۲۷۵ کنشگر ایرانی: در انتخابات مهندسیشده شرکت نخواهیم کرد
بیش از ۲۷۵ نفر از کنشگران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با انتشار بیانیه مشترکی نوشتند که در انتخابات پیشرو در ایران که به عقیده آنان «در تقابل با حق حاکمیت عمومی مردم مهندسیشده است» شرکت نخواهند کرد.
قرار است دور دیگری از انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری روز ۱۱ اسفند برگزار شود و تاکنون شخصیتها و گروههای سیاسی و زندانیان سیاسی متعددی این انتخابات را تحریم کردهاند.
این کنشگران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در بیانیه خود افزودند که حق رای شهروندان، از «حقوق بنیادین و منبع مشروعیت» هر نظام دموکراتیک است، اما با فقدان حضور گرایشهای گوناگون و نبود تنوع و احزاب و جریانهای مختلف، انتخابات معنا و موضوعیتش را از دست میدهد.
پیشتر برخی از فعالان اصلاحطلب خواستار شرکت در انتخابات و ایجاد یک «اقلیت خوب» در مجلس شده بودند.
کنشگران امضاکننده این بیانیه در این زمینه افزودند: «سیاست شکستخورده مشارکت و حضور در صحنه انتخاباتی در هر حالت و به هر قیمت با انگیزه پرهیز از انزوا به گواهی آزمونهای مکرر و تجربههای تلخ تاریخی در دهههای اخیر هیچگونه توفیقی نداشته است.»
اسماعیل آزادی، حمیدرضا آزرممنش، حمید آصفی، امیراصلان آقایی، مژگان آورند، یعقوب آلشفیعیفومنی، هاشم باروتی، محبوبه ابراهیمی، هادی احتظاضی و محمدصادق احمدآخوندی از امضاکنندگان این بیانیه هستند.
آنان تاکید کردند که اکنون در ایران با «اضمحلال» نهاد انتخابات روبرو هستیم.
به عقیده این کنشگران، پیششرط نخست برگزاری انتخابات سالم و عادلانه «ساماندهی عمومی، پیرامون خواست و مطالبه ملی تامین و تضمین آزادی بیان و فعالیت احزاب، اجتماعات، مطبوعات و رسانهها، تشکلهای مردمنهاد، حضور نیروهای مخالف و منتقد (اپوزیسیون) و سرانجام نظارت نیروهای مستقل و بیطرف بر نحوه برگزاری و اعلام نتایج انتخابات است.»
«شاخص فلاکت» در ایران در پاییز سال جاری با دو واحد افزایش نسبت به پاییز ۱۴۰۱ به ۵۲ واحد رسید. بر اساس دادههای مرکز آمار ایران، شاخص فلاکت کل کشور که مجموع دو شاخص تورم و بیکاری است، در پایان پاییز سال گذشته نزدیک به ۵۰ واحد بود.
شاخص فلاکت ابزاری برای اندازهگیری سطح دشواری اقتصادی در جامعه است و از آن با نام شاخص سنجش سطح آشفتگی و ناراحتی در مردم نیز یاد میشود.
شاخص فلاکت در مناطق شهری در پاییز امسال، ۵۲.۳ واحد بود. این شاخص در مناطق روستایی اندکی کمتر و ۵۱.۷ واحد گزارش شده است.
تفاوت نرخهای مرتبط با بیکاری و تورم در مناطق شهری و روستایی باعث شده اعداد مرتبط با شاخص فلاکت نیز در این دو بخش متفاوت باشند.
بر اساس آمارهای رسمی تورم و بیکاری، شاخص فلاکت در پاییز امسال، در شش استان ایران به بالای ۶۰ واحد رسید.
آخرین گزارشهای بینالمللی نشان میدهد ایران در سال ۲۰۲۲ میلادی، رتبه نوزدهم را در میان کشورهای جهان از نظر بیشترین میزان شاخص فلاکت به خود اختصاص داد.
بالاترین شاخص فلاکت در مناطق شهری در پایان پاییز امسال در استان لرستان رقم خورد و در شهرهای این استان به بالاتر از ۶۴ واحد رسید.
به گزارش وبسایت اکو ایران، پس از لرستان، شهرهای استانهای چهارمحال و بختیاری، یزد و سیستان و بلوچستان بالاترین سطح فلاکت را در پاییز امسال تجربه کردند.
پایینترین سطح شاخص فلاکت در پاییز امسال نیز در شهرهای استان تهران به ثبت رسید. این شاخص در مناطق شهری استان تهران ۴۴.۵ واحد بود.
