نامه مریم یحیوی از زندان اوین: مبارزه را با راه و رسمی جدید زندگی میکنیم
بند زنان اوین، سهشنبه دوم مرداد ۱۴۰۳، ساعت حوالی هشت شب. بیشتر بچههای بند با گرایشهای سیاسی و عقیدتی مختلف در هواخوری جمع شدند. در چهرهها خشم، بهت و نگرانیست. عدهای با هم صحبت میکنند و عدهای به نقطهای محو، خیرهاند.
صدای فندک میآید و سیگارهایی که روشن و خاموش میشوند. پخشان (عزیزی) در انتهای هواخوری با چند نفر مشغول صحبت است. زمانی نمیگذرد که به جمع ما میپیوندد. بچهها دور او حلقه میزنند. با لبخند نگاهی به بچهها میاندازد. محکم و مصمم میگوید: «خانواهام که هیچ ربطی به قضیه نداشتند یک سال حکم گرفتند. در این مدت فشار روانی و امنیتی زیادی را تحمل کردند. حالا کمی نگرانیام برای آنها کمتر شد اما بیجهت محکوم شدند.»
عدهای روی زمین دور پخشان نشستند. هر کس برای دلگرمی چیزی میگوید تا همراهی و اعتراض خود را نشان بدهد. همبندیها روایتهایی از آنچه دیده و تجربه کرده بودند میگویند. از دهه ۶۰ و تابستان ۶۷ میگویند و از شیرین علمهولی، زندانی سیاسی کُرد که ایستادگیاش مثال زدنی بود. شیرین که ۱۹ اردیبهشت ۸۹ همراه چهار زندانی سیاسی دیگر اعدام شد و شکنجههای سختی را تحمل کرد.
از زینب جلالیان میگویند که دو سال زیر حکم اعدام بود و حکمش به حبس ابد شکسته شد و حالا هفدهمین سال حبس را در تبعید، در سختترین شرایط و بدون مرخصی حتی برای درمان سپری میکند.
مرور روایتها گویای یک چیز است: جمهوری اسلامی طی ۴۶ سال گذشته با یک روش، دگراندیشان و مخالفان خود را حذف کرده است. همواره با انفرادی و شکنجه و اعترافگیری تحت شدیدترین بازجوییها، با اتهامزنی و پروندهسازی، تحقیر و توهین و تهدید و فشار بر خانواده و دادگاههای نمایشی و احکام طولانی و تبعید و اعدام. تغییری هم در ماهیت و عملکردش نداشته.
فشارها بسته به مسائل سیاسی و اجتماعیِ داخل و خارج از کشور شدت و ضعف میگیرد. فشارهایی که بر فعالین کُرد، بلوچ و عرب به مراتب بیشتر بوده است.
پخشان عزیزی، اهل مهاباد، مددکار و فعال در حوزه زنان که سالها برای پایان دادن به تبعیض علیه زنان فعالیت داشته و در کمپ آوارگانِ رهیده از داعش در شمال و شرق سوریه (روژآوا)، از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است.
او مرداد ۱۴۰۲ همراه سه تن از اعضای خانواده بازداشت شد، ماهها در سلول انفرادی تحت بازجویی و شکنجه بود و در همان حال در اعتراض به بازداشت خانواده و وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زد. اعتصابی که صدمات ناشی از آن با گذشت زمان بر او مشهود است.
پخشان در بازجویی و در دادگاه از مواضع سیاسی و فکری خود دفاع کرد و تن به اعتراف اجباری نداد و نهایتا به اعدام محکوم شد.
یک ماه پیش از صدور حکم او، در شب انتخابات ریاست جمهوری، حکم اعدام شریفه محمدی در زندان لاکان رشت صادر شد.
دو همبندی دیگرمان وریشه مرادی و نسیم سیمیاری نیز در خطر صدور حکم اعدام هستند.
همه این احکام و شرایط ایجاد شده پیامی واضح دارد. هدف انتقام از زنان و کردستان و دگراندیشان است. همان زنانی که در جنبش ژینا با جسارت به پا خاستند و ایستادگی کردند. زنانی که تحقیر، توهین، تهدید و تبعیض و آزارهای روانی و جسمی و جنسی نتوانست مانعشان شود و در مسیر خود پافشاری کردند. زنانی که در کنار مردان حقوقشان زائل شد و برای برابری و احقاق حقوق خود همچنان مبارزه میکنند.
فراموش نمیکنم در بحبوحه اجرای حکم اعدام فرزندان این سرزمین در جنبش ژینا یکی از حکومتیها با صدای بلند اعلام کرد: «خدای دهه ۶۰ هنوز زنده است.»
