دو دانشجوی زندانی در ایران بر ضرورت مبارزه و ایستادگی در برابر استبداد تاکید کردند | ایران اینترنشنال
دو دانشجوی زندانی در ایران بر ضرورت مبارزه و ایستادگی در برابر استبداد تاکید کردند
امیرحسین مرادی و علی یونسی، دانشجویان محبوس در زندانهای اوین و قزلحصار، در یادداشتهایی در آستانه روز دانشجو، با اشاره به اعدامها، فقر و استبداد حاکم بر ایران، بر ضرورت «شکستن سکوت، مبارزه نسل جوان برای آزادی و نقش دانشگاه بهعنوان قلب تپنده اعتراض برابر استبداد» تاکید کردند.
آنها در این یادداشتها که جمعه ۱۴ آذر منتشر شد، ۱۶ آذر را «نماد عهد میان نسلهای ایستاده علیه استبداد» و نشانه تداوم «مبارزه برای آزادی» خواندند و گفتند دانشگاه، با وجود سرکوب و زندان، همچنان «قلب تپنده این راه و سرچشمه امید به بهار آزادی» در ایران است.
با ياد یاران دبستانی
مرادی نوشته خود را با یاد «یاران دبستانی»، احسان فریدی و احمد بالدی، آغاز کرد و سرنوشت این دو دانشجو را نمادی از تداوم سرکوب جنبش دانشجویی دانست؛ از خطر اعدام برای فریدی تا مرگ بالدی که در اعتراض به فشار اقتصادی و تخریب محل کار خانوادهاش دست به خودسوزی زد.
او با یادآوری گذشت ۷۲ سال از ۱۶ آذر ۱۳۳۲، از «حکومت اعدامی» نوشت که همچنان دانشجویان را هدف گرفته و در برابر بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی، به «اعدامهای فزاینده و قتلعامگونه» پناه برده است.
بهباور او، همکاری قوای سهگانه و اجرای دستور رهبر جمهوری اسلامی، این چرخه سرکوب را تثبیت کرده است.
مرادی سه راه پیش روی جامعه را برشمرد؛ انتظار مداخله خارجی، امید به اصلاح یا استحاله حکومت، و شکستن سکوت و بیعملی.
او دو راه اول را بنبست دانست و تاکید کرد که «دموکراسی از آسمان نازل نمیشود» و تنها راه، تلاش جمعی برای تغییر است؛ تلاشی که نقش اصلی آن بر دوش جوانان و دانشجویان است.
او با اشاره به نقش دانشگاه در خیزش «زن، زندگی، آزادی»، دانشگاه را ظرفیت اصلی مقابله با استبداد خواند و خطاب به دانشجویان نوشت: «فریادهای شما پاسخ این رنج بیپایان است! در زمستان وطن عزم بهار باید کرد! ۱۶ آذر عهدنامهای میان نسلهای ایستاده علیه استبداد در راه آزادی است و باید بر این عهد پای فشرد و تاریکی را عقب زد.»
مبارزه براى آزادى
یونسی یادداشت خود را با تصویر آغاز زمستان و تقویمی که پاییز را پشت سر میگذارد شروع کرد و نوشت هرچند پشت میلههای زندان قرار است «همیشه زمستان باشد» اما این زمستان لزوما به معنای یاس نیست.
او که بیش از دو هزار روز است بهدلیل زندانی بودن از دانشگاه و رویاهای علمی خود دور مانده، نوشت که در این دوران به «درسهای زندان و زندانیان مقاوم» چشم دوخته است.
این دانشجوی زندانی این پرسش را طرح کرد که چگونه میتوان در «زمستانیترین جغرافیا» مغلوب سرما نشد و تاکید کرد این پرسش فقط برای زندانیان نیست، چرا که حکومتهای دیکتاتوری «زندانهایی به وسعت کشور» میسازند.
او هشدار داد فراموش کردن آزادی و امید بستن به قدرتهای خارجی برای آوردن «زندانبان بهتر»، نوعی «تحقیر اراده انسان» است.
یونسی نوشت: «مبارزه، همان رهایی انسان مبارز، همان آتش سوزان تاریخ و همان گوهر استثنایی تاریخ معاصر ایران در منطقهای پر از استبداد است. مبارزه همان چیزی است که نگذاشته است در زمستان استبداد و در پشت میلههای زندان، سرما چیره شود.»
او دانشگاه را «قلب تپنده مسیر پررنج آگاهی منتج به مبارزه» خواند و نوشت: «مشعل این مسیر در پیکر سوخته بالدی علیه فقر و ستم و ایستادگی فریدی زیر طناب مرگ، همچنان میدرخشد.»