این گزارش نشان میدهد وضعیت فلاکت در مناطق شهری ۲۵ استان ایران نسبت به پاییز پارسال شدیدتر شده است.
به استناد دادههای مرکز آمار ایران، شاخص فلاکت در ۸۱ واحد از مناطق شهری استانهای ایران در پاییز امسال در مقایسه با فصل مشابه در سال گذشته وضعیت نامناسبتری داشته است.
بیشترین میزان رشد فلاکت طی این دوره به ترتیب در استانهای سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی، فارس و چهارمحال و بختیاری ثبت شده است.
با توجه به گزارشهای مرکز آمار ایران، تغییرات شاخص فلاکت در ایران عمدتا تحت تاثیر تغییرات نرخ تورم است.
به گزارش اکو ایران، وضعیت فلاکت روستایی نیز در پایان پاییز امسال در روستاهای ۱۵ استان یعنی نیمی از استانهای ایران بدتر از پاییز سال گذشته بوده است.
بررسی تغییرات شاخص فلاکت در مناطق روستایی ایران در یک سال اخیر نشان میدهد که این شاخص در روستاهای استان یزد بیش از روستاهای سایر استانهای کشور بوده و در مقابل وضعیت فلاکت در روستاهای استان سمنان نسبت به مناطق روستایی دیگر استانهای ایران بهتر بوده است.
شاخص فلاکت در روستاهای یزد در پایان پاییز ۱۴۰۲ برابر با ۶۱.۸ واحد بوده است. پس از یزد نیز روستاهای چهارمحال و بختیاری، کردستان و کرمانشاه در ردههای بعدی قرار گرفتهاند.
کمترین میزان فلاکت در پایان فصل پاییز در روستاهای استان سمنان برابر با ۴۵.۶ واحد بود. همچنین روستاهای تهران، مازندران و کرمان نیز فلاکت کمتری را نسبت به سایر استانها تجربه کردهاند.
وبسایت اکو ایران پیشتر در گزارشی نوشته بود هرچه نرخ تورم بالاتر باشد یعنی قیمتها با سرعت بیشتری رشد کرده، ثبات اقتصادی متزلزل شده و افراد در معیشت روزانه و برنامهریزی برای آینده خود دچار مشکل میشوند.
از سوی دیگر هر چه نرخ بیکاری بیشتر باشد، افراد منبع درآمد کمتری دارند و از این ناحیه نیز دچار ناآرامی اقتصادی شدیدی میشوند.
افزایش شدید شاخص فلاکت در ایران در حالی است که چشماندازی از بهبود وضعیت اقتصادی در سال آینده وجود ندارد.
نتایج یک نظرسنجی از رایدهندگان آمریکایی نشان میدهد نیمی از آنها معتقدند دولت جو بایدن در قبال جمهوری اسلامی «بیش از اندازه آسانگیر» بوده است. دو سوم مشارکتکنندگان هم وقوع جنگ میان ایران و ایالات متحده را با توجه به شرایط منطقه محتمل دانستند.
این نظرسنجی در اوایل ماه فوریه از سوی موسسه «راسموسن ریپورتز» انجام شده و نتایج آن هفته گذشته منتشر شده است. بیش از ۷۰۰ آمریکایی در این پیمایش مشارکت کردند.
بر اساس این نتایج، از هر ۹ رایدهنده احتمالی، تنها یک نفر رویکرد دولت بایدن را در قبال جمهوری اسلامی «بیش از حد خصمانه» میداند.
در پی افزایش تنشها میان ایران و آمریکا در خاورمیانه، ۲۴ درصد از مشارکتکنندگان گفتند وقوع جنگ میان دو کشور «بسیار محتمل» است.
بایدن به دلیل رویکردش در قبال ایران هدف انتقادات گسترده بوده است. منتقدان سیاست دولت آمریکا را در برابر جمهوری اسلامی بسیار «آسانگیرانه» میدانند و حتی عدهای بایدن را به مماشات با جمهوری اسلامی متهم میکنند.
دولت کنونی آمریکا با هدف دستیابی به توافق هستهای جدید با ایران، سیاست فشار حداکثری ترامپ را کنار گذاشت، تصمیم به اجرا نکردن تحریمهای نفتی سال ۲۰۱۸ علیه تهران گرفت و ۱۶ میلیارد دلار از اموال مسدود شده جمهوری اسلامی را در سال گذشته میلادی آزاد کرد.
