بقایی درباره تحولات ونزوئلا: سفارت جمهوری اسلامی در کاراکاس همچنان فعال است
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، در پاسخ به پرسشی درباره احتمال پناه دادن به مقامات ونزوئلایی، طرح این سوال را «توهینآمیز» خواند و بار دیگر ضمن اعلام حمایت تهران از کاراکاس گفت سفارت جمهوری اسلامی در ونزوئلا فعال است.
بقایی دوشنبه ۱۰ آذر در یک نشست خبری، با اشاره به افزایش تنشها میان واشینگتن و کاراکاس گفت: «بحث مواد مخدر برای تحت فشار گذاشتن ونزوئلا صرفا یک بهانه است.»
او افزود: «ونزوئلا با یک جنگ و با یک تهدید غیرقانونی از ناحیه دولت آمریکا مواجه است.»
بقایی پیشتر در بیانیهای، تصمیم اخیر دونالد ترامپ، رییسجمهوری ایالات متحده، در بستن حریم هوایی ونزوئلا را «نقض آشکار حقوق بینالملل و زیر پا گذاشتن مقررات بینالمللی هوانوردی» دانسته بود.
در هفتههای اخیر، ارتش آمریکا عملیات خود را برای مقابله با شبکههای قاچاق مواد مخدر در دریای کارائیب، بهویژه در نزدیکی ونزوئلا، شدت بخشیده است.
ترامپ ۹ آذر از گفتوگوی خود با نیکلاس مادورو، رییسجمهوری ونزوئلا، خبر داد، اما به محتوای این مکالمه اشارهای نکرد.
با این حال، روزنامه میامی هرالد نوشت ترامپ در این گفتوگو به مادورو اطمینان داد که در صورت ترک ونزوئلا، امنیت جانی او و خانوادهاش تضمین میشود، بهشرط آنکه «بیدرنگ» کشور را ترک کند.
هشتم آذر، لیندسی گراهام، سناتور برجسته جمهوریخواه، با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، بهطور تلویحی به احتمال سرنگونی مادورو و گریختن او از ونزوئلا اشاره کرد و نوشت: «شنیدهام ترکیه و ایران در این فصل از سال جای دلپذیری هستند.»
مذاکره با عربستان سعودی درباره سوریه
سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی در ادامه نشست خبری خود اعلام کرد مقامهای حکومت ایران در جریان سفر سعود بن محمد الساطی، معاون وزیر خارجه عربستان سعودی به تهران، درباره حملات اخیر اسرائیل به سوریه گفتوگو کردهاند.
بقایی گفت: «همه موضوعات منطقه برای ما مهم است و به هم مرتبط هستند؛ بحرانهای غزه، لبنان، سوریه و کل منطقه. ولی این سفر بیشتر متمرکز بر موضوع سوریه بود.»
او افزود «امنیت سوریه برای کل منطقه مهم است» و ادامه حملات اسرائیل به سوریه و تصرف بخشی از خاک آن، «یک نگرانی مشترک در بین کشورهای منطقه» محسوب میشود.
او در عین حال تاکید کرد: «نمیتوانیم بگوییم عربستان بین ما و حاکمان جدید دمشق واسطه است.»
سفر این مقام ریاض به تهران در آستانه اولین سالگرد سقوط بشار اسد، رییسجمهوری مخلوع سوریه و متحد جمهوری اسلامی، انجام گرفت.
مخالفان مسلح سوری به رهبری گروه تحریر الشام در یک عملیات غافلگیرکننده توانستند ۱۸ آذر سال گذشته به دمشق برسند و به بیش از پنج دهه حکومت خاندان اسد بر سوریه پایان دهند.
سقوط حکومت اسد ضربه سنگینی به جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی تهران وارد کرد. در مقابل، حکومت جدید سوریه روابط نزدیکی با ترکیه و عربستان سعودی دارد.
«به کدام میز مذاکره بازگردیم؟»
بقایی در واکنش به بیانیه اخیر وزارت خارجه فرانسه درباره پرونده هستهای حکومت ایران، به انتقاد از مواضع غرب پرداخت و گفت: «تکرار یک گزاره مبنی بر اینکه "ما برای مذاکره آمادهایم"، تغییری در واقعیت امر که طرفهای مقابل برای مذاکره آماده نیستند، نمیدهد.»
