حمله هوایی به ساختمان کنسولی جمهوری اسلامی در سوریه که منابع ایراناینترنشنال اعلام کردند از سوی اسرائیل انجام شد، احتمال حمله متقابل ایران به مواضع اسرائیل را برجسته کرده است. چنین حملهای میتواند خاورمیانه را در آستانه یک جنگ فراگیر قرار دهد.
منابع ایراناینترنشنال ظهر روز سهشنبه فاش کردند حمله اسرائیل به فرماندهان سپاه پاسداران در سوریه در پاسخ به حملات روزافزون و مکرر جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن علیه اسرائیل از جمله پرتاب پهپاد به پایگاه دریایی ایلات انجام گرفته است.
بنا به گفته این منابع، اسرائیل مسئول حمله روز دوشنبه ۱۳ فروردین به ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق و کشته شدن محمدرضا زاهدی و دیگر مقامهای سپاه پاسداران در دمشق بوده است.
تایمز لندن در گزارشی به این حمله و تبعاتش پرداخت و نوشت اقدام اسرائیل این فرض را مطرح میکند که این کشور در درگیری فزاینده خود با تهران ممکن است دست به هر اقدامی بزند.
در ماههای اخیر اسرائیل تعدادی از فرماندهان ارشد سپاه را در دمشق ترور کرده اما این اولین بار است که یک ساختمان دیپلماتیک جمهوری اسلامی را هدف قرار میدهد.
تایمز نوشت اکنون جمهوری اسلامی مجبور به پاسخگویی است.
به نظر میرسد این همان لحظهای است که از زمان آغاز جنگ غزه در ماه اکتبر همه از وقوع آن میترسیدند: لحظه بروز مجموعهای از درگیریها میان اسرائیل و شبکهای از شبهنظامیان متحد جمهوری اسلامی که جنگی منطقهای را در پی خواهد داشت.
با این حال اگر جمهوری اسلامی وارد رویارویی مستقیم با اسرائیل شود، چیزهای زیادی برای از دست دادن خواهد داشت.
از این رو میتوان استدلال کرد که تهران در ادامه مسیر، محتاطانهترین گزینه را پیش خواهد گرفت.
دلیل اقدام روز دوشنبه اسرائیل، ساعاتی پس از آن مشخص شد که یک گروه شبهنظامی عراقی مورد حمایت جمهوری اسلامی مسئولیت حمله پهپادی به پایگاه نظامی اسرائیل در شهر بندری ایلات را بر عهده گرفت.
در هفتههای اخیر، اسرائیل حملات هوایی خود را علیه حزبالله لبنان نیز تشدید کرده که نشاندهنده افزایش تحملناپذیری این کشور در برابر حملات فرامرزی این گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی است. حملاتی که منجر به تخلیه بخشهایی از شمال اسرائیل شده است.
بعید به نظر میرسد اسرائیل بدون برنامهریزی و یکباره این حمله پهپادی را انجام داده باشد.
در این حمله، ساختمانهای اطراف محل کنسولگری جمهوری اسلامی، از جمله ساختمان متروکه سفارت کانادا آسیبی ندیدند. همین مساله، نشاندهنده برنامهریزی، آمادگی و در اختیار داشتن اطلاعات از سوی اسرائیل است.
بر اثر این حمله، ۱۳ نفر از جمله محمدرضا زاهدی، از فرماندهان ارشد نیروی قدس سپاه پاسداران، همراه با معاونش محمدهادی حاجی رحیمی و یکی از اعضای حزبالله لبنان کشته شدند.
زاهدی فردی بود که بر عملیات نظامی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی در سوریه و لبنان نظارت داشت.
تایمز این حمله هوایی را مایه شرمساری تهران خواند و نوشت که بدون شک، جمهوری اسلامی قواعد و مفروضات خود را در مورد زورآزمایی مقابل اسرائیل بازنگری خواهد کرد.
بر اساس این گزارش، تهران اکنون باید قدرت بازدارندگی خود را به نمایش بگذارد؛ همانطور که پس از کشته شدن قاسم سلیمانی از سوی آمریکا در سال ۲۰۲۰، یک پایگاه آمریکایی را در عراق بمباران کرد.
در سال جاری میلادی جمهوری اسلامی برای گرفتن انتقام ترور یکی دیگر از فرماندههان ارشد خود در سوریه، منطقهای را که مدعی شد «یک پایگاه اطلاعاتی اسرائیل» در اقلیم کردستان عراق بوده است، بمباران کرد.
در هر دو مورد، پاسخ جمهوری اسلامی برای حفظ چهره و در عین حال اجتناب از رویارویی همهجانبه، تنظیم شده بود.
