میلاد اطمانی، جوان اهل سلماس، از معترضانی بود که شامگاه پنجشنبه ۱۸ دیماه در جریان انقلاب ملی ایرانیان در منطقه پونک تهران هدف گلوله قرار گرفت و از ناحیه دست مجروح و بازداشت شد. خانواده میلاد ۱۲ روز بعد پیکر بیجان او را با دو گلوله دیگر به سر و شکمش در سردخانه کهریزک یافتند.
به گفته یک منبع نزدیک به خانواده در گفتوگو با ایراناینترنشنال، خانواده تمایلی به صحبت علنی درباره جزییات جراحات مشاهده شده بر پیکر فرزندشان را ندارند.
به گفته این منبع، میلاد اطمانی همراه دوست نزدیکش، دیار پورچهریق، در اعتراضات پونک حضور داشت. در همان شب، نیروهای امنیتی با شلیک مستقیم، دیار را هدف قرار دادند و در همان محل جان باخت. دیار پورچهریق، ٣٠ ساله و اهل سلماس، دوست میلاد بود.
میلاد اطمانی برای کمک به دوستش دوید که در جریان این اقدام، گلولهای به دست او اصابت کرد و دچار خونریزی شدید شد.
افراد حاضر در صحنه، میلاد را بهسرعت به یک درمانگاه در نزدیکی پونک منتقل کردند، اما بنا بر این روایت، درمانگاه یا از پذیرش او خودداری کرد یا اعلام کرد آنها امکان درمان او را ندارند.
پس از آن، تلاش شد او به بیمارستان دیگری منتقل شود اما در خیابان به دست ماموران بازداشت شد.
یک منبع محلی به ایراناینترنشنال گفته است که چندین نفر بازداشت او را بهطور مستقیم مشاهده کردهاند.
منبع نزدیک به خانواده توضیح میدهد: «میلاد حدود ۱۲روز مفقود بود و هیچ اطلاعی از وضعیتش در دست نبود. در نهایت روز ۳۰دیماه، پس از جستوجو میان اجساد در کهریزک، پیکر او شناسایی شد.»
به گفته این منبع، هنگام تحویل پیکر مشخص شد که علاوه بر جراحت اولیه ناشی از اصابت گلوله به دست، دو گلوله دیگر نیز به بدن میلاد اصابت کرده است؛ یکی به شکم و دیگری که به گفته نزدیکانش به سر اصابت کرده است.
او اضافه میکند که خانواده از صحبت درباره این موضوع امتناع میکنند و حاضر به ارائه جزییات بیشتر نیستند.
این منبع همچنین میگوید خانواده میلاد مجبور به پرداخت مبلغی تحت عنوان «پول دو تا تیر» شده و سندی را نیز امضا کردهاند که جزییات آن مشخص نیست. به گفته او، بر اساس شنیدهها، لین سند احتمالا برای نسبت دادن عنوان «بسیجی» به او بوده باشد؛ ادعایی که این این منبع آن را «دروغ محض» توصیف میکند.
میلاد اطمانی چند سالی برای کار به تهران آمده و در محله پونک ساکن شده بود. او در خانوادهای بسیار مذهبی در شهرستان سلماس بزرگ شده بود. به گفته منبع نزدیک به خانواده، خانواده با سبک زندگی آزادتر او و دیدگاههای غیرمذهبی او مخالف بودند.
این منبع میگوید: «او حتی در خانواده خودش هم غریب بود.»
پس از کشته شدن میلاد اطمانی، خانواده او سکوت اختیار کردهاند. به گفته این منبع، حتی در میان اقوام نزدیک، صحبت درباره او ممنوع شده و بسیاری از پیامها و تماسها بیپاسخ میماند.
پیکر میلاد اطمانی در نهایت در یکی از روستاهای اطراف سلماس، محل سکونت خانواده به خاک سپرده شد.
آنچه برای این جانباخته رخ داده، نمونهای از الگوی تکرارشوندهای است که در جریان انقلاب ملی بارها گزارش شده است.
پیشتر گزارشهای متعددی از ربوده شدن مجروحان اعتراضات از خیابانها، درمانگاهها یا بیمارستانها منتشر شده است؛ مواردی که در آن نیروهای امنیتی افراد زخمی را در مسیر درمان یا حتی روی تخت بیمارستان بازداشت کرده و پس از ناپدیدسازی، پیکر آنان را با جراحات جدید تحویل دادهاند.
