آلودگی هوای کلانشهرهای ایران در هفته جاری و وضعیت بحرانی بنفش در پایتخت
بر اساس دادههای هواشناسی، قرار است آلودگی شدید هوای کلانشهرهای ایران دستکم تا سه روز آینده ادامه داشته باشد. گزارشها حاکی از آن است که بخشهایی از تهران در روز سهشنبه ۱۲ دی، وضعیت بحرانی «بنفش» را تجربه کرد.
مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا، صبح روز سهشنبه بدون اشاره به جزییات، خبر داد که در سه روز آینده در شهرهای صنعتی انتظار افزایش غلظت آلایندههای جوی و کاهش کیفیت هوا میرود.
سازمان هواشناسی ایران روزهای هشتم و نهم دی درباره موج جدید آلودگی در شهرهای صنعتی بهدلیل «پایداری و سکون هوا» هشدار داده و گفته بود روند کنونی دستکم تا روز یکشنبه ادامه پیدا میکند.
بر اساس این گزارشها، ۹ شهر شامل تهران، کرج، اراک، یزد، تبریز، اصفهان، ارومیه، اهواز و سمنان در هفته جاری هوایی «ناسالم» را تجربه کردند.
در تهران وضعیت وخیمتر گزارش شده است بهطوری که شاخص منطقه باقرشهر در جنوب پایتخت روی عدد ۲۲۱ و کیفیت هوا در وضعیت «بنفش و بسیار ناسالم» قرار دارد.
شاخص آلودگی هوای در سایر نقاط تهران هماکنون روی عدد ۱۵۱ و در وضعیت ناسالم است.
روز دوشنبه محمد اسماعیل توکلی، رییس مرکز اورژانس استان تهران از استقرار اتوبوس آمبولانس و کلینیکهای سیار اورژانس در میدانهای اصلی شهر خبر داده بود.
او از شهروندان خواسته بود از تردد غیر ضروری در سطح شهر پرهیز و در صورت احساس تنگی نفس، دو بینی، سردرد، سرگیجه و تهوع به عوامل اورژانس مراجعه کنند.
مهدی پیرهادی، رییس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری در شورای شهر تهران روز دوشنبه تعداد جانباختگان ناشی از عوارض آلودگی هوای پایتخت را بیش از شش هزار تن اعلام کرد.
علاوه بر تهران، در تبریز و شهرهای اطراف آن هم مدارس تمامی مقاطع تحصیلی در روز سهشنبه به شکل غیرحضوری برگزار شد.
شهنام اشتری، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان شرقی روز ۹ دی «مازوتسوزی نیروگاه تبریز» را تایید کرد و با اشاره به نقش این آلاینده در کاهش کیفیت هوای این کلانشهر گفت پایشهای ایستگاههای سنجش کیفی، این موضوع را اثبات میکند.
اشتری مازوتسوزی را ناشی از «فرا رسیدن فصل سرما و استفاده روزافزون گاز در مصارف خانگی» دانست.
کمبود گاز طبیعی هر سال نیروگاههای حرارتی را وادار به استفاده از این سوخت پر خطر میکند.
در هفتههای گذشته انتقادات شهروندان به مازوتسوزی نیروگاهها و تاثیر آن بر آلودگی هوا بالا گرفته است اما برخی مقامهای جمهوری اسلامی استفاده از این سوخت را رد میکنند.
مجید دبیریان، عضو شورای شهر مشهد، روز پنج دی به پایگاه خبری انتخاب گفت نیروگاه طوس در غرب مشهد با سوزاندن مازوت، عامل ۲۰ درصد از آلودگی هوای این شهر است.
علی سلاجقه، رییس سازمان محیط زیست کشور هفته گذشته سوزاندن مازوت را در پالایشگاه شازند اراک ناگزیر خواند و گفت وزارت نفت و وزارت نیرو در اقدام و اطلاعیهای بر کمبود گاز بهعنوان سوخت سالم تاکید کردهاند.
