منبع روس: توافقنامه ایران و روسیه منتظر مشغلههای انتخاباتی خامنهای است
روزنامه هممیهن کاندیداتوری مسعود پزشکیان در انتخابات سال ۱۴۰۳ را «عامل تعلیق» روند کار بر روی انعقاد توافق جامع ایران و روسیه خواند. منابع روسیه «مشغلههای انتخاباتی علی خامنهای» را عامل این تعلیق میدانند.
ضمیر کابلوف، رییس اداره دوم آسیایی وزارت امور خارجه روسیه، مشخصا در این باره گفته است رهبر جمهوری اسلامی اکنون مشغول آمادهسازی انتخابات ریاست جمهوری است و روسیه پیشنهادهای متقابل خود را برای تنظیم توافقنامه برای ایران فرستاده و منتظر است.
در یادداشتی که روز سهشنبه ۲۹ خرداد در روزنامه هممیهن منتشر و حذف شد، آمده است که روسیه همزمان با کاندیداتوری پزشکیان در انتخابات ۱۴۰۳، در اقدامی مغایر با عرف دیپلماتیک، توافق جامع ایران و روسیه را تعلیق کرده است.
آیا توافق ایران و روسیه متوقف شده است؟
سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه و کابلوف، روز سهشنبه ۲۲ خرداد در اظهاراتی جداگانه از توقف کار بر روی توافقنامه مشترک ایران و روسیه خبر دادند و دلیل آن را «برخی مشکلات اداری از طرف ایران» عنوان کردند.
همان روز کاظم جلالی، سفیر جمهوری اسلامی در روسیه این خبر را تکذیب کرد.
او گفت در ترجمه اظهارات کابلوف به فارسی اشتباه شده است.
علی باقری کنی، سرپرست وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی هم در ۲۳ خرداد این خبر را تکذیب کرد و گفت توافق در حال «بررسی کارشناسی بین دو طرف» است.
آیا تعلیق کار بر روی توافق، ربطی به سیاستهای پزشکیان دارد؟
خبر تعلیق کار روی انعقاد توافقنامه در ۲۲ خرداد و دو روز بعد از انتشار اسامی تایید صلاحیتشدگان انتخابات ریاست جمهوری منتشر شده است که نشانهای از اینکه حضور یک کاندیدای خاص باعث تغییر نظر مسکو شده باشد، وجود ندارد.
از طرفی در صحبتهای کابلوف مشغلههای انتخاباتی خامنهای دلیل این تعلیق عنوان شده است.
این گفتهها نشان میدهند روسیه بیش از اینکه چشم به تعیین رییسجمهوری آینده ایران داشته باشد، نگاهش به مواضع رهبر جمهوری اسلامی است.
از توافق جامع ایران و روسیه چه میدانیم؟
در دی ماه ۱۴۰۰ و در جریان سفر ابراهیم رئیسی به روسیه، برای اولین بار خبری مبنی بر تنظیم «موافقتنامه جامع همکاریهای ۲۰ ساله ایران و روسیه» منتشر شد.
این توافقنامه شامل قرارداد برنامههای مشترک نظامی بین دو کشور است.
طبق قانون، موافقتنامهها باید از سوی مجلس شورای اسلامی تایید و تصویب شوند.
در همین ارتباط روز یکشنبه ۲۳ اردیبهشت، موضوع همکاری در حوزه امنیت اطلاعات میان دولت جمهوری اسلامی ایران و روسیه در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس مطرح شد و نمایندگان به منظور تامین نظر شورای نگهبان، با اصلاحات صورت گرفته در این لایحه موافقت کردند.
گروهی از کنشگران کوییر ایرانی به مناسبت ماه افتخار جامعه الجیبیتیپلاس، میزگردی را با عنوان «ماه افتخار و لزوم همبستگی با جامعه کوییر» در دانشگاه تورنتو برگزار کردند.
این نشست روز دوشنبه ۲۸ خرداد با همکاری سازمان کوییرهای ایرانی سیمرغ و «دانشجویان دانشگاه تورنتو برای ایران آزاد» برگزار شد.
حاضران در این نشست علاوه بر گفتوگو درباره آخرین تحولات و فعالیتهای جنبش کوییر ایران، به ویژه در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی»، درباره چالشها و مطالبات جامعه رنگینکمانی تبادل نظر کردند.
