بیش از ۴۷۰ کنشگر سیاسی و اجتماعی: اعدامها را متوقف کنید
در ادامه اعتراضها به صدور احکام اعدام برای پخشان عزیزی و شریفه محمدی و در خطر صدور حکم اعدام قرار گرفتن نسیم غلامی سیمیاری و وریشه مرادی، دو زن زندانی سیاسی دیگر، بیش از ۴۷۰ کنشگر فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، با صدور بیانیهای خواستار توقف دستگاه اعدام جمهوری اسلامی شدند.
امضاکنندگان این بیانیه با اعلام اینکه همچنان شعار «نه به اعدام» و «اعدام بس» سر داده میشود، از همه عناصر تعیینکننده در جمهوری اسلامی خواستند به صدور احکام اعدام در ایران پایان دهند.
آنها در بیانیه خود در مورد صدور حکم اعدام برای محمدی و عزیزی و در خطر صدور حکم اعدام قرار گرفتن سیمیاری و مرادی از سوی دادگاههای انقلاب اسلامی ابراز تاسف کردند.
طی هفتههای گذشته جریان تازهای از طرح اتهامات سنگین علیه زندانیان سیاسی و صدور احکام اعدام در ایران با اتهامات سیاسی به راه افتاده است.
پخشان عزیزی، مددکار اجتماعی و زندانی سیاسی کُرد، روز سوم مرداد و شریفه محمدی، فعال کارگری روز ۱۴ تیر با اتهام «بغی» به اعدام محکوم شدند.
وریشه مرادی و نسیم غلامی سیمیاری، دو زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین نیز با اتهامات مشابه در خطر صدور احکام سنگین نظیر اعدام هستند.
کنشگران اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در بخش دیگری از بیانیه خود با یادآوری اینکه در سالهای گذشته معدودی و در سالهای اخیر جمعیت کثیری از اقشار مختلف جامعه، شعار «نه به اعدام» سر داده و صاحبنظران بیشماری، «نارواییِ اخلاقی و مضرات اجتماعیِ خونهای به ناحق ریختهشده را برشمردهاند»، تاکید کردند: «طی این سالها خانوادههای بیگناه، هزینههای روحی و عاطفی سنگینی را متحمل شدهاند و حاکمان همچنان به این همه وقعی نمینهند.»
آنها با بیان اینکه در شرایطی کنونی «اسرائیل با نفوذ در ایران بهسهولت اقدام به کشتار و تخریب میکند»، از مسئولان جمهوری اسلامی پرسیدهاند: «دلمشغولیِ مسئولان اطلاعاتی و امنیتی کشور به تعقیب و مجازات منتقدان و مخالفان داخلی چه توجیهی ممکن است داشته باشد؟»
عبدالعلی بازگان، علیرضا رجایی، صدیقه وسمقی، ابوالفضل قدیانی، مهدی نصیری، محمد توسلی، سعیده منتظری، اشرف بروجردی و صدرا عبداللهی، از جمله امضاکنندگان این بیانیه هستند.
آنها در بخش دیگری از این بیانیه تاکید کردند: «حکم اعدام در این چهار دهه چنان سهل و سریع صادر میشود و چنان جان ستاندن در محاکم قضایی رسم شده که گویی گردش دوران در اذهان و قلوب آنانی که بر اریکه قدرت و حکمرانی نشستهاند، ذرهای اثر نگذاشته است.»
در هفتههای گذشته، صدور و احتمال صدور احکام اعدام برای چهار زن زندانی سیاسی اعتراضات بسیاری به دنبال داشت.
در تازهترین نمونه، روز چهارشنبه ۱۰ مرداد تشکلهای صنفی و فعالان دانشجویی ۲۰ دانشگاه کشور در بیانیهای مشترک خواهان برگزاری فوری تجمعات اعتراضی خارج از کشور در حمایت از محمدی و عزیزی، زنان زندانی سیاسی محکوم به اعدام و سیمیاری و مرادی، زنان زندانی سیاسی در خطر صدور حکم اعدام شدند.