این دانشجوی زندانی خطاب به «یاران نادیده» خود در دانشگاه نوشت قلبهای آنها منبع اراده این مسئولیت تاریخی است و از آنها خواست «این آینهها» را روبهروی هم بگذارند تا از اراده تغییر، «توفانی از شورش و عصیان» برخیزد؛ پیامی که بهگفته او از روز دانشجو و خون «سه یار دبستانی»، همچنان میدرخشد و نوید «بهار آزادی و آبادی ایران» است.
یونسی، دارنده مدال طلای المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک ۲۰۱۸ و مرادی، برنده مدال نقره المپیاد نجوم ایران در سال ۲۰۱۷، هر دو دانشجوی دانشگاه صنعتی شریفاند.
آنها سال ۱۳۹۹ و در ۱۹ سالگی بازداشت و حدود دو سال بعد در دادگاه انقلاب هر یک به ۱۶ سال زندان محکوم شدند و میزان حبس قابل اجرایشان اسفند ۱۴۰۳ به شش سال و هشت ماه کاهش یافت.
با این حال، دستگاه قضایی پروندههای تازهای علیه آنها گشود و ۱۸ مرداد، شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب این دو دانشجو را به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۱۵ ماه حبس محکوم کرد و یونسی در پروندهای جداگانه نیز به اتهام «تایید و تقویت اسرائیل» به پنج سال زندان در کرمان محکوم شد.
در پی گفتوگوهای مایکل جی. ریگاس، معاون وزیر امور خارجه آمریکا، و فواد حسین، وزیر امور خارجه عراق، واشینگتن بار دیگر بر لزوم برچیدن شبهنظامیان وابسته به جمهوری اسلامی در عراق تاکید کرد. آمریکا این گفتوگوها را سازنده خوانده است.
حساب فارسی وزارت امور خارجه آمریکا با انتشار تصاویری از این دیدار، به اظهارات پیشین مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، اشاره کرد و نوشت آمریکا «همچنان با صراحت درباره ضرورت برچیدن شبهنظامیان مورد حمایت ایران که حاکمیت عراق را تضعیف میکنند، آمریکاییها و عراقیها را تهدید میکنند و منابع عراق را برای ایران غارت میکنند، سخن خواهد گفت.»
این مواضع در شرایطی تکرار میشود که تحولات سیاسی عراق و نگرانیهای امنیتی منطقهای، پیامدهای مهمی برای آینده دولت بغداد و موازنه قدرت در خاورمیانه دارد. چند هفته پیش، در ۲۰ آبان، انتخابات پارلمانی عراق برگزار شد اما هنوز گروههای مختلف برای انتخاب دولت آینده به جمعبندی نرسیدهاند.
پنجم آذر ماه سال جاری، یکی از رهبران عضو ائتلاف «چارچوب هماهنگی» نیروهای شیعی در عراق به ایراناینترنشنال گفت ادامه اختلافات در این ائتلاف و تلاش شماری از جریانهای عضو آن برای گسترش نفوذ بر دیگر جریانهای سیاسی ائتلاف، موجب شده رایزنیها برای تشکیل دولت جدید و تعیین نخستوزیر تاکنون بینتیجه بماند.
رحیم العبودی، از رهبران جریان حکمت ملی به رهبری عمار الحکیم و عضو چارچوب هماهنگی، در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره روند گفتگوها برای تشکیل دولت تازه عراق گفته بود: «در حال حاضر، برخی از گروههای حاضر در چارچوب هماهنگی در تلاش هستند با گسترش نفوذ خود بر دیگر جریانهای عضو ائتلاف بهطور مستقل با نیروهای کُرد و سنی به توافق و تفاهم برسند.»
هشدار آمریکا به بغداد درباره حضور شبهنظامیان در دولت آینده
پیش از آن نیز در ۲۵ آبان ماه، یک منبع در اقلیم کردستان عراق به ایراناینترنشنال گفته بود واشینگتن بهصراحت به بغداد هشدار داده که در صورت واگذاری هر وزارتخانهای به گروههای مسلح مورد حمایت جمهوری اسلامی در دولت آینده عراق، آمریکا چنین دولتی را به رسمیت نخواهد شناخت.
این منبع در توضیح فضای سیاسی کنونی در عراق افزود که گروههای شیعه و کرد بر سر حفظ سمت ریاستجمهوری برای کردها توافق دارند و تهران نیز با این موضوع مخالفتی ندارد. اما احتمال انتخاب یک چهره سنی برای نخستوزیری نگرانیهایی را در تهران ایجاد کرده است.
بهگفته او، همه گروههای شیعی مخالف نخستوزیری دوباره محمد شیاع السودانی هستند، اما مارک سافایا، نماینده رییسجمهوری آمریکا در امور عراق، «رابطهای شخصی» با السودانی دارد و ممکن است در فرآیند تصمیمگیری نقشآفرینی کند.