تهران قبل از حمله به پایگاه هوایی آمریکا در عراق (عینالاسد) در سال ۲۰۲۰، به ایالات متحده در مورد حمله قریبالوقوع به آن هشدار داده بود تا احیانا از تبعات تلفات احتمالی پیشگیری کند.
اکنون نیز ممکن است تهران تصمیم بگیرد یکی از مقرهای دیپلماتیک اسرائیل را خارج از خاک این کشور هدف قرار دهد اما به احتمال زیاد اسرائیل چنین اقدامی را با حمله مستقیم به خاک ایران پاسخ خواهد داد.
از سوی دیگر ممکن است جمهوری اسلامی به این نتیجه برسد که اسرائیل این حمله را انجام داده تا نیروهای نیابتی ایران بهویژه حزبالله را مهار کند.
در این صورت، بهترین انتقام برای تهران احتمالا ادامه دادن همین مسیر فعلی و استفاده از نیروهای نیابتی خواهد بود.
این نخستین بار نیست که مسجدسازی موجب جنجال در ایران شده اما شاید اولین باری باشد که اعتراض به ساخت یک مسجد به اعتراض عمومی علیه شهردار شده است.
وقتی غلامرضا تاجگردون با هشتگهایش از کثیفی دستمال علیرضا زاکانی خبر میداد، حتی نمیتوانست فکر کند زاکانی چند سال بعد بر صندلی شهردار پایتخت تکیه بزند و با «نهال» خواندن درختان بوستان و قطع کردن آنها، بر پاک کردن آلودگیهای شهر اصرار کند و آن را خدمت بیمنتی بداند که تنها کار بسیجیان است.
هرچند آنان که زاکانی را از نزدیکتر میشناختند میدانستند برای این نماینده اسبق قمی که راهی جز نوکری انقلاب ندارد، «بصیرت افزایی» یکی از آن اهداف مهمی است که ترجیح میدهد حتی در متن تفاهمنامههای همکاری ۵۰۰ میلیون تومانی با سازمان تبلیغات اسلامی، بر آن تاکید کند.
حتی با بالا گرفتن اعتراضها به ساخت مسجد در پارک قیطریه، علیرضا زاکانی، شهردار تهران خم به ابرو نیاورد و با حاضر شدن در برابر دوربینهای خبرنگاران، انتقادهای منتقدان را با جمله «حتما حرف نادرستی زدهاند» پاسخ گفت و بار دیگر بر ساخت مساجد خوب در پارکها تاکید کرد چون اگرچه نمرههای زاکانی در رشته پزشکی آن قدر بد بود که سه ترم پشت سر هم مشروط شد، اما دروس انقلاب روحالله خمینی در سال ۵۷ را به خوبی آموخته بود. او مسجد را به عنوان اولین سنگر مبارزاتی خود انتخاب کرد و با صدای اذان در پارک ها، مکانی برای تجمع همرزمان خود ایجاد کرد.
در روزهای نخست سال ۱۴۰۳ که رسانهها به انتشار سخنان ناصر امانی، عضو شورای شهر تهران درباره بوستان قیطریه و بازدیدش از این بوستان مشغول بودند، برخی از کاربران شبکههای مجازی به ۱۰ مکان مذهبی موجود در این منطقه پرداختند و از بهانه کردن ساخت مسجد و راهاندازی مغازه و مجتمعهای تجاری به نام مسجد خبر دادند.
امانی علت بازدید خود را تماسهای مردمی درباره گودبرداری در این بوستان و اظهار نگرانی مردم از ساختوساز غیرقانونی در آن به دلیل تعطیلات نوروزی میدانست، اما مجید غفوری روزبهانی، دبیر شورای ساماندهی، توسعه و گسترش مساجد شهر تهران علت ساخت مسجد در این بوستان را درخواستهای مکتوب متعددی که از سوی «اهالی متدین محله قیطریه» برای شهرداری ارسال شده میدانست و تاکید میکرد که «یکی از خیرین محله قیطریه خواستار تخصیص زمین برای احداث مسجد در این محله شد که زمینی در ضلع شمال شرقی پارک قیطریه برای این امر اختصاص داده شد.»
اما امانی که به نظر میرسد از بهانه کار خیر انجام دادن زاکانی قانع نشده، انتخاب فضای بوستان برای ساخت مسجد را خلاف قانون و مصوبات شورای شهر و ساختوساز در بوستانها را جز برای خدمات ضروری مثل سرویس بهداشتی و نمازخانه ممنوع دانسته است.
