۸۰۰ فعال مدنی و سیاسی: جمهوری اسلامی اعدام را به ابزار کنترل و سرکوب بدل کرده است
۸۰۰ فعال مدنی، فرهنگی و سیاسی با گرایشهای گوناگون در بیانیهای از حکومت جمهوری اسلامی به دلیل آنکه بهجای پاسخگویی به ریشههای بحرانهای موجود، «سیاست اعدام را با شدتی بیسابقه به ابزار کنترل و سرکوب بدل کرده است» انتقاد کردند.
در این بیانیه که از جمله از سوی شماری از زندانیان سیاسی امضا شده، «موج گسترده اجرای احکام مرگ»، بهویژه در زندان قزلحصار کرج، نشانه «فروپاشی اخلاقی و حقوقی نظام قضایی و بیاعتنایی آشکار به کرامت انسانی» دانسته شده است.
امضاکنندگان بیانیه در مورد فعالیت بیش از یکساله «کارزار مدنی و شجاعانه «سهشنبههای نه به اعدام» که از زندان قزلحصار آغاز شد، آن را حرکتی خودجوش از زندانیان سیاسی ارزیابی کردند که «هر هفته با اعتصاب غذا علیه فرهنگ مرگ» اعتراض میکنند.
آنها با اشاره به اعتصاب غذای گروهی از زندانیان بند دو زندان قزلحصار در واکنش به موج تازه اعدامها، و وعده مقامات قضایی برای تعلیق شش ماهه اجرای حکم اعدام افزودند که زندانیان اعتصاب غذایشان را به صورت موقت و مشروط متوقف کردهاند.
امضاکنندگان بیانیه با تاکید بر این موضوع که مسئولیت کامل جان، سلامت و امنیت این زندانیان بر عهده جمهوری اسلامی ایران است، سیاست اعدام حکومت را «نه اجرای عدالت، که تداوم خشونت سازمانیافته و اعترافی به ناتوانی در اصلاح اجتماعی» دانستند.
در بیانیه با توصیف اعدام به عنوان «اعتراف به شکست قانون و اخلاق»، «نفی کرامت انسانی» و «انکار حق حیات» آمده است که هیچ نظامی، حتی با استناد به دین یا قانون، حق ندارد جان انسانها را به ابزار سیاست و کنترل اجتماعی بدل کند.
امضاکنندگان بیانیه با اشاره به لغو حکم اعدام در بسیاری از کشورهای جهان، ادامه آن از سوی حکومت جمهوری اسلامی را «نشانه انزوا و درماندگی نظامی» خواندند که از گفتوگو با جامعه خود عاجز مانده است.
آنها خواستار آن شدند که مردم ایران، اندیشمندان، وکلا، هنرمندان و کنشگران مدنی در داخل و خارج کشور و نهادهای بین المللی حقوق بشری، آزادیخواهان و عدالت طلبان جهان در برابر این روند ضدانسانی سکوت نکنند.
در بیانیه همچنین بر لزوم استفاده از هر ابزار مسالمتآمیز برای توقف و لغو مجازات اعدام در ایران تاکید شده است.
آنها اشاره کردند که ادامه خشونت دولتی از سوی جمهوری اسلامی «نه مشروعیتی میآفریند و نه امنیتی پایدار؛ بلکه نفرت، خشم و گسست اجتماعی را ژرفتر میکند و اعتماد عمومی را نابود میسازد.»
از جمله امضاکنندگان بیانیه شهریار آهی، مطلب احمدیان، زرتشت احمدیراغب، حسن اسدی زیدآبادی، آسیه امینی، لادن بازرگان، هانیه بختیار، رسول بداقی، مهران براتی، منیره برادران، قربان بهزادیاننژاد، علیرضا بهنام، نیلوفر بیضایی، جعفر پناهی، مصطفی تاجزاده، یاشار تبریزی، نیره توحیدی، و محمد حبیبی هستند.