تاریخچه مبارزات جنبش کوییر در جهان و ایران، بررسی حقوق جامعه الجیبیتیپلاس از منظر عدالت اجتماعی، آسیبهای فردی و اجتماعی ناشی از فضای سرکوب و تبعیض، مطالبات تاریخی شهروندان کوییر از جامعه ایران و مشکلات پناهجویان الجیبیتیپلاس از جمله مواردی بودند که سخنرانان درباره آنها به بحث پرداختند.
در جلسه پرسش و پاسخی که در این نشست برگزار شد، حاضران پرسشها و دیدگاههای خود را در ارتباط با وضعیت شهروندان کوییر در ایران، لزوم آموزش مسائل جنسیتی، چالشهای ناشی از تعصبات اجتماعی و راهکارهای موثر برای حل مسائل جامعه رنگینکمانی مطرح کردند.
پس از قیام استونوال در ژوئن ۱۹۶۹ که در پی درگیری شهروندان کوییر ساکن منهتن با پلیس نیویورک آغاز شد، اعتراضات جنبش کوییر آمریکا علیه تبعیضها وسرکوبهای اجتماعی، نقطه عطفی تاریخی را تجربه کرد.
پس از این قیام، گفتمان حمایت از حقوق جامعه الجیبیتیپلاس در روندی بیبازگشت به گفتمان جریانهای مدنی جهان وارد شد و دستاوردهای به دست آمده از این مبارزات طی سالها و دهههای پس از آن، پذیرفته شدن حقوق جامعه الجیبیتیپلاس را در بیش از ۱۳۰ کشور جهان به ارمغان آورد.
در اولین سالگرد قیام استونوال، اولین رژههای افتخار افراد کوییر در ژوئن ۱۹۷۰ در چند شهر بزرگ آمریکا برگزار شد و از آن زمان، کشورهای مختلف جهان یک ماه از تابستان را به عنوان ماه افتخار جامعه الجیبیتیپلاس گرامی میدارند.
در گذر زمان، رژههای افتخار افراد کوییر به یکی بزرگترین جشنوارههای خیابانی جهان تبدیل شده و هر ساله میلیونها نفر در این مراسم شرکت میکنند.
تا پیش از انقلاب ۵۷، هنرمندان و سایر چهرههای فعال کوییر ایرانی اولین سنگبناهای جنبش الجیبیتیپلاس را در ایران شکل داده بودند.
حضور چند هنرمند همجنسگرا در حلقه هنرمندان سرشناس نوگرا در «کلوب رشت ۲۹» (پلاک ۲۹ خیابان رشت تهران) و برگزاری مراسم ازدواج غیر رسمی بیژن صفاری، طراح پارک دانشجو، و دوستپسرش «سهراب محوی»، یکی از هنرمندان سرشناس کشور، در بهمن ۱۳۵۶ در هتل کمودور تهران که با حضور بسیاری از هنرمندان و چهرههای سرشناس کشور برگزار شد، از جمله موارد مشاهدهپذیری افراد کوییر در همان سالهاست.
در سالهای پس از انقلاب ۵۷ به دلیل اجرای احکام قصاص و اعدام علیه افراد کوییر از یک سو، و ممنوعیت آگاهیرسانی درباره شرایط افراد الجیبیتیپلاس از سوی دیگر، افراد کوییر جز مخفی کردن هویت خود یا خارج شدن از ایران و پناهندگی در کشورهای دیگر گزینهای پیش روی خود نداشتهاند.
جمهوری اسلامی تنها به افراد ترنسی که عمل جراحی تطبیق جنسیت را انجام میدهند، مدارک هویتی ارائه میکند و برای سایر افراد کوییر، از جمله همجنسگرایان، دو جنسگرایان، ترنسهای نانباینری و سایر افراد ترنس و کوییر که نیازی به عمل جراحی تطبیق جنسیت ندارند، نه تنها هیچگونه حقی قانونی قائل نیست، بلکه وجود این افراد را تا حد حکم اعدام جرمانگاری کرده است.
در حالی که لایف (زندگی زیرزمینی) کوییر در داخل ایران با وجود خطرهای گسترده به حیات زیرزمینی خود ادامه میدهد، افزایش جمعیت کوییرهای ایرانی پناهجو و مهاجر به شکلگیری شبکههای گستردهتری از کنشگران الجیبیتیپلاس در خارج از ایران منجر شده است.
این فعالان طی سالهای گذشته توانستهاند با تشکیل پیوندهای عمیقتر با سایر کنشگران مدنی ایرانی، جمعیت گستردهای از متحدان غیرکوییر و حامیان را در داخل ایران و نقاط مختلف جهان شکل دهند.