همزمان، ویدا ربانی، زندانی سیاسی، در نامهای از زندان اوین با اشاره به صدور احکام اعدام برای زنان زندانی، از خشونت و بدرفتاری با متهمان در بازداشتگاههای امنیتی انتقاد کرد.
در همین راستا کارزار سهشنبههای «نه به اعدام»، روز سهشنبه ۹ مرداد در بیستوهفتمین هفته به ۱۸ زندان کشور گسترش یافت و زندانیان سیاسی در اوین (بند زنان، چهار، شش و هشت)، قزلحصار (بند سه، چهار)، مرکزی کرج، خرمآباد، خوی، نقده، سقز، تبریز، مشهد، قائمشهر، اردبیل، کامیاران، مریوان، سلماس، ارومیه، بانه، نظام شیراز و لاکان رشت، اعتصاب غذا کردند.
جمهوری اسلامی از آغاز روی کار آمدن خود همواره فعالان مدنی و سیاسی منتقد حکومت را بازداشت، شکنجه و زندانی و بسیاری از آنان را اعدام کرده است.
از زمان آغاز خیزش سراسری ایرانیان علیه جمهوری اسلامی از شهریور ۱۴۰۱ تاکنون، سرکوب فعالان مدنی، سیاسی و معترضان از سوی حکومت شدت گرفته و همچنان ادامه دارد.
کمیته راهبردی ائتلاف بینالمللی «آزادی نرگس» با انتشار بیانیهای ضمن ابراز نگرانی شدید و هشدار درباره وخامت وضعیت سلامت نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح و فعال حقوق بشر زندانی در اوین، خواستار آزادی فوری و دسترسی کامل و مستقل او به خدمات درمانی شد.
ائتلاف آزادی نرگس، در بیانیه خود با اشاره به اینکه در تاریخ ۹ مرداد ماه از نتایج آزمایشها و گزارشات پزشکی جدید محمدی مطلع شده، نوشت این گزارشها نشاندهنده وخامت حال جسمی او به دلیل معضلات قلبی-عروقی، گوارشی و ستون مهرههاست.
این بیانیه با بیان اینکه محمدی در بهمن ۱۴۰۰ با گرفتگی ۷۵ درصدی یکی از شریانهای اصلی قلب، تحت آنژیوپلاستی فوری قرار گرفت و یک لوله توری یا استنت در آن شریان کار گذاشته شد، اعلام کرد: «نتایج آزمایشات پزشکی جدید نشان میدهند این استنت بنا به انسداد جدید نیاز به جایگزینی دارد و احتمالا دو رگ قلبی-عروقی دیگر نیز به مداخله مشابهی نیاز خواهند داشت.»
ائتلاف آزادی نرگس روز سهشنبه ۲۲ خرداد امسال آغاز به کار کرد و بنیاد نرگس، انجمن قلم (PEN) آمریکا، سازمان گزارشگران بدون مرز و سازمان فرانتلاین دیفندرز از جمله حامیان اصلی آن هستند.
به نوشته این ائتلاف، محمدی در هشت ماه گذشته از درد شدید در ناحیه کمر و زانو رنج کشیده و بنا بر تشخیص تیم پزشکی متخصص و آزمایشهای سیتیاسکن و امآرآی، این مساله ناشی از آسیبدیدگی دیسک ستون فقرات است.
این بیانیه با تاکید بر اینکه مراتب درمان این عارضه نیاز به فیزیوتراپی و سایر درمانهای منظم دارد، نوشت که در هشت ماه گذشته سه بار با مقامات زندان مکاتبه شده اما هر بار با انجام آن مخالفت شده است.
این فعال حقوق بشر زندانی در بهمن ماه ۱۴۰۲ هم تحت آندوسکوپی قرار گرفت و نتایج آن حاکی از وجود زخمهایی در معده و مری او بود.
او هماکنون برای درمان این عارضهها دارو مصرف میکند.
او در سالهای گذشته بارها با عناوین اتهامی مختلف به دلیل فعالیتهای حقوق بشریاش بازداشت، محاکمه و حدود شش سال زندانی شد.