این بیانیه همچنین از سوی بهروز خلیق، رضا خندان، هاشم خواستار، آتنا دائمی، مهرداد درویشپور، سعید دهقان، ویدا ربانی، تقی رحمانی، حسین رزاق، سعید رضویفقیه، نازنین زاغری، کوروش زعیم، اکرم زینالی، محمدحسین سپهری، فاطمه سپهری، عیسی سحرخیز، فرج سرکوهی، خشایار سفیدی، نسیم سلطانبیگی، عبدالفتاح سلطانی، و محمد سیفزاده امضا شده است.
حسن شریعتمداری، کیوان صمیمی، صدرا عبداللهی، اسماعیل عبدی، یوسف عزیزیبنیطرف، جعفر عظیمزاده، رضا علامهزاده، رضا علیجانی، مهدی فتاپور، پرستو فروهر، محمدرضا فقیهی، پروین فهیمی، عزیز قاسمزاده، ابوالفضل قدیانی، فرزانه قرهحسنلو، سپیده قلیان، اجلال قوامی، کاظم کردوانی، مریم کلارن، طناز کلاهچیان، مهدیه گلرو، جواد لعلمحمدی، نرگس محمدی، مهدی محمودیان، سعید مدنی، عالیه مطلبزاده، بدرالسادات مفیدی، سعیده منتظری، عبدالله مومنی، حسن نایبهاشم، علی نجاتی، کامبیز نوروززاده، محمد نوریزاد، و عباس واحدیانشاهرودی نیز از جمله دیگر امضاکنندگان این بیانیه هستند.
اعدام دستکم ۲۳۶ زندانی در مهرماه
سایت حقوق بشری هرانا پنجشنبه اول آبان در جدیدترین گزارش ماهانه خود درباره وضعیت نقض حقوق بشر در ایران نوشت قوه قضاییه جمهوری اسلامی در مهرماه دستکم ۲۳۶ نفر را در زندانهای سراسر کشور به دار آویخت.
این آمار نشان میدهد در ماه گذشته، هر روز بهطور میانگین هشت تن و در هر سه ساعت یک نفر در ایران اعدام شده است.
به نوشته هرانا، علاوه بر اجرای احکام اعدام، دستکم ۱۲ مورد محکومیت و هفت مورد تایید حکم اعدام برای زندانیان در ایران ثبت شده است.
از میان افراد اعدامشده دو نفر به نامهای علی آقاجری و محمدرضا شیهکی، در زمان بازداشت و ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشتهاند.
در حال حاضر، علاوه بر زندانیان جرایم عمومی که روزانه در زندانهای ایران به دار آویخته میشوند، حدود ۷۰ زندانی در زندانهای سراسر کشور با اتهامات سیاسی در خطر تایید یا اجرای حکم اعدام قرار دارند و بیش از ۱۰۰ تن نیز با اتهامات مشابه با خطر صدور حکم مرگ روبهرو هستند.
در این ارتباط، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، در تازهترین گزارش خود به مجمع عمومی که سهشنبه ۲۹ مهر منتشر شد، نسبت به افزایش اعدامها، شکنجه بازداشتشدگان، سرکوب اقلیتها و محدودیتهای فزاینده بر آزادیهای مدنی ابراز نگرانی کرد.
بر اساس این گزارش، در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ دستکم ۶۱۲ نفر در ایران اعدام شدند؛ افزایشی ۱۱۹ درصدی نسبت به مدت مشابه سال قبل.
گوترش از بیتوجهی جمهوری اسلامی به توصیههای بینالمللی درباره توقف مجازات اعدام و محدود کردن جرایم مستوجب مرگ ابراز تأسف کرد و اعدام در ملأ عام را «مغایر با منع شکنجه و رفتار غیرانسانی» دانست.
۸۰۰ فعال مدنی و سیاسی: جمهوری اسلامی اعدام را به ابزار کنترل و سرکوب بدل کرده است | ایران اینترنشنال
منابع محلی از بازداشت دو تن از نزدیکان خدانور لجهای، از کشتهشدگان اعتراضات ۱۴۰۱ در منطقه شیرآباد زاهدان، خبر دادند. طبق این خبر، نیروهای لباسشخصی در روزهای ۲۹ و ۳۰ مهر با یورش به منازل ابراهیم و صادق لجهای، آنها را بدون حکم قضایی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردهاند.
