آرشام رضایی، زندانی سیاسی پس از انتقال به زندان قزلحصار، در سلول انفرادی بهسر میبرد
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، آرشام رضایی، زندانی سیاسی روز هشتم آبان، به صورت ناگهانی از زندان اوین به زندان قزلحصار کرج منتقل شده است.
او در یکی از سلولهای انفرادی زندان قزلحصار کرج بهسر میبرد و از حق تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم شده است.
در آستانه ۱۷ آبان، روز پرستار در ایران، گروهی از پرستاران و کادر درمان، روز ۱۴ آبان در شهرهای مختلف از جمله یزد، زنجان و بوشهر دست از کار کشیدند و تجمعات اعتراضی برگزار کردند. همزمان شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران از بازداشت محرمعلی رمضانی، نماینده اول پرستاران زنجان خبر داد.
ویدیوهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و رسانهها نشان میدهند گروهی از پرستاران و کادر درمان در زنجان، روز دوشنبه تجمع اعتراضی برگزار کرده و شعارهایی چون «وعده وعید کافیه/ سفره ما خالیه» سر دادند.
همزمان شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران اعلام کرد محرمعلی رمضانی، در جریان جشن روز پرستار بازداشت شده است.
طبق این گزارش، بازداشت نماینده اول پرستاران زنجان، واکنشهای گستردهای در میان جامعه پرستاری و عموم مردم به دنبال داشته است.
ویدیوهای منتشرشده نشان میدهند گروهی از پرستاران و کادر درمان شهر یزد هم روز ۱۴ آبان تجمع اعتراضی برگزار کردند.
پرستارن معترض در این تجمع شعارهایی از جمله «با کرونا جنگیدیم/ حمایتی ندیدیم» سر دادند.
شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران در گزارشی از این تجمع به عنوان «یک حرکت بیسابقه» نام برد و نوشت که پرستاران تمامی بیمارستانهای یزد از جمله بیمارستانهای صدوقی، رهنمون و افشار، دست به تجمع اعتراضی گسترده زدند.
طبق این گزارش، این اعتراضات به حدی شدت گرفته که بیمارستانها در شرف تعطیلی هستند و تنها عملهای اورژانسی انجام میشوند و بیماران اورژانسی خدمات دریافت میکنند.
در بوشهر، پرستاران و کادر درمان در بخشهای آزمايشگاه و رادیولوژی، روز ۱۴ آبان در اعتراض به وضعیت معیشتی، پایمال شدن حقوق و وجود تبعیض و و فشارهای کاری بالا در محل کار خود دست به تجمع اعتراضی زدند.
روز ۱۳ آبان نیز پرستاران بیمارستان نظام مافی شهرستان شوش در استان خوزستان، در اعتراض به شرایط سخت کاری و وضعیت نامناسب معیشتی دست به تجمع و اعتصاب زدند.
در روز ۱۲ آبان هم در ادامه اعتراضات خیابانی اعضای کادر درمان، پرستاران شهرهای فسا، مشهد و یزد، تجمع اعتراضی برگزار کردند.
طی همان روز، گروهی از پرستاران با شرکت در کارزار «روبان مشکی» و بستن دستبند و بازوبند مشکی، خواستار پیگیری مطالبات صنفی و معیشتی خود شدند.
ششم آبان ماه، شورای هماهنگی اعتراضات پرستاران به مقامهای جمهوری اسلامی هشدار داد که تعیین تکلیف نشدن خواستههای پرستاران واکنش قاطع و هماهنگ آنها را در پی خواهد داشت.
این تشکل صنفی عواقب این موضوع را متوجه مسئولان دانست و اعلام کرد تقلیل مطالبات پرستاران به پرداخت مبالغ اندک، آبی بر آتش اعتراضات خواهد پاشید و آن را شعلهورتر میکند.
این اطلاعیه، اتحاد و اعتراض سراسری را رمز پیروزی جامعه پرستاری نامید و از اعتصاب پرستاران در روز ۱۷ آبان، مصادف با روز پرستار در ایران خبر داد.