این عضو شورای شهر نیز همچون برخی از مخاطبان شبکههای مجازی، با اظهار تعجب از وجود دو مسجد بزرگ مناسب برای ادای فریضه نماز که در فاصله ۳۰۰ تا ۵۰۰ متری این مکان قرار دارد، به صراحت از حصارکشی ۱۵۰۰ متر از ضلع شمالی پارک خبر داده و تاکید کرده نه درختی قطع شده و نه جابهجا شده است.
امانی با درخواست جمعآوری هر چه سریعتر حصارها بر وجود ۱۵ درخت ارزشمند قدیمی با قطر چند ده سانتیمتری در محوطه حصارکشیشده تاکید کرده و گفته: «امکان جابهجایی آنها حتی در فصل مناسب هم نیست. علاوه بر آن از دهها اصله درخت و گونههای گیاهی نیز باید محافظت شود.»
مسجدهای پرشمار و خالی از نمازگزار
نقش مسجد در انقلابهای مردمی در ایران غیرقابل انکار است. مسجد به عنوان مکان مقدس در فرهنگ مسلمانان شناخته میشود و اصطلاح «بستنشینی» در مساجد و اماکن مذهبی نیز در ادبیات مذهبی اصطلاح معروفی است.
روحالله خمینی نیز سالها پیش از انقلاب ۵۷، مسجد را به عنوان اولین سنگر مبارزاتی خود انتخاب کرد و با سخنرانیهای خود در منبر مساجد، مبارزات خود با خاندان پهلوی را علنی کرد.
«منبر» را هم میتوان اولین رسانه جوامع اسلامی معرفی کرد که در راس ساختار مسجد حضور دارد. خطابههای روی منبر چه در صدر اسلام و چه در ادوار مختلف تاریخ و پس از انقلاب اسلامی در ایران همواره به عنوان سند مهمی ثبت و نگهداری شده است؛ تا آنجا که حتی در نماز جمعه و عید فطر، خطابه جزئی از نماز به حساب میآید و از قدرتهای مسجد در پیشرفت و توسعه قیامهای مردمی و حتی تبیین ایدئولوژیهای مکتبی بوده است.
در تیرماه ۱۴۰۲ مرکز رصد فرهنگی کشور وابسته به پژوهشگاه هنر، فرهنگ و ارتباطات گزارشی را منتشر کرده که بر اساس آن پس از انقلاب ۵۷ ، تعداد مساجد افزایش سه برابری نسبت به قبل آن داشته است.
در حال حاضر، با تجمیع آمارهای سازمان اوقاف، ستاد اقامه نماز و سازمان تبلیغات اسلامی و ستاد هماهنگی کانون های مساجد کشور، ۷۹ هزار مسجد در کشور وجود دارد که از این تعدا ۶۲ هزار و ۴۰۲ باب مسجد متعلق به شیعیان است و ۱۷ هزار و ۲۶۶ مسجد به اهل سنت تعلق دارد.
۳۳ هزار و ۵۵۲ مسجد شیعیان فاقد امام جماعت است و در مجموع اقامه نماز جماعت تنها در۳۰ درصد مساجد، همه روزه در سه نوبت برگزار میشود و در ۱۵درصد این مساجد نماز جماعت خوانده نمیشود.
بیشترین تعداد مساجد به تفکیک استانها متعلق به آذربایجان شرقی با هفت هزار و ۱۸۶ مسجد است و ایلام نیز با ۴۵۴ مسجد به عنوان آخرین استان شناسایی شده است.
در سال ۱۳۹۳ شورای انقلاب فرهنگی گزارشی منتشر کرد که بر اساس آن کلانشهر تهران دارای یک هزار و۹۴۱ مسجد است و نیاز به ساخت هزار و ۱۶ مسجد دارد. در بین محلات تهران بیشترین سرانه متعلق به محله «مقدم» در منطقه ۱۷ تهران و کمترین سرانه متعلق به محله «تهرانپارس» است.
باز پای یک مسجد در میان است
این نخستین بار نیست که احداث مسجد موجب جنجال و اعتراض عمومی در ایران شده است.
پروژههای مربوط به ساخت مساجد در جمهوری اسلامی همواره مشکلات و چالشهای بسیاری را برای مسولان ایجاد کرده است. پیش از این توجه نکردن به معماری ایرانی و اسلامی در طراحی پروژه مسجد ولیعصر در کنار مجموعه تئاتر شهر موضوعی بود که مجتبی شاکری عضو شورای شهر آن را مطرح کرد و حذف مادر و کودک از مناسک عبادی، صدای اعتراض بسیاری از زنان مذهبی را به خاطر فضای نامناسب مساجد برای زنان در آورد.
