آفرین (معصومه) مهاجر، یک زن ۷۰ ساله آمریکایی–ایرانی از دو ماه پیش در ایران در بازداشت به سر میبرد. وزارت امور خارجه آمریکا در گفتوگو با ایراناینترنشنال این موضوع را تایید کرد. رضا ضرابی، پسر او که فعال سیاسی است، میگوید این اقدام با هدف واداشتن او به سکوت انجام شده است.
ضرابی که ساکن فرانکفورت در آلمان است، به ایراناینترنشنال گفت که مادرش روز ۲۹ سپتامبر بهدست نیروهای امنیتی در فرودگاه بینالمللی خمینی تهران و زمانی که قصد داشت به ایالات متحده بازگردد، بازداشت شد.
ضرابی که خود را جمهوریخواه و لیبرال دموکرات معرفی میکند، افزود مقامها مادرش را برای تحت فشار قرار دادن او و پایاندادن به فعالیتهای سیاسیاش علیه جمهوری اسلامی بازداشت کردهاند.
سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در ایمیلی در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره اطلاع واشینگتن از بازداشت آفرین مهاجر گفت: «ما از بازداشت یک شهروند آمریکایی در ایران آگاه هستیم و گزارشها درباره این پرونده را از نزدیک دنبال میکنیم.»
او افزود: «وزارت امور خارجه آمریکا مدتهاست به شهروندان آمریکایی هشدار داده است که به ایران سفر نکنند و این هشدار اکنون بیش از هر زمان دیگری صدق میکند.»
ضرابی، مادرش را «مهربان و دلبسته به خود» توصیف کرد و گفت پس از آنکه خواهر و برادرش را بهدلیل خودکشی از دست داد، بهشدت به او نزدیک شده است. او تاکید کرد مادرش عضو هیچ گروه سیاسی نیست.
به گفته ضرابی، آفرین مهاجر برای رسیدگی به موضوعات مربوط به ارثیه به ایران سفر کرده بود. او اکنون با اتهاماتی روبهروست که ضرابی آنها را «دروغین» خواند، از جمله «عضویت در گروههای معاند، تبلیغ علیه جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی، اهانت به رهبر جمهوری اسلامی و اهانت به دین اسلام.»
رضا ضرابی در کنار مادرش
ضرابی گفت او ۱۴ سال است که مشغول فعالیت سیاسی است و عضو چند اتاقفکر اپوزیسیون ایرانی بوده، اما مادرش هیچ نقشی در فعالیتهای او ندارد.
به گفته او، مهاجر در بند زنان بند ۲۰۹ زندان اوین در تهران نگهداری میشود.
ضرابی گفت مادرش هفته گذشته تماس گرفته و از او خواسته فعالیتهای اعتراضیاش را متوقف کند.
او معتقد است ماموران اطلاعاتی و امنیتی مادرش را تحت فشار گذاشتهاند.
ضرابی با اشاره به اینکه مادرش مبتلا به سرطان مغز است، نسبت به وضعیت سلامتی او در زندان ابراز نگرانی کرد و گفت اطمینان دارد که مادرش درمان مناسب دریافت نمیکند.
او گفت: «شک ندارم که او یک گروگان است و قربانی سیاست گروگانگیری جمهوری اسلامی علیه ایالات متحده شده است.»
روابط تهران و واشینگتن پس از آنکه ایالات متحده در جریان جنگ ۱۲ روزه در کنار عملیات غافلگیرکننده اسرائیل به سه سایت هستهای در ایران حمله کرد، به پایینترین سطح رسیده است.
جمهوری اسلامی سالهاست که شهروندان خارجی و دوتابعیتی را بازداشت میکند و سپس در ازای امتیازهای سیاسی یا مالی آنها را آزاد میکند.
وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیهای که در اختیار ایراناینترنشنال گذاشت، تاکید کرد: «هر فردی که ارتباطی با آمریکا داشته باشد، از جمله شهروندان دوتابعیتی ایرانی–آمریکایی، در ایران با خطر جدی بازجویی، بازداشت و زندانیشدن روبهروست.»
این بیانیه افزود: «مقامهای جمهوری اسلامی بهطور معمول دسترسی کنسولی به شهروندان بازداشتشده آمریکایی را به تعویق میاندازند. در مورد دوتابعیتیهای ایرانی–آمریکایی، مقامهای جمهوری اسلامی همواره دسترسی کنسولی را رد میکنند.»