این منبع تاکید کرد که برخلاف دورههای پیشین، جمهوری اسلامی در تعیین نخستوزیر آینده عراق نفوذ سابق را ندارد و اینبار آمریکا و کشورهای اروپایی با جدیت بیشتری در این روند وارد شدهاند.
حمایت آمریکا از تقویت حاکمیت عراق و مقابله با نفوذ خارجی
مارک سافایا چند روز پیشتر در بیانیهای اعلام کرده بود واشینگتن از تلاشهای بغداد برای مقابله با نفوذ خارجی، از جمله نفوذ تهران و گروههای نیابتیاش، حمایت میکند.
او بر ضرورت پایان دادن به فعالیت گروههای مسلح خارج از ساختار دولت عراق تاکید کرد و گفته بود: «عراق باید تمامی سلاحها را تحت کنترل دولت مشروع درآورد و نیروهای امنیتی خود را تحت فرمان واحد سامان دهد.»
نگرانی اسرائیل از گسترش فعالیت شبهنظامیان وابسته به ایران در عراق
در همین حال، گزارشهای متعددی از رسانههای اسرائیلی از افزایش نگرانی اورشلیم درباره گسترش فعالیت شبهنظامیان وابسته به تهران در عراق حکایت دارد.
وبسایت والا به نقل از منابعی در ارتش اسرائیل گزارش داده بود که ارتش و موساد در حال آمادهسازی برای مقابله با «تهدید فزاینده» این گروهها هستند.
روزنامه اورشلیمپست نیز نوشته بود ایران با تقویت زیرساختهای نظامی و گروههای وابسته در عراق تلاش میکند موقعیتی ایجاد کند که در «روز فرمان»، اسرائیل را از طریق حملات موشکی، پهپادی و حتی عملیات زمینی غافلگیر کند.
به نوشته این روزنامه، بر اساس ارزیابیهای امنیتی، احتمال دارد حمله بالقوه از خاک عراق، با شلیک موشک و پهپاد آغاز شود؛ مشابه الگویی که در جنگ اسرائیل و حماس علیه جبهه داخلی اسرائیل مشاهده شد. سناریوی دوم نیز شامل عملیات زمینی است که از عراق آغاز شود و از سوریه عبور کرده و تا مرزهای اسرائیل و اردن پیشروی کند.
اورشلیمپست یادآوری کرده بود که اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه مراکز لجستیکی مرزی ایران و عراق را که توسط گروههای مورد حمایت تهران استفاده میشد، هدف قرار داده بود.
منابع اسرائیلی همچنین گفتهاند پیامهای تند هشدارآمیز از کانالهای مختلف، از جمله از طریق آمریکا، به دولت عراق منتقل شده است.
تغییر مسیر نفوذ تهران و افزایش تسلیح گروههای عراقی رادیو ملی اسرائیل نیز گزارش داده بود که جمهوری اسلامی در حال انتقال تمرکز نفوذ نظامی خود به عراق است، آن هم پس از ضرباتی که گروههای همسو با تهران در لبنان، سوریه و غزه دریافت کردند.
بهگفته منابع عراقی، تهران حمایت از شبهنظامیان عراقی را افزایش داده و بیشتر بر ارسال سلاحهای پیشرفته و آموزش نیروهای نیابتی برای مقابله احتمالی با اسرائیل تمرکز کرده است.
دیدار ریگاس و حسین و تاکید مجدد آمریکا بر ضرورت برچیدن شبهنظامیان وابسته به حکومت ایران، تنها بخشی از رویکرد فعلی در سیاست منطقهای واشینگتن و تحولات داخلی عراق است. گزارشهای متعدد حاکی از آن است که نهتنها آینده سیاسی بغداد، بلکه امنیت منطقه و بهویژه وضعیت تنش میان حکومت ایران و اسرائیل، بیش از گذشته به نقش و جایگاه گروههای مسلح عراقی گره خورده است.
شماری از متخصصان آموزش و سلامت در گفتوگو با ایراناینترنشنال گفتند برخی از جوانان ایرانی که از کمبود امکانات و خدمات مناسب در ساختار حکومت دینی جمهوری اسلامی سرخورده شدهاند، بیش از پیش به نوشیدنی دستسازی با نام «لین» روی آوردهاند که حاوی کدئین است.
لین ترکیبی است که از مخلوط کردن شربتهای سرفه حاوی کدئین با نوشیدنیهای شیرین بهدست میآید. نام لین به اثر خوابآور و آرامبخش کدئین اشاره دارد که میتواند مصرفکننده را بیتعادل کند یا او را به لمدادن وادارد.