منتقدان بایدن میگویند این منابع مالی زمینه را برای حمله هفتم اکتبر حماس به اسرائیل فراهم آورد و به جمهوری اسلامی اجازه داد تا از طریق سپاه پاسداران بار دیگر از گروههای نیابتی خود در منطقه حمایت کند.
به گفته منتقدان، حکومت ایران توانست در دوران بایدن، جای پای خود را در منطقه که در اثر تحریمها سست شده بود، دوباره محکم کند.
دولت کنونی آمریکا در پاسخ به انتقادات میگوید واشینگتن کوشیده است از تشدید بحران موجود که میتواند به رویارویی مستقیم با ایران منجر شود، دوری کند. نتایج نظرسنجی اخیر موسسه راسموسن ریپورتز نشان میدهد که تعداد زیادی از مشارکتکنندگان معتقدند این سیاست شکست خورده است.
دو سوم مشارکتکنندگان جنگ میان ایران و آمریکا را با توجه به شرایط خاورمیانه «محتمل» و ۲۴ درصد وقوع این رویداد را «بسیار محتمل» میدانند.
تنها دو درصد از افراد شرکت کننده در این نظرسنجی گفتند احتمال رویارویی نظامی مستقیم میان دو کشور اصلا وجود ندارد.
مشارکتکنندگان به چهار سوال پاسخ دادند که از میان آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
«رویکرد بایدن در قبال ایران چگونه بوده است؟ بیش از حد خصمانه بوده؟ به اندازه کافی خصمانه نبوده؟ یا مناسب بوده است؟»
«چقدر احتمال دارد که افزایش تنشها در خاورمیانه به جنگ میان ایران و آمریکا منجر شود؟»
«آیا ارتش آمریکا توانایی پیروزی در یک جنگ تمامعیار علیه ایران را دارد؟»
پاسخ مشارکتکنندگان به پرسش آخر با پاسخهای آنها به پرسشهای قبلی کمابیش همخوانی داشت. اکثریت رایدهندگان آمریکایی (۶۵ درصد) گفتند در صورت وقوع یک جنگ تمامعیار با ایران، پیروزی ارتش آمریکا محتمل خواهد بود.
نکته قابل توجه در این نظرسنجی این بود که ۱۵ درصد از مشارکتکنندگان بر این عقیده بودند که ارتش آمریکا نمیتواند در جنگ احتمالی با ایران پیروز شود. حدود ۲۰ درصد نیز در مورد نتیجه این رویایی احتمالی مطمئن نبودند.
همانند بسیاری دیگر از نمونههای مشابه، در مورد این نظرسنجی نیز باید با احتیاط برخورد کرد. به عبارت دیگر، نتایج این پیمایش را نمیتوان یک بازنمایی دقیق و قطعی از جامعه آمریکا و رویکرد آن در قبال سیاست خارجی و دفاعی دولت این کشور قلمداد کرد.
این نظرسنجی چالشهای پیشروی دولت بایدن را در خصوص نحوه مواجهه با جمهوری اسلامی تنها ۹ ماه پیش از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحده به تصویر میکشد.
گروهی از کارشناسان بر این باورند ایران قطعا موضوعی برجسته در دوران برگزاری کارزارهای انتخاباتی در آمریکا خواهد بود، زیرا تهران با دو نگرانی عمده ایالات متحده در عرصه بینالمللی، یعنی روسیه و چین، نیز در ارتباط تنگاتنگ قرار دارد.
مسکو، پکن و تهران غالبا و به طور فزایندهای در قبال رویدادهای جهانی مواضع مشابهی در پیش میگیرند. چین عمده نفت ایران را خریداری میکند و سود حاصل از این معامله، منابع مالی لازم را برای برنامههای موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی فراهم میآورد. این برنامهها به قدری توسعه یافتهاند که به روسیه در عملیات نظامی این کشور علیه اوکراین یاری برسانند.
یکی دیگر از پرسشهای نظرسنجی موسسه راسموسن ریپورتز در همین خصوص مطرح شده بود: «کدامیک از دشمنان ایالات متحده خطرناکتر است؟ ایران، چین یا روسیه؟»
مطرح شدن رژیم ایران به عنوان یک قدرت جهانی همواره خوشایند مقامهای جمهوری اسلامی و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران بوده است.
آنها اشاره به جمهوری اسلامی را در خلال کارزارهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گواهی بر این ادعا میدانند که رژیم ایران با وجود مشکلات اقتصادی و سایر بحرانهایی که با آن دست و پنجه نرم میکند، همچنان یک بازیگر اصلی در عرصههای جهانی به شمار میرود.