پرستاران و اعضای کادر درمان در ایران طی سالهای گذشته بارها در اعتراض به رسیدگی نشدن به خواستهها و مطالبات خود دست به تجمع، تحصن و اعتصاب زدند.
در یکی از آخرین نمونهها، پرستاران شهرهای مختلف کشور از روز ۱۵ مرداد به مدت بیش از یک ماه در حدود ۵۰ شهر و ۷۰ بیمارستان ایران دست از کار کشیدند و تجمع اعتراضی برگزار کردند.
احمد نجاتیان، رییس سازمان نظام پرستاری، روز ۱۲ آبان با اشاره به ترک خدمت هزار و ۵۰۰ پرستار در سال گفت طی یک سال اخیر ۵۰۰ پرستار مهاجرت کردهاند.
محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار، روز ششم آبان در گفتوگو با «شبکه شرق» با بیان این که در ایران ۵۰ هزار پرستار خانهنشین داریم، گفت: «تا زیرساخت را درست نکنیم، استخدام مثل آبی است که در آبکش ریخته میشود.»
در سالهای گذشته شماری از انجمنها و نهادهای صنفی پرستاری نیز درباره روند رو به رشد مهاجرت پرستاران، تغییر شغل یا خروج آنها از چرخه خدمات درمانی، هشدار دادهاند.
قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران اعلامکرد یک فروند هواپیمای فوق سبک نیروی زمینی سپاه پاسداران در حین انجام عملیات رزمی «شهدای امنیت» در منطقه مرزی جنوب شرق سیرکان دچار حادثه شد و به دنبال آن، حمید مازندرانی، فرمانده تیپ نینوای استان گلستان و خلبان حامد جندقی، کشته شدند.
بر اساس گزارشهای رسانههای داخلی، هواپیمای سانحه دیده از نوع جایروپلن (هواچرخ) است. هواچرخ، پرنده فوق سبک با ظرفیت معمولا دو نفر است.
حادثه در رزمایش خودیها
این اولین بار نیست که رزمایش نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی با تلفاتی در جبهه خودی همراه میشود. مروری بر گزارشها نشان میدهد پیش از این بارها چنین اتفاقاتی رخ داده و در اکثر موارد، هیچ گزارش رسمیای از بررسی دلایل و برخورد احتمالی با عوامل این حوادث منتشر نشده است.
در یک نمونه، سپاه فجر استان فارس هشتم آبان از سقوط یک فروند بالگرد هوانیروز سپاه پاسداران در حوالی شهرستان زریندشت خبر داد و گفت این پرواز تحت ماموریت آموزشی یکی از یگانهای نیروی زمینی این نیرو انجام و یکی از سرنشینان آسیب دید که به بیمارستان منتقل شد.
رسانههای داخلی روز سهشنبه ۲۱ آذر ۱۴۰۲ از کشته و زخمی شدن سه عضو یگان «نوپو» پلیس زنجان در یک رزمایش خبر دادند و نوشتند «موج انفجار حاصل از تمرینات» باعث شد سه تن از نیروهای نوپو مجروح و به بیمارستان منتقل شوند.
خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، به نقل از رییس دانشگاه علوم پزشکی زنجان نوشت بعد از سه روز، دو تن از نیروها مرخص شدند اما نفر سوم به نام علی بیات، دچار «مرگ مغزی» شد.
در یک «مانور محدود داخلی» که سوم تیر ۱۳۹۶ در ترمینال چهار فرودگاه مهرآباد انجام شد، مهدی یزدی، از نیروهای حفاظت سپاه پاسداران در فرودگاه مهرآباد مورد اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد.
بر اساس اطلاعات منابع غیررسمی، یزدی در این مانور نقش یک فرد انتحاری را داشته است که به اشتباه گلوله به سرش اصابت میکند.