این فعال حقوق بشر آخرین بار در آبان ۱۴۰۰ بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در پروندههای مختلف مجموعا به ۱۳ سال و سه ماه زندان محکوم شد.
۱۵۴ ضربه شلاق، چهار ماه رفتگری و نظافت خیابانها، دو سال ممنوعالخروجی، دو سال منع استفاده از تلفن هوشمند، دو فقره جزای نقدی، محرومیتهای اجتماعی و سیاسی و تبعید، دیگر مجازاتهای تعیین شده برای او هستند.
در سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان سیاسی و زیر پا گذاشتن حق دسترسی آنان به درمان مناسب از سوی مسئولان زندانها در ایران منتشر شده است.
در این سالها افرادی از جمله ساسان نیکنفس، بهنام محجوبی، بکتاش آبتین و جواد روحی، جان خود را در زندان از دست دادند.
جمهوری اسلامی هیچ مسئولیتی در قبال مرگ این افراد که به دلیل اعمال فشار، شکنجه و ارائه ندادن خدمات پزشکی بوده، نپذیرفته است.
مولوی عبدالحمید در خطبههای نماز جمعه زاهدان با اشاره به وعدههای مسعود پزشکیان گفت انتظار میرود تبعیضها رفع و عدالت برقرار شود. او آثار تبعیض را ماندگار و خطرناک خواند و گفت که اهل سنت باید برای انجام مناسک مذهبی خود از جمله برگزاری نماز جماعت، آزادی و احساس امنیت داشته باشند.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبههای نماز جمعه روز ۱۲ مرداد خود ابراز امیدواری کرد در کابینه پزشکیان، حضور زنان و اقوام در نظر گرفته شود.
عبدالحمید اسماعیلزهی در خطبههای نماز جمعه پنجم مرداد خود گفته بود: «پزشکیان از حقوق زنان، اقوام، مذاهب، شهروندان و مسلمان و غیرمسلمان صحبت کرد و مردم امیدوار شدند که تبعیض و نابرابری ۴۶ ساله پایان یابد.»
او با بیان اینکه «تبعیض کار تندروها و کسانی است که انصاف ندارند»، خواستار پایان دادن به تبعیضها در جمهوری اسلامی شده و گفته بود: «مناسب است در تشکیل کابینه و دولت جدید، زنان، اقوام و مذاهب مختلف حضور داشته باشند.»
رسانه حالوش که خبرهای استان سیستان و بلوچستان را پوشش میدهد، روز دوشنبه هشتم مرداد خبر داد در جریان تیراندازی نیروهای نظامی و امنیتی به سوی اهالی روستای قادرآباد در شهرستان خاش استان سیستان و بلوچستان، یک زن جان خود را از دست داد و تعدادی مجروح شدند.
حالوش با انتشار تصاویری از حمله نیروهای اطلاعاتی به این روستا نوشت: «نیروهای اطلاعات و نظامی مرصاد، حوالی ساعت دو بعدازظهر با دستکم ۲۰ خودرو به روستای قادرآباد خاش یورش برده و پس از تفتیش منازل شهروندان که با اعتراض اهالی روبهرو شد، اقدام به تیراندازی کردند.»
این سایت نوشت که در این یورش، یک زن مسن کشته و هشت تن از جمله یک نوجوان ۱۶ ساله و یک مرد حدودا ۳۵ ساله مجروح شدند.
مولوی عبدالحمید در بخش دیگری از خطبههای نماز جمعه امروز خود کشته شدن اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس را «دردآور» خواند و آن را «به شدت تمام» محکوم کرد.
او ضمن ابراز نگرانی از درگیر شدن منطقه در جنگ و گسترش شعلههای آن به دنیا افزود همه دولتها مسئولیت دارند مساله فلسطین را حل کنند.
هنیه بامداد چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۳ در محل اقامتش در تهران هدف حمله قرار گرفت و همراه یکی از محافظانش کشته شد.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران نوشت که او در اقامتگاهی در شمال تهران مستقر بود و با «پرتابهای از هوا» هدف قرار گرفت.
