پیش و پس از انقلاب ۱۳۵۷؛ روابط پرتنش ایران و ایالات متحده در گذر زمان
روابط ایران و آمریکا از زمان انقلاب ۱۳۵۷ همواره پیچیده و پر تنش بوده است. اگرچه در روابط دو کشور پیش از انقلاب هم تنشهایی وجود داشت، اما پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، تهران و واشینگتن با چالشهای فراوانی از بحرانهای هستهای گرفته تا درگیریهای منطقهای، روبهرو بودهاند.
خبرگزاری رویترز در گزارشی، به روند روابط ایران و ایالات متحده، پیش و پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ پرداخت.
بهنوشته این خبرگزاری، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سال ۱۳۳۲، به «کودتایی» علیه محمد مصدق، نخستوزیر وقت کمک کرد و محمدرضا شاه پهلوی را به قدرت بازگرداند.
در سال ۱۳۴۶، ایالات متحده یک رآکتور هستهای و سوخت اورانیوم غنیشده را در اختیار ایران قرار داد. ایران یک سال بعد پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای موسوم به «ان پی تی» را امضا کرد که به این کشور اجازه برنامه هستهای غیرنظامی، و نه نظامی، را میداد.
در سال ۱۳۵۱، ریچارد نیکسون، رییسجمهوری وقت آمریکا، برای تقویت روابط امنیتی به تهران سفر کرد. این اقدام بخشی از سیاست آمریکا برای تبدیل ایران و عربستان سعودی به «دو ستون» استراتژی مهار نفوذ شوروی در خاورمیانه بود.
بحران سفارت و قطع روابط دیپلماتیک
در سال ۱۳۵۷، در پی خروج محمدرضا شاه پهلوی از ایران، با بازگشت روحالله خمینی جمهوری اسلامی بنیانگذاشته شد.
کمتر از یک سال پس از آغاز به کار رسمی جمهوری اسلامی، دانشجویان پیرو خط امام (که بعدها جریان چپ مذهبی را بنیان گذاشتند) در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند و کارکنان آن را به گروگان گرفتند.
پس از اشغال سفارت، در سال ۱۳۵۹، ایالات متحده روابط دیپلماتیک خود را با جمهوری اسلامی قطع و داراییهای جمهوری اسلامی را مصادره کرد و بیشتر تجارت با این کشور را ممنوع ساخت.
عملیات نجات گروگانها که به دستور جیمی کارتر، رییسجمهوری وقت انجام شد، شکست خورد و گروگانها دقایقی پس از شکست کارتر در انتخابات آزاد شدند.
در سال ۱۳۶۲، ایالات متحده حزبالله لبنان، گروه مورد حمایت جمهوری اسلامی ، را به انجام بمبگذاری در سفارت خود در بیروت و پایگاه تفنگداران دریایی متهم کرد که منجر به کشته شدن حدود ۳۰۰ نفر، عمدتا آمریکایی، شد. حزبالله این اتهام را رد کرد.
در سال ۱۳۶۳، ایالات متحده روابط خود را با عراق از سر گرفت و بهطور دیپلماتیک از این کشور در جنگ علیه ایران حمایت کرد.
در سال ۱۳۶۵، رونالد ریگان، رییسجمهوری آمریکا، فاش کرد که دولتش برخلاف تحریم تسلیحاتی، مخفیانه با تهران معامله تسلیحاتی انجام داده است.
در سال ۱۳۶۷، نیروی دریایی ایالات متحده دو سکوی نفتی ایران را منهدم کرده و یک ناوچه ایرانی را در واکنش به برخورد کشتی آمریکایی با مین ایرانی غرق کرد. در همان سال، ناو جنگی وینسنس آمریکا بهاشتباه یک هواپیمای مسافربری ایران را بر فراز خلیج فارس هدف قرار داد که موجب کشته شدن تمامی ۲۹۰ سرنشین آن شد.
ادامه تنشها و محور شرارت
در سال ۱۳۸۱، جورج دبلیو بوش، رییسجمهوری وقت آمریکا، جمهوری اسلامی ، عراق و کره شمالی را «محور شرارت» نامید و مقامات آمریکایی جمهوری اسلامی را به داشتن برنامه مخفی تسلیحات هستهای متهم کردند. یک سال بعد، پس از حمله آمریکا به عراق، شبهنظامیان شیعه مورد حمایت جمهوری اسلامی نفوذ گستردهای در بخشهایی از عراق پیدا کردند و حملاتی علیه نیروهای آمریکایی انجام دادند.