رزمایش شهدای امنیت سپاه پاسداران
به گفته احمد شفاهی، جانشین قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه پاسداران، رزمایش شهدای امنیت سپاه پاسداران به دنبال «حادثه تروریستی پنجم آبان» که به کشته شدن تعدادی از نیروهای سپاه پاسداران منجر شد، برگزار شده است.
هدف این رزمایش، «تمرین برای مقابله با تهدیدات امنیتی و شناسایی تحرکات تیمهای تروریستی و اقدامات خرابکارانه دشمن در مناطق جنوب شرق ایران» اعلام شده است.
وزارت کشور روز پنجم آبان از کشته شدن ۱۰ نفر از نیروهای نظامی در محور مواصلاتی گوهرکوه شهرستان تفتان در استان سیستان و بلوچستان خبر داد و «جیش العدل»، مسئولیت این حمله را به عهده گرفت.
طبق این گزارش، وزیر کشور تیمی متشکل از مقامات این وزارتخانه و فرماندهان انتظامی را مامور بررسی ابعاد این رخداد کرد.
به گفته شفاهی، در رزمایش امروز «از بخشی از ظرفیت و توانمندی یگانهای صابرین، نیروی مخصوص، هوانیروز، پهپادی، جنگال، مهندسی و همچنین مشارکت نیروهایی از فراجا و اداره کل اطلاعات و بسیج استفاده شده و تعدادی از ادوات و تجهیزات نوین رزمی نیز مورد آزمون و آزمایش میدانی و عملیاتی قرار گرفته» است.
گروه جیش العدل
از پاییز سال ۱۴۰۱ و پس از جمعه خونین زاهدان و سرکوب اعتراضات مردمی در نمازهای جمعه متمادی در شهرهای مختلف استان سیستان و بلوچستان، برخی عوامل امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی به دست افراد مسلح کشته شدهاند.
در برخی از این موارد گروه جیش العدل، با صدور بیانیههایی مسئولیت این حملات را بر عهده گرفته است.
جیش العدل که هم جمهوری اسلامی و هم آمریکا آن را «سازمانی تروریستی» خواندهاند، در سالهای گذشته نیز حملاتی مشابه به مواضع سپاه پاسداران و نیروهای نظامی در استان سیستان و بلوچستان انجام داده است.
کنش اعتراضی دختر دانشجوی دانشگاه علوم و تحقیقات و بازداشت او در کانون توجه افکاری عمومی ایران و جهان قرار گرفته است. شیرین عبادی، برنده جایزه نوبل صلح، با اشاره به انتساب اختلال روانی به این دختر جوان، بیمارانگاری معترضان را روش دیرینه حکومت برای سرکوب مخالفان خواند.
عبادی روز دوشنبه ۱۴ آبان در اینستاگرم خود نوشت که واکنش حکومت به این رویداد، چیزی جز «تکرار همان سناریوی نخنما مبنی بر اختلال روانی فرد معترض» نیست.
او بیمارانگاری معترضان را روش دیرینه دستگاه سرکوب خواند و نوشت: «اگر دانشجوی معترض علوم تحقیقات بیمار بود، چرا بازداشتش کردید؟ آیا دستگاه امنیتی مسئول رسیدگی به وضعیت پزشکی شهروندان است؟»
عبادی با اشاره به «تجربه دردناک» قتل بهنام محجوبی، زندانی سیاسی، در پی انتقال به بیمارستان روانپزشکی، تاکید کرد که انتقال شهروندان از سوی دستگاه امنیتی به بیمارستانهای روانی مصداق شدیدترین شکنجههاست.
چهار انجمن روانشناسی و روانپزشکی ایران سال گذشته از اقدامات جمهوری اسلامی در «سوءاستفاده از روانپزشکی و روانشناسی» برای سرکوب مخالفان حجاب اجباری انتقاد کرده بودند.
دختر دانشگاه علوم و تحقیقات، روز شنبه ۱۲ آبان در پی برخورد فیزیکی ماموران حراست و تلاش آنها برای تحمیل حجاب اجباری، در اقدامی اعتراضی برهنه شد.