بر اساس گزارش منابع محلی، صبح سهشنبه نیروهای لباسشخصی بدون ارائه حکم قضایی وارد منزل ابراهیم لجهای، پسرخاله خدانور، شدند، خانه را تفتیش کردند و او را پس از ضربوجرح شدید بازداشت کردند.
ماموران سپس به خانه برادرش خالد یورش بردند و در مورد محل او از خانوادهاش پرسوجو کردند. ابراهیم و خالد لجهای پیشتر در آبان ۱۴۰۱، پس از جمعه خونین زاهدان بازداشت و پس از چند ماه بازجویی و شکنجه با وثیقه سنگین آزاد شده بودند.
نیروهای امنیتی چهارشنبه نیز با استفاده از ترفند تماس اجباری یکی از دوستان صادق لجهای، او را به محل تعیینشده در حوالی کلاته زاهدان کشاندند و بازداشت کردند. هنوز از وضعیت صادق و دوستش، که احتمال میرود او هم بازداشت شده باشد، هیچ خبری در دست نیست.
از اتهام و نهاد بازداشتکننده این افراد نیز تا لحظه تنظیم خبر اطلاعی وجود ندارد.
خدانور لجهای، جوان ۲۷ ساله اهل سیستان و بلوچستان و از اهالی شیرآباد زاهدان بود که نهم مهر ۱۴۰۱ و یک روز پس از جمعه خونین زاهدان در جریان اعتراضات این شهر با شلیک نیروهای سرکوبگر زخمی و روز ۱۰ مهر کشته شد.
پس از کشته شدن خدانور، تصویری از او در حالی که به میله پرچم داخل محوطه آگاهی زاهدان بسته شده و لیوان آبی با فاصله از او قرار گرفته است، در شبکههای اجتماعی دست به دست شد.
این تصویر مربوط به تیر ماه امسال بود و ماجرایی که یکی از نزدیکان خدانور، آن را اینطور روایت کرده است: «خدانور را از ساعت دو شب تا هفت صبح بسته بودند به میله پرچم و کتک زدند. خدانور آب خواسته بود و مامور یک لیوان آب آورده بود و با فاصله گذاشته بود تا او آب را ببیند ولی نتواند بردارد.»
این حالت در روزهای بعد تبدیل به یکی از تصاویر نمادین از خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی در ایران و جهان شد و هاشم شیرعلی، بازیکن تیم فوتسال فولاد زرند ایرانیان هم در یک بازی لیگ برتر فوتسال، در هر نوبت شادی پس از زدن دو گل، این حالت را بازسازی کرد.
جلسه بازپرسی و تحقیقات تکمیلی پرونده پژمان جمشیدی، بازیگر سینما و بازیکن پیشین تیم ملی فوتبال و باشگاه پرسپولیس، صبح ۲۸ مهرماه در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شد. پس از این جلسه، قاضی پرونده قرار بازداشت موقت برای این بازیگر صادر کرد و او روانه زندان قزلحصار شد.
روزنامه «هفت صبح» در گزارشی بدون اشاره مستقیم به نام جمشیدی، جزییات روند تشکیل پرونده، ماهیت اتهامها و نحوه بازداشت و انتقال او به زندان را منتشر کرد.
به گزارش هفت صبح، ماجرا به حدود پنج ماه پیش بازمیگردد؛ زمانی که شکایت دختری جوان علیه یکی از بازیگران سرشناس سینما و تلویزیون در دادگاه کیفری ثبت شد.
آن زمان رسانهها از ذکر نام متهم خودداری کردند اما اکنون با انتشار خبر بازداشت، نام جمشیدی در بسیاری از شبکههای خبری و اجتماعی مطرح شده است.
بر اساس این گزارش، شاکی پرونده اعلام کرده در پی آشنایی با این بازیگر در یکی از پروژههای کاری، با وعده همکاری حرفهای از سوی او روبهرو شده و چند شب بعد، در مسیری که همراه او بوده، «به اجبار به خانهاش منتقل شده و مورد تجاوز قرار گرفته» است: «مرا با اجبار به خانهاش برد و آنجا دست و پایم را بست و به من تجاوز کرد.»