خدای دهه ۶۰ چه زنده باشد و چه مرده، توده آگاه است و خشمگینتر از گذشته و نه تنها سکوت نمیکند بلکه مبارزه را با راه و رسم جدیدی زندگی میکند.
مردمی که نه تنها طعم عدالت و آزادی را نچشیدهاند بلکه سفرههایشان کوچک و کوچکتر شد اما آگاهتر شدند و با شجاعت بیشتری برای رسیدن به هدف نهایی خود در عرصه حاضر شدند.
... صدای یکی از رفقا افکارم را به هم میریزد. پاسیار زندان اصرار به بسته شدن در هواخوری دارد، خود را مامور و معذور خطاب میکند و میگوید که باید پاسخگوی بالاییها باشد.
یکی از دوستان در جواب میگوید: «به بالاییها اعلام کنید بند زنان قصد ترک هواخوری را ندارد.»
بچهها تایید میکنند. پاسیار میداند که در چنین شبی نباید اصرار کند. میرود و ما شروع میکنیم به خواندن سرود.
«ستاره ستیزد و شب گریزد و صبحِ روشن آید ...» و کمی بعد «توی سینهش جان جان جان، یه جنگل ستاره داره جان جان ...»
به این فکر میکنم که سالها پیش با چه شور و امیدی این اشعار را سرودند. اشعاری که شد شورِ مبارزه با ظلم و بیعدالتی و بعد از این همه سال باز همین سرودها در چنین شبی قلبمان را روشن میکنند.
از پخشان میخواهیم یک سرود کُردی بخواند و او همصدا با وریشه میخوانند: «سه رهه لدان ژیانه، به رخودان ژیانه ...» (مقاومت زندگیست)
حوالی ساعت یک بامداد است. برخی در گوشه و کنار هواخوری دراز کشیدهاند. سکوت همهجا را فرا گرفته است. پخشان را میبینم که به آسمان چشم دوخته. یکسالی میشود که آسمان شب را بیواسطه ندیده. در این شش ماهی که با او زندگی میکنم، ایستادگی بر اصول فکری و سیاسیاش را تحسین میکنم.
پخشان زنیست که رنج زنان را درک میکند، دغدغه مردمِ تحت ستم در خاورمیانه را دارد و تلاش و مبارزهاش برای بهتر شدنِ شرایط آنان است. پخشان یک مددکار اجتماعی است و برایش فرقی ندارد که به من مرکزنشین کمک میکند یا رفیقِ کُرد، تُرک، لُر، عرب، بلوچ یا گیلک و ...، یا مردم ستمدیده سوریه و غزه.
پخشان در زندان هم هر چه در توان دارد برای هر کس با هر گرایش سیاسی و عقیدتی انجام میدهد.
ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی گزارش نهایی خود را در خصوص ابعاد و علل وقوع سانحه برای بالگرد حامل ابراهیم رئیسی و همراهانش منتشر کرد. در این گزارش «شرایط پیچیده اقلیمی و جوی منطقه در فصل بهار» علت اصلی سقوط عنوان شده است.
این گزارش عصر روز یکشنبه ۱۱ شهریور منتشر و در جمعبندی آن تاکید شد که هیات عالی کارشناسی ستاد کل نیروهای مسلح اعتقاد دارد شرایط جوی موجب «به وجود آمدن ناگهانی توده غلیظ مه متراکم و بالارونده» به سمت ارتفاع و برخورد بالگرد با کوه شده است.
بالگرد حامل رئیسی و تعدادی دیگر از مقامهای بلندپایه جمهوری اسلامی روز ۳۰ اردیبهشت در منطقه کوهستانی ورزقان در استان آذربایجان شرقی سقوط کرد و همه سرنشینان آن کشته شدند.
ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بهعنوان نهاد مسوول در رسیدگی به پرونده سقوط بالگرد رئیسی، اولین گزارش خود را در سوم خرداد منتشر کرد.
این ستاد حدود سه ماه و نیم پس از سقوط و در آنچه «گزارش نهایی» عنوان شده، گفت ابعاد فنی، مهندسی، الکترونیکی و شرایط ناوبری بالگرد سانحه دیده را مورد «بررسی دقیق و کارشناسی» قرار داده و نتیجه را در ۱۱ بند خلاصه کرده است.
این گزارش افزود تعمیر و نگهداری بالگرد از زمان خرید و بهکارگیری آن و بهویژه طی چهار سال اخیر و همچنین تمامی مراحل انجام ماموریت انتقال رئیسی به محلهای تعیینشده، مطابق «استانداردهای لازم» بوده است.