سوزانده شدن مازوت باعث تولید گوگرد میشود و آلودگی ناشی از دیاکسید گوگرد، عوارض پرشماری مانند تنگ شدن راههای تنفسی، آسم، اسپاسم برونشها، سرفه شدید، سوزش چشم و مجاری تنفسی، کاهش کارایی تنفسی، کم شدن عمق تنفسی، تشدید عوارض قلبی و عروقی و تنفسی و تاثیرات روانی و گوارشی را به همراه دارد.
علاوه بر این عوارض، سالانه هزاران مرگ ناشی آلودگی هوا در ایران به صورت رسمی ثبت میشوند.
پیش از این مقامهای وزارت بهداشت و سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرده بودند تعداد جانباختگان ناشی از آلودگی هوا در سال گذشته با ۳۰ درصد افزایش نسبت به سال قبل از آن به بیش از ۲۶ هزار تن رسیده است.
پیرهادی هشدار داد با ادامه روند فعلی، شمار جانباختگان ناشی از آلودگی هوا از تعداد کشتههای ایران در جنگ با عراق پیشی خواهد گرفت.
روزنامه اعتماد به تازگی در گزارشی به نقل از دو تیم تحقیقاتی مستقل نوشت که «سوخت پر گوگرد» آلودگی هوای کلانشهرهای ایران را افزایش داده است.
بر اساس این گزارشها نیروگاهها نه فقط در فصلهای سرد بلکه در تابستان هم مصرف سوخت سنگین داشتهاند.
سوخت نفت کوره یا مازوت بین ۲/۵ تا ۳/۵ درصد و گازوییل هم بین نیم تا یک درصد گوگرد دارند.
در پی واکنشهای گسترده به اظهارات جنجالی رهبر جمهوری اسلامی در مورد سخنگویی از جانب خدا، خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران، در یادداشتی کوشید به توجیه این سخنان علی خامنهای بپردازد. همزمان یک عضو دفتر حفظ و نشر آثار خامنهای، گزارشها در مورد بیمار بودن او را رد کرد.
در یادداشتی که روز سهشنبه ۱۲ دی در تسنیم منتشر شد، سعید صلحمیرزایی، کارشناس امور دینی، واکنشها به صحبتهای خامنهای را به «فضاسازی رسانههای خارجی» نسبت داده است.
صلحمیرزایی در واکنش به انتقادات نوشته است: «بر اساس مبانی دینی و قرآنی، همه افعال انسانها و اتفاقات عالم بر اساس خواست الهی و با قدرت او انجام میشود که به آن، توحید افعالی میگویند.»
او گفته که بر اساس آموزههای قرآنی، «وحی» تنها مختص پیامبران نیست و در «زندگی روزمره» نیز رخ میدهد.
خامنهای روز ۱۰ دی در دیدار با خانواده قاسم سلیمانی گفت: «شاید ۲۰ سال پیش یا ۴-۲۳ سال پیش [بود که] اینجا در این حیاط، با بچههای سپاه، فرماندهان سپاه - شاید حدود ۲۰ نفر بودند - نماز خواندیم. بعد من نشستم روی پله، یک صحبت "گرم و گیرایی" کردم؛ قبلا هم فکرش را نکرده بودم. خدای متعال همینطور حرف میزد! در واقع زبان من بود، حرف خدا بود؛ خیلی جلسه عجیبی بود. خیلی تاثیراتی گذاشت. بعد از آن جلسه، چند نفر از بچهها به من مراجعه کردند، یکی از آنها حاج قاسم بود؛ آمد یک جملهای از ایشان (اشاره به همسر قاسم سلیمانی که در جلسه حاضر است) نقل کرد، گفت عیال من اینجوری میگوید؛ در همان جهتی که من صحبت کرده بودم. من دیدم تاثیر همسر چقدر زیاد است.»
اشاره خامنهای به اینکه خدا با زبان او حرف میزده و صحبتهایش «گرم و گیرا» بوده است، واکنشهای بسیاری به دنبال داشته است.
همزمان مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار خامنهای و از چهرههای نزدیک به بیت او، روز ۱۱ دی گزارشها در مورد بیماری رهبر جمهوری اسلامی را رد کرد و آن را «عملیات روانی دشمنان» خواند.
