آنچه درباره انفجارهای مرگبار پیجرهای حزبالله در لبنان میدانیم
در نتیجه انفجار پیجرهای حزبالله لبنان، دستکم ۹ نفر کشته و نزدیک به ۳ هزار نفر زخمی شدند که به گفته منابع لبنانی اکثرا از ناحیه صورت و چشم و دست آسیب دیدهاند. شبکه تلویزیونی الحدث گزارش داده در نتیجه این انفجارها نزدیک به ۵۰۰ نفر از اعضای حزبالله بینایی خود را از دست دادند.
درباره این انفجارها گمانهزنیهای زیادی منتشر شده است اما هنوز روشن نیست انفجار نزدیک به ۳ هزار دستگاه پیجر در یک بازه یک ساعته دقیقا به چه شکلی و با چه موادی و با استفاده از چه فنآوری هممان منفجر شدهاند.
آنچه در ادامه میآید مجموعهای خلاصه از دانستههای ما درباره انفجار پیجرهای حزبالله است که رویترز منتشر کرده است.
این انفجارها چه زمانی و در چه مکانهایی رخ دادند؟
انفجارها نزدیک به ساعت ۳:۳۰بعد از ظهر به وقت محلی (۱۲:۳۰به وقت گرینویچ) در منطقه ضاحیه در حومه جنوبی بیروت و در دره بقاع شرقی که از پایگاههای حزبالله است، آغاز شد.
انفجارها نزدیک به یک ساعت به طول انجامید و شاهدان رویترز و ساکنان ضاحیه گفتند که آنها صداهای انفجار را تا ساعت ۴:۳۰بعد از ظهر به وقت محلی (۱۷:۳۰به وقت گرینویچ) میشنیدند.
به گفته منابع امنیتی و بر اساس ویدئوهایی که رویترز بررسی کرده است، برخی از این انفجارها پس از زنگ خوردن پیجرها رخ داد، که باعث شد کاربران آنها، دستشان را روی پیجرها بگذارند یا آنها را برای بررسی صفحه نمایش و خواندن پیام احتمالی به صورت خود نزدیک کنند.
اندازه انفجارها چقدر بود؟
فیلمهایی که رویترز بررسی کرده نشان میدهد، این انفجارها نسبتا محدود بودند. در دو کلیپ جداگانه از فیلمهای دوربینهای مداربسته سوپرمارکتها، انفجارها فقط شخصی که پیجر را همراه خود داشت یا نزدیک به آن بود، مجروح کرد.
در فیلمهایی که از بیمارستانهای لبنان گرفته شده و در رسانههای اجتماعی به اشتراک گذاشته شد، جراحت افراد عمدتا در سه ناحیه دیده میشود. افرادی که صورت و چشمهایشان آسیب دیده است، افرادی که دستشان آسیبدیده و انگشتهایشان قطع شده است و کسانی که زخمهای عمیقی در ناحیه ران و کمر دارند که احتمالا محل نصب پیجر بوده است.
ویدیوها و گزارشها نشان نمیدهد که انفجار این پیجرها خسارات عمدهای به ساختمانها وارد کرده یا آتشسوزی ایجاد کرده باشند.
چه نوع پیجرهایی منفجر شدند؟
تصاویر پیجرهای نابودشده که رویترز بررسی کرده و قالب و برچسبهایی روی پشت آنها نشان میدهد که این پیجرها با پیجرهای ساخته شده به دست شرکت تایوانی گلد آپولو همخوانی دارند.
این شرکت تاکنون در این مورد اظهانظر نکرده و نه حزبالله و نه این شرکت هم به سوالات رویترز در این باره پاسخ ندادند.
دو منبع آشنا به عملیات حزبالله به رویترز گفتند که این گروه با این هدف که ردیابی اعضا آنها از سوی اسرائیل غیرممکن شود، این پیجرها را برای ارتباطات داخلی تهیه کردند.
سه منبع امنیتی هم به رویترز گفتند پیجرهایی که منفجر شدند، جدیدترین مدلهایی بودند که حزبالله در ماههای اخیر وارد کرده بود.
نیویورک تایمز به نقل از چند مقام آگاه گزارش داد اسرائیل مواد منفجره را در داخل پیجرهایی که حزبالله به شرکت تایوانی «گولد آپولو» سفارش داده بود، کار گذاشته بود.
بر اساس این گزارش، اسرائیل مواد منفجره را پیش از ورود این پیجرها به لبنان در داخل آنها جاسازی کرده بود.
نیویورک تایمز گزارش داده حزبالله در جریان این معامله بیش از سه هزار پیجر به شرکت تایوانی گولد آپولو سفارش داده شده بود.