بر اساس این گزارش، بالگرد در پرواز از تبریز به سد قیز قَلعهسی و از آنجا به سمت پالایشگاه، در «مسیر پیشبینیشده» حرکت کرده و از آن خارج نشده است.
نبود «عیب موثر» در موتورها یا سایر قطعات باقیمانده از بالگرد و فقدان «مورد مشکوکی در نتایج آزمایشهای سمشناسی و آسیبشناسی» کشتهشدگان، از دیگر نتایج اعلام شده در این گزارش است.
هیات کارشناسی ستاد کل نیروهای مسلح گفت: «قطعات و سامانههای بالگرد بررسی شد و علائمی مبنی بر خرابکاری در قطعات و سامانهها وجود نداشت.»
نهاد مسوول بررسی دلایل سقوط بالگرد رئیسی در دومین گزارش خود در روز ۹ خرداد نیز «وقوع انفجار ناشی از خرابکاری در جریان پرواز و لحظات قبل از برخورد به دامنه ارتفاعات» را منتفی دانسته بود.
بر اساس آخرین گزارش ستاد کل نیروهای مسلح، احتمال هدف قرار گرفتن بالگرد با سامانههای آفندی و پدافندی، جنگ الکترونیک و ایجاد میدان مغناطیسی و لیزر در سقوط بالگرد «منتفی اعلام میشود».
از زمان سقوط بالگرد رئیسی و همراهانش، رسانههای وابسته به حکومت یا سپاه پاسداران سناریوهای مختلفی را درباره علت این سانحه و حتی شائبه عمدی بودن آن مطرح کرده بودند.
در جدیدترین نمونه، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران روز ۳۱ مرداد در گزارشی نوشت هنگام سانحه، دو مورد از «پروتکلهای لازم برای تشریفات و امنیت رییسجمهوری» رعایت نشده بود.
این خبرگزاری به نقل از یک منبع آگاه که نامش را اعلام نکرد، نوشت بر پایه گزارشهای هواشناسی، به تیمهای پروازی رئیسی و همراهانش اعلام شده بود پرواز باید پیش از ساعت ۱۳ انجام شود اما تاخیر، وضعیت هوایی را نامطلوب کرد.
منبع امنیتی در ادامه مصاحبه خود گفت بالگرد حامل رئیسی دو نفر بیشتر از پروتکلهای امنیتی به همراه داشت و این موضوع عکسالعمل خلبان را در برابر شرایط نامناسب جوی تحت تاثیر قرار داد.
فارس به نقل از منبع خود نوشته بود حدود ۳۰ هزار نفر پس از کشته شدن رئیسی «مورد آنالیز امنیتی و اطلاعاتی» قرار گرفتند و یافتههای این بررسیها نشان میدهد «هیچ عامل مشکوکی» در این حادثه دخیل نبوده است.
روزنامه «جمهوری اسلامی» چاپ تهران روز سوم خرداد به بررسی گمانهزنیها درباره احتمال وجود «توطئه خارجی» در کشته شدن رئیسی پرداخته و نوشته بود «استقرار امکانات نظامی، اطلاعاتی و مخابراتی اسرائیل در جدار مرزی جمهوری آذربایجان، احتمال دست داشتن اسرائیل را در سقوط بالگرد رئیسی» پررنگ میکند.
«همبستگی جمهوریخواهان ایران» نیز روز ۱۰ خرداد در بیانیهای روایت جمهوری اسلامی از سانحه هوایی برای رئیسی را «دارای ابهامات و تناقضات» دانسته و اعلام کرده بود: «در صورت سقوط بالگرد رئیسی با دسیسه داخلی، خطر تشدید مناسبات مافیایی حکومت نگرانکننده است.»
دونالد ترامپ، نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هستهای را خط قرمز خود خواند و در عین حال تاکید کرد تمایلی به دشمنی با ایران ندارد.
ترامپ در مصاحبه با شبکه خبری فاکسنیوز که روز یکشنبه ۱۱ شهریور منتشر شد، گفت: «من به دنبال دشمنی با ایران نیستم. دوست دارم با آنها کنار بیایم، ولی آنها نمیتوانند سلاح هستهای داشته باشند. نمیتوانم به آنها اجازه دهم سلاح هستهای داشته باشند.»
برنامه هستهای جمهوری اسلامی در طول بیش از دو دهه گذشته موجب نگرانی جامعه بینالمللی شده است. حکومت ایران اخیرا بر دامنه فعالیتهای هستهای خود افزوده است.
بر اساس آخرین گزارشهای محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، جمهوری اسلامی همچنان برنامه تولید اورانیوم با غنای بالای خود را که میتواند برای ساخت سلاح هستهای به کار گرفته شود، ادامه میدهد.