تایید بازداشت یک مادر ۷۰ ساله آمریکایی–ایرانی در ایران؛ پسرش میگوید هدف، ساکتکردن اوست | ایران اینترنشنال
پنج ماه پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، موسسه علوم و امنیت بینالمللی بر اساس تصاویر ماهوارهای اعلام کرد که جمهوری اسلامی در حال اجرای عملیات پاکسازی در مقر جدید سازمان پژوهش و نوآوریهای دفاعی وزارت دفاع (سپند) است که مسئولیت تسلیحاتیسازی برنامه هستهای ایران را برعهده دارد.
موسسه علوم و امنیت بینالمللی مستقر در واشینگتن در تازهترین گزارش خود درباره وضعیت تاسیسات غنیسازی اورانیوم در ایران که در جریان جنگ ۱۲ روزه مورد حمله قرار گرفتند، نوشت که سپند در سال ۲۰۱۳ به ساختمانی جدید منتقل شد، ولی فعالیتهای مهم خود را در محوطه لویزان ۲ ادامه داد.
ستاد جدید یک و نیم کیلومتر با محل قبلی در لویزان ۲ فاصله داشت و در خیابان «فخریزاده» تهران واقع شده بود.
بهنوشته موسسه علوم و امنیت بینالمللی، آژانس بینالمللی انرژی اتمی هرگز از این ساختمان بازدید نکرد و به نظر میرسد این ساختمان چندین بار هدف حملات هوایی قرار گرفته است.
۳۰خرداد، ارتش اسرائیل اعلام کرد در حملات شبانهاش به ایران، از جمله، ساختمان مرکزی سازمان سپند در تهران را هدف قرار داد.
این نهاد برای تحقیق و توسعه فنآوریها و جنگافزارهای پیشرفته برای توانمندیهای نظامی جمهوری اسلامی از سوی محسن فخریزاده تاسیس شد؛ شخصی که از عناصر کلیدی برنامه هستهای جمهوری اسلامی بود و در سال ۱۳۹۹ کشته شد.
در جریان جنگ ۱۲ روزه، هفت فروند بمبافکن بی-۲ در عملیات «چکش نیمهشب» از پایگاه وایتمن آمریکا به سمت ایران به پرواز درآمدند و سایتهای اتمی جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند.
ترامپ از آن زمان بارها این عملیات را موفقیتآمیز خوانده و اعلام کرده این تاسیسات نابود شدهاند.
با این حال، پس از این حمله، علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی از سیاست غنیسازی در داخل خاک ایران دفاع کرد.
ساختمان سپند غیرقابل استفاده شد
موسسه علوم و امنیت بینالمللی در گزارش خود تاکید کرده که ساختمان ستاد جدید سپند هرگز فرو نریخت، اما احتمالا داخلش بهشدت آسیب دید و در نهایت غیرقابل استفاده شد.
این موسسه بر اساس تصاویر ماهوارهای شرکت ونتور در فاصله بین ۲۸ مرداد تا اول آبان نوشت که ایران در حال تخریب این ساختمان است، سقف و طبقات بالایی ساختمان برداشته شده و تودههای بزرگی از آوار اطراف ساختمان را فرا گرفته است.
بر اساس این گزارش، مشخص نیست چقدر طول خواهد کشید تا کل ساختمان بهطور کامل تخریب شود، اما مشخص است که مقامات جمهوری اسلامی در حال بازیابی تجهیزات باقیمانده در ساختمان هستند؛ از جمله سه واحد خنککننده که در تصاویر روزهای آخر وجود ندارند.
پاکسازی ساختمان اصلی سپند در شرایطی است که پنجم شهریورماه نیز، موسسه علوم و امنیت بینالمللی در گزارشی اعلام کرد جمهوری اسلامی در حال پاکسازی و از بین بردن آثار فعالیتهای هستهای در سایت لویزان است.
نابودی یک نسخه آرشیو هستهای جمهوری اسلامی
موسسه علوم و امنیت بینالمللی نوشته که بمباران، یک نسخه آرشیو هستهای ایران را نابود کرد؛ مجموعهای از اسناد و پروندههای مهم مرتبط با امور هستهای که جزییاتی از کارهای گذشته توسعه سلاحهای هستهای را در بر داشت، و احتمالا شامل دیگر دادهها و اسناد کلیدیتر و جدیدتر در زمینه توسعه، آزمایش و تولید سلاح هستهای نیز بود.