حزبالله سه هزار پیجری را که از این شرکت تایوانی خریده است بین اعضای خود در نقاط مختلف لبنان توزیع کرده و برخی از آنها را به متحدانش در ایران و سوریه داده بود.
چه چیزی باعث انفجار پیجرها شد؟
حزبالله اعلام کرد که دستگاههای آنها در حال انجام تحقیقات گسترده امنیتی و علمی برای شناسایی علل این انفجارهای همزمان هستند.
حزبالله لبنان در بیانیهای اسرائیل را عامل انفجار پیجرها در سراسر لبنان اعلام کرد و این حادثه را «تجاوز جنایتکارانه» خواند و تهدید کرد اسرائیل را به دلیل انفجار پیجرها «مجازات» خواهد کرد.
رسانهها به نقل از منابع دیپلماتیک و امنیتی درباره شیوه انفجار این پیجرها گمانهزنیهای زیادی مطرح کردهاند.
اسکاینیوز عربی به نقل از منابع آگاه گزارش داد که موساد ماده انفجاری «پینتریت» در باتریهای پیجرهای حزبالله لبنان جاساز کرده بود و افزایش دمای باتریها از راه دور منجر به انفجار آنها شد.
یک منبع امنیتی لبنانی به سیانان گفت پیجرهایی که منفجر شدند جدید بوده و حزبالله در ماههای اخیر خریداری کرده بود.
این منبع اطلاعات دقیقی درباره تاریخ دقیق خرید پیجرها یا مدل آنها ارائه نداده است.
همزمان یک مقام حزبالله به آسوشیتدپرس گفته پیجرهایی که این گروه استفاده کرده ابتدا داغ شده و سپس منفجر شدند.
یک کارشناس سابق مهمات ارتش بریتانیا هم به بیسیسی گفت این دستگاهها احتمالا هر کدام بین ۱۰ تا ۲۰ گرم مواد منفجره نظامی قوی را در خود جای داده بودند که درون یک قطعه الکترونیکی جعلی پنهان شده بود. به گفته این کارشناس، این مواد با سیگنالی مانند یک پیام متنی الفبایی فعال میشدند.
نیویورک تایمز به نقل از چند مقام آگاه گزارش داد اسرائیل مواد منفجره را در داخل پیجرهایی که حزبالله به شرکت تایوانی «گولد آپولو» سفارش داده بود، کار گذاشته بود.
بر اساس این گزارش، اسرائیل مواد منفجره را پیش از ورود این پیجرها به لبنان در داخل آنها جاسازی کرده بود.
نیویورک تایمز گزارش داده حزبالله در جریان این معامله بیش از سه هزار پیجر به شرکت تایوانی گولد آپولو سفارش داده شده بود.
حزبالله سه هزار پیجری را که از این شرکت تایوانی خریده است بین اعضای خود در نقاط مختلف لبنان توزیع کرده و برخی از آنها را به متحدانش در ایران و سوریه داده بود.
رویترز میگوید بر اساس آنچه در کتاب «بلند شو و تو اول بکش»، نیروهای اطلاعاتی اسرائیل پیش از این نیز بمبهایی را در تلفنهای شخصی دشمنان خود کار گذاشتهاند.
هکرها نیز پیش از این توانستهاند کدهای مخرب را به دستگاههای شخصی تزریق کنند که در برخی موارد باعث داغ شدن و انفجار آنها شده است.
رد فرضیه گرم شدن باطریها پل کریستنسن، کارشناس ایمنی باتریهای لیتیوم یونی در دانشگاه نیوکاسل، به رویترز گفت خسارات ناشی از این انفجارها با موارد شناختهشده از خرابی چنین باتریهایی در گذشته سازگار به نظر نمیرسد.
آفودیکه ازیکویه، استاد مهندسی مکانیک در دانشگاه تگزاس در آستین به رویترز گفته انچه باعث تردید در بروز این انفجارها به دلیل داغ شدن باتریها میشود این است که معمولا تنها باتریهای کاملا شارژ شده میتوانند آتش بگیرند یا منفجر شوند: «در شارژ زیر ۵۰ درصد، باتری گاز و بخار تولید میکند، اما نه آتش و انفجار. این بسیار بعید است همه افرادی که پیجرهایشان از کار افتاد، باتریهایی کاملا شارژ شده داشته باشند.»
مقامات چه گفتهاند؟
وزارت خارجه لبنان این انفجارها را یک «حمله سایبری اسرائیلی» خواند، اما نگفت بر اساس چه اطلاعاتی به این نتیجه رسیده است.