آژانس بینالمللی در یکی از این گزارشها، میزان ذخیره اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در ایران را ۱۶۴.۷ کیلوگرم برآورد کرده است.
اورانیوم غنیشده با خلوص ۶۰ درصدی را به سرعت و با طی چند مرحله کوتاه میتوان به اورانیوم با خلوص ۹۰ درصدی تبدیل کرد که در تولید سلاح هستهای کاربرد دارد.
ترامپ در ادامه مصاحبه خود هشدار داد دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای به معنای «نابودی اسرائیل» خواهد بود.
او همچنین به انتقاد از سیاستهای دولت جو بایدن در قبال جمهوری اسلامی پرداخت و گفت: «چهار سال پیش ایران هیچ پولی نداشت. آنها هیچ پولی برای هیچ یک از این سازمانهای تروریستی نداشتند. آنها پولی برای حمله به اسرائیل نداشتند. آنها این پول را در سه سال و نیم گذشته به دست آوردند.»
به دنبال حمله مرگبار حماس به اسرائیل در روز ۱۵ مهر (هفتم اکتبر) سال گذشته، تنشها در خاورمیانه به شدت افزایش یافته است و تعدادی از گروههای مورد حمایت حکومت ایران، از جمله حزبالله لبنان، حوثیهای یمن و مقاومت اسلامی عراق، مواضع اسرائیل و آمریکا در منطقه را بارها هدف قرار دادهاند.
جمهوری اسلامی شامگاه ۲۵ فروردین با بیش از ۳۰۰ موشک کروز، موشک بالستیک و پهپاد به اسرائیل حمله کرد. این اولین حمله مستقیم حکومت ایران به خاک اسرائیل بود.
تظاهرات حوثیهای یمن، از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی، در حمایت از فلسطین، صنعا، ۹ شهریور
ترامپ همچنین به تحریم نفتی گسترده جمهوری اسلامی در زمان حضور خود در کاخ سفید اشاره کرد و گفت: «در گذشته کسی نمیتوانست از ایران نفت بخرد. من به آنها اجازه نمیدادم.»
نامزد جمهوریخواهان در انتخابات ریاستجمهوری آتی آمریکا افزود جمهوری اسلامی اکنون بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار در اختیار دارد که آن را در دوران بایدن به دست آورده است.
ترامپ در دوران حضور خود در قدرت به عنوان رییسجمهوری ایالات متحده بین سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۲۱، سیاست فشار حداکثری را در برابر جمهوری اسلامی در پیش گرفت و از توافق بر سر برنامه هستهای حکومت ایران، موسوم به برجام خارج شد.
این سیاست با کاهش قابل توجه صادرات نفتی جمهوری اسلامی همراه بود و اقتصاد ایران را به شدت تحت تاثیر قرار داد.
با این حال از زمان روی کار آمدن بایدن و پایان یافتن سیاست فشار حداکثری، درآمدهای نفتی ایران رشد قابل ملاحظهای داشته است.
فایننشالتایمز روز ۳۰ فروردین گزارش داد صادرات نفت ایران به بالاترین میزان خود در شش سال اخیر رسیده و مشتری اصلی این محمولهها، چین بوده است.
خبرگزاری رویترز هم روز پنجم مرداد نوشت نفت خام ایران از اواخر سال گذشته میلادی به شهر بندری و پالایشگاهی دالیان در شمال شرق چین ارسال شده است.
ترامپ در مصاحبه با فاکسنیوز به انتقاد از جورج دبلیو بوش و سیاستهای او در خاورمیانه پرداخت و گفت: «از اینکه او ما را وارد خاورمیانه کرد، متنفر بودم. ما ۹ تریلیون دلار خرج کردیم، آنجا را به کلی نابود کردیم و رفتیم.»
او افزود آمریکا صدام حسین، دشمن ایران را سرنگون کرد و اکنون عراق به «زیرمجموعه ایران» تبدیل شده است.
انتخابات ریاستجمهوری آمریکا قرار است روز ۱۵ آبان (پنجم نوامبر) برگزار شود.
بر اساس نتایج نظرسنجی مشترک رویترز و موسسه ایپسوس که روز هشتم شهریور منتشر شد، کامالا هریس، نامزد حزب دموکرات از رقیب جمهوریخواه خود پیش است.
در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید مدراس، برخی رسانهها از افزایش قیمت لوازمالتحریر در ایران خبر دادند. محسن گلستانی، رییس اتحادیه صنف نوشتافزار تهران گفت یکی از دلایل اصلی این افزایش قیمت، قطع برق کارخانهها در تابستان و کاهش تولید محصولات است.