اتهام ترور و فشارهای اقتصادی
در سال ۱۳۹۰، افبیآی اعلام کرد که یک توطئه از سوی جمهوری اسلامی برای ترور سفیر عربستان سعودی در واشینگتن را کشف کرده است. جمهوری اسلامی این اتهام را رد کرد.
در سال ۱۳۹۱، باراک اوباما، رییسجمهوری وقت آمریکا تحریمهایی گستردهای از جمله تحریمهای بانکی علیه جمهوری اسلامی وضع کرد. اقدامی که منجر به بحران اقتصادی در ایران شد.
برجام و خروج آمریکا
در سال ۱۳۹۴، جمهوری اسلامی و شش قدرت جهانی، از جمله ایالات متحده، به توافقی هستهای دست یافتند که در ازای کاهش محدود تحریمها، فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی را محدود میکرد.
در سال ۱۳۹۵، جمهوری اسلامی ۱۰ ملوان آمریکایی را که وارد آبهای سرزمینی ایران شده بودند، آزاد کرد و دو کشور اقدام به تبادل زندانیان کردند.
در سال ۱۳۹۷، دونالد ترامپ، رییسجمهوری وقت آمریکا، از توافق هستهای خارج شد و تحریمهای اقتصادی علیه جمهوری اسلامی را دوباره اعمال کرد.
در سال ۱۳۹۸، نفتکشهایی در خلیج فارس مورد حمله قرار گرفتند و ایالات متحده جمهوری اسلامی را مقصر دانست، اما تهران این اتهام را رد کرد.
در سال ۱۳۹۹، ایالات متحده در حملهای در عراق، قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هدف قرار داد. جمهوری اسلامی در پاسخ، پایگاههای نظامی آمریکایی در عراق را با موشک هدف قرار داد.
تحولات اخیر و تشدید تنشها
در سال ۱۴۰۱، جمهوری اسلامی در پی قتل حکومتی مهسا امینی، شاهد اعتراضات گستردهای بود و ایالات متحده تحریمهایی را علیه نهادهایی که به گفته آن در سرکوب معترضان نقش داشتند، اعمال کرد.
در سال ۱۴۰۲، جمهوری اسلامی پنج شهروند دو تابعیتی ایرانی-آمریکایی، از جمله سیامک نمازی، مراد طاهباز و عماد شرقی را در ازای آزادسازی شش میلیارد دلار از داراییهای بلوکهشده جمهوری اسلامی در کره جنوبی آزاد کرد.
چند روز بعد، واشینگتن پنج زندانی ایرانی را آزاد کرد. در ۱۵ مهر ۱۴۰۲، حماس که مورد حمایت جمهوری اسلامی است، حملات گستردهای را علیه اسرائیل انجام داد که منجر به کشته شدن ۱۲۰۰ نفر و اسارت ۲۵۰ نفر شد.
در پاسخ، اسرائیل حملهای نظامی به غزه انجام داد. حزبالله لبنان نیز در همبستگی با حماس، حملاتی به اسرائیل انجام داد و حوثیهای یمن نیز کشتیرانی در دریای سرخ را هدف قرار داده و پهپادهایی به سمت اسرائیل پرتاب کردند.
در سال ۱۴۰۳، حملات اسرائیل به نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سوریه و کشته شدن حسن نصرالله، رهبر حزبالله، باعث شد ایران دو حمله مستقیم به اسرائیل انجام دهد. آمریکا در این درگیریها به اسرائیل کمک کرد و برخی از موشکها و پهپادهای جمهوری اسلامی را رهگیری کرد.
در سال ۱۴۰۴، دونالد ترامپ تهدید کرد که در صورت عدم توافق جمهوری اسلامی با واشینگتن بر سر برنامه هستهایاش، این کشور را بمباران خواهد کرد. علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در پاسخ اعلام کرد که هرگونه حمله آمریکا با «ضربه متقابل قوی» مواجه خواهد شد.