او افزود از جمهوری اسلامی خواسته شده که به میز مذاکره بازگردد، اما «به کدام میز؟»
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی و ژان نوئل بارو، همتای فرانسوی او، پنجم آذر در پاریس با یکدیگر دیدار کردند. پرونده هستهای تهران مهمترین محور این دیدار بود.
پس از این ملاقات، وزارت امور خارجه فرانسه اعلام کرد پاریس از تهران خواسته است به مذاکرات برگردد تا زمینه دستیابی به «توافقی جامع و پایدار» فراهم شود؛ توافقی که «تضمین کند» ایران هرگز به سلاح هستهای دست نخواهد یافت.
سرنوشت برنامه هستهای حکومت ایران، بهویژه ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، در هالهای از ابهام قرار دارد و جمهوری اسلامی همچنان از صدور مجوز برای بازرسی آژانس بینالمللی انرژی اتمی از این ذخایر خودداری میکند.
شورای حکام آژانس ۲۹ آبان با تصویب قطعنامهای، جمهوری اسلامی را ملزم کرد «بیدرنگ» درباره وضعیت ذخایر اورانیوم غنیشده و سایتهای هستهای آسیبدیده در جریان جنگ ۱۲ روزه گزارش دهد.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی گفت روابط تهران و کاراکاس بر پایه «احترام متقابل و منافع مشترک» تعریف شده است. او افزود: ونزوئلا در سالهای اخیر با «جنگ و تهدید غیرقانونی آمریکا» مواجه بوده است.
بقایی رد اظهارات واشینگتن درباره نقش ونزوئلا در قاچاق مواد مخدر را به ارزیابی «نهادهای بینالمللی» نسبت داد و گفت حتی در صورت صحت چنین ادعاهایی، منشور ملل متحد توجیهی برای استفاده از زور علیه این کشور ایجاد نمیکند.
او در واکنش به سوالی درباره مطرح شدن خروج اتباع ایرانی از ونزوئلا در گفتوگوی اخیر رییسجمهور آمریکا و رییسجمهور ونزوئلا، و احتمال پناه دادن ایران به مقامات ونزوئلایی در صورت ترک کشورشان، این پرسش را «توهینآمیز» توصیف کرد.
سخنگوی وزارت خارجه گفت: سفارت ایران در کاراکاس «فعال» است و از کشورهای اروپایی خواست در برابر «یکجانبهگرایی آمریکا» موضع بگیرند. او هشدار داد ادامه چنین رویکردی میتواند به تهدیدی گستردهتر برای نظم بینالمللی تبدیل شود.
کشف یک بمب عملنکرده آمریکایی از نوع «جیبییو-۳۹بی» در بیروت به بحرانی ژئوپولیتیک تبدیل شده است. مقامهای ایالات متحده میگویند اطلاعات این بمب میتواند در ارتقای سامانههای هدایت موشکهای «فاتح» یا پهپادهای گروههای نیابتی جمهوری اسلامی کاربرد داشته باشد.
وبسایت تحلیلی-خبری دیفنس فیدز دوشنبه ۱۰ آذر نوشت این رویداد نگرانیها درباره افتادن فناوریهای پیشرفته نظامی آمریکا به دست رقبای جهانیاش را افزایش داده است.
اسرائیل سوم آذر هشت بمب به محله حارهحریک، منطقهای تحت کنترل حزبالله در بیروت، شلیک کرد که یکی از آنها منفجر نشد و بهصورت سالم در محل سقوط کرد.
پیدا شدن این مهمات که گزارشها میگویند حزبالله و مقامهای لبنانی پیش از مداخله آمریکا آن را به دست آوردهاند، اکنون محور تنشهای دیپلماتیک میان واشینگتن، بیروت و بازیگران منطقهای شده است.
بمب جیبییو-۳۹بی از مهمترین سلاحهای دقیق ایالات متحده به شمار میرود؛ سلاحی کوچک و با طراحی پنهان که ارزش هر فروند آن بین ۷۰ تا ۹۰ هزار دلار است.
اما اهمیت واقعی آن به فناوریهای هدایت پیشرفته، سامانههای الکترونیکی پیچیده و مواد کامپوزیتیاش بازمیگردد؛ فناوریهایی که واشینگتن برای توسعه آنها سرمایهگذاری میلیارد دلاری کرده است.