گلستانی روز یکشنبه ۱۱ شهریور به خبرگزاری میزان گفت قیمت لوازمالتحریر خارجی به دلیل تغییرات نرخ ارز با افزایش روبهرو بوده و این رشد قیمت، روی نوشتافزار داخلی هم اثر گذاشت «چراکه مواد اولیه بخش قابل توجهی از این اقلام نیز وارداتی است».
او از «افزایش قیمت محصولات پتروشیمی» بهعنوان یکی دیگر از دلایل بالا رفتن قیمت تولیدات داخلی لوازمالتحریر نام برد.
گلستانی در ادامه افزود: «اکثر نوشتافزار ما معمولا در فصل تابستان تولید میشود. قطعیهای اخیر برق کارخانجات باعث ایجاد تاثیر منفی بر روند تولید محصولات شده که دلیلی برای کاهش عرضه و افزایش قیمت است.»
محسن گلستانی در روزهای گذشته نیز به انتخاب گفته بود به دلیل اوضاع بد اقتصادی و افت تقاضا در صنف لوازمالتحریر، در سال ۱۴۰۲ حدود ۱۰۰ واحد در شهر تهران تعطیل شدهاند و احتمالا این اتفاق امسال هم تکرار خواهد شد.
به گفته او، به دلیل افت قدرت خرید، چند سالی است که پیک فروش لوازمالتحریر از ۱۵ شهریور تا ۱۵ مهر کاهشی بوده و میزان تقاضا به طول سال منتقل شده است.
هر سال با نزدیک شدن به سال تحصیلی جدید و بازگشایی مدارس، تهیه و تامین نوشتافزار دانشآموزان به یکی از دغدغههای مهم خانوادههای ایرانی تبدیل میشود.
خرید روپوش و لباس فرم، کیف و کفش، کتاب درسی و شهریه ثبتنام هزینههایی است که یک خانواده ایرانی باید در کنار خرید لوازمالتحریر بپردازد.
خبرگزاری ایسنا روز ۱۱ شهریور در گزارشی میدانی از استان مرکزی نوشت اگر والدین بخواهند مایحتاج تحصیلی یک دانشآموز را برای ابتدای مهرماه تهیه کنند، باید به طور میانگین مبلغی بالغ بر پنج میلیون تومان هزینه کنند.
روزنامه اعتماد شهریور سال گذشته در گزارشی نوشته بود که در سال ۱۴۰۲ والدین باید برای خرید وسایل مدرسه یک دانشآموز، حدود سه میلیون تومان بپردازند.
با در نظر گرفتن مبالغ مورد اشاره این دو گزارش، خرید نوشتافزار و وسایل مورد نیاز یک دانشآموز در آغاز سال تحصیلی جاری نسبت به سال گذشته بیش از ۶۶ درصد افزایش داشته است.
نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح زندانی در نامهای از زندان اوین نوشت که جمهوری اسلامی باید پاسخگوی قتل عمد محمد میرموسوی زیر «شکنجه وحشیانه» مامورانش باشد. او جمهوری اسلامی را رژیمی آکنده از نفرت، ستم و تبعیض که علیه منتقد، معترض و مخالفان و مردم خویش است، توصیف کرد.
این فعال حقوق بشر زندانی در نامهای که روز ۱۱ شهریور در اینستاگرام او منتشر شد، جمهوری اسلامی را رژیمی که روی خود را از قانون، عدالت، شرافت و انسانیت برگردانده است، دانست.
محمد میرموسوی، جوان ۳۶ ساله اهل روستای سیدمحله از بخش رودبنه شهرستان لاهیجان بود که در جریان یک نزاع محلی به دست ماموران یگان ویژه فرماندهی انتظامی این شهرستان بازداشت و بر اثر شکنجه در بازداشتگاه جان باخت.
پس از کشته شدن این جوان گیلانی، فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی (فراجا)، این قتل را محصول «عدمِ کنترلِ خشم و احساسات از طرف برخی کارکنان و بیاعتنایی به وضعیت متهم» خواند.
محمدی با اشاره به این روایت نوشت که حکومت چه بلاهتبار و بیشرمانه کشته شدنِ یک انسانِ بیگناه را زیر شکنجه، «استثناء» و شکنجه سیستماتیک مرگبار در بازداشتگاه را «عدمِ کنترل احساسات و خشمِ مامور» و «هیجان ناشی از اصطکاک» مینامد.