با آغاز خیزش مهسا ژینا امینی که یکی از اهداف بنیادین آن مبارزه با آپارتاید جنسیتی است، گستردهترین شکل مبارزات جامعه کوییر ایران شکل گرفت و جامعه مدنی ایران به صورتی بیسابقه در کنار جنبش کوییر ایستاد.
مجموعه این تلاشها باعث شد تشکلها و چهرههای شاخص سیاسی ایران در حمایت از حقوق جامعه الجیبیتیپلاس در چشمانداز سیاسی پس از جمهوری اسلامی به صورت علنی اعلام موضع کنند.
در حالی که تا پیش از خیزش ژینا، برگزاری رژه افتخار کوییرهای ایرانی در شهرهای مختلف جهان مرسوم نبود و تنها چند مورد از حضور گروههای ایرانی در رژههای افتخار به ثبت رسیده بود، کوییرهای ایرانی در رژه افتخار سال ۲۰۲۳ همزمان با خیزش ژینا، این رژه را در شهرهای مختلف جهان، از جمله در تورنتو، ونکوور، مونترال، اوتاوا، لسآنجلس، پاریس، آمستردام، برلین، هامبورگ، استکهلم و بسیاری نقاط دیگر با شعار «زن، زندگی، آزادی» برگزار کردند.
شهرداری تهران دستور تخلیه ساختمان انجمن جامعهشناسان را صادر کرد. این در حالی است که این ساختمان با مصوبه شورای شهر در اختیار انجمن قرار گرفته است. یکسال قبل و در تیر ۱۴۰۲ نیز نیروهای تحت امر علیرضا زاکانی، شهردار تهران، به ساختمان خانه اندیشمندان علوم انسانی یورش برده بودند.
انجمن جامعهشناسان ایران در ۱۰ سال اخیر با حضور اساتید جامعهشناسی، دورههای علمی مرتبط با موضوعات اجتماعی را در محل ساختمان خود در یوسفآباد برگزار میکند.
سعید معیدفر، رییس انجمن جامعهشناسی ایران، به دستاوردهای این دورهها اشاره کرد و به خبرآنلاین گفت: «بخش عمدهای از این کلاسها در ارتباط با آموزشهای شهروندی و اجتماعیمحور بود که برای توسعه شهر بزرگی مثل تهران ضرورت دارند.»
به گفته معیدفر، در دوره اخیر، شهرداری در عمل «رویکردی در ضدیت با فرهنگ، علم، نهادهای علمی و فعالیتهای آموزشی» گرفته است.
دستور تخلیه انجمن جامعهشناسان در حالی از سوی شهرداری تهران صادر شده که این ساختمان سال ۱۳۹۳ با مصوبه چهارمین شورای اسلامی شهر تهران به این انجمن واگذار شده است.
سمیه توحیدلو، عضو هیات مدیره این انجمن در مطلبی با اشاره به این موضوع نوشته است که شهرداری بدون اطلاع شورای فعلی اقدام به «پس گرفتن قضایی» این مجموعه کرده است.
معیدفر با تاکید بر عدم وجود مصوبه شورای شهر برای بازپسگیری ساختمان یوسفآباد از انجمن گفت: «چون دستور واگذاری ساختمان از سوی شهرداری به انجمن جامعهشناسی با استناد به مصوبه شورای شهر انجام شده بود، به درخواست بخش املاک شهرداری برای تخلیه وقعی نگذاشتیم. شهرداری نمیتواند مرکز را مجبور به تخلیه مکان کنونی بکند.»
او به عدم پاسخگویی مسئولان شهرداری اشاره کرد و گفت که انجمن جامعهشناسی علیرغم انجام مکاتبات از حدود یکسال و اندی پیش با معاونت اجتماعی-فرهنگی شهرداری، پاسخی دریافت نکرده است: «ضمن اینکه تماس با شهرداری منطقه شش و توافقات به عمل آمده با آنان نیز در عمل بلاثمر مانده است و در نهایت سر و کار انجمن را به املاک شهرداری محول کردند.»
تخلیه ساختمان انجمن جامعهشناسان در سالگرد یورش به خانه اندیشمندان
حدود یکسال قبل و در تیر ماه ۱۴۰۲، نیروهای تحت امر علیرضا زاکانی، شهردار تهران با یورش به ساختمان خانه اندیشمندان علوم انسانی واقع در خیابان ویلا، این ساختمان را به طور غیر قانونی تصرف کردند.