وزیر اطلاعات لبنان گفت این حمله نقض حاکمیت لبنان است و وزیر بهداشت لبنان گفت همه امیدوار بودند طرفین به سمت پایان درگیریها یا نوعی آتشبس در حرکت هستند، اما این واقعه تنشها را به شدت تشدید میکند و اسرائیل مقصر واضح این حادثه است.
متیو میلر، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، گفت که این کشور در انفجار پیجرهای اعضای حزبالله لبنان نقشی نداشته است و گفت در حال جمعآوری اطلاعات درباره انفجار پیجرها در لبنان هستیم.
سخنگوی وزارت خارجه آمریکا همچنین گفت تشدید تنش نظامی به هدف اسرائیل برای بازگرداندن آوارگان اسرائیلی به شمال کمکی نخواهد کرد.
پنتاگون اعلام کرد که ایالات متحده در انفجارهای پیجرهای حزبالله در لبنان که منجر به کشته شدن حداقل هشت نفر و زخمی شدن نزدیک به سه هزار نفر شد، دخالتی نداشته است.
پاتریک رایدر، سخنگوی پنتاگون، در یک نشست خبری گفت: «تا جایی که میدانم، آمریکا هیچ دخالتی در این موضوع نداشته است. باز هم میگویم این حادثه را زیر نظر داریم.»
این حملات چه تاثیری بر درگیری اسرائیل و حزبالله میگذارد؟
تحلیلگران معتقدند این واقعه میتواند تنش بین اسرائیل و حزبالله را که از زمان آغاز جنگ اسرائیل و حماس در غزه در اکتبر گذشته، با هم درگیریهای متناوب داشتهاند، تشدید کند.
اما کارشناسان میگویند با توجه به اینکه هیچ یک از طرفین مایل به جنگ تمام عیار نیستند و آمریکا هم تلاش کرده مانع چنین جنگی شود، هنوز تردید دارند که این واقعه منجر به یک جنگ همهجانبه بین اسرائیل و حزبالله شود.
متیو لویت، معاون سابق دفتر اطلاعاتی وزارت خزانهداری آمریکا و نویسنده کتابی درباره حزبالله، گفت انفجار پیجرها میتواند عملیاتهای حزبالله را برای مدتی مختل کند.
جاناتان پانیکوف، معاون سابق افسر اطلاعات ملی آمریکا در خاورمیانه هم به رویترز گفت که حزبالله ممکن است بزرگترین شکست ضد اطلاعاتی خود در دهههای اخیر را کماهمیت جلوه دهد، اما افزایش تنشها میتواند در صورت تداوم ناکامیهای دیپلماتیک به جنگ تمامعیار منجر شود.
مراد ویسی در برنامه روزانهاش در ایران اینترنشنال، خبرهای مهمی را که در لابهلای اخبار دیده، همراه با نکات تحلیلی و سوابقی که هر خبر ممکن است داشته باشد، گردآوری میکند تا اگر کسی فرصت پیگیری اخبار را نداشته باشد، بتواند با دیدن این برنامه از مهمترین اخبار روز مطلع شود.
این متن خلاصه مطالب مطرح شده در برنامه سیاست با مراد ویسی است که روزهای شنبه تا چهارشنبه اینجا به اشتراک گذاشته خواهد شد.
یکی از مقامات ارشد حزبالله این حادثه را بزرگترین نفوذ امنیتی اسرائیل از زمان تاسیس حزبالله توصیف کرده است. این عملیات بار دیگر نشاندهنده برتری تکنولوژیک، اطلاعاتی و عملیاتی اسرائیل نسبت به جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن است.
در این عملیات، اسرائیل از یک سو برتری تکنولوژیک خود را با نفوذ به سامانههای ارتباطی حزبالله به نمایش گذاشت و از سوی دیگر، این نشان از برتری اطلاعاتی اسرائیل بود.
اسرائیل همچنین توانست این برتری تکنولوژیک و اطلاعاتی را به برتری عملیاتی تبدیل کرده و در یک عملیات پیچیده، چند هزار عضو حزبالله را هدف قرار دهد.
تاثیر روانی این عملیات که نوعی تحقیر حزبالله بود بسیار مهمتر از جنبه عملیاتی آن است. این عملیات اعتماد بهنفس نهادهای اطلاعاتی اسرائیل را که پس از حمله هفتم اکتبر حماس زیر سوال رفته بود، تقویت کرد.
از سوی دیگر، به روحیه نیروهای حزبالله آسیب زد و نشان داد که ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی آنها نفوذپذیر و آسیبپذیر هستند.