آمار منتشر شده از اطلس جغرافیایی خیزش انقلابی ایرانیان علیه جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۱ نشان میدهد بیشترین و شدیدترین اعتراضات در استانهای تهران و کردستان صورت گرفته است.
جزئیات اطلس جغرافیایی اعتراضات ۱۴۰۱ در «ششمین همایش ملی پژوهشهای اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران» اعلام شد.
بر اساس این اطلس، میزان اعتراضات در استانهای اصفهان، آذربایجان شرقی، کرمانشاه و خوزستان متوسط بوده و در استانهای کرمان، بوشهر، مرکزی و قزوین «به میزان کمی» رخ داد.
آمار این اطلس با آمار کشتهشدگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، تنها درباره استان سیستان و بلوچستان تفاوت دارد.
طبق آمار سازمان حقوق بشر ایران، در جریان این خیزش، استان سیستان و بلوچستان بالاترین آمار کشتهها را داشت و پس از آن استانهای تهران و کردستان بیشترین تعداد کشتهشدگان را به خود اختصاص دادند.
همچنین اعتراضات در استان سیستان و بلوچستان و به خصوص در زاهدان در روزهای جمعه تا ماهها ادامه یافت.
هشتم مهر ۱۴۰۱ که به «جمعه خونین» زاهدان مشهور شد، تجمعی از سوی نمازگزاران در اعتراض به تجاوز یک فرمانده نیروی انتظامی به یک دختر ۱۵ ساله بلوچ در چابهار شکل گرفت.
در واکنش، ماموران نظامی از جمله با تکتیراندازهای مستقر بر پشتبامها با گلولههای جنگی تجمعکنندگان و البته شهروندان دیگر را در مصلای زاهدان هدف قرار دادند.
در جریان این حمله وحشیانه، دستکم ۱۰۳ شهروند شامل چندین کودک و نوجوان کشته و دهها تن دیگر قطع نخاع، نابینا و مجروح و نقص عضو شدند.
جزئیات اطلس جغرافیایی اعتراضات سال گذشته نشان میدهد استانهای اردبیل، قم، یزد، همدان، زنجان، هرمزگان، بندرعباس، ایلام، لرستان، گلستان و چهارمحال بختیاری کمترین میزان اعتراضات را داشتند.
در نشستهای «ششمین همایش ملی پژوهشهای اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران» همچنین نتایج برخی تحقیقات درباره ابعاد دیگر خیزش ۱۴۰۱ و موضوعات مرتبط ارائه شد.
از جمله محمد رهبری، دانشآموخته جامعهشناسی سیاسی، گفت در فاصله ۲۹ شهریور تا ششم مهر سال گذشته کلیدواژه «برای» که ترانه معروف شروین حاجیپور هم بر اساس توییتهای حاوی این هشتگ ساخته شد، هشتگ اصلی توییتر فارسی بود.
بنا بر این گزارش، چهار هزار توییتی که از این هشتگها استفاده کرده بودند، در مجموع بیش از ۲۰ میلیون لایک گرفتهاند.
او ادامه داد: «بررسی گراف کاربران توییتر از ۲۲ تا ۲۶ شهریور که با کلیدواژه مهسا امینی، حجاب، حجاب اجباری و... توییت کردهاند، نشان میدهد گروههای سیاسی که چندان دغدغه زنان نداشتند، در این موارد توییتهایی منتشر کردهاند و ما آنها را سمت معترضان میبینیم.»
هشتگ «مهسا امینی» تا دهم مهرماه گذشته با عبور از ۲۰۰ میلیون توییت، به رکوردی بیسابقه در تاریخ توییتر رسید. این هشتگ از سوی بسیاری از چهرههای مطرح در سطح جهان نیز مورد حمایت قرار گرفت.
محمدعلی محمدی، پژوهشگر علوم اجتماعی، در این پنل به مطالعه خود بهنام «بررسی روند تحولات زیست جنسی در ایران در دوره ۲۰ ساله ۷۶ تا ۹۷» اشاره کرد و گفت: «بازتاب ورود یک نوجوان بالغ به حوزه سیاست از مجرای زیست جنسی، اتفاق عجیبی است که ما در ایران بیشتر با آن روبهرو هستیم.»