ساعاتی پس از انتشار گسترده ویدیوهای این کنش اعتراضی، برخی منابع گزارش دادند که او همراه با ضرب و جرح بازداشت و به بیمارستان روانی منتقل شده است.
هنوز از محل نگهداری این دختر دانشجو خبری منتشر نشده است.
هشتگهایی در حمایت از دختر علوم تحقیقات
ویدیو و تصاویر ارسالشده به ایراناینترنشنال نشان میدهند شعارهای «زن زندگی آزادی»، «آهو دریایی باجنم، زندهباد» و «مرگ بر خامنهای قاتل»، شامگاه یکشنبه ۱۳ آبان در حمایت از اعتراض دختر علوم تحقیقات، بر دیوارهایی در تهران نوشته شدند.
از روز شنبه دوازدهم آبان تاکنون، تعدادی از وکلا مانند مریم کیانارثی، برای دفاع رایگان از این دانشجو اعلام آمادگی کردهاند.
در این مدت بسیاری از کاربران رسانههای اجتماعی نیز کنش اعتراضی این دختر را با ویدا موحد مقایسه کردند که روز شش دی سال ۱۳۹۶ روی جعبه برقی در خیابان انقلاب تهران رفت، روسری سفید خود را بر سر چوب زد و آغازگر جنبشی به نام «دختران خیابان انقلاب» شد.
هشتگ «دختر علوم تحقیقات» در این مدت دهها هزار بار در پستهای کاربران فارسیزبان تکرار شده است.
هویت این دختر تاکنون مشخص نشده اما از روز یکشنبه برخی نام او را «آهو دریایی» و دانشجوی رشته زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه علوم و تحقیقات معرفی کردهاند.
هشتگ این نام نیز در رسانه اجتماعی ایکس هزاران بار استفاده شده است.
شماری از شهروندان با ارسال پیامهایی صوتی به ایراناینترنشنال، درباره واکنش حکومت به اقدام اعتراضی دختر دانشجوی دانشگاه علوم و تحقیقات در از تن درآوردن لباسهایش صحبت کردند.
یک مخاطب ایراناینترنشنال گفت: «اعتراض این دانشجو بلندترین صدای بیصدایان بود. صدای او تا ابد در تاریخ خواهد ماند.»
شهروندی دیگر در پیام خود تاکید کرد: «واکنش حکومت بستگی به همت دانشجویان ایران دارد. اگر همراهی نکنند حکومت جای شاکی و متشاکی را عوض میکند. اگر ظلم را تحمل کنیم بدتر از اینها سرمان میآید.»
واکنشهای جهانی
کاربران رسانههای اجتماعی، فعالان حقوق بشر و فعالان حقوق زنان در کشورهایی مانند چین و ترکیه نیز به حمایت از دختر دانشگاه علوم و تحقیقات پرداختند.
این موضوع در فضای مجازی چین به بحث محبوبی در میان مسائل ایران و خاورمیانه تبدیل و تعداد زیادی پست و کامنت در ستایش و تعریف از این دختر منتشر شده است.
در ترکیه، اتحادیه انجمنهای زنان با اطلاعرسانی درباره کنش این دختر و بازداشت او، نوشت: «زن، زندگی، آزادی!»
«کامپوس»، گروه مستقل زنان در ترکیه که برای بهبود وضعیت زنان دانشجو فعالیت میکند با بازنشر ویدیوی دختر دانشگاه علوم و تحقیقات در ایکس، به کنش اعتراضی او، بازداشت و انتقالش به بیمارستان روانپزشکی اشاره کرد.
این گروه نوشت: «مبارزه ما علیه فشارهایی که سعی دارند بر بدنهایمان تحمیل کنند، ادامه خواهد داشت.»
پتلفرم مسئولیت اجتماعی «خودت به تنهایی» (kiz basina) که با هدف کاهش انواع خشونت مبتنی بر نابرابری جنسیتی در ترکیه فعالیت میکند نیز با انتشار پستی در اینستاگرام، اقدام شجاعانه دختر دانشگاه علوم و تحقیقات را نمایش دوبارهای از رژیمی سرکوبگر خواند که باعث مرگ مهسا ژینا امینی و تحمیل شرایطی سخت بر زنان ایرانی شد.