فرح سرکوهی، نویسنده و تحلیلگر منتقد جمهوری اسلامی، در واکنش به سخنان خامنهای در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «مالیخولیای مهتری، خودشیفتگی، خود خدا و پیامبر و زبانِ خدا و فرزانهپنداری و نارسیسیسم شدید را از شاخصههای مستبدان در پایان کار آنان میدانند. مستبدان به تدریج در دام فریب قدرت میافتند، غافل از لرزان بودن قدرت استبدادی.»
تعدادی از کاربران فضای مجازی نیز سخنان خامنهای را کفرگویی و در تضاد با آموزههای اسلامی دانستند.
یکی از کاربران با طعنه به سکوت مراجع شیعه در ایران در برابر این سخنان نوشت: «باید منتظر واکنش بزرگان دینی در کشورهای مسلمان باشیم؟»
کاربر دیگری هم گفت بر اساس قانون مجازات اسلامی که از آن برای سرکوب مخالفان حکومت استفاده میشود، این سخنان خامنهای قابل مجازات است.
فردی با نام کاربری «چراغ آسمان» در ایکس نوشت: «اگر همین حرف را یکی از مردم میزد، به جرم توهین به مقدسات، توهین به رهبری، توهین به ائمه، محاربه و ... اعدام میشد.»
اظهارات غلوآمیز درباره «کرامات» خامنهای و سایر مقامهای جمهوری اسلامی امری مسبوق به سابقه است اما چنین ذکری از زبان خود فرد، امری متفاوت است.
در یک نمونه مشابه، محمود احمدینژاد، رییس دولت جمهوری اسلامی در فاصله سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ در سال ۸۴ گفت هنگام سخنرانی در سازمان ملل، «هالهای از نور» او را در بر گرفت و از او محافظت کرد.
این اظهارات او واکنشهایی گسترده به دنبال داشت و شخص او در مناظرههای انتخاباتی سال ۸۸ گفت نسبت دادن این اظهارات به او دروغ و نادرست است.
درباره «کرامتهای علی خامنهای»، محمد سعیدی، امام جمعه قم و «تولیت حرم فاطمه معصومه»، سال ۱۳۹۰ گفت که رهبر فعلی جمهوری اسلامی در هنگام تولد «ذکر "یا علی"» بر لب داشت.
این سخنان نیز واکنشهای گستردهای از جمله از سوی علیاکبر ناطق نوری، رییس وقت دفتر بازرسی رهبر جمهوری اسلامی به دنبال داشت.
ناطق نوری گفت: «اینکه کسی بیاید و بگوید وقتی مقام معظم رهبری به دنیا آمده قابله ایشان ناگهان اللهاکبر گفته، برای اینکه ایشان وقتی به دنیا آمده گفته است یا علی؛ این مزخرفات است ....»
شخص رهبر جمهوری اسلامی و اطرافیان او واکنشی به این سخنان نشان ندادند.
خامنهای ۸۴ ساله از سال ۱۳۶۸ و پس از مرگ روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، قدرت را در ایران در دست دارد.
حامیان او کوشیدهاند با ارائه تصویری مذهبی و معصوم از او در قالب روایات اسلامی-شیعی، بر جنایات جمهوری اسلامی و نقض گسترده حقوق بشر در ایران سرپوش بگذارند.
طبق گزارش رسیده به ایراناینترنشنال، پس از اعتراض زندانیان زن از جمله سروناز احمدی، گلرخ ایرایی، محبوبه رضایی، سپیده قلیان، نرگس محمدی و ... در جریان حضور مقامات قضایی در بند زنان زندان اوین، محدودیتها و فشارها بر آنان افزایش یافته و برخی از دسترسی به حقوق اولیه محروم شدهاند.
به گفته منابع آگاه، در روندی انتقامجویانه، ۱۶ نفر برابر با حدود یکچهارم زندانیان بند، در حال حاضر از تماس تلفنی محروماند و شش نفر نیز ممنوعالملاقات شدهاند.