این بمبها به جنگندههایی مانند اف-۱۵ای و اف-۳۵ امکان میدهند مهمات را با دقت از فاصله امن رها کنند.
عمل نکردن چنین بمبی رخدادی بسیار نادر است و از نگاه مقامهای آمریکایی «بدترین سناریو» محسوب میشود، زیرا پیدا شدن سالم آن امکان دسترسی رقبایی مانند جمهوری اسلامی، چین و روسیه به سامانههای ضداخلال جیپیاس و ریزالکترونیکهای کلیدی را فراهم میکند.
واشینگتن بیم دارد که این فناوریها زمینه مهندسی معکوس و تولید تسلیحات دقیق رقبا را تسریع کنند.
پس از تایید عمل نکردن بمب، آمریکا فورا از دولت لبنان خواست آن را بازگرداند و هشدار داد حزبالله یا جمهوری اسلامی ممکن است با استفاده از قطعات آن، توان موشکی و پهپادی خود را ارتقا دهند.
نگرانیهای واشینگتن ریشه در سابقه کشورهایی دارد که از بقایای تسلیحات غربی برای پیشبرد برنامههای نظامی خود استفاده کردهاند؛ از جمله اقدامات روسیه در اوکراین و سوریه، و همچنین چین در پروژههای مهندسی معکوس تجهیزات خارجی.
مقامهای آمریکایی میگویند اطلاعات این بمب میتواند در ارتقای سامانههای هدایت موشکهای «فاتح» یا پهپادهای گروههای نیابتی جمهوری اسلامی کاربرد داشته باشد.
در بحبوحه این نگرانیها، لبنان زیر فشار همزمان عوامل داخلی و خارجی گرفتار آمده است.
نفوذ حزبالله در منطقهای که بمب در آن پیدا شده، بازگرداندن آن به آمریکا را دشوار کرده و این نگرانی را برانگیخته است که این مهمات به ابزاری برای چانهزنی سیاسی یا بهرهبرداری تبلیغاتی بدل شود.
همزمان، دولت لبنان نگران آن است که عدم همکاری با واشینگتن، به تحریم یا کاهش کمکهای خارجی منجر شود.
نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در لبنان (یونیفیل) برای میانجیگری در این رابطه اعلام آمادگی کرده است، اما این نهاد دسترسی محدودی به مناطق تحت کنترل حزبالله دارد.
دیفنس فیدز در ادامه گزارش خود نوشت ابعاد این حادثه فراتر از خاورمیانه است و برخی کشورها را به بازنگری در نحوه استفاده از مهمات پیشرفته در مناطق تحت درگیری واداشته است.
خطر دسترسی رقبا به مهمات هدایتشوندهای که بهطور سالم یافت میشوند، دکترین کنونی نظامی را به چالش میکشد.
این موضوع در آسیا نگرانیهایی درباره شتابگیری برنامه تسلیحاتی چین، بهویژه در حوزه سامانههای A2/AD، ایجاد کرده است که بر تسلیحات دقیق متکی هستند.
این موضوع برای شرکای آمریکا مانند ژاپن، کره جنوبی و فیلیپین که با تهدید فزاینده موشکی و پهپادی روبهرو هستند، زنگ خطری جدی به شمار میرود.
این رویداد همچنین میتواند سیاست صادرات تسلیحات آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد و روند کنترلها بر فروش مهمات پیشرفته به متحدان در خط مقدم مانند هند و سنگاپور را سختتر کند.
علاوه بر حزبالله، گروههای نیابتی جمهوری اسلامی در یمن و عراق نیز میتوانند از این فناوریها سود ببرند.
به همین دلیل، برنامهریزان دفاعی در آسیا و اروپا بیسروصدا در حال ارزیابی دوباره روشهای حفاظت از فناوریهای حساس در میدانهای نبرد نیابتی هستند.
این حادثه همچنین به بحثهای تازهای درباره لزوم تعبیه سیستمهای خودنابودگر در مهمات پیشرفته دامن زده است؛ سازوکاری که در صورت عمل نکردن سلاح، قطعات حساس را غیرقابلبازیابی میکند.
پنتاگون اعلام کرده در نسل بعدی چنین مهماتی، طراحی سامانههای رمزگذاریشده و قابلیت غیرفعالسازی از راه دور را دنبال خواهد کرد.