او در شکایت خود گفته که پس از این واقعه به پزشکی قانونی معرفی و معاینات و آزمایشهای لازم انجام شده است.
با این حال، مامک جمشیدی، خواهر این بازیگر، ۳۰ مهرماه در یک استوری اینستاگرامی نوشت که «تا این لحظه هیچ اتهامی علیه برادرش اثبات نشده» و نهادهای قضایی و مربوطه در حال پیگیری موضوع هستند.
او نوشت که برادرش برای «احترام به قانون و روشن شدن زوایای پشت پرده این داستان»، خود شخصا مراجعه کرده است.
روند قضایی و قرار بازداشت
در پی ثبت شکایت این دختر، جمشیدی برای ادای توضیحات احضار شد. در مراحل ابتدایی، برای او قرار وثیقهای به مبلغ پنج میلیارد تومان تعیین شده بود.
با گذشت چند ماه، ۲۸ مهرماه جلسهای با حضور متهم و شاکی برای مواجهه حضوری در شعبه نهم دادگاه کیفری یک تهران تشکیل شد و بهنوشته هفت صبح، این جلسه «دادگاه محاکمه» نبوده، بلکه در چارچوب «تحقیقات مقدماتی» برگزار شده است.
در چنین پروندههایی، روند قضایی از همان ابتدا در دادگاه کیفری یک دنبال میشود و برخلاف پروندههای عادی، از مسیر دادسرا عبور نمیکند.
قضات دادگاه در این مرحله میتوانند با توجه به یافتههای جدید، نوع قرار تامین را تغییر دهند.
بر اساس این گزارش، در جریان این جلسه، روسای دادگاه تصمیم گرفتند قرار وثیقه پیشین را به «بازداشت موقت» تبدیل کنند تا تحقیقات تکمیلی ادامه یابد.
به نوشته هفت صبح، وکیلان او به این تصمیم اعتراض کردهاند و در صورت پذیرش اعتراض، احتمال آزادی موقت با قید وثیقه وجود دارد.
در واکنش به پرسشهای گسترده کاربران درباره نحوه بازداشت این بازیگر، پلیس اعلام کرد «نقشی در بازداشت او نداشته» است.
طبق گزارش هفت صبح، جمشیدی خود شخصا با دریافت احضاریه در جلسه دادگاه حاضر شده و پس از تصمیم قضات درباره تغییر نوع قرار تامین، به زندان منتقل شده و هیچ عملیات دستگیری یا اقدام انتظامی در این پرونده انجام نشده است.
دختر شاکی در اظهارات اولیه، ماجرا را «آشنایی کاری» توصیف کرده که به «ربودن و تعرض» منتهی شده و در مقابل، جمشیدی در تمام مراحل تحقیقات، این اتهامها را «قویا انکار کرده» و گفته است شکایت شاکی را قبول ندارد.
پرونده جمشیدی اکنون در مرحله بررسیهای تکمیلی و کارشناسی است و هنوز هیچ حکمی در اثبات یا رد اتهام او صادر نشده است.
گزارشها از زندان اوین از تلاش مجدد مقامهای زندان برای اجرای حکم اعدام احسان افرشته، زندانی سیاسی، خبر میدهند. به او اعلام شده است که حکم اعدام روز یکشنبه، چهار آبان اجرا خواهد شد. همبندیانش قصد دارند برای بار سوم از انتقال او برای اجرای حکم جلوگیری کنند.
بنابر اطلاعات دریافتی از یک منبع آگاه، مقامهای زندان اعلام کردهاند که این بار برای انتقال احسان افرشته جهت اجرای حکم از نیروهای نظامی استفاده خواهند کرد و تلفن بند نیز قطع خواهد شد.
به گزارش کانون حقوق بشر ایران، زندانیان سیاسی بند هفت زندان اوین در اعتراض به اجرای این حکم پنجشنبه یکم آبان از دریافت غذا خودداری کردهاند.
تلاش مسئولان زندان برای اجرای حکم افرشته تاکنون دو بار با مقاومت همبندیان این زندانی در بند هفت زندان اوین ناکام مانده است.