رواج نوشیدنی کدئینی در میان جوانان
ترکیب این نوشیدنی دستساز حاوی کدئین، سالها پیش در برخی فرهنگهای هیپهاپ آمریکا محبوب شده بود، اما اکنون در ایران نیز بهسبب در دسترس بودن مواد اولیه آن، مصرفکنندگان بیشتری پیدا کرده است. برخی نسخههای خارجی آن به «نوشیدنی بنفش» معروفاند، اما ترکیبهای داخلی بسته به نوع دارو رنگهای متفاوتی دارند.
کارشناسان میگویند در ایران این محصول بهدلیل وجود شربتهای کدئیندار در اغلب خانهها و فروش آزاد و بدون نسخه داروهای پایه، بهسرعت در میان نوجوانان و جوانان ۱۳ تا ۲۸ ساله شایع شده است.
راه فراری از ملال و فشارهای مدرسه
یک مشاور مدرسه که بهدلیل نگرانیهای امنیتی نخواست نامش فاش شود، مصرف لین را ابتدا در پارکها و حیاط مدرسهها مشاهده کرده است؛ جایی که نوجوانان پس از ساعتها حضور در کلاسهایی مملو از محتوای ایدئولوژیک و دروس حفظ کردنی، گردهم میآیند.
او گفت دانشآموزان دنبال «چیزی برای شکستن یکنواختی» هستند؛ زیرا نه در مدرسه و نه در شهر فضایی برای تفریح واقعی و بیدغدغه وجود ندارد.
به گفته او، «وقتی تفریح محدود، انتخاب فرهنگی ناچیز و حتی دسترسی به یک آبجو ساده جرمانگاری شده باشد، جوانها خودشان جایگزینها را میسازند.»
این مشاور هشدار داد که لین بهشدت اعتیادآور است و باعث خوابآلودگی، سرخوشی، تهوع، سرگیجه، اختلال بینایی و حتی توهم میشود. ترکیب آن با الکل یا آرامبخشها میتواند به افت شدید سطح اکسیژن، کما یا مرگ منجر شود.
متخصصان سلامت میگویند دلیل گسترش آرام و بیسر و صدای این نوشیدنی، نبود یک سیستم یکپارچه نظارت بر فروش داروهای بدون نسخه در ایران است. شربتهای کدئیندار بهطور گسترده در داروخانهها عرضه میشوند، و چارچوب نظارتی پراکنده موجود، الگوهای خرید غیرمعمول یا سوءمصرف در میان جوانان را شناسایی نمیکند.
یک داروساز تهرانی به نام امید گفت: «وقتی نظارت پایدار نیست و داروخانهها ابزار مشترک پایش ندارند، نوجوانان میتوانند مواد لازم را بدون جلب توجه تهیه کنند. دارو تقریبا در هر خانهای هست و هیچکس سازوکار پیشگیری از سوءاستفاده [از چنین مواردی] را ایجاد نکرده است.»
او افزود اولویتهای دولت سالها روی برخورد تنبیهی با الکل متمرکز بوده، نه اصلاح زنجیره تأمین دارویی.
کاستیهای نظام آموزشی و رهاشدن خانوادهها
مشاور مدرسه در بخشی از گفتوگویش تاکید کرد که دانشآموزان تقریبا هیچ آموزش سازمانیافتهای درباره خطرات سوءمصرف دارو دریافت نمیکنند، زیرا برنامه درسی مدارس مملو از محتوای ایدئولوژیک شده است. والدین نیز، بهگفته او، تقریبا هیچ راهنمایی از مدرسه درباره نیازهای نسلزد و فشارهای وارد بر آنها دریافت نمیکنند: «خانوادهها رها شدهاند تا حدس بزنند چه بر سر فرزندانشان میآید.»
به گفته او «بهجای آنکه والدین را به ابزار و آگاهی لازم مجهز کنند، برنامههای درسی بر پیامهایی متمرکز است که با واقعیت زندگی جوانان فاصله دارد.»
او افزود بسیاری از نوجوانان میگویند که با محتوای درسی مدرسه احساس بیگانگی میکنند و برای «شکستن چرخه» فشاری که نمیتوانند آشکارا بیانش کنند، به آیینهای پنهانی و نوشیدنیهایی مانند این ترکیب رو میآورند.
جمعبندی دو کارشناس
دو کارشناس آموزش و سلامت در گفتوگو با ایراناینترنشنال تاکید کردند که شیوع لین میان جوانان ۱۳ تا ۲۸ ساله نتیجه مجموعهای از سیاستهای محدودکننده است: آزادیهای اجتماعی اندک، محتوای آموزشی بیروح، جرمانگاری تفریح معمول، نظارت ناکافی بر داروها و حمایت ناچیز از والدین.