احد وظیفه، رییس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران سازمان هواشناسی، با تشریح وضعیت کمسابقه بارشها در پاییز امسال اعلام کرد ایران «یکی از خشکترین پاییزهای پنج دهه اخیر» را تجربه کرده است.
او دوشنبه ۱۰ آذر چنین پاییز کمبارشی را در دورههای آماری «بسیار کمسابقه» خواند و گفت با گذشت حدود ۷۰ روز از پاییز، در بسیاری از نقاط کشور هیچگونه باران و برفی نیامده است.
وظیفه افزود: «من که نزدیک سه دهه در هواشناسی فعالیت دارم، چنین وضعی را رویت نکردهام و دادههای آماری پنج دهه گذشته هم همین را تایید میکنند.»
این مقام سازمان هواشناسی تاکید کرد خشکسالی بیسابقه تنها مختص ایران نیست و کشورهای منطقه نیز با شرایط مشابهی روبهرو شدهاند.
دادههای سازمان هواشناسی ایران نشان میدهد میانگین بارش کشور از ابتدای فصل تا هفتم آذر تنها ۳.۹ میلیمتر بوده است؛ رقمی که نسبت به میانگین بلندمدت از کاهش ۸۸.۳ درصدی حکایت دارد
پیشتر شماری از مقامها و کارشناسان هشدار داده بودند ایران در آستانه یکی از بحرانیترین سالهای آبی خود قرار دارد.
کارشناسان میگویند مشکل اصلی در سیاستهای جمهوری اسلامی، از سدسازیهای شتابزده تا کشاورزی ناکارآمد و مدیریت جزیرهای منابع، است که کشور را به آستانه «ورشکستگی آبی» رسانده است.
خبرگزاری ایسنا ۱۰ آذر با استناد به آخرین دادهها گزارش داد ورودی آب به مخازن سدهای کشور در مقایسه با سال گذشته ۳۸ درصد کاهش یافته است.
در حال حاضر حجم آب موجود در سدهای ایران تنها ۳۲ درصد ظرفیت کل آنها را تشکیل میدهد و میزان پرشدگی ۱۶ سد کشور کمتر از ۱۰ درصد است.
احتمال ورود سامانههای بارشی در هفته آینده و زمستان
رییس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران سازمان هواشناسی در ادامه سخنان خود، با اشاره به احتمال تغییرات جوی بر اساس مدلها پیشبینی کرد از هفته جاری امواج بارشی وارد کشور شوند.
وظیفه توضیح داد بارشهایی که از ۱۰ آذر در سواحل شمالی و مناطق شمالغرب و غرب آغاز میشوند، هرچند شدید نیستند اما نسبت به شرایط کنونی یک تغییر به شمار میآیند.
به گفته او، موج دیگری از اواسط هفته آینده وارد کشور میشود و انتظار میرود تا پایان همان هفته بارندگیهای مناسبی در غرب، جنوبغرب و دامنههای جنوبی البرز از جمله تهران رخ دهد و «ارتفاعات شمال تهران بهطور کامل سفیدپوش شوند».
وظیفه افزود بارشهای زمستان «در محدوده نرمال» خواهد بود و برای جنوبغرب احتمال بارش «فراتر از نرمال» وجود دارد.
بر اساس پیشبینیها، بارش در بالادست به شکل برف است و این شرایط برای ذخیره آب در آینده مناسب در نظر گرفته میشود.
در روزهای اخیر، ابعاد تازهای از بحران کمآبی در ایران آشکار شده و این وضعیت زنگ خطر جدی را برای زندگی روزمره مردم و تداوم فعالیت بسیاری از صنایع به صدا درآورده است.
ایسنا هشتم آذر گزارش داد ایران در میانه یکی از پیچیدهترین دورههای تاریخی خود در حوزه آب قرار گرفته و خشکشدن تالابها، افت بیسابقه رطوبت هوا، کاهش پوشش ابری و تشدید فرونشست زمین، تصویری نگرانکننده از آینده اقلیم کشور ترسیم میکند.
روزنامه پیام ما به نقل از سازمان محیطزیست گزارش داد غلظت ذرات معلق هوای تهران در روزهای اول تا ششم آذر حدود ۱۰ برابر حد مجاز جهانی بوده است. ترکیب دیزل فرسوده، سوزاندن ضایعات و سوخت پرگوگرد در کنار وارونگی دما از عوامل اصلی این آلودگی اعلام شده است.