در ماههای گذشته، اسرائیل با هدف قرار دادن اسماعیل هنیه رهبر حماس در تهران و ترور او این برتری تکنولوژیک، اطلاعاتی و عملیاتی خود را به نمایش گذاشته بود. آن عملیات در حساسترین شرایط امنیتی و در یکی از محافظتشدهترین روزها، یعنی مراسم تحلیف پزشکیان انجام شد.
همین ویژگی در نحوه ترور محمدرضا زاهدی، فرمانده ارشد سپاه در سوریه و لبنان نیز مشاهده شد؛ جایی که یک هواپیمای اف-۳۵ اسرائیلی با شلیک موشکی از ارتفاعات جولان به سوی دمشق، ساختمان محل اقامت زاهدی را دقیقا هدف قرار داد و او را به همراه چند فرمانده دیگر سپاه به قتل رساند.
پیش از آن نیز، اسرائیل محسن فخریزاده، مسئول برنامه هستهای نظامی جمهوری اسلامی را با استفاده از تیربار اتوماتیک به قتل رسانده بود.
در مقابل، جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن بیشتر متکی به حملات انبوه موشکی و پهپادی به اسرائیل هستند. حمله فروردینماه جمهوری اسلامی به اسرائیل، حملات راکتی و پهپادی حزبالله به شمال اسرائیل در ماههای اخیر و حمله موشکی اخیر حوثیها به تلآویو از نمونههای این حملات هستند که عمدتا دقت کافی ندارند.
در واقع، جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی آن تاکنون نتوانستهاند بهطور مستقیم به فرماندهان و مسئولان اسرائیلی دسترسی یافته و آنها را ترور کنند.
در تازهترین مورد، اسرائیل اعلام کرده که تلاش حزبالله برای ترور آوی کوخاوی، فرمانده سابق ارتش اسرائیل را نیز خنثی کرده است.
یکی دیگر از نکات مهم در عملیات اخیر اسرائیل و انفجار پیجرهای اعضای حزبالله این است که مجتبی امانی، سفیر ایران در بیروت نیز در میان مجروحان این حادثه قرار دارد. این موضوع نشاندهنده روابط نزدیک بین حزبالله و سفیر جمهوری اسلامی است که از زمان تاسیس حزبالله تا کنون وجود داشته و چندان هم پنهان نبوده است.
دو نکته دیگر در این عملیات اسرائیل و بهویژه مجروح شدن سفیر ایران، حائز اهمیت است.
نخست، عزم بنیامین نتانیاهو و نهادهای اطلاعاتی اسرائیل برای شاخ به شاخ شدن با حزبالله و جمهوری اسلامی و دوم اینکه جمهوری اسلامی با مجروح شدن سفیر خود تحت فشار بیشتری از سوی طرفدارانش برای پاسخ به اسرائیل قرار گرفته است، در حالیکه هنوز به ترور هنیه در تهران پاسخی نداده است.
در دو ماهی که از ترور هنیه گذشته، فرماندهان سپاه به طور مداوم از انتقام سخت سخن گفتهاند، اما طرفداران آنها شاهد بودهاند که این وعدهها تنها در حد رجزخوانی باقی مانده است.
حال که سفیر ایران در بیروت نیز مجروح شده، فشار بر سپاه افزایش یافته است. چرا که اسرائیل به طور مداوم حملات خود را انجام میدهد و فرماندهان سپاه تنها به سخنرانیهای بیعمل اکتفا کردهاند.
نکته پایانی در مورد این عملیات اسرائیل علیه اعضای حزبالله این است که این عملیات شرایط دولت جو بایدن را نیز پیچیدهتر کرده است.
دولت بایدن بهطور مداوم در تلاش است تا مانع از وقوع جنگ تمامعیار بین حزبالله و اسرائیل شود و تمایلی ندارد که ۵۰ روز مانده به انتخابات آمریکا شاهد آغاز این جنگ و احتمالا ورود آمریکا به این درگیری باشد.
با این حال، نتانیاهو چندان اعتنایی به ملاحظات بایدن نمیکند و به پیشبرد اقدامات خود علیه جمهوری اسلامی و حزبالله ادامه میدهد. در همین راستا، وزارت خارجه آمریکا نیز سریعا موضعگیری کرده و اعلام نموده است که از این عملیات اطلاعی نداشته و از جمهوری اسلامی خواسته تا از تشدید تنشها در منطقه خودداری کند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، مسئولان زندان اوین روز ۲۷ شهریور از اعزام نرگس محمدی، فعال حقوق بشر، به بیمارستان برای آنژیوگرافی و تعویض استنت قلب جلوگیری کردند.