این پلتفرم با اشاره به اعتراضات خیزش «زن، زندگی، آزادی» تاکید کرد که زنان ایرانی همچنان برای حقوق و آزادیهای اساسی خود و حضورشان در خیابانها مبارزه میکنند.
الیف شافاک، نویسنده ترکیهای-بریتانیایی، با بازنشر تصویری از کنش اعتراضی دختر علوم تحقیقات، در اینستاگرام خود نوشت در حال خواندن شعری از فروغ فرخزاد بوده که تصویر این دختر را دیده است.
او در این پست به «روح زیبا، مقاوم و سرکش زنان ایرانی» اشاره کرد و گفت به زنان در ایران، غزه، سودان، اوکراین و افغانستان میاندیشد که بدترین پیامدهای جنگ، خشونت و تروما را تحمل میکنند.
یائل براون-پیوه، رییس مجلس ملی فرانسه، ویدیوی دختر دانشگاه علوم و تحقیقات را با عبارت «زن، زندگی، آزادی» در ایکس منتشر کرد.
مای ساتو، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران با انتشار ویدیویی از دختر دانشجوی معترض به حجاب اجباری در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد تهران، در حساب ایکس خود نوشت که این موضوع و همچنین پاسخ مقامهای ایران را به دقت رصد خواهد کرد.
سازمان عفو بینالملل نیز در ایکس نوشت: «مقامهای جمهوری اسلامی باید فورا این دانشجو را که پس از درآوردن لباس در اعتراض به آزار و اذیت به دلیل حجاب اجباری از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده، آزاد کنند.»
کانون بینالمللی دانشگاهیان ایرانی (آیکویا) در بیانیهای ضمن حمایت از این دختر دانشجو، خواستار اعتراض جامعه جهانی به سرکوب سیستماتیک زنان و دانشجویان و افزایش فشار بر جمهوری اسلامی برای توقف خشونتهایش شد.
این کانون تاکید کرد که صدای آزادیخواهان ایران خاموششدنی نیست.
پیش از آن نیز تشکل دانشجویان پیشرو در واکنش به ضرب و شتم و بازداشت این دختر دانشجو در بیانیهای نوشت: «ما او را تنها نمیگذاریم و پیام روشنمان به حکومت اسلامی و وحوش اسلامگرا در دانشگاهها، پیشتر اعلام شده؛ ما به کمتر از نابودی جمهوری اسلامی راضی نخواهیم شد.»
خبرنامه دانشجویان دانشگاه امیرکبیر با انتشار تصاویری از یک مامور حراست واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد در پیامرسان تلگرام نوشت او عامل حمله به دختر دانشجو بوده است.
بر اساس این گزارش، نیروی حراست با حمله به این دانشجو لباس او را پاره کرد.
حمایت گسترده کنشگران، هنرمندان و نهادهای ایرانی از دختر علوم تحقیقات
در داخل ایران نیز از روز شنبه تاکنون بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی، هنرمندان، تشکلها و نهادهای مختلف به کنش اعتراضی دختر علوم تحقیقات، واکنش نشان دادهاند.
نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی در واکنش به اعتراض این دختر و بازداشتش نوشت زنان تاوان «سرپیچی» را میدهند اما در مقابل زور سر خم نمیکنند.
محمدی «تن» زن معترض دانشگاه را نماد عصیان، خشم و طغیان دانست و خواهان آزادی او و توقف سرکوب و آزار زنان شد.
گوهر عشقی، مادر دادخواه ستار بهشتی، وبلاگنویس کشتهشده هم با استفاده از هشتگ «جمهوری اسلامی باید برود» در ایکس نوشت که این دختر دانشجوی آزاده از سوی «جنایتکاران خامنهای» بازداشت و ربوده شده است و از همگان خواست تا صدای او باشند.