به گفته آنها، «اگر جوانان ایرانی فضاهای فرهنگی جذاب، مدرسهای متعادل و امکان تفریح واقعی داشتند، این نوشیدنی هرگز به یک الگوی رفتاری تبدیل نمیشد.»
اورشلیمپست به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد جمهوری اسلامی پس از ربوده شدن ۳۱شهروند تایلندی در هفتم اکتبر، با هدف فشار بر بخش اقتصادی و کشاورزی اسرائیل، به دنبال میانجیگری برای آزادی گروگانهای تایلند بود اما برای انجام چنین کاری برای بانکوک شروطی گذاشته بود.
این منابع آگاه گفتند تهران به بانکوک پیشنهاد داده بود برای تامین آزادی گروگانهای تایلندی از اسارت حماس کمک کند، به شرطی که تایلند اسرائیل را «کشور ناامن» معرفی کند و از دهها هزار کارگر کشاورزی تایلندی بخواهد فورا این کشور را ترک کنند.
طبق این گزارش، پس از حملات ۷ اکتبر، هیاتی از تایلند برای گفتوگو به تهران سفر کرد و ۲۳ گروگان در نخستین آتشبس آزاد شدند و هشت نفر دیگر نیز در مراحل بعدی آزاد شدند، اما تلاش جمهوری اسلامی برای ترغیب خروج گسترده کارگران تایلندی در نهایت ناکام ماند، زیرا بیشتر کارگران تایلندی در اسرائیل ماندند.
بهنوشته اورشلیمپست، پیام جمهوری اسلامی روشن بود: «به ما کمک کنید تا فشار اقتصادی بر اسرائیل وارد کنیم، و ما هم به شما کمک میکنیم شهروندانتان را به خانه بازگردانید.»
براساس این گزارش، در هفتههای پرتلاطم و آشفته پس از حمله ۷ اکتبر، در حالی که اسرائیل هنوز در حال شمارش کشتهها و جستوجوی مفقودان بود، هزاران کیلومتر آنسوتر در بانکوک، اتفاقی دیگر در جریان بود.
دولت تایلند، که از مقیاس این کشتار ـ که در آن ۳۹ شهروند تایلندی کشته شدند ـ شوکه شده بود و در تلاش برای حفظ جان شهروندانش بود، تلاشهای دیپلماتیک فوری برای آزادی ۳۱ کارگر تایلندی ربودهشده از سوی حماس و دیگر گروهها را آغاز کرد.
بهنوشته اورشلیمپست این یک بحران انسانی بود، نه سیاسی زیرا تایلند هیچ مناقشهای با حماس نداشت. اما همانطور که در خاورمیانه معمول است، حتی بحرانهای انسانی نیز میتوانند به ابزار معامله تبدیل شوند.
تهران، که بر حماس نفوذ دارد، اعلام کرد ممکن است بتواند در آزادی گروگانهای تایلندی نقش داشته باشد؛ اما این پیشنهاد بدون شرط نبود.
احتمال آسیب شدید به بخش کشاورزی اسرائیل
اگر تایلند با خواسته جمهوری اسلامی برای ناامن اعلام کردن اسرائیل و خارج کردن شهروندانش موافقت میکرد، ضربهای سنگین به بخش کشاورزی اسرائیل در لحظهای حساس وارد میشد؛ درست زمانی که این بخش تلاش میکرد از شوک حمله بیرون بیاید.
بهنوشته اورشلیمپست، بین ۳۰ تا ۴۰ هزار کارگر تایلندی در مزارع و گلخانههای اسرائیل کار میکنند؛ شماری از آنان در زمان حمله در نزدیکی مرز غزه مشغول به کار بودند که بیشترین آسیب را در حمله هفتم اکتبر دیدند.
خروج ناگهانی کارگران تایلندی میتوانست تولید مواد غذایی اسرائیل را فلج کرده و خسارتی اقتصادی و بلندمدت به بار آورد.
در نوامبر ۲۰۲۳، زمانی که روند نجات گروگانها پیشرفت کمی داشت و خانوادهها خواستار پاسخ بودند، تایلند هیاتی بلندپایه را به تهران اعزام کرد.
این هیات با مقامات ارشد جمهوری اسلامی دیدار کرد و طبق برخی گزارشها، حتی با نمایندگان حماس از جمله موسی ابومرزوق، یکی از چهرههای کلیدی دفتر سیاسی حماس، ملاقات و مذاکره کرد. مذاکراتی که بهنوشته اورشلیمپست نشانههایی از پیشرفت در آن دیده میشد.
عارفین اوتاراسینت، سفیر وقت تایلند در ایران، بهطور علنی اعلام کرد که حماس «آماده است گروگانهای ربودهشده را در زمان مناسب آزاد کند».