یک منبع مطلع از وضعیت محمدی به ایراناینترنشنال گفت اعزام این فعال حقوق بشر زندانی به بیمارستان، با وجود وخامت وضعیت جسمانی، نامهنگاری پزشک متخصص با زندان و آماده بودن مجوز اعزام او، برای دومین هفته متوالی به بهانه نبودن مامور و پاسیار زندان برای اعزام لغو شده است.
پیش از این در مرداد ماه، کمیته راهبردی ائتلاف بینالمللی «آزادی نرگس» با انتشار بیانیهای ضمن ابراز نگرانی شدید و هشدار درباره وخامت وضعیت سلامت محمدی خواستار آزادی فوری و دسترسی کامل و مستقل او به خدمات درمانی شده بود.
این بیانیه با بیان اینکه محمدی در بهمن ۱۴۰۰ با گرفتگی ۷۵ درصدی یکی از شریانهای اصلی قلب، تحت آنژیوپلاستی فوری قرار گرفت و یک لوله توری یا استنت در آن شریان کار گذاشته شد، اعلام کرد: «نتایج آزمایشات پزشکی جدید نشان میدهند این استنت بنا به انسداد جدید نیاز به جایگزینی دارد و احتمالا دو رگ قلبی-عروقی دیگر نیز به مداخله مشابهی نیاز خواهند داشت.»
ائتلاف آزادی نرگس روز سهشنبه ۲۲ خرداد امسال آغاز به کار کرد و بنیاد نرگس، انجمن قلم (PEN) آمریکا، سازمان گزارشگران بدون مرز و سازمان فرانتلاین دیفندرز از جمله حامیان اصلی آن هستند.
به نوشته این ائتلاف، محمدی در هشت ماه گذشته از درد شدید در ناحیه کمر و زانو رنج کشیده و بنا بر تشخیص تیم پزشکی متخصص و آزمایشهای سیتیاسکن و امآرآی، این مساله ناشی از آسیبدیدگی دیسک ستون فقرات است.
این بیانیه با تاکید بر اینکه مراتب درمان این عارضه نیاز به فیزیوتراپی و سایر درمانهای منظم دارد، نوشت که در هشت ماه گذشته سه بار با مقامات زندان مکاتبه شده اما هر بار با انجام آن مخالفت شده است.
این فعال حقوق بشر زندانی در بهمن ماه ۱۴۰۲ هم تحت آندوسکوپی قرار گرفت و نتایج آن حاکی از وجود زخمهایی در معده و مری او بود.
او هماکنون برای درمان این عارضهها دارو مصرف میکند.
او در سالهای گذشته بارها با عناوین اتهامی مختلف به دلیل فعالیتهای حقوق بشریاش بازداشت، محاکمه و حدود شش سال زندانی شد.
این فعال حقوق بشر آخرین بار در آبان ۱۴۰۰ بازداشت شد و از آن زمان تاکنون در پروندههای مختلف مجموعا به ۱۳ سال و سه ماه زندان محکوم شد.
۱۵۴ ضربه شلاق، چهار ماه رفتگری و نظافت خیابانها، دو سال ممنوعالخروجی، دو سال منع استفاده از تلفن هوشمند، دو فقره جزای نقدی، محرومیتهای اجتماعی و سیاسی و تبعید، دیگر مجازاتهای تعیین شده برای او هستند.
در سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان سیاسی و زیر پا گذاشتن حق دسترسی آنان به درمان مناسب از سوی مسئولان زندانها در ایران منتشر شده است.
در این سالها افرادی از جمله ساسان نیکنفس، بهنام محجوبی، بکتاش آبتین و جواد روحی، جان خود را در زندان از دست دادند.
جمهوری اسلامی هیچ مسئولیتی در قبال مرگ این افراد که به دلیل اعمال فشار، شکنجه و ارائه ندادن خدمات پزشکی بوده، نپذیرفته است.
شرکت متا، مالک فیسبوک، اینستاگرام و واتساپ، اعلام کرد چندین رسانه دولتی روسیه از جمله راشا تودی (RT) و روسیه سگودنیا را به دلیل «فعالیتهای مداخله جویانه خارجی» و استفاده از تاکتیکهای فریبنده برای نفوذ و دور زدن سیستمهای شناسایی در پلتفرمهایش در سراسر جهان مسدود میکند.
این اقدام نشانگر تشدید سیاستهای متا در قبال رسانههای دولتی روسیه است و قرار است طی روزهای آینده اجرایی شود.
متا تاکید کرده رسانههای دولتی روسیه از این پس اجازه فعالیت بر روی هیچ یک از پلتفرمهای تحت مالکیت این شرکت را نخواهند داشت.