با این حال نیویورک تایمز، سیانان و آکسیوس به نقل از منابع مطلع گزارش دادند هنیه بر اثر انفجار بمب کشته شد.
کشتن هنیه درخواستهایی برای پاسخ و انتقام را در بالاترین سطوح رهبری جمهوری اسلامی برانگیخت.
مقامات حکومت ایران، اسرائیل را عامل حمله به هنیه میدانند.
با گذشت دو روز از کشته شدن اسماعیل هنیه در بامداد روز دهم مرداد ۱۴۰۳، هنوز شیوه مرگ او به طور قطعی و رسمی اعلام نشده است. شاهدان عینی و بیانیههای رسمی میگویند موشک بوده اما نیویورک تایمز از قول منابع آگاه گزارش کرد بمبگذاری انجام شده است. این دو شیوه چه پیام و پیامدهایی دارند؟
صبح روز چهارشنبه خبر مرگ اسماعیل هنیه، رییس دفتر سیاسی حماس و مهمان مراسم تحلیف ریاست جمهوری اسلامی منتشر شد.
متن بیانیه فوری سپاه پاسداران درباره کشته شدن هنیه این بود: «شهید هنیه که برای مراسم تحلیف رییسجمهور به ایران آماده بود و در یکی از اقامتگاههای ویژه جانبازان در شمال تهران مستقر بود، حوالی ساعت دو بامداد با اصابت "پرتابهای از هوا" به شهادت رسید.»
بحثها حول محور چگونگی این عملیات از همان زمان آغاز شد. سپاه حفاظت ولی امر، مسئول تامین امنیت مهمانان خارجی جمهوری اسلامی، بر اساس رویه معمول، باید تهدیدات شخصیتها را چه در کشور مبدا و چه در ایران شناسایی کند.
برخی سوالات در این ارتباط، اینها بوده و هستند:
- محل اقامت هنیه، با وجود تهدیدات جدی، چطور شناسایی شده است؟
- هنیه در منطقه سعدآباد پایتخت، در بالاترین سطح امنیتی اقامت داشته است. پرتابه چطور وارد این منطقه شده است؟
- این پرتابه از داخل کشور با چیزی شبیه به ریز پرنده شلیک شده یا از خارج کشور؟
- چرا صدای انفجار را کسی نشنیده؟
نفوذی یا خط موبایل؟
پس از این حمله، گفتههای هشتم تیر سال ۱۴۰۰ علی یونسی، وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی دوباره مورد توجه قرار گرفت.
او در گفتوگویی با سایت جماران به «اوضاع اسفناک امنیتی جمهوری اسلامی» پرداخت و گفت نفوذ اسرائیل در ایران به حدی رسیده است که حتی مسئولان جمهوری اسلامی باید نگران جان خود باشند.
یک روز پس از حمله به هنیه، روزنامه جمهوری اسلامی چاپ تهران، نوشت کشتن هنیه با «پرتاب موشک از پنجره اتاق در نقطه کاملا حفاظتشده، هیچ مفهومی غیر از این ندارد» که اسرائیل «در داخل خودمان عوامل نفوذی دارد».
این روزنامه در ادامه نوشت برای مصون ماندن از ترورها باید «یک پاکسازی ریشهای در مجموعههای اطلاعاتی و امنیتی خودمان» انجام دهیم.
در مقابل اتهام نفوذ، عباس خامهیار، کارشناس شبکه تلویزیونی افق، وابسته به سپاه پاسداران، درباره شهادت هنیه گفت: «تکنولوژی امروز هم کاملا متفاوت است و آخرین خبری که داشتم قبل از اینکه به استودیو بیایم، صحبت این بود که اینها با خط غیر ایرانی که همراه آقای هنیه و محافظش بود و منتسب به یکی از کشورها هم بود؛ از طریق آن خط و از طریق تکنولوژی، کاملا نقطهیابی میکنند.»