این موسسه این پرسش کلیدی را مطرح کرده که آیا نسخههای دیگری از این آرشیو وجود دارد؟
پیشتر و کمی پس از پایان جنگ، موسسه علوم و امنیت بینالمللی یک ارزیابی جامع از سایتهای اصلی ایران منتشر کرده بود.
این موسسه در گزارش جدید خود نیز نوشت که سایتهای اصلی هستهای در فردو، نطنز و اصفهان عمدتا نابود شدهاند و از زمان جنگ فعالیت قابلتوجهی در آنها دیده نشده است.
به نوشته این موسسه آمریکایی، بهطور کلی، تصاویر ماهوارهای نشان میدهد که برنامه غنیسازی اورانیوم ایران بهطور قابلتوجهی عقب افتاده است و در حال حاضر، ایران بهنظر نمیرسد قادر باشد اورانیوم را بهطور قابل توجهی غنیسازی کند یا تعداد قابل توجهی سانتریفیوژ تولید کند.
با این حال، موسسه علوم و امنیت بینالمللی تاکید کرد که برخلاف سایتهای مرتبط با غنیسازی که مورد حمله قرار گرفتند، برخی از سایتهای مرتبط با «تسلیحات هستهای» مثل ساختمان اصلی سپند نشانههای گستردهای از تلاش برای پاکسازی نشان میدهند.
همچنین سرنوشت و وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده، بهویژه ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، همچنان نامشخص است و جمهوری اسلامی از دادن اجازه به آژانس برای راستیآزمایی این ذخایر خودداری کرده است.
۲۹ آبان، شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در نشست غیرعلنی خود قطعنامهای را تصویب کرد که جمهوری اسلامی را ملزم میکند «بیدرنگ» درباره وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده و سایتهای هستهای آسیبدیده در جریان جنگ ۱۲ روزه گزارش دهد.
بازسازی توانمندی تخریب شده دشوار است
موسسه علوم و امنیت بینالمللی نوشت که بدون دسترسی به سایتها و بدون اطلاعات بهروز از سوی ایران، آژانس مجبور بوده به تصاویر ماهوارهای تکیه کند، اما این تصاویر تنها بخشی از واقعیت را آشکار میکنند.
در حالی که مقامات جمهوری اسلامی از جمله مسعود پزشکیان بهطور علنی اعلام کردهاند که قصد دارد برنامه «صلحآمیز» هستهای خود را بازسازی کند، این موسسه تاکید کرد که ایران برای انجام این کار نیازمند صرف زمان، منابع و پول قابل توجهی است.
به نوشته موسسه علوم و امنیت بینالمللی، این کار مستلزم واردات طیف گسترده و زیادی از اقلام تحت تحریم از خارج خواهد بود که بهدلیل بازگشت تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل، امکان واردات بسیاری از این اقلام حیاتی کاهش یافته است.
این موسسه نتیجهگیری کرده که پس از پنج ماه، بهنظر میرسد جمهوری اسلامی پیشرفت اندکی در بازسازی توانمندیهای تخریبشده خود داشته است.
بیش از ۲۴ هزار نفر از کارمندان دولتی در نامهای از مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، محمدباقر قالیباف، رییس مجلس شورای اسلامی، و نمایدگان قوه مقننه جمهوری اسلامی خواستند تا افزایش حقوق کارمندان دولت نه بر اساس پیشنهاد ۲۰ درصد، بلکه بر اساس نرخ تورم محاسبه شود.
در نامهای که در سایت کارزار منتشر شده و تا سهشنبه چهارم آذر، بیش از ۲۴ هزار نفر آن را امضا کردهآند، گفته شده است: «بودجه پیشنهادی سال ۱۴۰۵ در حالی افزایش حقوق کارکنان دولت را تنها ۲۰ درصد در نظر گرفته است که نرخ تورم واقعی بهطور پایدار بیش از ۵۰ درصد گزارش میشود.»
بهگفته امضاکنندگان نامه، «این فاصله عمیق میان تورم و افزایش حقوق، نهتنها قدرت خرید میلیونها کارمند را کاهش میدهد، بلکه عملا منجر به کاهش دستمزد واقعی و نقض حقوق قانونی آنان میشود.»