ظرف چند هفته، ۲۳ گروگان تایلندی در جریان آتشبس اولیه آزاد شدند. هشت نفر دیگر نیز در مراحل بعدی آزاد شدند.
اما همه گروگانها زنده بازنگشتند. سه کارگر تایلندی یا در روز حمله یا در اسارت به قتل رسیدند. آخرین جسدی که بازگردانده شد، جسد سودتیساک رینتالاک بود که چهارشنبه به اسرائیل انتقال یافت.
او صبح هفتم اکتبر در زمینهای کشاورزی نزدیک مرز مشغول کار بود، بدون آنکه بداند مهاجمان در حال نزدیک شدناند. بیش از دو سال طول کشید تا بقایای او شناسایی و منتقل شود.
هرچند درخواست جمهوری اسلامی برای خروج دستهجمعی کارگران تایلندی با هدف ایجاد فشار اقتصادی مطرح شده بود، اما نتیجه مورد انتظار حکومت ایران حاصل نشد.
تعداد محدودی از کارگران در هفتههای نخست بازگشتند، اما اکثریت بهدلیل نیاز مالی، وفاداری به کارفرمایان یا امید به تثبیت اوضاع، در اسرائیل ماندند. در نهایت تنها چند هزار کارگر کشور را ترک کردند، بسیار کمتر از دهها هزار نفری که جمهوری اسلامی خواستار خروج آنان از اسرائیل بود.
تا میانه ۲۰۲۴، شرایط باز هم تغییر کرد. در مه ۲۰۲۴، وزیر کار تایلند به اسرائیل سفر کرد. پس از دیدار با مقامات اسرائیلی، دو طرف توافق کردند که کارگران تایلندی به کار خود ادامه دهند و روابط اقتصادی دو کشور تایید و تقویت شد.
ایتان بنالیاهو، فرمانده پیشین نیروی هوایی اسرائیل، هشدار داده که رویارویی اسرائیل و جمهوری اسلامی به نقطهای رسیده که تنها دو مسیر پیش رو مانده: گفتوگو یا جنگ گسترده همراه با حمله زمینی. او در گفتوگویی تازه، پیامدهای جنگ ۱۲ روزه و نقش آمریکا در این بحران را تشریح کرده است.
رییس پیشین نیروی هوایی اسرائیل، پنجشنبه ۱۳ آذر در مصاحبهای با رادیو «۱۰۳افام» با اشاره به کارزار ۱۲ روزه نظامی اسرائیل در ماه ژوئن — که با حملات آمریکا به سه سایت هستهای ایران خاتمه یافت — افزود این عملیات هرچند به توان هستهای حکومت ایران آسیب جدی زد، اما نتوانست آن را بهطور کامل از میان ببرد.
«برنامه هستهای نابود نشد، اما سالها عقب افتاد» بنالیاهو گفت: «نقطه ضعف حمله ما این بود که برنامه هستهای ایران را نابود نکردیم، اما آن را برای سالهای طولانی عقب انداختیم.»
او افزود: «اکنون یا باید تصمیم به جنگی تمامعیار با حمله زمینی بگیرید یا فشار اقتصادی را در کنار تلاش برای بازگشت به مذاکرات پیش ببرید.»
بنالیاهو توضیح نداد که این توصیهها خطاب به اسرائیل است یا ایالات متحده.
مذاکرات ناتمام و آغاز جنگ جمهوری اسلامی و آمریکا پیش از این در ماههای آوریل و مه پنج دور مذاکرات غیرمستقیم برگزار کرده بودند. قرار بود دور ششم مذاکره اوایل ژوئن انجام شود، اما با آغاز حمله غافلگیرانه اسرائیل در ۱۳ ژوئن، این گفتوگوها متوقف شد.
در این حملات چند دانشمند هستهای و شماری از ارشدترین فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی کشته شدند. در حملات تلافیجویانه حکومت ایران نیز ۳۲ غیرنظامی اسرائیلی و یک سرباز - که خارج از دوره خدمت بود - کشته شدند.
با ورود آمریکا به درگیری، این کشور سه سایت هستهای ایران را هدف قرار داد. حکومت ایران نیز با موشک به یک پایگاه آمریکایی در قطر حمله کرد. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا،پس از ۱۲ روز آتشبس را برقرار کرد.
هزینههای مشارکت آمریکا در جنگ به گفته بنالیاهو، حکومت ایران در جریان جنگ از نقاط ضعف دفاعی اسرائیل آگاهی بیشتری پیدا کرده و ممکن است بتواند در دور بعدی جنگ خسارات بیشتری به اسرائیل وارد کند.
او گفت: «ما ناخواسته به ایرانیها یاد دادیم دفعه بعد چه چیزهایی را باید بهبود بخشند: تعداد موشکها، دقت آنها، انتقال سامانهها به شرق و جنوب، غافلگیری و پراکندگی بیشتر.»