موشک از آسمان یا ساختمان مجاور؟
با توجه به اطلاعیه فوری سپاه پاسداران و همچنین اظهارات خلیل الحیه، عضو ارشد حماس به نقل از شاهدانی که همراه هنیه بودند، به نظر میرسد حمله با موشک انجام شده است.
الحیه گفت شاهدانی که با هنیه بودند، تایید کردهاند یک موشک به اتاقی که او در آن بود اصابت کرده است: «مکان حادثه به واسطه انفجار موشک تخریب شده و برخی از شیشهها، پنجرهها، درها و دیوارها آسیب دیدند.»
کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل هم گزارش داد حمله به محل اقامت هنیه در تهران، با استفاده از موشک پرتابشده از ساختمان مجاور آن انجام شده است.
با این حال کارشناسان نظرات دیگری هم داشتند.
همزمان با نیمهشب در تهران و حدود دو ساعت قبل از مرگ هنیه، ریچارد گلدبرگ، مشاور ارشد بنیاد دفاع از دموکراسیها، در شبکه ایکس نوشت : «نیروی هوایی اسرائیل امشب برد خود را نشان میدهد.»
او چند ساعت بعد در صبح روز چهارشنبه هم در اظهار نظر دیگری نوشت: «اگر بتوانید یک رادار در کنار یک سایت هستهای بزنید، میتوانید به خانهای در تهران هم ضربه بزنید. آیتالله لخت است.»
سرگرد اندرو فاکس، محقق انجمن هنری جکسون و یک چترباز سابق بریتانیایی گفت که احتمال دارد این حمله با موشکی که از خارج ایران پرتاب شده، انجام شده باشد.
به گفته او، آسمان دریای خزر با توجه به فاصله اندک با تهران، گزینه مناسبی برای این عملیات است.
فاکس با اشاره به تجربیات خود با تاکید بر اینکه این نوع موشکها با فنآوری لیزری دقیق هدایت میشوند، گفت: «سرباز روی زمین نشانگر لیزری را دقیقا به نقطهای که میخواهد بزند نشانه میگیرد تا لیزر موشک را به نقطه برخورد هدایت کند.»
به گفته فاکس، اسرائیل موشکهایی دارد که از انرژی جنبشی حاصل از سرعت و وزن کلاهک برای انجام حمله استفاده میکند.
این توضیح روشن میکند که چرا در برخی حملات موشکی، افراد کمتری کشته میشوند و سر و صدای ناچیزی نسبت به کلاهک انفجاری تولید میشود.
رونن سولومون، تحلیلگر اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل به نزدیکی باکو و تلآویو و مرز مشترک جمهوری آذربایجان با ایران اشاره کرده است.
به گفته او، احتمال استفاده از آسمان این کشور با توجه به فاصله کم و استقرار تسلیحات اسرائیلی در آنجا برای این حمله زیاد است.
نیویورک تایمز وارد میشود
در این بین، نیویورک تایمز در گزارشی نوشت عملیات کشتن هنیه با بمب انجام شده نه با موشک یا پرتابه.
بر اساس این گزارش، یک دستگاه انفجاری ماهها پیش از سفر این رهبر ارشد حماس به تهران قاچاق شده و از حدود دو ماه پیش نیز در محلی که هنیه را در آن اسکان دادند، کار گذاشته شده بود.
این رسانه نوشت که این بمب در حالی که هنیه بعد از حضور در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان به محل اقامت خود بازگشته بود، از راه دور منفجر شد و علاوه بر هنیه یک محافظ او را نیز کشت.
بمب یا پرتابه چه فرق دارد؟
فرزین ندیمی، تحلیلگر ارشد انستیتو واشینگتن و کارشناس مسایل دفاعی و امنیتی ایران و منطقه خلیج فارس، در گفتوگو با ایراناینترنشنال، ضمن زیر سوال بردن اعتبار گزارش نیویورک تایمز گفت: «هر چند توانایی این بمبگذاری از سوی اسرائیل وجود دارد اما بر اساس گزارشها، هنیه تا پیش از اقامتگاه شب حادثه، در یک هتل اقامت داشته. بنابراین او محل ثابتی نداشته که بتوان از ماهها قبل برای بمبگذاری برنامهریزی کرد.»