رویا حشمتی، از بازداشتشدگان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در اینستاگرام خود خطاب به دختر دانشگاه علوم و تحقیقات نوشت: «باشد تا غرور و عصیانت مشعلی فروزان شود در لحظههای تاریکِ مغاکی که پیش رویت دهان گشوده، خواهر گرامیام.»
حشمتی به دلیل انتشار عکسی از خود با دامن و بدون حجاب اجباری در یکی از خیابانهای تهران بازداشت و اواسط دی سال گذشته، حکم ۷۴ ضربه شلاق در موردش اجرا شد.
مهدی یراحی، زندانی سیاسی پیشین و خواننده حامی خیزش انقلابی نیز در واکنش به بازداشت و برخورد با این دختر دانشجوی معترض، در ایکس نوشت: «بانگ رسای زن است.»
او از هشتگ مهسا امینی و «دختر علوم تحقیقات» استفاده کرد.
کتایون ریاحی، بازیگر سینمای ایران که در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» با برداشتن حجاب اجباری با اعتراضات مردمی همراهی کرده بود، با انتشار پستی در اینستاگرام از این دانشجو حمایت کرد و نوشت: «یکدیگر را تنها نمیگذاریم.»
حسین رونقی، زندانی سیاسی پیشین، کنش اعتراضی این دانشجو را «طغیان علیه سرکوب حکومت» توصیف کرد و افزود این اقدام «فریادی از عمق دل علیه ستمی که زندگی را از مردم، بهویژه زنان گرفته»، محسوب میشود.
فرید قدمی، نویسنده و مترجم ایرانی نیز با انتشار پستی در اینستاگرام به حمایت از این دانشجو پرداخت و نوشت: «گفتمان ایدئولوژیک حاکم بیگمان سعی میکند او را دیوانه جلوه دهد؛ همچون کشیشان قرون وسطی که زنان آزادیخواه را هیستریک میخواندند.»
احمدرضا یزدی، متخصص رواندرمانی، اردیبهشت ماه امسال با انتقاد از «سیاسیسازی روانپزشکی در ایران» هشدار داد: «برخی از روانپزشکان ممکن است با ایدئولوژیهای رژیم همسو شوند و مخالفان را بیمار روانی تلقی کنند و فعالانه در سرکوب دیدگاههای مخالف شرکت کنند.»
آهو دریایی؛ ارتشی تک نفره در مقابل حجاب اجباری. ارتشی تک نفره در مقابل ارزشهای تحمیلی یک حکومت بر مردم. ارتشی تک نفره که فراتر از مخالفت با حجاب اجباری، به جنگ ارزشها، هنجارها و تابوهای تحمیلی بر زنان یک جامعه رفت. اعتراضی که عصیان بود. عصیانی عریان که تحسین برانگیز شد.
آهو دریایی، این دختر جسور، در اعتراض به حجاب اجباری و تحمیل آن، در میان محوطه دانشگاه، لباس خود را از تن درآورد که این اقدام او به سرعت با حمایت وسیع مردم مواجه شد.
ضربالمثل قدیمی فارسی میگوید: «هر چیزی از نازکی پاره میشود، ظلم از کلفتی.»
اقدام آهو دریایی دقیقا مصداق این حکمت است؛ یعنی در شرایطی که حکومت، هر لحظه و هر جا در پی تحمیل حجاب اجباری به زنان است و میپندارد که با این فشارها آنان را به عقب میراند، یک حرکت ناگهانی و نمادین، تمامی رشتههای حکومتی را پنبه میکند.
بعضی اقدامات به نماد تبدیل میشوند و این یکی از همان حرکات بود.
شجاعت در این اعتراض و عصیانی که احترام را برانگیخت، بخش بزرگی از جامعه را با خود همراه کرد.
استیصال تمام دستگاههای سرکوبگر در برابر دختری با دستان خالی، نشاندهنده قدرت این اقدام بود که ساختار حجاب اجباری را از بالا تا پایین به چالش کشید.