به باور او، مشارکت آمریکا هرچند اهداف جنگی اسرائیل را پیش برد، اما اعتبار واشینگتن را بهعنوان میانجی بیطرف برای حل اختلاف از راه دیپلماسی تضعیف کرد.
تماس ترامپ و نتانیاهو در ادامه تنشها، شبکه سیانان گزارش داد که ترامپ و نتانیاهو دوشنبه دهم آذر درباره تحولات منطقه، از جمله ایران، گفتوگو کردند. همزمان مقامهای دفاعی اسرائیل هشدار دادهاند که احتمال آغاز دوباره درگیری وجود دارد.
در همین زمینه در مقالهای که چهارشنبه ۱۲ آذر در نشریه اینسایدر منتشر شد، آمده که تهران پس از جنگ ۱۲ روزه — جنگی که در آن اسرائیل تاسیسات و زیرساختهای نظامی و پدافند هوایی جمهوری اسلامی را هدف قرار داد — اکنون خود را برای نبردی تازه با هدف بقا آماده میکند.
پیشتر نیز نشنالاینترست گزارش داده بود که جمهوری اسلامی پس از تخریب گسترده سیستمهای دفاعیاش در جنگ ۱۲ روزه، هیاتی نظامی به چین فرستاده تا درباره خرید جنگندههای جی-۱۰ سی و تجهیزات دفاعی مذاکره کند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران خبر داد که چهار فعال صنفی معلمان در استان خوزستان که پیشتر در یک پرونده مشترک به زندان محکوم شده بودند، برای شرکت در جلسه شنبه ۱۵ آذر به دادگاه تجدیدنظر احضار شدهاند.
این تشکل سراسری معلمان در ایران جمعه ۱۴ آذر نوشت که قرار است دادگاه تجدیدنظر به اعتراض کوکب بداغی، پیروز نامی، علی کروشات و سیامک صادقیچهرازی به حکم صادر شده در دادگاه بدوی رسیدگی کند.
بر اساس این گزارش، هر یک از این چهار فعال صنفی معلمان به دلیل «فعالیتهای صنفی در چارچوب قانون اساسی»، در یک پرونده مشترک در دادگاه بدوی به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک سال حبس تعزیری و به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده بودند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن «حمایت کامل» از این چهار فعال صنفی معلمان و تاکید بر «مدنی بودن فعالیتشان»، خواستار برائت کامل آنها در دادگاه تجدید نظر و پایان پروندهسازی برای همه معلمان و فعالان صنفی شد.
کانال تلگرامی چالش صنفی معلمان ایران هم در مورد دادگاه تجدیدنظر این چهار معلم نوشت: «حکومتی که بهجای پاسخگویی به مطالبات قانونی معلمان، آنان را با پروندهسازی و احکام قضایی تحت فشار قرار میدهد، از مسیر عدالت خارج شده و ناگزیر از تغییرات بنیادین است.»
در سالیان اخیر، برخوردهای اداری، امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با معلمان و فعالان صنفی معلمان در ایران افزایش یافته است. این برخوردها با اعتراض تشکلهای صنفی در ایران و نیز سازمانهای صنفی و حقوق بشری در جهان مواجه شده است.
به نوشته کانال تلگرامی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در حال حاضر، محمدحسین سپهری، جهانگیر رستمی، ایراج توبهایها، علیرضا مرداسی، امان جلالینژاد، مسعود فرهیخته، هاشم خواستار و فاطمه تدریسی از فعالان صنفی معلمان هستند که در زندان بهسر میبرند.
پروندهسازی مجدد برای هاشم خواستار
صدیقه ملکیفرد، همسر هاشم خواستار، چهارشنبه ۱۲ آذر در صفحه اینستاگرامی خود از «پروندهسازی مجدد» برای خاموش کردن صدای این معلم زندانی خبر داد.
ملکیفرد نوشت دادگاه کیفری دو مشهد در «رأیی شتابزده و بیاتکا»، خواستار را به پرداخت «دیه کامل جراحات و هزینه درمان» محکوم کرده است و آن را ناشی از «روایتی» از «دل یک ماجرای مضحک» دانست.
او نوشت که این پروندهسازی برگرفته از «شادی یک زندانی سیاسی از سقوط بشار اسد، درگیری لفظی مأمور، شکستن فلاکس چای و پاشیده شدن چند قطره چای جوش به پای زندانی دیگری» بوده است.
ملکیفرد افزود: «همین را کردهاند ضربوجرح عمدی»، نه شاکی مستقل و آزادی وجود دارد، نه گزارش بیمارستان و مدرک پزشکی منطبق با ادعا، و نه شاهد معتبر.»