به گفته یک منبع آگاه، احسان افرشته که پیشتر در رسانهها به نام افراشته معرفی شده بود، ۳۱ سال دارد، متولد اصفهان و دانشآموخته مهندسی عمران است و در زمینه «شبکه و آیتی» تخصص ویژهای دارد.
نیروهای امنیتی با فریب دادن پدر احسان او را به بازگرداندن پسرش از ترکیه تشویق میکنند و به او اعلام میکنند که خطری پسرش را تهدید نمیکند.
تا زمان انتشار این خبر، اطلاعات دقیقی از عنوان اتهامی، زمان بازداشت و روند رسیدگی به اتهامات احسان افرشته در دست نیست.
مهدی محمودیان، نیمه مهر پستی در کانال تلگرام خود درباره این زندانی سیاسی محکوم به اعدام نوشت و در آن به «سوء استفاده سرویسهای خارجی» از او اشاره کرد.
طی هفتههای گذشته، روند صدور و اجرای احکام اعدام به اتهام جاسوسی و همکاری با دولتهای خارجی سرعت گرفته است.
قوه قضاییه جمهوری اسلامی طی یک ماه گذشته دستکم ۲۳۶ نفر را در زندانهای سراسر کشور اعدام کرده است. این آمار نشان میدهد که فقط در طول ماه مهر، روزانه بهطور میانگین هشت نفر و در هر سه ساعت یک نفر در ایران اعدام شده است.
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی، ۲۷ مهر خبر داد که فردی به نام جواد نعیمی، از کارشناسان فعال در تاسیسات هستهای نطنز و ساکن قم، به اتهام «جاسوسی برای موساد» به دار آویخته شده است. این تازهترین مورد از موج اعدامها به اتهام جاسوسی در ایران است.
کمپین «آزادی برای سیسیل» با اشاره به اینکه سسیل کوهل، فعال سندیکایی فرانسوی، و همسرش، ژاک پاریس، از ۱۲۶۵ روز پیش تاکنون در شرایط بسیار بدی نگهداری میشوند، خواستار آزادی سریعتر و بازگشت آنان به فرانسه شد.
در سایت این کمپین با اشاره به اینکه کوهلر پس از «بازداشت خودسرانه» در ایران، گروگان گرفته شده، آمده است که او از آن زمان از داشتن وکیل مستقل محروم بوده است و در شرایط وحشتناکی در بازداشت به سر میبرد.
بر اساس این گزارش، کوهلر چندین ماه را در سلول انفرادی گذراند که «شکنجه و مغایر با قوانین و استانداردهای سازمان ملل متحد» است.
کمپین «آزادی برای سیسیل» اعلام کرد که این فعال سندیکایی فرانسوی «در یک بخش امنیتی بالا در زندان بزرگ اوین تهران نگهداری میشود» و شرایط بازداشت او «نامناسب و مغایر با قوانین بینالمللی» است.
علاوه بر این، تماس کوهلر با بستگانش کم است و تحت نظارت شدید انجام میشود.
کمپین «آزادی برای سیسیل» تاکید کرد که «این وضعیت نگرانکننده، ما را از عواقب جدی بر سلامتی او میترساند.»
این کمپین افزود: «ما تمام حمایت خود را از همه گروگانها و زندانیان سیاسی و عزیزانشان ابراز میکنیم.»
«نمایش مضحکی از عدالت»
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه، سهشنبه ۲۲ مهر بدون اشاره به نام از صدور حکم سنگین زندان برای دو شهروند فرانسوی متهم به «جاسوسی» در ایران خبر داد.
به نوشته این خبرگزاری، یکی از این زندانیان در مجموع به ۳۱ سال زندان و دیگری در مجموع به ۳۲ سال زندان محکوم شده است.
میزان نوشت یکی از متهمان با اتهام «جاسوسی بهنفع سرویس اطلاعاتی فرانسه» به شش سال حبس، پنج سال حبس به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت کشور» و ۲۰ سال حبس در تبعید به اتهام «همکاری اطلاعاتی با اسرائیل در حکم محاربه» محکوم شد.