این حرکت شجاعانه و بازتاب گستردهاش، هم در داخل و هم در خارج، بهخوبی نشان داد که تلاشهای طولانی حکومت برای تدوین قانون جدید حجاب اجباری و بازگرداندن زنان به دوران پیش از جنبش مهسا، شکست خورده است.
این اقدام ثابت کرد که از رهبر گرفته تا قوه قضاییه، مجلس شورای اسلامی، نیروهای انتظامی و دادگاهها، همه در برابر موج جدیدی که به راه افتاده، ناتواناند.
موجی که زنان برای احقاق حقوق خود از جمله حق پوشش اختیاری ایجاد کردهاند، با بگیر و ببند مهار نمیشود.
حاکمیت ممکن است فکر کند با سرکوب میتواند این جریان را متوقف کند اما این سرکوبها تنها به آتش زیر خاکستر میماند و ناگهان از جایی که انتظارش نمیرود، شعلهور میشود. از یک دانشگاه و از جانب یک دختر از میان هزاران دختر و زن ایرانی که با شجاعتی مثالزدنی و ارتشی یکنفره، صدها هزار نیروی انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی حامی حجاب اجباری و گشت ارشاد را شکست میدهد.
حرکت آهو دریایی نشانگر جسارت فزاینده زنان در اعتراض به حجاب اجباری است. جامعه به طور کلی شجاعتر و معترضتر شده اما باز هم این زنان هستند که مانند جنبش «زن، زندگی، آزادی» نقشی پررنگتر و جسورانهتر در این اعتراضات دارند.
جامعه نیز این شجاعت را میپذیرد و تحسین میکند و با آن همدلی بیشتری نشان میدهد. این جسارت تنها اعتراض نیست، نوعی عصیان است. عصیانی تحسینبرانگیز که از سوی کسانی حمایت میشود که شاید خودشان نتوانند به طور مستقیم عصیان کنند اما با آن همدل هستند.
جامعه ما در وضعیت آمادگی برای اعتراض است و حتی در جایی که خود قادر به اعتراض نیست، از جسارت، شجاعت و عصیان در برابر ظلم حمایت میکند.
بازتاب وسیع اعتراضات اخیر و حمایت ملی از آهو دریایی در ساعات گذشته نیز نشاندهنده این حمایت و همدلی است.
در این میان، حکومت به استیصال تلاش کرده تا آهو دریایی را به بیمارستان روانپزشکی بفرستد اما آهو دریایی نشان داد که اتفاقا آدم سالم کسی است که در برابر ظلم ایستاده. انسان سالم گاه عصیان میکند. در لحظههای عادی، مانند بقیه مردم زندگی میکند اما در مواقع لازم، شجاعت و عصیان نشان میدهد.
جامعه ما پر از همین آدمهای عادی و شجاع است که هر لحظه ممکن است دست به عصیان بزنند.
این نوع برخورد حکومت با معترضان، روش نخنما و تکراری دیکتاتورهاست. همانطور که نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی بسیاری از روشهای سرکوب را از سرویسهای اطلاعاتی روسیه و مربیان روسی خود آموختهاند، این تاکتیک فرستادن مخالفان شجاع به مراکز روانپزشکی نیز از همانجا وام گرفته شده است.
در روسیه، مخالفان به مراکز روانی فرستاده میشوند و آنها را تحت تاثیر داروهای روانگردان قرار میدهند و تا زمانی که «پزشکان اطلاعاتی» اجازه ندهند، در همان مراکز نگهشان میدارند.
این پزشکان که همکار نهادهای اطلاعاتی هستند، افراد سالم را بیمار جلوه میدهند و عملا بیمار میکنند تا هیچکس جرات مخالفت با حکومت را نداشته باشد.
این تاکتیک رسوا که اکنون حکومت قصد دارد در قبال آهو دریایی نیز بهکار گیرد، نشانهای از درماندگی حکومت است.
مردم از آهو دریایی حمایت کردهاند و برخی وکلا نیز آمادگی خود را برای دفاع از حقوق او اعلام کردهاند.