سیزدهم مهر ۱۴۰۱ عزتالله ضرغامی وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی به ساخت مسجد در کنار تئاتر شهر انتقاد و به صراحت اعلام کرد «مسجد ولیعصر» نباید ساخته میشد. او به صورت غیرمستقیم به مشکلات و چالشهای مسوولان در این حوزه هم اشاره کرده بود.
هرچند او گفته بود مسجد ساخته شده را نمیتوان خراب کرد اما در قرآن، داستان مسجدی به عنوان «مسجد ضرار» یا «مسجد اختلاف» وجود دارد که در مدینه نزدیک به مسجد قبا ساخته شده بود و محمد، پیامبر اسلام در ابتدا با آن موافقت کرده بود اما بعدها به علت اختلاف میان مسلمانان به اصحاب خود دستور داد این مسجد را ویران کنند و آتش بزنند.
ردپای کاپیتان قالیباف در پشت پرده قیطریه
محمد باقر قالیباف، شهردار اسبق تهران وقتی در اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ ساخت مسجد در برج میلاد را کلید زد و از قصد شهرداری برای ساخت ۴۰۰ مسجد خبر داد، به صراحت به نهاد بودن مساجد در جمهوری اسلامی اشاره کرد.
در همان زمان، محمد حقانی، عضو شورای شهر تهران با انتقاد از این اقدام شهرداری، به وجود نهادی تحت عنوان مرکز رسیدگی به امور مساجد اشاره کرد و تذکر داد: «شهرداری و شورای شهر موظف هستند به توسعه مساجد کمک کنند ولی از صدر اسلام تا به حال مساجد را مردم و خیرین میساختند. این را نباید از مردم گرفت و نباید مساجد را دولتی کرد.»
حقانی تلویحا اشاره کرده بود ساخت مسجد از وظایف شهرداریها نیست، چرا که نهادهایی مانند اوقاف و مرکز رسیدگی به امور مساجد در این حوزه مسوول هستند و این عمل شهرداری تهران مانند بسیاری از فعالیتهای فرهنگیاش رنگ و بوی موازیکاری با سایر سازمانها به خود میگیرد.
کمبود امام جماعت برای مساجد کلان شهرهایی چون تهران نیز، از مسایلی بود که بسیاری بر این باور بودند شهرداری تهران به آن توجه نکرده است.
به نظر میرسد این روزها که در شورای شهر تهران، حتی هم حزبیهای علیرضا زاکانی از جمله ناصر امانی نسبت به عملکرد مدیریتی او در شهرداری تهران واکنش نشان میدهند، اصرار بی مورد زاکانی، شهردار بسیجی پایتخت برای احداث مسجد در بوستان قیطریه، او را در موقعیت عسگر گاریچی قرار داده.
عسگرگاریچی، کنتراتچی ترابری میان تهران و قم در زمان مشروطه بود که روزی در حال مستی به یک مسافر زن بیحرمتی کرد و پیرمردی را که در صدد حمایت از زن بود کتک زد و ریشش را برید. با رسیدن خبر این رویداد به قم، روحانیون دستهجمعی تقاضای برکناری او را کردند.
تعدادی از شهروندان روز ۱۳ فروردین در اعتراض به ساخت مسجد در پارک قیطریه در این مکان تجمع اعتراضی بر پا کردند و زنجیره انسانی تشکیل دادند. اکنون یک خواسته ساده مردم یک محله در تهران، برای حفاظت از محیط زیست، تبدیل به یک مطالبه عمومی برای برکناری شهردار تهران مبدل شده است.
با وجود اعتراض گسترده مردم، کارشناسان و فعالان حوزههای مختلف در روزهای اخیر نسبت به ساخت مسجد در پارک قیطریه، اعضای شورای شهر تهران بر تصمیم خود در این رابطه پافشاری میکنند.
مهدی چمران، رییس شورای شهر تهران روز سهشنبه ۱۴ فروردین بر ساخت مسجد در پارک قیطریه تاکید کرد و گفت: «تهران مسجد کم دارد و باید ۴۰۰ مسجد در پایتخت ساخته شود.»
او به برخی انتقادها درباره حضور کمتعداد مردم در مساجد موجود و ضروری نبودن ساخت مسجد جدید در تهران واکنش نشان داد: «کسانی که میگفتند مساجد در شب قدر خالی هستند، میزان حضور مردم را در شبهای قدر ندیدهاند.»
به گفته چمران، مسجد در حکومت جمهوری اسلامی از اهمیت بسیاری برخوردار است زیرا به گفته او، انقلاب سال ۵۷ با مسجد آغاز شد.