در برخی موارد، اجسادی که از کهریزک یا مراکز مشابه تحویل خانوادهها شدهاند، همچنان دارای تجهیزات پزشکی مانند سرم، سوند، لوله تنفسی یا الکترودهای قلب بودهاند؛ نشانهای از اینکه این افراد در حال درمان ربوده شده و سپس کشته شدهاند.
به نظر میرسد این شیوه، یعنی مجروحسازی، ربایش، ناپدیدسازی و تحویل پیکر پس از چند روز با جراحات بیشتر، بخشی از راهبرد سرکوب در آن روزها بوده است.
او ۳۴ سال دارد و ترجیح میدهد فعلا نام واقعیاش منتشر نشود. میگوید ۱۸ دیماه بازداشت شده، اما هنوز هم نمیداند دقیقا چه مدت در بازداشت بوده است؛ در جایی که نگهداری میشد، تشخیص شب و روز فقط از روی نوری که بالای دیوار میافتاد ممکن بود.
با این حال اما با اطمینان میگوید: «وحشیانه شکنجهام کردند.»
پس از آزادی، تقریبا بلافاصله ایران را ترک کرده است. به دلایل امنیتی، کشور محل اقامت فعلی او اعلام نمیشود. او نام مستعار «دیبا» را برای روایتش انتخاب کرده است.
دیبا روایتش را از ۱۸ دیماه آغاز میکند؛ روزی که همراه دوستانش به خیابان رفت.
به گفته او، جمعیت بسیار زیاد بود: «چند نفر از دوستانم خداحافظی کردند و رفتند. چند دقیقه بعد، ماموران حمله کردند.»
دیبا میگوید حمله، ناگهانی و بهشدت خشن بود و در پی یورش نیروهای سرکوبگر به محدوده پشت سینما فرهنگ، جمعیت فرار کرد: «درِ خانهها را میزدیم، همه دنبال پناهگاه بودند.»
در نهایت، دیبا همراه چند نفر دیگر وارد یک خانه مسکونی با درِ فلزی مشکیرنگ شد اما خیلی زود متوجه شدند که صاحبخانه با نیروهای حکومتی همکاری دارد.
دیبا میگوید: «با توهین گفت میبرنتون اونجا که عرب نی انداخت و بعد ما را تحویل ماموران داد.
بهگفته دیبا بازداشتشدگان به نیروهای دیگر سپرده و با کامیون باری منتقل میشوند. فضای خودرو بهشدت محدود بوده است. افراد بهصورت فشرده، با سرهای پایین نگه داشتهشده و فشار شدید روی گردن جابهجا میشوند؛ فشاری که به گفته دیبا، آثارش به شکل درد، کبودی و آسیب جسمی باقی مانده است.
آنها را به مکانی نامعلوم منتقل میکنند؛ جایی که خانه مسکونی نبوده و بیشتر شبیه سوله یا انباری بزرگ توصیف میشود. در بدو ورود، بازداشتشدگان را در حیاط بهشدت کتک میزنند و سپس با چشمبند به داخل میبرند. دیبا میگوید در مقاطعی بیهوش شده و وقتی به هوش آمده، خودش و دیگران را دیده که کنار هم روی زمین افتادهاند.
در این محل، شکنجههای شدید فیزیکی آغاز میشود. او روایت میکند که مدتی از چنگک فلزی شبیه چنگک قصابی آویزان شده؛ پاهایش در هوا بوده و تمام وزن بدنش تحت کشش قرار داشته است. این وضعیت باعث درد شدید، بیحسی و آسیب جدی جسمی شده است.
به گفته دیبا، یکی از بازجویان قویهیکل که جلیقه شکاری به تن داشته، با ضربهای شدید به صورت او باعث خونریزی میشود؛ بهطوری که خون روی سر و صورتش جاری میشود.
او میگوید این بازجو سپس به شکلی تحقیرآمیز و آزاردهنده، خون روی صورت و سرش را با دست پخش کرده و آن را میلیسیده است؛ رفتاری که دیبا آن را نمونهای آشکار از تحقیر، شکنجه و آزار جنسی و روانی توصیف میکند. بازجویان همزمان او را «محارب» خطاب میکردند و بهطور مستمر به اعدام تهدید میشد.