به گفته این تحلیلگر ارشد، هدف قرار دادن هنیه با یک موشک همچنان قویترین فرضیه است.
با توجه به مجموعه روایتها و موضعگیریهای اخیر، استفاده از بمب یا موشک دو معنای جداگانه دارد: اگر اثبات شود عملیات با موشک انجام شده، اولا کل زیرساخت دفاعی جمهوری اسلامی برای حفاظت از خود زیر سوال میرود. مخصوصا اینکه عملیات از نظر جغرافیایی در جایی انجام شده که سیستم دفاعی و پدافندی جمهوری اسلامی نهایت توان خود را برای حفاظت از آسمانش به کار میبرد.
منطقهای که هنیه در آن کشته شده، محل اقامت بسیاری از سران جمهوری اسلامی است.
از طرفی، یکی از فرضیهها استفاده از خاک یا آسمان کشورهای همسایه در این عملیات است که در این صورت، مساله باز هم پیچیدهتر خواهد شد و پیام ناگوار مضاعفی را مخابره میکند.
کارشناسانی که به فرضیه انجام عملیات با موشک باور دارند، تایید میکنند این عملیات نیاز به مکانیابی داشته که طبیعتا در این بخش نقش نیروهای نفوذی هم مطرح میشود.
فرضیه بمبگذاری که نیویورک تایمز آن را مطرح کرده است، ادعای اصلاحطلبان داخل کشور را که معتقد به نفوذ در سیستم امنیتی هستند، تقویت میکند.
در این فرضیه، توانمندی جمهوری اسلامی در حفاظت از آسمان و پدافندش، آن هم در منطقهای مثل سعدآباد، زیر سوال نمیرود.
طبق اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، با افزایش نگرانیها از گسترش بیماری تب دنگی در ایران، بخشهایی از مدیریت بحران این بیماری به ارتش واگذار شده است. بر این اساس، ارتش متعهد شده برنامههای کنترل محیطی و لایروبی رودخانهها و منابع آب راکد را برای کاهش جمعیت پشهها اجرا کند.
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سازمانهای بهداشتی نیز مکلف شدهاند برنامههای نظارتی گستردهای برای پایش جمعیت پشهها و شناسایی گونههای پشه آئدس (عامل تب دنگی) در نقاط مختلف کشور اجرا کنند.
آنها ملزم شدهاند تا به ویژه در مناطق گرمتر و دورافتاده از نظر علمی و امکانات، مراکز درمانی را تجهیز کند.
بنا به اطلاع منابع ایراناینترنشنال و با استناد به اطلاعات رسیده، نهادهای مربوطه نگران همهگیری این بیماری در شهریور و مهر امسال هستند.
سالمندان و کسانی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند، در خطر ابتلا به این بیماری قرار دارند.
تب دنگی در ایران
بر اساس گزارشهای نظام مراقبت سندرمیک جاری در کشور، از ابتدای سال ۱۴۰۳ تا ۳۱ تیر ماه، بالغ بر ۱۵۲ مورد مثبت تب دنگی تشخیص داده شد.
طبق این آمار، ۱۳۰ مورد از این موارد سابقه سفر به کشور امارات متحده عربی، هفت مورد سابقه سفر به پاکستان، یک مورد سابقه سفر به عمان و یک مورد سابقه سفر به کشور بنین (غرب آفریقا) داشتهاند.
۱۲ بیمار بدون سابقه سفر به خارج از کشور هستند که ۱۱ مورد در شهرستان بندرلنگه استان هرمزگان و یک مورد در شهرستان چابهار استان سیستان و بلوچستان تشخیص داده شدهاند و انتقال محلی محسوب میشوند.
مجموعه این موارد به ۱۵۱ مورد ابتلا میرسد و درباره یک مورد از موارد مطرح شده اطلاعاتی منتشر نشده است.