تعدادی از شهروندان روز ۱۳ فروردین در اعتراض به ساخت مسجد در پارک قیطریه در این مکان تجمع اعتراضی بر پا کردند و زنجیره انسانی تشکیل دادند.
روز ۱۲ فروردین، محسن سعادتی، معاون اداره میراث فرهنگی استان تهران، قیطریه را یک «محوطه باستانی مهم» خواند و گفت پیش از این ۳۵۰ گور در این منطقه کشف شده است و «هنوز آثار زیادی آنجا هست که باید کاوش شود».
او افزود اداره میراث فرهنگی به شهرداری تهران اعلام کرده پیش از انجام هر گونه ساخت و ساز در پارک قیطریه، کارشناسان میراث فرهنگی باید در آن محل مستقر شوند.
سخنگوی شورای شهر تهران: منتقدان به دنبال ایجاد دوقطبی در جامعه هستند
علیرضا نادعلی، سخنگوی شورای شهر تهران در ارتباط با انتقادات صورت گرفته از پروژه ساخت مسجد در پارک قیطریه گفت «مردم و خیرین منطقه» از سالها پیش و از دوره مدیریت غلامحسین کرباسچی در شهرداری تهران، درخواست ساخت این مسجد را ارائه کرده بودند.
کرباسچی از سال ۱۳۶۸ تا سال ۱۳۷۷ شهردار تهران بود.
به گفته نادعلی، تمامی هزینههای ساخت این مسجد «از سوی خیرین» تقبل خواهد شد و شهرداری تهران تنها زمین محل ساخت آن را تامین کرده است.
او افزود: «مساله قابل اهمیت این است که برخی تلاش میکنند در جامعه و حاکمیت دوقطبی ایجاد کنند و این دشمنان میخواهند دوقطبی را بین عدهای قشر خاکستری که مخالف مسجد هستند و تعدادی تحت عنوان دوستداران محیط زیست ایجاد کنند که سیاه و سفید را برعکس نشان دهند.»
کرباسچی: کمبود سرانه فضای سبز داریم یا کمبود سرانه مذهبی؟
کرباسچی، شهردار پیشین تهران، روز ۱۴ فروردین گفت که یک نمازخانه داخل پارک قیطریه و چندین مسجد در محدوده این پارک وجود دارند و نیازی به ساخت مسجد جدید نیست.
او گفت: «اینکه در یک بوستان به عنوان مکان عمومی، مسجد با کاربردهای خاص خودش از جمله پایگاه، فعالیتهای تجاری و غیره ساخته شود، متناسب با وضعیت پارک نیست. به هر حال برنامههایی که در مساجد در نظر گرفته میشود، با شرایط پارکها سازگار نیست.»
کرباسچی در ادامه سخنان خود از مسوولان شهر تهران پرسید: «در حال حاضر ما کمبود سرانه فضای سبز داریم یا کمبود سرانه مذهبی؟»
عضو شورای شهر تهران: نزدیکترین مسجد به پارک قیطریه ۴۵۰متر فاصله دارد؛ باید مسجد بسازیم
محمد آقامیری، رییس کمیته عمران شورای شهر تهران در پاسخ به انتقادات مطرح شده در خصوص پروژه ساخت مسجد در پارک قیطریه گفت ساخت مساجد در بوستانهای تهران بر اساس مصوبه سال ۱۳۸۳ این شورا انجام میگیرد و تا کنون ۴۳ مسجد در تعدادی از بوستانهای پایتخت، نظیر پارکهای نهجالبلاغه، پلیس و لویزان احداث شدهاند.
او افزود بر اساس تصاویر هوایی، نزدیکترین مسجد به پارک قیطریه در فاصله ۴۵۰ متری آن واقع است و در نتیجه، ساخت مسجد در داخل پارک ضروری است.
به گفته آقامیری، ساخت «خانه خدا» کار خیر است و «هر کسی با یک کلمه نیز مانع این اقدام خیر شود، مکافات آن را در دنیا و آخرت خواهد دید».
عضو پیشین شورای شهر تهران: ساخت مسجد بر خلاف خواست مردم بیتدبیری است
علی اعطا، سخنگوی پیشین شورای شهر تهران، اصرار مسوولان برای ساخت مسجد در پارک قیطریه را «یک بیتدبیری تمامعیار» خواند و تاکید کرد ساخت یک مکان مذهبی نباید منجر به شکاف و سرمایهسوزی اجتماعی شود.