پنتاگون اعلام کرد وزیر دفاع آمریکا دستور اعزام تجهیزات و اسکادرانهای هوایی بیشتر به خاورمیانه را برای تقویت موضع دفاعی و بازدارندگی این کشور صادر کرده است. این اقدام در چارچوب سیاست آمریکا برای مقابله با تهدیدهای جمهوری اسلامی و گروههای نیابتیاش در منطقه انجام میشود.
بر اساس بیانیه پنتاگون که سهشنبه ۱۲ فروردینماه منتشر شد، در راستای دستور دونالد ترامپ برای «دستیابی به صلح از طریق قدرت»، گروه نبرد ناو هواپیمابر «هری اس. ترومن» در منطقه تحت پوشش «سنتکام»، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، باقی خواهد ماند.
همچنین گروه نبرد ناو هواپیمابر «کارل وینسون» پس از اتمام رزمایش خود در منطقه هند-پاسیفیک، به سنتکام خواهد پیوست تا به تلاشها برای «ثبات منطقهای، بازدارندگی در برابر اقدامات خصمانه و حفظ جریان آزاد تجارت» ادامه دهد.
در همین حال، گروه نبرد ناو «یواساس نیمیتز» نیز ماموریت خود را در غرب اقیانوس آرام آغاز کرده است تا «برتری رزمی آمریکا در منطقه هند-پاسیفیک را حفظ کند.»
پنتاگون در این بیانیه نوشت: «پیت هگست بار دیگر تاکید کرده است که اگر ایران یا نیروهای نیابتیاش تهدیدی متوجه پرسنل یا منافع آمریکا در منطقه کنند، ایالات متحده بدون تردید دست به اقدام قاطع خواهد زد.»
وزارت امور خارجه آمریکا نیز سهشنبه ۱۲ فروردین با اشاره به تحریمهای جدید علیه جمهوری اسلامی گفت ایالات متحده از تمام ابزارهای موجود برای افشا و مختلسازی برنامههای در حال گسترش پهپادی و موشکی ایران و گسترش تسلیحاتی این کشور که موجب بیثباتی در خاورمیانه و فراتر از آن شده است، استفاده خواهد کرد.
وزارت امور خارجه آمریکا افزود: «ما به مقابله با شبکههای پیچیدهای که ایران در کشورهای ثالث برای پنهانسازی خرید و انتقال فناوریهای حساس بهکار میبرد، ادامه خواهیم داد.»
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، با تاکید بر اینکه تهران به دنبال دستیابی به سلاح اتمی نیست، گفت در ارتباط با پرونده هستهای تهران چیزی به نام گزینه نظامی وجود ندارد.
عراقچی در پستی در ایکس با تاکید بر اینکه تهران «تحت هیچ شرایطی» در پی دستیابی به سلاح اتمی نیست، گفت: «تعامل دیپلماتیک در گذشته کارایی خود را نشان داده و هنوز هم می تواند کارساز باشد. اما، باید برای همه روشن شود که اصولا چیزی به نام گزینه نظامی وجود ندارد، چه رسد به راه حل نظامی.»
عراقچی افزود: «ناکامیهای فاجعهبار در منطقه ما که بیش از هفت تریلیون دلار برای دولتهای قبلی ایالات متحده هزینه داشته، به اندازه کافی گویاست.»
وزیر خارجه جمهوری اسلامی تاکید کرد که هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد تهران تعهدات هستهای خود را نقض کرده است و حتی تولسی گابارد، مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده نیز اخیرا این مورد را مورد تصدیق قرار داد.
شاهزاده رضا پهلوی در پیامی به مناسبت دوازدهم فروردین، سالروز همهپرسی جمهوری اسلامی نوشت: «جمهوری اسلامی در چنین روزی با تکیه بر فریب و تقلب انتخاباتی تاسیس شد. این رژیم از همان آغاز نامشروع و غیرقانونی بود.»
او با اشاره به تغییر نگاه عمومی در جامعه ایران گفت: «اکنون که اکثریت قاطع مردم ایران، حتی کسانی که قبلا حامی رژیم بودند، به این باور رسیدهاند که تنها راه نجات کشور سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار یک دولت ملی است، میبایست از «نه به جمهوری اسلامی» فراتر برویم و جایگزین این رژیم فرسوده و در معرض سقوط را دقیقتر و جامعتر ترسیم و تصویر کنیم.»