این روزنامه با اشاره به مصرف سوخت با گوگرد بسیار بالا در نیروگاهها افزود: «پایش سوخت نیروگاههای تهران، البرز و قزوین نشان داد هیچکدام از آنها با استاندارد یورو۴ منطبق نیستند و در نیروگاههای پرند و ری میزان گوگرد تا ۱۰۰ برابر حد مجاز گزارش شده است. در نیروگاه دماوند نیز مقدار گوگرد بیش از ۱۰ برابر استاندارد استفاده میشود.»
پیام ما گزارش داد شهرری، باقرشهر، آزادگان و مناطق ۱۸ و ۲۲ تهران بیشترین غلظت آلایندهها را دارند و آلودگی از این مناطق به مرکز و جنوب تهران گسترش یافته است. این روزنامه تأکید کرد از ابتدای سال تا ۵ آذر ۱۴۰۴، میزان ذرات معلق در تهران ۱۳ درصد بیشتر از مدت مشابه سال ۱۴۰۳ بوده است؛ آماری که روند تشدید آلودگی در پایتخت را نشان میدهد.
این در حالی است که بر اساس اعلام شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، میانگین کیفیت هوای پایتخت هماکنون (۱۰ آذر) برای دهمین روز پیاپی در وضعیت «ناسالم برای همه گروهها» قرار دارد.
انتشار یک جمله کوتاه از آیتالله سیستانی، این روزها به دردسری بزرگ برای حکومت خامنهای تبدیل شده است؛ جملهای بهظاهر ساده، با پیامدهایی که میتواند برای ساختار مذهبی-امنیتی جمهوری اسلامی بسیار سنگین باشد: «من به مومنین توصیه میکنم پشت سر کسی که حقوق دولتی میگیرد نماز نخوانند.»
این توصیه فقهی، در پاسخ به پرسش سادهای مطرح شده بود: در برخی کشورهای اسلامی دولت به امامان جماعت حقوق میدهد؛ نظر شما در این باره چیست؟
پاسخ آیتالله سیستانی، فراتر از یک نظر فقهی معمول، به چالشی مستقیم برای مبانی حکومت مذهبی در ایران تبدیل شده است. او توضیح میدهد که دلیل توصیهاش به «نماز نخواندن» پشت سر امام جماعتی که از حکومت حقوق میگیرد، «حفظ جایگاه امام جماعت از هرگونه دخالت دولت، در اکنون و آینده» است.
همین چند خط، یک حمله بنیادین به مدل حکومتی است که جمهوری اسلامی طی ۴۷ سال بنا کرده است: حکومتی کردنِ روحانیت و خریدن وفاداری هزاران امام جمعه و امام جماعت با بودجه عمومی.
چرا این موضوع برای حکومت خامنهای دردناک است؟
پیش از ورود به این بحث، باید توجه کرد که برای بسیاری از مردم امروز ایران، اختلافات درونی نهاد موسوم به روحانیت اهمیتی ندارد؛ نه نگاه سیستانی برایشان جذاب است و نه نگاه خامنهای. ایرانیان پس از تجربه طولانی و پرهزینه حکومت دینی، تا حد زیادی از مباحث فقهی فاصله گرفتهاند و اختلافات میان اعضای این نهاد مذهبی نیز برای آنها اهمیت زیادی ندارد.
اینجا، نکته حائز اهمیت، پیامد سیاسی این فتوای سیستانی است، نه بحثهای درونحوزوی.
حتی نزد مذهبیهای سنتی که هنوز در مناسکی چون نماز جماعت شرکت میکنند، سیستانی مرجعی معتبر و بالاتر از خامنهای است. او از جایگاهی بالاتر میگوید که «وابستگی ساختاری روحانیت به دولت» محل اشکال است. این را میتوان ضربهای محکم به همان اندک مشروعیتی دانست که حکومت خامنهای میان گروههای محدودی از مؤمنان به تشیع حفظ کرده است.
به بیان روشنتر؛ سیستانی نه فقط امام جماعت حقوقبگیر را زیر سوال میبَرَد، بلکه در عمل کل ساختار مدل حکومتی ولایت فقیه را که بر همین امام جماعتها و امام جمعههای منصوب حکومت متکی است، به چالش میکشد.