او در گفتوگو با پایگاه خبری جماران گفت: «اشکال کار شهرداری اینجا است که به گونهای عمل کرده که احداث این بنای محترم و مقدس، این میزان مخالف پیدا کرده است. به عبارتی، این یک ضد دستاورد نجومی است که شهرداری برای احداث یک مسجد، این همه مخالف جدی برای خود دست و پا کند.»
او هشدار داد مدیریت شهری نباید در مقابل مردم و خواست آنها قرار گیرد و به همین دلیل توقف پروژه احداث این مسجد به نفع علیرضا زاکانی، شهردار تهران و مجموعه تحت مدیریتش خواهد بود.
بازار ارز و طلا نسبت به هدف قرار گرفتن ساختمان کنسولگری جمهوری اسلامی در دمشق از سوی اسرائیل و کشته شدن مقامات ارشد سپاه پاسداران واکنش نشان داد. روز سهشنبه ۱۴ فروردین، قیمت دلار از ۶۳ هزار تومان گذشت و بهای سکه طلا به ۴۲ میلیون تومان نزدیک شد.
ظهر روز سهشنبه و کمتر از ۲۴ ساعت پس از انتشار خبر حمله هوایی به ساختمان کنسولی جمهوری اسلامی در سوریه که منابع ایراناینترنشنال اعلام کردند از سوی اسرائیل انجام شد، قیمت سکه طلا رشدی حدود پنجونیم درصدی داشت.
سکه طرح جدید از مبلغ حدود ۳۹ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان در روز دوشنبه به ۴۱ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان در ظهر روز سهشنبه رسید.
هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز با حدود چهار درصد افزایش بها نسبت به روز دوشنبه، در ظهر روز سهشنبه به مبلغ حدود سه میلیون و ۴۳۹ هزار تومان ارزشگذاری شد.
همزمان، دلار هم رکورد تاریخی دیگری بر جای گذاشت و قیمتش ۲/۴۳ درصد افزایش یافت.
آخرین نرخ دلار در روز دوشنبه و پیش از حمله اسرائیل به کنسولگری جمهوری اسلامی در سوریه، ۶۱ هزار و ۷۰۰ تومان بود که در ظهر روز سهشنبه به ۶۳ هزار و ۲۰۰ تومان رسید.
قیمت دلار حدود یک ماه پیش و در نخستین روزهای اسفند سال گذشته حدود ۵۷ هزار تومان بود.
بهای پوند نیز از ۷۸ هزار و ۶۶۰ تومان در روز دوشنبه با ۱/۹۶ درصد افزایش، به حدود ۸۰ هزار و ۲۰۰ تومان در ظهر روز سهشنبه رسید.
در نیمه اسفند، خبرگزاری ایسنا در گزارشی از «هرجومرج» در بازار دلار در خیابان فردوسی خبر داد.
نرخ ارز در ایران به شدت بر سایر بازارها از جمله مسکن و اجارهبها تاثیر میگذارد و رکوردشکنی آن در کنار افزایش قیمت سکه، حاکی از بالا رفتن تورم در ماههای آینده خواهد بود.
ارزش پول ملی ایران نسبت به ۹ سال پیش، زمانی که ایران توافق هستهای را با قدرتهای جهانی امضا کرد، حدود ۲۰ برابر کاهش یافته است.
روز دوشنبه ۱۳ فروردین حملهای به ساختمان کنسولی جمهوری اسلامی در دمشق انجام گرفت که در پی آن دستکم ۱۳ نفر از جمله هفت تن از اعضای سپاه پاسداران شامل محمدرضا زاهدی، فرمانده ارشد نیروی قدس سپاه و معاون او، محمدهادی حاجی رحیمی کشته شدند.
منابع ایراناینترنشنال روز سهشنبه فاش کردند این حمله از سوی نیروهای اسرائیلی انجام گرفته است و دلیلش، پاسخ به حملات روزافزون و مکرر جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن علیه اسرائیل از جمله پرتاب پهپاد به پایگاه دریایی ایلات بوده است.
وبسایت آکسیوس به نقل از یک سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا گزارش داد سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل از مدتها پیش زاهدی را زیر نظر داشتهاند.
او مسئولیت تسلیح و هماهنگی با حزبالله و دیگر شبهنظامیان طرفدار ایران در لبنان و سوریه را بر عهده داشت.
به نظر میرسد این حمله، جدیترین ضربه به جمهوری اسلامی از زمان کشته شدن قاسم سلیمانی به دست آمریکا در ژانویه سال ۲۰۲۰ باشد.
مجید نوری، پسر حمید نوری، مقام سابق قضایی جمهوری اسلامی که در سوئد به حبس ابد محکوم شده، از سوی پلیس این کشور بازداشت و پس از چند روز آزاد شد.
