشوده شد.»
ترامپ با تاکید بر اینکه این عملیات نتیجه تمرینهای طولانیمدت بود، افزود: «خلبانان به من گفتند که ۲۲ سال برای چنین مانوری تمرین کردهاند؛ هر سال سه بار. اما هیچ رییسجمهوری قبل از من اجازه اجرای آن را نداده بود. من اجازه دادم و نتیجه آن از بین رفتن ابر تیره بر فراز خاورمیانه بود.»
شبکه سیبیاسنیوز ۲۷ مهر در گزارشی به نقل از خلبانان بمبافکنهای بی-۲ نیروی هوایی آمریکا اعلام کرد حمله به تاسیسات هستهای فردو «یکی از سرنوشتسازترین عملیاتهای دوران خدمت» آنان بوده است.
به گفته فرماندهان آمریکایی، این عملیات «ترکیبی از فناوری پنهانکاری، دقت بینظیر و خطر بالا» بود.
بر اساس این گزارش، جنگندههای پنهانکار اف-۲۲ و اف-۳۵، بمبافکنهای بی-۲ را در ورود به حریم هوایی ایران همراهی کردند.
یکی از فرماندهان گفت: «میدانستیم تنها نیستیم؛ عملکرد همه نیروها بینقص بود.»
چند تن از دیپلماتهای اسرائیلی بهصورت خودکار به گروههایی واتساپی اضافه شدهاند که گفته میشود بعضی از آنها از داخل ایران اداره میشوند. وزارت خارجه اسرائیل درباره این موضوع هشدار داده و از کارکنان خود خواسته است هوشیاری بیشتری در برابر فعالیتهای سایبری نشان دهند.
رسانههای اسرائیلی دوشنبه ۲۸ مهر گزارش دادند برخی از دیپلماتهای این کشور بدون اطلاع خود به گروههایی واتساپی افزوده شدهاند که منشأ آنها به ایران، پاکستان و بعضی کشورهای دیگر بازمیگردد.
وزارت خارجه اسرائیل در ابلاغیهای داخلی از کارکنان خود خواست تنظیمات حریم خصوصی در واتساپ را تغییر دهند تا فقط مخاطبان ذخیرهشده بتوانند آنها را به گروهها اضافه کنند.
ایراناینترنشنال برای دریافت نظر وزارت خارجه اسرائیل تلاش کرد اما پاسخی دریافت نکرد.
رونن سالومون، تحلیلگر اطلاعاتی اسرائیل، در گفتوگو با ایراناینترنشنال این گزارشها را «قابل باور» توصیف کرد و گفت واحدی وابسته به سپاه پاسداران بهنام «دپارتمان ۵۰» مسئول چنین عملیاتهایی است.
او افزود: «اگر من ایرانی باشم، میتوانم گروهی با نامی مشابه یکی از گروههای واقعی بسازم تا اطلاعات جمعآوری کنم. کافی است شماره فرد هدف را داشته باشم و اگر تنظیمات حریم خصوصی او به حالت عمومی باشد، میتوانم او را اضافه کنم. سپس با به اشتراکگذاری یک پست یا لینک، آن کاربر را تحت حمله سایبری قرار دهم.»
شرکت مایکروسافت ۲۵ مهر در گزارشی اعلام کرد جمهوری اسلامی در کنار روسیه، چین و کره شمالی، بهطور گسترده از فناوری هوش مصنوعی برای ارتقای توان سایبری خود، تولید محتوای جعلی و اجرای عملیات نفوذ علیه ایالات متحده بهره میبرد.
بر اساس گزارشها، پس از پایان جنگ ۱۲ روزه میان جمهوری اسلامی و اسرائیل، فعالیتهای سایبری دو طرف شدت گرفته است.
مروان هاشم، از بنیانگذاران شرکت امنیت سایبری فریزآو، پیشتر به ایراناینترنشنال گفته بود: «اگرچه آتشبس میان ایران و اسرائیل به درگیری نظامی مستقیم پایان داده اما عملیاتهای سایبری بهشدت افزایش یافته است.»
او گفته بود: «از زمان آغاز آتشبس تاکنون حدود ۴۵۰ حمله سایبری علیه اهداف اسرائیلی ثبت شده که بسیاری از آنها به گروههای نزدیک به ایران نسبت داده میشوند.»
مقامات امنیتی اسرائیل ششم مهر اعلام کردند صدها شهروند این کشور تماسهایی تلفنی با محتوایی مشکوک و به زبان عبری شکسته دریافت کردهاند که گفته میشود از سوی عوامل اطلاعاتی جمهوری اسلامی صورت گرفته است.