شاهزاده رضا پهلوی از مردم ایران خواست روند سازمانیابی برای «اقدام نهایی» را از حلقههای کوچک خانوادگی و دوستان مورد اعتماد آغاز کنند و همبستگی ملی را که در مناسبتهایی چون چهارشنبهسوری و نوروز دیده شد، در سیزدهبدر و دیگر گردهماییها گسترش دهند.
او همچنین از ایرانیان خارج از کشور خواست با پیوستن به احزاب و گروههایی که همکاریهای تازهای را آغاز کردهاند، در راستای پشتیبانی از «انقلاب ملی ایران» و بازتاب خواستههای مردم، فعالیتهای خود را منسجمتر و موثرتر کنند.
پایگاه خبری پولیتیکو گزارش داد ماموران اداره مهاجرت آمریکا محمدرحیم وحیدی، سفیر پیشین حکومت طالبان در اسپانیا، را بازداشت کردند. به گزارش این رسانه، دستگیری او به طرح جمهوری اسلامی برای ترور مسیح علینژاد، روزنامهنگار و فعال سیاسی ایرانی-آمریکایی، مرتبط است.
پولیتیکو نوشت یک قاضی فدرال ۱۱ فروردین درخواست وکیل وحیدی برای آزادی فوری او را رد کرد. این دیپلمات حکومت طالبان که از ترکیه عازم آمریکا شده بود، ۹ فروردین در فرودگاه بینالمللی دالِس در ویرجینیا بازداشت شد.
وکیل وحیدی در دادخواستی به دادگاه اعلام کرد موکلش دارای اقامت دائم قانونی در ایالات متحده است و بههمراه همسرش، ماری شاکری-وحیدی که تبعه آمریکا است، در استرلینگ ویرجینیا سکونت دارد.
او هشدار داد بازداشت وحیدی ممکن است در راستای سیاستهای دولت دونالد ترامپ برای برخورد با مهاجران منتقد سیاست خارجی آمریکا صورت گرفته باشد.
پولیتیکو در ادامه گزارش خود نوشت به نظر میرسد دستگیری این شهروند اهل افغانستان به روند اخراج شماری از مهاجران قانونی و دارندگان ویزا در آمریکا ارتباطی ندارد.
دادخواستی که ۱۰ فروردین در دادگاه فدرال الکساندریا به ثبت رسیده، بازداشت وحیدی را با اتهامات کیفری برادر همسرش، فرهاد شاکری، مرتبط دانسته است. شاکری در دادگاهی در نیویورک به مشارکت در توطئه برای ترور مسیح علینژاد متهم شده است.
پولیتیکو با استناد به دادخواست وحیدی به دادگاه افزود او پس از ورود به فرودگاه بینالمللی دالس، «از سوی تعدادی نامشخص از مامورانی که گمان میرود وابسته به افبیآی بودند، در ارتباط با برادر همسرش مورد بازجویی قرار گرفته است».
همسر وحیدی نیز که در این سفر او را همراهی میکرد، در فرودگاه بهمدت ۱۲ ساعت بازداشت و پس از بازجویی آزاد شد.
به گزارش پولیتیکو، دولت اسپانیا اوایل ماه جاری میلادی در پی طرح اتهاماتی درباره آزار جنسی، مصونیت دیپلماتیک وحیدی را لغو کرد. با این حال، هنوز هیچ اتهام کیفری رسمی علیه او مطرح نشده است.
فرهاد شاکری ۵۱ ساله، تبعه افغانستان، از سوی افبیآی بهعنوان یکی از عوامل وابسته به حکومت ایران معرفی شده است. او در کودکی به ایالات متحده مهاجرت کرده بود، اما پس از یک محکومیت کیفری به جرم سرقت، از این کشور اخراج شد.
وزارت دادگستری آمریکا پیشتر از شاکری بهعنوان یکی از افراد دخیل در پرونده توطئه ترور علینژاد نام برده بود.
این وزارتخانه با اشاره تلویحی به تلاش جمهوری اسلامی برای ترور علینژاد اعلام کرد دو نفر «به دستور شاکری، طی ماهها یک شهروند آمریکایی با اصالت ایرانی را که در ایالات متحده زندگی میکند، تحت نظر قرار دادند».
وزارت دادگستری آمریکا همچنین آبانماه ۱۴۰۳ اعلام کرد یک مقام ناشناس در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شاکری دستور داده بود تا طرحی را برای ردیابی و کشتن ترامپ پیش از انتخابات ریاستجمهوری تهیه کند.