این مرکز از سال ۱۳۹۰ در تقاطع خیابان ویلا و ورشو تهران راهاندازی و گردهماییهای سالانه اندیشمندان حوزههای مختلف علوم انسانی را برگزار میکرد.
۱۳ تیر ۱۴۰۲، مهدی صادقی کجانی، مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران به خانه اندیشمندان علوم انسانی رفت و خواهان «تخلیه و پلمب» این مجموعه شد.
دادستانی تهران در آن ماجرا از معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری خواست دست از تصرف و تخلیه ساختمان بردارد اما امین توکلیزاده، معاون اجتماعی شهرداری تهران، دلیل تصرف ساختمان و اخراج کارکنان آن را «بهرهبرداری طیف خاص فکری از این مجموعه» خواند که به گفته او «سردمدار ایجاد تنش و التهاب فکری در کشور» بودهاند.
خانه اندیشمندان علوم انسانی در آن زمان در بیانیهای گفت با وجود دستور قضایی و حضور نیروهای انتظامی در ساختمان، عوامل شهرداری از اجرای حکم توقف تخلیه استنکاف کردهاند.
رییس جمعیت هلال احمر اعلام کرد ۱۱ ایرانی که برای شرکت در مراسم سالانه حج به عربستان سعودی سفر کرده بودند، جان خود را از دست دادند.
پیرحسین کولیوند روز سهشنبه ۲۹ خرداد در این زمینه افزود که ۲۶ ایرانی دیگر اکنون در بیمارستانهای عربستان سعودی بستری هستند.
علت جان باختن یا بستری شدن این تعداد از ایرانیان در عربستان سعودی اعلام نشده است.
او وضعیت کلی سلامت ایرانیان اعزام شده به حج را «خوب و مناسب» ارزیابی کرد.
رییس جمعیت هلالاحمر که خودش در عربستان سعودی به سر میبرد، گفت: «در مراکز پزشکی و کلینیکهای تخصصی جمعیت، کادر درمان به بیش از ۱۱ هزار نفر از حجاج ایرانی ارائه خدمت کردند.»
این اولین بار نیست که تعدادی از زائران ایرانی در عربستان سعودی جان میبازند.
سال گذشته، ستاد عملیات حج ۱۴۰۲ اعلام کرد که چند زائر ایرانی در مدینه و مکه به دلایلی از جمله بیماریهای قلبی و ریوی جان باختند.
در سال۱۳۹۴ نیز در جریان مراسم «رمی جمرات» در شهر مکه صدها تن بر اثر ازدحام ناگهانی و گرمای شدید جان خود را از دست دادند.
مقامهای عربستان سعودی دلیل آن را برخورد دو گروه بزرگ از زایران که آماده به جا آوردن مراسم رمی جمرات بودند، عنوان کردند.
این حادثه روابط ایران و عربستان سعودی را تیره کرد و پس از آن، حمله به مراکز دیپلماتیک عربستان سعودی در ایران موجب قطع رابطه دو کشور شد.
اسفند ۱۴۰۱ رسانههای ایران و عربستان سعودی از توافق دو کشور برای ازسرگیری روابط دوجانبه خبر دادند و نوشتند که این توافق در جریان سفر علی شمخانی دبیرشورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی به پکن به دست آمده است.
اما جان باختن زائران ایرانی فقط در عربستان سعودی اتفاق نمیافتد و هر سال تعداد زیادی از ایرانیان در سفرهای زیارتی به شهرهای عراق جان خود را از دست میدهند.
دو سال پیش، صادق حسینی رییس سازمان حج و زیارت درباره سفر ایرانیان به عراق گفت از «مهمترین دلایل مراجعه به نیروهای درمانی و بهداشتی گرمازدگی بوده» و «حدود ۱۱ هزار نفر دچار گرمازدگی شدند.»
او افزود که دستکم ۴۸ نفر از زائران اربعین به دلیل حادثه یا بیماری جان باختند.
سازمان عفو بینالملل با اشاره به تلاش فعالان حقوق زنان در افغانستان و ایران، اعلام کرد که آپارتاید جنسیتی باید طبق قوانین بینالمللی به عنوان یک جنایت شناخته شود تا تلاشها برای مبارزه با رژیمهایی که به طور سیستماتیک تبعیضهایی را بر اساس جنسیت اعمال میکنند، تقویت شود.
اردیبهشت امسال، مسیح علینژاد در گفتوگو با فاکس نیوز با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی علیه زنان ایران «جنگ» به راه انداخته، از چهرههایی همچون میشل اوباما، آپرا وینفری و الهان عمر و زنان آمریکا خواست تا برای پایان دادن به «رژیم آپارتاید جنسیتی» با زنان ایرانی متحد شوند.