دیبا میگوید که شرایط بازداشت بهشدت غیرانسانی بود. دسترسی به آب آشامیدنی محدود یا قطع میشد، غذای کافی داده نمیشد و گاه فقط تکهای نان به داخل پرتاب میکردند. اجازه استحمام وجود نداشته و در مواردی با آب سرد مورد آزار قرار گرفته است. توهین، تحقیر و فشار روانی نیز بهصورت مداوم ادامه داشته است.
در یکی از موارد، صدایی برای او پخش میکنند که در آن اعلام میشود پدرش خواسته او را بکشند؛ اقدامی که به گفته دیبا، بخشی از شکنجه روانی شدید بوده است.
در ادامه بازداشت، بهصورت اجباری به او آمپول و آنچه «واکسن» عنوان شده تزریق میکنند و قرصهای ناشناختهای به او میدهند. دیبا میگوید ماموران با باز کردن دهانش، او را مجبور به خوردن این داروها کردهاند.
پس از آزادی، و خروج از ایران بهدلیل وخامت وضعیت جسمی، آزمایش خون انجام میدهد که نشاندهنده اختلال و رقیقشدن خون بوده است. همچنین آثار کبودی، تورم و جراحات، بهویژه در ناحیه پاها، مشاهده و ثبت شده است.
مدت دقیق بازداشت همچنان برای او نامشخص است. در نهایت، با پرداخت بیش از دو میلیارد تومان از سوی نامزدش، آزادی او فراهم میشود. او پس از آزادی از ایران خارج شده است.
در چهلوسومین روز انقلاب ملی ایرانیان آمارهای بیشتری درباره قربانیان سرکوب معترضان در ایران منتشر شد. اظهارنظر مقامات جمهوری اسلامی، اسرائیل و آمریکا نیز درباره توافق احتمالی تهران و واشینگتن ادامه یافت.
با گذشت یک ماه از کشتار گسترده معترضان به فرمان علی خامنهای در ۱۸ و ۱۹ دیماه، ایراناینترنشنال همچنان روایتهای تازهای از رویدادها و خشونتهای سازمانیافته ماموران حکومتی علیه شهروندان دریافت میکند.
یک شاهد عینی با ارسال پیامی به ایراناینترنشنال از به رگبار بستن معترضان از سوی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در آن دو روز خبر داد.
تایید کشته شدن صد دانشجو و دویست دانشآموز
معاون فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت اعلام کرد که نزدیک به ۱۰۰ دانشجو در جریان اعتراضات دیماه کشته شدهاند.
او همچنین عنوان کرد هشت تا ۹ دانشجو همچنان در بازداشت هستند.
این در حالی است که بر اساس اسامی منتشرشده از سوی فعالان دانشجویی، دهها دانشجو همچنان در بازداشت به سر میبرند.
همچنین کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران اعلام کرد: عبدالله رضایی، عضو هیئتمدیره انجمن فرهنگیان هرسین، بیش از یک ماه است در بازداشت و بلاتکلیفی به سر میبرد.
گزارشها حاکی است که عبدالله رضایی تحت فشار شدید قرار دارد و از زمان بازداشت تنها یک بار تماس کوتاه با خانواده داشته و از دسترسی به وکیل و ملاقات محروم است.
همچنین به گزارش کانال تلگرام «دانشجویان پیشرو»، انجمنهای علمی دانشگاه یزد در بیانیهای اعلام کردند: «هنوز در بهت جنایتی ایستادهایم که نهفقط جان انسانها، که تهمانده امیدمان به انسانیت و حقوق مدنی و تصور ممکن از عدالت را نشانه گرفت. آنچه رخ داد، پایان یک توهم بود. ما هر بار داغدار فاجعهای هولناکتر میشویم؛ زخمی که حاصل سرکوب مستمر و خاموش کردن صداهایی است که پس هر کدامشان هزار صدا برمیخیزد.»
در ادامه این بیانیه آمده است: «ما تاکید داریم حضور حق ماست و نه امتیازی قابل سلب، و دانشگاه را موظف میدانیم که روشن و بیابهام در برابر این جنایت بایستد و انزجار صریح خود را از عاملان آن اعلام کند.»