همزمان مسعود ستایشی، سخنگوی قوه قضاییه، سهشنبه ۱۲ دی در پاسخ به سوالی درباره علت مشکل قطع تلفن بند زنان زندان اوین در آخر هر هفته گفت: «نسبت به مکالمات بر اساس مقررات موضوع ماده ۲۳۲ آییننامه اجرایی سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، انتظام اینگونه امور و انتظام امور موسسه کیفری بر عهده رییس موسسه کیفری است و این گونه مقرر شده است ولی این مورد را به مبادی ذیربط منعکس میکنم.»
روز ششم دی ماه ۲۵۰ نفر از قضات و مسوولان قضایی در زندانهای استان تهران از زندان اوین بازدید کردند.
ایمان افشاری، رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، محمدرضا عموزاد، رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، علی قناعتکار، سرپرست دادسرای امنیت و علی القاصیمهر، رییس کل دادگستری استان تهران از جمله بازدیدکنندگان بودند.
در جریان این بازدید، شماری از زنان زندانی سیاسی شعارهایی از جمله «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر جمهوری اسلامی» و «زن، زندگی، آزادی» سر دادند و سرودهای انقلابی خواندند.
اعتراض این زندانیان به سرکوب مردم، زندان، بازداشت، شکنجه و اعدام معترضانی چون محسن شکاری بود.
در واکنش به این اعتراضها، محدودیتهای جدیدی بر بند زنان اوین اعمال شد.
گرچه محرومیت از تماس و ملاقات برای سه نفر از زندانیان به دلیل وقایع روز ششم دی نبود، با این حال آنها دقیقا بعد از آن تجمع، حکم شورای انضباطی خود را دریافت کردند.
به گفته منابع آگاه، ممانعت از ثبت درخواست تهیه وسایل زندانیان، ثبت درخواست ملاقات با بستگان (اعضای درجه دو خانواده) و امتناع از تحویل گرفتن وسایلی چون کتاب از سوی خانواده از دیگر محدودیتهای اعمال شده بر بند زنان است.
درباره این محدودیتهای جدید به زندانیان گفته شده است که «دستور آمده بند نسوان باید تنبیه شود».
مشخص نیست این دستور از سوی کدام نهاد صادر شده است.
پیشتر گزارشی از سوی منابع مطلع به ایراناینترنشنال رسیده بود که نشان میداد زنان زندانی در حضور قضات، بارها نام محسن شکاری را فریاد زدند.
آنها همچنین خطاب به مقامهای قضایی جمهوری اسلامی که در میان نیروهای امنیتی در داخل اتاقها پنهان شده بودند، شعار «قاتل بیا بیرون» سر داده و فریاد زدند: «رضا رسایی و مجاهد کورکور را اعدام نکنید!»
مجاهد کورکور و رضا رسایی، دو تن از بازداشتشدگان خیزش انقلابی هستند که احکام اعدامشان طی هفته گذشته در دیوان عالی کشور تایید شده است.
بر اساس گزارشها، عوامل زندان از زندانیان خواسته بودند محل را ترک کنند اما زندانیان اصرار کردند که «نمیرویم و خواهان پاسخگوییِ این افراد در مقابل جنایاتشان هستیم».
در جریان این رویدادها، زنان زندانی با بیشتر شدن نیروهای گارد و با هل داده شدن از سوی نیروهای امنیتی و ماموران زندان به عقب رانده شده و به زمین پرت شدند.
در پایان بازدید، زندانیان شعارهای «بیشرف بیشرف»، «قاتل برو گم شو» و «زن، زندگی، آزادی» سر دادهاند و مقامات بازدید کننده با عجله از اتاقهای اداری بند زنان زندان اوین خارج شدهاند.
نرگس محمدی، برنده زندانی جایزه نوبل صلح پیشتر در نامهای آنچه را در جریان بازدید ششم دی رخ داده بود، تشریح کرد.
او این بازدید را به تشکیل دادگاهی مردمی از سوی زندانیان علیه عوامل قضایی دخیل در جنایتها تشبیه کرد.
جمهوری اسلامی تاکنون دستکم هشت معترض از جمله محسن شکاری، مجیدرضا رهنورد، محمد حسینی، محمدمهدی کرمی، مجید کاظمی، سعید یعقوبی، صالح میرهاشمی و میلاد زهرهوند را در ارتباط با خیزش انقلابی علیه جمهوری اسلامی به دنبال کشته شدن مهسا ژینا امینی اعدام کرده است.