جمهوری اسلامی چگونه روحانیت را وابسته کرد؟
بنیاد قدرت جمهوری اسلامی بر «وابستهسازی روحانیت» بنا شده است؛ سیستمی که در آن حدود ۳۰ هزار امام جماعت در مساجد، دهها هزار امام جماعت در ادارات دولتی، ۸۵۰ امام جمعه در شهرها و ۳۱ نماینده ولی فقیه در استانها مشغول به کارند.
بیشترِ امامان جماعت در ادارهها و امامان جمعه و نمایندگان ولی فقیه در سراسر کشور از دولت حقوق، امکانات، دفتر، راننده و جایگاه رسمی میگیرند. حکومت با این شبکه عظیم، پیامهای سیاسی خود را در سراسر کشور توزیع میکند.
اکنون آیتالله سیستانی میگوید به نماز ایستادن پشت سر این افراد توصیه نمیشود یا به عبارتی از نظر شرعی بهتر است پشت سر این افراد نماز نخواند.
این یعنی از مساجد محلات که عمدتا پایگاه های بسیج هستند تا نماز جمعههای مراکز استانها، همگی، زیر سوال رفتهاند.
برای مثال، کارمندان نهادها و وزارتخانهها میدانند که امام جماعت اداره معمولا فقط نزدیک اذان ظهر میآید، نیم ساعت نماز میخواند و حقوق و مزایا دریافت میکند. در بسیاری از ادارهها، نماز جماعت به ابزار کنترل و امتیازدهی اداری تبدیل شده است. اکنون سیستانی میگوید پشت سر چنین افرادی نباید نماز خواند.
نکته مهمتر این است که سیستانی از جایگاهی بالاتر و مستقل، دقیقا نقطهای را هدف گرفته است که خامنهای ۳۶ سال برای تثبیت آن تلاش کرده است: وابستهسازی کامل حوزههای علمیه به حکومت.
خامنهای با ایجاد شورای عالی حوزهها، مرکز مدیریت حوزهها و اختصاص بودجههای گسترده به آنها، استقلال مورد ادعای روحانیت شیعه را از بین برد. این روند چنان شدید بود که حتی بسیاری از روحانیان سنتی از «دولتی شدن کامل حوزهها» انتقاد کردهاند.
سیستانی اکنون در نقطه مقابل این سیاست ایستاده و میگوید که روحانیت اگر وابسته به حکومت شود، جایگاهش نابود میشود و مردم نباید پشت سر این روحانیون مواجب بگیر حکومت نماز بخوانند.
این سخن، نه تنها سلسلهمراتب امامان جماعت و جمعه را مخدوش میکند، بلکه در عمل ریشه نظری ولایت فقیه را هم هدف گرفته است.
پیام بزرگتر: ردد مدل حکومتی جمهوری اسلامی
نکته قابل توجه دیگر این است که سیستانی پس از سقوط صدام، با وجود قدرت و نفوذ اجتماعی گسترده، هیچ تلاشی برای ایجاد نسخهای از «ولایت فقیه» در عراق نکرد، چون این مدل را از اساس اشتباه و ناکارآمد میدانست.
امروز نیز با همین منطق میگوید روحانیت نباید در ساختار دولت حل شود؛ چیزی که ستون اصلی جمهوری اسلامی و مایه بقای آن است.
داوری مردم در قبال حکومت دینی
باید به نکتهای مهمتر بازگردیم: فارغ از آنچه سیستانی یا خامنهای میگویند، داوری مردم درباره حکومت دینی در ایران روشن است.
پس از چهار دهه تجربه تلخ، سیاه، خونین و شکست خورده جمهوری اسلامی، اکثریت جامعه نه تنها از حکومت دینی عبور کردهاند، بلکه معتقدند دین نباید نقشی در حکومت داشته باشد.
اگر انتخابات آزاد وجود داشت، مردم بهصراحت این ساختار حکومت دینی را کنار میگذاشتند؛ حقیقتی که تمام جناحهای جمهوری اسلامی، از اصولگرا تا اصلاحطلب، بهخوبی میدانند. به همین دلیل است که هیچکدام اجازه انتخابات آزاد نمیدهند.