وریشه مرادی، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، با وجود وضعیت نامساعد جسمی و نیاز فوری به عمل جراحی، از رسیدگی پزشکی در زندان اوین و همچنین اعزام به بیمارستان محروم مانده است.
کمپین «آزادی وریشه مرادی» با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت محرومیت این زندانی سیاسی از رسیدگی پزشکی جان او را به خطر انداخته است.
بر اساس این گزارش، مرادی طبق نظر پزشک متخصص بیش از سه ماه است که نیاز فوری به جراحی و رسیدگی پزشکی مستمر دارد و این موضوع به تایید پزشکان زندان نیز رسیده و آنها بر لزوم درمان فوری او در بیمارستانی خارج از زندان تاکید کردهاند.
در این شرایط با وجود وعدههای مکرر مسئولان زندان اوین، مقامات قضائی و امنیتی تا این لحظه مانع رسیدگی درمانی به مرادی شده و از اعزام او به بیمارستان جلوگیری کردهاند.
پیش از این در ۱۱ فروردین، سازمان دیدهبان حقوق بشر در بیانیهای نوشت جمهوری اسلامی از دیرباز سیاست محرومسازی از درمان زندانیان، به ویژه زندانیان سیاسی را در پیش گرفته تا آنها را «مجازات و مجبور به سکوت» کند.
این سازمان حقوق بشری از زینب جلالیان، فاطمه سپهری، راحله راحمیپور، مطلب احمدیان و وریشه مرادی، زندانی سیاسی کُرد محکوم به اعدام، به عنوان برخی از زندانیان سیاسی که همچنان از مراقبت پزشکی کافی و بههنگام محروم هستند، نام برد.
مدیر اجرایی دیدهبان حقوق بشر نیز گفت: «سیاست شنیع مقامات ایران مبنی بر محروم کردن بازداشتشدگان و زندانیان از مراقبتهای پزشکی میتواند پیامدهای مرگبار داشته باشد.»
کمپین «آزادی وریشه مرادی» در بخش دیگری از گزارش خود نوشت این زندانی سیاسی علاوه بر ابتلا به دیسک شدید کمر و گردن، ترکشهایی نیز از جنگ کوبانی در بدن دارد و با وجود تمامی این مشکلات جسمی، تلاش میکند مقاومت کند.
در پایان این گزارش آمده که جلوگیری مداوم از انتقال مرادی به مراکز درمانی، سلامت و جان این زندانی سیاسی را به طور جدی در معرض خطر قرار داده است.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۱۲ فروردین در بیانیه شصتودومین هفته خود با اشاره به اینکه پرونده مرادی در دیوان عالی کشور است، خواهان لغو فوری حکم اعدام او شدند.
آنها در این بیانیه تاکید کردند: «این حکم نه یک تصمیم قضایی، بلکه یک قتل دولتی از پیش طراحی شده است و نسبت به تایید حکم ایشان و سایر زندانیان ابراز نگرانی شدید میکنیم و در مقابل آن مقاومت خواهیم کرد.»
در ۲۵ اسفند نیز ۲۴۰ فعال مدنی و سیاسی با صدور بیانیهای نسبت به خطر جدی اجرای حکم اعدام مرادی هشدار دادند.
آنها از مرادی بهعنوان فعال حقوق زنان و مبارز در جنگ علیه داعش نام بردند و تاکید کردند او پس از آزادی کوبانی، در توانمندسازی و آگاهیبخشی به زنان نقش داشته است.
وریشه مرادی (جوانا سنه) ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ همراه با ضرب و شتم شدید در حوالی سنندج بازداشت و ۲۰ آبان ۱۴۰۳ با حکم ابوالقاسم صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «بغی» به اعدام محکوم شد.
در سالهای گذشته گزارشهای متعددی درباره عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان در ایران و نقض حق دسترسی آنان به درمان مناسب از سوی مسئولان زندانها منتشر شده است.
طی سالهای اخیر، شماری از زندانیان در ایران جان خود را در زندان از دست دادهاند و جمهوری اسلامی مسئولیتی در قبال مرگ آنها که به دلیل اعمال فشار، شکنجه و ارائه ندادن خدمات پزشکی رخ داده، نپذیرفته است.