او با طرح یک پرسش نوشت: «آیا این حکومت همان حکومتی است که معترض جوان جنبش زن، زندگی، آزادی را به جرم گذاشتن یک سطل زباله وسط خیابان بهعنوان یک حرکت اعتراضی مدنی اعدام کرد و اکنون جنایت فاجعهبار مامورانش را عدم کنترل احساسات و خشم مامورانش اعلام میکند؟»
کشتهشدن محمد میرموسوی در بازداشتگاه پلیس در استان گیلان، واکنشهای بسیاری به دنبال داشته است.
بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی، قتل این جوان جانباخته در اثر شکنجه شدید را یادآور کشتهشدن دیگر شهروندان بازداشتی در ایران دانستهاند.
محمدی در بخش دیگری از نامه خود نوشت که این حکومت چه درکی از رنج جانکاه مردم بیپناه تحت ستم دارد.
او اضافه کرد: «حکومت چه میفهمد که مردم به چه سختی در شرایط فقر، تورم، بیکاری و هزار و یک درد بیدرمان حاصل از سیاستهای سراپا فسادآلود و تبعیضآمیز حکومت، فرزندانشان را بزرگ میکنند که جوانی رعنا و رشید و امیدی برای آینده خانواده شوند و چه راحت به دست مأمورانِ حکومت در شکنجهگاهها، بر سر طنابهای دار یا کف خیابانهای شهر، جان عزیزشان را میستانند؟»
محمدی در ایام حبس خود به دلیل فعالیتهای حقوق بشری و فرستادن بیانیه و نوشتههایش به بیرون زندان، با پروندهسازی تازه مواجه شد.
سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر در ادامه نوشت که شقاوت، سنگدلی و ظلم توقفناپذیر و بیامان حکومت، هر روز نمایشی «استثنایی» برای تاریخ بشریت خلق میکند و جامعه بشری را به سوگ می نشاند.
او در پایان نامهاش تاکید کرد این نمایشی که در آن حکومت به قمار مرگ و زندگی ما انسانها بدل شده، قماری است که در پایان باخت بزرگی را برای حکومت دینی استبدادی رقم خواهد زد.
او در سالهای گذشته بارها با عناوین اتهامی مختلف به دلیل فعالیتهای حقوق بشریاش بازداشت، محاکمه و حدود شش سال زندانی شد.
او در سالهای گذشته بارها با عناوین اتهامی مختلف به دلیل فعالیتهای حقوق بشریاش بازداشت، محاکمه و حدود شش سال زندانی شد.
این فعال حقوق بشر آخرین بار در آبان ۱۴۰۰ بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در پروندههای مختلف مجموعا به ۱۳ سال و سه ماه زندان محکوم شد.
۱۵۴ ضربه شلاق، چهار ماه رفتگری و نظافت خیابانها، دو سال ممنوعالخروجی، دو سال منع استفاده از تلفن هوشمند، دو فقره جزای نقدی، محرومیتهای اجتماعی و سیاسی و تبعید، دیگر مجازاتهای تعیین شده برای او هستند.
روزنامه هممیهن در گزارشی با اشاره به کیفیت پایین آموزش، معدلهای پایین، ناتوانی در خواندن و نوشتن و کارگری دانشآموزان در ایران نوشت سیستانوبلوچستان شرایط بحرانیتری دارد و از هر ۲۰ دانشآموز پایه ششم و هفتم حداقل چهار تا پنج نفر به هیچ عنوان سواد خواندن و نوشتن ندارند.
دانش داداللهزهی، معلم دوره متوسطه در ایرانشهر سیستانوبلوچستان در گفتوگو با هممیهن یکی از دلایل بیسوادی دانشآموزان را سیستم ارزشیابی توصیفی که به درستی اجرا نمیشود و دانشآموزان در آن بدون مردود شدن به مقطع بالاتر میروند، عنوان کرد.
داداللهزهی با بیان اینکه در سالهای قبل، میانگین معدل بالای ۱۰ بود، افزود: «در حال حاضر میزان ترکتحصیل در دوره ابتدایی بیشتر شده، در دوره متوسطه افزایش داشته و در متوسطه دوم به اوج خود میرسد.»
به گفته این معلم، دانشآموزان ترجیح میدهند به جای درس خواندن به شغلهای شاگردی، بنایی، نجاری و صیادی روی بیاوردند و حداقل ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان درآمد داشته باشند.
او اضافه کرد که در حال حاضر در استان سیستان و بلوچستان جز مدارس خاص مثل تیزهوشان و نمونهمردمی، در مدارس عادی بهندرت دانشآموزانی پیدا میشوند که سواد کافی داشته باشند.
محسن زارعی، رییس مرکز سنجش و ارزیابی کیفیت آموزش و پرورش در آخرین روزهای مرداد امسال اعلام کرد که در امتحانات نهایی سال گذشته میانگین معدل دانشآموزان در سه رشته علوم انسانی، تجربی و ریاضی فیزیک ۱۰.۸۹ بود.