آژانس خبری کردپا گزارش داد حکم اعدام داوود عبداللهی، زندانی سیاسی کُرد، صبح سهشنبه ۱۲ دی در زندان قزلحصار کرج به اجرا درآمد.
بر اساس این گزارش، پیکر این زندانی سیاسی در اختیار خانوادهاش قرار گرفته تا به مهاباد منتقل شود.
عبداللهی که از ۱۴ سال پیش در حبس به سر میبرد، در اعتراض به انتقال به سلول انفرادی برای اجرای حکم اعدام از روز پنجم دی دست به اعتصاب غذا زده بود.
این زندانی عقیدتی کُرد همراه با شش تن دیگر به نامهای خسرو بشارت، کامران شیخه، انور خضری، قاسم آبسته، فرهاد سلیمی و ایوب کریمی در آذر ماه ۱۳۸۸ از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
آنها پس از دستگیری به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل و پس از ماهها نگهداری در بازداشتگاه این نهاد امنیتی، به تهران اعزام شدند.
این زندانیان شش ماه نیز در سلولهای انفرادی بندهای ۲۴۰ و ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی قرار گرفتند.
آنها نهایتا در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۹۱ به زندان رجاییشهر کرج انتقال یافتند و مرداد امسال، پس از تعطیلی زندان رجاییشهر به زندان قزلحصار کرج منتقل شدند.
این هفت زندانی اهل سنت، اسفند ۱۳۹۴ از سوی محمد مقیسه، رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به اعدام محکوم شدند.
حکم صادر شده بهمن ۱۳۹۸ پس از سالها کشمکش قضایی از سوی شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور تایید و در شهریور ۱۳۹۹ درخواست اعاده دادرسی این زندانیان در دیوان عالی کشور رد شد.
این افراد با اتهاماتی از جمله «محاربه»، «افساد فی الارض»، «هواداری از گروههای سلفی» و «قتل» عبدالرحیم تینا که در تاریخ هفت مهر ۱۳۸۷ به دست افراد ناشناس کشته شد، متهم شده بودند.
عبدالرحیم تینا امام جماعت مسجد خلفای راشدین شهرستان مهاباد بود.
تمامی متهمان این پرونده بارها در نامههایشان که در سالهای گذشته از سوی نهادهای حقوق بشری منتشر شد، بر بیاساس بودن اتهامهای انتسابی به خود تاکید کرده بودند.
قاسم آبسته روز ۱۴ آبان و ایوب کریمی روز هشتم آذر در زندان قزلحصار کرج اعدام شدند.
بدین ترتیب پس از اعدام داوود عبداللهی، حکم اعدام سه تن از هفت متهم این پرونده به اجرا درآمده است.
خبرگزاری هرانا روز ششم دی اعلام کرد در سال ۲۰۲۳ محکومیت ۱۵۵ نفر به اعدام و اجرای احکام اعدام ۷۴۶ نفر را ثبت کرده است.
بر اساس این گزارش، اجرای احکام اعدام نسبت به سال ۲۰۲۲، با ۳۲ درصد افزایش همراه بوده است.
ولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد روز هشتم دی روند قضایی در دادگاههای ایران را فاجعهبار خواند و خواستار لغو فوری مجازات اعدام شد.
۲۰۰ مامور امنیتی به تازگی به روستای احمدآباد ساری هجوم برده و تا کنون نزدیک به ۴۰ هکتار از زمینهای بهائیان را مصادره کردهاند. آنان با بستن راهها، مانع از رفت و آمد ساکنان منطقه شدهاند. ۱۴۷ فعال سیاسی و مدنی بیانیهای منتشر کرده و خواهان پایان سرکوب سیستماتیک بهائیان شدند.
بر اساس گزارشها، روز یکشنبه ۱۰ دی شماری از کارکنان سازمان منابع طبیعی همراه با دهها مامور یگان ویژه و نیروهای اطلاعات به روستای احمدآباد یورش بردند.