آنان با اعلام آینکه تورم سال جاری بیش از ۵۰ درصد است، اضافه کردند: « افزایش ۲۰ درصدی نهتنها با قانون مغایرت دارد، بلکه به معنای کوچکتر شدن سفره کارمندان و کاهش ارزش واقعی دستمزدها است.»
در این نامه با اشاره به افزایش چند باره قیمت کالاهای اساسی در هر ماه آمده است: «قدرت خرید ما بهسرعت در حال سقوط است. بسیاری از ما با حقوقی کمتر از خط فقر، شرمنده خانوادههایمان میمانیم. این فقط یک مشکل اقتصادی نیست؛ آزمونی برای عدالت اجتماعی است.»
سایت «اکو ایران» ۳۰ آبان نوشت که جدیدترین گزارش مرکز آمار از دادههای تورم در مهرماه حاکی از آن است که تورم نقطه به نقطه نان و غلات در اولین ماه پاییز سال جاری به بالاترین میزان از تیر ماه سال ۱۴۰۱ رسیده است و تورم نان نزدیک به ۱۰۰ درصد برآورد میشود.
امضاکنندگان نامه همچنین اشاره کردند که بر اساس ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری، افزایش ضریب حقوق سالانه کارکنان باید حداقل به اندازه نرخ تورم اعلامی باشد.
این نامه، آخرین نمونه از انتقادهایی است که فعالان و تشکلهای کارگری و صنفی، حتی تشکلهای حکومتی، در ماههای اخیر مطرح کردهاند.
علی دهقانکیا، رییس کانون بازنشستگان استان تهران، ۲۷ آبان با اشاره به مشکلات معیشتی برای میلیونها بازنشسته در ایران گفت که حقوق آنان با «تورم بالا و گرانیهای اخیر همخوانی ندارد.»
این در شرایطی است که فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت پزشکیان، ۲۷ آبان از «افزایش کم» نرخ تورم در ماههای گذشته سخن گفت.
« نبود سندیکا باعث شده که کارکنان دولت نتوانند از حقوق خود دفاع کنند»
امضاکنندگان نامه با اشاره به سقوط قدرت خرید و قرار گرفتن بسیاری از کارمندان در زیر خط فقر تاکید کردند: «نبود اتحادیه، سندیکا یا نماینده مستقل باعث شده که کارکنان دولت نتوانند از حقوق خود دفاع کنند و همین بیصدایی، زمینهساز تصمیمهایی شده که زندگی میلیونها خانواده را تحت تاثیر قرار داده است.»
«جبران شکاف مزدی انباشتهشده طی سالهای گذشته با یک برنامه سهساله»، «ایجاد سازوکار قانونی برای تشکیل سندیکا، نهاد یا شورای نمایندگی کارمندان»، و «الزام دولت به ارائه گزارش شفاف و رسمی از مبنای تعیین درصد افزایش حقوقها» از دیگر مطالبات مطرح شده در نامه از دولت و مجلس شورای اسلامی هستند.
در پایان نامه آمده است: «ما سکوت نمیکنیم، چون سکوت یعنی پذیرش فقیرتر شدنِ هر ساله. امروز زمان اصلاح است؛ زمان شنیده شدن. صدای ما را بشنوید.»
در همین حال، محمدتقی فیاضی، تحلیلگر اقتصادی، سهشنبه به سایت خبرآنلاین گفت: «دولت در حوزه کنترل هزینههایش، باز هم قصد دارد اجازه افزایش بیش از ۲۰درصدی حقوق کارمندان را ندهد» و این اقدام را «گامی جهت گسترش فقر و تضعیف قدرت خرید کارمندان و خانوادههای آنها دانست.»
سایت اقتصادآنلاین نیز سهشنبه نوشت که حقوق کارکنان دولت در سال جاری، دستکم ۱۳ میلیون تومان تعیین شده بود و ضریب ۲۰ درصدی روی این عدد به کف دستمزد کارمندان دولت در سال جدید منتهی میشود.
به نوشته اقتصادآنلاین، با این افزایش ۲۰ درصدی، حداقل حقوق کارمندان دولت در سال جدید به ۱۵ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان (برای کارمندان مجرد) میرسد.
« پرداخت حقوق کارمندان دولت بر اساس عملکرد»
جواد نیکبین، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی، سهشنبه گفت: به طور قطع، «پرداخت حقوق کارمندان دولت بر اساس عملکردشان در چابکسازی دولت موثر است.»