روز ۳۰ تیر ماه، همزمان با انتشار خبرهای ضد و نقیض درباره شناسایی نخستین مورد تب دنگی در تهران، آمیتیس رمضانی، دبیر انجمن عفونی ایران، با هشدار درباره کمبود متخصصان بیماریهای عفونی و احتمال مواجهه با بحران، گفت اکنون کمتر از ۴۰۰ متخصص این حوزه در ایران مشغول به کارند.
طبق اطلاعاتی که به ایراناینترنشنال رسیده، مقامهای وزارت بهداشت آمار دقیق موارد ابتلا و مرگ بر اثر تب دنگی را منتشر نمیکنند و انتقادها به عملکرد این وزارتخانه از سوی کارشناسان و برخی مدیران دانشگاههای علوم پزشکی افزایش یافته است.
پیش از این و در سال ۱۴۰۱، برخی از روسای دانشگاههای علوم پزشکی جنوب ایران از جمله دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، نسبت به خطر شیوع پشه آئدس هشدار دادند.
از سوی دیگر اختلاف میان برخی ارگانها از جمله وزارت بهداشت و وزارت امور اقتصادی و دارایی باعث شده که بیش از ۱۲۰ هزار کیت تشخیص این بیماری در گمرک معصل بماند.
سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، روز هشت مرداد با اشاره به این که «۱۵۰ هزار کیت تشخیص این بیماری که همه آنها هم اهدایی هستند، از یکسال پیش داخل گمرک معطل است»، گفت: «نمیتوانیم بپذیریم الان موجودی کیت تشخیص تب دنگی در داخل کشور ۱۰ هزار کیت باشد.»
ایرج ضاربان، رییس دانشکده علوم پزشکی چابهار، روز ۹ مرداد در نامهای به مسعود پزشکیان، رییسجمهوری، نسبت به شیوع بیماریهای عفونی مالاریا و تب دنگی در چابهار هشدار داد و نوشت که در حال حاضر آلودهترین شهر از نظر استقرار پشه آئدس، چابهار است.
در این نامه تاکید شد که اگر رسیدگی و خدماترسانی به مناطق محروم جنوب استان هرمزگان و سواحل مکران انجام نشود، با شیوع این دو بیماری عفونی، تبعات جبرانناپذیری در حوزه اجتماعی رخ خواهد داد.
در همین روز، حسین فرشیدی، معاون بهداشت وزیر بهداشت، از بندر لنگه به عنوان آلودهترین شهر کشور در موضوع بیماری تب دنگی نام برد و گفت گرمای زیاد در این منطقه موجب کاهش تراکم پشه آئدس شده است.
فرشیدی همزمان هشدار داد کاهش دمای همراه با بارندگیهای فصل پاییز میتواند شروعی برای افزایش مجدد تراکم پشه آئدس باشد.
تب دنگی یا تب استخوانشکن یک بیماری ویروسی است که از طریق گزش پشهای به نام آئدس به انسان منتقل میشود.
درصد کشندگی تب دنگی پایین است اما بیمار معمولا درد شدیدی را در استخوانها، مفاصل و ماهیچههای خود احساس میکند.
بر اساس گزارشها، در سال ۱۳۹۵ نظام مراقبت از این بیماری در ایران آغاز و در سال ۱۳۹۸ پشه آئدس شناسایی شد.
چگونه از ابتلا به «تب دنگی» پیشگیری کنیم؟
به گفته کارشناسان، بهترین راه برای پیشگیری از ابتلا به بیماری «دنگی»، محافظت بدن در برابر نیش پشه است.
مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای ایالات متحده آمریکا برای پیشگیری از ابتلا به دنگی در توصیههای خود به شهروندان این کشور اعلام کرد: «دنگی از طریق نیش پشه آلوده به افراد منتقل میشود و بهترین راه برای جلوگیری از ابتلا به آن، محافظت از خود در برابر نیش پشه است.»
این مرکز به مردم توصیه کرد در صورت سفر به مناطق با شیوع بالا، در مکانهایی با تهویه مطبوع ساکن شوند و از دافع حشرات و لباسهای آستین بلند و شلوار برای جلوگیری از نیش پشه استفاده کنند.