به گزارش بیبیسی، سفارت روسیه در واشنیگتن و خبرگزاری اسپوتنیک، به درخواستهای خبرنگاران برای اظهار نظر در این زمینه واکنش نشان ندادند.
با این حال، شبکه راشا تودی در بیانیهای به انتقاد از این اقدام پرداخت و آن را بخشی از «تلاش غرب برای سرکوب رسانههای مستقل» توصیف کرد و نوشت: «نگران نباشید، ما راههای خود را برای ادامه کار پیدا خواهیم کرد.»
این تصمیم متا در حالی اتخاذ شده که رسانههای دولتی روسیه بهویژه در سالهای اخیر به دلیل آنچه تلاشهای گسترده برای نفوذ در سیاستهای داخلی کشورهای غربی و ترویج روایتهای دستراستی در موضوعاتی نظیر مهاجرت، جنسیت و اقتصاد خوانده شده، تحت فشارهای زیادی قرار گرفتهاند.
وزارت خارجه ایالات متحده نیز هفته گذشته راشا تودی را به عنوان «بازوی غیررسمی اطلاعات روسیه» معرفی و تحریمهای جدیدی علیه آن اعمال کرد.
این اولین باری نیست که متا به مقابله با رسانههای دولتی روسیه برمیخیزد.
در سال ۲۰۲۲ پس از آغاز جنگ اوکراین، متا به درخواست اتحادیه اروپا، بریتانیا و اوکراین اقدام به مسدودسازی بخشی از محتوای رسانههای دولتی روسیه در این مناطق کرد.
این اقدامات شامل جلوگیری از تبلیغات و محدود کردن دسترسی به محتوای این شبکهها بود.
از آنجا که دولت روسیه به شکل گستردهای از این رسانهها به عنوان ابزاری برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی در خارج از مرزهای خود استفاده میکند، تحلیلگران معتقدند که این اقدام متا به احتمال زیاد تنشها میان غرب و روسیه را در حوزه رسانهای افزایش خواهد داد.
همزمان با دومین سالگرد کشته شدن مهسا ژینا امینی در بازداشت گشت ارشاد، بهاره هدایت، فعال و زندانی سیاسی، در مصاحبه با نشریه فرانسوی «فیگارو» گفت زنان در ایران «حاضرند بمیرند ولی حجاب نپوشند».
او در این مصاحبه که روز ۲۵ شهریور در فیگارو منتشر شد، تاکید کرد چیزی که پیش از همه برایش جالب است این است که بحث حجاب دیگر قابل مذاکره نیست و دختران «نسل زد» میخواهند خودشان انتخاب کنند نه با محدودیت.
نسل زد که در جهان با عنوان عامیانه «زومر»ها هم شناخته میشوند همان دهههشتادیهای ایران هستند؛ نسلی که از ابتدای تولد، شاهد پیشرفت اینترنت و تکنولوژیهای دیجیتالی بودهاند و به همین دلیل به آنها بومیهای دیجیتال هم میگویند.
بسیاری از کارشناسان بر این باورند که دیدگاه سیاسی ابین نسل متفاوت است، محافظهکاری سیاسی نسلهای قبل را ندارند و باورهای سیاسیشان پیشروتر و آوانگاردتر است.
هدایت در گفتوگو با فیگارو افزود دیدگاه نسل زد واضح و فراتر رفتن از گفتمان اصلاحطلبی قبلی و خواست آشکار سرنگونی رژیم در ایران است و جوانان در این کشور از هرگونه امتیاز دادن به جمهوری اسلامی سر باز میزنند و جنبشی که به راه انداختهاند با هر نوع تبعیض اعم از جنسی، مذهبی، قومی و اجتماعی مخالف است.
همزمان با این سخنان، گروهی از زنان ایرانی در با کارزاری خودجوش در شبکههای اجتماعی که بدون ترس از فشار و سرکوب حکومت، تصاویر خود را بدون حجاب اجباری در اماکن عمومی با متن مشترک «من یک نفرم یکی از بیشمار زنان شهر» منتشر کردهاند.
این در حالی است که فشارها برای تحمیل حجاب اجباری از سوی نهادهای حکومتی ادامه دارد.
این کنشگر سیاسی که در حال حاضر در مرخصی بیماری به سر میبرد، در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان نافرمانی ادامهدار زنان ایرانی را با وجود سرکوب حکومت توضیح داد، گفت دختران نسل زد اعتماد به نفس باورنکردنی دارند و نافرماناند.
به گفته او، این نسل از هیچ شکلی از اقتدار را به رسمیت نمیشناسد و اگر چیزی را دوست نداشته باشد، آن را کاملا رد میکند.