نباید فراموش کنیم که آهو دریایی در ابتدا از حق خود و در سطحی بالاتر از حق زنان و حتی حق انسانها دفاع کرده است. جامعه نیز نباید او را تنها بگذارد.
منوچهر بختیاری، پدر دادخواه پویا بختیاری، از کشتهشدگان اعتراضات آبان ۹۸، از هشت روز پیش در اعتراض به عدم موافقت با درخواست مرخصی درمانی و ادامه حبس خود در زندان چوبیندر قزوین، اعتصاب غذا کرده است. به گفته نزدیکان این زندانی سیاسی، او از حق تماس تلفنی با خانواده محروم شده است.
منا، دختر منوچهر بختیاری، روز ۱۳ آبان با انتشار مطلبی در اینستاگرام خود نوشت که پدرش در زندان با حال بسیار نامساعد از حال رفته اما: «رژیم از بردن او به بیمارستان خودداری کرده و فقط به بهداری زندان انتقالش دادند.»
این خواهر دادخواه با بیان این که خانواده بختیاری خواهان آزادی بی قید و شرط و انتقال منوچهر بختیاری به بیمارستان است، نوشت که حکم حبس پدرش یک ماه است تمام شده است.
او از گروههای مختلف حقوق بشری از جمله سازمان عفو بینالملل، رسانهها، سلبریتیها، دادخواهان، فعالان، مبارزان و مردم ایران خواست صدای منوچهر بختیاری باشند.
بختیاری از روز هفتم آبان به دلیل عدم موافقت با درخواست مرخصی درمانی و ادامه حبس خود دست به اعتصاب غذا زد.
او پیش از آغاز اعتصاب خود با ارسال پیامی صوتی از زندان قزوین گفت: «از هفت آبان ماه تا زمان آزادیام از زندان اعتصاب غذا میکنم و مسئولیت آنچه برای من اتفاق بیفتد بر عهده جمهوری اسلامی است.»
بنا بر گزارشها، این پدر دادخواه نیازمند عمل جراحی فتق و پروستات است و طبق تاکید پزشکی قانونی در سه نامه جداگانه، باید به مدت سه ماه به مرخصی درمانی اعزام شود تا تحت عمل جراحی قرار گیرد.
بسیاری از زندانیان در ایران به ناچار از اعتصاب غذا به عنوان آخرین راه برای رسیدن به خواستههایشان استفاده میکنند و جان خود را به خطر میاندازند.
آنها اغلب در اعتراض به برآورده نشدن خواستهایشان از جمله رسیدگی نشدن به پرونده و مراعات نشدن حقوقشان به عنوان زندانی، اعتصاب میکنند.
بختیاری روز ۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ به دست نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و در تیر ماه ۱۴۰۱ از زندان مرکزی کرج به زندان چوبیندر قزوین منتقل شد.
او مدتی بعد با حکم دادگاه انقلاب به سه سال و شش ماه حبس، دو سال و شش ماه تبعید و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.
بختیاری روز دهم آبان در پروندهای دیگر که در دوران حبس به اتهام توهین به علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی علیه او گشوده شد، با حکم شعبه اول دادگاه انقلاب قزوین به شش ماه حبس محکوم شد.
او طی مدت حبس خود با دو پرونده دیگر هم مواجه شد و از سوی دادگاههای انقلاب و کیفری به ترتیب به ۱۸ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق و ۱۳ ماه و ۱۵ روز حبس، محکوم شد.
این پدر دادخواه پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای خود سابقه بازداشت داشته است.
منوچهر بختیاری، پدر پویا بختیاری، از جانباختگان اعتراضات آبان ۹۸ است که روز ۲۵ آبان با شلیک گلوله نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به جمجمهاش در فاز چهار مهرشهر کرج کشته شد.
ناهید شیرپیشه، مادر پویا بختیاری که او نیز به دنبال دادخواهی برای فرزندش بازداشت، محکوم و زندانی شده، دوران حبس پنج ساله خود را در زندان زنجان سپری میکند.