مسئولان وزارت بهداشت در ایران نیز به شهروندان توصیه میکنند برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری، لباس بلند بپوشند و از مواد دفع کننده حشرات استفاده کنند.
کبری غلامی، پژوهشگر اجتماعی اهل افغانستان که مدارک قانونی برای اقامت در ایران داشت، پس از دریافت چند پیامک تذکر رعایت حجاب اجباری، به اداره گذرنامه احضار و ظرف چند ساعت از ایران اخراج شد.
به گفته دوستان غلامی، اخراج این پژوهشگر افغان از ایران، بدون حضور خانوادهاش انجام شده است.
افغانستاناینترنشنال گزارش کرد پلیس ایران غلامی را به دلیل رعایت نکردن حجاب مورد نظر جمهوری اسلامی به اداره گذرنامه احضار و بعد اخراج کرد: «گفته شده او مدارک قانونی برای اقامت در ایران داشته است. دوستانش گفتهاند که اخراج او توجیه قانونی ندارد.»
شماری از کابران رسانههای اجتماعی و نزدیکان غلامی گفتند که این پژوهشگر مهاجر، روز پنجشنبه ۱۱ مرداد، پس از دریافت چند پیامک تذکر درباره حجابش، به اداره گذرنامه احضار شد و به دنبال مراجعه، به دست ماموران پلیس بازداشت و ظرف چند ساعت بدون خانوادهاش به افغانستان اخراج شد.
کابران در رسانههای اجتماعی با راهاندازی کارزاری با هشتگ «#کبری_را_برگردانیم» در مورد سرنوشت او در افغانستان تحت سلطه طالبان ابراز نگرانی کردند و خواهان بازگرداندنش به ایران شدند.
شیما واعظی، از کاربران شبکه ایکس، در حساب کاربری خود نوشت: «حالا کبری در اتوبوس است و حتی نتوانسته با خانواده و عزیزانش صحبت یا خداحافظی کند. او دارای تمامی مدارک اقامتی بوده و در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه الزهرا تحصیل کرده است.»
کبری غلامی سال گذشته در ششمین همایش پژوهش اجتماعی-فرهنگی در ایران تحت عنوان «زنانگی و تحول اجتماعی-فرهنگی» در پنلی با عنوان «زنان مهاجر افغانستانی در چرخه ستم» سخنرانی و از برخورد با زنان مهاجر افغان در ایران انتقاد کرد.
بدرفتاری سیستماتیک و تندی شهروندان با مهاجران افغان در ایران سابقهای طولانی دارد.
در یکی از آخرین موارد، روز اول مرداد و به دنبال انتشار خبر کشته شدن یک شهروند ایرانی در درگیری با سه مهاجر افغان، افغانستاناینترنشنال به نقل از شماری از مهاجران در تهران، از «بدرفتاریهای گسترده مردم محلی با افغانها در شرق پایتخت» خبر داد.
از سوی دیگر آزادی پوشش یکی از مهمترین چالشهای جمهوری اسلامی است که برای مبارزه با آن هزینههای بسیاری را بر زنان تحمیل کرده است.
به نظر میرسد پس از قتل حکومتی مهسا ژینا امینی در پاییز ۱۴۰۱ و اعتراضات گستردهای که در سراسر کشور شکل گرفت، پروژه محدود کردن حضور زنانی که در فضاهای عمومی تن به حجاب اجباری نمیدهند شکست خورده است.
از فروردین سال جاری موج جدیدی از سرکوب زنان در عرصههای عمومی آغاز شد و مسئولان حکومت با پیگیری طرحهایی مانند «طرح نور» درصدد جلوگیری از ظهور و بروز زنان با پوشش آزاد در جامعه برآمدند.
از آن زمان تاکنون، حتی در زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، این فشارها افزایش یافت و گزارشهای متعددی از ایجاد مزاحمت، ضرب و جرح و دستگیری زنان در ایران منتشر شد.