اظهارات وزیران انرژی و خارجه اسرائیل درباره مذاکرات
الی کوهن وزیر انرژی اسرائیل در گفتوگویی با واینت گفت: «حتی در صورت وجود یک توافق، اگر تهدیدی علیه اسرائیل شکل بگیرد و اقدام لازم باشد، ما عمل خواهیم کرد.»
کوهن افزود: «تغییر رژیم در تهران به نفع همه کشورهای مسلمان پیرامون ایران است. اسرائیل یک کشور مستقل و دارای حاکمیت است و باید مطابق منافع امنیتی خود عمل کند.»
او تاکید کرد: «توافق با رژیم کنونی هیچ ارزشی ندارد؛ تنها تغییر رژیم در ایران اهمیت دارد.»
همچنین گیدون سعار وزیر امور خارجه اسرائیل در نشست مشترک مطبوعاتی با وزیر امور خارجه پاراگوئه، ضمن تشکر از این کشور بهدلیل تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران، گفت که رژیم ایران مردم خود را به قتل میرساند و خاورمیانه را بیثبات میکند.
او گفت که جمهوری اسلامی بیثباتی را به قارههای دیگر، از جمله آمریکای لاتین، گسترش میدهد.
وزیر امور خارجه اسرائیل گفت که تلاش افراطیترین حکومت جهان برای دستیابی به خطرناکترین سلاح، یعنی سلاح هستهای، تهدیدی آشکار برای صلح در منطقه و جهان است.
این اظهارات در شرایطی مطرح میشوند که در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن زیر سایه حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه بالا گرفته است.
دفتر نخستوزیر اسرائیل پیشتر در بیانیهای اعلام کرد بنیامین نتانیاهو چهارشنبه ۲۲ بهمن با دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، در واشینگتن دیدار خواهد کرد.
اصرار جمهوری اسلامی بر غنیسازی اورانیوم
در مقابل در ایران، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، غنیسازی اورانیوم را «حق قانونی» تهران خواند و اعلام کرد حکومت ایران حتی با وجود هزینههای سنگین، از جمله جنگ، از غنیسازی دست نخواهد کشید.
امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی، نیز اعلام کرد: «دشمن را بهدقت رصد میکنیم و برای پاسخگویی قاطعانه به هر شرارتی آمادهایم.»
همچنین عبدالرحیم موسوی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی اعلام کرد: «در عین آمادگی، واقعا علاقهای به شروع یک جنگ منطقهای نداریم. عواقب جنگ بر عهده جنگافروزان آمریکا و اسرائیل خواهد بود.»
او افزود: «اگرچه اهداف آتش جنگ منطقهای متجاوزان هستند، اما پیشرفت و توسعه منطقه را سالها به عقب خواهد انداخت.»
یک شاهد عینی با ارسال پیامی صوتی به ایراناینترنشنال، از ابعاد تکانکننده سرکوب و کشتار مردم معترض در شهر نجفآباد اصفهان به دست نیروهای جمهوری اسلامی پرده برداشت.
این شهروند یکشنبه ۱۹ بهمن در پیام خود گفت اکثر مردم نجفآباد در اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی در خیابانهای شهر حضور داشتند و جمهوری اسلامی برای مقابله با آنان به «قتلعام» روی آورد.
به گفته او، پس از آغاز اعتراضات در شامگاه ۱۸ دی، گروهی از لباسشخصیها با نفوذ در میان مردم، جمعیت را به سوی فرمانداری و کلانتری نجفآباد منحرف کردند و سپس نیروهای سرکوب مستقر در کلانتری به سوی مردم آتش گشودند.
این شاهد عینی از کشته و زخمی شدن شمار فراوانی از معترضان در ۱۸ دی خبر داد و افزود تعداد مجروحان به حدی زیاد بود که برخی از آنان با وانت به مراکز درمانی شهر منتقل شدند.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
پیشتر یک مقام سابق وزارت کشور در گفتوگو با ایراناینترنشنال خبر داد سرکوب گسترده اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی نتیجه یک «روند برنامهریزیشده و چندلایه» بوده که از سال ۱۴۰۱ در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پیگیری شده است.
به گفته او، در مواردی، اراذل و اوباش برای ایفای نقش «لیدر» در تجمعات آموزش دیدهاند و با هدف «شناسایی افراد و هدایت یا منحرفسازی جریانهای خیابانی» از سوی حکومت به کار گرفته شدهاند.