او افزود این میانگین در رشته ریاضی فیزیک ۱۱.۸۲ و در رشته علوم انسانی ۹.۱۳ است.
پیروز نامی، دبیر یکی از مدارس استان خوزستان که ۳۶ سال سابقه تدریس دارد نیز به هممیهن گفت که افت تحصیلی در این استان بسیار بالا رفته است: «وضعیت اقتصادی هم دلیل اصلی آن است. دانشآموزان ناچارند در مخارج به خانواده کمک کنند. شاگردی و دستفروشی میکنند. خیلی از آنها سر کلاس میخوابند. میگویند تا چهار صبح در کافه و مغازه کار کردهاند و وقتی دچار افت تحصیلی میشوند، مدرسه را رها میکنند. ما با افزایش ترک تحصیل مواجهایم.»
مینا کامران، کنشگر اجتماعی که در حوزه آموزش کودکان در مناطق محروم فعالیت میکند به هممیهن گفت اخیرا در یکی از روستاهای مرزی سیستانوبلوچستان بود که حتی یکنفر از ۴۰ دانشآموز آن پایه، نتوانسته بود در یکی از درسهای نهایی نمره قبولی بگیرد.
این کنشگر اجتماعی با اشاره به تلاشهایش براش شرکت کردن دانشآموزان در کنکور گفت: «برایشان کتاب میفرستادم تا بتوانند درس بخوانند و شکاف آموزشی و بیعدالتی در دسترسی به امکانات آموزشی کم شود. اما بعدا متوجه شدیم که این دانشآموزان مفهوم جملات را در ادبیات فارسی نمیدانند، پس چطور میخواهند درسهای مفهومیتر که نیاز به تحلیل دارند را یاد بگیرند؟»
کامران با بیان اینکه این دانشآموزان از پایه خواندن، نوشتن و ریاضی را بهدرستی یاد نگرفتهاند، گفت در مناطق روستایی سیستانوبلوچستان خیلی از دانشآموزان دبیرستانی جدول ضرب را نمیدانند و خیلی از درسهای اولیه و ابتدایی را آموزش ندیدهاند یا حتی برخی جمع و تفریق را بلد نیستند.
او اضافه کرد: «در یکی از مدارس، اصلا معلم زبان انگلیسی نداشتند و از اول تا پایان سال دانشآموزان حتی لای کتاب زبانشان را باز نکرده بودند درحالیکه همان درس در گروه درسهای امتحان نهایی بود.»
بابک نگاهداری، رییس مرکز پژوهشهای مجلس در تیر ماه امسال با بیان اینکه «مجموع مطالبات فرهنگیان به بیش از ۷۰ هزار میلیارد تومان میرسد»، گفت: «در سال تحصیلی جدید کمبود ۱۷۶ هزار معلم وجود دارد و پیشبینی میشود ۷۲ هزار معلم تا مهرماه بازنشسته شوند و این تامین نیروی انسانی را سختتر خواهد کرد.»
ترک تحصیل و استخدام رفتگر لیسانسه
داداللهزهی با اشاره به ترک تحصیل دانشآموزان سیستانوبلوچستان و هجوم آنها به سمت سازمان فنی و حرفهای و کاردانش گفت که آنها یا ترک تحصیل میکنند یا به دلیل فقر و نبود فرصتهای شغلی به سمت این رشتهها میروند.
او میگوید که برای استخدام بهعنوان رفتگر شهرداری، آنقدر درخواست دادند که در نهایت یکنفر آن هم با پارتیبازی و مدرک کارشناسی قبول شد. داداللهزهی افزود: «فرصتهای شغلی بهخودیخود در این استان کم است، در این استان کارخانه و شرکتهای متعددی وجود ندارد، یک استخدام دولتی وجود داشت برای آموزشوپرورش در دو سال اخیر که همان را هم از اهالی گرفتند.»
این معلم با اشاره به بالا رفتن ترک تحصیل در دو گروه دختران و پسران بهدلیل مسائل فرهنگی و اینکه خانوادهها نمیخواهند دخترانشان به مدارس مختلط بروند، گفت که هنوز اصلیترین دلیل ترک تحصیل دختران، نبود مدرسه در مناطق نزدیک به خودشان است.
کلاس کامپیوتری که پیروز نامی در خوزستان دبیر آن است، در ابتدای سال تحصیلی ۳۲ دانشآموز دارد که حدود ۱۷ تا ۱۸ نفرشان به گفته او تا آخر سال ریزش میکنند.