پیش از این هم پزشکیان ۲۳ مهر گفته بود: «پرداختها باید بر اساس عملکرد واقعی کارکنان صورت گیرد تا عدالت در نظام اداری برقرار شود و تفاوت میان تلاش و کمکاری نادیده گرفته نشود.»
نیکبین در گفتوگو با ایسنا، خواستار واگذاری «بخشهای مختلف دولت» و از جمله «بخش بزرگی از زیرمجموعههای وزارت راه و شهرسازی» به بخش خصوصی شد و افزود که مردم میتوانند در بخش خصوصی مشغول شوند و از این بابت اشتغال ایجاد میشود.
این توجیه در دهههای گذشته نیز از سوی دولتهای مختلف جمهوری اسلامی که سیاست خصوصیسازی مورد نظر علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را اجرا کردهاند، مطرح شده است.
در همین ارتباط، کارخانهها و شرکتهای بسیاری به بخش خصوصی واگذار شدند تا به این ترتیب، میزان سرمایهگذاری در بخشهای مختلف و نیز نرخ اشتغال افزایش یابد. اما آنچه در عمل مشاهده شده، ورشکستگی کارخانهها و شرکتها، تعطیلی آنها و نیز اخراج و بیکاری کارگران و کارکنان بوده است.
کانال ۱۴ اسرائیل در گزارشی نوشت جمهوری اسلامی به منظور بازسازی توان از دست رفته حزبالله و شبه نظامیان شیعه پس از حملات اسرائیل، انتقال سلاحهای پیشرفته به لبنان، یمن، عراق و حتی آفریقا را آغاز کرده است.
در این گزارش با اشاره به کشتهشدن هیثم علی طباطبایی، نفر دوم حزبالله، آمده است که جمهوری اسلامی در برابر یک آزمون راهبردی مقابل اسرائیل قرار گرفته و با وجود خسارتهای سنگین، مصمم است محور خود را حفظ و تواناییهای حزبالله و متحدانش در منطقه را بازسازی کند.
کانال ۱۴ افزود، تهران در کنار تمرکز بر انتقال سلاح پس از حملات اخیر اسرائیل، نیروی خود را بر بازسازی تاسیسات، گسترش شبکه جاسوسی و تلاش برای حملات در خارج از کشور نیز اختصاص داده است.
در ادامه گزارش آمده که تهران پس از کشته شدن هیثم طباطبایی، فرماندهی که ارتباط حزبالله با جمهوری اسلامی را هدایت میکرد، در شوک فرو رفت.
به نوشته این رسانه، این اتفاق یک آزمایش برای حکومت ایران بود و حالا به نظر میرسد که جمهوری اسلامی تمام تلاش خود را برای حفظ تقابل استراتژیکی که طی سالها از طریق حزبالله و سایر گروهها با اسرائیل ایجاد کرده است، به کار خواهد بست.
کشتن هیثم طباطبایی نخستین ترور هدفمند اسرائیل علیه یکی از فرماندهان ارشد حزبالله پس از آتشبس محسوب میشود و کشته شدنش، ضربه سنگین دیگری به گروهی است که تحت فشارهای فزایندهای برای خلع سلاح قرار دارد.
کشته شدن او واکنش تند مقام های جمهوری اسلامی را به دنبال داشت. علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، در واکنش به کشته شدن رییس ستاد حزبالله لبنان و نفر دوم این گروه، خواستار رویارویی با اسرائیل شد.
گزارش کانال ۱۴ اسرائیل حاکی از آن است که حکومت ایران همچون گذشته مسلح کردن حزبالله، فعال کردن شاخههای بیشتر در سوریه و عراق و حفظ بازدارندگی در برابر اسرائیل را ادامه میدهد، اما پس از سلسله حملات اسرائیل، اکنون بر چهار اقدام اصلی تمرکز دارد: تکمیل ذخایر موشکی نیروهای نیابتی، بازسازی سایتهای هستهای و ذخایر موشکی آسیب دیده، تقویت شبکه نفوذ به اسرائیل، و تلاش برای انجام حملات علیه اسرائیلیها و یهودیان در سراسر جهان.
بر اساس این گزارش، حملات اخیر اسرائیل به ایران، خسارات قابل توجهی به تاسیسات حیاتی وارد کرد و تهران اکنون در تلاش است تا قابلیتهای هستهای و موشکی خود را دوباره به طور کامل باز یابد.