این ماموران با ضبط گوشیهای موبایل اهالی روستا، مانع از اطلاعرسانی و گرفتن فیلم و عکس توسط آنان شدند و از شامگاه یکشنبه رفت و آمد ساکنان محلی و اهالی روستا را ممنوع کردند.
گزارشهای رسیده نشان میدهند ماموران امنیتی از روز دوشنبه ۱۱ صبح به زمینهای دیم و شالیزار اهالی این روستا هجوم بردهاند و تاکنون نزدیک به ۴۰ هکتار از آن را مصادره کردند.
این زمینها از ۷۰ سال پیش تاکنون متعلق به اهالی روستای احمدآباد و زیر کشت بوده است.
آزار و اذیت بهائیان روستانشین و مصادره و تخریب زمینها و خانههایشان از ابتدای انقلاب ۵۷ در روستای «کتا» واقع در حوالی یاسوج آغاز شد و با مصادره اموال بهائیان ساکن روستاهای «روشنکوه» و «ایول» در چند سال گذشته ادامه یافت.
به نظر میرسد حمله به روستای احمدآباد بخشی از این روند و در تداوم آزار و اذیت سیستماتیک بهائیان ساکن ایران است.
علاوه بر این حملات، بهائیان در ایران بیش از یک قرن و نیم است که تحت فشار و سرکوب سیستماتیک عقیدتی، سیاسی، آموزشی و اقتصادی بوده و هستند.
فعالان سیاسی و مدنی موج جدید سرکوب بهائیان را محکوم کردند
۱۴۷ نفر از فعالان سیاسی و مدنی بیانیهای منتشر کرده و موج جدید سرکوبهای بیرحمانه جمهوری اسلامی را دارای ابعاد «غیر قابل تصور و ضدانسانی» دانستند.
مهرانگیز کار، یاسر میردامادی، منصوره شجاعی، عبدالعلی بازرگان، رضا علیجانی، حسن يوسفی اشکوری، الهه مشعوف، مریم سطوت، منصور فرهنگ، مهشید پگاهی و ... از جمله امضا کنندگان این بیانیه هستند.
آنها ریشه این سرکوب را در «تحریکات متعصبانه روحانیون و برخی نهادها و چهره های مذهبی» با همکاری و همدستی آشکار و پنهان حکومت ها و دولت های ایران در دوره های مختلف تاریخی تا امروز دانستند.
امضا کنندگان بیانیه در ادامه به سیر محرومیت همهجانبه بهائیان از حقوق مدنی شان در استبداد دینی و نظام ولایی حاکم اشاره کردند.
نداشتن حقوق اولیهای چون ثبت ازدواج، تحصیل و اشتغال با بیرون کشیدن اجساد برخی از بهائیان و به بیابان انداختن آن ها، مصادره اموال روستاییان فقیر بهائی، حمله به جشن های خصوصی و بازداشت های بی دلیل و احکام سنگین قضایی بر اساس پرونده سازیهای واهی و دروغین از مواردی هستند که در این بیانیه به آنها اشاره شده است.
به گفته آنان، جامعه فرهنگی و سیاسی ایرانیان سالهاست می کوشد تا بر «شیطاننمایی» ساخته شده از سوی نهادهای مذهبی غلبه و فضای فرهنگی و سیاسی جامعه مدنی را در رابطه با بهائیان، انسانی و حقوق بشری کند.
امضاکنندگان بیانیه موج بازداشتها و سرکوبهای جدید علیه بهائیان را محکوم کردند و از همه فعالان سیاسی و اجتماعی خواستند صدایشان را علیه این رفتارهای وحشیانه بیش از پیش بلند کنند.
در ماههای گذشته فشار نهادهای امنیتی و قضایی بر شهروندان بهائی تشدید شده است.
روز دوشنبه اطلاعاتی به ایراناینترنشنال رسید که نشان میداد یکتا فهندژ سعدی، شهروند بهائی ساکن شیراز با گذشت ١٥ روز از زمان دستگیری، همچنان به صورت بلاتکلیف در بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر موسوم به بازداشتگاه پلاک ۱۰۰ به سر میبرد.