انیس کالامار، دبیرکل عفو بینالملل در بیانیهای که روز دوشنبه منتشر شد، اعلام کرد: «جامعه بینالمللی نتوانسته است به اندازه کافی سلطه و ستم نهادینه شده و سیستماتیک بر زنان، دختران و دگرباشان جنسی را به رسمیت بشناسد و به آن رسیدگی کند.»
او افزود: «ما خواهان به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی تحت قوانین بینالمللی هستیم تا این شکاف بزرگ در نظام حقوقی جهانی ما پر شود. هیچ کس نباید هرگز اجازه داشته باشد که افراد را به دلیل جنسیتشان مورد تجاوز و جداسازی قرار دهد یا آنان را ساکت یا طرد کند.»
عفو بینالملل گفته است که در حال حاضر در سازمان ملل بحث درباره پیشنویس کنوانسیون جنایت علیه بشریت جریان دارد و از کشورها خواسته که از این فرصت استفاده کرده و آپارتاید جنستی را در این کنوانسیون بگنجانند.
این سازمان حقوق بشری در بیانیه خود تاکید کرده که با این درخواست خود «به فراخوانهای پیشگامان شجاع از جمله زنان افغانستان و ایران» میپیوندد که «در تلاشها برای به رسمیت شناختن آپارتاید جنسیتی در حقوق بینالملل پیشتاز بودهاند.»
در فروردین ماه، فدراسیون بینالمللی حقوق بشر، نهادی متشکل از مدافعان حقوق بشر از سراسر جهان، نیز با تصویب قطعنامهای به کارزار به رسمیت شناختن «آپارتاید جنسیتی» پیوست.
این فدراسیون در بیانیهای نوشت که تعریف «آپارتاید» باید شامل ظلم و ستم در موقعیتهایی نیز باشد که علیه یک گروه جنسیتی خاص اعمال میشود. در این بیانیه از وضعیت دختران و زنان افغانستان به عنوان مثالی از آپارتاید جنسیتی نام برده شد.
همچنین در بیانیه عفو بینالملل آمده که مفهوم آپارتاید بر اساس جنسیت اولین بار توسط زنان مدافع حقوق بشر افغان و همفکران آنان در پاسخ به سرکوب زنان و دختران و حملات سیستماتیک به حقوق آنها در دوران حکومت طالبان در دهه نود میلادی بیان شد.
از حدود سه سال پیش که گروه طالبان کنترل افغانستان را دوباره به دست گرفت، این تبعیض به طور گستردهتری اعمال شد.
زنان و دختران افغان به علت جنسیت خود از بسیاری از حقوق و آزادیهای اساسی خود از جمله حق تحصیل و کار محروم شده و به چاردیواری خانه رانده شدهاند.
در این نامه سرگشاده که همزمان با روز جهانی زن منتشر شد، آمده بود: «ما از دولتها میخواهیم که جنایات تبعیض جنسیتی را که اکنون در جمهوری اسلامی و ایران و افغانستان تحت حکومت طالبان وجود دارد، برای مقابله و در نهایت پایان دادن به نظامهای آپارتاید جنسیتی این دو کشور، به رسمیت بشناسند.»
شیرین عبادی، فوزیه کوفی، شادی صدر، وحیده امیری، آتنا دائمی، آذر نفیسی، نیره کوهستانی، رویا برومند، آزاده پورزند، مسیح علینژاد و نیلوفر ایوبی از جمله دهها فعال زنی بودند که این نامه را امضا کردند.
امضاکنندگان این نامه اضافه کردند: «جمهوری اسلامی و طالبان اغلب به عنوان رژیمهای آپارتاید جنسیتی به دلیل رفتارشان با زنان و به عنوان شهروندان درجه دوم در قوانین و سیاست شناخته میشوند، اما استانداردهای آپارتاید در حقوق بینالملل که عمدتا در قرن بیستم توسعه یافتند، برای پرداختن به آپارتاید نژادی طراحی شدهاند.»
این نامه چند ماه پس از آغاز اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در ایران منتشر شد؛ خیزشی سراسری علیه جمهوری اسلامی، که به دلیل اعمال تبعیض از جمله اعمال حجاب اجباری بر زنان شکل گرفت.