متهم دیگر هم به اتهام «جاسوسی بهنفع سرویس اطلاعاتی فرانسه» به ۱۰ سال حبس، به اتهام «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم بر ضد امنیت کشور» به تحمل پنج سال حبس و به اتهام «معاونت در همکاری اطلاعاتی با اسرائیل» به ۱۷ سال حبس محکوم شد.
بر اساس گزارش رسانه قوه قضاییه، حکم صادره برای آنان ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان عالی است.
در صورت تایید حکم، مجازات اشد یعنی ۲۰ و ۱۷ سال در مورد این دو نفر اجرا خواهد شد.
در واکنش به این احکام دادگاه انقلاب اسلامی، پاسکال کنفاورئو، سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه، ۲۴ مهر محکومیت طولانیمدت کوهلر و پاریس را محکوم کرد و گفت که اتهامات علیه آنها بیاساس و مجازاتشان خودسرانه است.
همچنین به گزارش خبرنگار ایران اینترنشنال از پاریس، خانوادههای سسیل کوهلر و ژاک پاریس همراه با وکلای آنها در نشستی رسانهای با انتقاد از محکومیت این زوج فرانسوی، گفتند: چیزی که در دادگاه آنها دیده شد، نمایش مضحکی از عدالت بوده و نه عدالت واقعی.
کوهلر، عضو «فدراسیون ملی آموزش و فرهنگ نیروی کار فرانسه» و پاریس، دبیر کل سابق همین سندیکا در بخش آموزش، در پی دیدار با شماری از فعالان کارگری و معلمان در تهران به دست ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شدند.
پس از آن هم تعداد زیادی از فعالان کارگری و معلمان در تهران و چند شهر دیگر بازداشت شدند.
بازداشت کوهلر، پاریس و فعالان صنفی در ایران انتقادهای گسترده سندیکاها و اتحادههای کارگری و معلمان در جهان را به دنبال داشت. آنان تاکید کردند که بر اساس مقاولهنامههای سازمان بینالمللی کار، دیدار فعالان سندیکایی کشورهای مختلف، موضوعی قانونی است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ۲۵ مهر صدور احکام طولانیمدت زندان برای دو فعال سندیکایی فرانسوی زندانی در ایران را محکوم کرد و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط آنان شد.
پیش از اعلام خبر آزادی مشروط مهدیه اسفندیاری در فرانسه که بهدلیل حمایت از گروه حماس در فرانسه زندانی شده بود، وحید جلالیزاده، معاون کنسولی، مجلس و امور ایرانیان وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی سهشنبه ۲۹ مهر گفته بود که او «در کانال تبادل با زندانیان فرانسوی در ایران قرار گرفته است.»
پیشتر وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرده بود تهران در حال مذاکره با پاریس برای مبادله دو شهروند فرانسوی با اسفندیاری است.
میلاد پناهیپور، وکیل دادگستری، اعلام کرد که موکلش منوچهر فلاح، کارگر ۴۲ ساله اهل گیلان و زندانی سیاسی محبوس در زندان لاکان رشت، به اتهام «تخریب به قصد مقابله با حکومت» به اعدام محکوم شده است. به گفته این وکیل، اتهام به انفجار یک ترقه صوتی کوچک مقابل دادگستری گیلان مربوط میشود.
پناهیپور، پنجشنبه اول آبان در گفتوگو با سایت امتداد گفت که فلاح در کودکی پدرش را از دست داده و این حادثه تنها خسارتی معادل ۱۵ میلیون تومان برجای گذاشته است. با این حال، دادگاه حکم اعدام صادر کرده است.
این وکیل توضیح داد که فلاح از زمان کودکی و پس از فوت پدرش با کارگری گذران زندگی کرده و همواره با فقر و سختی معیشت دستوپنجه نرم کرده است. او طی بیش از دو سال و نیم حبس، تنها چند بار اجازه ملاقات داشته و بهدلیل شرایط روحی خود، تمایلی به دیدار دختر کمسنش در فضای زندان نداشته است.
او با اشاره به وضعیت روحی و معیشتی موکلش گفت که صدور چنین حکمی برای انسانی که نه سلاحی در اختیار داشته و نه آسیبی به کسی وارد کرده، «نهایت بیعدالتی» است.