فهیمه نظری، پژوهشگر اجتماعی هم گفت دذ ایران آمار اشتغال مردان به میانگین جهانی نزدیک و حتی از آمریکا و آلمان هم بیشتر است. اما میانگین اشتغال زنان ۶.۱۱ درصد است و «در اینصورت چطور میشود انتظار داشت این جامعه توسعه پیدا کند».
در سخنرانیهای این نشست به اعتراضات در دانشگاههای ایران اشاره نشده است. پس از این اعتراضات گزارشهایی از بازداشت صدها دانشجو منتشر شد.
روزنامه بریتانیایی گاردین گزارش داد با وجود درخواست دولت استرالیا از دانشگاههای این کشور برای به تعلیق درآوردن ارتباط با طرفهای ایرانی، برخی محققان استرالیایی در زمینه فنآوریهای حساس با دانشگاههای ایران همکاری کردهاند.
بر اساس این گزارش، در آوریل ۲۰۲۳ پنی وانگ، وزیر خارجه استرالیا، در نامهای به بیش از ۳۰ معاون و رییس دانشگاه در این کشور به خیزش انقلابی ایرانیان در پی کشته شدن مهسا ژینا امینی اشاره و از نقض حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد.
وانگ در این نامه از دانشگاههای استرالیا خواست که همگام با دولت این کشور، همکاریهای موجود با نهادهای ایرانی از جمله دانشگاهها را به حالت تعلیق درآورند و از هرگونه توافق پیشنهادی جدید اجتناب کنند.
بررسیهای گاردین نشان میدهد از آن زمان تاکنون بیش از ۲۰ مقاله علمی که حاصل همکاری پژوهشگران در دانشگاههای استرالیا و ایران بوده، منتشر شده است.
برخی از این مقالات در ارتباط با مطالعات سرطان و انرژیهای تجدیدپذیر نوشته شدهاند که حوزههایی «کمخطر» به شمار میروند.
تعدادی دیگر از این مقالات با حوزههایی نظیر هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی مرتبط هستند که دولت استرالیا آنها را جزو فنآوریهای حساس و حیاتی برای منافع ملی این کشور تعریف کرده است.
به گزارش گاردین، بیم آن میرود که پژوهشهای دانشگاهی از سوی رژیمهای سرکوبگر، مانند جمهوری اسلامی برای تقویت فنآوریهای نظامی و نظارتی به کار گرفته شود.
این روزنامه افزود پژوهشهای انجامشده در دانشگاههای ایران به طور مستقیم برای پیشبرد برنامههای هستهای و پهپادی جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار گرفتهاند.
رعنا دادپور، پژوهشگر دانشگاه جیمز کوک در کویینزلند استرالیا که سابقه چهار سال تدریس در یکی از دانشگاههای ایران را نیز دارد، در مصاحبه با گاردین به ارتباط تنگاتنگ حاکمیت و نهادهای علمی در ایران اشاره کرد.
دادپور گفت جمهوری اسلامی کنترل مستقیمی بر جهتدهی به تحقیقات و انتخاب اولویتهای پژوهشی اعمال میکند.
او افزود برخی حوزههای پژوهشی از سوی سپاه پاسداران هدایت میشوند و میتوانند برای اهداف نظارتی یا نظامی مورد استفاده قرار گیرند.
در بهمن ماه، سازمان اتحاد علیه ایران هستهای از انجام تحقیقی خبر داد که در آن پژوهشگران دانشگاههای بریتانیا، استرالیا و آمریکا در ارتباط با فنآوری پهپادها با دانشگاه شریف همکاری کردند.
این تحقیق که در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، استفاده از پهپادها را در شبکههای بیسیم بررسی میکند.
دانشگاههای ساوتهمپتون بریتانیا، نیو ساوت ولز استرالیا، هیوستن آمریکا و شریف ایران در این تحقیق مشارکت داشتند.
یک کارشناس امنیتی به گاردین گفت این تحقیق به طور مستقیم کاربردهای نظامی دارد و یک کارشناس امنیتی دیگر نیز ماهیت آن را بسیار خطرناک خواند.
بر اساس گزارشی که «انستیتو واشینگتن برای سیاست خاور نزدیک»در اردیبهشت ۱۴۰۱ منتشر کرد، بخشی از سرعت پیشرفت برنامه پهپادی جمهوری اسلامی به دلیل حمایت دانشگاه شریف بوده است.
پیش از این کانادا در روز ۲۷ دی فهرستی از دانشگاههای ایران، چین و روسیه منتشر کرد که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با نهادهای نظامی و امنیتی این کشورها مرتبط هستند.