او تاکید کرد: «همه چیز بوی همان تکنیک قدیمی میدهد: سناریویی برای اعمال فشار به یک زندانی خوشنام.»
ملکیفرد اضافه کرد: «شاکی این پرونده عملا تحت نفوذ عوامل زندان وادار به شکایت شده است.» او با اشاره به آنچه «بافت سیاسی حکم» خواند، افزود: «هاشم خواستار معلمی است که سالها هزینه ایستادگیاش را داده؛ بازداشتهای پیاپی، پروندهسازی متوالی، محرومیت از درمان و حالا به خاطر یک اظهار شادی، جرم میتراشند تا او را بیشتر در چرخدندههای بوروکراسی کیفری له کنند.»
ملکیفرد نوشت: «این همان تبدیل نظاممندِ جرم سیاسی به جرم عادی است تا هم آمار را زیبا کنند، هم امکان پیگیریهای بینالمللی را کمرنگ.»
کمپین دفاع از شریفه محمدی خواستار آزادی این فعال کارگری زندانی شد
در خبری دیگر، کمپین دفاع از شریفه محمدی پنجشنبه ۱۳ آذر با اشاره به دومین سالگرد بازداشت این فعال کارگری زندانی، خواستار آزادی او شده بود.
کمپین دفاع از شریفه محمدی در مورد بازداشت او به دست نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در ۱۴ آذر سال ۱۴۰۲ و محکومیتش به ۳۰ سال زندان نوشته بود: «هیچ مدرکی دال بر گناهکار بودن شریفه و مجرم بودن او وجود نداشته و ندارد.»
محمدی پس از بازداشت در ۱۴ آذر ۱۴۰۲ به زندان لاکان رشت و سپس به بازداشتگاه وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در سنندج منتقل شد و برای انجام اعتراف اجباری از سوی بازجویان تحت فشار قرار گرفت.
او سپس به زندان لاکان رشت بازگردانده شد و پس از محاکمه در دادگاه انقلاب اسلامی رشت، در ۱۴ تیر سال گذشته به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.
قاضی برای انتساب این اتهام به محمدی، به گزارش وزارت اطلاعات مبنی بر عضویت او در «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری» استناد کرد که از سوی ماموران امنیتی به عنوان «گروهی وابسته به حزب کومله» معرفی شده است.
این اتهام در شرایطی به محمدی وارد شد که او، خانواده و نیز حزب کومله این اتهام را رد کردند.
حکم اعدام محمدی در مهر سال گذشته در دیوان عالی کشور نقض شد و پرونده برای رسیدگی مجدد به دادگاه انقلاب اسلامی رشت ارجاع داده شد. اما این دادگاه در ۲۴ بهمن سال گذشته بار دیگر او را به اتهام بغی به اعدام محکوم کرد.
بازداشت و صدور حکم اعدام برای محمدی، اعتراض گسترده تشکلهای کارگری و صنفی در ایران را به همراه داشت و در شماری از تجمعهای صنفی علیه آن شعار داده شد. همچنین سازمانهای حقوق بشری و سندیکاها و اتحادیههای کارگری در کشورهای جهان بارها خواستار لغو حکم اعدام و آزادی او شدند.
سرانجام امیر رییسیان، وکیل محمدی، هفتم آبان امسال در صفحه اینستاگرام خود اعلام کرد که با تصمیم رییس قوه قضاییه، حکم اعدام او با یک درجه تخفیف به حبس درجه یک (۳۰ سال) تبدیل شد.
رییسیان تاکید کرد در حال حاضر خطر رفع شده است، اما تلاشها برای اعاده دادرسی و اعمال ماده ۴۷۷ ادامه دارد تا محکومیت او نقض و از اتهام «بغی» تبرئه شود.
کمپین دفاع از شریفه محمدی اشاره کرد: «تنها مدرکی که در دادگاه علیه شریفه استفاده شده است، این بوده که بروشوری با عنوان "نه به اعدام" و نوشتهای در دفاع از فعالین زن بازداشتی در گیلان در خانه او پیدا شده است» و افزود: «آیا اینها جرم بوده و مجازات اعدام دارد؟»
کمپین نوشت محمدی در تمامی دوره بازجویی و بازپرسی، در شهرهای رشت و سنندج، «علیرغم همه تهدیدها و فشارهایی که به ناحق به او تحمیل می شده، همواره و البته به درستی، خود را مبرا از این قبیل اتهامات و وابستگیها دانسته و بر روی آن پافشاری کرده است.»
به نوشته این بیانیه، «اساسآ هیچ موردی از ارتباط و وابستگی به احزاب و سازمانها در کار نبوده که شریفه به آن اذعان و اقرار کند.»