عطیه نوری، دختر حمید نوری، روز جمعه ۱۰ فروردین در رسانه اجتماعی ایکس نوشت: «پس از ساعتها بیاطلاعی از برادرم که برای ملاقات با پدرم رفته بود، متوجه شدیم ظاهرا مجید توسط پلیس سوئد بازداشت شده. فعلا از جزییات ماجرا بیخبریم.»
سفارت جمهوری اسلامی در استکهلم روز یکشنبه ١٢ فروردین با انتشار عکسی از مجید نوری و کاردار سفارت جمهوری اسلامی، خبر از آزادی او داد و در بیانیهای کوتاه اعلام کرد مجید نوری با پیگیریهای وزارت امور خارجه و سفارت جمهوری اسلامی آزاد شده است.
مجید نوری روز ۱۳ فروردین با انتشار یک رشته پیام در شبکه ایکس دستگیری خود را چنین روایت کرد: «چهارشنبه هشت فروردین به سمت سوئد بلیط گرفتم و پنجشنبه ظهر راهی بازداشتگاه شدم تا پدرم را ملاقات کنم. جلوی در به من اجازه ورود ندادند و گفتند اسم تو در لیست ملاقاتهای امروز نیست. ناراحت شدم و برای اطلاعرسانی به خانواده شروع به ضبط ویدیویی کردم که بعد حدود چند ثانیه چندین پلیس دورهام کردند و بعد از دو ساعت تفتیش در خیابان و انتظار، بازداشت شدم.»
او افزود دادگاهش روز یکشنبه ۱۲ فروردین برگزار شده و قاضی حکم به آزادی او داده است.
به گفته مجید نوری، گوشی تلفن همراه او در جریان این فرآیند ضبط شده است.
بر اساس قوانین سوئد، پلیس این کشور نمیتواند مظنونی را بیش از ۴۸ ساعت در بازداشت نگه دارد. در این بازه زمانی، پلیس با استفاده از مدارک و مستندات موجود، پرونده را برای ارسال به دادگاه تکمیل میکند و محاکمه مظنون ممکن است روزها بعد انجام شود.
با توجه به صحبتهای مجید نوری مبنی بر ضبط تلفن همراهش، هنوز دادگاهی برای رسیدگی به اتهام یا اتهامات او برگزار نشده است.
مشخص نیست که آیا گوشی او برای تحقیقات بیشتر نزد پلیس سوئد باقی مانده است یا دلیل دیگری در میان است.
پدر او، حمید نوری، دادیار سابق زندان گوهردشت، به اتهام دست داشتن در اعدام زندانیان سیاسی دهه ۶۰، در سوئد به حبس ابد محکوم شده است.
حمید نوری با نام مستعار «حمید عباسی» ۱۸ آبان ۱۳۹۸ در فرودگاه آرلاندا در استکهلم بازداشت شد و ۲۳ تیر ۱۴۰۱ با رای دادگاه بدوی منطقهای استکهلم، برای دو اتهام «جنایت جنگی» و «قتل» حکم حبس ابد گرفت که در سوئد برابر با ۲۵ سال زندان است.
دادگاه استیناف استکهلم روز ۲۸ آذر ۱۴۰۲ رای دادگاه بدوی و حکم حبس ابد صادر شده برای نوری را تایید کرد.
دیوان عالی سوئد روز ۱۶ اسفند سال گذشته فرجامخواهی حمید نوری را رد کرد.
فاطمه موسوی ویایه، جامعهشناس و پژوهشگر مسایل اجتماعی در ایران در گفتوگو با وبسایت خبرآنلاین از رشد ۱۴۰ درصدی آمار مهاجرت جوانان متخصص در یک سال اخیر خبر داد و اعلام کرد بیش از نیمی از این افراد زن بودهاند.
موسوی افزود بسیاری به دلیل ناامیدی از «تغییر و اصلاح دولت» به «استراتژی خروج» متوسل میشوند: «آنها که مهاجرت میکنند، از تغییر شرایط جامعه ناامید شدهاند و به همین دلیل کشور را ترک میکنند.»
پیش از این و در شهریور ماه سال گذشته، سعید معیدفر، رییس انجمن جامعهشناسی هشدار داد ایران در آستانه یک «موج بسیار شدید مهاجرت» قرار دارد.
او گفت یک «ناامیدی وحشتناک»، جامعه و به ویژه جوانان و نخبگان را فراگرفته است.