پیش از این در آبان امسال ۳۰ خانه متعلق به بهائیان در همدان تفتیش و ۲۰ شهروند بهائی در کرج بازداشت شده بودند.
جامعه جهانی بهائی روز ١٣ آذر در بیانیهای به شرح «روشهای جدید و بسیار خشنتری» پرداخت که «جمهوری اسلامی برای سرکوب بهائیان» از آنها استفاده میکند.
منابع غیررسمی میگویند بیش از ۳۰۰ هزار شهروند بهائی در ایران زندگی میکنند اما قانون اساسی جمهوری اسلامی تنها ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتیگری را به رسمیت میشناسد.
بهائیان بزرگترین اقلیت دینی غیرمسلمان ایران هستند که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ و استقرار جمهوری اسلامی به طور سیستماتیک هدف آزار و اذیت قرار گرفتهاند.
سازمان حقوق بشری ههنگاو از کشته شدن ۴۱ کولبر و کاسبکار در سال گذشته میلادی و مجروح شدن دستکم ٢٩٢ کولبر دیگر خبر داد.
بر اساس این گزارش، در سال ۲۰۲۳ میلادی ۲۷ کولبر بر اثر شلیک مستقیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کشته و ۲۵۹ نفر دیگر زخمی شدهاند. این رقم ۸۶.۵ درصد از کولبران کشته و مجروحشده را تشکیل میدهد.
بقیه حوادث دیگر بر اثر مواردی چون انفجار مین و سوانح طبیعی نظیر، بهمن و سرمازدگی رخ داده است.
در این میان یک کولبر ۱۶ ساله وجود دارد که با شلیک مستقیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی کشته شده است.
این سازمان اعلام کرده بود که در سال ۲۰۲۲ میلادی ۴۶ کولبر جانشان را از دست داده و ۲۴۴ نفر نیز زخمی شدهاند. معادل ۷۱.۳ درصد از کشته و مجروح شدن کولبران بر اثر شلیک مستقیم نیروهای مسلح ایران رخ داده بود.
به این ترتیب میزان کشته و مجروح شدن کولبران با شلیک ماموران افزایش یافته است.
ههنگاو در آذر ماه گزارش داده بود که فاروق علیزاده، کولبر ١٧ ساله اهل شهر ربط، با شلیک مستقیم نیروهای هنگمرزی جمهوری اسلامی در مرز بانه کشته شد.
در تیر ماه نیز خبر داده بود که نیروهای هنگ مرزی یک کولبر اهل بانه به نام وریا شریفی را در حین کولبری در یکی از نقاط مرزی این شهرستان با شلیک مستقیم به سر کشتند.
نهادهای حقوق بشری و برخی از نمایندگان مجلس بارها اعلام کردهاند که شهروندان کرد در استانهای غربی کشور به دلیل فقر اقدام به کولبری میکنند.
یک کولبر سابق آبان سال ۱۴۰۰ به خبرگزاری ایسنا گفته بود: «کولبر باید ۴ ساعت در باران و برف به خاک عراق برود، چند ساعت هم با کوله در راه باشد و تقریبا یک روز کامل، کولبر در راهی است که ممکن است از آن برنگردد و به ازای آن ۴۰۰ هزار تومان میگیرد. این راه پر خطر در همین هشت ماه امسال ۱۱ نفر قربانی گرفته است.»
همچنین قباد کرمپور، عضو شورای عالی استانها، اعلام کرده بود: «بیش از ۵۰ درصد کولبران دارای مدارک لیسانس و فوقلیسانساند.»
او در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا اشاره کرده بود که یک کولبر با فوقلیسانس ریاضی، به خاطر حمل تلویزیون کشته شد و افزود مردم پاوه برای امرار معاش در تایر تراکتور میوه میکارند.
حکومت و عوامل وابسته به آن، نه تنها ناتوان از رفع این تبعیضها و حل بحرانهای این اقشار جامعه هستند، بلکه به صورت مستقیم و غیرمستقیم در کشتن، مجروح کردن و به خطر انداختن جان و مال آنان دخیلاند.