این معلم وضعیت ترک تحصیل برای دختران را متفاوت عنوان کرد و گفت آنها میدانند که اگر ترک تحصیل کنند، باید خانهنشین شوند یا ازدواج کنند، اما بههرحال زور شرایط اقتصادی بیشتر است. او همچنین گفت: «یکی از مدارس از خانواده دانشآموزان خواسته بود که برای یک سال تحصیلی ۶۰۰ هزار تومان پرداخت کنند، بهمحض اعلام این مسئله، ۱۵ خانواده پرونده فرزندانشان را گرفتند. بههرحال ترک تحصیل، اغلب بهدلیل شرایط اقتصادی اتفاق میافتد.»
یک مدیر مدرسه مقطع ابتدایی در روستایی بهنام اسلامآباد در خراسان جنوبی به هممیهن گفت که خیلی از خانوادهها نمیتوانند پایینترین هزینهها را برای تحصیل فرزندانشان انجام دهند و برخی از دانشآموزان بهدلیل فقر اقتصادی اصلا مدرسه نمیروند.
آخرین گزارش مرکز آمار ایران نشان میدهد که تعداد افراد بازمانده از تحصیل با رشدی ۲۶ درصدی از بیش از ۷۷۷ هزار نفر در سال تحصیلیِ ۱۳۹۵-۱۳۹۴ به مرز ۹۳۰ هزار نفر در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۱ رسید.
بیش از ۵۵۶ هزار نفر از بازماندگان از تحصیل در مقطع متوسطه دوم یعنی در رده سنی ۱۵ تا ۱۷ سال قرار دارند.
بیش از ۱۹۷ هزار نفر در مقطع متوسطه اول یعنی بین ۱۲ تا ۱۴ سال دارند و بیش از ۱۷۵ هزار نفر نیز در رده سنی ۶ تا ۱۱ سال مدرسه را ترک کردهاند.
محمد مولوی، نایب رییس کمیسیون آموزش مجلس هم روز چهارم مرداد امسال گفت: «۹۱۱ هزار دانشآموز در کشور از تحصیل بازماندهاند که ۴۰۰ هزار دانشآموز بازمانده از تحصیل مربوط به مقطع ابتدایی است.»
او افزود: «همچنین ۲۷۹ هزار دانش آموز در کشور به دلیل مشکلات مالی ترک تحصیل کردند.»
جلوگیری از استخدام معلمان بلوچستانی
داداللهزهی در گفتوگو با هممیهن با اشاره به کمبود ۱۶ هزار معلم در استان سیستانوبلوچستان طبق آمار رسمی گفت: «امسال در دفترچه کنکور فرهنگیان سیستانوبلوچستان تنها استانی بود که در پنج شش رشته تخصصی هیچ سهمیهای برای دبیر تخصصی نداشت و برای درسهایی مثل فیزیک، ریاضی و چند درس دیگر، یک سهمیه هم به این استان ندادند.»
این معلم درباره کم کردن سهمیه دانشگاه فرهنگیان برای استان سیستانوبلوچستان گفت: «بعد از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و روی کار آمدن دولتهای افراطی، به آموزشوپرورش نگاهی انقلابی و پرورشی شد و گفتند باید در آزمون فرهنگیان ۲۵ درصد نمره به فرآیند گزینش و مصاحبه اختصاص داده شود.»
او درباره قرار داشتن محل استقرار فرآیندهای گزینش آموزشوپرورش در شمال استان سیستانوبلوچستان اضافه کرد: «بسیاری از سیستانیها از نظر مذهبی با مردم بلوچستان متفاوت هستند و گرایشهای سیاسیشان هم فرق میکند. مثلا در جنوب استان، ۸۰ درصد مردم به اصلاحطلبان رای میدهند، اما بخش شمالی خودشان را وابسته به جریانهای انقلابی میدانند و همیشه در گزینشها به این مسئله توجه میکنند.»
داداللهزهی دلیل دیگر استخدام نکردن اهالی این مناطق را برداشتن شرط بومی بودن معلمان عنوان کرد و گفت: «از تمام کشور میتوان نیروی معلم استخدام کرد، نه فقط از این استان. استان سیستانوبلوچستان از نظر کیفیت آموزشی به کف جدول رسیده است.»
محمد حبیبی، سخنگوی کانون صنفی معلمان روز هشتم شهریور با بیان اینکه پزشکیان به بازگشت دانشجویان و اساتید اخراجی اشاره کرد و اشارهای به بازگشت معلمان اخراجی نداشت، گفت: «بیش از ۳۳۰ معلم در دو سال اخیر به خاطر فعالیتهای صنفی و مدنی اخراج شدهاند و هزاران معلم دیگر احکام انضباطی دیگری دریافت کردهاند.»