به گزارش نشریه اسرائیل نشنال نیوز، این تماسها با هدف «جذب نیرو، ایجاد رعب عمومی و بهرهگیری از شرایط جنگی برای تاثیرگذاری روانی بر افکار عمومی» گرفته شدهاند.
بر پایه این گزارش، پلیس اسرائیل و سازمان ملی امنیت سایبری، از دریافت حجم گستردهای از گزارشهای مردمی درباره تماسهای تلفنی ناشناس خبر دادهاند.
در این تماسها، پیامی ضبطشده به زبان عبری شکسته پخش شده که در آن گفته میشود: «اطلاعات ایران بهدنبال جذب عوامل واجد شرایط است.»
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در مراسم افتتاحیه دوره زمستانی پارلمان این کشور اعلام کرد اسرائیل تهدید جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن را از بین برده و ضربه محکمی به ایشان زده است.
نتانیاهو دوشنبه ۲۸ مهر گفت: «ما به جبلالشیخ (کوه هرمون) در سوریه و همچنین آسمان تهران دست پیدا کردیم. گروگانها را نیز آزاد کردیم.»
او اضافه کرد: «اگر جنگ متوقف میشد، ایران به تولید موشکهای بالستیک و توسعه سلاحهای هستهای ادامه میداد.»
این در حالی است که روزنامه اسرائیلهیوم، دوشنبه با اشاره به اقدام جمهوری اسلامی برای بازسازی توان بازدارندگی و نظامی پس از ضربات «بیسابقه» در جریان جنگ ۱۲ روزه، نوشت که حکومت ایران قصد دارد «حلقه آتش پیرامون اسرائیل را احیا کند.»
این رسانه با اشاره به سخنان مقامهای حکومتی در ایران افزود: «به نظر میرسد تهران تمرکز خود را بر افزایش بُرد موشکهای بالستیک تا فاصلههای قارهای (پنج هزار و ۵۰۰ کیلومتر و فراتر از آن) گذاشته است.»
اسرائیلهیوم با اشاره به سخنان اخیر علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی و عضو فعلی شورای دفاع جمهوری اسلامی، نوشت: «در کنار گفتوگو درباره موشکهای قارهپیما، فشارها درون نظام برای تایید تولید سلاح هستهای افزایش یافته است.»
شمخانی که در فاصله سالهای ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴، در دو دولت محمد خاتمی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح بود، ۲۰ مهر در یک گفتوگو در پاسخ به پرسشی درباره اینکه در دوره وزارت دفاعش به ساخت بمب اتم فکر میکرده است، گفت: «ای کاش [آن زمان] به ساختن بمب هستهای فکر میکردیم.»
او در ادامه در پاسخ به این سوال که اگر الان به دهه ۷۰ برگردد بهدنبال ساخت بمب میرود یا نه، گفت: «بله، حتما میروم.»
از سوی دیگر علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، دوشنبه در دیدار با «جمعی از قهرمانان و مدالآوران ورزشی و المپیادهای علمی جهانی» گفت: «جوانان ما با موشکهای ایرانی نقاط استراتژیک دشمن را تبدیل به خاکستر کردند. ایران موشکها را از جایی نخرید یا کرایه نکرد. این موشکها را نیروهای مسلح و صنایع نظامی ما آماده داشتند و استفاده کردند و باز هم دارند و اگر لازم باشد، در وقت دیگر از آن استفاده میکنند.»
روزنامه بریتانیایی سان ۲۷ مهر در گزارشی از قول کارشناسان اطلاعاتی اسرائیل نوشت جمهوری اسلامی در حال تلاش برای «تسلیح مجدد گروه حماس و بازسازی محور نفوذ خود در منطقه» است.
این روزنامه افزود این اقدام میتواند مقدمهای برای دور تازهای از درگیری میان ایران و اسرائیل باشد.
راز زیمت، افسر پیشین اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل، به سان گفت: «ایران هرگز از هدف نهایی خود یعنی نابودی اسرائیل و دستیابی به سلاح هستهای دست نخواهد کشید.»
زیمت با اشاره به سخنان علیاکبر ولایتی، مشاور رهبر جمهوری اسلامی درباره محتمل بودن درگیری مجدد، هشدار داد که ایران با وجود خسارتهای شدید در جنگ ۱۲ روزه، «انگیزه بیشتری برای ساخت سلاح هستهای پیدا کرده» است.