بر اساس نتایج جدیدترین نظرسنجی موسسه استاسیس، حدود ۷۶ درصد از مردم ایران معتقدند که جوانان در ایران برای خودشان آینده موفقیتآمیزی نمیبینند و این رقم در میان کسانی که در گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ قرار دارند ۸۲ درصد است.
بر اساس نظرسنجی موسسه استاسیس مستقر در واشینگتن، ۶۸ درصد ایرانیها و ۷۷ درصد از پاسخدهندگان در گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ سال، با این عبارت موافقاند که جوانان ایرانی ترجیح میدهند به جای کشورشان، مهاجرت کنند و در خارج از ایران زندگی کنند.
روزنامه دنیای اقتصاد روز ۲۲ اسفند ۱۴۰۲ با استناد به نتایج یک پژوهش نوشت نرخ بازگشت ایرانیان به کشور مبدا، پس از گذشت پنج سال از مهاجرت، ۱۶ درصد و به صورت قابل توجهی پایین است.
این روزنامه از رشد اقتصادی و امید به بهبود شرایط در آینده به عنوان عوامل موثر در بازگشت مهاجران نام برد و افزود که تحریمها و تیره شدن چشمانداز اقتصادی در ایران، افزایش نرخ مهاجرت و کاهش میل به بازگشت مهاجران به کشور را در پی داشته است.
موسوی در ادامه مصاحبه خود با خبرآنلاین به افزایش آمار خودکشی و اعتیاد پرداخت و این پدیدهها را نمونههایی از تمایل جامعه به «استراتژی خروج» معرفی کرد.
او تاکید کرد: «استراتژی خروج تنها به مهاجرت اشاره ندارد؛ خودکشی نیز نوعی خروج است. البته فردی که خودکشی میکند، دلیل کار خود را اعتراض سیاسی نمیداند. او به شدت ناامید است و دیگر تحمل ادامه زندگی را ندارد.»
به گفته موسوی، اعتیاد نیز نوعی «گریز از واقعیت به قیمت تخریب تن» و «نتیجه مناسبات غیرعادلانه اقتصادی-سیاسی» است.
در روزهای گذشته مرگ خودخواسته پرستو بخشی، پزشک طرحی متخصص قلب واکنشهای بسیاری را در پی داشت.
هادی یزدانی، فعال رسانهای حوزه پزشکی روز ۱۲ فروردین با انتقاد از برخی واکنشها به خودکشی بخشی تاکید کرد تقلیل این حادثه به سطح مسایل شخصی و عاطفی نادرست است.
یزدانی اتفاقات منجر به مرگ خودخواسته این پزشک را نمونهای از «ظلم و تحقیر سیستماتیک» اعضای کادر درمان در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی خواند.
وبسایت خبری تجارت نیوز در دی ماه سال گذشته نوشت تنها در یک هفته سه مورد خودکشی در میان دستیاران پزشکی (رزیدنتها) و پزشکان طرحی گزارش شده است.
در آن مقطع زمانی، بابک شکارچی، معاون آموزشی و پژوهشی سازمان نظام پزشکی ایران، بزرگترین مشکل رزیدنتها و پزشکان طرحی را «نداشتن امید به آینده» دانست.
(به توصیه کارشناسان اگر با کسی یا کسانی روبهرو میشوید که از جملهها و عبارتهایی نشاندهنده افسردگی یا تمایل به پایان زندگی استفاده میکنند، از آنان بخواهید با پزشک معتمد، نهادهایی که در این زمینه فعالیت میکنند یا فردی مورد اعتماد، درباره نگرانیهایشان صحبت کنند. اگر به خودکشی فکر میکنید، در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید.)
موسوی در بخش دیگری از سخنان خود به محقق نشدن مطالبات زنان ایرانی و افزایش منازعات بر سر حجاب اجباری در سال ۱۴۰۲ اشاره کرد.
این جامعهشناس گفت: «حاکمیت سیاسی فراتر از رویههای قانونی به جریمه زنان بدون روسری یا توقیف خودروها و پلمب کسبوکارها ادامه میدهد؛ نبردی فرساینده که امکانات محدود حاکمیت در نیروی انتظامی را مصرف میکند و به نارضایتی اجتماعی دامن میزند و باعث شده حتی بخشی از قشر مذهبی و چادری نیز به مخالفان حجاب اجباری بپیوندند.»
موسوی جامعه ایران را به فنری در حال جمع شدن تشبیه و پیشبینی کرد انسداد سیاسی، مشکلات اقتصادی، موج مهاجرت، اعتیاد، خودکشی، سرقت و بحرانهای محیط زیستی در سال ۱۴۰۳ تشدید شوند.