تیراندازی از مسجد به معترضان
شاهد عینی اهل نجفآباد در ادامه پیام خود گفت با وجود کشتار معترضان در ۱۸ دی، مردم شامگاه ۱۹ دی بار دیگر به خیابان آمدند.
او وضعیت نجفآباد در ۱۹ دی را به «میدان جنگ» تشبیه کرد و افزود ماموران حکومت با دوشکا در شهر مستقر شده بودند.
به گفته این شهروند، نیروهای سرکوب ۱۹ دی از مسجد صفا واقع در خیابان شریعتی نجفآباد به سوی معترضان تیراندازی کردند.
این شاهد عینی با اشاره به تداوم سیاستهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی پس از کشتار معترضان گفت ماموران از تحویل پیکرهای جاویدنامان خودداری میکردند و خانوادهها ناچار شدند برای یافتن عزیزانشان در سردخانه را بشکنند.
او اضافه کرد پس از کشتار ۱۸ و ۱۹ دی، عملا در نجفآباد فضایی مشابه «حکومت نظامی» برقرار شد.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ۱۹ بهمن در بیانیهای اعلام کرد در جریان انقلاب ملی ایرانیان، ۲۰۰ دانشآموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیهای اعلام کرد در جریان انقلاب ملی ایرانیان، ۲۰۰ دانشآموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدند.
در این بیانیه که یکشنبه ۱۹ بهمن در شبکه اجتماعی ایکس منتشر شد، آمده است: «دوصد نیمکت خالی؛ دوصد نام که نباید بیجان میشدند و این پایان نیست. دوصد نام؛ نامهایی که تکرارشان خواهیم کرد تا روز دادخواهی.»
این تشکل افزود: «هر نام یک "کاش" با خودش دارد: کاش زنده بود؛ کاش مدرسهاش هنوز منتظرش بود؛ کاش مادری مجبور نبود نام فرزندش را در فهرستها بخواند. اینها کودک بودند؛ زندگی داشتند، شیطنت داشتند و رویا داشتند، اما دستهایی تصمیم گرفتند که زندگیشان قابل حذف است.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال پنجم بهمن در بیانیهای اعلام کرد بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در جریان سرکوب هدفمند انقلاب ملی ایرانیان به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
با گذشت زمان، هر روز ابعاد تازهتری از جنایات گسترده و هولناک جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات اخیر آشکار میشود.
قتلعام سازمانیافته معترضان و مشارکت مستقیم سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای نیابتی در آن، بیش از هر زمان دیگری مشروعیت جمهوری اسلامی را در سطح داخلی و بینالمللی به چالش کشیده است.
«تا وقتی مرگ کودک بیهزینه است، هیچ نظم سیاسی مشروع نیست»
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در ادامه بیانیه خود، اسامی دانشآموزان کشتهشده را منتشر کرد و نوشت: «این فهرست آرشیو مرگ نیست؛ کیفرخواستی است علیه سیستمی که کودک را نه صاحب زندگی، که مانعی برای بقای خود میبیند.»
این تشکل با اشاره به تداوم سیاستهای سرکوبگرانه حکومت اضافه کرد: «پس از مرگشان هم دست برنداشتند: نامها را ممنوع کردند، خاکسپاریها را بیصدا پیش بردند و حقیقت را انکار کردند. حذف، انکار و تحریف، ادامه همان سیاستی بود که پیشتر جانها را گرفته بود.»
این تشکل تاکید کرد نیمکتهای خالی در مدارس یادآور جنایات جمهوری اسلامی و سیاستی هستند که «کودک را از کلاس به گورستان فرستاد».
در پایان این بیانیه آمده است: «ما این نامها را مینویسیم تا آموزش از بیطرفی دروغین بیرون بیاید و جامعه بداند تا وقتی مرگ کودک بیهزینه است، هیچ نظم سیاسیای مشروع نیست... نامها میمانند؛ برای مطالبه، برای پاسخگویی و برای پایاندادن به سیاست قتل کودک.»
پیشتر یک مقام سابق وزارت کشور در گفتوگو با ایراناینترنشنال خبر داد سرکوب گسترده اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دی نتیجه یک «روند برنامهریزیشده و چندلایه» بوده که از سال ۱۴۰۱ در نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی پیگیری شده است.
جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین اعتراضات داخلی و جنگ کوتاهمدت با آمریکا و اسرائیل، بار دیگر وارد مذاکره شده است؛ اما نیویورکتایمز مینویسد تهران با تکیه بر تجربه طولانی در فرسایشیکردن مذاکرات، امیدوار است ترامپ بهدنبال یک پیروزی سریع باشد، نه جنگی پرهزینه.
به گزارش نیویورکتایمز، دونالد ترامپ در حالی مسیر دیپلماسی با ایران را دوباره در پیش گرفته که دامنه مانور این راهبرد بهدلیل اختلافهای بنیادین دو طرف، آرایش نظامی آمریکا در منطقه و نگرانیهای امنیتی اسرائیل، بسیار محدود توصیف میشود. مذاکرات روز جمعه در عمان بدون تنش علنی یا اقدام نظامی پایان یافت و طرفین بر ادامه گفتوگوها درباره «چارچوبی» برای مذاکرات آینده توافق کردند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه حکومت ایران، این گفتوگوها را «شروعی خوب» خواند اما همزمان تاکید کرد تهران بر حق غنیسازی اصرار دارد و برنامه موشکیاش قابل مذاکره نیست. در مقابل، ترامپ اعلام کرد عجلهای برای توافق ندارد و شرط اصلی واشینگتن «عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای» است؛ موضعی که بهگفته نیویورکتایمز با پیامهای متناقض همراه بوده، زیرا مذاکرهکنندگان آمریکایی از «غنیسازی صفر» بهعنوان خط قرمز یاد کردهاند.
به نوشته این روزنامه، مطالبات آمریکا شامل تحویل کامل اورانیوم غنیشده - بهویژه ذخایر نزدیک به درجه تسلیحاتی - محدودسازی برد موشکهای بالستیک و توقف حمایت حکومت ایران از نیروهای نیابتی در منطقه است. اسرائیل نیز نگران بازسازی سریع زیرساختهای تولید موشکی ایران است و آن را هدف اولیه هر سناریوی نظامی میداند.
نیویورکتایمز مینویسد ترامپ ظاهراً بهدنبال توافقی سریع است که بتواند آن را «پیروزی» اعلام کند، بیآنکه وارد جنگی منطقهای و فرسایشی شود؛ جنگی که میتواند تلفات آمریکایی، ضربه به اسرائیل و شوک به بازار انرژی جهان را در پی داشته باشد و با پایگاه سیاسی ضدجنگ او در تعارض است. با این حال، ایران - حتی پس از جنگ ژوئن و سرکوب خونین اعتراضات - در کشدادن مذاکرات تجربه دارد و متحدان آمریکا در خلیج فارس نیز بهدلیل بیم از تشدید درگیری، راهحل دیپلماتیک را توصیه میکنند.
تحلیلگران به این روزنامه گفتهاند فشار نظامی برای امتیازگیری طراحی شده، اما آمادهسازی برای جنگ زمان میبرد و همین، پنجرهای محدود برای گفتوگو باز میکند. در عین حال، حمایت لفظی اولیه ترامپ از معترضان ایرانی - که هزاران نفرشان کشته شدند - اعتبار او را در معرض آزمون گذاشته و احتمال اقدام نظامی را نسبت به گذشته افزایش داده است. با این همه، تردیدهای جدی درباره پیامدهای مداخله نظامی باقی است؛ از جمله خطر شکلگیری دولتی سختگیرتر و نظامیتر در ایران و شتاب بهسوی بازدارندگی هستهای.
بهگزارش نیویورکتایمز، حتی یک توافق محدود بر سر غنیسازی - مثلاً کاهش آن به حدود ۳ درصد - نیز برای ترامپ از نظر سیاسی دشوار است، زیرا شباهتی به توافق ۲۰۱۵ خواهد داشت که خود او آن را «بدترین توافق تاریخ» میدانست. در نتیجه، این روزنامه جمعبندی میکند که دیپلماسی ادامه دارد، اما مسیر آن باریک است و هر دو گزینه - توافق ناقص یا فروپاشی مذاکرات - هزینههای سیاسی و امنیتی قابلتوجهی دارند.