امضاکنندگان نامه با اشاره به خیزش سراسری علیه جمهوری اسلامی افزودند: «به منظور تحقق کامل اهداف انقلاب تحت رهبری زنان در ایران و حمایت از سرپیچی شجاعانه زنان افغان که حقوقشان به طور وحشیانه سلب شده، جامعه جهانی باید به درستی آسیبهای یک نظام قانونی را که در آن با زنان به عنوان شهروندان درجه دوم رفتار میشود، نه تنها از طریق محکوم کردن، بلکه از طریق اقدام موثر و هماهنگ به رسمیت بشناسد.»
سابرینا سینگ، معاون سخنگوی پنتاگون،اعلام کرد که در جریان حمله حوثیها به دو کشتی باری که منجر به تخلیه خدمه این دو کشتی شد، کشتیهای متعلق به جمهوری اسلامی و نیروهای دریایی چین و روسیه با وجود نزدیکی به آسیبدیدگان، به تماسهای اضطراری آنها پاسخ ندادند.
هفته گذشته، حوثیهای مستقر در یمن به دو کشتی باری تیوتر Tutor با پرچم لیبریا و مالکیت یونان و وربنا Verbena با پرچم پالائوا و مالکیت اوکراین و لهستان حمله کردند.
حمله روز ۱۲ ژوئن به کشتی تیوتر منجر به سرازیر شدن شدید آب به داخل کشتی و آسیب به موتورخانه شد.
سینگ روز دوشنبه ۲۸ خرداد، در نشستی خبری گفت که یک دریانورد غیرنظامی پس از این حمله مفقود شده است.
او افزود: «در ۱۴ ژوئن، رزمناو یو اس اس فیلیپین سی با به تماسهای اضطراری کشتی تیوتر پاسخ داد. هواپیماهای رزمناو و نیروهای ائتلاف به تخلیه همه پرسنل از کشتی کمک کردند.»
معاون سخنگوی پنتاگون گفت که این عملیات در دریای سرخ و در محدوده عملیاتی حوثیها انجام شد که آن را به یک عملیات خطرناک و پیچیده تبدیل میکرد.
سینگ گفت: «کشتیهای نیروی دریایی ایران، روسیه و چین از جمله کشتیهایی بودند که در فاصله مناسب برای نشان دادن واکنش قرار داشتند اما هیچ کمکی به کشتی تیوتر نکردند.
او افزود که کشتی تیوتر در دریای سرخ در حال غرق شدن است و منتظر آن است که نیروی نجاتی فرا برسد.
معاون سخنگوی وزارت دفاع آمریکا همچنین با اشاره به حمله دیگر حوثیهای تحت حمایت جمهوری اسلامی گفت که حمله روز ۱۳ ژوئن به کشتی وربنا منجر به آتشسوزی در کشتی شد.
او گفت که در آن روز یک دریانورد غیرنظامی با هواپیما از این کشتی به یک کشتی نیروهای ائتلاف برده شد.
معاون سخنگوی پنتاگون گفت: «در ۱۵ ژوئن، خدمه کشتی وربنا تماسی اضطراری گرفتند و مجبور شدند کشتی را ترک کنند.
در آن زمان یک کشتی دیگر به نام آنا متا که در نزدیکی کشتی وربنا بود، خدمه این کشتی را نجات داد.
معاون سخنگوی وزارت دفاع آمریکا گفت: « در همان زمان، یک ناوچه ایرانی در هشت مایلی دریایی کشتی وربنا بود اما به تماس اضطراری خدمه این کشتی پاسخ نداد.»
او گفت آتشسوزی در کشتی وربنا مهار شده و این کشتی در حال کشیده شدن به سوی یک بندر است.
به گفته سینگ، حوثیها از ۱۹ نوامبر سال گذشته که حملات خود به کشتیهای تجاری در دریای سرخ و خلیج عدن را آغاز کردند، حدود ۱۹۰ حمله انجام دادهاند.
او گفت اما تنها تعداد انگشتشماری از حملات موفق بودهاند و این امر نشاندهنده کارآمدی نیروهای ائتلاف در مهار حملات حوثیها است.
سینگ گفت: «ادامه رفتار بیملاحظه حوثیهای مورد حمایت جمهوری اسلامی، ثبات منطقهای را تهدید میکند و جان دریانوردان در سراسر دریای سرخ و خلیج عدن را به خطر میاندازد.»
او گفت که حوثیها ادعا میکنند که به نمایندگی از فلسطینیها در غزه عمل میکنند، و با این حال، جان کسانی را تهدید که هیچ ارتباطی با این درگیری ندارند.