او در ادامه اظهاراتش، حجاب اجباری را در مرکز بحث نسل جدید جوانان در ایران توصیف کرد و گفت این نسل مبارزه با حجاب اجباری را به مبارزه علیه ساختار جمهوری اسلامی پیوند میزند: «دو مبارزه جداییناپذیر مانند دوقلوهای به هم چسبیده.»
هدایت با اشاره به ممنوعیتهای قانونی در ایران برای زنان از جمله برای شهادت در دادگاه، حضانت فرزند و دیه، «ابزار اصلی این ظلم» را حجاب دانست.
او موضوع دفاع برخی افراد در غرب از حجاب را مطرح کرد و گفت: «این حجابی که به ما تحمیل میشود یک تکه پارچه ساده نیست... من در قلب خاورمیانه زندگی میکنم. من برای دموکراسی مبارزه میکنم. حجاب ابزار ظلم و ستم است: بر بدن من، بر اندیشه من، بر سرنوشت من.»
این فعال سیاسی در مصاحبه با فیگارو از غرب خواست از چانهزنی با جمهوری اسلامی دست بردارد.
هدایت تاکید کرد سرکوب مردم از سوی حکومت جمهوری اسلامی به این دلیل است که ترسیده و تلاش میکند زمان بخرد، «اما خواستههای برآوردهنشده فقط دوباره، به شکلی دیگر، در زمانی دیگر سر بر میآورد. نسل جدیدی که میآید حتی رادیکالتر و مصممتر خواهد بود».
او در تیر ماه هم در مصاحبه با ایراناینترنشنال با اعتراض به روشنفکران و نخبگانی که مردم را به شرکت در انتخابات دعوت میکنند، خواستار گردن گذاشتن به نظر مردم و نه قاطع آنها به جمهوری اسلامی شد.
این کنشگر ۴۲ ساله که فعالیت سیاسی خود را با خط فکری اصلاحطلبی از اوایل دهه ۸۰ شمسی شروع کرد، تاکنون سالها زندان از جمله هفت سال حبس بعد از اعتراضها به نتایج انتخابات سال ۱۳۸۸ را تحمل کرده است.
او در سالهای اخیر با تجدیدنظر در دیدگاه سیاسیاش خواهان براندازی جمهوری اسلامی شده است.
هدایت دی ماه سال گذشته با انتشار نامه مفصلی از زندان اوین با عنوان «ما لیبرالها کجای میدان براندازی ایستادهایم؟»، خواستار تقویت حضور نیروهای لیبرال در عرصه سیاست شد.
همزمان با برپایی کارزار خودجوش گروهی از زنان در شبکه ایکس که در رویارویی جدیدی با حکومت تصاویر بدون حجاب خود را در اماکن عمومی منتشر میکنند، بیخبری مسعود پزشکیان از حضور گشت ارشاد در خیابانها با اعتراض کاربران رسانههای اجتماعی مواجه شده است.
رییس دولت در ایران روز دوشنبه ۲۶ شهریور در نشست خبری خود در پاسخ به مریم شبانی، خبرنگار مجله «اندیشه پویا»، درباره ادامه فعالیت گشت ارشاد در خیابانها ابراز بیاطلاعی کرد و گفت: «هنوز گشت ارشاد اذیت میکند؟ قرار نبود ادامه دهند، پیگیری میکنم که دیگر اذیت نکنند.»
گروهی از کاربران و خبرنگاران منتقد این برخورد و بیاعتنایی پزشکیان به موضوع آزار زنان در رابطه با حجاب اجباری را محکوم کردند.
برای مثال، مرجان زهرانی خبرنگار ساکن ایران، روز سهشنبه در توییتی نوشت: «فاصله میدان فاطمی تا انتهای مطهری، دست کم ۳ ون گشت ارشاد دیدم. شاید شما گفته باشید ولی اونها جمع نکردن! رونوشت به آقای پزشکیان.»
عسل دادشلو، خبرنگار دیگر هم با لحنی کنایهآلود در حساب ایکس خود نوشت ویدیوی این بخش از صحبتهای پزشکیان را در گوشی موبایلش نگه میدارد و افزود: «جایی نگهم داشتن نشون میدم، ببینیم چی میشه.»
کاربری هم برای ایراناینترنشنال نوشت ادعای بیخبری پزشکیان از گشت ارشاد، مشابه همان ادعای حسن روحانی است که پس از آبان ۹۸ گفته بود من هم صبح جمعه از گرانی بنزین مطلع شدم.
مخاطب دیگری خندهها و بیاطلاعی پزشکیان را با حمایت ابراهیم رئیسی از گشت ارشاد مقایسه کرد.