در روزهای گذشته سندیکای اخبار یهود نیز گزارش داده بود که سرویسهای اطلاعاتی غربی افزایش قابل توجه ورود مواد با کاربرد دوگانه به ایران را شناسایی کردهاند؛ موادی که میتوانند در تولید سوخت جامد موشکهای بالستیک به کار گرفته شوند.
بررسیهای سیانان نشان داده که طی چند ماه گذشته ۱۰ تا ۱۲ محموله از بنادر چین راهی بندر عباس شده و به این ترتیب بیش از دو هزار تُن مواد مورد نیاز تولید سوخت وارد ایران شده است؛ رقمی که از بزرگترین جابهجاییهای ثبتشده در سالهای اخیر محسوب میشود.
به گزارش کانال ۱۴ اسرائیل، جمهوری اسلامی همچنین در تلاش است تا افراد بیشتری را برای جاسوسی از داخل اسرائیل به خدمت بگیرد و به این ترتیب وضعیت اطلاعاتی و عملیاتی خود را بهبود ببخشد.
در کنار آن، تهران قصد دارد از طریق حملات خارجی به اسرائیلی ها و یهودیان در سراسر جهان، به طور غیرمستقیم به حملات اسرائیل پاسخ دهد.
به نوشته این رسانه، سرویسهای امنیتی در سراسر جهان پس از دریافت اطلاعاتی در مورد تلاشهای حکومت ایران برای آسیب رساندن به یهودیان و اسرائیلیها، به حالت آماده باش در آمدهاند.
در هفتههای اخیر گزارشهایی از بازداشت افراد به اتهام جاسوسی برای جمهوری اسلامی منتشر شده بود.
در یکی از این موارد، پلیس و سازمان اطلاعات و امنیت داخلی اسرائیل (شینبت) اعلام کرد، سه شهروند این کشور، از جمله یک سرباز وظیفه و یک نظامی ذخیره نیروی هوایی را بازداشت کرده که طی ماههای اخیر برای جمهوری اسلامی ماموریتهای امنیتی انجام دادهاند. آنها از تلاش تهران برای نفوذ به پایگاههای حساس نظامی، بهویژه پایگاه حتسریم، خبر دادند.
محسن پاکنژاد، وزیر نفت جمهوری اسلامی گفت در مصوبه جدید قیمت بنزین خودروهای نوشماره، وارداتی، دولتی و مناطق آزاد از نیمه آذر مشمول سهمیه بنزین نخواهند بود و باید با نرخ سوم، یعنی لیتری پنج هزار تومان سوختگیری کنند.
به گفته او کارگروه تصمیمگیر درباره نرخ سوخت شامل وزارت نفت، کشور، اطلاعات، اقتصاد، سازمان برنامهوبودجه و بهینهسازی مصرف سوخت است که متناسب با شرایط اقتصادی تصمیم میگیرد.
مالک شریعتی، عضو کمیسیون انرژی مجلس درباره مصوبه جدید قیمت بنزین گفت: وزیر نفت اعلام کرده که با مصوبه گرانی بنزین مخالف است، اما چون دولت تصمیم گرفته، اجرا میشود.
او افزود: طرح جدید بنزین دو ناعدالتی دارد؛ خانوادههایی با چند خودرو هنوز بنزین ۱۵۰۰ تومانی میزنند، اما خانوادهای که یک خودروی نو خریده، باید بنزین ۵۰۰۰ تومانی بزند.
شهروندان در پیامهای خود به ایراناینترنشنال، تاکید کردند نه تنها بحران آلودگی هوا را حاصل ناکارآمدی مدیریتی میدانند، بلکه آن را بخشی از سیاستهای کلان و «عمدی» میبینند که سالهاست محیطزیست، منابع طبیعی و جان مردم را قربانی اهداف ایدئولوژیک، امنیتی و منطقهای حکومت کرده است.
ایراناینترنشنال سهشنبه چهارم آذر از مخاطبان خود پرسید از نظر آنها مقامهای جمهوری اسلامی در برابر بحران آلودگی هوا چه نقشی دارند و چرا اقدامی جدی دیده نمیشود.
مضمون مشترک اغلب این پیامها، تاکید بر نقش مستقیم حکومت در شکلگیری و تداوم بحران آلودگی و نیز بیاعتنایی کامل مسئولان به سلامت و رفاه عمومی است.