بنا بر اعلام دولت کانادا، این تصمیم برای محافظت از فنآوریهای جدید و پیشرفته اتخاذ شده و به پژوهشگرانی که با این دانشگاهها همکاری کنند، بودجه دولتی اختصاص نخواهد یافت.
نام دانشگاه شریف، انستیتو پاستور ایران، دانشگاه بهشتی، موسسه تحقیقات هوافضا، دانشگاه علوم پزشکی بقیهالله، موسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی، دانشگاه امام حسین، موسسه فیزیک کاربردی، سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران، مرکز تحقیقات انفجار، مرکز مطالعات فیزیک و دانشگاه نیروی هوایی ستاری در این فهرست قرار دارد.
محمدتقی جهانپور، رییس کل سازمان نظام پرستاری ایران، گفت از ابتدای سال تا پایان آذر، ۲۱۶ پرستار به دلیل سختی کار و پایین بودن میزان دریافتیشان، ترک خدمت کردهاند. رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران هم گفت کشورهای حاشیه خلیج فارس و اروپایی «مثل آب خوردن» پرستاران ایرانی را میبرند.
جهانپور روز شنبه پنجم اسفند به خبرگزاری مهر گفت بیشترین ترک خدمت پرستارها در ۹ ماه سال جاری مربوط به تهران بوده که بیشترین تعداد بیمارستانهای کشور در آن متمرکز است.
او با اشاره به ضریب ماندگاری بسیار پایین پرستاران در پایتخت گفت ترک کار و مهاجرت پرستاران بیمارستانهای دولتی تهران منجر به ایجاد وضعیتی بغرنج شده است.
به گفته جهانپور، وقتی پرستاری از یک بخش خارج میشود ۲۰۰ ساعت اضافهکاری به بقیه همکاران او تحمیل میشود، اما پرستاران آن بخش دیگر حاضر نیستند اضافه کاری کنند.
اوایل تیر ۱۴۰۲ خبرگزاری ایلنا در گزارشی به اضافه کار اجباری پرستاران پرداخت و بر این مساله تاکید کرد که به دلیل کمبود نیرو، پرستاری که شیفت کاری خود را کامل کرده اغلب مجبور است یک شیفت اضافی دیگر نیز سر کار بماند، اما مبلغ هر ساعت اضافهکاری برای او ۱۶ تا ۲۰ هزار تومان است.
این گزارش با استناد به قانون بهرهوری نوشت یک پرستار در ماه فقط حدود ۱۵۰ ساعت «موظفی» دارد و اضافه کار نباید «اجباری» باشد و اگر پرستاری اضافه کار نخواهد، با پر کردن ساعات موظفیاش باید حقوق کامل بگیرد.
با اینحال به گفته پرستاران، در بسیاری از مراکز درمانی این اضافه کاری «اجباری» است.
بر اساس این گزارش، حقوق ماهانه یک پرستار بین ۱۰ تا ۱۲ میلیون تومان است، اما برای اضافهکار اجباری که یک شیفت مجزا محسوب میشود تنها مبلغی بین یک تا دو میلیون تومان به پرستاران میپردازند.
خبرگزاری مهر در گزارش روز پنجم اسفند خود با اشاره به همین موضوع، به نقل از حسین قناعتی، رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران، نوشت کشورهای حاشیه خلیج فارس و اروپایی «مثل آب خوردن» پرستاران ایرانی را میبرند.
اواخر آبان امسال محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار از جان باختن بیماران در بیمارستانهای ایران به دلیل کمبود جدی پرستار خبر داد و اعلام کرد سالانه بیش از سه هزار پرستار از ایران مهاجرت میکنند، اما وزارت بهداشت حتی اندازه همین آمار به کادر درمان اضافه نمیکند.
او پیش از آن در آماری رسمی اعلام کرده بود که بیش از ۹۰ درصد پرستاران از کارشان ناراضی هستند و آن کمتر از ۱۰ درصد هم شامل پرستارانی است که کار بالینی انجام نمیدهند.
بحران کمبود پرستار در ایران به ویژه از زمان شیوع ویروس کرونا وخیمتر شد و پرستاران بارها در اعتراض به وضعیت شغلی خود در شهرهای مختلف تجمع اعتراضی برگزار کردند.
تشکلهای صنفی در سالهای گذشته بارها به کمبود دستکم ۱۰۰ هزار پرستار در بیمارستانهای ایران اشاره کردهاند.