با این حال، محمدجعفر منتظری، رییس دیوان عالی کشور، در واکنش به انتقاد شبانی به گشت ارشاد و برخورد با زنان در جریان نشست رسانهای پزشکیان گفت اگر قرار است با گشت ارشاد برخورد شود، باید با «وضع نامناسب» آن خبرنگار هم برخورد شود.
من یک نفرم، یکی از بیشمار زنان شهر
این تحولات همزمان شده است با کارزار زنان ایرانی در شبکههای اجتماعی که بدون ترس از فشار و سرکوب حکومت، تصاویر خود را بدون حجاب اجباری در اماکن عمومی با متن مشترک «من یک نفرم یکی از بیشمار زنان شهر» منتشر میکنند.
این در حالی است که فشارها برای تحمیل حجاب اجباری از سوی نهادهای حکومتی ادامه دارد.
برای نمونه، آرزو بدری زن جوانی که روز اول مرداد و هنگامی که بعد از اتمام کار در شهرستان نور استان مازندران با خواهرش به سوی خانه میرفت، با ایست-بازرسی پلیس مواجه شد و بر اثر این تیراندازی پلیس از ناحیه کمر هدف اصابت گلوله قرار گرفت و نخاع و ریهاش آسیب جدی دید.
گزارشهای رسیده به ایراناینترنشنال حاکی از آن است که برای خودرویی که آرزو بدری سرنشین آن بود، به اتهام رعایت نشدن حجاب اجباری از سوی سرنشینان، «حکم توقیف» صادر شده بوده و پلیس از در عقب سمت راننده به خودرو شلیک کرده است.
بسیاری از کاربران در این کارزار، این بار نه تنها تلاشی برای پوشاندن صورت خود نکردند، بلکه با هویتی آشکار، مخالفت خود را با حجاب اجباری به نمایش گذاشتند.
پیشتر برخی از زنان به واسطه انتشار تصاویرشان در شبکههای اجتماعی بازداشت شده و در برخی موارد اعترافات اجباری آنها از رسانهها پخش شده است.
بسیاری از زنان و دخترانی که در این کارزار شرکت کردهاند از هشتگ مهسا امینی نیز استفاده کردهاند.
انتشار این تصاویر از آن رو اهمیت دارد که جمهوری اسلامی پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» که در پی جان باختن مهسا ژینا امینی به راه افتاد، بار دیگر فشارها را علیه زنان ایرانی برای اعمال حجاب اجباری افزایش داد.
در جریان خیزش سراسری «زن، زندگی، آزادی» بسیاری از زنان و دختران روسریهای خود را از سر برداشتند و برخی نیز آنها را در خیابانها آتش زدند.
این اولین بار نیست که کارزارهایی در شبکههای اجتماعی علیه حجاب اجباری به راه میافتد.
پیش از جان باختن مهسا ژینا هم در تیرماه ۱۴۰۱، فعالان و گروههای مخالف حجاب اجباری کارزار گسترده خود با عنوان «حجاب بیحجاب» را در چارچوب نافرمانی مدنی و به منظور مخالفت عملی با حجاب اجباری و برخوردهای خشونتآمیز حکومتی آغاز کردند.
در آن زمان، محمدمهدی حسینی همدانی، امام جمعه کرج و نماینده خامنهای در استان البرز، درباره کارزار «من محجبه و مخالف گشت ارشادم» که در شبکههای اجتماعی به راه افتاده بود، گفت: «دشمن چون در برنامههایی که برای ۲۱ تیر ماه (روز عفاف و حجاب) داشت پیروز نشد، امروز این پویش را راه انداخته است.»
علاوه بر پویش «من محجبه و مخالف گشت ارشادم» که از سوی زنان محجبه به راه افتاده بود، کارزار دیگری نیز با عنوان «مخالف حجاب اجباری هستیم» با شعار «در این اتحاد همراه شوید» در شبکههای اجتماعی به راه افتاد.
در اسفندماه ۱۴۰۲ نیز پس از آن که گروهی از حامیان حکومت به صورت هماهنگ از عبارت «سلیطه» برای خطاب کردن زن معترض در ویدیوی حمله یک آخوند به زنی درمانگاه قم استفاده کردند، فعالان زنان و طیف وسیعی از کاربران رسانههای اجتماعی با هشتگ «ما سلیطهایم» به این اقدام واکنش نشان دادند.
فعالان زنان و بسیاری از کاربران تاکید کردند که با هشتگ «ما سلیطهایم» قصد دارند مقابل «یک سنت تاریخی» علیه زنان بایستند.