مخاطبی گفت مسئولان جمهوری اسلامی انگیزهای برای بهبود وضعیت ندارد، زیرا رفع آلودگی هوا هیچ منفعت اقتصادی یا سیاسی برای آنان ایجاد نمیکند.
از نگاه این گروه از شهروندان، حاکمیت نه تنها اقدامی برای کاهش آلودگی انجام نمیدهد، بلکه ساختار تصمیمگیری کشور به نحوی طراحی شده که بحرانها را بازتولید میکند.
مخاطبی دیگر در همین زمینه گفت: «مسئولان در نابودی ایران نقش دارند و آلودگی هوا تنها یکی از جنبههای این نابودی است.»
به گفته یک شهروند، آلودگی هوا «اتفاقی» نیست؛ همانگونه که تخریب منابع آب زیرزمینی و خشک شدن سدها، گرانی ارز و سقوط ارزش ریال نیز حاصل «تصمیمات عمدی» و سیاستهایی است که به «تضعیف ایران» منجر شده است.
بخش بزرگی از پیامها، مساله خودروهای بیکیفیت را یکی از کانونهای بحران معرفی کردند.
شهروندی در همین زمینه گفت جمعآوری خودروهای بیکیفیت تولید کارخانههای سایپا و ایرانخودرو تنها راهحل است؛ اما «مافیای خودروسازی» آنقدر قدرتمند شده و به مسئولان مرتبط باج میدهد که کسی بهخاطر منافع عمومی [این موضوع را] پیگیری نمیکند.
به باور ایندسته از مخاطبان، شبکههای قدرت، مانع هرگونه اصلاح ساختاری در حوزه حملونقل شدهاند.
مخاطبی دیگر در پیام خود گفت: «مسئولان ناتوان نقش خود را با دزدی و غارت ایفا میکنند؛ با تولید خودروهای بیکیفیتی که در جهان خریداری ندارد اما با انواع ترفند به مردم ناچار ایران فروخته میشود، و با مازوتسوزی بر آلودگی دامن میزنند.»
برای شماری از شهروندان، این وضعیت مصداق روشنی از «غارت منابع کشور» و بیکفایتی مدیران است.
گروه دیگری از پیامها نگاه کلانتری به موضوع داشتند و عملکرد حکومت را نه فقط ناکارآمد، بلکه مخرب توصیف کردند.
در این روایتها، جمهوری اسلامی خود را «متولی مردم ایران» نمیداند و اولویتهایش را در حمایت از گروههایی مانند حزبالله و حماس تعریف کرده است.
برخی این حکومت را «اشغالگر» توصیف کردند و گفتند مسئولان حتی در برابر جان و سلامت مردم احساس مسئولیت نمیکنند.
شهروندی در همین زمینه گفت: «اگر همه مردم صبح بیدار نشوند، حکومت جشن میگیرد.»
برای برخی از شهروندان، بحران آلودگی هوا تنها نشانهای از بحران بزرگتر حکمرانی در ایران است.
آنها معتقدند حاکمیت طی سالهای گذشته اقتصاد، محیطزیست، منابع طبیعی و زیرساختهای حیاتی کشور را تخریب کرده و اکنون نیز «استراتژی غارتگری سرزمینی» را دنبال میکند.
مخاطبی در پیام خود، مقامهای جمهوری اسلامی را «جنایتکار» خواند و گفت حکومت تنها در «ویرانی» مهارت دارد.
شهروندی دیگر راهحل را سرنگونی جمهوری اسلامی خواند و گفت ایران را نمیتوان بهصورت «مسجدی، هیاتی و بیبرنامه» اداره کرد؛ چراکه کشور اقتصاددان، جامعهشناس، سیاستمدار و افراد متخصص و کاردان میخواهد.
به گفته این شهروند، وقتی «سرشت» حاکمان بر بیتفاوتی، نادانی، کاهلی و سقوط استوار باشد، نمیتوان با تکیه بر آنان کشور را از تباهی نجات داد.
مخاطبی دیگر گفت جمهوری اسلامی به دلیل پیشبینی درگیریهای احتمالی با اسرائیل، از رسیدگی به مشکلات داخلی «صرفنظر» کرده و تنها به انتقال منابع برای «روز فرار» مشغول است.
شمار دیگری از مخاطبان یادآوری کردند حکومت با سیاست خارجی پرتنش خود، کشور را در مسیر جنگ دائمی نگه داشته و هزینههای این تنشها را مردم با بحرانهایی همچون آلودگی هوا پرداخت میکنند.