ایراناینترنشنال ۱۴ اردیبهشت گزارش داد با مطالعه حکم اعدام صادر شده برای فلاح دریافته تنها مبنای قاضی دادگاه انقلاب برای انتساب اتهام محاربه به او، وارد کردن خسارت مالی بسیار ناچیز به در و نمای ساختمان دادگستری رشت بوده است.
در این گزارش آمده بود، وکلا میگویند ایرادات فراوانی در این حکم به چشم میخورد و آنچه در پرونده وجود دارد، مستنداتی نیست که قاضی بتواند بر پایه آنها، فلاح را به محاربه متهم یا برای او کیفرخواست محاربه و حکم اعدام صادر کند.
مبنای صدور حکم مرگ
پناهیپور گفت ماده استنادشده ناظر بر تخریب تاسیسات حیاتی عمومی است؛ حال آنکه در پرونده فلاح نه تاسیساتی آسیب دیده، نه کسی مجروح شده و نه خللی در خدمترسانی ایجاد شده؛ تنها خسارت، آسیب جزئی به یک در فلزی بوده است.
او تاکید کرد موضوع صرفا انفجار یک ترقه صوتی بسیار کوچک در نیمهشب و بدون حضور رهگذر بوده، اما دادگاه با تفسیر نادرست ماده ۶۸۷ آن را تخریب تاسیسات حیاتی تلقی کرده است.
این وکیل افزود از فردای همان روز، دادگستری گیلان عادی کار کرده و نه خدمترسانی مختل شده و نه شهروندی آسیب دیده است؛ پس سخن از کدام تخریب و مقابله با حکومت است؟ آیا عدالت چنین پاسخی میطلبد؟
به گفته او، با وجود ایرادات حقوقی و فنی، دیوان عالی کشور فرجامخواهی را رد کرده و موکلش پس از بیش از دو سال و نیم حبس در آستانه اجرای حکم است. فلاح در آخرین ملاقات گفت: «جانم فدای مردم ایران.»
پناهیپور این حکم را نمونهٔ روشن نقض اصل تناسب جرم و مجازات دانست.
بازداشت و صدور حکم
فلاح تیرماه ۱۴۰۲ به دست ماموران وزارت اطلاعات در فرودگاه رشت بازداشت و با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام، توهین به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران، تخریب اموال عمومی و ساخت و بهکارگیری بمب صوتی دستساز» مواجه شد.
این زندانی سیاسی، آذرماه ۱۴۰۲ بابت یک پرونده خود، از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت به اتهام «توهین به خامنهای» به یک سال و سه ماه و یک روز حبس و به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به هفت ماه و ۱۶ روز زندان محکوم شد.
در پی تسلیم به رای، یک چهارم از حکم صادره کسر شد و دوران محکومیت او در خصوص این پرونده، اردیبهشت ۱۴۰۳ به پایان رسید.
او در دیگر پرونده خود ۲۱ آذرماه ۱۴۰۳ بهصورت ویدیو کنفرانس در دادگاه انقلاب رشت به ریاست محمدعلی درویشگفتار محاکمه و بهمن همان سال به اتهام «محاربه»، به اعدام از طریق چوبه دار محکوم شد.
این زندانی سیاسی بهمن ۱۴۰۳ در نامهای خطاب به دخترش عسل به مناسبت سالگرد ۱۶ سالگیاش نوشت: «در آستانه تولدت، قاضی محمدعلی درویش گفتار حکم اعدامم را به من ابلاغ کرده است شاید که مرا به تسلیم وادارد. اما غافل است از اینکه راهی را که برگزیدهام، نه از میان صفحات کتابها بلکه از دل زندگی و از میان رنجهای مردم آموختهام.»
در حال حاضر علاوه بر زندانیان جرایم عمومی که روزانه در زندانهای ایران به دار آویخته میشوند، حدود ۷۰ زندانی در زندانهای سراسر کشور با اتهامات سیاسی در خطر تایید یا اجرای حکم اعدام قرار دارند و بیش از ۱۰۰ تن نیز با اتهامات مشابه با خطر صدور حکم مرگ روبهرو هستند.